سایر منابع:
سایر خبرها
دلیل جالب یک زن برای 40سال لبخند نزدن!
طول 40 سال گذشته هیچگاه لبخند نزده است حتی زمانی که دخترش به دنیا آمد! تیس در این باره می گوید: من از چین و چروک ها در صورتم رنج نمی کشم؛ زیرا خودم را آموزش دادم که عضلات صورتم را تحت کنترل داشته باشم. همه از من می پرسند که آیا تاکنون بوتاکس تزریق کرده ام؛ اما من می دانم که علت این امر نخندیدن و یا لبخند نزدن از زمانی که نوجوان بودم. نتیجه تصمیم من این بود که هیچ چین و چروکی در صورتم دیده نشود. وی افزود” بله من خوشحال و شاد هستم و دوست دارم که جوانی خود را حفظ کنم. شیوه من از بوتاکس بسیار طبیعی تر است و تاثیر آن از هرگونه ماده بهداشتی و آرایشی گران قیمت بیشتر است”. ...
احمدی نژاد: در سخنانم دروغ و اغراق وجود ندارد
رییس دولت نهم و دهم با بیان اینکه برخی مشکلات قابل تحمل نیست گفت: اگر قرار باشد کسی نقدی انجام دهد آن شخص من هستم زیرا من جای جای ایران و جهان را دیده ام و نسبت به مشکلات اطلاع دارم اما اکنون جای نقد نیست. به گزارش جنوب نیوز؛ محمود احمدی نژاد امشب که با همراهی مرتضی تمدن، غلامحسین الهام، علی اکبر جوانفکر و ثمره هاشمی در مسجد دولت آباد شهرری حضور یافت، در سخنانی با اشاره به اینکه من قصد
از بچگی دوست داشتم در استقلال بازی کنم
نظر گرفته شده، مربیان به خوبی شناخت دارند و تیم خوبی هم در اختیار داریم. بازیکن جدید تیم فوتبال استقلال همچنین اظهار کرد: در مورد باشگاه من باید بگویم مدیر برنامه هایم با پرسپولیس صحبتی انجام داده بود اما خودم نه. از بچگی استقلالی بودم. از زمان علی دایی از پرسپولیس پیشنهاد داشتم و تمایل داشتم به این تیم بیایم اما با مشورت با بزرگترها راه آهن را انتخاب کردم. در حال حاضر از امیر قلعه نویی
سرداری که به خانه ای زیر پونز نقشه رضایت داد
شد، قرار شد کارهای اداری اش را پیگیری کنیم که چون حاج حمید وقت نداشت، من کارها را انجام می دادم. در حقیقت به اصرار حاج حمید، مسئولیت پایگاه را قبول کردم اما همیشه خودم را نیروی ایشان می دانستم. شما نیروی اداری بودید یا نظامی؟ من در زمان جنگ در اطلاعات عملیات بودم و بعد از آن به حوزه نمایندگی ولی فقیه آمدم. البته خیلی علاقمند بودم که در خدمت حاج حمید باشم که متاسفانه توفیق نشد
جانبازی که 33سال نخوابیده است+عکس
جانبازی رد کرده است در حالی که جانبازان نقص عضو باید 50 درصد جانبازی بگیرند. چون در روستا زندگی می کردیم بی نام و نشان بودم الان هم دور از شهر هستم به همین خاطر یکی دو سالی بیشتر نیست که از بنیاد شهید پیگیر کارم شده اند البته در تمام این سال ها مخارج درمانی ام را بنیاد شهید پرداخت کرده و الان نیز زیر نظر پزشک بنیاد شهید هستم. کسی از بی خوابی ام خبر نداشت وی اظهار داشت: خانواده
فیلم های درخشان سینمای ایران کم شده است/ جوانان را جدی بگیریم
باشند و امیدوارم در سال های آینده کارهای بهتری داشته باشم. او درباره رشته تحصیلی اش گفت: در حال حاضر در حال ادامه تحصیل در رشته روانشناسی بالینی هستم . بازیگر فیلم دو زن در مورد ادامه کارش در بازیگری یا روانشناسی توضیح داد: می خواهم همه چیز را با هم ادامه دهم ، سینما برایم بسیار جذاب است و جای خودش را دارد اما در حال حاضر درس خواندن برایم در الویت است. بازیگر فیلم
درخشان؛ خیلی بدشانس هستیم
تصمیمات من ایراد دارند و اشتباه هستند. اگر به بازیکن ایرانی می دادم و خراب می کرد باز هم حرف و حدیث بود، اگر این توپ توی گل می رفت همه چیز تمام می شد. * اما برخلاف نظر شما اکثر پیشکسوتان معتقدند که مشکل پرسپولیس تاکتیکی است؟ - من 17 سال برای پرسپولیس بازی کرده ام و مربی این تیم هم بوده ام. هم کاپیتان پرسپولیس بودم و هم تیم ملی، هر چند تنها علی پروین سابقه اش در پرسپولیس از من
دو حدیث آخرالزمانی از زبان دو شیعه آلمانی/ از مونستر آلمان تا قم/ رفتار متفاوت خادمه سیده معصومه با لی لی
باشگاه خبرنگاران یکی از اتوبوس هایی که روی خط مستقیم خیابان ولیعصر(عج) به پایین سر می خورد، در ایستگاه طالقانی متوقف شد. ساعت ده دقیقه به 8 در خنکای صبح 14 بهمن به لابی هتل "پارسیان انقلاب" رسیدم و طبق برنامه ای که روزهای گذشته هماهنگ شده بود، قرار بود در سفری یک روزه به قم- جمکران با یک گروه مستندساز و چهار مسافر شیعه از آلمان همراه باشم: شیخ "حسین" (Hussain)، "لی لی" (Lili)، "فاتن" و "داوود
پناهیان: تمام اروپایی ها باید بدانند که مادر امام زمان ما یک اروپایی است
با خودم روایاتی- از اهل بیت(ع)- دارم. بعد هم روایات را به او نشان می دهد و آن پیرمرد به او اطمینان پیدا می کند. آن پیرمرد داستانی از زندگی خودش را نقل می کند که در ارتباط با امام حسن عسکری(ع) بوده است. داستان از این قرار بود که او مدت ها خدمت امام هادی(ع) می رسیده است. و امام هادی(ع) به ایشان احکامی را آموزش می دادند؛ از جمله احکامی که امام(ع) به او یاد داده بود، احکام خرید و فروش غلام
نزدیکتر ؛ اثری اقتباسی نیست
العاده بود. بهرام بدخشانی(مدیر فیلمبرداری) نیز با اشاره به اینکه ساختن فیلمی رئال در یک لوکیشن تا حدودی سخت بود؛ ادامه داد: این فضا توسط گروه و کارگردان برای ما کاملاً مهیا شد. به عنوان فردی که سال ها در این حیطه فعالیت می کنم؛ کار اغلب بچه های فیلم بردار را دیدم و دوست دارم در این باره نقدی داشته باشم. چرا فیلم بردار های ما اصرار دارند فضای موجود در تهران را بسیار آبی جلوه دهند و
در دنیای تو ساعت چند است؟ بارش است؛ باران نیست
بزرگ بودند. من چند ایده داشتم که دو ایده آن برای فیلم بلند بود و این فیلم از ابتدا برای این تیم نوشته شده بود. حدود 4 یا 5 سال طول کشید که سناریو کامل شود و ما سرمایه گذار مناسب را پیدا کنیم. درنهایت تمام زحمات به دوش آقای مصفا افتاد. او درباره حضور زهرا خوشکام در فیلم خود گفت: این اتفاق به دلیل لطف ایشان به من افتاد و اینکه ایشان اعتماد داشتند که در یک فیلم خانوادگی هستند، باعث شد که
کلیدهای ماندگاری یک رابطه عاشقانه
تر و بهتری از شخصیتم، آشکار می شود؟ آیا وقتی با او هستم، بخش ناشایست شخصیتم بروز می کند؟ یا ترکیبی از هر دو است؟ اگر این طور است، در کدام موقعیتی که با همسرم هستم، فرد بهتری هستم؟ در نهایت، آیا من در این رابطه، خودم را دوست دارم؟ علاوه بر این، باید از خودتان بپرسید: شخصیت همسرم در ارتباط عاطفی با من چگونه است؟ یا کدام قسمت از وجودش را در کنار من بیشتر بروز می دهد؟ پاسخ
عاقبت شوم ازدواج مجدد
گرفتند و می بوسیدند. آن روز پسرک فهمید که دیگر پدرش را نخواهد دید. احمد آقا صبح زود که پسرش را با موتور به مدرسه رسانده بود در یک تصادف جان باخته و حالا مهدی باید تا آخر عمر داغ یتیمی و نداشتن پدر را به دوش می کشید. مهدی فقط هشت سال داشت و برایش خیلی سخت بود که دیگر پدرش را که عاشقانه او دوست داشت، نبیند. چند روزی از این ماجرا گذشت. کم کم فامیل و دوست و آشنا از دور و برشان
مادر شوهر به نو عروس اش زندگی دوباره بخشید
باشد.در ادامه سوگند در جایگاه قرار گرفت تا در مورد اتهام قتل عمدی از خود دفاع کند. وی گفت: قبول دارم چاقو به دست من وارد بدن شوهرم شد اما من قصد کشتن او را نداشتم. من و شوهرم حمید تازه با هم ازدواج کرده بودیم البته مدت طولانی با هم نامزد بودیم.از همان روزهای اول نامزدی حمید با من بدرفتاری می کرد. او چندین بار در دوران نامزدی مرا زد. با این حال تحمل می کردم، همه به من می گفتند این بدرفتاری ها به
این مرد می گوید رئیس جمهور بعدی ایران است! +عکس
برخورد می شد چون هم از عوامل فتنه و عامل فساد است. گرچه ان ها که دود در آسمان می دیدند آتش فتنه را روشن کردند منظورم آقای هاشمی است. *قبول دارم تورم زیاد است من خودم اگر نماینده مجلس بودم به غضنفری رای نمی دادم چون وزیر ناتوانی بود. *ما در تهران فشار اقتصادی داریم اما اگر در شهرهای سیستان و بلوچستان وکردستان و هرمزگان بروید و بگویید ما طرفدار احمدی نژاد هستیم روی دست شما را
خواهرم فاسد بود او را کشتم!
فراموش می کنم تو چه کرده ای. ما پدر نداشتیم و با مادرمان زندگی می کردیم. نبود پدر باعث شده بود الناز فکر کند می تواند هر کاری دوست دارد انجام دهد. فکر می کردم تذکری که به او دادم کافی است و با اینکه با من جروبحث کرد اما دیگر به آن روابط ادامه نمی دهد. علی در ادامه گفت: خواهرم چندروز قبل از حادثه از خانه بیرون رفت زمانی که من به منزل رفتم و از مادرم پرسیدم الناز کجاست، جواب داد با دوستانش بیرون رفته است
ناگفته هایی از روابط خانوادگی و سوابق سیاسی، نظامی و مدیریتی صادق محصولی
طاعات و عبادات را در این ماه مبارک رمضان برای همه هموطنان عزیزم دارم. در مورد این سؤالی که فرمودید در واقع فکر کنم اگر بخواهیم پاسخ بدهیم، یک روز هم کفایت نکند چه برسد به چند دقیقه ولی خب حالا در حد وسع این برنامه عرض می کنم که من متولد سال 1338 ارومیه هستم، در دبیرستان رشته ریاضی خواندم و سال 56 رشته مهندسی عمران یا راه و ساختمان سابق در دانشگاه علم و صنعت قبول شدم و ادامه تحصیل دادم. از سال 56 از
تکدی گری هم سرقفلی دارد!
معصومه صدایش می کنند و با همه بازی گوشی اش کمک خرج مادر است. یقیناً واژه تکدی گری را نمی فهمد اما از آن موقع که خود را شناخته دستش جلوی دیگران برای گرفتن پول دراز بوده و تمام 9 سال عمرش را به آمدن برادرهایش به دنیا و در مقابل پول، رفتنشان گذشته و حالا باز هم منتظر بچه ای در راه هستند. پابرهنه در خیابان های شهر جولان می دهد. دست و صورتش را با زغال سیاه کرده. می گوید که خانه شان زیر گذر مولوی است و
پدرانی که به دست پسرشان کشته شدند!
قرار گرفتند. آنها متوجه شدند درگیری بین پدر و پسری رخ داده و فرید، پسر 19ساله خانواده بعد از اینکه با پدرش درگیر شده چاقویی برداشته و او را به قتل رسانده است. فرید بعد از بازداشت گفت: پدرم سابقه دار بود و ما با او مشکل داشتیم.روز حادثه صبح زود بیدار شد و چراغ خانه را روشن کرد من هم به او معترض شدم و همین باعث درگیری بین ما شد. من نتوانستم خودم را کنترل کنم، چاقویی برداشتم و به او گفتم اگر دوباره
خود شما متهم ردیف اول هستید!
وقت و همه جا، برای پر کردن سکوت مهمانی ها، در لابه لای پوست کندن سیب و پر پر کردن پرتقال، می توانند مورد استفاده قرار گیرند. از جمله ی این بحث ها مدرک گرایی جامعه ی ما و ظاهربینی جامعه ی ما و عددی فکر کردن و پررنگ بودن معیارهای پولی در میان مردم ماست . نسل امروز ما، در مقابل بسیاری از پدرها و مادرها متهم است. متهم به مدرک گرایی. متهم به پول پرستی. متهم به زیرپا گذاشتن اخلاق. متهم به امیدنداشتن به
تشکیل باند بزرگ سرقت پس از آزادی از زندان/ "محسن.م": پس از دستگیری متوجه شدم تا چند ماه دیگر پدر می شوم+ ...
داشتم تا به آنها پول خرد بدهم ناگهان ترک نشین موتور اقدام به قاپیدن گوشی کرد" . مالباخته ای دیگر با اشاره به سرقت گوشی تلفن همراهش به شیوه زورگیری ، به کارآگاهان گفت : "در ساعت 19:30 مورخه اول مردادماه سال جاری در خیابان 17 شهریور در حال صحبت کردن با تلفن همراهم بودم که یک نفر گوشی را محکم از دستم کشید و به داخل کوچه ای شروع به دویدن کرد ؛ در داخل کوچه توانستم خودم را به این جوان برسانم
اسرار ویلای گل سرخ
گارودا در همان نزدیکی ها بود فریاد زدم : - بازم داری با من بازی می کنی ؟ این دفعه بازی رو من تمومش می کنم . . . مطمئن باش . با سرعت و بدون هیچ احتیاطی خودم را به راهروی قبلی و سرانجام به در بسته رساندم . کلید شکل خاصی داشت و شبیه به هیچ نوع کلید دیگری که دیده بودم و به خاطر داشتم ، نبود . در نگاه اول ، جایی که بشود کلید را در آن محل قرار داد و به کمک آن در را باز کرد ، ندیدم . از
برای خودم تقاضای اشد مجازات را دارم!
دادگاه برای خودم تقاضای اشد مجازات را دارم چون دیگر برای من فرقی نمی کند چه حکمی در مورد من صادر شود. دست شما را هم می بوسم. قاضی مدیرخراسانی از متهم پرسید شما چقدر دریافت کردید؟ متهم پاسخ داد: من هیچ وجهی دریافت نکردم. کل پولی هم که به حساب هسمرم ریخته بودم را به آقای "ف" برگرداندم. من اگر می دانستم جریان از این قرار است حداقل به این کار ادامه می دادم تا زندگی ام اینطور سگی نگذرد. در ادامه نماینده
خبر تصویری: چهره ای متفاوت از یک زن افغان در ایران
سال به سال آن را تمدید می کنم. نصیبه که سه خواهر و دو برادر دارد، در مورد وضعیت خانواده اش می گوید: پدرم 64 سال دارد و شغلش کشاورزی است؛ گرچه اکنون به دلیل وضعیت جسمی اش چندان نمی تواند فعالیت کند. مادرم خانه دار است. در مشهد که بودیم به نهضت سوادآموزی رفت و تا پنجم ابتدایی تحصیل کرد ولی بعد از آن، شرایط، اجازه ادامه تحصیل را به او نداد. پدر و مادر نصیبه که فاقد تحصیلات بودند، آرزو داشتند
حقایقی که اشرف پس از هیپنوتیزم لو داد
خواستید؟ اشرف: (سکوت…) روانکاو: خواهش می کنم به یاد بیاورید؟ اشرف: او افسر جوان و زیبایی بود. به من هم بسیار علاقه داشت، از او خواستم که به اتاق خوابم بیاید. آمد، از او خواستم که . . . ، اما فرمان مرا انجام نداد، مرا عصبی و از خود بیخود کرد. روانکاو: چرا دستور شما را اطاعت نکرد؟ اشرف: می ترسید. می گفت که همسر دارم. روانکاو: آیا کسی شما را مؤاخذه نکرد
توطئه برای سیاهی جشن عروسی
نیستم و خانواده ام یاد داده اند مومن و نمازخوان باشم اما وقتی دخترعمویم من را پس زد کینه ای شدم، در مدت 3 سال خیلی به خودم فشار آوردم که بی خیال شوم حتی در میهمانی ها حاضر نمی شدم تا با دیدن مهین اذیت نشوم . وی افزود: وقتی شنیدم قرار است مهین ازدواج کند به هم ریختم، همیشه عکس هایش را در اتاقم نگهداری می کردم خواستم انتقام بگیرم و خودم با مهارتی که به کامپیوتر دارم توانستم این عکس ها را
متهم به قتل عام یک خانواده روز دادگاه بیهوش شد
بلافاصله پول را به حسابش واریز کردم اما نگفت این مبلغ را برای چه کاری می خواهد چون برادرم بود. بعد از آن او نه به خانه اش برگشت و نه تلفنش را جواب داد همه اعضای خانواده نگران او هستیم. در این چند روز همه بیمارستان ها و مراکز پزشکی قانونی را گشته اما ردی از او یا اعضای خانواده اش پیدا نکرده ایم. ماموران در جریان تحقیقاتی که انجام دادند متوجه شدند رضا و همسرش فریبا و دو پسر دوقولویش خانواده ای بسیار
شهید شاه آبادی با عمل، به ما درس می دادند
مهدی(عج) خمینی را نگهدار . یاد همه آن بزرگوران به خیر. نکته پایانی؟ دوست دارم این مصاحبه را با نقل یک خاطره تمام کنم. شبی با آیت الله شهید شاه آبادی تا ساعت دوازده شب در خانه بیدار بودیم که یک باره خوابم گرفت، گفتم آقا، لطفاً این تلفن را از پریز بکشید. آقای شاه آبادی گفتند: نه، اگر یک نفر جایی گرفتار باشد و من خوابیده باشم، جواب خدا را نمی توانم بدهم. و از ما خواهش کردند: شما
زنانی که سکان زندگی را به دست گرفتند/ حکایتی از زنان کارآفرین فارس
شده بودم، چند سال به عنوان حساب دار مشغول به کار بودم و نهایتا به عنوان نیرو وارد صنف تولید شدم. وی ادامه داد: پس از سه سال کار کردن در صنف تولید با خرید یک چرخ خیاطی خودم در خانه مشغول به کار شدم و در سال 87 کارگاه خودم را راه اندازی و با خواهرم مشغول به کار شدم. این کارآفرین گفت: من حتی پیش از دریافت وام از کمیته امداد، به علت سابقه ای که داشتم و چون چوب خوری های کار را کرده
پاسخ بارزانی به پرسشی درباره کمک های حاج قاسم
پیش از این به اینجا آمده بودند. * روابط شیعه و سنی را در عراق چگونه توصیف می کنید؟ -با تأسف شدید، آرزو می کنم که خوب شود و اگر بتوانیم کاری کنیم که بهتر شود، تردیدی نخواهیم کرد، اگر حقیقت را بخواهید، می گویم که روابط بین شیعه و سنی بسیار بد است. * آمریکا اکنون از عراق چه می خواهد؟ - دوست داشتم که جواب این سؤال را می دانستم و کاش که کسی را می یافتم که جواب را