سایر منابع:
سایر خبرها
از رنگ خون خدا عکاسی کردم
به گزارش فرهنگ نیوز، می گوید یک عکاس به خصوص عکاس جنگ نباید پشت لنز دوربینش دچار احساسات، ترس و اضطراب شود زیرا چه تصاویری که در لحظه رخ می دهد و ممکن است برای یکبار اتفاق بیافتد. تجربیاتش را با زبان ساده و صمیمی بیان می کند و می گوید از سال 55 کار عکاسی را زیر نظر ناصر براهیمی آغاز کردم. ماجرای عکاس شدنم هم این است که قرار بود در بخشی از صدا و سیما که تازگی آنجا با وساطت شوهر خواهرم
به توصیه امام عمل کردم و وصیت نامه ها را خواندم...
هم آرپی جی زن داشتیم و سلاح انفرادی هم داشتیم؛ ژ3 و کلاشینکف. نشسته بودیم منتظر که ببینیم اگر آنها احتیاج به کمک داشتند برویم جلو، اگر هم برگشتند که برگردیم عقب. در همین حین دیدیم که دور و بر ما را دارند با توپخانه می کوبند. اتفاقاً زیر یک درختی نشسته بودیم، چون هوا هم گرم بود زیر یک درختی نشسته بودیم که سایه باشد، داشتند همان درخت را که یک گرایی محسوب می شد خودش، یک نشانی محسوب می شد
هرکه می خواهد قاسم را ببیند، او کنار کاظم است
. حدود چند ساعتی گذشت و از آمدن آنها خبری نشد. دیگر یقین پیدا کردم که قلبم گواهی درست می دهد و با اینکه هیچ کس انتظار حرفهای من را نداشت، با صدای بلند گفتم: قاسم هم شهید شده، منتظر او نباشید. قاسم استاد و راهنمای کاظم بود. مگر می شود کاظم شهید شده باشد و قاسم که بی تاب تر از او بود شهید نشده باشد. همانطور که اشک می ریختم، عموی قاسم و کاظم با حالتی متأثر درب را باز کرد و در حالیکه همه به
روز پزشک بر زبان دراز چه گذشت؟
زبان دراز هفته نامه آیینه یزد ماجرای روزی که زبان دراز از سر ارادت خواست روز پزشک را تبریک عرض کند. پیری است و هزار درد و مرض! خلاصه زبان دراززاده ما را برد ساختمان پزشکان شهر جابلقا آن طرف بحرالروم جلوی پارکینگ ایستادیم. نگهبان که شکر خدا را در ردیف قویترین مردان جهان بود گفت: کجا؟ مگر نمی بینی اینجا جای پارک نیست، این جا اختصاص به پزشکان دارد. در این هنگام ماشین بنده با روبرو شدن با این همه ماشین های گرانقیمت احساس خود کم بینی کرد و خودش دنده عقب رفت و از سر خیر پارکینگ گذشتیم. خواستم از آسانسور استفاده کنم که فریادی بلند شد؛ اختصاصیه! فریاد او خیلی موثرتر از نفر قبلی بود. چون بر اثر تکانی که خوردم سنگ کلیه رها شد و چهار طبقه هم نفس زنان بالا رفتم تا خودم را جلوی خانم های منشی دیدم. سلام کردم. دیدم یکی از آنها خیلی کشیده و مهربانانه می گوید: خوبی قربونت! فدات! کجایی؟ ما هم با دیدن [مه لقا] آمدیم خودمانی جواب دهیم که خانم بغل دست با چشم غره و اشاره فهماند که ایشان دارند با موبایل صحبت می کنند و منظورشان شما نیستید.!! بعد از نیم ساعت با گره در ابرو گفت بفرمایید: چون استکان چای جلو او گذاشته بودند، عرض کردم صرف شده!! لبخندی زد و گفت یکی لایک داشت گفتم: بعله دوباره با اخم گفت: فرمایش! عرض کردم وقت می خواستم. گفت: چهار ماه دیگه تشریف بیاورید تا بگم چه موقع مراجعه کنید.!! گفتم: خودم یا بازماندگانم بیایند!! عرض کردم: خانم از درد دارم می میرم در این هنگام زبان دراززاده هم دو تا خیابان آن طرف تر داخل کوچه جای پارک پیدا کرده بود و رسید و التماس کرد و گفت: وضع زبان دراز روبراه نیست و... دل بغل دستی سوخت و گفت حالا که مریض اورژانسی هستید بفرمایید بنشینید اون گوشه تا صدا بزنم.!! بعد از مدتی که به اتاق انتظار هدایت شدم دیدم عده ای یزدی، کرد و عرب، بلوچ و لر، ترک و گیلک و مازنی تا اهالی محترم بنادر جنوب ردیف نشسته اند خلاصه یک بعد از نیمه شب گفت: آقا شما که اورژانسی هستی بفرمائید خدمت خانم منشی. ایشان هم با هزار منت گفت: نمره یکصدوپانزده نیامده نمره او باشد برای شما عرض کردم شماره چند رفته خدمت دکتر. فرمودند نودویکم البته اورژانسی بودم و با لطف و محبت چند نفر از منشی ها ساعت دوونیم بعد از نصف شب دکتر را دیدم اما فراموش کردم روز پزشک را به ایشان تبریک بگویم. گرچه هیبت و شوکت نگهبان پارکینگ و چهار طبقه پله ها را طی کردن تقریباً موثر بود و مشکل تا حدی حل شده بود !! زبان دراز ...
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
پلاستیکی تزئین شده و دفتر کارش را دو گلدان بزرگ حاوی گل های مصنوعی زینت داده است! بهانه گفت وگوی مان اظهارات اخیر زنگنه درباره بدهی بیش از 2 میلیارد دلاری او به وزارت نفت است؛ بدهی ای که او معتقد است رقمش یک میلیارد و دویست میلیون یورو است. ساعت 8 شب مصاحبه را آغاز می کنیم و تا ساعت 11 شب ادامه می دهیم. اواخر مصاحبه است که مادرش زنگ می زند تا جویای فرزند میلیاردرش شود. جوانی که در آستانه
نقش عوامل نامرئی در تربیت از نظر اسلام
پشت سرش، او را از فرمان خدا محافظت می کنند و خدا نعمتی را که نزد گروهی هست تغییر ندهد، تا آنچه را که ایشان در ضمیرشان هست تغییر دهند و چون خدا برای گروهی بدی بخواهد هیچ نمی تواند جلو آن را بگیرد و برای ایشان غیر از خدا ادراک کننده ای نیست (تفسیر المیزان، جلد11، صفحه 414). علامه طباطبایی (ره) در قسمتی از تفسیر این آیه می فرمایند: ... خدای تعالی این معقبات را قرار داده و بر انسان موکل
پرزیدنت روحانی مچکریم
خودمان در نیروی هوایی رفتم و پس از خواندن نماز عید به منزل برگشتم. نزدیک ساعت 12 بود که می خواستم برای رفتن به منزل دایی آماده شوم که ناگهان زنگ به صدا درآمد و من برای بازکردن درب به سمت درب کوچه رفتم. هنوز در را باز نکرده بودم که شیخ جوانی را از پشت شیشه درب ورودی منزل دیدم که به نظرم مشکوک آمد و در یک لحظه از ذهنم گذشت که خوب است احتیاط کنم و در را باز نکنم. سریع برگشتم و کلت خودم را مسلح کردم و
آغاز فصل گردشگری در گرمترین نقطه زمین با نبود اقامتگاه کویری
درجه نیز می گذرد و در حقیقت از نیمه فروردین ماه تا پایان تابستان امکان حضور در طول روز در این منطقه وجود ندارد و به ناچار گردشگری در طول شب انجام می شود. اما با سرد شدن هوا در اوایل پاییز شهداد هوایی بهاری به خود می گیرد و امکان حضور روزانه در کویر مهیا می شود در این زمان از سال دمای هوا در کویر به حداکثر 27 درجه سانتی گراد می رسد و به سادگی گردشگران می توانند در گرم ترین نقطه زمین حضور
روایت رامبد از سخت ترین و عزیزترین خندوانه
سخت بود. احساس ناتوانی و کوچیکی می کردم در کنارشون. و عزیز هم بودن به خاطر....!! اینا اعترافاتی بود که باید در گوشی با شما می کردم. رامبد جوان از کاربران درخواست کرده است که پُستی به غیر از برنامه شب گذشته با حضور جانبازان در صفحه اش نگذارند و توضیح داد: خواهش می کنم، خواهش می کنم و باز هم خواهش می کنم توی این پست هیچ کدومتون چیزی غیر از حالتون با برنامه ی امشب نذاره. شامگاه
پیش از انجام آزمایش چکار کنیم؟
از انجام آزمایش از نوشیدن مقادیر زیاد آب و سایر مایعات اجتناب نمایید و توجه داشته باشید که بهترین نمونه برای تشخیص عفونت های ادراری نخستین نمونه ادرار صبحگاهی است. 2. دستهای خود و چین های پوستی دستگاه تناسلی را کاملاً با آب و صابون شسته و به خوبی با دستمال کاغذی یک بار مصرف اطراف مقعد و پیشابرا را از جلو به عقب خشک کنید. 3. درب ظرف ادرار را با احتیاط باز کنید، بدون آنکه دست
چهره ها در شبکه های اجتماعی (164)
در پشت صحنه فیلم جدیدش که ظاهراً نقش یک زن روستایی را بر عهده دارد. باورتان می شود نصرالله رادش پسر به این بزرگی داشته باشد؟! سلفی اخمالوی هادی کاظمی که یک جان عمه ات بیخیال شو ی خفیفی در چشمانش دارد. بهاره جان می گذاشتی تولد سال بعدش را تبریک میگفتی سنگین تر بود! یاسمین خانم بنفشه خواه و بلایی که بابا بیژن سرش آورده است! عبدالرضا اکبری و
آخرین نفری بودم که حاج همت را پیش از شهادت بوسیدم/ فکر کردند زنده نمی مانم، خبر شهادتم را دادند!
خط آرایش یافت. فرمانده گروهان شهید رسولی بود. ساعت 2 نیمه شب گفتم: صدای لودر می آید. شهید رسولی گفت: نه تانک ها حرکت کردند. صبح که هوا روشن شد تا جایی که چشم کار می کرد تانک بود که به سمت ما می آمد. فاصله ما تا بعثی ها حدود 8 کیلومتر بود. فرمانده گردان گفت: ده نفر از رزمندگان شهادت طلب، داوطلب شوند تا از پیشروی دشمن جلوگیری کنند و گردان عقب نشینی کند. من داوطلب شدم ولی قبول نکردند. با
جزییات 17 ساعت شکنجه هولناک در چیتگر
تکرار کردند دختر جوان این موضوع را با آنها مطرح کرد و قرار شد تا بامداد روز دوشنبه در محلی خارج از شهر تهران برای تحویل پول به آدم ربایان حاضر شود. ساعت 3 بامداد روز دوشنبه درحالی که مرد ربوده شده در صندلی عقب یک خودرو پراید بود، به همراه 2 نفر از آدم ربایان به محل قرار در یکی از بیابان های وردآورد آمدند. در همین لحظه عملیات پلیسی آغاز شد. ماموران بلافاصله وارد عمل شدند و توانستند مرد گروگان را
هزار نکته غیرحسن بباید تا شجریان شوی...
روز اجرا که به دیدن شجریان رفتم با کمال تعجب دیدم که شدیدا دچار آنژین شده و حتی نمی توانست حرف بزند. گفتم شب چه کار می کنی؟ گفت: یه کاریش می کنم! شب وقتی روی صحنه رفتم با کمال حیرت و تعجب دیدم شروع به آوازخواندن کرد، چه آوازی! بدون کوچک ترین گیر و گرفتی، آنتراک که شد و پشت صحنه رفتیم باز دیدم صدا، صدای سرماخوردگی است، و حرف زدن با زحمت! بخشی از این اجرا که در دستگاه شور بود در نوار جان عشاق به
راه برون رفت ایران خودرو از بن بست
اندازه یک چرخ از محصولات این شرکت ها نمی ارزد؟ چرا درب خودروهای روز دنیا همانند درب یخچال بسته می شود ولی درب پارس و سمند را باید آنچنان محکم به هم زد که همسایه را نصف شب از خواب بیدار می کند! چرا با وجود سیستم های فوق پیشرفته تست خودرو در شرکت ایران خودرو باز هم مشتری از صبح روز بعد از تحویل خودرو دائم باید برای رفع عیوب خودرو به نمایندگی ها مراجعه نماید؟ طبق آمار ارائه شده، به طور متوسط
ماجرای نفوذ یک رزمنده لامردی به قلب خاک دشمن
کردیم. حدود غروب بود که از نشانه های مرز ایران و عراق خارج و به داخل عراق رفتیم. اصلا نمیدانستم به کجا می روم، فقط تا این حد می دانستم که از ایران خارج شده ام. دیگر هوا کاملا تاریک شده بود، نه شهری نه رزمنده ای و حتی از خودرو هم خبری نیست. حدود ساعت 10-11 شب بود که خودرو توقف کرد و گفتند پیاده شوید. داخل سنگری هدایت شدیم. هوا بسیار سرد بود، در مجموع 4 نفر داخل این سنگر بودیم
خاطره روز اول مدرسه
. کیفم دیگر خیلی سنگین شده بود. آن را گرفتم و با دست دیگر اشک هایم را پاک می کردم از محوطه دفتر خارج شدم. دوان دوان تمام مسیر صبح را طی کردم به پشت درب خانه رسیدم. از صدای گریه ام بدون اینکه به درب اشاره ای کنم درب خانه باز شد. مادرم در حالی که دو دست خود را باز کرده بود گفت: چی شده؟ و مرا بغل گرفت و من از زور گریه و متعلقات آن نمی توانستم حرف بزنم مادرم به من دلداری داد و با یک لیوان آب
کادوهای عروسیش را به خانواده های شهدا داد
صحرایی. حمایلش را پر از گلوله کرد. آرپی جی را گرفت توی دستش. خودش را کشید جلو. چند تا تانک را نشانه گرفت . به هیچ کدام نخورد. گرد و خاک بلند شد. نمی توانست جایش را عوض کند. خاک ریز را زیر آتش گرفتند. بی هوش شده بود. بردندش عقب. نفهمیده بود. مرد زاهد شب شب جمعه، دعای کمیل می خواند . اشک همه را در می آورد. بلند می شد. راه می افتاد توی بیابان؛ پای برهنه. روی رملها می دوید. گریه می کرد
یک ماه خواب و خوراک را از خودمان گرفتیم تا گُل شهرهای ایران آزاد شود
امکاناتشان را جا داده و سنگر فرماندهی هم مهیای برگزاری جلسه با یگان ها بود. از هفدهم فروردین 1361 که کاملا استقرار پیدا کردیم تا شب دهم اردیبهشت که عملیات آغاز شد، کارمان شده بود رفتن هر روزه به قرارگاه مرکزی و پشت سرش برگزاری جلسه با فرماندهان تیپ های 14 امام حسین(ع)، 8 نجف و 25 کربلا از سپاه و لشکر 92، تیپ 37 و 55 هوابرد از ارتش، تا سرانجام مطابق نقشه ی کلی جنگ، قرار شد شب دهم اردیبهشت در سه نقطه
10 خودروی برتر نمایشگاه فرانکفورت +عکس
بسیاری به مدل 2018 دارد و تا حد زیادی از زبان طراحی کنونی آئودی در ظاهرش استفاده شده. علاوه بر این، پروفسور دکتر Ulrich Hackenberg از آئودی، کواترو را پیش نمایشی برای مدل پیش رو خواند. ای-ترون نیرویش را از سه موتور الکتریکی می گیرد – دوتا در محور عقب و دیگری در محور جلو. این ست آپ به خودرو کمک می کند تا از فواید گشتاور لحظه ای و کشش چهار چرخه نهایت استفاده را ببرد. در رانندگی های معمولی
مک آلیستر: بنتکه در ناحیه همسترینگ احساس درد دارد؛ اوضاع در تمرینات خوب است
آن ها خواهیم جنگید. برای بازی مقابل کارلایل به مانند هر بازی دیگری آماده می شویم. آن ها بازی خوبی مقابل کوئینز پارک رنجرز انجام دادند و پیروز شدند. آن ها در آن بازی عقب ننشستند. بلکه جلو آمدند و باز کار کردند. آن ها به اینجا هم می آیند و تلاش خواهند کرد به هم پاس بدهند. او در خصوص وضعیت کریستین بنتکه که در دیدار اخیر مصدوم و تعویض شد گفت: کریستین امروز MRI گرفت و امیدواریم که بفهمیم مشکل از کجاست. او در همسترینگ احساس دردی جزئی دارد.
داعش مشهد را به حمله تهدید کرد/ نظر سردار نقدی درباره نحوه نگهداری خاوری/ فروش 260 قطعه زمین با اسناد ...
نفوذی بودن برخی از روزنامه ها کاملا مشهود است. کاظم انبارلوئی در گفتگو با خبر نگار مهر، با اشاره به اخطار روز گذشته نمایندگان مجلس به وزرای اطلاعات و ارشاد در مورد جریان چندصد نفری نفوذی دشمن در روزنامه های زنجیره ای، گفت: اگر رادیو های بیگانه از جمله BBC و صدای آمریکا را باز کنید، می بینید روزنامه نگارانی که در دهه اصلاحات در روزنامه های کشور قلم می زدند، از آنجا با شما سخن می گویند. سردبیر
حوادث کوتاه از کشور
مصدوم بر جای گذاشت. حسین مخلصی افزود: حدود ساعت 5 بامداد سه شنبه یک دستگاه خودرو سمند از مسیر آزادراه نطنز به کاشان در حرکت بود که به علت بی توجهی به جلو و سرعت غیرمجاز، از عقب با یک دستگاه تریلر برخورد کرد. وی ادامه داد: این خودرو حامل 12 تبعه افغانستانی غیرمجاز بود که از نائین تحویل راننده شده بودند تا به مقصد تهران برود. وی با بیان اینکه این حادثه 11 کشته و مجروح برجای گذاشت، تصریح
شهید همت در سپاه مظلوم بود
طرف کوشک و هم از طرف هوا ما را می زدند. واقعاً نمی شد جلو رفت وگرنه بچه ها می رفتند. شاید از دو سمت مشکلی پیش نمی آمد اما از وسط حتماً دچار مشکل می شدیم. شب سوم یا چهارم عملیات خیبر بود که حاج همت خیلی ناراحت بود. با همان حالت به من گفت: محمد! از خدا شهادت خواسته ام. از بچه های بسیج و سپاه خجالت می کشم. اینها می آیند مزدشان را می گیرند (منظورش تیر و ترکش بود) اما من 4 سال است در جنگ و کردستان هستم
خودروی جدید لوتوس با چه امکاناتی به ایران آمده است؟
از پیشانی خودرو آغاز و تا انتها ادامه دارد، حتی چراغ های جلو هم برای هم نوایی با آن طراحی شده اند. چراغ های مه شکن هم در دو گوشه جلو پنجره لبخندگونه قرار گرفته اند. آینه هایی به سبک خودروهای مسابقه ای و طرح خطوط روی بدنه به صورتی است که به نظر می رسد تمام هوای عبوری از این قسمت را به دورن هواکش های پیشرانه که پشت درها قرار دارند هدایت می کند، از مشخصه های نمای کناری الیزه است. نمای عقب الیزه را هم
روایت رامبد جوان از سخت ترین و عزیزترین خندوانه
سربلند دورانند. خندوانه شب گذشته اگرچه تلخ بود اما احساس شیرینی این شکلات تلخ همواره در کام مخاطبان به خوبی خواهد ماند. برنامه خندوانه که این شب ها به یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیون تبدیل شده، پیش از این ساعت 23 از شبکه نسیم به روی آنتن می رفت. ساعت پخش برنامه خندوانه نیز با عقب کشیدن ساعت ها و آغاز سال تحصیلی تغییر کرد. رامبد جوان در برنامه شامگاه گذشته 30
دولت چهاردهمین اخطارش را دریافت کرد/ آمار درگیری نیروی انتظامی با موتورسواران متخلف
به گزارش عرش نیوز جلسه علنی امروز مجلس (31 شهریور 94) ساعت 8:22 و به ریاست علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی آغاز شد. جلسه امروز در حالی آغاز شد که 90 صندلی خالی به چشم می خورد و جلسه با حضور 197 نفر از نمایندگان رسمیت یافت. این در حالی بود که 11 نفر از نمایندگانبرای حضور در این جلسه تاخیر داشتند که اسامی تاخیرکنندگان به شرح ذیل است: علی ایرانپور نماینده مردم
چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ متوقف نشد؟
موجب شود قرارداد نقض شود و چنین جنگ تمام عیاری علیه طرفین ایجاد شود. * انقلاب ما؛ تنها انقلاب جهان سومی که مستقل و بدون تکیه بر ابرقدرت ها پیروز شد - در مثال هایی که برای انقلاب های سطح دنیا گفتید مثل کوبا، ویتنام، کره و... معمولا یک طرف ماجرا یکی از ابرقدرت هاست، اما اتفاقی که برای جنگ ما افتاد اتفاق ویژه ای در اوج جنگ سرد بود. نظر شما در این رابطه چیست؟ همینطور
فرهنگ در رسانه
کردند، نیرویی که بتواند دشمن را متوقف کند وجود نداشت، ولی ساعت 12 شب 31 شهریور 59 گردان یکم تکاوران دریایی با تمام تجهیزات، سلاح و مهمات آماده به جنگ، از بوشهر به سمت خرمشهر حرکت کردند و در ساعت 11 و 30 دقیقه روز اول مهر، این گردان در شهر خرمشهر در مکان های مشخص شده مستقر شدند. هر چند دشمن گفته بود 24 ساعته خرمشهر را به تصرف خود درخواهد آورد، اما طبق طرح های تعریف شده پشتیبان، 4 روز تمام زمینگیر
چند پاراگراف از خوزستان و جنگ...
کنند. اندیمشک. 4 آذر 65 طولانی ترین بمباران هوایی در جهان بعد از جنگ جهانی دوم. 54 هواپیمای عراقی، به مدت یک ساعت و 45 دقیقه بی وقفه شهر را بمباران کردند. وقتی داشتند از آسمان اندیمشک می رفتند پشت سرشان روی زمین 300 کشته و 500 زخمی توی خاک و خون به جا مانده بود. اهواز. شب 31 شهریور 1394 من نشسته ام ناخن های خواهرم را لاک می زنم. کولر گازی جیر جیر می کند