سایر منابع:
سایر خبرها
روایت فاطمه ناهیدی از دوران اسارت
جنگ که شد، همه با هم همراه شدند تا یک وجب از این خاک به دست دشمن سپرده نشود. شانه به شانه جنگیدند. اگرچه اغلب در پشت جبهه ها بودند اما بعضی از آنها جنگ را از نزدیک تر و زاویه ای دیگر لمس کردند. یکی از آنها دکتر فاطمه ناهیدی است که رفته بود تا مرهم بر زخم برادران رزمنده اش گذارد اما اسیر شد و حالا در گفت وگو با شرق از آن سال ها روایت می کند: اگر می خواهید، در این مورد صحبت نکنید اما
تنها راه نجات کشور تبعیت از ولایت فقیه است / برای گرفتن سهمیه جانبازی به جبهه نرفتم
: فرماندهی به نام سردار نصراصفهانی داشتیم که شهید شد؛ او الگوی شجاعت و شهامت و همواره آماده شهادت در راه خدا بود. رسول زاده خاطر نشان کرد: شهید نصراصفهانی شبی به بچه ها گفت می خواهم به شناسایی موقعیت عراقی ها بروم، به من پیشنهاد داد که همراهش بروم و من پذیرفتم. نکته جالب اینجا بود که وقتی وارد شیار شدیم و به سمت سنگرهای دشمن حرکت کردیم من از ترس اینکه تیر بخورم دقیقاً پشت سرش حرکت می کردم و
حرف های شنیدنی یک رزمنده دفاع مقدس
اساس این گزارش؛ به مناسبت هفته دفاع مقدس، پای صبت های یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس در شهرستان دهلران نشستیم شاید پنجره ای بگشاییم تا از این دوران به زمان های دوران دفاع مقدس گشوده شود. نسیم دهلران: کمی از خودتان بگویید. محمد شیخی هستم. متولد 1348 دارای تحصیلات لیسانس علوم سیاسی و مدت 40 ماه در جبهه های حق علیه باطل حضور داشتم و دارای 20 درصد جانبازی می باشم.
بنیاد در آینه مطبوعات
اش در دست دشمن بود. دشمن از رودخانه اروند هم به آبادان اشراف داشت و تا پل خرمشهر را گرفته بود. چند بار هم سعی کرده بود که ازآنجا به آبادان رخنه کند؛ ولی جلویش را گرفته بودند. دشمن در امتداد رودخانه کارون حضور داشت، تا تقاطع بهمن شیر و فیاضیه. ازآنجا آمده بود این طرف کارون و پشت بهمن شیر قرار گرفته و خودش را به جاده ماهشهر رسانده بود. سه راهی ماهشهرآبادان اهواز را هم گرفته بود و راه ازنظر مواصلاتی
جوان ترین جانباز دفاع مقدس +تصاویر
وگرنه هیچ کس از دست شیطنت های من در امان نبود. بچه ها هم که از دست رفتارها و دردسرهای کودکانه من عاصی شده بودند، خیلی متعجب می شدند و می گفتند: محسن! بالاخره تو با یکی رودربایسی داری . خودم هم دلیل آن را نمی دانستم اما خیلی سیدعباس برایم قابل احترام بود، هر وقت مرا می دید دست روی سرم می کشید. یک روز غروب در هفت تپه مقر لشکر ویژه 25 کربلا در دوران دفاع مقدس ، از کنار چادر
می خواستیم کارون را آتش بزنیم تا حصر شکسته شود
کرد... همچنین سه روز قبل از عملیات، دشمن در ادامه فعالیت های خود دو خاکریز تأمینی دیگر احداث و یک گروهان تانک از تیپ 8 را پشت آنها مستقر نمود. سردار رحیم صفوی نیز چنین می گوید: متأسفانه به خاطر وجود عوامل نفوذی و ضعف خودی در حفاظت گفتار و همچنین به دلیل افزایش فعالیت رزمندگان تا حدود زیادی قصد انجام عملیات در این محور برای دشمن محرز گشته بود لذا بیش از پیش به تقویت، تحکیم و تثبیت مواضع
از خربزه گرگاب تا انار شهرضا در جبهه ها
جنگ تبدیل به خلق حماسه ای ماندگار به نام هشت سال دفاع مقدس شد؟ پاسخ این سؤال محور گفت وگوی ما با سردار غلامحسین هاشمی فرمانده واحد ادوات لشکر14 امام حسین(ع) در بخش اعظمی از دفاع مقدس است. آقای هاشمی! به نظر شما مؤلفه های قدرت کشورمان در مقابله با تهدید بزرگی چون حمله دشمن بعثی چه بود؟ مردم ما خود را صاحب انقلاب می دانستند. بنابراین وقتی که یک قدرت خارجی، نظام اسلامی را تهدید
اینجا معراج است؛ آغازی برای عزیمت
شاید الان بیاید. هر که زنگ در خانه را می زد، می گفتم بچه ام پشت در است... بعد از 26 سال جنازه اش را آوردند. بعد از 26 سال گفتند که 26 سال قبل شهید شده بود. بعد از اینکه جنازه اش را دیدم، باور کردم که دیگر نمی آید... شش تابوت معراج، تابوت شهدای گمنام است؛ مردانی که بدون پلاک و اوراق شناسایی بودند. مردانی که در آن هشت سال هویت داشتند و حالا... تعدادشان هم کم نیست. هر چند وقت یک بار، با آمدن
ایثار میراث این طایفه است
درآمدش را به جبهه ها می دادم. محمدتقی جزو نخستین پاسدارهای سپاه ساری بود و همه همرزمانش مانند محمدتقی برزگر، خلیل شمشیربند، مهدی رشتی، رحمت ا... محمدی، محمد توران و اسماعیل خلیلی به دست منافقین به شهادت رسیدند و تنها حمید زارع که ترکشهای فراوانی در بدن دارد، جانباز است. حاج خانم با اشاره به اینکه یکی از دخترانم هم همزمان با محمدتقی پاسدار شده بود، ادامه می دهد: محمدتقی هفت
استان کرمان نقش موثری در دوران دفاع مقدس داشت
به گزارش ایرنا سردار محمد مطهری روز یکشنبه در آیین تودیع و معارفه فرماندهان ناحیه مقاومت بسیج سپاه بافت و ارزوئیه افزود: بایستی از این نظر به خود ببالیم که چنین تفکر عظیم بسیجی و ولایتمداری را به عنوان سرمایه انسانی داریم. وی با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور سال 59 گفت: عملیات ثامن الائمه یکی از عملیات هایی بود که رزمندگان استان کرمان با اعزام دو گردان از مجموع 16 گردان بیشترین سهم را در
بروجردی؛ مردی که شناخته نشد
نداشت. حضور مستقیم او در تمامی مراحل نبرد تا به آن حد ملموس بود که به گفته سردار شهید حاج همت : در جریان پاکسازی محور بانه – سردشت ؛ بعضی از برادران ما، به شهید کاظمی گفته بودند شما به بروجردی بگویید اینقدر جلو نیاید. احتیاجی به آمدن ایشان نیست. ما خودمان می رویم. شهید کاظمی، چندین بار درخواست بچه ها را با بروجردی مطرح کرد. اما هر بار، ایشان چیزی نمی گفت. نهایتا در برابر اصرار موکد شهید کاظمی
حلاوتی که در رهایی از 340 روز حصر به اوج رسید/ باز هم ایمان، حرف اول را زد
استان فارس در این عملیات اشاره کرد و گفت: بدون شک نقش رزمندگان فارس با حضور چند گردان و تشکیل محورهای عملیاتی جزو خاطرات ماندگار در جنگ شده و گردان هایی از ارتش و سپاه فارس یا ترکیب و ادغام با یگان های ارتش جانانه بر دشمن از سه محور تاختند. خط پدافندی دشمن در جاده اهواز آبادان و جاده ماهشهر آبادان توسط رزمندگان فارس شکسته شد و پل مارد در عقبه دشمن شاهد رشادت های بچه های فارس از جمله سردار
لاسجرد؛ از قلعه ی غیر قابل نفوذ اشکانی تا لوکیشن فیلم جمشید مشایخی
خدماتی و مواصلاتی داشته است. اکنون نیز این روستا در مسیر ترانزیت تهران- مشهد قرار دارد و علاوه بر مسافران و زائران به گفته اهالی بومی حتی مهمان خارجی هم دارد. می گویند پس از فتح ایران توسط اسکندر مقدونی وسپس در گذشت این پادشاه مقدونیه باستان، دعوا و اختلافات سختی بین جانشینان او روی داد و فتوحاتش به چند دسته تقسیم شد. در این میان، ایالت پارت به دست سردار معروف مقدونی، سلوکس، افتاد که
برادرم به جرم تضییع بیت المال مرا به داخل هور انداخت
از او اذیت شد که هفت عمل جراحی انجام داد و آخرین عملش که دکترها از مادر دیگر قطع امید کرده بودند، عمل قلب باز بود و دکتر امید نداشت که مادر بهبود یابد. مادرم می گفت: در سی سی یو بودم که پسر شهیدم آمد و سمت چپم نشست و دست گذاشت روی قلبم. بعد بلند شد و به من نگاه کرد و رفت. وقتی می خواست از در بیرون برود، برگشت و نگاه دیگری به من کرد و رفت. دکتری که روز قبل می گفت از بهبودی مادر قطع امید کرده است
آخرین نفری که حاج همت را بوسید+عکس
پد مرکزی متصل بود. روز گذشته من در آن منطقه بودم، نمی توانستم باور کنم که در طی 24 ساعت، دشمن منطقه را تصرف کرده باشد. هر چه به پد مرکزی نزدیک تر می شدم بیشتر مورد اصابت آتش دشمن قرار می گرفتم. دور زدم و به سمت سه راهی برگشتم. انتهای جاده دو نفر ایستاده بودند. یکی از آنها حاج همت بود. ایستادم و رویش را بوسیدم. گفت: چه خبر؟ گفتم اطراف جاده جنازه شهدا بر زمین مانده است اگر ممکن است دستور بدهید تا
روایتِ عکس هایی که قصه دارند و عکس هایی که ساختگی اند
را ثبت می کردم. بدون اراده از چشمانم اشک سرازیر بود و این صحنه ها را ثبت می کردم. هر چه جلو تر می رفتم وقایع روز عاشورا تکرار می شد تا به صحنه اصلی رسیدم که بچه ها به جاهایی که آتش گرفته بود خاک و آب می پاشیدند چون کاری از دستشان برنمی آمد. بچه ها سوختند. بعد از آن تکه های بچه ها را جمع می کردند. از داخل بیل هایی که در دست داشتند تکه های بدن بچه ها را جمع می کردند و من مجبور بودم ثبت
دفاع مقدس در کلام رزمندگان، سرداران ، اساتید و شخصیت های سیاسی و دینی قم
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم ، صدام حسین رییس جمهوری اعدام شده عراق، بیست و ششم شهریور 1359 خورشیدی قرارداد 1979 الجزایر را پاره و در روز سی و یکم همین ماه به طور رسمی نقشه دیرینه اش را اجرا و دستور تهاجم گسترده ارتش بعثی را به هوا و خاک و آب ایران صادر کرد. صدام به تقلید از رژیم صهیونیستی که در سال 1967 میلادی در جنگ با اعراب با یک حمله برق آسا، نیروی هوایی مصر را از کار انداخته بود
کنگره شهدای چهارمحال و بختیاری برگزار می شود
به گزارش شباویز به نقل از فارس از شهرکرد، سردار رضا محمدسلیمانی در جمع خبرنگاران ضمن گرامی داشت هفته دفاع مقدس اظهار کرد: برگزاری هفته دفاع مقدس در 31 شهریورماه، گرامی داشت یک تجاوز نیست بلکه بزرگداشت حماسه مردانی است که با دست خالی و توکل به خدا در مقابل دشمن تا دندان مسلح با تمام وجود مقاومت کردند. وی با بیان اینکه ما باید حادثه بزرگ جنگ را هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی برای نسل
عمل "پیوند قرنیه" هر 15 ماه یک بار؛ اهدای سلول های چشم همسرم هم افاقه نکرد
مهران را گرفته است. این جانباز شیمیایی خاطرنشان می کند: سریع سوار ماشین شدیم و با تجهیزات رفتیم ، جاده اهواز، مهران و دهلران دست عراق بود و باید از پلدختر دور می زدیم وقتی رسیدیم فراخوانی کردیم تا بچه ها از مرخصی برگردند، ما لشکر 21 امام رضا (ع) بودیم و لشکر 5 نصر نیز با ما ادغام شد. روز پنجم بود، آبریزش زیادی چشمانم داشت، غذا نمی توانستم بخورم چون معده ام تحمل نداشت؛ آنجا بود که مجدد
گفت وگوی خواندنی سرلشکر رشید با دریابان شمخانی- بخش دوم
. ما چند قبضه تفنگ 106 داشتیم و من پیش از ساعت 2 به این فکر بودم که در شمال دزفول به کوههای دوکوهه و سردشت برویم (غرب رودخانه دز، دوکوهه می شود و این طرفش سردشت است) و آنجا مقاومت کنیم، یعنی به بچه ها می گفتم آماده باشید که وقتی دشمن به سمت دزفول و اندیمشک آمد، به کوهها برویم، اما هنگامی که امام(ره) این جمله را گفتند، مثل اینکه مرا از دو کوهه به طرف کرخه بردند. درودیان: گفت
ماجرای مسدود شدن مسیر 300 تانک عراقی /چرایی سیلی خوردن افسر بعثی
حملات در زمانی که در ساریه مستقر بودیم، دشمن یک پاتک زد و ما در آن جا مقاومت کردیم و رزمندگان تلاش ها و جان فشانی های فراوانی را در مناطق عملیاتی داشتند. **در زمان جنگ آذوقه کم بود وی با بیان خاطراتی از این دوران ادامه داد: در آن زمان چون آذوقه بسیار کم بود، اگر چیزی در جبهه پیدا می شد، می خوردیم و من برای همرزم خود نان و پنیر می بردم که موج گلوله ی آر.پی.جی باعث شد، پرده ی
حماسه تک تیرانداز گمنام از جهاد افغانستان تا آزادسازی سوسنگرد + عکس
. نیروهای کمکی رسیده بودند و دشمن با به جا گذاشتن تعدادی کشته و اسیر و از دست دادن ده ها تانک و خودرو عقب نشینی می کرد. تانک هایی که هنگام آمدن، از روی اجساد پاسداران عبور کرده بودند، اینک یا در آتش می سوختند و یا در حال گریز از صحنه ی نبرد بودند. بچه ها روحیه ای دیگر یافته بودند. نیروهایی که دقایقی پیش به علت یک هفته نبرد بی امان و نابرابر و از شدت خستگی و تشنگی توان سرپا ایستادن نداشتند