سایر خبرها
عکس / صدای مجری خندوانه برای کیست؟
طبع پشت دوربین بماند. برای همین هم ما به آقای گزارشگر قول دادیم که اینجا هم چهره اش مشخص نشود. شما هم برای پیدا کردن یا تصویر یا نشانی از محمود کریمی بیخودی به خودتان زحمت ندهید چون در صورت جستجو در موتورهای جستجو آنقدر همنام های آقای کریمی مشهور هستند که هرچه صفحات را بگردید چیزی پیدا نخواهید کرد. برادرم ناخواسته مرا عاشق سینما کرد محمود کریمی متولد 25 اسفند 1360 در محله
زندگی خالق تلگرام روی میز رستوران
. بنابراین وقتی با یک جوان لاغراندام و بی تکلف روبه رو می شوم که وارد یک رستوران ایتالیایی شیک در محله بالا شهر لندن شده و با انگلیسی بدون لهجه خودش را معرفی می کند، تعجب می کنم. لباس های یک دست سیاه او همراه ظاهری که نشانه هایی از شورشی بودن دارد، یادآور شخصیت نیمو در مجموعه فیلم های ماتریکس است. اما صورت رنگ پریده دوروف، موهای یک دست مشکی و چشمان معصوم او مرا به یاد یکی از شاهزادگان رویایی در
اصرار به بی گناهی یک مرد در مرگ نامزدش
نام محمدمهدی که در واحد شماره یک ساختمان زندگی می کرد با دیدن پیکر بی جان دختر جوان شوکه شده و گفت این دختر را می شناسد . محمد در بازجویی ها گفت : این زن شیدا نام دارد و نامزدم است که شب گذشته برای دیدن من از خانه پدرش در افسریه به خانه مان آمد . از آنجا که نیمه شب بود بر سر همین موضوع بین ما مشاجره لفظی درگرفت و در یک لحظه عصبی شده و چند سیلی به صورتش زدم که در این میان شیدا قهر کرد و
آقای رییس جمهور کدام دانشکده نظامی را گذرانده ای؟
سوخت.به اتفاق سرباز راننده ام برای نجات خلبان به سمت هلی کوپتر می دویدم .در 200متری محل سقوط انفجار موشک ها ی داخل هلی کوپتر قطعات آن را به طرف ما پرتاب می کرد. خود را به داخل کانال بتونی که از سد می آمد انداختیم کار از کار گذشته بود. اشعه زرین خورشید و منظره زیبای نخلستان و شعله هایی که از هلی کوپتر به آسمان می رفت مرا مجذوب خود ساخته بود.یک لحظه به خود آمدم و گفتم صحنه با شکوهی که می
مادر بی رحم نوزادش را از طبقه هفتم به بیرون پرتاب کرد + تصاویر
پلیس گفت : به علت نوع شغلش که ایجاب می کرد بیشتر روز ها در سفر باشد و کمتر در خانه حضور داشت از بارداری همسر خود هیچ اطلاعی نداشت و در روز حادثه تازه از سفر برگشته بود و در حال استراحت بود که فرزند او به دنیا آمد و " بری " که گویی از افسردگی رنج می برد و این کودک را نمی خواست بلافاصله پس از زایمان در حالی که دخترمان هنوز زنده بود او را از پنجره پرت کرد . دوربین های موجود در آپارتمان فیلم این صحنه دردناک را که در ساعت 2:30 بعد از ظهر روز دوشنبه روی داد ، ضبط کرده است . خانم " بری " در حال حاضر در حبس به سر می برد بزودی در دادگاه محاکمه می شود . انتهای پیام/ ...
چهار عامل اصلی مرگ مادران باردار
به گزارش افکارخبر ، چندی پیش خبر فوت مادر بارداری در جاسک مطرح شد و دوباره پرونده تلخ فوت مادران باردار را باز کرد؛ هرچند به گفته مسئولان بهداشتی کشور در دهه های اخیر آمار مرگ ومیر نسبت به گذشته به حداقل رسیده و سیستم بهداشت و درمان کشور این زمینه به شدت حساس است و در صورت وقوع، آن موارد را با جدیت پیگیری می کند. با این وجود مطابق آمار ارایه شده توسط وزارت بهداشت تعداد مرگ مادران باردار در سال 92
حوادث کوتاه از کشور
از این تصادف، عوامل امدادی بلافاصله به محل حادثه اعزام شده و اقدام به کمک رسانی به حادثه دیدگان کردند. وی اضافه کرد: کشته ها و مجروحان این تصادف از اتباع افغانستان هستند. سرهنگ کریم ویسی فرمانده پلیس راه شهرستان سقز هم علت این حادثه رانندگی را بی توجهی به جلو و خواب آلودگی از سوی راننده سواری پژو اعلام کرد. آرزوهای خواستگار رنگ باخت خرم آباد - خبرنگار کیهان: همسریابی از طریق
جزئیات قتل خانم معلم از زبان شوهرش
پرت کنم، هیچ کس پی به عمدی بودن ماجرا نخواهد برد. متهم ادامه داد: فرمان را چرخاندم و با سرعت زیاد به سمت کانال رفتم و درحالی که همسرم جیغ می کشید، ماشین به داخل کانال سقوط کرد. بلافاصله دست به کار شدم و پس از باز کردن در، خودم را نجات دادم و از کانال بیرون آمدم. وقتی مطمئن شدم که همسرم داخل کانال غرق شده است، به خانه رفتم و لباس هایم را عوض کردم. چند ساعت بعد هم به اداره پلیس رفتم و مدعی
به آتش کشیده شدن یک روزنامه نگار
سر کردم. پس از آن به زندان فرمانداری نظامی که در ساختمان شهربانی واقع شده بود منتقل شدم. هنوز چند روز از اقامت من در زندان فرمانداری نگذشته بود که مردی را با لباس روحانی به زندان آوردند و در اتاقی که جنب اتاق ما بود جا دادند. یک افسر جوان که مامور کشیک بود به من گفت که زندانی جدید کریم پور شیرازی روزنامه شورش است که در مخفیگاهش با لباس روحانی زندگی می کرده است. به هر صورت که بود خودم را به
تلگرام، باز هم قربانی گرفت
اما در زمان ملاقات با این فرد متوجه شد که فرد مورد نظر در زمان ارسال عکس خودش، برای فریب این دختر جوان، عکس دیگری را ارسال کرده اما با تهدید وی، چند روزی در خانه این فرد زندانی بوده است. فرمانده انتظام شهرستان گرگان تصریح کرد: این خانم 24 ساله نیز در فرصت مناسب و در زمانی که متهم در خانه نبوده، بلافاصله از محل متواری شد و به صاحب مغازه محل پناه برده است. سرهنگ غربا بیان کرد
شبکه های سیما چه فیلم هایی را برای عید غدیر تدارک دیده اند؟
درگذشتن پدر و مادرش، تا مدتی به تنهایی در خانه ی جنگلیِ پدرش زندگی می کند. پس از مدتی پسری نوجوان به نام لاروس که چوپان گاوهای یک ارباب است، او را در جنگل پیدا کرده و به خانه ارباب می آورد. زنی که خدمتکار ارباب است، با دیدن تینکه تصمیم می گیرد او را پیش خود نگه دارد. اما تینکه چنین عنوان می کند که مادرش مارتا قبل از مرگ، از او خواسته پیش پدربزرگش که مرد ثروتمندی است برود. مارتا همچنین گردنبندی را
اخاذی اینترنتی از زن 24 ساله
فرمانده انتظامی شهرستان گرگان از یک مورد اخاذی اینترنتی از خانمی 24 ساله در یکی از شبکه های اجتماعی خبر داد. به گزارش اعتماد، سرهنگ شعبان غربا گفت: روز گذشته با اطلاع ماموران از این موضوع نزدیک ترین واحد گشتی به محل اعزام شد. ماموران دریافتند که این خانم 24 ساله به دلیل توطئه های پرویز 35 ساله ساکن گرگان به صاحب این مغازه پناه آورده و از وی درخواست کمک کرده است. او تصریح کرد
برای لاله های سپید
، شیعه و سنی، زن و مرد، آسیایی و آفریقایی، پیر و جوان! آنان در جوار قرب الهی آرمیده اند اما جامعه بشری و مسلمانان اندوهگین و مصیبت زده هستند. در گذشته هرکس عازم حج و خانه خدا بود همه التماس دعا داشتند حالا در سایه بی کفایتی، بی لیاقتی رژیم شخصی، استبدادی و وابسته آل سعود دیگران از ترس بروز خطر و ناامنی باید برای آنان دعاکنند. لعنت خدا بر آل سعود باد. کامران نجف زاده، مدیر تولید خبر سیما
4 روز حبس در زندان دوست تلگرامی
آشنایی تلگرامی شروع یک اخاذی اینترنتی از دختر جوان بود که در گرگان کلید خورد. متهم پرونده با کشاندن طعمه خود از خراسان شمالی، دام تبهکاری های خود را پهن کرد. دختر جوان 4 روز در اسارتگاه متهم حبس بود تا نقشه فرار را طراحی کرد. در راستای تماس یکی از شهروندان با پلیس 110 مبنی بر وقوع یک مورد اخاذی از یک دختر 24 ساله موضوع به صورت جدی در دستور کار ماموران انتظامی شهرستان گرگان قرار گرفت
آشنایی در آنتالیا، قتل در تهران
این بخشی از دفاعیات پسر جوان متهم به قتل دختر مورد علاقه اش است. جسد مقتول هیچ گاه پیدا نشد و متهم در دادگاه اعترافات قبلی خود را انکار کرد. رسیدگی به این پرونده از 12 اسفند سال 92 آغاز شد. به گزارش جام جم، خانواده دختر 20 ساله ای به نام نرگس با مراجعه به کلانتری اعلام کردند فرزندشان گم شده است. نرگس روز حادثه برای رفتن به مطب پزشک از خانه خارج و به طرز مرموزی ناپدید شد.
لشکر کشی نادر شاه به پژوهشکده مرمت!
کردند و مشخصات مجسمه حک شده است. صدیقی چهره نادر را بر اساس خصوصیات مندرج در کتابها و تصویرهای نقاشی تاریخی طراحی کرده است. چهره یک جنگجوی بیباک با خصلتهای بیابانگردی بر اسبش لجام گسیخته که در پشتسرش شیپورزن، پرچمدار و چند مبارز عشایری ایستاده اند. به نظر می رسد این مجسمه با الهام از اندیشه ی اتحاد ایرانیان طراحی و ساخته شده است. شاه شاهان نادر صاحب قران حال خبر می رسد که مجسمه
سردار شهید مجید بشکوه
گلوله های آنان به دونفر از دوستان ما اصابت کرد و زخمی شدند .سریعا آنها را به بیمارستان انتقال دادیم و بعد از انجام عمل جراحی ،آنها را با لباسهای تعویض شده از بیمارستان فراری دادیم .مامورین تا بیمارستان ما را تعقیب کردند و از آنجایی که ما نمی توانستیم تا خانه ی خودمان مجروحان را حمل کنیم ،به خانه ای پناه بردیم تا مامورین ما را گم کنند .با لا خره آن روز ما از دست آنها جان سالم به در بردیم و همه چیز
جراحی دست توسط مرد شیشه بر!
کمتر از چند دقیقه سرقت کردم تا اینکه چند ساعت بعد مأموران پلیس به من مشکوک شدند و دستور ایست دادند. وقتی مأموران به سوی من تیراندازی کردند، زخمی شدم به همین خاطر خودرو را رها و فرار کردم. در حالی که از ناحیه کتف دست چپ به شدت زخمی شده بودم به خانه دوستم رفتم و از او کمک خواستم. دوستم به من گفت که پزشک جراحی را می شناسد که به صورت غیر قانونی کار می کند. او تلفنی موضوع را به پزشک خبر داد و پزشک هم
محاکمه قاتل یک دختر بدون جسد
اسفندماه سال 92 با ادعاهای پدری نگران مبنی بر اینکه دختر 18 ساله اش به نام غزاله به طرز مرموزی گم شده است، پلیس پایتخت به تجسس های ویژه ای برای پرده برداشتن از سرنوشت دختر گمشده دست زد. این پدر که آشفته بود وقتی پیش روی بازپرس دادسرای جنایی تهران ایستاد، گفت: روز گذشته دخترم برای رفتن به مطب یک پزشک از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. هر چه چشم به راه ماندیم به خانه نیامد. هر دقیقه دل نگرانی
زمانی دشت عباس جزء خوزستان بود! (+عکس)
بعثی افتاد و بسیاری از ساکنان آن منطقه و طی عقب نشینی ارتش، بالإجبار به عراق کوچانده شدند. از راه شهر "صرخه" شهرستان شوش به آنجا 90 دقیقه ای وقت می برد تا با ماشین به آن محدوده برسیم. سر راه دو جوان را - که منتظر یک وسیله ی نقلیه جهت رسیدن به روستاهای خود بودند - با خود سوار کردیم تا ضمن رساندن آنها، آشنایی جزئی با منطقه مذکور پیدا کنیم. تردد ماشین در آن مناطق زیبا، بیسار کم
دام گروگانگیر اینترنتی برای دختران جوان
به گزارش صبحانه ، 4 مهر امسال دختر 24 ساله با حالتی آشفته و نگران وارد مغازه مرد روستایی شد و از او خواست سریع با پلیس تماس بگیرد. مرد مغازه دار که با مشاهده این صحنه شوکه شده بود، سریع با پلیس تماس گرفت و دقایقی بعد ماموران پلیس گرگان خود را به روستا رساندند. دختر جوان در حالی که گریه امانش را بریده بود، به ماموران گفت: چهار ماه پیش از طریق شبکه پیام رسان تلگرام با پسر جوانی آشنا شدم
روایت سردار از سرزمین مجاهدت های خاموش
کردیم و محل را به صورت مسلحانه اداره می کردیم. چند روز بعد که یک مقدار اوضاع آرام تر شد، به مدرسه علوی رفتیم و آیت الله جنتی را در آنجا دیدیم. آقای جنتی ناظم مدرسه حقانی بود. رفتیم و گفتیم: حاج آقا! حالا چه کار کنیم؟ گفت: مجموعه ای به اسم پاسا درست شده است. گفتیم: پاسا چیست؟ گفت: پاسداران انقلاب اسلامی یعنی به جای سپاه می گفتند پاسا. مرحوم شهید منتظری در شهرآرا ساختمانی را که مال گارد سابق
خداوند رکن رکین مثنوی است/ مولانا شاگرد مکتب اسلام و قرآن بود
هستند و به منزلۀ قلاووز سلوک: چون پیمبر نیستی پس رو به راه/تا رسی از چاه روزی سوی جاه/ تو رعیت باش چو سلطان نیی/خود مران چون مرد کشتیبان نیی سالکی که خود را بی نیاز از راهدان بداند دچار گمراهی و ناکامی می شود: چون که با شیخی تو دور از زشتیی/روز و شب سیاری و در کشتیی/در پناه جان، جان بخشی تو یی/ کشتی اندر خفته ای ره می روی
جادوگری که در اعماق آب ها ترس را می ترساند
در بیرون کشیدن عزیزانشان از آب که قطعا می تواند موجب بروز قربانی های بعدی شود، عنوان کرد. بدون چشم داشت امدادرسانی می کنم وی خاطرنشان کرد: در بسیاری از عملیات هایی که من حضور داشته ام، قبل از من ده ها غواص به دنبال یک غریق روزها تلاش کرده اند، اما من بلافاصله بعد از حضور در محل حادثه با توسل به خدا و ائمه اطهار و با توجه به اینکه هیچگونه چشم داشت مالی نداشته ام، توفیق پیدا
در امتداد ارس.../بیتوته درامام زاده یعقوب.../بخش پنجم
می رسیدی.امامزاده ساختمانی کوچک داشت که ازآجرساخته بودند. روبروی درورودی زائرسرا بود که روی هم 6 اتاق داشت. کنارزائرسرا هم یک خانۀ گلی بود که نشان می داد که درگذشته ساختمان امامزاده هم گلی بوده. داخل حیاط بزرگ امامزاده هم چند درخت کوچک و بزرگ سبزکرده بودند. توی حیاطش که می ایستادی چشم اندازی ازکوه و دشت وباغ و رود و شهراردوباد دلت را بازمی کرد. جای با صفایی بود. درآن ساعت که من
33 سال از آزاد سازی گذشت خرمشهر آباد نشد
آمد، خُرمی دیگر از شهر رفته بود و از آن همه رونق و شکوفایی، نخل های سوخته و ویرانه هایی مانده بود، شبحی از یک شهر که روزی چراغ زندگی در خانه های آن روشن بود. حالا از آن روزها 33 سال و 3 ماه و چند روز گذشته. یاسر و محمد شهید شده اند و احمد در خرمشهر ماهی صید می کند و می فروشد و یک دکه کوچک در بازار قدیمی شهر دارد. چهارپایه زهوار دررفته زیر پایش، را بلند می کند و می گذارد جلوی پاهایت یعنی که: بنشین
ازدواج های دهه 60 و مهریه های به یادماندنی
داد مراسم عروسی در سپاه برگزار شود و مهمان ها هم تعداد کمی باشند. من هم پذیرفتم. خرید ازدواج مان نیز بسیار ساده و معمولی بود؛ یک حلقه، یک مقنعه و یک شلوار کبریتی کرم رنگ و یک پیراهن سبز (حاج حمید به رنگ سبز بسیار علاقه داشت)؛ این چند قلم، تمام خرید ما برای ازدواج بود که برای عروسی هم همان ها را پوشیدم. روز عروسی خودش و مرحوم پدرش با یک پیکان دنبال ما آمدند و به سمت محل برگزاری مراسم رفتیم.
خبر شهادت پسرم را در خواب شنیدم/ خدا را شکر به آرزویش رسید
در نهایت نخستین شهید روحانی امام زاده یحیی(ع) سمنان لقب گرفت. راه پله ای باریک ما را به طبقه دوم می رساند، خانه ای کوچک، ساده اما پر از نور، مادر شهید در حالی که گرد پیری بر چهره دارد و با گوشه دندان چادر خود را چسبیده با لهجه شیرین سمنانی خوش آمد می گوید. پس از ورود لحظه ای سکوت و بازهم مادر شهید میلانی که با اشتیاق خاصی به میهمانان که مدیران کل تبلیغات اسلامی و بنیاد شهید
عامل آزار زنان شرق تهران در خانه هایشان هنگام فرار کشته شد
نداشت تا این که به او گفتم همسرم در راه بازگشت به خانه است که مرد جوان ترسید و پس از کتک زدن، مرا داخل کمد حبس کرد و با سرقت طلا، تبلت تلفن همراه و لپ تاپ همراه همدستش که منتظر او بود، فرار کرد. در حالی که تحقیقات برای شناسایی مرد نقابدار ادامه داشت به فاصله 10 روز دو زن دیگر هم با مراجعه به کلانتری گلبرگ از مرد نقابدار شکایت کردند. زن 50 ساله که ساکن نارمک بود در شکایتش راز آزار و اذیت
مرور سال های پرخطر با حسین واحدی پور
از قهرمانان کشتی آن زمان کشور، نماینده روزنامه کیهان و صاحب این میز فروش مطبوعات بود و از طرفی چون این میدان محل تجمع کارگران ساختمانی بود و آنها روی این میز یا تخت مطبوعاتی می نشستند و استراحت می کردند، مرحوم بیک زاده مرتب با آنها گلاویز می شد و کارشان به کلانتری می کشید. پدرم آن موقع افسر شهربانی بود و هروقت کار مرحوم بیک زاده به کلانتری می کشید با وساطت، وی را آزاد می کرد، روی همین اصل