سایر منابع:
سایر خبرها
شاخصه های ولایت امام علی(ع) در واقعه غدیر
مسؤولید، شما در باره من چگونه شهادت می دهید ؟[1] مردم صدا بلند کردند و گفتند: نشهد انّک قد بلّغت و نصحت و جهدت فجزاک اللّه خیرا: ما گواهی می دهیم تو وظیفه رسالت را ابلاغ کردی و شرط خیرخواهی را انجام دادی و آخرین تلاش و کوشش را در راه هدایت ما نمودی، خداوند تو را جزای خیر دهد .[2] سپس فرمود: آیا شما گواهی به یگانگی خدا و رسالت من و حقانیت روز رستاخیز و برانگیخته شدن مردگان در آن
خاطرات داریوش کاردان از جبهه
مشمول هم بودم و باید به خدمت سربازی اعزام می شدم. در شیراز دوره تخصصی رانندگی تانک را دیدم و به عنوان افسر وظیفه در لشکر 77 پیروز خراسان خدمت کردم. این دوره مقارن شد با آغاز جنگ تحمیلی. به هر حال تا سال 61 در خط مقدم جبهه حضور داشتم. پس از بازگشت در صدا و سیما مشغول به کار شدید؟ بله. در مدت دو سال خدمت سربازی آیا کار گویندگی و اجرا هم انجام می دادید؟ مرخصی
برجام، آینده نظام را رقم خواهد زد
8 سال دفاع مقدس را روسفید کند. برجام برای هاشمی و ظریف، برای روحانی و دولت تدبیر و امید، برای مردم ایران و منطقه، روزنه امید است، درمیانه ی آتش خون و کینه ها. تا شاید راهی باز شود به گذشته. به روزگاری که اوضاع سوریه و یمن و عراق اینگونه نبود. ای کاش می شد دوباره ایران و منطقه را به سال 84 برگرداند. خدا کند برجام بتواند. با دعای خیر مردم. انشاء الله. صدای صلوات رزمندگان، مرا از نوشتن بر می
این همان ایرانی است که یک عمر می خواستم!
کمک کردند و خانه مثل یک دسته گل شد. □ چه سالی؟ 1342. □ چند سال داشتید؟ هفده سال داشتم و جواد 24 سال داشت. برادرم بیژن، دوستی به اسم جبار داشت که جواد برادر او بود. □ از جلسه خواستگاری بگویید. خانم جان گفتند: چای بیاورم، مثل آدمهایی که در خواب راه می روند، سینی چای را برداشتم و بردم. بعد هم زیر چشمی نگاهی به کفشهایش انداختم و دیدم دارد
ادعایی تکان دهنده درباره جابه جایی 2 نوزاد
بار همسرم نیز تا حدودی حرف هایم را پذیرفت و قرار شد بعد از ترخیص نوزاد این موضوع را پیگیری کنیم. او گفت: روز چهارم وقتی برای تحویل نوزاد رفتیم با جای خالی او در تختش روبه رو شدیم و وقتی وحشت زده سراغ نوزادمان را گرفتیم در کمال ناباوری به ما گفتند که نوزادمان فوت شده است. حالمان بد بود و باورمان نمی شد بعد از 18 سال انتظار داشتن فرزند او را از دست داده باشیم. همسرم اصرار کرد تا جسد
آخرین اخبار لحظه به لحظه از فوت هادی نوروزی کاپیتان متعصب باشگاه پرسپولیس
کردن، در اردو هیچ صفایی نداشت. سال تحویل میشد و من با صدای تو سال را شروع می کردم. حالا صدایت کجاست؟یادم نیست چند بار زودتر عیدی ام را دادی و رفتی. پرسپولیس بازی داشت. باید میرفتی. راستی چرا رفتن اوت ندارد ؟ سایت های خبری، روزنامه ها، برنامه بازی ها و خودکار رفیق شب های تنهایی ام بودند. روز بازی، ساعت بازی، ورزشگاه محل بازی، همه را حفظ حفظ بودم. برای تعطیلی لیگ روزها رو میشماردم آخه تو را
بدرود کاپیتان اخلاق
امیدوارم دعای خیر همه مردم توی این روز عزیز بدرقه راه هادی نوروزی نازنین باشه. خدایا با تمام وجودمون ازت تقاضای صبر می کنیم واسه بازمانده هاش و دو بچه معصومش و روحش رو قرین رحمت کن. هادی جان برو به سلامت، به حق علی آخرتت پراز نور و رحمت و جاودانگی آمین یارب العامین احسان کرمی، مجری و گوینده: هادی نوروزی...کاپیتان پرسپولیس...قلبش ایستاد و یک هفته لعنتی پر از غم به پایان رسید امید
شبهات حدیث غدیر و پاسخ علمای شیعه
مراسم به دست خود عمامه ای بر سر علی نهاده و دنباله آن را پشت سرش مرتب کردند. این تکریم را که در موارد استثنائی و هنگام انتصاب به امارت انجام می شد تتویج یا تاجگذاری می گفتند. بعد از این مراسم، بزرگان صحابه به تهنیت حضرت علی (ع) پیش آمدند. مقدم بر همه ابوبکر و عمر بودند که گفتند: هنیئا لک (به قولی بخّ بخّ لک) یا ابن ابی طالب، اصبحتَ مولی کل مؤمن و مومنة گوارا باد تو را ای پسر ابوطالب. به
خاطرات شنیدنی دانش آموز ناشنوای باغچه بان!
. وی ادامه می دهد: همان زمان در روزنامه نوشته شد که دبستان ویژه کودکان کر و لال در چهارراه اسدآباد افتتاح شد و پدرم، مرا به این مدرسه جدید برد. شهیدی اضافه می کند: روزی که با پدرم برای اولین بار به مدرسه دانش آموزان ناشنوا رفتیم، حدود 11 سال داشتم و چند بچه کوچک و بزرگ آنجا بودند؛ همانجا بود که برای اولین بار آقای باغچه بان را دیدم. وی به نحوه تدریس باغچه بان اشاره می
تصاویر/ صدای دخترانه گزارشگر محبوب خندوانه در دوران بلوغ!
تاکسی و اتوبوس دیدم مردم مرا نگاه می کنند و می گویند: آقا شما همان کسی هستید که در پارک ملت بودید؟ همانجا ترسیدم و دیدم چقدر سختم شده است و تمرکز ندارم. مثلا من یکی از تفریحاتم این است که در خیابان راه می روم. اگر چهره ام مشهور شود دیگر این کار برایم سخت می شود. خندوانه واقعا عجیب شده است. الان مهدی شاه حسینی خندوانه کلی امضا می دهد و عکس می اندازد و مردم حال خانواده ش را می پرسند. اگر من در خندوانه
اشتباه بزرگی بود کروش را بردارند و مربی دیگری بیاورند
اشتباهی بود که بعد از این همه مدت و شناختی که کروش از لیگ و بچه ها به دست آورده، برکنار شود و مربی دیگری را به جای او بیاورند. اشتباه است که ما دوباره آجر بچینیم و دیوار دیگری درست کنیم. کارلوس کروش از همه چیز خبر دارد و می داند چی به چی است. جوان هایی هم که دعوت کرده چند سالی است در لیگ ما حضور دارند و با دعوت شان تیم خوبی درست کرده است. انشاءا... که تیم ملی در ادامه راه موفق خواهد شد.
حیدری: مدال های المپیک خرید و فروش می شود؛ رئیس سابق فیلا مست می آمد سر مسابقات
زیر پا بگذاریم؟ اگر شما بخواهی یک برج میلاد بسازی ارزش دارد، 50 تا که نمی خواهی بسازی. به اضافه اینکه حمید با نفر بعد از خودش هنوز فاصله دارد. می گفتند او نمی خواست به جهانی بیاید. دوست داشت بیاید، ولی خب سال های آخر کشتی سخت است و خطر کردن دارد. مثلا بعد از این همه طلا یک باره بیایی در ایران ببازی، سخت است. شما هر جوری که روی کاغذ می نویسی به نظر نمی رسد ببازی
حج امسال؛ یادآور غربت اهل بیت(ع) در کربلا
ندارم بگم و از جمع خارج شد اما دیگر بستگان این خانواده گفتند ما انتظار داریم حداقل جنازه ها را بیاورند تا بستگان و خانواده های داغدارشان کمی آرام شوند. آنها از این که همه مقدمات را برای برگزاری ولیمه حجاج آماده کرده بودند ولی این اتفاق همه برنامه ها و دلخوشی هایی که سال ها در انتظارش بودند را بر هم زده بود، ناراحت بودند. راست هم می گفتند؛ به قول یکی از حاجیان چه حجی بود امسال
دختر 15ساله ای که پاداشش حضور در جبهه بود
، تقسیم شدیم و در عرض یک ھفته سالن ھا را آماده کرده و تخت چیدیم، همه در قرنطینه بودیم بطوری که کسی اجازه تماس با بیرون از محیط را نداشت، ناگهان شنیدم از بلندگوی ورزشگاه نام مرا اعلام کردند تا به مسئول دفتر آن مجموعه مراجعه کنم و من با حالت نگرانی و سراسیمه به آنجا رفته رفتم تا ببینم چه خبر است. دوستانم در حیرت بودند در آن موقع دیدم مادرم از طریق بچه های مسجد غریبلر که به جبهه آمده بودند چند بسته نان
رزمنده 15 ساله ای که افسر امنیتی عراق را به زانو درآورد
می کند. من با این کاری ندارم که حضور نوجوان در جنگ درست است یا نه که اصولا اجازه حضور نوجوانان را در جبهه را نمی دادند. بعضی ها ما را متهم می کنند که ایران بچه ها را به زور به جبهه ها می فرستاد، یا اینکه ادعا می کنند شستشوی مغزی شان می دادند که بعدا این فرضیه هم رد شد. ما وقتی اسیر عراقی ها شدیم به ما می گفتند شما را به زور فرستاده اند. ما می گفتیم ما به زور آمده ایم چون نمی گذاشتند
آقای رییس جمهور چگونه به خودت اجازه دخالت می دهی؟
روانشناسی بزرگ برخورد می کرد و حساب بدنه سالم و اقشار متدین آن را از حساب معدود فرماندهان وابسته به رژیم جدا می کرد. او بیش از هر رهبر بزرگ جهانی می دانست که این سرمایه پرارزش و قدرتمند را چگونه می توان سالم و دست نخورده در راه دفاع از کشور و سرافرازی اسلام هدایت کرد و به فداکاری واداشت. در چنین فضایی ستوان یکم سید موسی نامجو، ”فرمانده دانشکده افسری و وزیر دفاع بعدی " در سال 1339در دانشکده
موضع آیت الله طالقانی نسبت به استکبارستیزی
پشت آن نیست. این مملکت جا افتاده است، چه کسی این کار را می خواهد بکند کدام گروه و کدام دسته؟ گروه 4 نفری در مملکت راه می افتند که جز به هم ریختن مملکت کاری نمی کنند. ایشان حتما ورود می کرد. ایشان خیلی شبیه من بود می توانست با همه رفیق شود. قبلا هم همینطور بود، گروه های سیاسی به اصطلاح سیاسی بودند که فقط مبارزه می کردند و در چارچوب اهداف اسلامی شان، طالقانی با همه رفیق بود، نمی توانست عوض
رمز پیروزی در دفاع مقدس تبعیت از ولایت فقیه بود/بزرگترین تهدید امروز جنگ نرم دشمن است
/> *سلام. لطفاً خودتان را معرفی نمایید. من هم سلام عرض می کنم خدمت شما و همه هموطنان عزیزم. بنده صیدحیدر جهانی فرد متولد سال 1334 که به مدت 50 ماه از تاریخ 1361 توفیق حضور در جبهه های حق علیه باطل را یافتم. *چگونه به عابد تیربارچی معروف شدید؟ بخاطر اینکه بیشتر با سلاح تیربار در عملیات ها و مبارزات حضور داشتم به این اسم مشهور شدم. *از داشتن چنین شهرتی
جنجال کاپیتانی پرسپولیس در ترکیه
کرده باشد و سهوی بود. آقای ایکس شاید خسته بوده و نمی خواهم او را مجرم بدانم. همان نفر را پشت سرش به زمین می رفتم و به پشتش می زدم و می گفتم قوی باشیم و باید امروز برنده شویم. اصلا دنبال این قضایا نبودم. تلنگر آقای دایی به آقای ایکس و ایگرگ جواب نداد کاپیتان های این تیم بعد از 10 سال بازوبند به آنها می رسید و من تازه 4 سال در این تیم بودم و به این مساله فکر نمی کردم. اینقدر
هادی نوروزی، کاپیتان پرسپولیس درگذشت
داشت: من باور نمی کنم این اتفاق افتاده باشد. این خبر دروغ است. به من بگویید که هادی زنده است. وی افزود: من هیچ حرفی ندارم تا زمانی که خودم راهی بیمارستان شوم و ببینم چه اتفاقی افتاده است. 14 سال پیش عید غدیر آن اتفاق برایم افتاد و خدا کمک کرد که با دعای مردم برگردم. من حرفی نمی زنم تا متوجه واقعیت شوم. ازدحام جمعیت و اشکهای برانکو برانکو ایوانکوویچ دقایقی پیش به
روایت سردار جلالی از سرزمین مجاهدت های خاموش
ها را از دست مردم دم در می گرفتند و حالش را نداشتند به داخل بروند و خودشان بردارند. شب به خانه آمدیم. تا پیاده به خانه برسیم آخرهای شب شده بود. اخوی خدا بیامرز ما هم یکی از ماشین های ارتشی را برداشته بود و 20-10 تا از بچه ها را در آن ریخته بود و در خیابان می رفتند و تق تق تیر می زدند. صبح بیدار شدیم و شنیدیم که گفتند به جایی حمله شده است و همه باید بروند کمک کنند. بچه ها در محل ریخته
علیرضا حیدری: بلد نیستم بخاطرگرفتن پست ریش بگذارم
دوازده کیلو هم که کم می شود، خودش بیست و خرده ای، یک وزن کشتی است. بعد هم نگاه کنید، من آن سال جز بهترین سال هایم بوده. برای شما اتفاق افتاد که مردم در خیابان بعد از باخت، تحویلت نگیرند؟ مثل الان شده که تیم دوم شده، مردم داد و بیداد می کنند. این تیم دوم جهان است، کدام رشته ما دوم جهان شده است؟ من همیشه اول می شدم، یک بار دوم شدم، همه در خیابان فحش ام می دادند. یک بار گریه ام گرفت
تاریخ شکم و شکم های تاریخ ساز
درگیری های نظامی، توسعه اقتصادی، پیشرفت صنعتی و رقابت ژئوپلتیکی موثر بوده؟ لابد الان می گویید: بله... همه پاسخ ها بله است... مگر می شود اهمیت غذا را دست کم گرفت... ولی من می گویم: عمرا... عمرا نمی دانستید... . انصافا باورش سخت است که آدم به خودش بگوید علت العلل همه این ها غذای آدم هاست... قدیم ترها چنین گزاره هایی را از پدر و مادرها و خصوصا بابابزرگ ها می شنیدیم که می گفتند: پسرجان همه
بنیاد در آینه مطبوعات
متفاوت در عرصه های مختلف حضور یافت.یکی از یادگاران فریمانی هشت سال دفاع مقدس نیز با پرداختن به ویژگی های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس توجه خداوند، نصایح امام خمینی (ره) و سیره ائمه(ع) را از جمله دلایل پیروزی جمهوری اسلامی در هشت سال جنگ دفاع مقدس دانست و گفت:آن چه نظام مقدس جمهوری اسلامی را عزت و اقتدار داد،همت همه مردم ایران و نیروهای مسلح بود. محمودشهیری پارسا با اشاره به قرائت وصیت نامه شهید رضوی توسط
در امتداد ارس.../ماجرای زنان نخجوانی.../بخش ششم
فکرمی کردم که گروهبان وسربازدوباره آمدند و گفتند که فرمانده شان می خواهد مرا ببیند. فرمانده که جوان قد بلندی بود ولباس شخصی برتن داشت جلوی مهمانپذیرکناریک ماشین پژو ایستاده بود. وقتی من به طرفش رفتم اوهم چند قدم به نشانۀ ادب به طرفم آمد. اول خوش آمدی گفت وبعد هم ازاین که مرا به اشتباه به جای یک توریست خارجی گرفته اند عذرخواهی کرد. من گفتم اتقاقا" هرجا چه توی برجک های نگهبانی وچه توی جاده
سجاد افشاریان: رامبد جوان یک مهمان را با کمربند تهدید کرد!
واقعا بازخورد های عجیب و غریبی از مردم گرفته ایم که مو به تن آدم راست می شود. مثلا یک بار خانمی به آقای جوان گفته بود: آقای جوان من دوسال پیش بچه ام با آب جوش سوخت و مرد. تمام زندگی من نابود شده بود. اما با این برنامه و این خندیدن ها دوباره به زندگی برگشتم. عکس زیبای سجاد افشاریان فقط آمدم اینجا که حالم را با شما در میان بگذارم و تشکر کنم. یک نفر برایم کامنت گذاشته بود آقای
تنهاترین روحانی غواص+عکس
السلام است، پس باید همین جا نماز جماعت بخوانیم... به هر حال ظهر جایگاهی را آماده کردند و نماز را به جماعت خواندند. و نقل کرده اند ایشان فرد صبوری بودند و مشکلات را تحمل می کردند. همیشه در چهره ایشان شادی موج می زد و اگر ناراحتی داشتند، اظهاراتی می کردند همان طور که در روایت داریم: المؤمن حزنه فی قلبه و بشره فی وجهه. (نامه ای نورانی ): از همه مردم می خواهم تقوای الهی را
آیرم؛ وقتی جلاد سخن از ایران آزادی می کند
مجید مهران: تا در وین بودم و میل داشتم مدتی بمانم، مجددا آن دونفر آمدند هتل و مدتی نشستند و پرسیدند چند روز وین می مانی؟ گفتم معلوم نیست . گفتند چرا پیش کنت دومونسی؛CONT DO MONSAY ؛ نرفتی؟ گفتم کسی را به این اسم نمی شناسم. گفتند، تعجب می کنیم چرا نمی شناسی؟ گفتند بایستی بروید دیدن کنت، و اصرار کردند، فردا اول وقت حتما بروید به دیدن کنت. گفتم، آدرس او را نمی دانم؟ گفتند هتل امپریال و ما همان
آموزه مهدویت و حقوق محیط زیست
/> هم چنین در کنزالفوائد از ابن عباس ویژگی های عصر ظهور ذکر شده که یکی از آنها این است: "گرگ، میش، گاو، شیر، انسان و مار از جان خود ایمن باشند". نیز امام صادق(ع) با تشریح برکت دهی آسمان و زمین در این دوره می فرمایند: "همه وحوش و درندگان در امنیت کامل خواهند بود". بنابراین، همان گونه که پیامبر(ص) فرموده اند، در حکومت جهانی حضرت مهدی " مردم در رفاه و چهارپایان در آسایش می باشند". در روایت دیگری
دعایی: هاشمی رفسنجانی را برای مذاکره با صدام پیشنهاد دادم
. گفتند که من از طرف ایشان بگویم که فلانی ضمن تشکر از حسن نیت شما ترجیح می دهد که مذاکره کننده رسمی با شما نماینده واقعی مردم باشد. ما در آینده نزدیک، انتخابات ریاست جمهوری داریم. مردم نماینده رسمی خود به عنوان رئیس جمهور کشور را انتخاب خواهند کرد. در آینده نزدیک ما انتخابات مجلس شورا داریم و نمایندگان واقعی مردم انتخاب خواهند شد. من ترجیح می دهم نماینده ای اعزام شود که از طرف منتخب مردم ایران باشد