سایر منابع:
سایر خبرها
غدیر در کلام و سیره اهل بیت علیهم السلام/ماجرای عنایت حضرت به مردی که خود را وقف ثبت غدیر کرد/بهترین ...
موسی هستی، او جانشین برادرش موسی بوده تو نیز جانشین و خلیفه منی؛ تنها تفاوت [میان آنها و ما] این است که بعد از من پیامبری و نبوت نخواهد بود. امام مجتبی(ع) سپس فرمود: این مردم پیامبر خود را دیدند و سخنانش را در غدیر خم شنیدند. درآن روز جدم رسول خدا(ص) دست پدرم(ع) را گرفت و در برابر آنان گفت: هر کس من مولا و سرپرست او هستم علی مولای او خواهد بود؛ خدایا، دوست بدار هر کس او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس
علی موحد بود و بس
غیرتش میکند؟ نه. افتخار به چه میکند؟ افتخار به متابعت محمد رسول خدا میکند. افتخار به پیروی دین خدا میکند و میگوید: و قد تعلمون موضعی من رسول الله. شما میدانید من چه ارتباطی با پیغمبر داشتم: بِالقَرابَهِ القَریبَهِ وَ المَنزلهِ الخَصیصهِ، وَضَعنی فی حِجرهِ وَ أنَا وَلَدٌ یَضُمُّنی اِلی صَدرهِ، و یَکنُفُنی فی فِراشِهِ و یُمِسُّنی جَسَدَهُ، و یُشِمُّنی عَرفَهُ... وَ ما وَجَدَ لی کَذبَهً فِی قَولٍ، وَ
چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت
میدان جنگ می کنم که خداوند هرگز خوارش نخواهد ساخت، خدا و رسول او را دوست می دارد. پس خیلی ها امید داشتند خود از این شرافت برخوردار شوند، فرمود: علی کجاست؟ عرض کردند: در آسیاب مشغول آرد درست کردن است. فرمود: آیا در میان شما کسی نبود که آرد درست کند؟ راوی گوید: پس علی که از چشم درد رنج می برد و تقریباً چیزی را نمی دید، آمد. راوی گوید: پس رسول خدا از آب دهان خود بر چشمان وی مالید، سپس پرچم را سه بار به
دفاع مقدس را با زبان هنر معرفی کنیم/ ماجرای اعزام 36 دانش آموز به جبهه/ راهیان نور در امتداد دفاع مقدس
عمویم علاقه خاصی برای رفتن به جبهه داشتند. پدرم هر چند وقت یکبار از طرف اداره اش داوطلب می شد تا به جبهه برود. عمویم جزو افرادی است که در زمان جنگ حضور فعالی در جبهه داشت. گاهی که خانواده اش با رفتنش مخالفت می کردند، بی آنکه خبری به آنها بدهد، مخفیانه ساکش را برمی داشت و می رفت. وی ادامه داد:عید یا فصل مدارس که می رسید، پدرم چون در جبهه بود، هیچ کس نبود تا برایمان پیراهن و لوازم مورد نیاز
روایتی از وصیت یک روحانی شهید به فرزندان + تصاویر
منظور هیچ گاه به یاد ندارم ایشان یا پدرم پس از شهادت برادر سوم یا پیش از آن به بنده گفته باشند: نمی گذاریم جبهه بروی. مادرم یک بانوی ایثارگر و از خودگذشته بودند. ولی با این وجود در تابستان سال 64 که 14 سال داشتم یعنی سه ماه پس از شهادت سومین برادرم به همراه تعدادی از کودکان اختیار آباد برای اعزام به جبهه نام نویسی کردم. البته دو مشکل هم داشتم(می خندد). نخست این که جثه ام بسیار کوچک بود
رزمنده 15 ساله ای که افسر امنیتی عراق را به زانو درآورد
بنده خدایی گفته بود حضور رزمنده های نوجوان ما در جبهه ناشی از فیلم های کابویی و اکشن آمریکایی بود. کسی که این حرف را گفته خیلی از فضای جنگ فاصله داشته است. وقتی دست دشمن می افتید، اولین چیز که به ذهن شما می رسد اصولا باید فرار باشد. این نه تنها برای یک انسان حتی برای پرنده نیز صادق است که وقتی دید جایی محصور شده تلاش کند تا خود را از آن جا برهاند، اما می بینیم که 23 نوجوان 15-16 ساله این
موضع آیت الله طالقانی نسبت به استکبارستیزی
ارتباط دارد و ما از او در نماز جمعه و حفاظت استفاده می کردیم نه جاهای دیگر. ولی بدیع زادگان، برادرش جز بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق بود و لی خودش نه؛ اولش که آمد در دفتر ما او را اصلا نمی شناختیم، نمی دانستیم چه کسی است، گفت می خواهم اینجا کار کنم، آقا هم گفت باشد، بعدا گفت من برادر شهید اصغر بدیع زادگان هستم، آقا هم تحویلش گرفت. سوء استفاده جریان منافقین از لقب پدر طالقانی
روایت سردار جلالی از سرزمین مجاهدت های خاموش
شمخانی را آنجا دیدم. فرمانده بود. بر و بچه ها را هم جمع کرده بود و در جاهایی دفاع می کردند. اول کمک این ها رفتیم. اولین مأموریت بود و خیلی از مباحثی را که بعدها می شد خیلی ساده تر به آن ها نگاه کرد، مطرح می شد. مثلاً توقع داشتیم جلوی دشمن خارجی بایستیم و با آن ها برخورد کنیم. بعد می دیدیم مردم تحریک شده خودمان هستند. عراقی ها عرب ها را تحریک کرده بودند. یک مقدار مایه های چپی هم داشتند. تعدادی مائوئیست
تصاویر شهدای اقلیت در برنامه خندوانه + عکس
سنت به یاری پیرزن شیعه ای می آید که بار سنگینی دارد. ما هم این بار در خندوانه این افتخار را داریم که میزبان خانواده های شهدای ادیان در ایران باشیم. در این برنامه نمایندگانی از شهدای آشوری ها، اهل سنت، ارامنه و زرتشت حضور داشتند و جوان بیان کرد که متاسفانه نتوانسته اند در برنامه میزبان خانواده های شهدای کلیمی ها باشند. آمده ام تا بگویم مردم ایران فقط گریه نمی کنند
دولت در 4 سال گذشته یک ریال یارانه بابت خرید اتوبوس پرداخت نکرده است/امروز شعار مرگ بر آمریکا یعنی خوب ...
و مقاومت یعنی اینکه انسان هرگز خسته و ناامید نشود و متقابلا دشمن را از اینکه احساس کند می تواند برای جمهوری اسلامی چالشی ایجاد کند، ناامید کنیم. این افتخار ماست که دشمنان قطعی نظام جمهوری اسلامی که عناد آن ها در تاریخ روشن است، زمانی که وارد جمهوری اسلامی می شوند و شهر را بعد از چندین سال تحریم می بینند، ناگزیر هستند زبان باز کنند و از عظمت انقلاب و نظام اسلامی حرف بزنند. وی با تاکید بر
گفت و گوی منتشر نشده با شیخ مصطفی رهنما
بهتر است احتیاط کنی! یک بار هم به یکی از دهات گرمسار رفته بودم و تعدادی اعلامیه داشتم و متوجه شدم مأموران ژاندارمری دنبالم هستند. مخفیانه از پشت خانه ای که در آن به سر می بردم، سوار اسب یکی از اهالی ده شدم و فرار کردم! *موقعی که گرفتار مأموران ساواک می شدید، چه می کردید؟ اغلب به آنها می گفتم: حتی اگر بدترین کارها را هم انجام بدهید، پولش از این کار حلال تر است! هرگز در برخورد با
سنگ تمام خنداونه برای شهدا/ شرط رامبد برای بسیجی شدن
کاری حسینی کرد. بله فرزندان ما رفتند و کاری حسینی کردند و زنان و دختران ما ماندند به قیمت خون شهدا و باید کاری زینبی کنند و با حجاب و عفت و حیای خود مانند زینب سلام الله علیها در شام نماینده اسلام ناب و ایرانی بودن باشند. پیتر سپس برادر شهید آلفرد سلطانی فر از نماینده شهدای ارامنه به بیان خاطراتی از برادرش پرداخت. وی گفت: برادرم اصرار داشت به جبهه برود و میگفت من بروم تا دشمن
اجرایی شدن اهداف سال 1404 در دانشگاه آزاد
مراسم بزرگداشت دفاع مقدس و شروع سال تحصیلی جدید با حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس هیات موسس و هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی، دکتر میرزاده رئیس دانشگاه آزاد اسلامی و با رونمایی از کتاب شهدا ، اعطای لیسانس افتخاری به سه خانواده شهدا و تقدیر از 5 چهره برتر در کنکور ارشد و دکتری برگزار شد. به گزارش روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در این مراسم اظهار داشت
علی یقطین: یک ماه چشم انتظاری ام به عزا ختم شد
چنین انتظاری نکشیده بودم با بغض حرفهایش را ادامه می دهد و از فرشته گونه بودن اخلاق برادرش می گوید از اینکه ساده بود و ساده زیستی را دوست داشت. سوختم سوختم اینها را پدر پیر و سالخورده آقای یقطین می گوید و ادامه می دهد که از پسرش راضی است و امید دارد که خدا نیز از پسرش راضی باشد. وی می گوید: ابوالقاسم همیشه به مادرش می گفت من نوکر شما هستم . پدر آقای یقطین تازه نماز مغرب را
شهیدی که پیکرش جزیی از خاک چنگوله شد
در این یادداشت آمده است: دلش برای برادرش تنگ شده، قرار بود امروز بعد از چند ماه حضور در جبهه جنوب به دیار خودش بیشه دراز برگردد. علاقه خاصی به او داشت همه هم می دانستند نه فقط او بلکه همه اهالی روستا دوستش داشتند هر کس که با او بود حتی یک کلمه غیبت از دهانش نشنیده بود. کمک حال پدر و مادر بود و سختی های زندگی در طبیعت از او مردی قوی و با اراده ساخته بود در همین فکرها بود که مادر رسید: پسرم، (عله
سردار شهید مجید بشکوه
و به عنوان اینکه می خواهد در سازمانی مشغول به کار شود از دکتر برگه ی سلامتی گرفت و آن بر گه را به ستاد جنگ های نامنظم فرستاد و از آنها خواست که اجازه ی اعزام به منطقه جنگی را به وی بدهند و این دفعه تیرش به هدف خورد و به او اجازه ی حضور در جبهه را دادند با اینکه حالش هنوز خوب نشده بود ،دو باره در جبهه های جنگ حضور یافت و به نبرد با دشمن متجاوز پرداخت . مجید در طول جنگ تحمیلی ،تجارب فراوانی
جانباز قطع نخاع اردبیلی: 10 بوسه برای 10 سال آرزوی دیدار مقام معظم رهبری
به گزارش به نقل از تسنیم ، سردار ناصر دستاری جانباز سرافراز قطع نخاع دفاع مقدس بعداز اینکه دیپلم را گرفت بلافاصله عازم جبهه شد هرچه اصرار کردند کنکور را از دست نده، اما هرگز برقرار این اصرارها نماند، وی تصمیمش را گرفته بود. حفظ کیان و ناموس وشرف ایران و ایرانیان را واجب تر از کنکور می دید، به نظرش برای درس خواندن فرصت زیاد بود اما اگر این ناموس و شرف خدشه دار می شد دیگر شاید فرصت
از زیر آب تا نوک کوه!
از روزهای شلوغ کاری گفت وگو کردیم. خوشحالم که سیدم ؛ این را طور خاصی می گوید؛ در صدایش هم غم دارد و هم شوق و غرور! می گویم انتساب به ائمه چه حسی دارد؟ انگار که منتظر بوده تا همین سؤال را بپرسم، می گوید: رسیدن نسب انسان به افرادی که بزرگ ترین حماسه های تاریخ بشر را رقم زده اند؛ بزرگ ترین افتخار همه زندگی من است . از او می خواهم خاطره ای از عید غدیر کنار پدر تعریف کند؛ من 6 ساله بودم که
هیئت هایی که کار قرآنی انجام نمی دهند با یک بال حرکت می کنند
گفت که تا پایان جنگ ما فرمانده بودیم اما پس از دفاع مقدس، همان طور که امام فرمودند که جبهه امروز ما، جبهه فرهنگی است اکنون فرمانده های ما، مدیحه سراها و روضه خوانان هستند زیرا با وقوع فتنه 88 مداح ها در برابر آن ایستادند، بسیاری از افراد در این فتنه آنچنان که باید عملکرد درست و سنجیده نداشتند اما کسانی که در هیئت ها حضور داشتند و به رغم جراحت هایی که در این مسیر برداشتند و مورد ضرب فحاشی قرار می
آتش بسِ جنگ خواهر و برادری
و. . . را از سر می گیرد. توجه افراطی والدین به فرزند نورسیده، می تواند تعادل روانی کودک بزرگ تر را مختل کند اما فرزند بزرگ تر همیشه شکست نمی خورد. گاهی پدر و مادرها از ترس واکنش فرزند اول به عضو تازه وارد به او توجهی نشان نمی دهند و به جای حل مشکل، فرزند کوچک تر را با بحران روبه رو می کنند. به یک اندازه مادری کنید فرزند بزرگ تر برنامه مورد علاقه اش را می بیند که عضو کوچک تر
90/ وزیر شدن محمد دادکان آخر و عاقبتش حمام فین است
شده آمده. کمی استرس داشتم از بابت اینکه مصاحبه خوب از کار در بیاید که این اندک نگرانی با حضور کامران احمدپور به طور کامل از بین رفت. 90: لذت بردن از فوتبال به سبک صادق زیبا کلام چطور اتفاق می افتد؟ وقتی که تیم ایران ببازد، عشق می کنم و مخصوصاً وقتی عقب باشد و هیچ طوری نتواند بازی را مساوی بکند. 90: واقعا؟! چرا؟ جواب یک مقدار پیچیده است. می دانم که تعجب کردید اما الان برایتان
جهاد مسئله اصلی ماست
به گزارش سرویس حماسه و جهاد دفاع پرس؛ شهید افشین کاوه مهر در دیماه سال 1365 و در شلمچه به شهادت رسید. وصیت نامه شهید کاوه مهر به شرح ذیل است: بسمه تعالی الحمدالله الذی هدینا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدینا الله با سلام خدمت محضر آقا امام زمان(عج) و نائب بر حقش امام عزیزمان خمینی کبیر و با سلام خدمت ارواح مطهر شهدا از صدر اسلام تا شهدای انقلاب اسلامی و جنگ
ازدواج های دهه 60 و مهریه های به یادماندنی
جشن چنین می گوید: "حسن، ارتشی بود و بعد از عقد باید برای گذراندن دوره، می رفت اهواز. بنا بود بعد از دوره اش، بیاید تهران و مراسم عروسی را برگزار کنیم. هر چهارشنبه برای هم نامه می نوشتیم. هفت روز انتظار برای یک نامه. خیلی سخت بود. بالاخره صبرم تمام شد. دلم طاقت نمی آورد؛ گفتم: من می رم اهواز. پدرم قبول نمی کرد؛ می گفت: بدون رسم ورسوم؟! جلوی مردم خوبیت نداره. فامیل ها چی می گن؟! گفتم: جشن که گرفتیم
علی ملاقلی پور: نباید پا روی دمم می گذاشتند
هفته نامه همشهری جوان - بهناز شیربانی: علی ملاقلی پور هم مثل خیلی از فرزندان کارگردان های سرشناس راه پدرش را در پیش گرفت و بعد از سال ها حضور در کنار پدر و دستیاری در کارهای او و دیگر کارگردانان تصمیم گرفت وارد عرصه فیلمسازی شود، او سال گذشته فیلم اولش قندون جهیزیه را ساخت؛ فیلمی که حدود 10 روز قبل روی پرده رفت. همه چیز داشت خیلی آرام و طبیعی جلو می رفت که به یکباره علی حس کرد دارد به فیلمش در
دستم به ضریح نرسیده، امام رضا(ع) شفایم داد
نوشت که روایت مرا نیز در کتابش آورده است. چون اسم مرا نمی دانستند به پشت جبهه منتقلم کردند. در بیمارستان اهواز مداوای اولیه برایم انجام دادند. همه می گفتند او کیست! چون نمی توانستم حرف بزنم مرا به مشهد اعزام کردند، سرم را جراحی کردند و در اتاقم بالای سرم نوشتند مجروح جنگی. بعد از به هوش آمدن نه قدرت تکلم داشتم و نه هوش و حواس درست و حسابی. پس چطور شناسایی شدید؟ بعد از هشت روز که
تشابه جان باختگان فاجعه منا با شهدای گمنام دفاع مقدس
اسلامی با ارائه آماری گفت: حدود 220 هزار دانشجوی شاهد و ایثارگر در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل می کنند که 120 هزار نفر از آن ها دانشجویان شاهد و ایثارگر هستند که مشمول قانون جامع شاهد و ایثارگر بنیاد شهید و امور ایثارگران می شوند و حدود 100 هزار نفر نیز کسانی هستند که درصد جانبازی شان زیر 25 درصد است یا کمتر از شش ماه سابقه حضور در جبهه را داشته اند. وی عنوان کرد: دانشگاه آزاد اسلامی 230 شهید
ولادت امام هادی (ع) دوازدهمین نهال عصمت و طهارت
گسسته می سازد. کم ترین ضرر این بحث ها آن است که هر یک از دو طرف می خواهد بر دیگری غلبه کند و برتری یابد و این خود مایه اصلی جدایی و پراکندگی است. جاذبه معنوی امام علی النقی علیه السلام محمد بن حسن علوی می گوید من و پدرم بر درِ سرای متوکل، خلیفه عباسی، ایستاده بودیم. من در آن هنگام کودکی بودم و در آن سرا جماعت بسیاری حضور داشتند در این هنگام حضرت امام هادی علیه السلام وارد شد
خیلی ها می ترسیدند با من شطرنج بازی کنند
نبود. وقتی او مُرد، من 7 سالم بود. برادرش عمو لئونید به من کمک کرد شرایط سیاسی را بیاموزم. از طرفی مادر پدرم کمونیستی خالص و سرسخت بود. خیلی زیاد در خانه درباره مسائل سیاسی حرف می زدیم و بحث های زیادی در این مورد سر می گرفت که من از این خلال می توانستم ضعف هایی که سیستم دارد را بشناسم. البته این شانس را هم داشتم که توانستم در سن 13 سالگی به لطف شطرنج به کشورهای دیگر سفر کنم. من کتاب های زیادی
پاسخ به سؤالات شرعی مخاطبان درباره مسائل تحصیلی براساس فتاوای رهبر معظم انقلاب
جلب نکرد و رفت، مرتکب گناه نشده است. اما اگر موجب اذیت و آزار آنها شود و ناراحت می شوند به هر حال در این صورت باید رضایت آنها را جلب کند و اسباب ناراحتی آنها را فراهم نکند. جوانی 18 ساله هستم و قصد دارم به حوزه علمیه بروم ولی پدرم به شدت مخالف است و می گوید اگر به حوزه بروم بنده را عاق می کند. آیا در این صورت تبعیت از پدر لازم است؟ اصل تحصیل منوط به اجازه و رضایت والدین نیست
کاروان قرمز رنگ نجات!
خاطره عجیب به خانواده آتش نشان اش پیوند خورده که از زبان برادرش شنیدنی است: یک بار پدرم به عنوان فرمانده شیفت به صحنه یک تصادف اعزام می شود و وقتی به محل می رسد، می بیند فرد آسیب دیده پسر خودش است! **داستان یک نجات یافته هرکس که توسط نیروهای آتش نشان از یک حادثه یا آتش سوزی، نجات پیدا کرده باشد، می تواند یکی از اعضای باشگاه نجات یافتگان شود. ساناز داودی زاده، دختر جوانی است که با گروهی از دوستانش