سایر منابع:
سایر خبرها
جانبازی که در خیابان کفاشی می کند +تصاویر
بیست و هفت سال از جنگ گذشته است. اما هنوز خاطراتش کنج خانه هایمان پیدا می شود. هنوز در همسایگی و بین دوست های خود کسی را پیدا می کنیم که زندگی روزمره اش با یادگاری هایی که ازهشت سال دفاع مقدس می گذرد. هنوز هستند کسانی که با سرفه های پدرشان بند دلشان پاره می شود. آقای کمالی یکی از همان آدم هاست. چند سالی است که دیگر راحت نفس نمی کشد و نیاز به اسپری دارد. هروقت حال پدر بد می شود، زینب دختر 13 ساله
بنیاد در آینه مطبوعات
اصرار زیاد دوباره راهی جبهه شد. بعد از شهادت برادرش علی، مادرش راضی نبود که به جبهه برود، به همین خاطر او را داماد می کند تا پایبند شود، اما پس از دو هفته از مراسم ازدواجش راهی جبهه می شود و به مادر قول می دهد که این آخرین بار است که به جبهه می رود که در همان مرتبه هم به شهادت می رسد. خواهرش، عصمت حسین زاده می گوید: هر وقت از جبهه می آمد، روزی دو تا سه ساعت بی خبر از خانه خارج می شد. من و همسرم
امیر یل ارجمند ویاسمینا باهر:یک ازدواج عاشقانه در خلوت
را انجام داده بودیم به همین خاطر لغو آن سختی های خاص خودش را به دنبال داشت، در نهایت تصمیم بزرگان و خواست ما این بود که این مراسم کمی به تاخیر بیفتد ولی پیش از سال 94 برگزار شود به همین خاطر ما تمایلی نداشتیم که با رسانه ای کردن این موضوع پیرامون ازدواج مان هیاهو ایجاد کنیم. ماجرای ازدواج ما یاسمینا باهر: داریوش ارجمند، پدر امیریل در دانشگاه سوره استاد بازیگری من بود. بعد از
خنده متهم میلیاردی به ریش ملت/ ناراحتی روحانی از مجلسی ها
صداوسیما روزنامه اصلاح طلب شرق در یادداشتی با عنوان " منابع 10 سال یارانه نقدی دود شد" ، به تجارت سیاه 400 هزار میلیاردی ایران و امارات در 10 سال گذشته اشاره کرده است: دهه 80، دوران رشد درآمدهای حاصل از صادرات نفت و همچنین مواد خام و اولیه صنعتی بود. درآمد خالص فروش نفت خام از 15 میلیارد دلار در ابتدای آن، به حدود صد میلیارد دلار در انتها و درآمد فروش مواد خام و اولیه صنعتی از 1,6 به 16
انتخاب های سخت (18)
مراسم اختتامیه اجلاس گفتم: بیایید صادقانه با آینده روبرو شویم. بیایید آزادانه درباره آنچه که لازم است انجام شود، بحث کنیم. بیایید از این فرصت برای عبور از حرف و شعار استفاده کنیم، برنامه هایی که همراه با خجالت و تدریجی است را کنار بگذاریم، و برای اینکه منطقه در مسیر درست طی طریق کند، تعهد بدهیم. پس از اتمام سخنرانی، خبرنگاران آمریکایی که همراه من به سفر آمده بودند اخبار اینکه سخنان من چقدر صریح
گزارش کامل آیین تجلیل از نویسنده دختر شینا
کردیم و به موج مردم زدیم، آن موج محصول را بالا برد و به اعتلا رساند. مدیر انتشارات سوره مهر تصریح کرد: سال 80 کتاب کنار رود خین که حاوی یادداشت های روزانه یک مادر، اشرف السادات مساوات (سیستانی) است در فراق فرزند شهید خود روی کاغذ آورده شده، این اثر در آن دوران کتاب مهجور بود. در یک حرکتی که برای کتاب پدید آمد، طی 15 روز بالغ بر 11 هزار نسخه فروخته شد. نهادها و سازمان ه ایی که مروج بودند
شهید تهرانی مقدم دانشمندی بی ادعا بود
به گزارش ایثار واحد زنجان به نقل از خبرگزاری فارس، یادواره 400 شهید شهرستان ابهر و مراسم سوگواری حادثه دیدگان فاجعه منا امشب با حضور گسترده مردم و مسئولان در ابهر برگزار شد. در این مراسم که در آستان مقدس امامزاده اسماعیل (ع) شناط برگزار شد اقشار مختلف مردم، خانواده های شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس، روحانیون، نیروهای نظامی، انتظامی، فرماندار ابهر و صادق آهنگران از مداحان برجسته کشورمان نیز
اسرائیل پا از گلیم خود دراز کند با خاک یکسان می شود
ایران در هشت سال دفاع مقدس از این دست افراد بودند. ششمین یادواره شهدای ابهر در سال جاری با حضور گسترده مردم، جمعی از مسئولان شهرستان ابهر و مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان در حالی برگزار شد که صادق آهنگران با نوحه نوای کاروان یاد دوران دفاع مقدس را در ذهن حاضران زنده کرد، علاوه بر این حجت الاسلام و المسلمین شعبان نادری پدر شهید عبدالله نادری به عنوان چهره ماندگار شهرستان ابهر معرفی شد. انتهای پیام /
شهدا به هیچ طیف و گروهی وابسته نیستند
دنیایی از ناگفته ها را هم در دل خود پنهان کرده بود. مصطفی اکبری متولد 1340 در روستای سولای نمین و بزرگ شده محله علی کوچه سی اردبیل است. دوران نوجوانی اش در انقلاب و جوانی اش در جنگ سپری شده است. از اولین گروه هایی است که در خرداد 58 سپاه را در اردبیل شکل دادند و از اولین گروه هایی است که به جبهه اعزام شده و تقریبا هشت سال جنگ تحمیلی را در جبهه گذرانده است. بعد از جنگ هم در سپاه مانده و این
فلسفه گریستن بر امام حسین(ع)و شهدای کربلا چیست؟
امام حسین(علیه السلام)فرصتی بسیار ارزشمند به دست می دهد تا واعظان و خطیبان عالم، به بیان احکام و مباحث شرعی، اخلاقی و اعتقادی بپردازند و عزاداران حسینی را با معارف دینی آشنا کنند. بر این اساس، همان گونه که در محرم سال 61 هجری، امام حسین(علیه السلام)برای احیای دین قیام کرد، مراسم عزاداری او نیز در طول تاریخ، بستری شد برای احیای دین و ترویج معارف آن. د. ایجاد معنویّت در جامعه چنان
قیام امام حسین(ع)؛ درس مذاکره ی عزتمندانه
مخالف بودند و بعضا آن را تحریف ماجرا دانستند و منکر این شدند که عاشورا درس مذاکره است. قبل از قضاوت و تحلیل این نزاع خوب است بار دیگر مروری بر سخنان رییس جمهور داشته باشیم. در تاریخ 30 مهرماه ایشان در زنجان فرمودند: درس کربلا برای ما، درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین است. شما می دانید که شب تاسوعا، همان شب تاسوعایی که بزرگترین مراسم را شما در زنجان بپا
خوش خدمتی آل سعود به اسلام هراسان با صحنه گردانی فاجعه منا!
مناسک حج در حقیقت آب در آسیاب دشمن می ریزد و پروژه اسلام هراسی را تقویت می کند. وی اذعان کرد: همان طور که وهابیت در مسائل اعتقادی عقل خود را به کار نمی گیرد و ضعیف عمل می کند، در حوزه اجرا و مدیریت نیز دیدگاه مشخص و سیاست نظام مند و مدیریت ندارد لذا هر سال شاهد یک ترافیک سنگین و کشتار عده ای از زائران خانه خدا هستیم و جالب آن که آنها به سادگی از کنار این فجایع می گذرند. حجت
یادمان حاج محمدرضا دستواره در قلاویزان مهران
پیروزی بر او مشکل است. ولی رضا در جواب او یادآور شده بود: ما خدا را داریم. حاج محمدرضا دستواره به واسطه حضور فعال و مستمری که در صحنه های مختلف داشت، توسط عوامل رژیم شناسایی و در روز 14 آبان سال 1357 در دانشگاه تهران دستگیر و به زندان رفت. اما پس از مدتی از زندان آزاد شد. به هنگام ورود حضرت امام خمینی(ره) در مراسم استقبال از حضرت امام(ره) شرکت کرد و مسئولیت امنیت قسمتی از میدان
یادمانی از “شهید محمدحسین حیدری” با نوشتاری از ” استاد اکبر امرایی “
یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت [...] یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت دلم را می شکند شهید جاویدالاثر دوست و برادر شهیدم محمد حسین است اکنون که می خواهم چند سطر از خاطراتش را بیان کنم سیلاب اشک امانم نمی دهد دلم ابری تر از ابر بهار است قلم یارای حرکت ندارد . خدایا تو خود شاهد و ناظر هستی که محمد حسین چقدر مظلوم زیست و چگونه مظلومانه کشته شد و با اینکه پر کشید و به درگاه تو پرواز کرد هنوز هم مظلومانه و گمنام است هنوز هم کمتر کسی او را می شناسد خدایا یاری ام ده تا اشک امانم بدهد و او را که از مردم پنهان بود و اکثر همرزمان نیز او را به خوبی نمی شناختند اندکی شرح و توصیفش نمایم. هیجده سال از عمر نازنینش می گذشت که افتخار آشنایی ایشان نصیبم شد در اولین اعزامش با هم همسفر شدیم آری 25/08/1361 برای نخستین بار یک گردان از نیروهای مخلص با نام مقدس محبین از شهرستان کوهدشت با حدود 11 نفر کادر رسمی و بیش از 200 نفر نیروی مردمی پس از دعا و بدرقه ی مردم عازم جبهه های جنوب شدیم در منطقه کرخه جمعی از نیروهای مخلص شهرستان سلسله نیز به گردان ما پیوستند و چون هنوز لرستان تیپ مستقلی نداشت در تیپ 15 امام حسن(ع) از لشگر 72 محرم خوزستان سازماندهی شدیم شهید حسن درویش رزمنده ی شجاع اهل شوش فرماندهی این تیپ نوپا که به نام مقدس امام حسن مجتبی(ع) و تقارن ولادت آن بزرگوار که 15 رمضان بود، تیپ 15 امام حسن (ع) نامگذاری شده بود را برعهده داشتند شهید حسن درویش آنقدر در بین نیروها و در دل و جان همه جای داشت که هنگام سخنرانی در مراسم صبحگاه (اورکتش) به عنوان تبرک تکه تکه تقسیم می شد. حقیر با چند مسئولیت کوچک فرماندهی گردان را همراهی می کردم و شهید محمد حسین به عنوان فرمانده گروهان دوم گردان محبین انتخاب شدند. در طی دو سه ماه که در آنسوی پل کرخه گردان را آماده عملیات می کردیم شهید محمد حسین را متواضع، کم حرف و در عین حال شجاع و با هیبت خاصی دریافتم اندوهم باد هنوز لبخندهای ملیحش را تصور می کنم و بازهم سرشک خونینم بر گونه های رنجیده ی روزگارم سرازیر می شود. از آنجا که شهید عمرش چون گل کوتاه بود خاطرات بنده نیز از ایشان محدود به همین مرحله از اعزام است که به عروج ایشان ختم می شود. در طی چند ماه که در سایت های موشکی 4 و5 در انتظارشب عملیات بودیم اخلاق و رفتار همه همرزمان و بویژه محمد حسین عزیز پسندیده بود تمام ویژگی های خوب و مثبت در وجود آن بزرگوار نهفته بود در جوانی عازم نبرد با ظالمان روزگار شده بود تا از دین و مرزوبوم وطنش پاسداری کند. در تاریخ 18/11/61 عملیات ناموفق والفجر مقدماتی در محور فکه-چزابه (سرزمین لاله های سرخ) به صورت گسترده به فرماندهی سپاه با شرکت لشگرهای 72 محرم، عاشورا، 5نصر و حضرت رسول با هدف تصرف پل غزیله و پیشروی به سمت العماره عراق آغاز شد و تا 21/11/61 به پایان رسید موقعیت این منطقه عملیاتی بسیار مهم و استراتژیک بود و مسئولیت پدافند منطقه عملیاتی از چیلات تا هورالعظیم به عهده سپاه چهارم عراق بود و چهار لشگر پیاده، مکانیزه، زرهی و احتیاط شامل: 25 تیپ پیاده، زرهی، مکانیزه و تانک در منطقه شیب میسان تا پاسگاه دو برج (تقاطع چزابه-غزیله)، منطقه العماره و منطقه صفریه تا رشیده مستقر بودند که ذکر نام و عنوان لشگرها و تیپ و گردان ها از حوصله این متن خارج است. نیروهای خودی: قرارگاه کربلا و قدس شامل 7 لشگر با استعداد 122 گردان در قالب تیپ های پیاده، زرهی، مکانیزه و توپخانه در عملیات فوق شرکت داشتند. از بامداد روز 18/11/61 جابجایی نیروها به طرف منطقه عملیاتی آغاز و از ساعت 16:30 که هوا به تاریکی می گرایید حرکت رزمندگان با تجهیزات انفرادی و یک بسته جیره غذایی خشک(آجیل و تنقلات) از جنگل و دیگر محورها شروع شد. عملیات در ساعت 21:30 پس از اعلام رمز یاالله یاالله یاالله از 5 محور شمال و جنوب رشیده-صفریه آغاز شد نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میدان های مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و نفوذ در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق مواضع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد، سرعت لازم را از نیروهای عملیات گرفت اگرچه خط اول دشمن شکسته شد اما به دلیل عدم پاکسازی منطقه در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود امکان استقرار کامل وجود نداشت. در حقیقت تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها، عدم پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میدان های مین، حفر کانال های صعب العبور و از همه مهمتر هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات( لو رفتن عملیات) از عوامل بازدارنده ای بود که به عدم نیل به اهداف مرحله اول عملیات والفجرمقدماتی منجر شد. با وضعیت موجود و موقعیت خاصی که در آغاز عملیات در مردم ایجاد شده بود و به دلیل امیدواری مسئولین، مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/61 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید اما این بار نیز به علت عدم هماهنگی نیروهای عمل کننده و هوشیاری دشمن مانع از پیشرفت رزمندگان گردید از ابتدای پیشروی نیروهای خودی تا رسیدن به خط دوم دشمن حدود 16 نوع موانع ایجاد شده بود نیروهای عراقی تجربیاتی را که در عملیات های پیشین کسب کرده بودند را به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کردند. وجود این همه موانع، توان نیروها را جهت تامین اهداف از پیش تعیین شده در شب عملیات گرفت از طرف دیگر گرفتن موقعیت جناح چپ و راست و به کارگیری نیروهای احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که از دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده شد. در این عملیات فرماندهان خودی به این نتیجه رسیدند که در عملیات بعدی از انتخاب مناطق با عمق و وسعت زیاد پرهیز کنند. ناگفته نماند که در عملیات والفجر مقدماتی علاوه بر انهدام قابل توجهی از تیپ های 905 و 704 عراق یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. سی ودو سال از عملیات والفجر مقدماتی می گذرد و چه سنگین و محزون است تداعی آن خاطرات در آن غروب تنگ با توجه به زمان اندک دست به خاک شدیم تیمم ساخته و در حال حرکت نماز مغرب و عشا را در صفوف فشرده با گامهای استوار زمزمه کردیم. آن شب سخت و جانکاه و نسبت به دیگر شب های عملیات بسیار متفاوت بود در دل تیره ی شب شاهد عزیزانی بودیم که ساعاتی قبل داوطلبانه میدان مین را باز کرده بودند آن شب، شب قطع شدن پاها، شب میدان های متعدد مین، انبوه سیم های خاردار، کانال های عمیق و وسیع شب انفجار و آتشفشان منورها بود قیامتی به پا شده بود گلوله های رسام تیربارها و پدافندهای چهار لول ضد هوایی زوزه کشان از بغل گوشمان از همدیگر سبقت می گرفتند گویی از آسمان خمپاره می بارید و هر چند ثانیه گلی پرپر در پهن دشت میسان عطر شهادت و خون و باروت فضا را پر می کرد ناله و زمزمه های عاشقانه ی مجروحان میدان مین تند و پیگیر به گوش می رسید با روشن شدن منورها ناگهان فضای به خاک و خون کشیده شده ی میدان مین روشن تر از آفتاب می شد در این لحظات بود که پای خود را بر لبه ی یک مین واکسی دیدم که یک سمتش در گل ولای تعبیه شده در میدان فرو رفته بود و عمل نکرد آن شب چه رادمردانی در میدان های مین در خون خویش غلتیدند ضجه ی شیرمردان زخمی مین و کانال های عریض که انتقال آن ها به پشت خاک ریز میسر نبود هنوز در گوش طنین انداز است هرگز نمی توان فراموش کرد دلیرمردانی که هنگام پیشروی، نیروها را راهنمایی می کردند که از روی نوار سفید معبر میدان مین حرکت کنند اما صبح روز بعد پس از خون ریزی بسیار شهید شده بودند و یا در حال جان دادن با پیکرهای خونین استمداد نجات داشتند. دوستان خوبم شهید فیروز سرتیپ نیا و شهید محمد حسین حیدری را می دیدم که با شجاعت تمام پیشاپیش گروهان های خود حرکت می کردند از زمین و آسمان آتش می بارید دشمن نعل اسبی ما را در محاصره خود داشت و از چپ و راست و مقابل به تیربار بسته بود زمین سخت و ریگ زار منطقه خمپاره ها را در خود فرو نمی بلعید و باران ترکش تا دقایقی همه ما را زمین گیر می کرد نیروهای عراقی با تمام قوا بر سر همرزمان آتش می ریختند خمپاره های 120 زوزه کشان قلب آسمان را می شکافت و به دل زمین اصابت می کرد خمپاره ای 60 (زمانی) در آسمان بالای سر رزمندگان منفجر میشدند گلوله های آر.پی.جی تیربارها و ضدهوایی ها دوستان را یکی پس از دیگری گلچین می کرد و از ما می گرفت به سختی خود را به کانال تازه احداث شده چهارم پشت خاک ریز دشمن رساندیم زمانی که از کانال، درازکش به طرف دشمن تیراندازی می کردیم به یاد دارم در سمت راست خود رزمنده ای را دیدم که تیراندازی نمی کرد تکانش دادم شاید خواب رفته باشد اما با درد و حسرت ساعاتی قبل به درجه شهادت نایل شده بود به طوری که بدنش کاملا خشک و به جمود رسیده بود به نظر می رسید از نیروهای گردان خط شکن باشد که قبل از ما به آنجا رسیده بودند تا این موقعیت حدود 20 کیلومتر پیشروی کرده بودیم و پس از انجام بخشی از عملیات هنوز مواضع خود را تثبیت نکرده بودیم که بانزدیکتر شدن روز دستور عقب نشینی از فرماندهی عملیات صادر شد و با مشقت فراوان نیروها را پس از 6 کیلومتر عقب نشینی در پشت خاک ریزهایی که جهاد سازندگی بعد ازحرکت نیروها ایجاد کرده بود مستقر و مشغول پدافند شدیم من و 10 نفر از همرزمان از آخرین نفراتی بودیم که به خاک ریز رسیدیم از آنجا که هنوز هوا کاملا روشن نشده و آفتاب بر نیامده بود دوستان برخلاف نظر بنده مسیر را اشتباهی می رفتند و من هم که از اشتباه بودن مسیر اطمینان داشتم تسلیم نظر آن ها شده بودم با این توجیه که شاید کم خوابی باعث عدم تشخیص راه شده است اما هر لحظه آتش دشمن سنگین تر می شد تا دقایقی مانده به اسارت سه نفر از رزمندگان اطلاعات عملیات تیپ امام حسن(ع) مجهز به قطب نما و دوربین ما را به مسیر خاک ریزهای خودی هدایت کردند. ساعاتی بعد حدود نزدیک 11 صبح پرسنلی تیپ امام حسن مجتبی(ع) درخواست آمار مجروحین، شهدا، اسرا و مفقودین را از گردان محبین داشتند از نیروهای مستقر در خاک ریز تازه احداث شده آمار گرفتیم از خیلی از نیروهای گردان خبری نبود و اخبار نگران کننده ای به گوش می رسید دوستان گروهان یکم از فرمانده خود خبر دادند گفتند فیروز سرتیپ نیا در عملیات مجروح شده و چون توان راه رفتن نداشته جوانمرد رشید و دلاوری از رزمندگان روستای قرعلیوند که خیلی هیکلی و درشت اندام بود فیروز را با خود به پشت خط منتقل کرده بود از خیلی دیگر از جمله افشین باقری و محمد حسین حیدری خبری نبود برخی اسارت دوستان را عینا دیده بودند از جمله اسارت سید عبادالله حسینی را. آمارگیری در حالی انجام می گرفت که تعدادی از نیروها در جنگل های امقر و تعدادی با شگفتی تمام تا شهرهای خود عقب نشینی کرده بودند خلاصه آماری هم از نیروهای جنگل امقر گرفتیم وتحویل تیپ دادیم امامحمد حسین را دیگر ندیدم و ندانستیم دیگر که کجا بود و حال او چون بود در برزخ عملیات والفجرمقدماتی عزیزانی را دیدیم که سینه خیز در حال عقب نشینی بودند چون پا در بدن نداشتند قهرمانانی را دیدیم که در میدان های مین، خون خویش را تا قطره های آخر نثار کردند مجروحان عملیات را دیدیم که در اثر بمباران بهداری در جنگل امقر به شهادت رسیدند اما اثری از محمد حسین نبود که نبود یک پلاک هم از دل خاک برنیامد تا بینا کند چشمان به خون نشسته مادرش(گل زینب) را قبل از وداع دنیای فانی. پدرش رستم سالهاست چشم انتظار است اشک خواهرش صنم گل در چشم ها خشکید اما اثری از برادرش بازنیافت گویی جسم خاکی محمد حسین همراه با روح افلاکی او به اوج آسمان پرواز کرده و به ابدیت پیوسته که برادرانش حسن و حسین و خواهرانش صنم گل و زهرا سراغش را از اختران آسمان می گیرند و یاسین کوچولوی ما همراه عمه مهربانش پنجشنبه هر هفته سنگ مزار گمنامش را گلاب می پاشد و با نظاره ی عکس محمد حسین بازگشت او را به انتظار نشسته است. اکبر امرایی / مهرماه 1394 درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
نقش آفرینی 12 ساله ها با سلاح سرود در جنگ
این که همه ما را می شناختند، لذت نمی بردیم، لذت ما اجرای کار بود، این که هنر ما دیده شده و موثر بود. عضوگروه سرود سال های دفاع مقدس ادامه داد: فکر می کردیم در سنین 12-13 سالگی که کسی تفنگ به دست نمی گیرد، ما می توانیم با زبان هنرمان، سهمی در جنگ داشته باشیم. هنر باید دوباره مردمی شود والی زاده در قسمت دیگری از سخنانش، در خصوص دیدار اعضای گروه سرود با مقام معظم رهبری
داستان نجات دختر شهیدی که کارتن خواب بود
همسرم در جمع دوستانی که به شیشه اعتیاد داشتند، معتاد شدم. سیر اعتیادم به این صورت بود که ابتدا سیگار کشیدم و به تدریج به مصرف هروئین و شیشه روی آوردم در حال حاضر هم دو سال و نیم است که ترک کرده ام. خانواده من از طبقه متوسط جامعه هستند در خانواده من فرد معتاد وجود نداشت. پدرم وقتی شش ساله بودم در جنگ به شهادت رسید. چون فرزند شهید بودم با محدودیت هایی در خانواده مواجه بوده و به همین دلیل با
دانلود مقاله رایگان/مطالعه و بررسی جرم دزدی از دیدگاه از دیدگاه فقه، حقوق و قانون مجازات اسلامی
؟پاره ای از نویسندگان حقوق کیفری بر این عقیده بوده و هستند که قید به طورپنهانی در تعریف سرقت از جمله شرایط سرقت حدی است و نمی توان آن را در ردیف ارکان تشکیل دهنده سرقت محسوب نمود. 1 با توجه به پرسش فوق و ابهامی که در تعریف سرقت با مقایسه ماده 215 قانون حدود و قصاص وجود داشت، قانونگذار در سال 1370 با تصویب قانون مجازات اسلامی،که بایستی به طور آزمایشی تا پنج سال اجرا می شد تغییراتی را در
پای درد دل همسر مرحوم رضاپور(از جان باختگان فاجعه منا)؛ با خاطرات همسرم برگشتم/ دلم در بقیع جا مانده است
شد؟ و گفت خدا رو شکر که صحیح و سالم برگشتید. برای حج ارزشمندترین سفر مسلمانان، همه کار می کنند تا مستطیع شوند و به حرم امن الهی بروند. اما حال این روزهای حجاج تازه برگشته از مکه، به حال هیچ سالی نمی خورد جزء حج خونین سال 66 و کشتار ایرانیان حاضر در مراسم برائت از مشرکین مکه... حج امسال داستان دیگری دارد، برای همه آنهایی که سالها چشم به قرعه کشی سازمان حج و زیارت دوخته بودند
روایت وصف نشدنی صبوری مادران و همسران شهدای مفقودالاثر
برید و بی طاقتش کرد، سکته کرد در بیمارستان بستری شد در حالی که قدرت تکلم و حرکت نداشت با اشاره از خانواده خواست، عکس علی را مقابل دیدگانش، قرار دهند، سه ماه از بیماری اش می گذشت که در یک روز تابستان سال 88 در حالی که به عکس علی خیره بود، درگذشت. بی طاقتی مادر شهید مفقودالاثر محمدرضا گرگندی رضا صدایش می کرد، سال 66 رضا که دیپلم گرفت، عازم سربازی شد، آن قدر مادر بی قراری بود که
اقیانوس انتهای جاده
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح ، مردی میانسال برای شرکت در مراسم یادبودی به محله ی دوران کودکی اش بازمی گردد. خانه شان از میان رفته است، اما او ناخودآگاه به مزرعه ای که در انتهای جاده قرار دارد کشانده می شود، جایی که در هفت سالگی با دخترکی فراموش نشدنی به نام لتی همپستاک، مادرش و مادربزرگش آشنا شده بود. او که از ده ها سال پیش دیگر دخترک را از یاد برده بود، حالا با نشستن در کنار برکه ای که لتی آن
آخرین درخواست طلبه شهید از مادرش
بیان اینکه پسرش به همراه شهید طلبه محمدعلی ناظمی نارگانی و شهید قائمی که هر دو اهل بافق بودند عازم جبهه شد، افزود: به خاطر مجروحیت ایوب در اعزام اولش به جبهه حتی فرماندهان، مخالف حضور دوباره پسرم در خط مقدم بودند اما وی می گفت وظیفه خود می دانم با این وضع هم در جبهه ها حضور یابم. آخرین درخواست طلبه شهید از مادر وی در حالی که بغض گلویش را گرفته بود ، ادامه داد: برای بار آخر که
کلید صبر به هر قفلی می خورد!
متولد می شوند، اما من 2 بار متولد شدم. از روزی که پا به این دنیای تازه گذاشته ام، این سالروز را برای خودم مبدأ تولد قرار داده ام. چرا مبدأتولد؟ این کار چند حسن دارد؛ بهترینش این است که من با وجود اینکه طبق شناسنامه متولد سال 1350هستم، اما حالا با گذشتن 22سال از آن روز مهم زندگی ام، فقط 22 سال سن دارم و واقعا این روزها در این سن زندگی می کنم و بسیار خوشحال و شاد هم هستم.
آینه های صبوری که روشندل هستند
همسرش "مریم وکیلی" نام دارد. مریم در سال 66 بر اثر بمباران هوایی دشمن بعثی در شهر میانه در سن 9 سالگی نابینا می شود و در آن حادثه پدرش نیز شهید می شود. مریم را در همان سن کودکی برای درمان به آلمان اعزام می کنند اما فایده ای نداشته و او دیگر نمی تواند بینایی خود را به دست آورد. محمد درویشی که بدون همسر جانبازش در مراسم حضور پیدا کرده است، می گوید: همسرم کاری داشت و نتوانست در این مراسم
فقدان 5 نفر از 20 نفر توانی برای ماندن نگذاشت/ پاسخ به برخی شایعات
با حسن دانش از تهران به سمت جده عازم شدیم و از آنجا نیز به مکه رفتیم. یعنی کل اعضای کاروان با هم به عربستان اعزام نشدید؟ نه؛ جدا از هم اعزام شدیم، برخی به مدینه رفتند و برخی هم به مکه، گروهی که به مکه رفتند و من نیز جزء آن گروه بودم، ما روز 12 شهریور اعزام شدیم و محسن حاجی حسنی کارگر، ایزدپناهی، محمدرضا تقانی و تبسم چهره نیز روز 14 شهریور اعزام شدند. مدیریت برنامه های مکه توسط اطهری فرد
یادواره شهدای آبروی محله روستای گویجه سلطان برگزار شد
آگاهی ملت بزرگ و ولایتمدار ایران برشمردند. وی افزود: در دوران هشت سال دفاع مقدس مهمترین مسئله کشور جنگی بود که به میهن اسلامی تحمیل شده بود و تمامی مشکلات دیگر را نیز تحت تاثیر قرار داده بود. در این میان شهدا و سایر ایثارگران به فرمان رهبر کبیر انقلاب لبیک گفته و با جدیت تمام به جهاد "فی سبیل الله" عازم شدند و امروز نفوذ جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم مبارزه با صهیونیسم و استکبار جهانی باعث شده
شهیدی که مکان قبرش را پیش بینی کرد
به گزارش خبرنگار " رویکرد "، جانباز سرافراز حسن چراغان خاطره منتشر نشده از سال های اولیه جنگ تحمیلی را بیان کردند که در ادامه از نظر می گذرانیم: زمستان سرد 1359 روزهای سختی برای مردم ایران بود در حالی که ملت شریف ایران در تدارک برگزاری دومین سالگرد پیروزی انقلاب بودند بیش از چهار ماه بود که خاک ایران مورد تعدی دشمن بعثی قرار گرفته بود در همین حال بود که یک یک بچه های خوب انقلابی همچون
مرگ بر آمریکا تا کجا؟ / متهم نفتی در زندان هم جعل می کرده است!
متهمان در دادگاه، توقیف کامل اموال بابک زنجانی در سال 92، بدهی 2 میلیارد یورویی متهم به وزارت نفت، استفاده از سه شناسنامه متفاوت توسط متهم بخش های گفته شده در مورد این پرونده بزرگ است. بابک زنجانی تاجری است که کار خود را با دباغی آغاز کرد و در گفتگو با رسانه ها گفته بود: بیش از 70 شرکت از جمله شرکت هلدینگ توسعه سورینت قشم، اولین بانک سرمایه گذاری اسلامی در مالزی، سهامدار شرکت هواپیمایی انور
شهرهایی که چنگیزخان آنها را ویران کرد
رجب سال 616ه.ق انجام پذیرفت. سپاه ورزیده ای که دشت مغولستان را درنوردید و شمال چین را چون گردبادی در هم پیچیده در زیر رهبری سپاهی مردی که تسخیر جهان را در سر می پرورد و خود را خدای آسمان می دانست و اندیشه سروری به جهان را داشت همچون سیل به سوی ایران سرازیر شد.(دستغیب ، عبدالعلی ،1367، ص 405) این مقاله نشان دهنده این است که چنگیزخان چه کشتارها و چه فجایعی را در مناطق شرقی ایران از جمله
ما گوشت دم توپ هستیم!(پاورقی)
بود، لحظه ای ایستاد اما خیلی زود کلمات ستوان در مغزش رسوب کرد. بعد خنده کشداری کرد و گفت: هی ستوان! همین روزها یکسره می روی جهنم! من فکر می کنم سرزمین موعود جهودها جهنم باشد. علی رغم مستی، اوقات آکاردی تلخ شد، سرگرد همیشه او را به یاد محله اش در فلوریدا می انداخت. *** محله آکاردی آکاردی سیزده سال دارد، مثل خیلی از آمریکایی های رومانیایی تبار صورتش سفید و پر از دانه
جوانان به عشق امام به جبهه رفتند/ امروز دوست و دشمن تشخیص دادنی نیستند
حضور جوانان ایرانی در دوران 8 سال دفاع مقدس و رشادت ها و مقاومت هایی که در این دوران از خود به معرض نمایش گذاشتند به عشق آن ها نسبت به وطن و امام خمینی (س) باز می گردد. پس از حضور موفق جوانان در ارتش 20 میلیونی که به فرمان امام خمینی(س) شکل گرفت، این بار جوانان بازهم علاقه خود را به امام امت نشان دادند و به اذن او و برای دفاع از وطن عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شدند. رشادت های آنان در جبهه ها