سایر منابع:
سایر خبرها
امام گفت اهل قلم از مقاومت بنویسند و مداحان در سنگر ها بخوانند
می خواندند: پدرم یار تفنگه/ پدرم رفته بجنگه/ رفته آزادی بیاره/ همه جا لاله بکاره پدرم می گفت که دیوی تو سیاهی در کمینه/ او نمی خواهد که انسان رنگ آزادی ببینه پدرم یار تفنگه/ پدرم رفته بجنگه/ رفته آزادی بیاره/ همه جا لاله بکاره پدرم همیشه می گفت بعد از من تو مرد جنگی/ اگه دیگه برنگشتم تو باید با دیو بجنگی پدرم یار تفنگه/ پدرم رفته بجنگه/ رفته
ماجرای انهدام بالگرد آمریکایی در خلیج فارس با موشک استینگر سپاه
منو خون کردی! صبرکن. - بابا، گوش من خرابه. گوشی لازم دارم. راستش یکی از گوشام رو تو عملیات از دست دادم. - صبر کن شلیک بکنم، بعد بهت می دم . - بعد از مردن سهراب، دوای بیهوشی رو می خوام چه کار؟ - آقای محمدیا به بچه ها گوشی بده. من دیدم محمدیا موشک انداز استینگر را از کارتن اش بیرون آورد، یک تکه ابر را پاره کرد و به دست من داد و گفت: این هم گوشی
نظر کاربران خبرآنلاین درباره تسهیل شرایط خرید خودرو/ اگر پول داشتم، پیکان می خریدم؛ چینی نمی خریدم
خریدم، زندگی راحتی می ساختم، خونه می خریدم، ماشین اولویت آخرم می شد، چون تو تهران همش ترافیکه ارزش نداره با ماشین بخوای بری بیرون... آخر هفته ها دست زنم رو می گرفتم می رفتیم پارک. کاربر دیگری نیز نوشت: قضیه ماشین چینی و ایرانی، قضیه بد و بدتره. جفت شون دو زار نمی ارزند، عمده سهام دار این شرکت های خودرو چینی هم همین موسسات مالی و اعتباری و بانک ها هستند. فرد دیگری هم خاطرنشان
طرح سپاه برای انتقام کشتارحجاج ازعربستان
که دیدم، احساس کردم باید مأموریت بسیار مهمی باشد؛ اما به روی خودم نیاوردم و چیزی نگفتم. دو قایق بعثت و یک ناوچه طارق آماده حرکت بود و این نه نفر در قایق ها و کشتی بودند. انار را که دست من دیدند، گفتند: چی داری؟ - اناره، از خونه یکی از دوستان برداشتم. - باید تقسیمش کنی و به همه بدهی. به شوخی گفتم: تو بهشت که نیستیم. این انار مال منه. مال شما که نیست.
خورشید برخواهد آمد
همان نقطه موهوم خیره شد. از دادگاه که بیرون آمدند، دختر گفت: خدا رو شکر من خونه دارم، نگران نباش بابا . پدر لبخندی زد و گفت: حتی اگه خونه رو بهمون پس بدن، باورم نمی شه که مجبور شدم از برادرزاده ام شکایت کنم. و بعد از هم جدا شدند و پیرمرد شروع کرد به قدم زدن در پیاده رو. برگ های زرد پاییزی، کم کم از درخت ها فرو می ریختند و زیر پاها صدای خشک و تردشان شنیده می شد. پیرمرد ایستاد و زیر یکی
خودکشی پسر کارخانه دار معروف لاهیجان
...،،،،خخخخخ ماشین دختره پراید بوده ماشین پسره سانتافه... نه اون بابا کارخانه دار واقعی بوده نه این آقا جوان واقعی و نه اون دختر دختر واقعی. حالا تفسیرش مثنوی هفتاد من میخواد اما خلاصه اش اینکه عشق هایی که از ... تو پراید بودن تا ریا نشه جانم. بازم تو پراید..... بسه دیگه برو حیف اون پراید نیست... پراید ساخته شده برا زندگی .. واقعا متاسفم برای مردم کشورم همه چیز رو به مسخره نگاه می کنندنه این کشور دیگه درست نمیشه با این طرز تفکر مردم مرگ حقه پراید فقط وسیله است ...
توهین داماد نعمت زاده (وزیر صنعت) به اصحاب رسانه / صوت
سواد داری؟معماری نیوز: من آدم بیسوادی هستممحبعلی: من فوق لیسانس شهرسازی ام. لیسانس معماری ام.معماری نیوز: پس تو وزارت نفت اونوقت سمتتون چی بوده؟محبعلی: اونجا یه غل دو غل بازی میکردممعماری نیوز: پس با این سابقه شما میتونید اکسپو رو مدیریت کنین؟محبعلی: آره دیگه. تو اکسپو هم یه قل دو قل بازی میکنم.معماری نیوز: پس آبروی کشور میره درسته؟محبعلی: برو گم شو بابا. تو اگه آبرو میفهمی اون چرت و پرت ها و دروغ ها
تهدید به تعدیل 40 هزار کارگر!
میخریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پول ،امنیت ، وقت و....از دست میدیم چی؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه پول ما علف است ،.. خریدن ماشین صفر ممنوع چرا تعدیل؟ واگذارش کنید به شرکت های خارجی رنو , بنز که ما میدونیم درخواست دادن بخرن, شما نفروختین اگه فکر تولید و اشتغالین, بفروشین آقاجون چرا افکار عمومی رو از دلیل اصلی که رکود شدید اقتصادی به دلیل بی کفایتی مسولان کشوره با دلیل
استارت رکودزدایی از جاده مخصوص!
خودرو از رکود) خبر داد. پرداخت بخشی از یارانه تولید به خودروسازان، افزایش سقف تسهیلات صنعت خودرو، فعال کردن لیزینگ ها، تعلیق قانون ذی نفع واحد و...، از جمله اخبار خوب رئیس سازمان برنامه و بودجه برای اهالی جاده مخصوص بود که همه آنها جزو سیاست های جدید دولت برای خروج بازارهای کشور از رکود، به شمار می روند. در واقع اصل رفتن نوبخت به ایران خودرو و بازدید هفته آینده اش از سایپا، در راستای برنامه دولت برای
یکی از فانتزیام اینه که...
موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه، کلی آدم بیگناه اینجا هست ! . . . . توهم در حد سراب های بیابان های 150 درجه آمازون ........... یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم دعوام بشه بعد اون منو هل بده و سرم بخوره گوشه میز و ضربه مغزی بشم بمیرم و مخاطب خاصم رو ببرن زندان بعدش ولی دم ( مادرم ) رضایت ندن و بگن باید حتما
استاتوس باز
اینام! کسی نمی خواد منو؟ همین الان برو تو آشپزخونه اگه یه سینی پشت شیر آب نبود تف کن تو این پست! از تفریحات بچگی من این بود که آب بریزم رو بخاری صد ای تییییییییسسس بد ه، خر کیف بشم اون موقع که آیپد نبود که بازی کنیم با این چیزا سرگرم می شد یم! استاد م گفت: چرا تو ارزشیابی اساتید بهم 12 د اد ی؟ بهش گفتم: من به شما 12 ند اد م شما خود ت 12 گرفتی! یعنی اصلا امکان ند اره یه نفر یه
لم د اد ه با کیبورد
مشمئزکنند ه ای، می گفت: غصه نخور، یا خود ش میاااد یا خبرش! بعد هرهر می خند ید و یه جوری به بقیه نگاه می کرد که آره من فهمید م این چشه که پوآرو بعد از کشف قاتل اینجوری نگاه نمی کرد . حالا هرچی می گفتیم بابا قضیه یه چیز د یگه است، زیربار نمی رفت. بعد ها که من ازد واج کرد م و خود ش و خبرش با هم اومد ن عمو سعید این رفتار غیرانسانی رو ترک نکرد و د یگه فقط به مواقعی که من تو لک بود م اکتفا نمی کرد و وقتی فقط
طنز/ مظلوم نمایی عمر و لطیفه جلوی نسل 4
داداش، به بچه ی تو شکم این لطیفه اس رحم کن. اینم دلش سوخته تلویزیون رو گذاشته سر جاش بعد دو قسمت دیده با موذی گری دارن ادامه می دن و طرف اصلا باردار نبوده. من علت این همه خشم جوون ها رو از این سریال ها متوجه نمی شم. واقعا این نسل چهار نسل کم تحملی شده. عزیزم خب مامان و بابا می خوان سریال ببینن، اونا هم تفریح می خوان. این همه ساعت کار می کنن حق ندارن سیزده ساعت در شبانه روز سریال مورد علاقه شون رو
ارزان ترین خودروهای دنیا در ایران چند؟+عکس
هم از نظر مصرف سوخت بهتر و مزایای دیگه بجاش خدمات پس فروش رو به عهده بگیرند سود خوبی هم وارادات داره ضمن اینکه اگه به تحریم قراره فکر کنیم تو این مدت تحریم هم مشخص شد که ما تو صنعت خودرو سازی کاملا متوقف بودیم و به خودکفایی نرسیده بودیم قرار نیست هرکسی بتونه هر کاری رو انجام بده و ما تو همه چیز خودکفا بشیم مثل موبایل و تلویزیون و ... غیره شکست خوردند به جای این بهتره رو یه کار از پایه
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (174)
میخوای؟! 25. دقت کردین هر وقت پول خرد نداشته باشین سوار تاکسی شیم، حتما راننده تاکسی با یه مسافر دیگه که قبل از ما پیاده میشه سر پول خرد بحث شون می شه؟ 26. یکی از دوستام مغازه فروش سوسیس و کالباس دارن ... یه مشتری اومد تو مغازه گفت 500 گرم کالباس مرغ می خوام دوستم که می کشید دختره پرسید خیالم راحت باشه که خوبن؟ دوستم گفت آره برا خودمون تو خونه از همین می برم بعد گفت شد 700
خطر جنگ بین ایران و عربستان زیاد است
. اگه جنگ بین این سه کشور اتفاق بیفته که هزینه ای که متحمل میشن با افزایش قیمت نفت جبران نمیشه! عربهای تن پرور فقط 6 روز با اسراییل جنگیدند قافیه رو باختند، الان کافیه یه شلیک از ایران ببینند ،فورا درخواست آتشبس و مذاکره میکنند. اینا ترسو وراحت طلبند... تاریخ اثبات کرده کاملا درسته حتی یه درگیری جزیی هم میتونه ده ها دلار قیمت نفت رو بالا ببره یک عده ،برای
لعنت بر پیام بی موقع!
از خود راضی! صدای در اتاق میاد؟! اینقد تو فکر این محبی ام که نفهمیدم مامان دم دره. - فهیمه مادر سرت شلوغه الان؟ - نه مامان جان بگو، کاری داری؟ - این بابات بس که از همه جا فیلم دانلود می کنه اینترنت سر برج نشده تموم شده، من هرچی میخوام عکس شام بفرستم برا خاله ات نمیشه، بلدی از این بسته های یه روزه بگیری؟ - یعنی الان نت قطعه مامان؟ - آره، یک ساعتی میشه.
نامه دختر چهارساله خبرنگار شبکه خبر به یونسکو
رو برام انتخاب کرده. اون می گفت صورتم مثل ماه قشنگه، مثل فرشته ها، شبیه شاپرک ها. من مه سیما هستم اما همه منو به نام پدرم سیدحمیدرضا حسینی می شناسن، می گن شهید شده، می گن تو حج بوده که شهید شده، اما می دونم که پدرم زنده است و یه جایی تو عربستانه، خیلی وقته که پدر عزیزم رو ندیدم. بابا حمیدرضا کجایی؟ مگه قول ندادی زود برگردی؟ مگه قول ندادی واسم اون عروسک قشنگی رو که قول دادی
بازیگری داریم که یک میلیون و چهارصد فالوئر اینستاگرام خریده
: چرا، در یک مصاحبه اعتراف کردی که اگر به یک بچه 20ساله بگویید پول کارت به کارت کن تا روی جلد بروی این کار را می کند! پژمان جشمیدی: چرا دروغ میگویند؟ اصلا مگه اون موقع کارت به کارت بوده؟ رضا رشیدپور: یعنی این مصاحبه رو تکذیب می کنی؟ پژمان جمشیدی: این کلمه ها مال من نیست. اگر گفتم هم الان یادم نیست. رضا رشیدپور : کلا تا حالا پول دادی باهات مصاحبه کنند؟
بعد از وقایع سال 88 فضا در بین عموم مردم به سمت اصلاح طلبان گرایش پیدا کرد+صوت
محسوب نمیشود می دونم سلیقه سیاسی هست فائزه هاشمی: چون الان که بخصوص بعد از باز این وقایع 88 این احزاب تقریبا همه در یک مسیر قرار دارند در واقع اختلافی وجود ندارد تو این موضوع و این رو هم شما مطمئن باشید که این یک سیاست و یا دوراندیشی نیست که حالا هر کسی برود در یک حزبی قرار بگیرد و با برنامه باشد. این به طور طبیعی اتفاق افتاده و بر اساس تفکرات هر کدوم از ما بوده است به اون گروهی که ما رفتیم
لم د اد ه با کیبورد
بچه یه کاری بکنه یا یه جا آشغال بریزه که بهش بگن لعنت بر پد ر و ماد رت از بین میره. - وقتی د لگیری و تنها غربت تموم د نیا از د ریچه قشنگ چشم روشنت می باره، خد ا رو شکر کن که اینو اون خوانند ه خوند ه و ند اد نش به حامد پهلان فیت امید جهان. مهرشاد مرتضوی تا حالا به این مشکل برخورد ین که تا میاین وسط یه جمع مهم یه حرف مهم بزنین و خود ی نشون بد ین، یکی از این هواپیماهایی که
دختر خبرنگار مفقود شبکه خبر به یونسکو نامه نوشت
/> شایدم خودشون بچه ندارن! شایدم فکر میکنن من دلتنگ تو نمیشم یا تو دلتنگ من ... تو مگه نرفتی مهمونی خدا، مگه خودت نگفتی زیاد طول نمی کشه، مگه قرارمون این نبود که فقط چند روز مهمون خدا باشی، مگه قول ندادی اون چند روز هم مدام به من زنگ بزنی، مگه خودت نگفتی اگه زنگ نزنی، اگه صدام رو نشنوی روزت شب نمی شه، مگه نمی گفتی گلت، مه سیما از دوریت پرپر میشه ... باباجون من و مامان از دوریت داریم
تزریق درد در شوش از نمای نزدیک
داره! مگه چند سالته؟ 38 سال، الان 14 ساله مصرف می کنم، از وقتی شوهرم تو جاده چالوس تصادف کرد و مرد، اون موقع دخترم 6 سالش بود. چرا رفتی سراغ مواد؟ حالم خیلی بد بود، تارک دنیا شده بودم، به قصد مردن رفتم سراغ تزریق هروئین، ولی قسمت این بود، زنده بمونم. الانم تزریق می کنی؟ نه بعد از 5 سال رفتم آزمایشگاه، نیت کردم اگه مریضی (ایدز و
شغل شریفم گدایی است!
مانتوی رنگ و رو رفته و مقنعه قهوه ای ایستاده که موهای سفیدش از کنار مقنعه بیرون زده است. زن های داخل قطار، توجه شان به دو زن جلب می شود. ظاهر قضیه این طور نشان می دهد که زن شیک پوش در حال جمع آوری کمک برای زن بیچاره است. لابد آدم خیرخواهی است که کمک حال زن نگون بخت شده تا حالا که خودش سر و زبانی برای جلب ترحم ندارد، جورش را بکشد. چند تا از زن ها دست می کنند داخل کیف شان و پول درمی آورند
دوست نداشتم با دولت قبلی کار کنم
رو دوست دارین؛ هیجان زده این؟ بله، خیلی خوبم. همون جا هم گفتم که این جایزه برام مثه یه تولد دیگه اس. از این به بعد همه توانم رو میذارم که از این اتفاقا برام زیاد بیفته ! خیلی وقتا شنیدیم که میگن آدم وقتی ازش تقدیر می شه حس پیری بهش دست میده؛ راست میگن؟ نه بابا، اصلا این جوری نیس. به نظرم خیلی خوبه که در میانسالی از آدم تقدیر کنن. من که حس بدی نداشتم!
سرسختی خریداران خودرو ادامه دارد
فارسی دارند یا عرب های عراق ؟ یا ترکیه ؟ شاه با اون همه عظمت وحمایت امریکا خواست جلوی مردم ایران بایسته آواره ونابود شد خودورسازان عزیز شما که جای خود داری...پس دست از غارت مردم بردار به همین خیال باش! تندر 90 ای 2 چهل میلیون؟؟؟؟؟؟؟؟ مظنه درست است رحمت خدا بر این مردم ارزانی باد ،مردم فهیمی داریم گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی * اگه
این آدم ها عشق می خواهند
برای سلامتی همه کارتن خواب ها یک حلقه درست کنند. دست ها به هم قفل می شود و صدای امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء در فضا می پیچد؛ این آدم ها عشق می خوان، خدارو می خوان، وقتی رؤیا رو از آدم بگیرن تنها چیزی که می مونه مرگه. اگه این آدم ها تو تنهایی خودشون رؤیای پاکی دارند بیایم بهشون کمک کنیم تا به رؤیاشون برسن. دیدن این آدم ها ترس داره اما ترسناک تر از اون، قلب آدم هاییه که بی تفاوت از کنار
تجاوز هولناک 8 مرد به یک دختر دانشجو
استفاده کرد و کشتنشون فقط میشه یک نفر کمتر ولی مشکل حل نمیشه باید و زندان ها براشون کار ایجاد کنن بعد هم که اگر ازاد شدن باید کاملا تا یه مدت تحت نظر باشن. اگه روزی gt;زادشدند و به ناموس شما تجاوز کردند براشون کار ایجاد کن خخخ یعنی شما میفرمایید این وحشیا رو ببریم براشون اشتغال ایجاد کنیم بعدم آزادشون کنیم؟یعنی مشکل اشتغاله؟یعنی هرکسی بیکاره باید به خودش اجازه وحشی
کامنت های فیس بوکی درخصوص سکوت نتانیاهو در سازمان ملل (کامنت های تصویری)
میشود... این مردک همیشه در مورد ایران مثل سگ پارس میکنه هیچ کس هم به دادش نمیرسه اخرش هم دومش میذاره رو کولش و میره آقای بنیامین شفتالو گوش کن خدمت تو حرومزاده هم می رسیم وعده خدا نزدیکه که برای بار دوم که بنی اسرائیل روی زمین فساد کنند،قومی را بر شما قرار میدهیم که از خانه هایتان بیرون میاورند و شما را میکشند انشاالله آن قوم ما باشیم بلی سال ها است که
آیا از خود اثری بر جای می گذارید؟
و زیباست. هر چه بالاتر می رفتم زیبایی طبیعت بیشتر می شد، زحمت من هم، ولی ارزشش را داشت یاعلی گفتم و باز حرکت کردم. دلهره ها و وسوسه های تنبلی کم کم به سراغم می آمدند: "دیر شده، هنوز ناهار نخوردی، پا درد می گیری، برو خونه و ..." به خود آمدم، بی خیال راحتی بعد از تنبلی. اما یک چیزی رهایم نمی کرد. می گفت: "یادت هست در همین کوه پسر دایی پدرت را پلنگ خورد." گفتم: "خوب که چی؟" گفت: "شاید سراغ تو هم