سایر منابع:
سایر خبرها
پیشنهادی که سرنوشت قلاویزان را عوض کرد/ بابک به آرزویش رسید
به گزارش دولت بهار به نقل از فارس از شهرستان ساری، خاطرات تلخ و شیرین رزمندگان دفاع مقدس همواره بخشی از جذاب ترین چهره آن سال ها را برای مخاطبان به تصویر می کشد، خاطرات و روایاتی که هر کلمه به کلمه آن می تواند تورقی از تاریخ را از آن خود کند. در ادامه خاطراتی از چند رزمنده مازندرانی از نظرتان می گذرد: * خدا نگهبان ماست حبیب الله نادری می گوید: شهید قربان توبه دوست داشت
همایش فعالان ستادهای پشتیبانی جبهه و جنگ در قم برگزار شد
خواهران و برادران، آموزش و پرورش و جهاد و سایر ارگان ها در دوران دفاع مقدس از جمله میهمانان شرکت کننده در این مراسم بودند. پیگیری مسئولان و برگزاری باشکوه مراسم و اقامه نماز جماعت شرکت کنندگان در فشای باز تالار -در حالی که هر یک چفیه به گردان داشتند -به امامت حجت الاسلام اقبالیان مسئول بسیج قم در زمان جنگ و پایه گذار بسیج روحانیت در کشور، خاطرات همدلی و همراهی و معنویت رزمندگان اسلام و
روایت یکی از آن 23 نفر؛ از بوسه سرباز عراقی تا مانور تبلیغاتیِ کاخ صدام
چراآن قدر دشمن در خاک ما جلو آمده است؟؟ به فکر این نباشد که حالا من چه کار کنم، خانواده ام چه می شود؟ به عقیده من شنیدن و دیدن این حالات و داشتن این خصوصیات برای رزمندگان ما عجیب نیست. آنها همگی انسان های خاصی بودند. یوسف زاده: درست است. اصلا اسارت اسرای ایرانی چیزی کاملاً متفاوت با اسرای دیگر کشورها بود. این موضوع را حتی ماموران صلیب سرخ به زبان می آوردند و می گفتند ما اصلا
نامه شماره 87035/488 مورخ 93/12/13(قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2))
و هزینه حمایتی طلاب و کمک به رزمندگان معسر دارای بیش از یک سال سابقه حضور داوطلبانه در جبهه ها، جانبازان معسر بین پنج درصد (5%) تا بیست و چهار درصد (24%)، جانبازان بسیجی و وظیفه غیرشاغل نیازمند را پرداخت کند. ماده40 اشخاص حقوقی که تمام و یا قسمتی از اعتبارات آنها از محل منابع بودجه عمومی تأمین می شود و شکل حقوقی آنها منطبق با تعاریف مذکور در مواد(2)، (3)، (4) و (5) قانون محاسبات عمومی کشور
مجید می گفت من شهید غلامحسینی نسب هستم
خانواده شهید رمضان علی پور شهید رمضان علی پور 18 سال داشت که در عملیات والفجر 4 سال 62 به شهادت رسید و مدتی است که پدرش نیز میهمان او شده است. خانه ای که مادر شهید علیپور در آن زندگی می کند از قدیمی ترین خانه های روستا است و نیاز اساسی به تعمیرات دارد، اما صفا و صمیمیت مادر شهید علیپور مثال زدنی است. حمید ملانوری فرماندار رفسنجان در دیدار با این خانواده شهدا با بیان
آخوندی از تقاطع استیضاح عبور کرد
مکلف کردن وزارت راه و شهرسازی از سوی قانون برنامه برای جانبازان 25 تا 50 درصد که حداقل دو سال سابقه حضور در جبهه داشتند و همچنین آزادگان و فرزندان شهدا و خانواده های جانبازان 70 درصد فاقد مسکن را در صورتی که قبلا از زمین یا مسکن دولتی استفاده نکردند تامین کند، افزود: علیرغم پیگیری های متعدد و در جلسات مختلف از مجموع 158 هزار و 363 نفر واجد شرایط اعلامی از سوی ایثارگران 6 هزار مورد اقدام شده که یعنی
بنیاد در آینه مطبوعات
دیدار با خانواده شهدای سادات از سال 1360 تا امروز اولین قدم را در این مسیر، وابستگان شهدا از جمله برادر، پدر و مادر شهید برداشتند؛ قدمی برای بزرگداشت خانواده شهدای محله المهدی که برخی افراد معتمد و فرهنگی و سرشناس محله در عید نوروز به دیدن خانواده شهدا می رفتند و هدیه ای تقدیمشان می کردند. می رفتند برای دلجویی و احوال پرسی از والدینی که پسرشان شهید شده است. پیشینه این دید و بازدید محلی به
نویسنده دخترشینا:"قدم خیر"قدم خیری برای من داشت
رزمنده ای بود که هر کس از او یاد می کند به لبخند او اشاره می کند و تعهد او به خانواده را مثال می زند. ضرابی زاده گفت: وقتی به منزل شهید می رفتم تا خاطرات خانم محمدی را ضبط کنم حس می کردم شهید ستار جلوی درب منزل ایستاده اند و به من خوش آمد می گویند حتی این حس را در مورد شهید چیت سازیان داشتیم و به نظرم حیف است که در مورد این شهدا کم بگذاریم و امیدوارم این سعی توشه من در آخرت شود.
یادواره شهدای بخش بشاریات آبیک
تحمیلی است. وی افزود: رزمندگان ما نماز اول وقت و انس با اهل بیت(ع) را در آن دوران فراموش نکردند و با پرهیز از مادیات دنیوی و با تبعیت از فرمایشات امام راحل(ره) از جان خود گذشتند. این فرمانده دوران هشت سال دفاع مقدس با تاکید بر این که شهدای گرانقدر در راه اسلام به شهادت رسیدند، انتقال ارزش های دفاع مقدس به نسل چهارم را از وظایف خطیرمسئولان به نسل نوجوان و جوان دانست. ولی زاده تاکید کرد: رجوع به وصیت نامه شهدا و خاطرات آنان قطعا ما رو بیشتر با آرمان های والای شهدا آشنا خواهد کرد. به گزارش ایسنا؛ بخش بشاریات در طول هشت سال دفاع مقدس 52 شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده است. ...
مادر شهیدان خادم سیدالشهدا در شوشتر آرام گرفت
پیکر پاک و مطهر مادر شهیدان ابوالقاسم و محمود خادم سیدالشهدا صبح روز سه شنبه در شوشتر تشییع و در جوار فرزندانش آرام گرفت. در این آیین عبدالحسن مقتدایی استاندار خوزستان،جمعی از فرماندهان نظامی ، تعدادی از مدیران استانی،خانواده معظم شهدا و اقوام مختلف حضور داشتند. پیکر این مرحومه از کوی شهید فهمیده شوشتر تا مقام صاحب الزمان (عج) با حضور مردم متدین شوشتر تشییع و به خاک سپرده شد
دلتنگی های دخترانه فرزند شهید برای رهبر انقلاب
سخنانش توجه رهبر فرزانه انقلاب به کتاب های دفاع مقدس را موجب تقویت جریان تولید این کتاب ها دانست. *شهدا، من را با پای آوردند در بخشی از مراسم پادکست صوتی (کلیپ صوتی) کتاب دختر شینا با صدای بهناز ضرابی زاده برای حاضرین پخش شد. ضرابی زاده در توضیح اینکه چطور شد که خودش برای این پادکست صحبت کرده گفت: تولید کنندگان این پادکست صدای گویندگان مختلف را تست کرده بودند ولی
مأموریت ما رساندن 25 وصیتنامه پس از 30سال بی خبری است
نشانی بگویید. حین واگذاری ساختمانی مربوط به سپاه در تهران، 25 امانتی از سال های دور پیدا شد که این امانتی ها دست به دست به بچه های صدا و سیما رسید. از صدا و سیما هم به من پیشنهاد ساخت مستندی درباره این امانت ها داده شد و من هم پذیرفتم. داستان از این قرار است که تعدادی نامه و وصیتنامه از سوی رزمندگان در طول سال های دفاع مقدس نگاشته شد و از سوی آنها به خانواده هایشان ارسال شده بود که این نامه ها
شاعر جبهه ها: امام گفت اهل قلم از مقاومت بنویسند و مداحان در سنگر ها بخوانند
. مثلاً دوتا تک خوان من داشتم که فرزند شهید بودند مهدی و محمد ورمزیار . اینها هم قرآن خوب می خواندند، هم احادیث دفاع مقدس و جبهه و جنگ و جهاد را به خوبی یاد داشتند. رفتیم لشکر 5 نصر. آن موقع تیپ 18 جواد الائمه بود. شهید برونسی آنجا بود. این دو تا بچه ها خواندند: همه مقصد ما، مکتب ماست/ هدف و مقصد ما، مذهب ماست (چون امام راحل فرمودند تمام مقصد ما مکتب ماست ) شهادت سعادته پدر جونم
گزارش کامل آیین تجلیل از نویسنده دختر شینا
ناشر نیست، بلکه هنر خون شهدا و زحمات افرادی همچون آقای سرهنگی است، چرا که او و امثال او در سخته کردن محتوا تلاش داشتند و باعث شدند این کتابها دست به دست بگردد و پرفروش شود و امیدوارم کتاب به تیراژهای بالاتر برسد و مورد توجه قرار گیرد. * شنیدن خاطرات مادر از زبان فرزند: با خواندن این کتاب احساس می کنم مادرم زنده است در ادامه، معصومه ابراهیمی فرزند شهید ابراهیمی ضمن اشاره به
شهدا به هیچ طیف و گروهی وابسته نیستند
اکثرا زمستان را برای انجام عملیات ها در جنوب انتخاب می کرد – هرچند در جهبه های شمالی، میانی و جبهه جنوب همزمان محل هایی برای غافلگیری دشمن پیش بینی شده بود – عراق تمام تجهیزات پیشرفته خود را به کار گرفته بود و توانسته بود اطلاعاتی از حرکت ها و تحرکات رزمندگان در منطقه عمومی خرمشهر به دست بیاورد. ولی نمی دانستند از کدام محل عملیات انجام خواهد شد. چون 15 روز بعد از آن از منطقه میانی عملیات کربلای 5
همایش عاشورائیان رزمندگان 8 سال دفاع مقدس برگزار می شود
بیان گوشه هایی از ایثارگری ها و خاطرات آن دوران می پردازند و همچنین آیت الله فاضل لنکرانی نیز در جمع شرکت کنندگان به ایراد سخن خواهد پرداخت. مدیر هیئت خادم الشهدا تجلیل از رزمندگان دفاع مقدس، پدران شهدا و جانبازان را از دیگر بخش های این همایش دانست و افزود: همچنین در این همایش از پیرغلامان و هیئتی های قدیمی شهر قم نیز تجلیل خواهد شد. وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به
یادمان حاج محمدرضا دستواره در قلاویزان مهران
شهادت حاج محمدابراهیم همت فرمانده دلاور لشکر محمدرسول الله(ص) و واگذاری فرماندهی به شهید حاج عباس کریمی سید به عنوان قائم مقام لشکر 27 حضرت رسول(ص) منصوب شد. پس از شهادت حاج کریمی در عملیات بدر ، به عنوان سرپرست لشکر در خدمت رزمندگان اسلام علیه کفار جنگید و در نهایت با انتصاب فرماندهی جدید لشکر، سید رضا دستواره همچنان به عنوان قائم مقام لشکر، در خدمت جنگ و دفاع مقدس انجام وظیفه می کرد.
یادمانی از “شهید محمدحسین حیدری” با نوشتاری از ” استاد اکبر امرایی “
یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت [...] یادمان دوست و همرزم شهیدم محمد حسین حیدری و نگاهی به عملیات والفجر مقدماتی زفراق چون ننالم من دلشکسته چون نی که بسوخت بند بندم زحرارت جدایی یکی از شهیدانی که از دیدن تصویر و شنیدن نامش اشک غم در چشمانم حلقه می بندد، جاری می شود و هق هق گریه ام سکوت دلم را می شکند شهید جاویدالاثر دوست و برادر شهیدم محمد حسین است اکنون که می خواهم چند سطر از خاطراتش را بیان کنم سیلاب اشک امانم نمی دهد دلم ابری تر از ابر بهار است قلم یارای حرکت ندارد . خدایا تو خود شاهد و ناظر هستی که محمد حسین چقدر مظلوم زیست و چگونه مظلومانه کشته شد و با اینکه پر کشید و به درگاه تو پرواز کرد هنوز هم مظلومانه و گمنام است هنوز هم کمتر کسی او را می شناسد خدایا یاری ام ده تا اشک امانم بدهد و او را که از مردم پنهان بود و اکثر همرزمان نیز او را به خوبی نمی شناختند اندکی شرح و توصیفش نمایم. هیجده سال از عمر نازنینش می گذشت که افتخار آشنایی ایشان نصیبم شد در اولین اعزامش با هم همسفر شدیم آری 25/08/1361 برای نخستین بار یک گردان از نیروهای مخلص با نام مقدس محبین از شهرستان کوهدشت با حدود 11 نفر کادر رسمی و بیش از 200 نفر نیروی مردمی پس از دعا و بدرقه ی مردم عازم جبهه های جنوب شدیم در منطقه کرخه جمعی از نیروهای مخلص شهرستان سلسله نیز به گردان ما پیوستند و چون هنوز لرستان تیپ مستقلی نداشت در تیپ 15 امام حسن(ع) از لشگر 72 محرم خوزستان سازماندهی شدیم شهید حسن درویش رزمنده ی شجاع اهل شوش فرماندهی این تیپ نوپا که به نام مقدس امام حسن مجتبی(ع) و تقارن ولادت آن بزرگوار که 15 رمضان بود، تیپ 15 امام حسن (ع) نامگذاری شده بود را برعهده داشتند شهید حسن درویش آنقدر در بین نیروها و در دل و جان همه جای داشت که هنگام سخنرانی در مراسم صبحگاه (اورکتش) به عنوان تبرک تکه تکه تقسیم می شد. حقیر با چند مسئولیت کوچک فرماندهی گردان را همراهی می کردم و شهید محمد حسین به عنوان فرمانده گروهان دوم گردان محبین انتخاب شدند. در طی دو سه ماه که در آنسوی پل کرخه گردان را آماده عملیات می کردیم شهید محمد حسین را متواضع، کم حرف و در عین حال شجاع و با هیبت خاصی دریافتم اندوهم باد هنوز لبخندهای ملیحش را تصور می کنم و بازهم سرشک خونینم بر گونه های رنجیده ی روزگارم سرازیر می شود. از آنجا که شهید عمرش چون گل کوتاه بود خاطرات بنده نیز از ایشان محدود به همین مرحله از اعزام است که به عروج ایشان ختم می شود. در طی چند ماه که در سایت های موشکی 4 و5 در انتظارشب عملیات بودیم اخلاق و رفتار همه همرزمان و بویژه محمد حسین عزیز پسندیده بود تمام ویژگی های خوب و مثبت در وجود آن بزرگوار نهفته بود در جوانی عازم نبرد با ظالمان روزگار شده بود تا از دین و مرزوبوم وطنش پاسداری کند. در تاریخ 18/11/61 عملیات ناموفق والفجر مقدماتی در محور فکه-چزابه (سرزمین لاله های سرخ) به صورت گسترده به فرماندهی سپاه با شرکت لشگرهای 72 محرم، عاشورا، 5نصر و حضرت رسول با هدف تصرف پل غزیله و پیشروی به سمت العماره عراق آغاز شد و تا 21/11/61 به پایان رسید موقعیت این منطقه عملیاتی بسیار مهم و استراتژیک بود و مسئولیت پدافند منطقه عملیاتی از چیلات تا هورالعظیم به عهده سپاه چهارم عراق بود و چهار لشگر پیاده، مکانیزه، زرهی و احتیاط شامل: 25 تیپ پیاده، زرهی، مکانیزه و تانک در منطقه شیب میسان تا پاسگاه دو برج (تقاطع چزابه-غزیله)، منطقه العماره و منطقه صفریه تا رشیده مستقر بودند که ذکر نام و عنوان لشگرها و تیپ و گردان ها از حوصله این متن خارج است. نیروهای خودی: قرارگاه کربلا و قدس شامل 7 لشگر با استعداد 122 گردان در قالب تیپ های پیاده، زرهی، مکانیزه و توپخانه در عملیات فوق شرکت داشتند. از بامداد روز 18/11/61 جابجایی نیروها به طرف منطقه عملیاتی آغاز و از ساعت 16:30 که هوا به تاریکی می گرایید حرکت رزمندگان با تجهیزات انفرادی و یک بسته جیره غذایی خشک(آجیل و تنقلات) از جنگل و دیگر محورها شروع شد. عملیات در ساعت 21:30 پس از اعلام رمز یاالله یاالله یاالله از 5 محور شمال و جنوب رشیده-صفریه آغاز شد نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میدان های مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و نفوذ در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق مواضع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد، سرعت لازم را از نیروهای عملیات گرفت اگرچه خط اول دشمن شکسته شد اما به دلیل عدم پاکسازی منطقه در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود امکان استقرار کامل وجود نداشت. در حقیقت تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها، عدم پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میدان های مین، حفر کانال های صعب العبور و از همه مهمتر هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات( لو رفتن عملیات) از عوامل بازدارنده ای بود که به عدم نیل به اهداف مرحله اول عملیات والفجرمقدماتی منجر شد. با وضعیت موجود و موقعیت خاصی که در آغاز عملیات در مردم ایجاد شده بود و به دلیل امیدواری مسئولین، مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20/11/61 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید اما این بار نیز به علت عدم هماهنگی نیروهای عمل کننده و هوشیاری دشمن مانع از پیشرفت رزمندگان گردید از ابتدای پیشروی نیروهای خودی تا رسیدن به خط دوم دشمن حدود 16 نوع موانع ایجاد شده بود نیروهای عراقی تجربیاتی را که در عملیات های پیشین کسب کرده بودند را به صورت کامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا کردند. وجود این همه موانع، توان نیروها را جهت تامین اهداف از پیش تعیین شده در شب عملیات گرفت از طرف دیگر گرفتن موقعیت جناح چپ و راست و به کارگیری نیروهای احتیاط دو موضوع قابل توجه بود که از دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده شد. در این عملیات فرماندهان خودی به این نتیجه رسیدند که در عملیات بعدی از انتخاب مناطق با عمق و وسعت زیاد پرهیز کنند. ناگفته نماند که در عملیات والفجر مقدماتی علاوه بر انهدام قابل توجهی از تیپ های 905 و 704 عراق یک گردان از نیروهای سودانی تعداد 113 تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. سی ودو سال از عملیات والفجر مقدماتی می گذرد و چه سنگین و محزون است تداعی آن خاطرات در آن غروب تنگ با توجه به زمان اندک دست به خاک شدیم تیمم ساخته و در حال حرکت نماز مغرب و عشا را در صفوف فشرده با گامهای استوار زمزمه کردیم. آن شب سخت و جانکاه و نسبت به دیگر شب های عملیات بسیار متفاوت بود در دل تیره ی شب شاهد عزیزانی بودیم که ساعاتی قبل داوطلبانه میدان مین را باز کرده بودند آن شب، شب قطع شدن پاها، شب میدان های متعدد مین، انبوه سیم های خاردار، کانال های عمیق و وسیع شب انفجار و آتشفشان منورها بود قیامتی به پا شده بود گلوله های رسام تیربارها و پدافندهای چهار لول ضد هوایی زوزه کشان از بغل گوشمان از همدیگر سبقت می گرفتند گویی از آسمان خمپاره می بارید و هر چند ثانیه گلی پرپر در پهن دشت میسان عطر شهادت و خون و باروت فضا را پر می کرد ناله و زمزمه های عاشقانه ی مجروحان میدان مین تند و پیگیر به گوش می رسید با روشن شدن منورها ناگهان فضای به خاک و خون کشیده شده ی میدان مین روشن تر از آفتاب می شد در این لحظات بود که پای خود را بر لبه ی یک مین واکسی دیدم که یک سمتش در گل ولای تعبیه شده در میدان فرو رفته بود و عمل نکرد آن شب چه رادمردانی در میدان های مین در خون خویش غلتیدند ضجه ی شیرمردان زخمی مین و کانال های عریض که انتقال آن ها به پشت خاک ریز میسر نبود هنوز در گوش طنین انداز است هرگز نمی توان فراموش کرد دلیرمردانی که هنگام پیشروی، نیروها را راهنمایی می کردند که از روی نوار سفید معبر میدان مین حرکت کنند اما صبح روز بعد پس از خون ریزی بسیار شهید شده بودند و یا در حال جان دادن با پیکرهای خونین استمداد نجات داشتند. دوستان خوبم شهید فیروز سرتیپ نیا و شهید محمد حسین حیدری را می دیدم که با شجاعت تمام پیشاپیش گروهان های خود حرکت می کردند از زمین و آسمان آتش می بارید دشمن نعل اسبی ما را در محاصره خود داشت و از چپ و راست و مقابل به تیربار بسته بود زمین سخت و ریگ زار منطقه خمپاره ها را در خود فرو نمی بلعید و باران ترکش تا دقایقی همه ما را زمین گیر می کرد نیروهای عراقی با تمام قوا بر سر همرزمان آتش می ریختند خمپاره های 120 زوزه کشان قلب آسمان را می شکافت و به دل زمین اصابت می کرد خمپاره ای 60 (زمانی) در آسمان بالای سر رزمندگان منفجر میشدند گلوله های آر.پی.جی تیربارها و ضدهوایی ها دوستان را یکی پس از دیگری گلچین می کرد و از ما می گرفت به سختی خود را به کانال تازه احداث شده چهارم پشت خاک ریز دشمن رساندیم زمانی که از کانال، درازکش به طرف دشمن تیراندازی می کردیم به یاد دارم در سمت راست خود رزمنده ای را دیدم که تیراندازی نمی کرد تکانش دادم شاید خواب رفته باشد اما با درد و حسرت ساعاتی قبل به درجه شهادت نایل شده بود به طوری که بدنش کاملا خشک و به جمود رسیده بود به نظر می رسید از نیروهای گردان خط شکن باشد که قبل از ما به آنجا رسیده بودند تا این موقعیت حدود 20 کیلومتر پیشروی کرده بودیم و پس از انجام بخشی از عملیات هنوز مواضع خود را تثبیت نکرده بودیم که بانزدیکتر شدن روز دستور عقب نشینی از فرماندهی عملیات صادر شد و با مشقت فراوان نیروها را پس از 6 کیلومتر عقب نشینی در پشت خاک ریزهایی که جهاد سازندگی بعد ازحرکت نیروها ایجاد کرده بود مستقر و مشغول پدافند شدیم من و 10 نفر از همرزمان از آخرین نفراتی بودیم که به خاک ریز رسیدیم از آنجا که هنوز هوا کاملا روشن نشده و آفتاب بر نیامده بود دوستان برخلاف نظر بنده مسیر را اشتباهی می رفتند و من هم که از اشتباه بودن مسیر اطمینان داشتم تسلیم نظر آن ها شده بودم با این توجیه که شاید کم خوابی باعث عدم تشخیص راه شده است اما هر لحظه آتش دشمن سنگین تر می شد تا دقایقی مانده به اسارت سه نفر از رزمندگان اطلاعات عملیات تیپ امام حسن(ع) مجهز به قطب نما و دوربین ما را به مسیر خاک ریزهای خودی هدایت کردند. ساعاتی بعد حدود نزدیک 11 صبح پرسنلی تیپ امام حسن مجتبی(ع) درخواست آمار مجروحین، شهدا، اسرا و مفقودین را از گردان محبین داشتند از نیروهای مستقر در خاک ریز تازه احداث شده آمار گرفتیم از خیلی از نیروهای گردان خبری نبود و اخبار نگران کننده ای به گوش می رسید دوستان گروهان یکم از فرمانده خود خبر دادند گفتند فیروز سرتیپ نیا در عملیات مجروح شده و چون توان راه رفتن نداشته جوانمرد رشید و دلاوری از رزمندگان روستای قرعلیوند که خیلی هیکلی و درشت اندام بود فیروز را با خود به پشت خط منتقل کرده بود از خیلی دیگر از جمله افشین باقری و محمد حسین حیدری خبری نبود برخی اسارت دوستان را عینا دیده بودند از جمله اسارت سید عبادالله حسینی را. آمارگیری در حالی انجام می گرفت که تعدادی از نیروها در جنگل های امقر و تعدادی با شگفتی تمام تا شهرهای خود عقب نشینی کرده بودند خلاصه آماری هم از نیروهای جنگل امقر گرفتیم وتحویل تیپ دادیم امامحمد حسین را دیگر ندیدم و ندانستیم دیگر که کجا بود و حال او چون بود در برزخ عملیات والفجرمقدماتی عزیزانی را دیدیم که سینه خیز در حال عقب نشینی بودند چون پا در بدن نداشتند قهرمانانی را دیدیم که در میدان های مین، خون خویش را تا قطره های آخر نثار کردند مجروحان عملیات را دیدیم که در اثر بمباران بهداری در جنگل امقر به شهادت رسیدند اما اثری از محمد حسین نبود که نبود یک پلاک هم از دل خاک برنیامد تا بینا کند چشمان به خون نشسته مادرش(گل زینب) را قبل از وداع دنیای فانی. پدرش رستم سالهاست چشم انتظار است اشک خواهرش صنم گل در چشم ها خشکید اما اثری از برادرش بازنیافت گویی جسم خاکی محمد حسین همراه با روح افلاکی او به اوج آسمان پرواز کرده و به ابدیت پیوسته که برادرانش حسن و حسین و خواهرانش صنم گل و زهرا سراغش را از اختران آسمان می گیرند و یاسین کوچولوی ما همراه عمه مهربانش پنجشنبه هر هفته سنگ مزار گمنامش را گلاب می پاشد و با نظاره ی عکس محمد حسین بازگشت او را به انتظار نشسته است. اکبر امرایی / مهرماه 1394 درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
نقش آفرینی 12 ساله ها با سلاح سرود در جنگ
کوچک ما در مورد یک گروه از نوجوانان استان لرستان است که با شروع جنگ تحمیلی گروه سرود تشکیل داده اند و با حضور در مناطق عملیاتی و پشت جبهه ها در جهت افزایش روحیه رزمندگان تلاش می کردند. نقش آفرینی 12 ساله ها با سلاح سرود در جنگ دکتر والی زاده از اعضای گروه سرود نوجوانان لرستان در زمان جنگ تحمیلی در این نشست، گفت: جنگ زوایای مختلفی داشت، جنگ، تنها آنهایی که سلاح به دست داشتند
120 تک بیت و رباعی شاعران جوان کشور برای کربلای منا
/> امان ز دست اشقیاء / مهدی بیا مهدی بیا منا شده کرب و بلا / مهدی بیا مهدی بیا تولیت کعبه را به هرکس ندهید / هی فرصت پرواز به کرکس ندهید در آتش آه دل من می سوزید / بابای مرا اگر به من پس ندهید (رضا نیکوکار) فریاد رسید بر غم گفت وشنود / هر راه به سوی زندگی ها, مسدود خون جای تمام بغض ها را پر کرد / لعنت به دل سنگی این آل سعود
اگر آوینی امروز بود از غصه فرهنگ دق می کرد!/ نسل جوان ما خیلی عالم و آگاه هستند و کف روی آب را پس خواهند ...
چهار صد سال بالا است. چیز عجیبی نیست. بگذار حالا هی ریا کنند و دروغ بگویند و... از خون شهدا و بیت المال نان در بیاورند؛ به قول آغاسی: جنگ زد نعره ولی پنجره ها را بستید به غنایم که رسیدیم به ما پیوستید راست می گوید. یک بار من یک مطلبی زده بودم خیلی دلم را سوزاند؛ مطلبی که خودم زده بودم. مادر شهیدان ولی زاده یک پیززنی که شوهر و سه بچه او شهید شدند... متأهل هستی؟ رسا
روایت وصف نشدنی صبوری مادران و همسران شهدای مفقودالاثر
، گل خانواده ما مفقود شد، عزیزترین فرزندم بود با رفتن او همه بچه هایم، ناراحتی اعصاب گرفته اند، دخترم از غصه مدام سردرد است، پدر او خیلی بعد از گم شدن فرزندمان دوام نیاورد و در اثر سرطان مُرد و من پیرزن را تنها گذاشت. رو به من در حالی که در چشمان خواهش و التماس موج می زند، می گوید: مادر حمیدرضا من بر می گردد، آخر می گویند، هنوز تعدادی اسیر در عراق هستند، حمید من جز همان ها است، یک لحظه
ساز و کار درستی جهت حمایت از ناشران ادبیات پایداری وجود ندارد/ عدم مستندسازی تاریخ دفاع مقدس، در آینده ...
(والفجر هشت) حول وقایع دفاع مقدس ادامه می یابد و گردان حبیب نیز قهرمان قصه است. این کتاب به شیوه ی نقل توصیفی است؛ یعنی آدم هایی که در کتاب دخیل بودند، خاطرات و گفته هایی در مورد آنچه اتفاق افتاده داشتند و ما با کسانی که در قید حیات بودند مصاحبه گرفتیم و خاطرات و گفته های شهدا را نیز از آرشیو جنگ بازیابی کردیم. گردان نهم هم چنین از جمله کتاب های دفاع مقدسی است که به دو زبان عربی و انگلیسی ترجمه شده
عکاسی که خودش پارتیزان بود+تصاویر
وقتی جنگ تمام شد؛ در ایرنا کار خبری خود را ادامه داد. مثلا از تخلیه اسرا از راه آهن یا در استادیوم تختی اواخر جنگ؛ خانواده های این اسرا را؛ روز 5 شنبه و جمعه دعوت می کردند و دیدار می گذاشتند. این عکس مربوط یه ورزش این ها است. حتی اینجا به استادیوم رفته بودند و والیبال تماشا می کردند و خبرنگار ها رفته بودند و گزارش تهیه کردند. وقتی ما به این کتاب نگاه می کنیم؛ اسناد 59 تا سال
فاجعه منا نمایشگر پایان عمر آل سعود است/ غربی ها اهداف مستکبرانه خود را در برجام می بینند
حجت الاسلام میرمرشدی، استاد حوزه و دانشگاه، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، با بیان این که رزمندگان اسلام با توکل بر خداوند متعال، کشور را از حصر نجات دادند، اظهار کرد: پیروی از ولایت فقیه عامل بزرگی در پیروزی انقلاب اسلامی بود و این پیروزی، مقدمه دیگر پیروزی های در دفاع مقدس و کشور شد. این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به بی کفایتی آل سعود در فاجعه منا تصریح کرد: آل سعود
اطاعت از امام راه و پیروی از دستورات اسلام وظیفه است
پایان مأموریت جمله ی پایان جنگ را نوشت. پس از ازدواج، در سال هزار و سیصد و شصت و یک، خانواده اش را هم با خود همراه کرد؛ به شهرهایی که در تیررس موشک های دوربرد و بمباران عراقی ها قرار داشت. مسؤولیت دژبانی لشکر هفده علی بن ابیطالب علیه السلام، مسؤولیت قبضه، سپس واحد خمپاره، جانشینی ادوات لشکر هفده و در نهایت فرماندهی گردان ادوات تیپ دوازده قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف از وظایف
حمایت مجلس از خانواده جانبازان
، مردان ما به جبهه ها رفتند و این خانم ها بودند که خلاء نبود پدر خانواده را با حضور و تربیت خودشان را پر کردند. نماینده استان اصفهان با بیان اینکه جانبازان شهیدان زنده هستند، تصریح کرد: برخی از رزمندگان ما به شهادت رسیدند و همسران آنها به تنهایی و در غیاب شهیدان امور زندگی و تربیت فرزندان را بر عهده داشتند. عده ای هم تحت عنوان جانبازان، ایثارگران و آزادگان که مدت ها در زندان های دشمن
فعالان رسانه ای ودفاع مقدس
و عشایری، معلمان، دانشجویان و اساتید دانشگاه ها، طلاب و روحانیون و همه و همه، نمادی همیشگی از پیوند امام و امت خویش بود. فعالان رسانه ای باید ابتدا، روح و جوهر پیام دفاع مقدس را بشناسند و سپس با ابزار و تکنیک های رسانه ای جدید آن را به جوانان انتقال دهند. ساخت فیلم، اجرای نمایش، جلسات خاطره گویی، انتشار کتاب خاطرات رزمندگان و مردم کوچه و بازار و مهاجران جنگ تحمیلی و نشر کتابهای تحلیلی از
پزشکان عاشق و سال های جنگ
هرگز آن دلبستگی مردم به وطن و آن همبستگی برای نجات وطن را فراموش نمی کند. او از همکاری همه جامعه ایران در روزهای جنگ می گوید. از ایثار رزمندگان و جامعه ای که به احترام همه شهدا و نقش آفرین های جنگ شولای احترام به تن می کند و یاد می کند آن هشت سالی را که گذشت. موضوع همایش نقش جامعه پزشکی در دفاع مقدس بود. میهمان ها و خانواده آنها تمام صندلی های سالن را پر کرده اند و این تعداد جمعیت شرکت
کنگره 2400 شهید چهارمحال و بختیاری برگزار می شود
برنامه های جانبی کنگره هستند. این مسئول با اشاره به اینکه روز دوم کنگره به نام کنگره شهدا و جامعه ایثارگران( خانواده های شهدا، جانبازان، رزمندگان و آزادگان) نامگذاری شده است، گفت: در این روز آقای عزت الله ضرغامی سخنران اصلی خواهند بود. فرمانده سپاه حضرت قمر بنی هاشم(ع) چهارمحال و بختیاری عنوان داشت: روز سوم کنگره که مصادف با روز جمعه است با عنوان کنگره شهدا و همایش پیاده روی