سایر خبرها
خاطرات جالب و خواندنی گل آقا از شهید رجایی
و معمولی منزلشان برای ما چای آوردند. به شوخی گفتم: دایی جان! مثل این که این جا ریاست جمهوری است این استکان ها چیست !گفت: اگر شما مهمان رجائی هستید، کتری و سماور و استکان نعلبکی او همین است ولی اگر مهمان ریاست جمهوری هستید بحث دیگری است. ما در ریاست جمهوری همه چیز داریم اما آنها متعلق به بیت المال است. برای مهمان شخصی و خانوادگی نمی توان از آنها استفاده کرد.- اگر همه ما روزی روزگاری دیده بودیم شهید
ناگفته های خواندنی دکتر حسین مظفر از دوران اصلاحات/بخش سوم
مسائل را خدمتشان منتقل کردم که بدانند مظلومیت حزب اللهی ها در چه حد است، ولی در دوران وزارت، برعکس برداشت های غلط آنها که گمان می کردند چون آقا از من تعریف کرده اند پس همه چیز را به ایشان منتقل و مثل بچه ها پیش ایشان گریه و شکایت می کنم. در حالی که مطلقا این کار را نکردم. البته ملاقات با آقا برای من اسباب افتخار بود و زیاد هم خدمت ایشان می رفتم و در مورد کار هم فقط با یک تعبیر کلی می گفتم می
مبارزی که به بنی صدر سیلی زد
،خلاصه امام(ره) را برد زیر سوال، من هم داشتم گوش میدادم، تعجب کرده بودم، پشیمان هم شده بودم. میگفتم عجب کاری کردیم ها ، چرا همچین چیزی ما گفتیم، خیلی خودم را سرزنش کردم دیدم خیلی دارد حرافی میکند، به امام(ره) توهین میکند به شهدا توهین میکند ، دیگر دست خودم نبود دیگر، نفهمیدم، گفتم گور پدر همه چیز چه می خواهد بشود مگر، ما که چیزی نداریم، یک دوچرخه داریم، صبح تا شبم که داریم کار میکنیم، همین را هم
درخواست طلاق برای تغییر چهره
با کارشناس اجتماعی پلیس خراسان رضوی گفت: پدرم فوت کرده است و مادرم به موادمخدر اعتیاد دارد. او گدایی را به من و خواهر 12 ساله ام یادداده است و ما هر روز 3 نفری در خیابان ها کار می کنیم. مادرم هر شب پول های من و خواهرم را می گیرد و کریستال می خرد. سارا خودش را روی صندلی جابه جا کرد و در حالی که دست های کوچکش را زیر چانه اش گذاشته بود با نگاهی معصومانه افزود: یک برادر کوچولو هم داشتم که 3 سال قبل گم
خانه سینما همیشه تقلب کرده است
، گفت: این موضوع برایم اهمیت ندارد. قبلا هم گفته ام که جوایز جشنواره نماینده سلیقه چند داور است که اگر تعدادی از آنها یا کل گروه تغییر کنند ، ترکیب جوایز یا همه آنها عوض می شود. بنابراین ما در این جشنواره که یک جشن و مهمانی 10 روزه است شرکت کردیم، چون هم جشن است و هم مردم سرگرم می شوند. او با تاکید دوباره بر اینکه نامزد نشدن فیلمش و جایزه نگرفتن برایش مهم نیست افزود: اما فکر می کنم برای برخی
امینی: بحث سیاه نمایی مکانیکی، سطحی و سیاسی است
نباید بی طرف باشد. من با دیدگاه دوم موافق ترم، یعنی هرکسی که به سینمای اجتماعی توجه می کند یک واقعیت عمومی را از چشم انداز ارزش ها و آرمان هایی که قبول دارد، طرح می کند. اینکه می گویند ما یک سینمای اجتماعی بی طرف و بی موضع داریم، تردید دارم که شدنی باشد. چون وقتی می خواهیم واقعیت را مقابل دوربین بیاوریم اینکه چه چیز و چه قدر واقعیت است؟ تعمیمش چه قدر است؟ و چقدر اولویت دارد؟ همه بر اساس
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/9
نگاهی به نامزدهای بخش های مختلف و رقابت نزدیک رییسیان ، داودی و توکلی برای سیمرغ های جشنواره فجر، رقابت نزدیک رییسیان ، داودی و توکلی برای سیمرغ های جشنواره فجر، رونمایی محمد(ص) شاهکار سینمای ایران، نگاهی به برنامه دهمین و آخرین روز جشنواره فیلم فجر در کاخ جشنواره، اعلام نتیجه 312 نوبت رای گیری از تماشاگران فیلم فجر، برگزاری نشست رسانه فیلم های جامه دران ، ایران برگر ، ابوزینب ، مادر قلب اتمی و انیمیشن شاهزاده روم در کاخ جشنواره، گفت و گویی با علی اکبر ثقفی تهیه کننده فیلم ناموفق مردی که اسب شد ، گفت و گو با ابوالحسن داوودی کارگردان فیلم موفق رخ دیوانه ، افتتاح پردیس سینمایی فولادشهر در اردیبهشت 94، صحبت های منوچهر شهسواری تهیه کننده مزار شریف و مصطفی احمدی کارگردان جوان فیلم نزدیکتر ، اظهارات حبیب الله کاسه ساز درخصوص موفقیت گیشه سال آتی به دلیل فیلم های هنر و تجربه ، گفت و گویی صمیمی با رضا صادقی بازیگر جوان دوران عاشقی ، توضیحات ابراهیم حقیقی درخصوص اهمیت پوسترهای سینمایی، گلایه های ثریا قاسمی از بی توجهی به پیشکسوتان سینما، حمایت مجتبی راعی از فیلم مزار شریف ، گفت و گویی صمیمانه با رویا تیموریان و احتمال همکاری با تلویزیون، نگاهی به فیلم سینمایی موفق من دیه گو مارادونا هستم و درنهایت نگاهی به مهمترین حواشی روز نهم جشنواره فیلم فجر، سرخط مهمترین اخبار روز نهم جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص داد. ...
برگزیدگان عکس فواد معرفی شدند
داوری آمدند، پول گذاشتند روی هم تا نهار داورها را تهیه کنند. این را گفتم که بدانیم نشد، وجود ندارد. هر چیزی را که بخواهیم، می توانیم به انجام برسانیم فقط کافی است فعل خواستن را داشته باشیم. این بچه ها با تمام وجود و عشق شان این کار را انجام دادند. دبیر نخستین جشنواره عکس فواد در ادامه یادآور شد: سال گذشته در کنار بچه های دانشجو از یکسری دوستان عزیز هنرمندم دعوت کردم و افتخار دادند و
داستان های خواندنی؛ خوش اقبال
که قیافه ام در این لحظه باید حالت خیلی احمقانه ای داشته باشد! حیف آینه ندارم وگرنه دک و پوزه ی خودم را به سیری تماشا می کردم. آره پدر جان ، حس میکنم که دارم به یک ابله مبدل می شوم. به شرفم قسم! تصورش را بفرمایید ، بنده عازم سفر ماه عسل هستم. حالا باز هم می فرمایید که بنده دیوانه نیستم؟ شما؟ مگر زن گرفتید؟ همین امروز ، دوست عزیز! همین که مراسم عقد تمام شد یکراست پریدیم توی
شاهزاده ی روم حاصل تلاش انیمیشن سازان ایرانی با دست خالی است/هدف مان این است که در بازارهای جهانی اکران ...
کردیم حرف مان را چگونه می توانیم بزنیم و دیدیم بهترینش این عرصه است، ولی ظاهرا نحوه ی ورود شما تفاوت هایی دارد. فرض اولیه ای را که شما می فرمایید، یعنی دغدغه داشتن را امری بدیهی می دانم. همه ی آدم ها دغدغه دارند و مگر می شود کسی بدون دغدغه زندگی کند. اما در کنار این دغدغه، راستش انیمیشن و سینما علاقه ی شخصی من بود، چون زبان جذاب و سرگرم کننده ای دارد و اول از همه خودم سرگرم می شوم و
مادر شهید حنفی به فرزند شهیدش پیوست
پدر به فراگیری قرآن و احادیث گذراند. در دوران کودکی حادثه معجزه آسایی برایش اتفاق افتاد که شرح آن را از زبان خواهر شهید برایتان می آورم: وی می گوید : در شهر نیر پلی وجود دارد به نام پل قرمز یا قیرمزی کورپی که ارتفاع زیادی دارد به طوری که تا کنون افرادی بر اثر سقوط از آن یا به شدت زخمی شده و یا جانشان را از دست داده اند. یکی از هم بازی های یونس خبر آورد که او از پل
دو حدیث آخرالزمانی از زبان دو شیعه آلمانی/رفتار متفاوت خادم حرم حضرت معصومه(س) با لی لی
طرز خطاب کردنش برایم شیرین و جدید است، با تعجب گفت مگه شما این طور نمیگین؟ گفتم زمان جنگ تا حدودی همین طور بود ولی حالا نه؛ اینجا معمول نیست که شیعیان به خاطر شیعه بودن همدیگر رو خواهر برادر صدا کنند. در بدو ورودمان به خیابان های قم، داوود رو به لی لی گفت: چند وقت دیگه فقط می تونی توی شهر نیویورک سیتی زندگی کنی! لی لی گیج نگاهش کرد. داوود خندید و گفت یک حدیثی هست که در آخرالزمان همه
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
همه می آیند عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسین شمسیان است که در آن می خوانید؛فردا سی و ششمین فجر انقلاب شکوهمند اسلامی از سپیده دم بی کران ایران اسلامی خواهد دمید. جوی های کوچک امت عاشق، از کوچه پس کوچه های شهرها به هم می پیوندند تا دریای خروشان و مواج بیداری ایرانیان عاشق اسلام و انقلاب را پس از سی و شش سال دیگر بار و پرشکوه تر از همیشه به رخ جهانیان بکشد و ثابت کند که نهضت اسلامی ما
چهره ها در شبکه های اجتماعی (65)
/> خدا بد ندهد مهراب جان. انشالله هرچه زودتر خوبِ خوب بشود آقا نویانِ عزیزمان. ذوق و هیجانی که هواداران مازیار فلاحی پس از دیدن عکس او با موهای باز داشتند، هوداران کیم کارداشیان نداشتند! همه در هیاهوی جشنواره در سالن برج میلاد هستند، الناز شاکردوست زیر برف های لندن! حمید فرخ نژاد، اصغر خان فرهادی و همایون شجریان عزیز در یک دورهمی. میلاد کی مرام این عکس
گفتگو با مهتاب کرامتی، پرکارترین بازیگر زن جشنواره
شده نقشی نبوده که جای کار زیادی داشته باشد و من را راضی کند که در این مواقع جواب منفی می دهم. با توجه به همه این دلایلی که گفتم حتی اگر به قول شما وسط کار درباره نتیجه نهایی شک و تردید به سراغم بیاید ولی ذره ای از انرژی و انگیزه من برای ارایه بهترین کاری که می توانم جلوی دوربین انجام دهم کم نمی شود. این یعنی در هر شرایطی وقتی حضور در کاری را قبول کردم حداقل در حوزه خودم تمام سعی ام را می
زنوزی : گلشیری فکر می کرد پدرخوانده ادبیات داستانی است/ وقتی احمد محمود، دستغیب را ازگفتن حقیقت بازداشت
این اندازه استاندارد و سرجای خودش است. بی دردسر. فکر می کردم ما هم در ادبیات داستانی باید به این جا می رسیدیم که همه چیز سهل الوصول شود. * روایت نویسنده برج 110 از پدیدآورنده ای که وزنه یکصد ساله ادبیات داستانی ایران را بلند کرد! زنوزی جلالی افزود: این را گقتم تا بگویم ، ادبیات داستانی ما واقعاً نیازمند پژوهش هایی نظیر ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس کتاب آقای دکتر غلامرضا
برای تحریم های اقتصادی مذاکره می کنیم و برای رخنه های فرهنگی، فقط دعا!
فاجعه ی حلبچه بپردازد و به جای آن، یک عشق مثلثی در دفاع مقدس (!) را به مساله ی اصلی بدل می کند. آن یکی فیلم به این می پردازد که باز هم مثل همیشه یک زن متاهل دارد زنای محسنه می کند و خیانت در جامعه ی ما با محوریت آقازادگان در حال وقوع است!!! دیگری دغدغه اش این شده که در فیلمش به کودکان موسیقی و آواز بیاموزد و یک مرد مسلمان عاشق زنی ارمنی شود و دخترش از این عشق پدر در غربت بمیرد و یا یک عاشق و معشوق
گفتگو با ایرانی زندانی در مالزی
دانند چه چیزی خورده اند. اکثر این افراد حکم شان اعدام است. چون راهی برای فرار ندارند که بگویند نمی دانستم چی خورده ام. به همین دلیل هیچ تلاشی نمی کنند و وکیل هم نمی گیرند. اما افرادی که در چمدان شان مواد پیدا می کنند حدود 10 درصد شانس دارند. چون می گویند بار برای من نبوده یا اینکه چمدانم جابه جا شده که از آنها هم آزمایش دی ان ای می گیرند و همه چیز معلوم می شود. افرادی که در چند وقت اخیر حکم اعدام
پایان اکران های جشنواره سی و سوم و آغاز لحظه شماری برای اختتامیه
دسته پشتیبانی می کند، مدیر دیگر با تشکیلات موازی آن پالوده می خورد. به هر حال گرانی، بی منطقی دستمزد بازیگران و عدم وجود تشکیلات منسجم صنفی، صنعت پویایی سینمای ملی ایران را به سراشیبی سقوط کشانده است. 10:20- نمایش فیلم روباه به کارگردانی بهروز افخمی در سالن اصلی برج میلاد آغاز شد. مطابق با خلاصه داستان روباه ، این اثر با نام قبلی تله یک موضوع کاملا اجتماعی دارد که مرتبط با مسائل امنیتی و
خاطره ای از نقش در نهمین روز جشنواره فیلم فجر؛ فکر کردید زرنگ هستید
به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، روز گذشته (دوشنبه) برج میلاد و اطراف سالن همایش های آن (کاخ جشنواره) نیز حواشی فراوانی را شاهد بود که بر چهره این روز هم خاطره ای از نقش گذاشت. ** همه فهمیدند حتی خواجه حافظ شیرازی در این نکته شکی نیست که ابوالحسن داودی فیلمسازی است که کارش را بلد است و به قول فعالان هنر هفتم سینما را خوب می شناسد ، اما درست به همان میزان دانش تمام اهل فن درباره
امان از دست این قمی ها!/گفتگوی خواندنی با "مرگ بر شاه" قمی!+عکس
ارتشی مرگ بر شاه خسته نباشی مرگ بر شاه نزنی یه وقت مرگ بر شاه ، شاه و نمی خوایم مرگ بر شاه ستمگره مرگ بر شاه باید بره مرگ بر شاه ثامن: آیا این شعارها را نزد نیروهای شاه هم می گفتید؟ الماسی: بله، البته آن زمان چنان خفقان بود که پدر از پسر،خواهر از برادر و زن از شوهر می ترسید که نکند او ساواکی باشد در آن زمان حرف زدن عادی با ترس همراه بود جوانان امروز قدر آزادی را بدانند.
قُل حاج اسماعیل: برادرم مظلومانه تشییع شد/ خانه به دوشی خانواده شهید مدافع حرم
می دهد. می گوید: این آخرین شب یلدایی بود که حاج اسماعیل در جمع ما بود. ابراهیم، قُلِ حاج اسماعیل حین صحبت های خواهر شهید، ابراهیم نیز به جمع ما پیوست. شبیه اسماعیل بود. از ابراهیم می پرسم: برای تان سخت نیست که قُل تان رفته است و شما مانده اید؟ می گوید: چه کنم؟! من و اسماعیل از کودکی علاوه بر برادر بودن، دوست و رفیق صمیمی بودیم. از رازهای همدیگر خبر داشتیم. برای هرکدام مان
پایان رومئو و ژولیتِ نظام آباد، ماجرای عشق مرگبار
مرگبار مردی که با پلیس تماس گرفته بود و ماجرای این جنایت را به آنها گزارش داده بود در تحقیقات به کارآگاهان گفت: من برادر بهنام هستم. من دو سال پیش با خواهر رزیتا آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. پس از ازدواج ما بود که بهنام با رزیتا آشنا شد. پس از گذشت مدتی متوجه شدیم که رزیتا و بهنام به شدت به هم علاقه مند شده اند و قصد دارند که با هم ازدواج کنند. زمانی که موضوع عشق آنها فاش شد، بلافاصله خانواده رزیتا
"بادامچیان از انتخاب موسوی عصبانی شد"
آزادانه هر میزان پول برای شب عید نیاز دارند برداشت کنند. چند نفر از اینها اعتراض کرده بودند که مگر ما به خاطر پول آمده ایم به حزب که شما می خواهید به ما پول بدهید؟ و خلاصه حتی کار به اعتراض های شدیدتر هم کشیده شد. شهید بهشتی سریعا دستور دادند که همه داخل نمازخانه حزب جمع شوند. شهید بهشتی در آنجا شروع به سخنرانی کردند که دوستان عزیز ما برای یک هدف مشترک که کمک به انقلاب اسلامی مان است در اینجا
انجمن شاعران خیلی زنده!
اول دومی در جشنواره های خوارزمی. فاطمه سادات مظلومی که در این جمع از همه کوچکتر است متولد 71 و دانشجوی ادیان و عرفان، شعر و شاعری را به شکل جدی از یک سال و نیم پیش آغاز کرده. فاطمه بیرامی متولد 66 است او تا سطح دو حوزه درس خوانده و سه سال است شعر را به صورت جدی شروع کرده. - چرا هیچ یک از شما سه نفر سمت رشته ادبیات فارسی نرفتید؟ چطور وزن و قافیه را تشخیص می دهید؟
داستان تاسف انگیز یک شهروند از انحرافات رمالی به نام "عباس غ" ، آقای "م" و خانم پانته آ ...
حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند ! من برای زیارت امام رضا (ع) عازم مشهد بودم و گفتم چشم، حتما بروم مشهد و بیایم ، ببینیم چه می شود که آقای "م" گفت رازش را نمی دانم ولی تو داری خاص میشوی ،چون ماهم با آقا عباس غ فردا عازم مشهدیم . واقعا من سردم شده بود و مانده بودم چه بگویم ؟ خلاصه دو روز بعد در صحن انقلاب آقا عباس غ و " م " و خانم پانته آ
همه در فضای جشنواره به دنبال نواقص می گردند
دادن مسیر بازیگری اش بوده است و خودش نیز چنین نظری دارد . به بهانه نمایش این دو فیلم در سینمای اهالی رسانه در برج میلاد به سراغ این بازیگر رفته و نظرش را درباره واکنش مردم ، خبرنگاران و منتقدان به این دو فیلم جویا شده ایم که در ادامه می خوانید: آقای گودرزی با توجه به پربازیگر بودن ایران برگر چه تعاملی میان شما با دیگر همکاران این فیلم برقرار شد؟ خیلی خوب بود به هرحال با حضور
در پیچ های تاریخی فرمان را می چرخانیم
که اینجا زندگی می کنم. خودم این را انتخاب کردم. من با همه کاستی هایی که وجود دارد عاشق این مملکت هستم. مردم این سرزمین را دوست دارم. ما در کنار هم هستیم و اگر اشتباه هم بکنیم، سر هر پیچ تاریخی، فرمان را می چرخانیم و از خطر می گذریم. ممکن است قیمه یکی را بخوریم و چلوکباب دیگری را اما پای صندوق رای روح ملی ما را مجبور می کند به کسی رای بدهیم که دوستش داریم و از همه بهتر است. دلم می خواست این حس را
اصغر قاتل چه کسی بود؟(+18)
دام ماموران پلیس افتاد، در حالی که 33 نفر را از دم تیغ گذرانده بود و معلوم نبود اگر گرفتار نمی شد، عطش سیری ناپذیرش به جنایت جان چند انسان دیگر را می گرفت. او که پدر خود را هیچ گاه ندیده بود، در سن هفت سالگی به همراه مادر، خواهر و دو برادرش از بروجرد به قصد زیارت به کربلا مشرف شد. یک برادرش در کاظمین قهوه خانه دایر کرد و برادر دیگرش به نام تقی هم در بغداد همین کار را پی گرفت. اصغر اما هنوز به 15
جشنواره فجر قرار است هم کن باشد، هم ساندنس، هم اسکار هم پیپل چویس اوارد و هم تمرین دموکراسی! / نویسنده ...
کوتاه به ذهنم رسیده. - اوکی آقای سی رایت میلز ( جامعه شناس معروف) دیگر چه کشفی کرده ای؟ - این یکی را دیگر در همین جشنواره فهمیدم. ایرانی ها عاشق این اند که کارمند باشند، یک شغل ساده و امن و بدون زحمت برای کل زندگی. مثلا همین جشنواره را ببین. چه کسانی در تولید سینما هستند و چه رسانه ها، هر روز می آیند در یک سالن بسته دور هم می نشینند و فیلم می بینند. همه لباس معمولی هر روز خودشان را می