سایر منابع:
سایر خبرها
خودکشی خواستگار بعد از ارتکاب جنایت
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : پسری جوان بعد از اینکه دخترخاله اش به خواستگاری او جواب رد داد دست به سلاح برد و بعد از قتل این دختر به زندگی خودش نیز پایان داد. کارآگاهان جنایی استان فارس چند روز قبل وقتی از وقوع جنایت در منزلی مسکونی مطلع شدند به آنجا رفتند و خود را در برابر پیکر غرق در خون و بی جان پسری جوان دیدند و مطلع شدند دختری نیز در این حادثه زخمی و با آمبولانس
سناریوی عجیب مرد اسیدپاش در دادگاه
مرد جوانی که با انتقام اسیدی، سعی کرد به اختلافات با همسرش پایان دهد، صبح دیروز در جلسه محاکمه اش، منکر اسیدپاشی شد. این مرد ادعا کرد که خودش قربانی نقشه اسیدی زن و مادرزنش شده و آنها با اسید به سراغش آمده اند. روز 12 آبان سال 92 روز انتقام گیری بود. انتقام سختی که مرد جوان قرار بود بعد از 15 سال زندگی مشترک، از همسرش بگیرد. او آن روز تهدیدهایش را عملی کرد. آن روز ساعت 9 صبح لیلا به
فیلم های آخرهفته تلویزیون/از مدرسه پیرمردها تا فیلم فوری
درگیری ها نجات داده و در واقع آنها زندگیشان را مدیون او هستند. اما روز بعد در اثر یک سری اتفاقات پیش بینی نشده همه چیز عوض می شود، زن فرار کرده پسر نزد سارقین باقی می ماند و... شبکه سه سیما خشاب خالی فیلم سینمایی خشاب خالی به کارگردانی مسعود آب پرور، پنجشنبه 16 مهر ماه ساعت 10:15 از شبکه سه سیما پخش می شود. در خلاصه این فیلم با بازی لاله اسکندری، کاوه سماک
از آن خاک پاکم به غربت فکند
کشید از خشم و خجالت و خنده پنهانی سربازانش! این بود که وقتی شهر را گرفت، بسیاری را به طرز فجیعی کشت و هزاران نفر را کور کرد و دست سربازانش را در تجاوز به مال و جان و ناموس مردم آزاد گذاشت و گروهی را هم تبعید کرد و بلایی از این بدتر بر سر لطفعلی خان جوان آورد که نخست چارودارها را به سراغش فرستاد، بعد چشمش را درآورد و ناجوان مردانه کشتش؛ پس از این که دلاور زند از شدت اندوه و درماندگی سروده بود: یا رب
جانبازی که در خیابان کفاشی می کند
تصمیم او شوم. اما من گفتم خودتان شرایط زندگی ما را ببینید. من خودم تا کلاس چهارم بیشتر درس نخواندم اما دوست داشتم پسرم درس بخواند. اما من شرمنده او شدم. دخترم زهرا 23سال سن دارد و با پسرخاله خودم ازدواج کرده است. دامادم خیلی خوب است و مثل بچه های خودم دوستش دارم. من قبلا در خانه یک حاجی زندگی می کردم و اجاره نمی دادم. بعد از مدتی حاجی خانه اش را فروخت و ما بی خانه شدیم. دامادم دوتا خانه
نقشه های سیاه باند خشن همزمان با غروب آفتاب
فرار گذاشت و همزمان عملیات تعقیب او شروع شد. مأموران وقتی دیدند که وی به هشدار آنها توجهی نمی کند دست به اسلحه شدند و با شلیک به پاهای دانیال، او را به دام انداختند. با دستگیری مرد جوان، بقیه همدستانش نیز یکی پس از دیگری شناسایی و در عملیات جداگانه دستگیر شدند. دانیال در بازجویی ها به بیش از 50سرقت و زورگیری اعتراف کرد و گفت: من و همدستانم سرقت هایمان را از ساعت 5بعدازظهر به بعد شروع می
مادربزرگ 90 ساله برای بچه ها عروسک می سازد
از بچگی از مادر و مادربزرگ و خانجانم یاد گرفته بودم. بعد که ازدواج کردم و بچه دار شدم فرصت نکردم عروسک درست کنم. اما از وقتی شوهرم فوت کرد دوباره تنها شدم و حوصله ام خیلی سر رفت. کم کم به عروسک سازی عادت کردم و هر روز عروسک درست می کردم. هنوز هم درست می کنم. اگه سرپا باشم قدرت ندارم. اما اگه نشسته باشم درست می کنم. از بی بی خواستیم قصه عروسک هایش را بسازد خیلی از عروسک های
شکارِ شیطان
به کارآگاهان گفت: در ساعت 14: 00 مورخه 94/5/13 در حال استراحت در داخل خانه بودم که ناگهان جوانی قد بلند با چهره ای نسبتا سیاه از طریق بالکن وارد خانه شد!! در حالیکه در خانه تنها بودم، این جوان با تهدید شوکر و چاقو به سمت من آمد؛ متوجه شدم که قصد آزار و اذیت مرا دارد و به همین علت با او درگیر شدم؛ این جوان در حالیکه مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار می داد، به زور مرا در داخل کمد دیواری یکی از اتاق ها
علی دایی؛ از رفتن به کما تا ترور شدن
تکذیب شد و سپس باشگاه صبا در این رابطه بیانیه صادر کرد. محمد دایی هم در گفت وگو با خبرورزشی این موضوع را تکذیب کرد. اینکه چه کسی نخستین بار این شایعه را به وجود آورد، کار پلیس فتاست اما موضوعی که بیشتر مورد توجه قرار می گیرد، این است که علی دایی در سال های اخیر بیش از هر فرد مشهور دیگری قربانی شایعات تلخ این چنینی شده است، شایعاتی که گاه خانواده او را به شدت شوکه و وحشت زده کرده است. به بهانه
حسین تاجمیر ریاحی چگونه محاکمه شد؟
مسئول کل سربداران بود . ایشان برای انتقال اسلحه از من کمک گرفت . یک مورد برای بار کردن از توی خانه و سوار کردن در یک ماشین و مورد دیگر هم از یک ماشین به ماشین دیگر . من با 5 یا 6 نفر دیگر در مورد انتقال اسلحه (که شاید جمعاً نیم ساعت طول کشید) شرکت داشتم . به این معنی درست است . آیت الله گیلانی : اتهام یا جرم هفتم شما مسئولیت یکی از کمپ های داخل جنگل و مسئول سیاسی یک گروه از به اصطلاح
جزئیات قتل فجیع دختر جوان در لاهیجان
اخبار معاصر :احمد سیاوش پور با اشاره به کشته شدن فجیع دختر و پسر جوان در لاهیجان ،گفت:طبق تحقیقات انجام شده در رابطه با این قتل مشخص شد که دختر و پسر جوان در گذشته رابطه دوستی داشتند و خواستگاری از سوی قاتل نیز صورت گرفته بود که از سوی خانواده دختر با این ازدواج مخالفت شد. رئیس کل دادگستری استان گیلان ادامه داد: گویا پس از این مخالفت، دختر قصد ازدواج با فرد دیگری را داشته است، پسر جوان
سردار آزمون: دیر یا زود به مادرید می رسم
همشهری تماشاگر: فریاد لیاقت اش بلند بود در سکوت. نه دلشوره، تنگی، سینه اش را تسخیر کرده بود و نه چشم هایش اسیر حاشیه ها شده بود. او در له کردن مورچه های گوام نقش اول را ایفا کرد تا کاه را باد با خودش ببرد. آخر ما آدم های ساده دل از شانه های سردار جوان، کوهی ساخته بودیم برای باورها و رویاها و خواب هایمان... حالا او در طرفه العینی دل ها را به بازی می گیرد. وقتی بال می گشاید و یک نفس تا
چهره پردازی، عشق و پشتکار می خواهد
انتخاب خبر- جعفر پاکزاد: این روزها مجموعه تلویزیونی کیمیا کاری از گروه فیلم و سریال شبکه 2 که بر اساس فیلمنامه ای از مسعود بهبهانی و کارگردانی جواد افشار ساخته شده، مهمان خانه هایمان است؛ سریالی که در آن بیش از 330 بازیگر مشهور و محبوب، نقش آفرینی دارند. این سریال 110 قسمتی در سه مقطع زمانی قبل از انقلاب، دوره جنگ و زمان حال روایت می شود و به این ترتیب نقش گروه گریم و چهره پردازان این
فاجعه منا به روایت شاهدان عینی
سیاح گرجی، قاری قرآن: نیرویی غیرارادی زنده نگه ام داشت روز عید قربان برای کاروان قاریان قرآن از صبحانه خوری صبح زود و حرکت به سمت جمرات آغاز شد . این رسم معمول کاروان قاریان بود، اما امسال شنیده بودیم که عربستان به صورت شفاهی اعلام کرده کاروان ها ساعت 9 به بعد حرکت کنند البته نه الزاما، بلکه به عنوان یک پیشنهاد. (این الزام در روزهای دوم و سوم به طور رسمی ابلاغ شد و معتقدم اگر این
آنچه از چه می توان آموخت...
فرستاده و بعد از 28 سال در اکتبر 1997 اسکلت بدون دستش نیز به کوبا آورده و در مقبره ای که برای "چه" در حومه شهر"سانتا کلارا"ساخته بودند میان ازدحام بیشمار مردم در کنار اسکلت بازوانش آرمید و به خانه به دوشی مردی که حتی جنازه اش هم خانه به دوش بود؛پایان داد. از "چه" پنج فرزند باقی مانده که همگی در کوبا زندگی می کنند."هیلدا" یا همان "ایلدا بئاتریس"(دختر اول از زن اول "چه" متصدی اسناد در مهمترین
از ملاله، قربانی جهل تا عاقله، جست وجوگر دانایی
از اینهاست . داستان عاقله عاقله در سال 1992، در 26سالگی از محاصره مجاهدین کابل با همسر و دو فرزند کوچکش فرار کرد و وارد یکی از روستاهای پاکستان شد که پناهندگان افغانستانی در آن روزگار می گذراندند. او در این زمینه به بی بی سی گفت: من خوش شانس بودم که در یک خانواده بسیار روشن و لیبرال متولد شدم. پدر و مادرم حمایت بسیاری از آموزش وپرورش من و خواهر و برادرم می کردند. زمانی که من در
خودسوزی جوان اسیدپاش در محاصره پلیس
مأمور انتظامی کلانتری برای سپردن فرزند معتاد به دست قانون راهی خانه شد. وی بیان کرد: فرد معتاد پس از دیدن پدر به سمت وی حمله ور شد و او نیز از داخل حیاط به سمت کوچه فرار کرد و در را محکم بست. وی افزود: جوان اسیدپاش از بالای در روی پدر و همراهانش اسید پاشید که این امر موجب مصدومیت جدی شاکی و یکی از مأموران و همچنین جراحت سطحی دو مأمور دیگر شد. وی اضافه کرد: هر چهار
دو جانباز، دو ماجرا از چادرنشینی تا کفاشی!
سالی است که دیگر راحت نفس نمی کشد و نیاز به اسپری دارد. هروقت حال پدر بد می شود، زینب دختر 13ساله اش طاقت نمی آورد و مریض می شود. آدرس دقیقی از آقای کمالی نداریم. حتی اسم کوچکش را هم نمی دانیم. فقط شنیده ایم در غرب تهران به عنوان کاسبی منصف کار می کند. کاسبی که نه مغازه ای دارد و نه دکه ای، در فرورفتگی خانه ای 8 سال است کفش های مردم محل را تعمیر می کند. ساعت از 9 صبح گذشته است. دیگر تمام
پرونده قتل دختر جوان با خودکشی پسر به پایان رسید +عکس
گروه اجتماعی تیتریک ،انگیزه های مرموز پسر جوان او را به یک جانی تبدیل کرد تا دست به قتل دختر مورد علاقه اش بزند. عامل جنایت که پسر جوانی در لاهیجان بود، بعد از کشتن دخترک با شلیک گلوله به زندگی خودش هم پایان داد و پرونده این آشنایی ویرانگر را برای همیشه بست. این پسر جوان در عرض چند دقیقه خودرو پراید را به صحنه قتلگاهی تبدیل کرد و مردم لاهیجان را در شوک فرو برد. عکس های دلخراش این جنایت
شهیدی که تروریست ها او را بهتر شناختند
عقیق : عقربه ها، ساعت دوی نیمه شب را نشان می داد، چشم هایم سنگین شده بود و هنوز خواندن یک سوم از کتاب باقی مانده بود، اما قول داده بودم و مطالعه آن را باید تمام می کردم. چند دقیقه ای کلمات را با چشمان سنگین دنبال کردم تا فصل مولتان از نیمه گذشت. کم کم اما، نمی از اشک جای پای خواب را شست و از اواخر مولتان به بعد، واژه ها را با سرعت بیش تری دنبال کردم. فقط هر از گاهی کتاب را می بستم و به جایی در
از کودکی دوست داشتم به پرسپولیس بروم و در این تیم اسطوره شوم
به عشق کودکی اش برسد و سختی و مرارت ها را به جان خرید تا شد هادی نوروزی کاپیتان پرسپولیس . هشت سال برای رسیدن به این مقام صبر کرد و افسوس بعد از این همه سختی و تلاش و درجایی که باید استفاده اش را می برد دست عجل مهلتش نداد تا کاپیتان جوان پرسپولیس با یک دنیا آرزو رخت از این جهان بربندد. آخرین صحبت های هادی نوروزی قبل از مرگش حول و حوش همین آرزوها می چرخید، آرزوهایی که به حسرت
بررسی یک حادثه تلخ در لاهیجان
خلیج فارس: انگیزه های مرموز پسر جوان او را به یک جانی تبدیل کرد تا دست به قتل دختر مورد علاقه اش بزند. عامل جنایت که پسر جوانی در لاهیجان بود، بعد از کشتن دخترک با شلیک گلوله به زندگی خودش هم پایان داد و پرونده این آشنایی ویرانگر را برای همیشه بست. این پسر جوان در عرض چند دقیقه خودرو پراید را به صحنه قتلگاهی تبدیل کرد و مردم لاهیجان را در شوک فرو برد. به گزارش خلیج فارس به نقل از
چرا همه تصور می کنن رزمی کاران دائما دعوا می کنند
ورزشکار انگیزه پیدا کند بعد از اینچئون و قهرمانی در بازی های آسیایی که هنوز خبری نشده است. گویا زمانی که دانشجو بودید نیز مسئولان دانشگاه همکاری زیادی با شما نمی کردند؟ دانشجوی دانشگاه آزاد واحد شهرری بودم، درسم تمام شده و مدرک کارشناسی ام را گرفته ام. چند بار که واقعاً اذیت شدم. بعد از بازی های آسیایی 2014 همه هوایم را داشتند. البته قبل از آن هم استادان حذفم نمی کردند ولی
این حاجی برای نجات سایر حجاج جانش را فدا کرد / مراقب باشید آسانسورهای مسکن مهر سقوط نکند! / یونسکو به ...
پیشکسوت دفاع مقدس و از نزدیکان خانواده جلالی در این خصوص گفت: طبق روایت همراهان حاج محمدرضا جلالی پس از رساندن جانباز حاجی مصلحی به چادر به محل حادثه بازگشت تا این که چند ساعت بعد نامش در آمار مفقودین قرار گرفت و پس از چند روز بی خبری پیکر او به وطن بازگشت. لیست اصولگرایان تکمیل، راه دشوار اصلاح طلبان؛ معاون احمدی نژاد دنبال بازگشت به مجلس در فاصله 150 روزمانده تا انتخابات مجلس
مقایسه ای کوتاه درباره تبریز و اهواز:تفاوت از زمین تا آسمان است
شده بود بعد از سه سال اینها مسلح وارد تهران شدند؟که در نهایت شاید به دلیل اینکه میهمانش بودم کوتاه آمد و با تشکر دیگر مهمانان هموطن از اینجانب همراه بود. ناراحت بودم که چرا در اولین روز و اولین ساعت این موضوع پیش آمد و باید بازدید از خانه مشروطه را برای آخر سر می گذاشتم چون روی ارائه واقعیت تاریخ حساس هستم و تاسف شدید برایم پیش آمده بود که چرا در خوزستان و چهارمحال بختیاری که مبدا حرکت
عشایر، حاملان هویت و اصالت ایرانی
آمدند و آرد و گوسفند و روغن می خریدند اما قسمتی از بهای آن را نمی پرداختند. زورگویی هایی از این قبیل زمینۀ شورشی را در بختیاری فراهم می سازد. سرهنگ صادق خان فرار می کند، مأمورین نظامی خلع سلاح می شوند و تا تنگ بیدکون (بیدکان) مورد تعقیب قرار می گیرند (کیاوند، 1368: 115) . رضا شاه مأمورانی را به اجرای این سیاست ها گماشت بسیار مردم آزار و رشوه خوار بودند و به جان و مال و ناموس مردم به آسانی تعرّض می
ما را آزاد کنید تا خادمی را هم بکشیم!
آنها به نام جعفرزاده گفت: پسرم شب حادثه تا ساعت 10 خانه بود. مادرش گفت: نه حاج آقا! آن شب او قبل از اذان به نجف آباد رفت. گفت می خواهد به خانه آقای ایمانی برود. از دیگر متهمان پرونده ایمانی و شفیع زاده بودند. جعفرزاده هم از نزدیکان سید مهدی هاشمی، به گمانم خواهرزاده او بود. بعد از آن فشار بر متهمان آغاز شد. سپس به سید مهدی گفتند بیا و به آنها بگو حقیقت را بگویند. او هم از آنها می خواهد
صورت برزخی غیبت چگونه است
واحد گرفته است. علمای اخلاق ذیل این آیه مفصلاً داستان ها و روایت ها آورده اند. مردی روزه دار، صاحب دو دختر بود خدمت رسول الله(ص) رسید و از حضرت پرسید آیا افطار کنم؟ حضرت فرمود بله، پیرمرد گفت من دو دختر هم دارم، آیا آنها هم می توانند افطار کنند که پیامبر(ص) فرمود آنها که روزه نبودند، پیرمرد ناراحت شد و به خانه رفت و از دخترانش پرسید مگر شما روزه نبودید؟ آنها جواب دادند چرا روزه بودیم
احمدرضا داخل مزار چشم گشود و لبخند زد
سلیقه آنها را اتو می کند. همان شب آن قدر شوخ و شنگ و با نشاط شده بود که همرزمانش تعجب می کنند و خود آقای پاسداری می گوید وقتی حالاتش را دیدم گفتم: خبری شده؟ نوربالا می زنی. شهید مظلومی به روی خودش نمی آورد و روز بعد هم در حالت سجده به شهادت می رسد. حجت الاسلام صادقی که بعدها به رودپشت آمد، می گفت شب قبل از شهادت احمدرضا خواب دیدم در یک باغ سرسبز قصر مجللی وجود دارد. فکر کردم این قصر متعلق به من است
کالین فرث مغروره، اما...
مامامیا! بالا و پایین می پرم و جلف بازی در می آورم، چطور با دست پرورده شان کنار می آیند. تو سه تا پسر داری. حس های پدرانه داری؟ یک دوره ای فکر می کردم هیچ وقت بچه دار نخواهم شد. ازش وحشت داشتم. فکر می کردم آزادی ام را از دست خواهم داد. خیلی جوان بودم که ویل به دنیا آمد، وقتی ازش دور می شدم با این که می دانستم دوباره می بینمش، جداشدن از او سخت ترین و دردناک ترین کار ممکن بود. به