سایر منابع:
سایر خبرها
عامدانه، عاشقانه، قاتلانه
. در چیدمان و انتخاب هر قطعه از دیالوگ های زنان شاخص دنیای ادبیات دراماتیک من سعی کردم متناسب با قصه اپیزود عمل کنم. لیدی مکبث جاه طلب و قدرت خواه است و خشونتی که در حرف هایش هست، نزدیک است به قتل های سریالی نسرین اپیزود اول. در داستان مده آی اوریپید آمده که شوهر مده آ با زن دیگری ازدواج می کند و او برای انتقام از شوهر، بچه های خود را می کشد و لباس نفرین شده ای برای تازه عروس
قُرص ماه حرم، به تماشای بَزم خون نشست
سپاه اسلام بود که برای خدمت و جهاد به آنجا رفت. او آن سال های اول جنگ علیه باطل از اعضا و بنیانگذاران سپاه همدان و کردستان بود و این سال ها هم و قائم مقام پاکباز سردار قاسم سلیمانی در سپاه قدس در جبهه حلب (سوریه) بود که به دست دژخیمان استکبار به شهادت رسید. پایگاه اطلاع رسانی جوان استان همدان گفت و گویی با این سردار سپاه اسلام داشته که در بخشی از آن به عنوان آخرین گفتگوی سردار همدانی
سیاست به مثابه ی عدالت
رهبر معظم انقلاب: ...این عالم بزرگوار از جمله ی نخستین مبارزان راه دشوار انقلاب و از چهره های اثرگذار و یاران صمیمی نظام جمهوری اسلامی و از وفاداران غیور و صادق امام بزرگوار بود و در همه ی عرصه های مهم کشور در دوران انقلاب شجاعانه و با صراحت تمام نقش آفرینی کرد... همه جا و همه وقت در موضع یک عالم دینی و یک سیاستمدار صادق و یک انقلابی صریح ظاهر شد و هرگز ملاحظات شخصی و انگیزه های جناحی و قبیله ای
تو در سپاه ما ستون خیمه بودی
به گزارش دولت بهار به نقل از فارس، در پی شهادت سردار سرلشکر حسین همدانی در سوریه مسعود فریدونی شعری برای وی سروده است. باید تو را گوییم از اول انقلابی لبیک گو پای امام راحلی تو تو پیرو امر ولایت تا به آخر در جبهه های حق علیه باطلی تو فرمانده لشکر به انصار الحسینی و بار ها ثابت نمودی قابلی تو قدس و بسیج و بعثت و روزی نجف
اگر مسئولین از خواب غفلت بیدار نشوند، هم از دشمن و هم از مردم سیلی خواهند خورد
نحو شایسته ای پیمودند. وی در ادامه با پرافتخار دانستن دریافت دو نشان فتح از دست ولی امر مسلمین جهان، امام خامنه ای (مدظله) به پاس هدایت ها و فرماندهی های شایسته سردار همدانی، افزود: بالاترین پاداش جهاد خالصانه و فی سبیل الله شهادت است که خداوند متعال به پاس ایثارگری های این شهید عزیز و رزمنده ی خستگی ناپذیر جبهه های نبرد حق علیه باطل چه در داخل و چه در خارج از مرزهای جمهوری
مظلومی: می خواستم دایی را آبی پوش کنم
این مورد صحبت نکردم از این به بعد هم قصد ندارم جواب کسی را بدهم. این خصلت درونی من است شاید خیلی ها هم به من خورده بگیرند که چرا این قدر به همه محبت می کنی و خشن نیستی. گاهی وقت ها باید خشن باشی و برخورد محکمی انجام بدهی ولی این خصوصیات اخلاقی من است و سن و سال من هم طوری هست که نمی توانم آن را تغییر بدهم و به همان روش ادامه می دهم . ان شاء الله بتوانیم به همین روش ادامه بدهیم و جو را آرام کنیم برای
خوش آمدی سردار...
مردم مستحکم تر می شود. امروز همدان به خود می بالد که سردار رشید اسلام پس از سالها مبارزه برای دفاع از حق و حقیقت و گرفتن مزد شهادت در آغوشش آرام خواهد گرفت، خوش آمدی سردار... سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عصر پنجشنبه هفته گذشته در حین انجام ماموریت های مستشاری در حومه شهر حلب به شهادت رسید. پیکر این شهید مدافع حرم قرار است امروز دوشنبه در گلزار شهدای همدان تشییع و خاکسپاری شود. 7530/6993/1352
5 دزد دریایی معروف که زن بودند
زن دریانورد نگاهی می اندازیم که از همه جنایتکارتر بودند. 1- چنگ آی ساو چنگ آی ساو (به معنای همسر چنگ) در سال 1801 با یک دزد دریایی قدرتمند به نام چنگ آی ازدواج کرد. با پیوند این زن و شوهر یکی از دسته های شرور دزدان دریایی شکل گرفت. این گروه با صدها کشتی و 50 هزار خدمه ای که در اختیار داشت بدون هیچ ترسی دست به چپاول زدند. بعد از مرگ چنگ آی، خانم چنگ با کمک یک افسر وفادار به نام چانگ
زندگی با شوهر خسیس...!
تان چندان برایتان مهم نباشد اما خوب است چند نکته را در رابطه با زندگی با همسر خسیس بدانید و قبل از انتخاب همه جوانب را در نظر بگیرید. خسیس عاطفی! اگرچه در بیشتر موارد فردی را خسیس می نامیم که در مورد مسائل مالی (پول) و مادی (سایر دارایی ها) خساست دارد، ممکن است فرد در روابط عاطفی هم خسیس باشد. چنین فردی احساسات و هیجاناتش را با دیگران شریک نمی شود و از شادی های خود نمی بخشد. در چنین
جوان مطرح کرد: غرور آفرینی عماد در غوغای تصویب برجام
این روزنامه با اشاره به عنوان وداع باشکوه با حبیب سپاه، نوشت: مراسم تشییع و وداع با پیکر مطهر سردار شهید حسین همدانی، از مستشاران ارشد جمهوری اسلامی ایران در سوریه که شامگاه پنج شنبه در حومه حلب به شهادت رسید، دیروز با حضور خیل عظیم مردم و جمعی از همرزمان این شهید در حسینیه حضرت زهرا(س) در میدان سپاه تهران برگزار شد. در این مراسم، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح ازجمله سرداران رشید، جعفری، رضایی
مگر می شود با آمریکایی ها قدم بزنیم و انتظار داشته باشیم شهدا شفاعتمان کنند؟
. مشاور فرماندهی کل سپاه در تحلیل اوضاع سیاسی سال های ابتدایی پیروزی انقلاب گفت: وقتی بنی صدر به عنوان ریاست جمهوری مصاحبه کرد و گفت که نظام ما 6 ماه بعد سقوط خواهد کرد و این صحبت او به تیتر روزنامه ها تبدیل شد، فردی مثل شهید رجایی گفت وقتی فشنگ ما تمام شود تازه جنگ واقعی ما شروع می شود. آن روزها باور داشتیم که جبهه ما حق است و این مقاومت، سرانجامش نصرت و پیروزی است. سردار
اولین پست اینستاگرامی سام درخشانی بعد از مراسم عروسی اش +عکس
به گزارش پرداد : سام درخشانی که چند شب پیش عروسی خود را جشن گرفته است با انتشار عکس زیر توضیحاتی در مورد عروسی اش داده و از دوستان و همراهانش تشکر کرده است. وی با انتشار عکس زیر که در کنار نفس بازغی دختر پژمان بازغی است نوشته است: "به خاطر همسر جان که خیلی دلش میخواست لباس عروس بپوشه ،یه عروسیه خیلی کوچیک خانوادگی گرفتیم،بدون ماشین عروس و .... ساقدوشمون نفس زیبا
تصاویر کمتردیده شده از امیرِ مدافعان حرم
عقیق : سردار حاج حسین همدانی امیرِسپیدموی جبهه های نبرد حق علیه باطل، پس از 35 سال پوشیدن لباس پاسداری از نهضت حسینی، سرانجام روز پنجشنبه 16 مهر 1394 شمسی، در میدانِ دفاع از حرمِ بانوی مقاومت ، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)، مزدِ خوبان را دریافت کرد و پای بر بساط عندربهم یرزقون نهاد. مبارک باد بر آن پیرجنگاور همدانی، گوارای وجود آن سالارِ انصارالحسین ، برازنده ی روح بلندپرواز آن سردارِ
دومین شب از شب های شعر آئینی" بر آستان اشک" برگزار شد + متن اشعار و گزارش تصویری
/> چون بینم آن که سَر ببُرندت برابرم!؟ رفت آن غیور ، دستخط از غیب آوَرَد منشور ذبح خود فقط از غیب آورد هر کس گواه ز ین نمط از غیب آورد نَتوانَد آیه ای غلط از غیب آورد زان دستخط ، شهادت قاسم مجاز شد رو سوی عشق ، وقت دورکعت نماز شد قاسم چو ابر بر زِبَر آسمان گذشت عمرش چو عمر کوته رنگین کمان گذشت داماد
آمریکا در چشم استاد ندیده ها عظمت دارد/نگویید شیعه انگلیسی!/جبهه مملو از بچه های هیئتی بود
دهم بگذارد. **همه بزرگان آرام آرام به تعالی رسیدند پله پله که بالا بروید تعالی را درک می کنید. مگر می شود هنوز به پله اول پا نگذاشته اید و عوالم آن را درک نکرده اید خودتان را به پله دهم برسانید؟! شما باید این پله ها را آرام آرام طی کنید. امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، مراجع، اولیای خدا و عرفای بزرگ هم این مسیر را پله پله و آرام آرام طی کردند و به افق ها رسیدند.
چهار میم مهم در ازدواج
گذارد، به باور تمامی کارشناسان، روان شناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر باید چهار میم در نظر گرفته شود. اول مشاهده ، در هر انتخابی، خوب مشاهده کرده، ظاهر و قیافه طرف مقابل را در ذهن خود بررسی کنید، شکل و حرکات، شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرید، زیرا بارها به مرکز مشاوره مراجعه شده که آقا بعد از 8 ماه می گوید: من زن قد بلند می خواستم خانم قدش کوتاه است، یا
هزینه های سنگین؛ رغبت ازدواج را از جوانان گرفته است
کنید. و به راستی چه زیبا نخستین روز از آخرین ماه قمری سال که سالروز پیوند آسمانی برای دو ستاره گرانبها است دیگر هیچگاه مانند آن در تاریخ تکرار نشد حضرت علی(ع) پیشوای پارسیان و فاطمه برترین بانوی جهان پیمان عشق را بستند و خدا بالاترین فرستاده خود را بر این پیمان شهاد گذاشت و چه خوب است همانطور که در هنگام سختی ها و مشکلات به این دو امام بزرگوار متوسل می شویم برای برگزاری مراسمی مانند
نقش ایران در سوریه به روایت شهید همدانی
است و خوشبختانه مردم کشور سوریه نیز از این اقدام انقلاب اسلامی حمایت همه جانبه کرده اند. توزیع کتاب های دفاع مقدسی در سوریه یکی از بارزترین فعالیت های تیم مستشاری ایران در سوریه در حوزه فرهنگی توزیع کتاب های دفاع مقدسی بوده است. سردار همدانی خرداد ماه سال گذشته در آیین رونمایی از کتاب "فقط غلام حسین باش" گفت: تعدادی از کتاب های خاطرات دفاع مقدس به زبان عربی ترجمه شده و در
تصوف در آسیای صغیر و بالکان (1)
نمونه، وقتی که غیاث الدین کیخسرو اول (متوفی 608) برای دومین بار بر تخت نشست، نخستین اقدامش دعوت از شیخ مجدالدین اسحاق (متوفی 616) بود. وی به شام سفر کرده بود و غیاث الدین کیخسرو او را نه تنها بهترین مشاور خود، بلکه مربی فرزندانش کرد. سال ها بعد، زمانی که پسر او عزالدین کیکاووس جلوس کرد، مربی پدر و خودش، یعنی شیخ مجدالدین اسحاق را نزد خلیفه الناصرلدین الله فرستاد و مجدالدین اسحاق نیز پس از بازگشت، بر
یادی از سردار رشید اسلام به قلم دکتر بهداروند
سردار حاج حسین همدانی/ سرویس منتظران بی همگان به سر شود یادبود پرواز شهید سردار حسین همدانی سلام حاج حسین! سوریه دو روز پیش غوغا بود. صدای شلیک خنده از قلع و قمع شدن داعش تمام مقرهایمان را گرفته بود.بعد از نماز ظهر در حالی که جوراب هایت را بالا میکشیدی گفتی ابوعلی [...] سردار حاج حسین همدانی/ سرویس منتظران بی همگان به سر شود یادبود پرواز شهید سردار حسین همدانی سلام حاج حسین! سوریه دو روز پیش غوغا بود. صدای شلیک خنده از قلع و قمع شدن داعش تمام مقرهایمان را گرفته بود. بعد از نماز ظهر در حالی که جوراب هایت را بالا میکشیدی گفتی ابوعلی والله به لطف خدا، کار این تکفیری ها تمام است. به سمت حرم وگنبدعقیله بنی هاشم اشاره کردی و گفتی به این خواهر بی برادر قسم. خبرت; بی خبر تمام سپاه را عزادار کرد. امروز صبح روی تمام صفحه تلفن ها این عبارت نقش بسته بود: سردار عاشق; حسین همدانی ،راهی کربلا شد. تااین خبر را شنیدم اول گفتم شاید بازهم راهی کربلا شدی ولی وقتی از حاج حسین کاجی سراغ گرفتم گفت نه آقا، این دفعه واقعا سردار رفت کربلای آسمان. اصلا باورم نمی شد .باورم شد که مزد حمایت از دختر غریب رسول الله چیزی غیر از شهادت نیست. آخرین بار که در قرارگاه فرماندهی ات باهم حرف زدیم تابلویی را در گوشه اتاقت نشانم دادی و گفتی این عبارت یا سیدتی زینب کلنا عباسک (یا حضرت زینب(س)، همه ما عباس تو هستیم) عجیب با دل من بازی می کند. آن روز من و تو با دیدین این عبارت خیلی گریه کردیم. یک بارتو جمله را می خواندی یک بار من، شاید سی بار این جمله را خواندیم و گریه کردیم، عجب روزی بود حاج حسین. باورم نمی شود این قدر زود رفته باشی. آخر رفتن مقدمه می خواهد، علامت می خواهد، بهانه می خواهد. یادش سبز احمد سوداگر که وقتی قرار شد جایش را در فرماندهی لشکر 27 رسول الله به تو بدهد، من، تو، عزیز، احمد، سعیدسلیمانی، قبل از جلسه در محوطه لشکر باهم حرف میزدیم. احمد از دست خیلی ها عصبانی بودولی به رویش نمی آورد. تو آرام گفتی دکتر، احمد را بدزدیم و ببریم، خندیدم و گفتم بدزدیم؟ چطور؟ - احمد متوجه من و تو شد و گفت چه خبره؟ شما با هم چه میگویید؟ - تو با خنده گفتی احمد جان خبری نیست. من و دکتر کارت داریم - با من، چه کاری؟ آقا عزیز مشغول حرف زدن بود و اصلا متوجه ما نشد. همراه هم به کناری رفتیم، تو دست احمد را گرفتی و گفتی احمد آقا ! برادر خوبم، دنیا مال دنیایی هاست. بخدا من ساک سفرم را بسته ام، کار من و تودر آن دنیاست. دلت دریا باشد. دنیا; چشم هم بگذاری تمام میشود. حرف های دیگری هم زدی که آنها را نمی گویم. یکمرتبه احمد چهره اش رنگ و حال و هوایی دیگری پیدا کرد و گفت حاج حسین زنده ام کردی. قول میدهم همینطور فکر کنم. من که شاهد حرف های تو بودم خم شدم و دست تو را بوسیدم و گفتم احمدآقا،بخدای لاشریک له دوست یعنی سردار همدانی و بس. البته مدتی بعد تو هم ازفرماندهی لشکر رفتی و دو روز بعد در دفتر احمد با خنده گفتی دیدی احمد منم رفتم. خنده هایت دیدنی بود. دنیا را به بازی گرفته بودی. سردار عزیز روزها مثل برق و باد آمدند و رفتند. احمد یک روز عصر به سادگی یک کلام ناب بی هیچ گفت و شنودی راهی شد و او را بدرقه بهشت کردیم. در اولین برخورد بعد از شهادت احمد وقتی همدیگر را دیدیم در حالیکه گریه کردی گفتی احمد راحت شد. نمیدانم الآن در بهشت با بچه ها چه می گوید نمی دانم. چقدر گریه کردی و از دیوار گلایه پایین نمی آمدی. من محو حرف های تو شده بودم و اصلا حرفم نمی آمد که بگویم. درب منزل احمد وقتی داشتی خداحافظی میکردی گفتی:دکتر جان! بعد از حاج احمد من دیگر شورای راهبردی نمیایم. من هم گفتم تو نیایی غلامپور، اسدی، فضلی، قربانی هم نمی آیند و جلسه تعطیل می شود، راضی هستی؟ تا این حرف را زدم،انگار از حرفت پشیمان شده ای دست راستت را روی سینه ات گذاشتی و گفتی باشد باشد به احترام حاج احمد می آیم. آن روزها چه زود گذشت وتنها خاطراتش در دل و جانمان مانده است و بس. حاج حسین! دیروز اصلا باورم نمی شد که سردار ما بی هوا به بهشت برود. وقتی مطمئن شدم خبر درست است در گروه های اجتماعی خبرت را منتشر کردم و از قضا بچه های ناب و دوست داشتنی بسیجی اندیمشک برایت چهارده هزار صلوات نذر کردند. شنیدم قراراست بدن مطهرت را بیاورند. گفتند اول به طواف عقیله بنی هاشم میبرند .بهترین کار تا آمدن جسد مطهرت پناه بردن به آلبوم عکس های جلسات شورای راهبردی بود. یادش بخیر آن روزها در جلسات وقتی خیلی با هم حرف می زدیم حاج احمد می گفت حاج آقای بهداروند، سردار همدانی اگر حرفی هست بما بگویید ماهم بدانیم. من میخندیدم و می گفتم نه سردار ، خبر خاصی نیست فقط حرفهای خصوصی است. بی شما دیگر آن جلسات اصلا صفایی ندارد. صندلی خالی تو و احمد روزگار مرا بی سامان می کند. عاقبت ساعت ده شب جمعه پرواز دمشق تهران تو را همراهش آورد.. تمام فرودگاه را قدم زدم تا وقتی آمدی اولین کسی باشم که بتو تبریک شهادت را بگویم. چه غوغایی بود. آقا عزیز ، رشید و خیلی دیگر از فرماندهان آمده بودند. تا تابوتت وارد سالن فرودگاه شد هر کس تلاش می کرد دستش را به مرکب چوبی برساند. تمام فرودگاه مهرآباد غرق در گریه و فریاد یا حسین بود. هر کس تابوت را می دید دست به سینه با ادب می ایستاد و احترام می کرد. شاید آنها هم میگفتند سردار ما خوش امدی. در گوشه کنار فرودگاه من خانم های کم حجابی را دیدم که با آمدن تابوتت برایت گریه می کردند. تمام سربازها و هر کسی درجه ای داشت تا چشمانشان به تابوت تو افتاد احترام نظامی می دادند. جرات نکردم نزدیک بیایم. در حالی که به عکس جلسه راهبردی نگاه می کردم گفتم حاج حسین خوش آمدی. وهب که نام او کنیه تو در دمشق بود (ابو وهب) چه حالی داشت. تمام بچه های تو آمده بودند. از لشکر 27 تا لشکر 10 تا قرارگاه تا خانواده ات تا.... برای لحظه ای تو را روی زمین نهادند تا کمی استراحت کنی. می دانستم که خسته هستی، من از شب نخوابیدن های تو خوب خبر داشتم. همه دور تو مثل آن روزها جمع شدند.هر کس باتو حرفی می زد . یکی گفت حاج حسین دست مریزاد. دیگری می گفت حالا اول آرامش توست. یکی میگفت سلام مارو به شهدا برسان. وهب هیچ حرفی نزد . جای حاج صادق آهنگران خالی بود. یاد دیدار با رهبری افتادم که وقتی حاج صادق می خواند ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش تو وحاج قاسم سلیمانی چقدر شانه هایتان از شدت گریه تکان می خورد. با سلام و صلوات تو را به معراج الشهدا بردند. همان جایی که بارها برای بیعت با شهیدان نیمه شب ها می رفتی و ساعت ها کنار تابوت های بی نام و نشان می نشستی و می گفتی مادر شما کجاست؟ خانه ات محل آمد و رفت فرماندهان شد. همه آمدند از عزیز تا محسن تا رحیم... هرکس از مردی تو میگفت و از نبودنت که چقدر نفس گیر است. همسرت گفت حسین بمن قول شفاعت داده و من منتظرم درب بهشت به سراغم بیاید. من اصلا دل تنگ نیستم، حسین آرزوی رفتن داشت و من دعایش کردم. دیدن چهره محسن وعزیز دیدنی بود.وهب می گفت تو گفتی که این آخرین ماموریت من است. من اگر شهید شدم، مرا در همدان دفن کنید. حاج حسین! چطور دلت آمد این حرفها را به وهب بزنی؟ هیچ پدری خبر یتیمی را جلو جلو به فرزندش می دهد؟ فدای رفتنت سلام ما را به همه شهدا برسان و بگو سید علی محتاج دعای شماست؛ دعا کنید حاج قاسم تنها نماند. دعا کنید حرم حضرت زینب(س) همیشه باز بماند. دعا کنید مملکت ما عاری از فرهنگ شهادت نشود. تا صبح معراج الشهدا با آمدن تو چه حالی داشت. تمام محوطه را بوی حرم عقیله العرب گرفته بود. مثل همیشه آرام گوشه ای خوابیده بودی و حرف نمی زدی. عروج تو را به آقا سید علی این مرد میدان حماسه و شرف تبریک می گویم. تا تو و امثال تو هستند او مقتدر است و دانا. ختم کلام حاج حسین! برای ما هم دعا کن. درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo. ...
تنها عشق کافی نیست
برای ازدواج موضوعی است که مستقیماً به سبک زندگی ربط دارد. در این زمینه دکتر مریم رئوفی، روانشناس و مشاور خانواده می گوید: از آنجا که غریزه و بلوغ فیزیکی تابع فرهنگ نیست، بلکه از یک ساحت بیولوژیکی تبعیت می کند می توان گفت بزرگ ترین معضل در ازدواج، تأخیر در انجام آن است! اما با توجه به نظر کارشناسان و صاحب نظران حقوقی و روانشناسی، آمادگی برای ازدواج نیازمند بلوغ چند جانبه است که علاوه بر
ازدواج ما الهی و عاشقانه بود
باشند. همان موقع شاید حدود یک سال از ازدواج ما گذشته بود و مادرم هم خیلی نذر و نیاز می کردند که از قم بیاییم و این دوری از بین برود. من هم دیگر دوری از خانواده را دوست نداشتم، همه اینها باعث شد به تهران بیاییم. پدر به دلیل اطمینانی که به حاج آقا داشتند، وقتی امامت جماعت مسجد جلیلی را به ایشان پیشنهاد دادند، حاج آقا بسیار استقبال کردند. از همان روزهای اول در این مقام، می دیدم چه صبر و حوصله ای
مصطفی معین: گروه های فشار بر سر در دانشگاه دار آویخته بودند
نکردن دانشجویان نیز به آن چیزی منتهی شد که همه دیدیم. وزیر علوم دولت اصلاحات با بیان اینکه قربانی اول عدم مشارکت دانشجویان در انتخابات خود آن ها بودند تصریح کرد: وقتی جنبش دانشجویی و در راس آن دفتر تحکیم وحدت انتخابات را تحریم کرد شاهد انحلال دفتر تحکیم وحدت و بسیاری از انجمن های فعال دانشجویی بودیم و از سال 84 به بعد تشکل های شبه دانشجویی، فرمایشی شکل گرفت در حالی که انجمن های دانشجویی
روز ایرانی ها چگونه میگذرد؟
ممکن است تعداد ساعات انجام فعالیت های درسی برای محصلان بیش از شاغلان باشد یا مردان بیش از زنان فعالیت شغلی داشته باشند اما ترتیب صرف زمان برای 9 فعالیتی که در این پژوهش مد نظر قرار گرفته در همه گروه ها تقریبا یکسان است مگر در مواردی که بتوان اختلافات جزیی میان گروه ها مشاهده کرد. بر این اساس شاید بتوان در یک عبارت کلی گفت همه ایرانی ها صرف نظر از سن، جنس، تحصیلات و شغل، وقت خود را به یک شیوه می
راز قتل تازه عروس 18 ساله فاش شد
مقدماتی مقام قضایی و کارآگاهان در حالی از مرگ تازه عروس بر اثر گاز گرفتگی حکایت می کرد که همسر وی در بازجویی ها عنوان کرد: وقتی به منزل بازگشتم گرمای شدیدی فضای خانه را در بر گرفته و شیر گاز شهری نیز باز بود! در همین حال مقام قضایی با صدور قرار قانونی این مرد را آزاد کرد تا بررسی های بیشتری درباره چگونگی مرگ همسرش انجام شود. گزارش خراسان حاکی است: پس از گذشت حدود 3 سال از این حادثه، قاضی سیدجواد حسینی
پرونده مفصل و ویژه "کافه سینما"، برای هفتاد و پنجمین زادروز جان لنون/ گفته ها و تصاویر: بدبینم به جامعه، ...
/> - این مثله رابطه معلم و شاگرد بود.این چیزی هست که مردم متوجه نمی شن. من آدم مشهوری بودم، کسی که انتظار می رفت همه چیز رو بدونه ولی اون معلمم بود. درباره پدر شدن - اگه زندگیمونو بدونین متوجه می شین که خیلی زمان برد تا ما صاحب یک بچه زنده بشیم و من می خواستم پنج سال کامل برای شان (فرزندش) وقت بذارم. من جولیان، پسر اولم (از همسر سابقش سینتیا) و بزرگ شدنش رو ندیدم. و یک مرد
تشکیل گروهی ویژه در سوریه توسط سردار شهید همدانی
دوران دفاع مقدس و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه بود؛ که طی سال های اخیر به عنوان مدافع حرم نقش مؤثری در حراست از حرم حضرت زینب(س) و همچنین تقویت جبهه مقاومت اسلامی در جنگ تروریست های تکفیری علیه سوریه داشت. این سردار رشید سپاه اسلام، عصر روز پنجشنبه 16 مهر ماه امسال هنگام انجام مأموریت های مستشاری در حومه شهر حلب سوریه، توسط تروریست های داعشی به شهادت رسید.
تسلیت جهانگیری درپی شهادت سردارهمدانی
یکشنبه ، 19 مهر 1394 ، 21:50 معاون اول رئیس جمهور طی پیامی شهادت سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی را تسلیت گفت. به گزارش رویش نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور طی پیامی شهادت سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی را تسلیت گفت. متن پیام اسحاق جهانگیری بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم وَلاَ
ناگفته های مصاحبه با بشار اسد از زبان مرتضی غرقی+ویدیو
مستشاران نظامی و حمایت همه جانبه، به نوعی وارد نبرد با تکفیری ها شد؛ نبردی که کمی بعد با تعرض تکفیری ها به برخی اماکن متبرکه و نگرانی از دست درازی ایشان به حرم حضرت زینب، منجر به شکل گیری مدافعان حرم شد و رنگ و بوی دیگری یافت. هرچند هر ازچندگاهی از این رهگذر اخباری به گوشمان می رسد که یک چشممان اشک می شود و دیگری لبخند؛ مثل خبر شهادت سردار حسین همدانی. به سراغ مرتضی غرقی ، خبرنگاری رفتیم که
خاطره ای رضوی از سردار همدانی
رضوی و ذکر مصیبت عمه اهل بیت پرداختند و شور و حال معنوی مراسم را مضاعف نمودند که در این میان سردارهمدانی بیش از همه حال خوش و معنوی پیدا کرده بود و به پهنای صورت اشک می ریخت و شاید شهادت این سردار شهید کوچکترین مزد آن توسل و توجهاتی از این دست باشد . حسین عامری، یکی دیگر از اعضای کاروان رضوی که در این برنامه حضور داشت، گفت: سردار همدانی لباس رسمی به تن نداشت لحظه اول ما متوجه حضور او نشدیم