سایر منابع:
سایر خبرها
گلچین پیامک به مناسبت ماه محرم
اخبار معاصر: گلچین پیامک به مناسبت ماه محرم: ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ سلام من به محرم، محرم گل زهرا به لطمه های ملائک به ماتم گل زهرا سلام من به محرم به غصه و غم مهدی به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مهدی لبیک یا حسین علیه السلام ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ از غم بی کسی ات حوصله سر می آید دست و پا میزنی و خون به جگر می آید در قدوم تو سر انداختن و جان
- اما استون - از زندگی، بازیگری و... می گوید
عاشقانه ام اتفاق افتاده اینکه می توانم به خاطره ای دز گذشته بازگردم که در آن جایی نشسته ام باران را تماشا می کنم و بادام زمینی می خورم فوق العاده است، این از آن دست خاطرات به یاد ماندنی زندگی است. کیتون: ما آدم های خوشبختی هستیم. من هم همین احساس را دارم بخصوص در مورد مسائلی که مربوط به خانواده ام می شود. استون: واقعا حس فوق العاده ای است. کیتون: یک بار قبلا گفتی
مجموعه مداحی ویژه فرا رسیدن محرم /دریافت
/> من بمیرم به پیشانی ات جای سنگ است خنجری نشسته روی حنجرت جان مکن به پیش چشم خواهرت در تن تو توان نیست وای حرم در امان نیست سید مهدی میرداماد http://navana.ir/uploads/2015/10/سید-مهدی-میرداماد.mp3 دریافت خیمه و پرچم، نوحه و ماتم بوی سیب کربلا پیچیده در عالم حسین حیّ و ممات و باقیات
گلچین مداحی شام غریبان حاج محمود کریمی
/> دریافت فایل روضه شاخه یاست کجا افتاده است دست عباست کجا افتاده است غم مخور صاحب لوای تو منم پاسدار خیمه های تو منم یوسف از چنگ گرگان چنگ چنگ لاله باران گشته از شمشیر و سنگ افتاببی که دو جا بخشیده نور هم به مقتل هم به دامان تنور دریافت فایل زمینه بین این شب تار دشت
شعر خوانی شاعران آیینی در رثای موذن کربلا + متن اشعار و گزارش تصویری
فروغ که در جان آتش است با خصم خویش نیز مدارا کند به مهر این میزبان آب که مهمان آتش است ای بغض سرگشاده ی اسرار مرتضی اندوه چاه، مَحرم باران آتش است خون تو مست باده ناب غدیر عشق میراث دار زخم عمیق امیر عشق روحی که سبز رفته از این خاک، ماندنی ست جانی که سرخ مانده در این تن، فشاندنی ست ای مهربان که جان
گلچین شب هشتم محرم حاج محمود کریمی
شده گلم با پیکرت منم و نفس نفس زدن تو و نفسهای اخرت --------- می خواستم یار امامت باشی ای یوسف عزیز امت باشی فردا تو پناه عمت باشی پیر شدم با رفتنت لحظه ی افتادنت پیش چشم کشتنت آه اربا اربا شد تنت وقتی به تو میرسم علی میبینی که بی کسم علی بیا و یه کم آروم بگیر تو رو به علی قسم علی --------
گلچین شب ششم محرم حاج محمود کریمی
او حسن کربلا چه رعنا شد دل به دریا زدست همچون رود یادگار یل جمل کش بود بغض او در گلوش پنهان بود چشم او آسمان باران بود زیر پا فرشی از پر جبریل روی سر دست نجمه قران بود روی سر دست عمه قرآن بود از عمو رخصت نبرد گرفت چشم او چون عموش گریان بود همه جا گرد و خاک اما باز
گفتگویی متفاوت با همسر آیت الله مهدوی کنی
مسجد جلیلی به من می گفتند: مثلاً بیا اتاق 420 ساختمان 10! بعد مرا می بردند و در اتاق دربسته ای می نشاندند. کارهایشان این طور بود که نمی دانستیم برای چه آورده اند؟ چه کسی می آید؟ چه کسی جواب می دهد؟ با چه کسی باید حرف بزنی. همه اینها برای فرد دستگیر شده،ناراحت کننده بود. بعد به هر کسی که دستمان می رسید متوسل می شدیم که فقط ببینیم حاج آقا زنده هستند یا نه و چه کارشان کرده اند؟ بعد که فهمیدیم ایشان
برگزیدگان سومین جشن موسیقی ما؛ تقدیر از درویشی
موسیقی نمی زند. مثلا کسی از این که قطعه شما را بردارند و بر روی آن کار کنند، حرف نمی زند. اما بخش پایانی این اجرا را می خواهم به استاد درویشی تقدیم کنم. پس از اجرای گروه لیان، نوبت به تقدیر از ناصر فرهودی (صدابردار پیشکسوت) رسید که با حضور ناصر چشم آذر، فریدون خشنود، حبیب محبیان و میلاد کیایی از این پیشکسوت تجلیل به عمل آمد. ناصر چشم آذر با حضور در سن گفت: از بودن در مجلسی که بزرگان موسیقی
اشعار ورود به ماه محرم
به گریه گفت باز این شورش است که در خلق عالم است (3) می زنی قطعاً صدایم بین نوکرها، به نام روی چشم من قدم که می گذارد اشکهام بوی تربت می دهد این سجده های گریه دار می دهم جان در برت انگار بعد السلام عطر سیبی از نفسهای دعایم می وزد می دهم بر تو سلام این بار هم از پشت بام دود اسفند محرم، شال مشکی، پیرهن خوب شد آورده ام یک
قد کشیدن شاعران جوان در محضر پیشکسوت ها
/> حالا که بارون شونمو آروم از عطر اشکای تو می شوره چیزی نمی تونم بگم، وقتی جاده به تصمیم تو تن داده حتی به این گریه امیدی نیست اشک من از چشم تو افتاده اما بهاره ... فصل برگشتن ... پرواز تو پایان این کوچه تو می رسی ... با تو تموم میشه این بغض ... این بارون ... این کوچه ... از این به بعد و با تو
شعرخوانی شاعران بر آستان اشک/ گنبدت دل می برد وقت ملاقاتی بده
که بر آید آفتابی ، گل آفتابگردان... . محمد سهرابی دیگر شاعر آیینی سرای کشور بود که با حضور در این مراسم شعری علوی خواند. شعر سهرابی به این ترتیب بود: گر شود کافه ی مردم به حساب آلوده قهوه ی چشم تو فالی ست به خواب آلوده زودتر می شکند توبه ی خشک از آن روی سر سجاده کنم لب به شراب آلوده زیر سنگ است به عشق تو علی جان دستم که عقیق یمنی شد
مثنوی به مناسبت شهادت سردار همدانی
/> آن به عشقِ فاطمه بر دارها خون، دلت بود از غمِ بسیارها از فراقِ آن ابوذر وارها با خمینی آن علم بردارها کربلای جبهه را سردارها هِمّت و چمران و کاوه، باکری هاشمی، کلهر، کریمی، باقری یارِ دیرینِ شقایق هایِ مست عاقبت بُغضِ گلوگیرَت شکست خون چکید از چشمِ شب بیدارِ تو عاقبت شد نوبتِ دیدارِ تو سر کشیدی عاقبت بر دارِ خویش چون رفیقانت
سومین شب" بر آستان اشک" در رثای شش ماهه کربلا + متن اشعار و گزارش تصویری
بگو عقل پیاده از تعجب رو بگرداند شهیدان را به محشر گر سوار آرد شتربانش *** گر شود کافه ی مردم به حساب آلوده قهوه ی چشم تو فالی ست به خواب آلوده زودتر می شکند توبه ی خشک از آن روی سر سجاده کنم لب به شراب آلوده زیر سنگ است به عشق تو علی جان دستم کآه عقیق یمنی شد به رکاب آلوده نام ما را
حجت الاسلام ناصری پور : همه دین و ایمان در حب خلاصه می شوند+ گزارش تصویری
از هر حیث سامانش علی اسم و مسما نیست، معنی معنیِ محض است چه میکوشی کنی در لفظ بی مقدار، عنوانش ***************** گر شود کافۀ مردم به حساب آلوده قهوۀ چشم تو فالی ست به خواب آلوده زودتر می شکند توبۀ خشک از آن روی سر سجاده کنم لب به شراب آلوده نام ما را بنویسید به ایوان نجف نشد از نام سگ کهف کتاب آلوده
گلچین شب اول محرم حاج منصور ارضی
تا که امضای تو زینت بخش طومارم شود غیر اشک و گریه از تو کربلا هم خواست... دریافت فایل آنچنان که بارش باران نم نم دیدنی است چشم خیس گریه کنهای محرم دیدنی است هم نزول حضرت جبریل سوی روضه ها هم گدایی کردن امثال حاتم دیدنی است اکثر ایام گرچه خالی از زیبایی است چهره این شهر در محرم دیدنی است
جلسه کاندیدای احتمالی با عضو مُخبر شورا / باز هم دم فردین معصومی گرم!! / دلواپسی نماینده گیلان برای ...
را برای امانت به دست باوفای انقلابیون زمان می سپارد و خود می رود که با خون خویش مزرعه عزت و ایستادگی را آبیاری کند، تا میوه ثمر بخش آن کام مجاهدان فی سبیل الله را شیرین نماید. با شنیدن این خبر بغض گلویت را می فشارد، همه وجودت می شود غیرت و تمام روحت پر می کشد تا به آسمان برود برای بدرقه اش، اما بار امانت بسیار سنگین است و تو می مانی و تکلیفی خطیر. اولین بار که با او آشنا شدم
مداحی مجری تلویزیون در سوگواره شعر بر آستان اشک
شعرها را می خوانید. کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات دست ما را برساند به دعای عرفات موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟ گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات نیست جز از جگر خونی شان این همه گل نیست جز از نفس
لباس عجیب لیلا اوتادی /کانال نمایندگان مجلس/مدلینگ بهنوش بختیاری/عروسی خواهر پورسرخ
مردم عزیزمون عادی تر بشه..پاندورا ایرانیه و مشغولیت در یک برند ایرانی برام افتخاره." مجتبی محرمی پیشکسوت فوتبال خاطرات زندگی اش را در قالب چند عکس ورق زد: گام می گیرم از لحظات جوانی ام... و دود میکنم...ثانیه به ثانیه... ارزوهای شیرینم را... که طعم تلخ قهوه گرفته است در هوایی... که بوی تند سیگار می دهد... در این ویرانکده ی مسکوت... بر سردوراهی افسوس و بغض ایستاده ام... با قامتی
کارخانه رؤیاسازی عموشهر فرنگی
قطره اشک نریخته گوشه چشمش خبر از احوال دلی می دهد که سرگردان روزهای کودکی است. مردمک چشم هایش می گردد و جست وجو می کند. جوان قصه خوان پشت جعبه جادویی شهرفرنگ ایستاده و می خواند. مرد دست هایش را به لبه پنجره شهر فرنگ می دهد و به تماشا می نشیند. پسربچه موبایل به دست متعجب عکس های توی جعبه است. خم می شود، نگاهی می اندازد و می ایستد. عکس ها که تمام می شود مرد آرام می شود. عکس های سیاه و سفید جعبه شهر
اس ام اس فصل پاییز سری سوم
قهوه هایت اعتیادم را بیشتر می کند و من متهم ردیف اول لبهایت عصرهایم در حیاطی می گذرد که پاییز عشوه گری هایت را به درخت تزریق می کند... ******************* حالا که تو رفته یی می فهمم دست های تو بود که به نان طعم می داد پنیر را به سفیدی برف می کرد
دومین شب از شب های شعر آئینی" بر آستان اشک" برگزار شد + متن اشعار و گزارش تصویری
: کیست تا کشتی دل را ببرد سوی نجات دست ما را برساند به دعای عرفات موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟ گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات نیست جز از جگر خونی شان این همه گل