سایر خبرها
پس از اجرایی شدن برجام، تندروها در ایران و آمریکا کاری از پیش نخواهند برد
دخیل می دانید؟ ** میرحسینی: به نظر من 2 دلیل محتمل را برای این اتفاق می توان برشمرد. نخست، عزم و اراده ی نظام بر تصویب این طرح است همان گونه که بسیاری از بزرگان از جمله آیت الله ناصر مکارم شیرازی نیز بر آن تاکید داشتند. دلیل دوم نیز به رفتار دور از شان شماری از نمایندگان در توهین به اعضای تیم مذاکره کننده و جواب اخلاق مدارانه ی تیم مذاکره کننده برمی گردد. این اتفاق در صحن مجلس حجت را
شایعه موافق بودن دفتر رهبری و نظر مثبت رهبری مجلس را قانع کرد / لاریجانی گفت من به مجلس ابلاغ کردم
که این هدف حاصل نشد. شما شاهد بودید که در طول دو سال مذاکره، حضرت آقا حتی برای یکبار از این فرزند نامشروع دفاع نکردند، یک کلمه در تعریف و تمجید آن نگفتند، حتی برعکس، به مردم از بدی های آن گفتند، به مردم گفتند که از این فرزند نامشروع انتظار رستم بودن نداشته باشید، گفتند که محصول اول این فرزند نفوذ دشمن بوده. ما از زبان رهبری نسبت به مذاکره کنندگان تأییداتی را شنیده ایم اما از محتوای مذاکره، هیچ
فرهنگ انقلاب به معنای درشت گویی و شعار نیست
هم اهمیت داشت. رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: لازم می دانم تکرار کنم فرهنگ انقلابی یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، بنابراین کسی اشتباه نکند. روحانی اضافه کرد: فرهنگ انقلاب بر مبنای زبان اعتراض، درشت گویی و شعار نیست. انقلاب یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی؛ یعنی مردم تعریف کردند در زمان پیروزی انقلاب و گفتند استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی می خواهیم. وی افزود
سیاوش بختیاری زاده افشاگری کرد
نکردید؟ به هیچ وجه شکایت نمی کنم چون حاج محمد ملکی مالک باشگاه برایم عزیز است. باید با ایشان صحبت کنم تا ببینم از این مسائل آگاهی داشته یا نه. بعد از آن مصاحبه می کنم و همه چیز را می گویم اما محمد ملکی این تصمیم را در مورد شما گرفته و شما را اخراج کرده. حاج محمد ملکی به گردن من خیلی حق دارد. او در این 15 سال که مسوولان خوزستانی سیاوش و سیاوش ها را ندیدند، من را دید. تهامی را
شهرام جزایری چقدر دارایی داشت؟ الان چقدر دارد و مشغول چه کاری است؟ چرا اعدام نشد؟
مالی خودشان و خانواده شان پر است. به نظر من اینگونه دروغگویی ها، کار زشت و بدی است. حساب های مالی من خالی نیست، لبریز هم نیست. خدا را شکر همیشه یک زندگی خوب وسطح بالایی داشته ام. بالاخره سال ها زحمت کشیده ام و سال ها از عملکرد اقتصادی خودم وشرکت هایم دفاع کردم. کاملا قاطعانه ومحکم مدعی هستم "شهرام جزایری" تنها مدیری در سراسر دنیاست که از بالاترین مرجع قضایی کشورش یعنی دیوان عالی کشور، حکم خوش حسابی
ضیاءآبادی:زیارت عاشورا تمرین ظلم ستیزی است
و مقاوم بسازد و نه صرفاً افرادی نوحه سرا و تسلیم در برابر ستمگران! مگر در آن زیارت نمی خوانیم: فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ؛ از خدا می خواهم که مرا به سبب معرفت شما و معرفت دوستان شما، گرامی داشته و به من برائت و بیزاری جستن از دشمنان شما را روزی فرماید . برائت از دشمنان اهل بیت علیهم
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
دفاع مدیر چندشغله از پست جدیدش: اینها شغل است؟
همراه داشته باشد. برخی معتقدند که نباید بعد از یک دوره سرپرستی در آکادمی بار دیگر برای این مرکز سرپرست انتخاب می شد و لازم نبود این بار مدیر در رأس آکادمی قرار می گرفت؟ من فردی آکادمیک هستم و در حال دریافت کرسی استادی دانشگاه تهران هستم. سال های سال رئیس بزرگترین دانشکده ورزش آسیا و ایران یعنی دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران بودم، جایی که بیش از 80 درصد دکترا و هیئت علمی
غوغای مادر شهید در شب اکران خاکستر وبرف
بند انگشت از فرزندم برای من بیاورید. جمع زیادی از مردم ایران مادر این شهید را در کلیپی معروف انتظار این مادر در استقبال از شهدای گمنام را مشاهده کردند. این کلیپ با عنوان گمنام 61 بارها در فضای مجازی و رسانه ملی منتشر شده است. پیکر شهید بهروز صبوری پنج سال پیش به عنوان گمنام 61 در دانشگاه خلیج فارس بوشهر به خاک سپرده شده بود. تا اینکه بعد از گذشت 3 سال با هویت اصلی خود در صحن
حجت الاسلام قاسمیان : ذکر یونسیه راه برون رفت غم های مومن+ گزارش تصویری
وارث: مراسم شب چهارم محرم با سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان و مداحی کربلایی محمد حسین پویانفر در مسجد الشهداء دانشگاه علم و صنعت برگزار شد. در ادامۀ خبر متن سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان را می خوانید: نزول برکات برای مومنین در جلسه اول عبارتی را خواندیم که راجع به این بود که توبه و استغفار مستند به آیات و روایات موجب نزول برکت است. سوال شد که نزول برکات آسمانی که در
تا پایان سال 2015 از تحریم ها عبور خواهیم کرد/ فرهنگ انقلاب به معنای درشت گویی و شعار نیست
مشکلات فراوانی مواجه بودیم، اگر دیروز بسیاری از کشورها فناوری نو را به ما نمی دادند، الآن که نگاه می کنیم ما در بسیاری از صنایع ده سال از لحاظ فناوری عقب هستیم، حال چه کسی می تواند تحویل گیرنده فناوری نو از خارج باشد؟ شما شرکت های دانش بنیان می توانند این کار را انجام دهید. روحانی با تاکید براینکه باید یک همکاری فناورانه با دنیا شروع کنیم گفت: اینجا توضیح داده شد که چگونه جوانان ما در عرض
برخی شبهات دینی در حوزه زنان و پاسخ های آن ها
شیطان او ادامه داد: با استناد به آیه 76 سوره نسا و آیه 28 سوره یوسف شبهه ای تحت عنوان مکر زنان از مکر شیطان بزرگ تر است مطرح می شود. حال آن که در آیه 76 سوره نسا خداوند می فرماید مکر و فریب شیطان همواره ضعیف است، اما در آیه 28 سوره یوسف خداوند به نقل از عزیز مصر در خطاب به زلیخا و زنان حاضر در مهمانی می فرماید: این از مکر و نیرنگ شما زن هاست؛ حقّا که نیرنگ شما بزرگ است. بنابراین این آیه
چهارم محرم؛پیوستن پیک عمر سعد به سپاه امام حسین (ع)
دستور داد مردم در مسجد جمع شوند خود به منبر رفت و گفت: ایهاالناس! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را همانگونه که دوست دارید یافتید، این امیرالمؤمنین یزید است که او را به حسن سیرت، شیوه پسندیده، طینت مبارک، خوش برخوردی با رعیت، تعهد در برابر امنیت مرزها و پرداخت احسان به جا می شناسید... همانگونه که معاویه در دوره خویش چنین بود، پسرش یزید نیز پیرو او به بندگان اکرام
به هنگام پیری مرانم ز پیش
است، دیگر مراسم عزای امام حسین(ع) هم همه جا برپاست شما یک نگاه به این کوچه ها و خیابان ها بیندازید؛ این چای و شربت و غذای نذری که فقط برای بچه هیئتی ها و مذهبی ها نیست که می بینی، امام حسین(ع) برای همه است. اتفاقا من در همایش تجلیل از پیرغلامان در شیراز که بودم دیدم که اسقف مسیحی آمده بود و می گفت امام حسین(ع) برای همه است و اینطور نیست که شما فقط آن را برای خودتان بدانید. چند سال پیش رفته بودم
مجری صدا و سیما که دختر نه ساله اش هم چادری است
بسیار جدی و موضع ما فعال است. همه پدر و مادرها دوست دارند فرزندان صالحی داشته باشند اما آیا در مرحله اول خودشان صالح هستند؟ آیا پیش از تصمیم گیری به فرزنددار شدن از پاک بودن اموالشان اطمینان دارند؟ آیا از پیچیدگی های شخصیت آدمی و از توانایی ها، ظرفیت ها و استعدادهای آدمی باخبرند و می دانند در فراز و نشیب های عالم ماده باید چگونه مواظب سلامت روح او باشند که رنگ دنیا نگیرد و مهم تر از همه آیا انگیزه
مغز متفکر اصلاحات: از دم ردمان می کنند
زنگی و سیاه را که از زنگبار به ایران می آوردند را کاکاسیاه می گفتند. اینکه به رئیس جمهور یک کشور بگوییم کاکاسیاه خوب است؟ توهین به نماد یک کشور است. حتی مارتین لوترکینگ هم با این تعبیر می شود کاکاسیاه. شما در فوتبال به یک نفر بگویید نگرو، یعنی افرادی که از نیجریه به آمریکا برده شدند، از فوتبال اخراج می شوید. اینها توهین است. نیازی به تجدیدنظر در اصول نیست. اینها سیاست های ماست. ایران حرفش را می
افزایش کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در شیرخوارگاه ها
باشند. شبّر: بله همین طور است شاید خانواده ای دیگر آن شرایط لازم را بعد از سه سال نداشته باشد. مادر باران: 4 سال است که از شروع تشکیل پرونده تاگرفتن فرزندم گذشته است. درباره این چهار سال حرف های زیادی دارم که بزنم البته اگر بشود حرف زد و رسیدگی شود. همان 2 ماهی که آقای دکترفرید برای تشکیل پرونده عنوان کردند حداقل 6 ماه طول کشید. چرا؟ چون اول شما باید بروید دادسرا و آنجا نوبت
دین آدم را فکور و عمیق بار می آورد
روشنفکری است؛ مقولۀ عوامی نیست مگر می شود یک آدمی از همه حیث، باشخصیت باشد و دین هم درست به او عرضه شود ولی از دین خوشش نیاید؟! می گفتند اسنادی هست که نشان می دهد انیشتین در اواخر عمرش مؤمن شده بود و ایمان خود را به آیت الله العظمی بروجردی، عرضه داشته بود و نامه نگاری هایی هم صورت گرفته بود. بنده برای هر آدم اندیشمندی این احتمال را می دهم و این مسألۀ عجیبی نیست. و برعکس؛ اگر کسی باشخصیت
پیدا و پنهان زندگی شهید همدانی
الله در سال های80 تا 84 و از 88 تا 90فرمانده این لشکر بودند بافت تهران را به خوبی می شناختند. شناخت از بافت تهران خیلی مهم است. ایشان تخصص مدیریت بحران داشتند اما مهمتر از آن ایشان تخصص فرهنگی داشتند و استاد اخلاق بودند. متخصص جذب نیروهایی بودند که بیراهه رفتند و مترود شده بودند. ایشان با نصیحت و کتاب و سیره شهدا این ها را به خودشان می آورد. از او پرسیدم که شهید همدانی در سوریه چه می کرد
مهدی پاکدل: بازی در نقش ابوطالب عبادت بود
سیاه نمایی کرده اند. واقعاً مجید مجیدی بسیار دل و جرأت به خرج داد که این فیلم را ساخت. به نظرم واقعاً با کمک خود پیغمبر اسلام این فیلم را ساختند. به خود پیامبر توسل کردند و گفتند که ما می خواهیم صادقانه زندگی شما را بسازیم و من شاهد زحمات مجیدی بودم. البته که تمام عوامل فیلم حتی افراد خارجی که در ساخت این فیلم دخالت داشتند زحمت بسیار زیادی کشیدند. *فیلم محمد رسول الله (ص) قبل از ساخت
چه کنیم هنگام مرگ شهادتین بر زبانمان جاری شود
ورد سحری بود *توجه به آثار عجیب جلسات اخلاق عرض کردم هر وقت که من می خواهم وارد موعظه بشوم، اول رفقا را متوجه موقعیت خودشان می کنم. قال رسول الله(ص) مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ یَطْلُبُ عِلْما شَیّعَهُ سَبْعُونَ اَلْفَ مَلَکٍ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ ؛ هر کس برای طلب علم از خانه اش خارج شود، 70 هزار ملک او را مشایعت می کنند و برای او استغفار می کنند. حال منظور از این علم چیست؟ کدام
امام حسین با خون خود اسلام را حفظ و جاهلیت جدید را رسوا کرد
اکنون کسی نمی تواند با کسی درباره مسئولیت شخصی بحث کند، یعنی این که باید به سلام خود توجه کنید و به سطح علم و درایت خود توجه کنید و باید برای کسب درآمد به عنوان مثال البته توجه کنید، باید زندگی خوبی داشته باشید، حتی در سطح دینی هم می گویند باید به دین شخصی خود توجه کنید، نماز و روزه و مسائلی از این قبیل را شاید در این باره با شما بحثی نکنند. بحث و بررسی ها فقط در قبال قبول مسئولیت ها
هویت انقلاب در میانه ی مخاطرات
هرجا که شما بروید، در هر وزارتخانه که شما بروید، در هر اداره ای که شما بروید، در هر کوچه و برزن که شما بروید، در هر بازار که شما بروید، در هر مدرسه و دانشگاه که شما بروید، آنجا اسلام را می بینید، احکام اسلام را ببینید. این برای این است که ما حکومت اسلامی خواستیم. ما جمهوری اسلامی لفظی نخواستیم. ما خواستیم که حکومت الله در مملکت مان (و ان شاءالله در سایر مملکت هم) اجرا بشود. [4] بروز
تناقض حجاریان درباره عاشورا و شهادت !
فرموده اند سفینه ایشان هم اسرع است و هم اوسع. یعنی سفینه ایشان هم سریعتر است و هم گسترده تر. همه ائمه چراغ هدایت و سفینه نجات هستند ولی سفینه حسین علیه السلام اسرع و اوسع است. چرا سریعتر از بقیه می رود؟ چرا جادارتر است و بیشتر جا می گیرد؟ جمعیت بیشتری جا می گیرد. بخاطر ظرفیتش. بخاطر اینکه محرک این سفینه عشق است... او افزوده است: یک عده گفتند که حرف من به این معناست که کار امام
حوزه ها هنوز در فقه سیاسی و حکومتی کار چشمگیری نکردند
که وظیفه مان را کامل انجام داده باشیم. یعنی بهتر از این می شد. البته اعتماد مردم به روحانیت در ایران ریشه در تاریخ دارد. در ابتدا که انقلاب پیروز شد، حرف ملی گراها به ما این بود که شما آخوندها نامزد نشوید. چون همه ی مجلس را می گیرید و مردم به شما رأی می دهند. راست می گفتند. اگر طلبه ای در شهر کوچکی نامزد می شد، مردم به او رأی می دادند. اما الان این گونه نیست و به تدریج میزان رأی روحانیت پایین آمده
مخالفان برجام نمی دانستند پلوتونیوم مایع است یا گاز/خودسرهایی بودند که غیر از خودشان هیچ کس را قبول ...
انجمن اسلامی دانشگاه تبریز پس از هفت سال ممنوعیت فعالیت با برگزاری همایش ایران پساتوافق فعالیت خود را از سر گرفت. در این همایش که در تالار وحدت دانشگاه تبریز برگزار شد.ابراهیم اصغرزاده به عنوان اولین سخنران درباره وضعیت سیاست داخلی کشور در فضای پس از توافق با بیان اینکه شورای نگهبان در یک جلسه مهم چند روز قبل یکی از مهم ترین تصمیم گیری های نظام را تأیید کرد، گفت: من نمی فهمم چرا یک عده فکر می
علیشاپور: آوازخوانِ ما درحال حاضر فکر می کند می داند و می خواند!
سبک ها را بشناسد و این از همه بدتر است که نسل جدید می خواهد آواز بخواند، ولی حافظه شنیداری اش از سال 75 به بعد است، به این شیوه های سترگ که خواندن شان عمری می برد، به دیده تحقیر هم می نگرد! حسین علیشاپور * با توجه به این روند و ازدست رفتن آن چیزی که داشته ایم، نقش دو گروه در این میان – مجریان موسیقی و نهادهای فرهنگی مانند صداوسیما و... – را چگونه می بینید؟ هرکدام چقدر در این
آقای حسینیان! اینجا جمهوری اسلامی است
محرمانه است اما حاصل آن در جلسه غیر علنی با نمایندگان از سوی علی لاریجانی شرح داده می شود. جلسه که علنی شد باز به نظر رسید ندایی آمده که تکلیف و راه را مشخص کرده است. اما آقای حسینیان! دوستان شما در این مورد چگونه عمل کردند؟ در مورد یکی از افراد نزدیک به رهبری و مسئول در بیت ایشان چه گفتند؟ من به عنوان یک جوان اصولگرا از شما می پرسم این زمزمه که راه افتاده که نظر دفتر، نظر آقا نیست، چه
ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری/ اصلاحات برای گلشیری مهم بود+عکس
ناراحت شد و وقتی می خواست برگردد همه می گفتند گلشیری، گلشیری و او فکر کرد که می گویند مشیری، مشیری... بالاخره گلشیری بالا رفت و جوانمرگی در نثر معاصر فارسی را خواند. سال دوم، سوم دانشگاه بودم. 17 سالگی رفتم دانشگاه و آن زمان 19 سالم بودم. در آن دوره شیفته ی هیجانات بودیم و آنجا احساس کردم این آدم چقدر احترام به مخاطب گذاشته و چنین مطلبی نوشته. من یادم است که خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. فردای
مرجعی که سفیر انگلیس را خوار کرد
: دوست داشتن دنیا و ناخوش داشتن مرگ؛ یعنی شما کراهت داشته باشید از اینکه از دنیا بروید. از مرگ می ترسید، می ترسید که شما را محاصره اقتصادی کنند و شما را بکشند، لذا خودتان زودتر خودکشی می کنید. ببینید اگر آیت الله العظمی میرزای شیرازی آن ابهّت را دارد و در عالم تشیّع، از عراق تا ایران و ...، مرجع تقلید یکّه تاز است، پیامش کاخ شاه را هم دگرگون می کند، قلیان ها شکسته می شود و ...؛ برای این است