سایر منابع:
سایر خبرها
نگاهی به مقتل بحث برانگیز روضة الشهداء
: رفتی و سیر ندیده رخ تو دیده هنوز چیده دست اجل ای غنچه نورسته تو را گوش یک نکته ز لبهای تو نشنیده هنوز نخلی از شاخ امل دست تو ناچیده هنوز و ابوالمفاخر گفته: ای دل و دیده و روان پدر ای گل سرخ ناشکفته هنوز به تو خرسند بود جان پدر زود رفتی از بوستان پدر راوی گوید: که با علی اصغر هفتاد و دو تن
اشعار شب ششم محرم؛ قاسم بن الحسن(ع)
/> بندهایت ز یکدگر وا شد غلامرضا سازگار: لالۀ سرخ پرپرم قاسم سیزده ساله یاورم قاسم ماه من بین چگونه در غم تو ریزد از دیده اخترم قاسم تا تن پاره پاره ات دیدم تازه شد داغ اکبرم قاسم سخت باشد مرا که همچو تویی جان دهد در برابرم قاسم سخت تر اینکه در وداع حرم تشنه لب رفتی از برم قاسم
اشک حسینی را برای کفنم نگه می دارم
به آدم دست می دهد وقتی حرف از نوکری اهل بیت (ع) می شود، من بغضم می گیرد چون در مجالسم هم مسئله، هم حدیث، هم تاریخ و هم مطالبی از قرآن را می گویم و وقتی کتاب هایم را مطالعه می کنم می بینم که با اینان چه کردند و با چه مظلومیتی معصومین (ع) را از بین بردند و چگونه دل امام زمان (عج) را خون می کنند و امام زادگان را چه کردند که از طفل شیرخواره تا آن مرد 75 ساله در رکاب امام حسین (ع) جان باخته است. من
حسین جان یاری مان کن!...
، برای طفل شش ماهه ات، برای کبودی رخسار دخترک سه ساله ات، برای دردهای دل خواهرت، برای دست های بریده ی برادرت، برای جوانیِ به خون نِشسته ی پسرِ نوجوانت، و من... این ها همه هست و این همه نیست. اما برای من، تو همان اسطوره ی بی تکراری که یک تنه در مقابل لشکر هزاران سوار ایستادی. تو همانی که صف پیمان شکنان را دیدی اما باز هم ایستادی، تو دیدی که در دل شب همه ی آنان که بیعت کرده بودند
کبوترها به شب از لانه رفتند
/> به گلشن لاله آمد، یاس آمد گل ام البنین، عباس آمد تو ای یوسف بیا و شو خریدار که آمد یوسف زهرا به بازار به بازار وفا سرمایه آمد پی یک سوره هفتاد آیه آمد یکی شش ماهه در این کاروان است نه طفل شیر پیر عاشقان است /ج
متن نوحه های زیبا مخصوص دهه محرم
...> درمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری دلم میخواد، به کربلایتو برم بیام کنار اون حرم تو سرداب تو جون بدم اباالفضل، اباالفضل... تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی برادرم در خاک و خون نشسته ای پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای حسین من آقام آقام آقام حسین من از مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب به کربلا می آید منم منم، فدایی سپاه تو غلام روسیاه تو امید من پناه تو ...
پیامک زیبا برای تسلیت ماه محرم
که گفت نام حسین نام دگر را نبرد هیچ ذکری بخدا ذکر حسین جان نشود درد ما داغ حسین است دوایش گریه ست با طبابت جگر سوخته درمان نشود گریه ی چشم مرا فاطمه باید بخَرَد اشک کالای گرانیست که ارزان نشود اس ام اس های جدید برای تسلیت ماه محرم - پیامک محرم محرم نزدیک است.. دلم مست و لبم مست و سرم مست بخوان ای دل که صبرم رفته از دست بخوان ای
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
بمانی؟! قلبم، سرم، دستم همه نذر دو چشمت من می دهم جان در ره تو تا بمانی آقا نبینم در ته گودال باشی ای زینت دوش نبی بالا بمانی بالا نشینی و تو را پایین کشیدند زیر لگدها زیر دست و پا بمانی لعنت به این آب فرات و خنده هایش راضی شده لب تشنه در این جا بمانی با این که چندین عضو از جسم تو کم شد تو تا ابد عشق دل زهرا بمانی
شعرها و جمله های تسلیت ماه محرم
/> شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ پیامک ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ چیست این ناله؟ عزا، بهرِ که؟ از آنِ حسین جان و دل چون شود این ماه؟ به قربانِ حسین ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ اس ام اس های ماه محرم ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ سینه ام سوخت، دلم غم آمد
مداحی، اشعار و مقتل روز پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن(ع)
تو جنگ شده آی نامرد بی حیا بس کن جان من رابگیر عمو را نه تیغ از حنجر عمو بردار دست من را ببر گلو را نه روی زانو نشست حرمله، باز دلم از خنده های تلخش سوخت تن من از تنت جدا شده بود تیر او آمد و مرا به تو دوخت مسعود اصلانی : سر می نهد تمام فلک زیر پای او دل می برد ز اهل حرم جلوه های
هلال ماه محرّم
/> بردل فرزند زهرا تیر داری درکمان یا برای اصغرش تیر دگر آورده ای آب می بندی برای عترت خیرالبشر یا برای دامن طفلان شرر آورده ای داغ ها بگذاشتی بر قلب مجروح حسین باز می بینم بر او داغ پسر آورده ای درکنار علقمه از اشک چشم فاطمه آب بهرساقی بی دست و سرآورده ای ای هلال خون بسوزد اخترانت سر به سر ابرخون در علقمه بهر قمر آورده ای ای محرّم وای بر تو
محتشم؛ نام آورترین شاعر عاشورایی ایران
ریزه ها افروختند و در حسن مجتبی زدند وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود کندند از مدینه و در کربلا زدند وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو فریاد بر در ِ حرم کبریا زدند روح الامین نهاده به زانو سر حجاب تاریک شد ز دیدن آن چشم
اشعار ویژه شب پنجم محرم _عبدالله بن الحسن(ع)
عمر به چَشمِ پسرش دیده مرا سعی کن از سرِ راهت پسرش را بِبَری سپر افتاده ز دستش، سپرش می گردم باید اوّل بزنی تا سپرش را بِبَری در خورش نیست اگر بازوی آویز به پوست جانِ ناقابلِ من هدیه ی ناچیزِ عموست می شود لایق قربانی دلبر باشم آخرین خاطره ی این دمِ آخر باشم لذتی بهتر از این نیست که با سینه ی سرخ در
دودمه / شب هفتم محرم
فلک نجات ، بگذر از آب فرات خنده بر روی پدر زد یعنی ای مولای من ، غم مخور بابای من می شود آغوش زهرا(س) بعد از این مأوای من ، غم مخور بابای من ای تمام بود و هستم بر روی دستم بخواب ، وای بر حال رباب آرزو دارم ببینی ای علی جان خواب آب ، وای بر حال رباب خون می چکد از حنجر خشک علی اصغر الهی تو گواهی مانده به روی دست من این غنچه ی پرپر الهی
اشعار طفلان حضرت زینب سلام الله علیهم
را فدایت خاک پایت مادر درون خیمۀ خود بغض کرده می ترسد اینکه رد کنی ما را ، فدایت زهرا به استقبال ما می آید امروز به شرط اینکه پشت ما باشد دعایت وقتی بنا باشد اسیر شمر باشیم بهتر همان که جان دهیم اینجا برایت حج تو با قربانی ما عاشقانه است ما را پذیرا باش مولا در منایت دایی حسین انگار دیگر مهلتی نیست
قافله عشق به سر منزل جاودان خویش نزدیک می شود/ سخنی که پشت شیطان را می لرزاند
) برند. آنگاه مرا گفت که تو را طلاق می گویم؛ ازاین پس آزادی و مرا حقی بر گردن تو نیست؛ چرا که نمی خواهم تو نیز به سبب من گرفتار شوی. من عزم کرده ام که به حسین(ع) بپیوندم و با دشمنانش نبرد کنم و جان در راهش ببازم. سپس مَهر مرا پرداخت و به یکی از عموزاده هایش واگذاشت تا مرا به خانواده ام برساند... آنگاه به یارانش گفت: از شما هر که می خواهد، مرا پیروی کند و اگر نه، این آخرین دیدار ماست
اشعار و مقتل چهارم محرم فرزندان حضرت زینب (س)
/> ذره ای غم به دلت راه مده جان با من آمدم گرم کنم گوشه بازارت را تا نگاهی بکنی این سر بدهکارت را به کفم خیرعمل خیرعمل آوردم دو شکر قند دو شهد و دو عسل آوردم من از این دشت شقایق دوبغل آوردم دو سلحشور ز صفین و جمل آوردم تیغ دارند و پی تو به صلایی رفتند شیرهایم به پدر نه که به دایی رفتند دست رد گر
راه کارهای تغییر بینش از عاشورایی سراسر احساس به عاشورایی عقلانی
شود فرود آمد و خیمه و خرگاه خاندان عصمت و طهارت برافراشته شد. فردای آن روز عمر بن سعد با چهار هزار نفر از کوفه رسید و در مقابل امام علیه السلام جای گرفت. وقتی حرّ جلوی امام را گرفت، امام گفت مادرت به عزایت بنشیند. حر گفت: البته من در مورد مادر شما فاطمه ی زهرا چنین چیزی نمی توانم بگویم. نهایتا این دل آگاه حر بود که ندای حق را شنید و در او اثر کرد و بامداد روز عاشورا به درگاه حق پیوست و در
مثنوی/ می رسد آن وارثِ خون حسین
رَسمِ عاشق کُشتَنَت را وا بِنِه - رحمتی کن، مِنَّتی بر ما بنه یا بِکِش ما را به دارِ عشق خویش - یا مَکُن درد و غمِ دوری تو بیش یا که سَر بر دارم آور، ای صنم - یا به کعبه نعره زن، مهدی منم دل دهد جان، بهرِ خوش عهدیِ تو - بشنود انّی اَنَا المَهدیِ تو کرده ما را ای غمت مصلوبِ عشق - دل به تنگ آمد بیا ای خوبِ عشق بس کن آقا این فراق و
صمدی آملی:هبوط حضرت آدم(ع)، در کدام سرزمین بود/خاتم انبیا قبل از حضرت آدم نبی بود/دو طفل مسلم(س) چگونه ...
زندانبان گفتند آیا تو پیغمبر را می شناسی؟گفت بله! علی را می شناسی؟فاطمه را می شناسی؟ پاسخ مثبت بود.بار دیگر پرسیدند مسلم بن عقیل را می شناسی؟گفت بله! سال قبل همین جا او را کشتند.شما که هستید این سوال ها را می پرسید؟ گفتند ما فرزندان مسلمیم.زندانبان گفت وای به حال من! چرا زودتر نگفتید.شما را آزاد می کنم، با این که می دانم مرا می کشتند.شب ها تردد کنید مبادا شما را بیابند.(زندانبان در زیر شکنجه به
دودمه/ شب پنجم محرم
الحسن(ع) ، عبداله رشیدم ، عمو جان عشقت بجان خریدم من از حرم تا قتلگه دویدم ، عمو جان عشقت بجان خریدم دستهایم را سپر کردم برای حنجرت ، من بقربان سرت دست من افتاد ، افتادم به یاد مادرت ، من بقربان سرت گرچه گشته ای عموجان دستم از پیکر جدا وعده ی ما ای عمو باشد به روی نیزه ها ای عمو عبداللهم من یادگار مجتبی گشته ام حاجت روا در
این دل شده هیأت اباعبدالله(32)/دستش به دست زینب و میخواست جان دهد
/> گیرم که رد کنی دل ما را خدا که هست باشد محل نده قسم مرتضی که هست وقتی قسم به معجر زینب قبول نیست چادر نماز حضرت خیر النسا که هست یک گوشه می نشینم و حرفی نمی زنم بیرون مکن مرا تو از این خانه، جا که هست از دردِ گریه تکیه نده سر به نیزه ات زینب نمرده شانه دارالشفا که هست قربانیان خواهر خود را قبول کن
اشعار شب چهارم محرم؛ دو طفلان حضرت زینب(س)
و این حاصلِ یک عمر از گلزار من بعد از این در خیمه پنهان می شود رخسار من ای سلیمان هدیۀ مور است از من کن قبول جان زهرا رد مکن جان علی جان رسول بعد تو این داغ را با صبر جبران می کنم با سرت منزل به منزل شرح قرآن می کنم با اسیری رفتنم یاری جانان می کنم با خطاب حیدری در کوفه طوفان می کنم من ز تو شرمنده تو از من خجالت می کشی عاقبت ما
این دل شده هیأت اباعبدالله(30)/ لطفی کن و اجازه بده ای برادرم!
هیزم و کوچه ها که یادت هست به روی چادرش برادر جان وای من رد پا که یادت هست .. پس قسم می دهم اجازه بده بچه هایم به پات سر بدهند بچه هایم کمند می شد کاش خواهرانت برات سر بدهند .. گفته ام با نبردشان من را پیش چشم تو روسپید کنند مثل لیلا و نجمه زینب را بروند
سفری به خرابه های شام + تصویرسازی
. بگذار امشب، مثل شب آرامش تنور بر زانوان زهرا آسوده بخوابم. نه دخترم! نخواب! بگذار بابا بخوابد. و چنین شد که رقیه (س)، هنگامی که سر پدر در آغوشش بود، جان سپرد. آرامگاه ملکوتی دخت سه ساله امام سوم شیعیان در شام کنار باب "الفرادیس " مابین کوچه های تاریخی و پر ازدحام دمشق است که هر ساله بسیاری از شیفتگان اهل بیت (علیهم السّلام) را از مناطق مختلف جهان به سوی خود جلب می کند.پروردگارا حرم این
مداحی، اشعار و مقتل سوم محرم حضرت رقیّه(س)
تو روی نیزه ها رفتی حرمت ما ز چشم ها افتاد جای دستی زخمت بر روی گونه های رقیه جا افتاد تا که تو روی نیزه ها رفتی چادرم پاره پاره شد بابا فکر و ذکر تمام کوفی ها غارت گوشواره شد بابا تا که تو روی نیزه ها رفتی دشمنانت هجوم آوردند چه قدر وحشیانه و با حرص بال های رقیه را کندند
ابرکوه با آیین "ماتم چهار مناره"، رنگ عزا می گیرد
این نوحه ی زیر را می خوانند که از گذشته توسط "علی قیومی" خوانده می شده است؛ ای شهریارم عباس – ای تاج دارم عباس بنگر سوی سکینه – عم کِبارم عباس رفتی که آوری آب – از بهر طفل بی تاب مُردم، مرا تو دریاب – عم کبارم عباس با ساربان بگویید – کز گریه سکینه تا بر شتر نبندند – محمل به روز باران عم کبارم عباس – ای شهریارم عباس
سازگار وژولیده وصرافان ودین پرور وانسانی وموید وحسان وسهرابی وشفق ودیگرشاعران وسوم محرم
حرمله بدجور میزد لبها بماند...گوشه ی ابرو بماند *** هی لا به لای رد شدنها سنگ خوردیم از هیزها از بد دهنها سنگ خوردیم در بین کوچه از جوان و کودکان و بالای بام از پیر زنها سنگ خوردیم *** مرد یهودی سوی چشمان مرا برد خولی لگد زد نیمی از جان مرا برد بابا! تلفظ کردن نام تو سخت است بدجور مشت زجر دندان مرا برد
اس ام اس های زیبا برای تسلیت ماه محرم
حرم میر و علمدار نیامد ، سقای حسین سید و سالار نیامد، علمدار نیامد. هر کس اولدی دهریده بید مه لقانین عاشقی بیزده اولدوخ بیر حسین بیر کربلانین عاشقی... اس ام اس ماه محرم و جدیدترین اس ام اس های مخصوص ماه محرم هرکسی تو زمان خودش عاشق زیباترین فرد شده ما هم عاشق امام حسین(ع) و کربلا شدیم... اس ام اس ماه محرم و جدیدترین اس ام اس های مخصوص ماه
نخستین شهید زن کربلا/ زنی که در کربلا نبود، اما موجب حضور همسرش در کربلا شد
مثیرالاحزان، عبدالله بن عمیر اولین شهید کربلا شناخته شده است و اگر این نقل درست باشد، ام وهب هم اولین زن شهید کربلا به حساب می آید، ادامه داد: بعد از شهادت همسر ام وهب، نتوانستند جلوی ام هب را بگیرند و او به کنار جنازه شوهر خود رفت و به گریه و ندبه پرداخت تا این که رستم؛ غلام شمر، عمودی را بر سر این زن فرود آورد و او را به شهادت رساند. زنی سرشار از ایمان و بصیرت/ "به خدا من تو را رها نمی کنم تا