سایر منابع:
سایر خبرها
آزاده صمدی چرا اینقدر کم کار است؟
دوست دارم سال ها بعد درباره شان حرف بزنم. فیلم ارغوان را در جشنواره دیدم.گریم خاص و سختی داشتید. فکر نمی کنید خیلی زود است که تماشاچی چهره میانسالی را از شما ببیند؟ نه! این طوری فکر نمی کنم. قصه و روایت به این شکل بود و ما باید بخشی از جوانی و بخشی از میانسالی شخصیت ارغوان را به تصویر می کشیدیم. فکر می کنم کار ارزشمندی شده است. البته شاید می شد در بخش میانسالی فقط
یه زمانی نوشابه زرد هم واسه پسر افت داشت/ عذرخواهی کاپیتان جدید پرسپولیس/ درباره بیانیه ظریف-موگرینی
عذرخواهی کرده و نوشته است: سلام قبل هر چی بابت اخراجم معذرت میخوام ولی آرزو می کنم هیچ موقع شرایط روحی که دارم تجربه نکنید . فقط این پستو گذاشتم که از هوادارای عزیزمون که معرفت و بزرگیشون تو عزاداری داداشم هادی نشون دادن همچنین تو این چند روز به من با حرفاشون روحیه دادن تشکر کنم. دست تک تکتونو میبوسم . همچنین از رفیقای گلم که معرفتتون به من ثابت شده که امروز با این کارتون شرمنده ام
بنگر:شیطنت توی فوتبال دهنوی است
کنترل کنی. نظر رضا نور محمدی چه بود؟ او هم قبول کرد که اشتباه کرده است. به هر حال اتفاقاتی افتاد که رضا را عصبی کرد. البته قاسم دهنوی که با نور محمدی درگیر شد پستی در اینستاگرام خود گذاشته و برای تو نوشته تنها فوتبالیستی هستی که شخصیت داری. کاش مثل تو پیدا می شد داش محسن بنگر. آرزوی صبر و موفقیت واست دارم مرد. در این رابطه نظری نداری؟ قاسم بچه ای احساسی
فخرالدینی: دیجیتال عکاس ها را تنبل کرده
میدان فلسطین را که به سمت غرب بروید، یکی از درها چهره متفاوت تری از بقیه دارد. حتی اگر نشانی آتلیه فخرالدین فخرالدینی را هم تقریبی بدانید، با دیدن آن در چوبی متوجه می شوید، نشانی را درست آمده اید. او در طبقه دوم ساختمانی که بیش از 50 سال است در آن عکس بسیاری از چهره های فرهنگ و هنر را ثبت کرده، همچنان درگیر کار است. این روزها البته مشغولیت های دیگری نیز به کارهای او افزوده شده است. علاوه بر نمایشگاه پرتره هایش که تا 24 مهر در عکسخانه شهر برگزار شد، قرار است نمایشگاهی از آثار او به همراه رونمایی از دو کتاب عکس و یک کتاب نقاشی در موزه هنرهای معاصر تهران برپا شود. ...
حقایقی درباره ماهی و گربه
زمینه ها موفق بوده و توانسته همه را جذب کند. فیلم پرفروشی هم بوده است. او دربخش دیگری از مصاحبه خود درباره مستند "شش قرن ،شش سال " می گوید : از دیدن مستند آقای میرطهماسب شگفت زده شدم. این همه تلاش و شعوری که یک نفر در کاری می گذرد که ظاهرا چرخه ای را هم قرار نیست بچرخاند اما باری به بار فرهنگی سینما اضافه می کند، خیلی ارزشمند است. /کیانیان :بعد از دیدن ماهی و گربه مکری را بوسیدم و گفتم
روایت شاعر مسیحی از علاقه اش برای شهادت در راه حماسه امام حسین(ع)
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، منانشر، به نقل از تسنیم جورج شکور شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه ای ستایش آمیز از اخطل صغیر شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی
همسر گمشده این خانم خواستگار من بود!
انگیزه اش را از این جنایت، ناموسی عنوان کرد. با اعتراف حجت الله، رضا نیز از زندان احضار شد و تحت بازجویی قرار گرفت. رضا نیز در بازجویی ها گفت: من و حجت الله هر دو به شیشه و کراک اعتیاد داشتیم. من با محمد دوست بودم و او را به حجت الله معرفی کردم. از آنجا که محمد نیز اعتیاد به مواد مخدر داشت، با من برای خرید مواد به خانه حجت الله می آمد. همین باعث شد که او به خانه وی رفت و آمد داشته باشد
آئیش: حتی برای کار به رستوران هم رفتم/ طهماسبی: گفتن من مردم!
/> سین: دوران مدرسه چگونه گذشت؟ آئیش : از بچگی یک حس گم گشتگی داشتم، شاید به دلیل فوت پدرم بود که به من می گفتن رفته مسافرت. هنوزم این حالت گمگشتگی را دارم. خیلی ها میگن بچه آرام و بعضی ها میگن شیطون بودم، ولی من هر دو را داشتم، به هرحال همیشه از کلاس اخراج می شدم نه اینکه شلوغ باشم، چرا که در کلاس احساس حرف زدن با بغل دستی را داشتم. باید حرف می زدم و معلم ها را ناراحت می کردم
رجبی دوانی: اگر وهابی ها و تکفیری ها روز عاشورا را جشن نمی گرفتند جای سؤال بود
از انقلاب امام خمینی (ره) با اینکه هنوز مردم نسبت به ایشان شناخت پیدا نکرده بودند، وقتی احساس مسئولیت کردند مقابل رژیم شاه ایستادند چون می دیدند اساس اسلام در خطر است. امام حسین (ع) وقتی می بیند ادامه این وضعیت و خلافت یزید باعث نابودی اسلام می شود در یک جمله خطاب به مروان حکم از بیعت با یزید سر باز می زند و می فرماید: وَ عَلَی الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ
مجیدی سخت گیر نیست؛ کمال طلب است/ برای بازی در نقش ابوطالب از پسرش مدد گرفتم
ها یک تاریخ تولد دارند و یک تاریخ انفجار و با خود این احتمال را می دهند که هر کسی که مسلمان است قطعاً خودش را منفجر می کند و یا تروریست است. این جا است که باید به و جود اهمیت این فیلم پی برد. این فیلم هم دست آوردهای حرفه ای برایم داشت و هم به لحاظ روحی مواردی را در من متولد کرد که همواره همراهم است. در طول مدت کارم با عوامل حرفه ای سینما متوجه اهمیت نظم شدم و تاثیر آن بر روند یک اثر
اختلاف بین مجید مجیدی و مربی خارجی شمشیربازی
کوتاه نمی کنی من در پاسخ می گفتم سر یک فرصت مناسب این کار را می کنم اما بعد از آن به پروژه محمد رسول الله(ص) بر خوردم و آنجا بود که متوجه شدم که همه چیز برای ایفای این نقش آماده است شاید اگر من موها و ریش های خود را کوتاه می کردم چهره ام جوانتر به نظر می رسید و برای ایفای این نقش انتخاب نمی شدم. آقای قاسمی یادم است در اکران ویژه فیلم محمد رسول الله(ص) در جشنواره نوجوان همدان خاطره ای را
آخرین لحظه حیات آیت الله مهدوی کنی به روایت فرزندش
ها دیده یا در داستان های پلیسی خوانده بودند. یادم می آید که به من خیلی سخت می گذشت، چون توضیحش دشوار بود که بگویی چه اتفاقی افتاده است که ایشان را گرفته اند. این مسئله تا سال ها برای ما دشوار بود. البته بچه ها بزرگ تر که شدند، تا حدی موضوع را می فهمیدند، چون خیلی از خانواده های مذهبی در جریان قضایا بودند، ولی به هر حال توضیحش مشکل بود، به همین دلیل با بچه های خانواده هایی که مثل من درگیر
نورمحمدی: دست برانکو برای بازی با سیاه جامگان خالی است
بازیکنان جایگزین تیم ما روند خوبی را داشته باشد و بتواند با شکست سیاه جامگان دست پر به تهران برگردد. به خاطر اخراجم در بازی مقابل صبا از مربیانم، هم بازیانم و البته همه هواداران پرسپولیس عذرخواهی می کنم. قبول دارم که کمی در بازی استرس داشتم اما هرچه هست ما برای موفقیت پرسپولیس تلاش می کنیم.
نظر شهرام جزایری درباره بابک زنجانی، مه آفرید خسروی و مهدی هاشمی
ماشین ها(پورشه) را دوست ندارید یا اینکه نمی خواهید سوار شوید؟ نه پولش را دارم و نه دوست شان دارم. اگر این ماشین را سوار می شوم، نسبت به ماشین هایی که دیگران سوار می شوند، خیلی عجیب نیست. ماشین بسیار خوبی است. من هم قبلا همیشه بنز سوار می شدم و کافی هم هست و پاسخگوی نیاز من بوده. البته در حال حاضر مشکلات مالی جدی و زیادی دارم و شرایطم سخت تر از دوران زندان است. در زندان که بودم همه رفقا
پایان جولان دزدان خشن
/> بله، یک پسر 8 ساله و یک دختر دانشجو دارم. آنها از کارهایی که کردی خبر دارند؟ بعد از دستگیری همسرم فهمید اما بچه هایم هنوز نمی دانند. دخترم دانشجو است و نمی خواهم این موضوع باعث شود تمرکزش به هم بخورد. پس با این نگرانی چرا وارد این باند شدی؟ من تازه از کانادا برگشتم و طعمه یک کلاهبرداری شدم و بدهی زیادی دارم. می خواستم بدهی هایم را صاف کنم. شغلت قبلاً چه بود؟
صادقی: تمام تلاشم را می کنم به تیم ملی برگردم
بود؟ صادقی: به عقیده من من باید بروم ! برای هیچ بازیکنی خود به خود به وجود نمی آید. من هم همیشه تلاش می کنم تا بهتر از قبل باشم. امسال سومین باری بود که من از استقلال جدا شدم و هیچ دفعه ای هم من خودم نواستم که استقلال جداشوم. الان هم دوست ندارم بحث جدایی از استقلال را باز کنم. بخاطر رفتنم هم نه از کسی دلخور هستم و نه به کسی انتقاد دارم. من 13،12 سال در استقلال بودم چند سال هم بازوبند
روایتی از جنایت و مکافات انسان امروز
، کمی از کار خودتان در جزیره ابدی بگویید. من از سال 90 وارد تئاتر شدم و زیر نظر مسعود دلخواه و مرتضی اسماعیل کاشی کار کردم و در حال حاضر دانشجوی رشته بازیگری در مقطع فوق لیسانس هستم. حدود یک ماه و نیم است که با این گروه شروع به کار کردم که البته چون هم همکلاسی بودیم سلیقه هایمان به هم نزدیک بود و دوست داشتم با این گروه کار کنم. س- چه برداشتی از طرح کلی اثر داشتید، به هر حال نقش شما از این منظر سخت
ناگفته های مردی که کارش رضایت گرفتن است
، حال و هوایش عوض شد. بعد از 25 دقیقه رضایت را گرفتم و به آن دوست که در مراسم پیرغلامان حسینی بود زنگ زدم، گریه شادی مجال نمی داد حرف بزنیم. چه آرزویی دارید؟ آرزو دارم روزی برسد که با افزایش فرهنگ و عقل در این مملکت، دیگر شاهد اعدام نباشیم و گذشت در بین مردم بیشتر شود. قصاص حق خانواده مقتول است، اما آنها هم انگشت نما و در بین مردم به عنوان قاتل شناخته می شوند. سیدرضا
معنای سعادت در چند کلمه از حسین بن علی(ع)
می کند. من کم کم میخکوب می شوم، ولی اول طراوت و نشاط تو(روح ) است. من دیده ام کسی را که ھشتاد سال داشت، اما خنده ا ش مثل خنده بیست ساله ها بود. به دنیا صاف نگاه می کرد، مانند کسی که تازه به دنیا آمده است. من چند نمونه از این ها را دیده ام. به عنوان مثال؛ یک مورد که شاید ھم شنیده باشید، یکی از بزرگان عرفا که دو سه سال بعد از انقلاب از دنیا رفت، ما ھفته ای یک بار، یا دو ھفته یک بار جلساتی داشتیم و
حسادت بارزترین ویژگی منفور ترین شخصیت فیلم محمد(ص)
رسول ا...(ص) انتخاب شدید. - داستان پیوستن من به گروه ساخت فیلم محمد رسول ا...(ص) به سال 88 و زمانی برمی گردد که مجید مجیدی، گروهی را برای پیدا کردن کاراکترهایی که می خواست، به استان البرز فرستاد. همان طور که می دانید من سالها تجربه تئاتری دارم. گروه که به البرز آمد، من هم مراجعه کردم و برای نقش ابولهب تست گریم و لباس دادم. بعد از اینکه انتخاب شدم، طی جلساتی که با هم صحبت کردیم
توصیه های میرزا اسماعیل دولابی برای حضور در حرم سیدالشهدا(ع)
، آدم فکر می کند کسی را صدا زده است، نمی فهمد گریه اش اینطور است. در دوران طفولیت، خانمی را دیدم که در روضه چای می داد، او هر یک ماه، چهل روز یک دفعه گریه اش راه افتاد و یک صدا می زد مابقی اوقات سرش پایین بود و چای می داد. دیگران همه گریه می کردند، ضجه می زدند، قصه می گفتند، می خندیدند، من بچه بودم و در مجلس ول بودم گاهی صدای آن خانم بالا می رفت، تا صدایش به آسمان می رفت، سکوت این همه مدت
این جایزه تقدیم به هادی | فوتبال ایران پرشده از برادران آب منگُل!
بود، یعنی نام قهرمانان اصلی این کشور. افتخار بزرگی بود در جشنواره فیلم یاس که مربوط به فیلم های شبکه ویدئوی خانگی است، دو فیلم هدیه و سوختن، مهم ترین جوایز را دریافت کردند و تقریباً در همه بخش ها نماینده داشتیم. این افتخار بزرگی است. من جایزه ام را از کسانی گرفتم که نصف سینمای ایران هستند. منوچهر شهسواری، مسعود کیمیایی، فرهاد اصلانی، علیرضا زرین دست. وقتی می خواستم روی سن بروم، از
پیوستن پیک عمر سعد به سپاه امام حسین (ع)/نامه نگاری عمر و ابن زیاد
، او جسورترین آنها در خونریزی و غافلگیری است. هنگامی که کثیر رسید ابوثمامه به او گفت سلاحت را تحویل بده، گفت: نمی دهم، من یک فرستاده ام، اگر می شنوید پیامی که برای آن فرستاده شدم می گویم و گرنه باز می گردم. ابوثمامه گفت من دسته شمشیرت را به دست می گیرم، تو پیامت را بگو، گفت نه، بخدا قسم نمی گذارم به آن دست بزنی. ابوثمامه گفت: پس پیامت را به من بگو من به حسین بن علی (ع) می رسانم
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
من می آیم به هواداری تو جای حسن می آیم منم آن کس که ز غربت به وطن می آیم عوض نجمه کنون من به سخن می آیم بسمل یک سر موی تو هزار عبداللّه من که خورده گره ای دوست به کارم چه کنم ؟ دست خطی چو من از باب ندارم چه کنم ؟ من که در نزد زنان شوق تو دارم چه کنم ؟ جگرم سوخت بگو ای کس و کارم چه کنم ؟ سوخت چون شمع شب افروز مزار عبداللّه قاسم
بانوی اهل کوثر مجری توانمند شبکه یک شد
در مسابقات قرآن شرکت می کردم تا اینکه سال 76 نفر اول مسابقات قرآن دانش آموزی استان اردبیل شدم. برای پیشرفت در امور قرآنی هم، یا کتاب می خواندم یا به نوارهای قرآن گوش می دادم. البته به یاد دارم تهیه نوار قرآن خیلی سخت بود و امکانات آموزشی مثل الان نبود اما پشتکار زیادی داشتم. ضمن اینکه برای تلاوت بهتر ورزش هم می کردم و این امر نشاط بنده را بیشتر می کرد. همانطور که می دانید ورزش به بحث
روایت عکاس آبادانی از نخستین سفر مقام معظم رهبری به مناطق عملیاتی
/> کدام عملیات ها را حضور داشتید؟ از سال 59 که عکاس جبهه شدم بیشتر عملیات ها را با رزمندگان همراهی می کردم، به طوری که می توانم بگویم همه عملیات های جنوب و برخی از عملیات های غرب را عکس برداری کرده ام، عکس بسیاری از رزمندگانی که در عملیات های مختلف شهید شدند را در کارنامه کاری خود ثبت کرده ام. با کدام گروه های رسانه ای در دوران دفاع مقدس همکاری داشتید؟ با گروه های
همسر آیت الله مهدوی کنی: بعد از رفتن آیت الله در دانشگاه کانه هیچ اتفاقی نیفتاده است/ زندگی عاشقانه ما ...
داشتند،ما به شرایط عادت می کردیم، ولی اینکه دائماً ایشان را می گرفتند و آزاد می کردند، باعث می شد دائماً در حالت اضطراب باشم و تمام مدت بدنم می لرزید! هر بار که می ریختند تا ایشان را دستگیر کنند، احساس می کردم دیگر تمام شد و حالا ایشان را می برند و می کشند!ترس و لرز و هول و تکان دائمی بود. بچه سال هم بودم و غیر از اینکه برای حاج آقا می ترسیدم، برای خودم هم ترس داشتم که نکند به دست آنها بیفتم، چون
داستان عشق هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری
رو به اتمام است. همچنین نمونه خوانی اثری را در دست دارم که سال 80 منتشر شد و متأسفانه کار بسیار کشته شد. سرانجام آن را از ناشر پس گرفتم و رویش کار کردم و دوباره قرار است منتشر شود. بیش از هرکتابی من به این کار با نام راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟ علاقه مند هستم و باعث تأسف است که این کتاب اصلاً دیده نشد. راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟ در حوزه ی خاطرات است اما خاطراتی که روی آن کار
من شخصیت امیرکبیر را به چالش می کشم
دکتر علی رفیعی را در تئاتر شاید هیچ چیز به اندازه به یاد ماندنی توصیف نکند. بزرگمرد تئاتر ایران- چنان که مهدی سلطانی می گوید- همواره با آثار نمایشی اش درکی تازه و والا از مفهوم و ماهیت هنر تئاتر را به مخاطبانش هدیه داده است. هر کدام از آثار او از به یادماندنی ترین نمایش هایی است که مخاطبان بر صحنه تئاتر دیده اند: یرما ، شکار روباه ، عروسی ، در مصر برف نمی بارد و... که این ماندگاری البته برآمده از نگاه این نویسنده و کارگردان به تئاتر است. وقتی از تئاترهای رفیعی حرف می زنیم بی آنکه بخواهیم، پیش از همه صحنه های جاودان آثار او به یاد می آید؛ صحنه هایی سرشار از نور و رنگ که بی آنکه قصه را ببلعند، در خدمت نمایش قرار می گیرند و تو را با رویاها و کابوس ها تنها می گذارند؛ ویژگی ای که در دو فیلم او هم مشهود است. رفیعی زمانی گفته بود: من دو فیلم بیشتر نساختم. اما اگر در جهنم هم فیلم بسازم، آن را رنگ آمیزی می کنم. رنگ گناهی نکرده که باید از برخی لباس ها منها شود. من تا جایی که ممکن است شخصیت ها را رنگ آمیزی می کنم هرچند که نمی توانم خودشان را رنگ کنم. فیلم سوم من سمفونی رنگ ...
بدون دخترم هرگز
ایران آنلاین /شیرین متولد سال 1363 است، زاده شده در شهری کوچک با فرهنگی سنتی. به یکی از خواستگارانش جواب مثبت می دهد و زندگی مشترکش را شروع می کند. شیرین اما مثل عروس هایی نبود که با خوشحالی لباس سفیدش را به تن کند و بعد از آن با دعای خیر پدر و مادرش بدرقه راه شود.داستان زندگی شیرین، سرشار از قصه وابستگی است: من عاشق مادرم بودم، آنقدر دوستش داشتم که حتی نمی توانستم یک لحظه از او دور شوم. مادرم