سایر خبرها
آیت الله دری نجف آبادی: مذاکرات با هدایت های مدبرانه مقام معظم رهبری به نتیجه رسید
هرگونه عزاداری شیعیان را ممنوع کرده در حالیکه بیش از 80درصد مردم این کشور شیعیان و ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هستند. وی ادامه داد: البته بی شک این گونه رفتار همچون تعصب و زورگویی رضاخانی مجکوم به شکست است چراکه امت اسلام امتی واحد و برادر در برابر این دسیسه سنی های وهابی و دشمنان اسلام می ایستد. تبیین حرکت امام حسین(ع) یک ضرورت است عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان
دانلود سخنرانی مهم پناهیان در مراسم تاسوعای بیت رهبری محرم 94
گروه دین و اندیشه تیتریک دومین شب عزاداری ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، شب تاسوعای حسینی، با حضور رهبر انقلاب اسلامی، مسئولان نظام و عموم مردم عزادار در حسینیه امام خمینی رحمه الله برگزار گردید. در این مراسم، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در سخنانی با عنوان نفوذ ضمن انتقاد از گروههایی که در داخل کشور از طریق مذاکره راه نفوذ دشمن را باز می کنند،با اشاره به نمونه هایی از
روز تاسوعا منتسب به غیرت و ساقی دشت کربلاست
1394/8/1 - 15:11 495973 خبرگزاری شبستان- گرگان : نهم ماه محرم، روز تاسوعا و منتسب به غیرت و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) است. تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ایثار، ادب و دلاوری بزرگ مردی است که با گذشت بیش از یک هزار و چهارصد سال، هنوز تاریخ، از کرامتهای او روشن است و نام، وفا، ادب و مردانگی اش ورد زبان جهانیان است. حضرت ابوالفضل العباس (علیه
مداح که قلیان نمی کشد!
. به طور مثال جماعتی برای گرم تر شدن مراسمات مذهبی و مجالس اباعبدالله (ع)، خود را به صرافت هایی می اندازند که گاهی از مدار اخلاق خارج شده و حتی در مواردی موجبات اسائه ادب و بی احترامی را نسبت به معصومین (علیهم السلام) فراهم می آورد. اصل این موضوع که باید مجالس مذهبی هرچه پر شورتر و با شکوه تر برگزار شود بی تردید مورد پذیرش همگان است، اما این دلیل نمی شود که هرکاری انجام دهیم تا مردم را
آمریکا آرزوی نفوذ در ایران اسلامی را به گور خواهد برد
امام جمعه یاسوج گفت: آمریکا آرزوی نفوذ در ایران اسلامی را به گور خواهد برد. به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه ی کهگیلویه و بویراحمد حجت الاسلام و المسلمین سیدعلی اصغر حسینی در خطبه های نماز جمعه یاسوج با اشاره به نامه رهبری به رئیس جمهور درباره برجام، افزود: رهبر معظم انقلاب در این نامه مطالب مهم و ارزشمندی را بیان کرد که از مهم ترین آنها هوشیار بودن مردم و
امام حسین(ع) در عرصه سیاسی و فرهنگی با تحریف ها مبارزه کرد
: در طول تاریخ، رهبران انقلاب اسلامی ثابت کرده اند که همیشه هوشیار بوده و به خوبی به اهداف دشمن آگاه و مراقب ملت ایران هستند. وی ادامه داد: امیدواریم که دولتمردان ایران اسلامی با هوشیاری کامل و با عمل به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در زمینه برجام اقدام کنند چون موفقیت آنها در این زمینه آرزوی رهبر معظم انقلاب اسلامی و مردم غیور کشورمان است. امام جمعه پیرانشهر: امروز آمریکا در
دارالمجاهدین همدان میزبان پیکر شش شهید گمنام است
، محمدجواد زمردیان با قدردانی از حضور گسترده و با شکوه مردم در مراسم تشییع شهدای مدافع حرم، اظهار کرد: از 5 تا 8 آبان ماه مردم شهرهای همدان، ملایر، گل تپه و 17 آبان ماه شهر فیروزان میزبان پیکرهای مطهر 6 شهید گمنام هستند. این شهدای والامقام 16، 23، 24 و 27 ساله بودند و در مناطق عملیاتی شرق دجله، شرهانی، مجنون و شلمچه در خاک عراق تفحص شدند و به عملیات های محرم در سال 61، خیبر در سال 62، بدر در سال 63 و آفندی
شیعیان شبه قاره هند در تاسوعای حسینی گریستند
با حضور میلیون ها نفر از شیعیان هند از اول ماه محرم در حسینیه ها و امام باره ها در شهرها و مناطق مختلف این کشور ازجمله امروهه، کشمیر، حیدرآباد، بمبئی، الله آباد، مظفرنگر و علیگر، برگزار می شود. هند با حدود 200 میلیون مسلمان وحدود 40 میلیون شیعه یکی از بزرگترین مراکز تجمع مسلمانان و شیعیان در جهان به شمار می آید. گزارش های دریافتی از سریلانکا وبنگلادش حاکی است که همچنین ایرانیان مقیم
بستن مسجد راس الحسین در مصر دیکتاتوری است؛ الازهر مداخله کند
المقدس به روی مسلمانان است.شتابزدگی مقامات مصری در بستن این مقام مقدس که به امام عاشقان تعلق دارد، آغاز افول آنهاست همان گونه که پیش از این نیز در تاریخ روی داده است. وی با درخواست از الازهر مصر برای متوقف کردن این دیکتاتوری ها افزود: دولت مصر طرفی نیست که بگوید این شعائر در اسلام وجود داشته یا خیر. مقتدا صدر از عاشقان امام حسین (ع) خواست که از هر اقدام ناشایستی که بهانه دست
تخطی از فرمایشات رهبری در نامه برجام ممنوع است
ماه سالروز اعتراض و افشاگری امام خمینی (ره) در زمینه پذیرش قانون ننگین کاپیتولاسیون سال 42 است که خاطره ذلت آفرین و تلخ نفوذ غربی ها در ایران بود و مستشاران و سربازان آمریکایی مصونیت قضایی داشتند و در برابر جرم و جنایت به جان، مال و ناموس مردم محاکم قضایی ایران، حق محاکمه آنان را نداشت که امروز این قانون بر افغانستان تحمیل شده است. حضرت علی اصغر (ع) سند حقانیت امام حسین (ع) است
رییس جمهور روز تاسوعا کجا عزاداری کرد؟(+عکس)
) در غرب تهران بازدید و در فضایی صمیمی و معنوی با کودکان، نوجوانان و جوانان این مرکز دیدار و گفت وگو کرد و در جمع آنان به عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) پرداخت. در حال حاضر موسسه خیریه غیر دولتی بهشت امام رضا (ع)، 146 نفر از کودکان، نوجوانان و جوانان یک تا بیست و سه سال یتیم و معلول را مورد حمایت و سرپرستی کامل دارد. روحانی در جریان این بازدید با اشاره
شمع گردانی؛ آئین هزار ساله در اردبیل/41 مسجد میزبان عاشقان عباس
به گزارش خبرنگارمهر، مردم اردبیل به مانند سایر مناطق و فرهنگهای مختلف کشور، دارای آداب و رسوم و سنن خاصی در برگزاری مراسم عزاداری و سوگواری بوده، اما برخی از این مراسم از جمله طشت گذاری، شمع گردانی، برپایی دستجات محلات ششگانه، و... نه تنها در کشور بلکه در سراسر دنیا بی نظیر بوده و در بررسی آیینهای عاشورایی مورد مطالعه قرار گرفته است. چنانچه مراسم ماه محرم در اردبیل را سرشار از نشانه ها و نمادها
مازندران غرق در ماتم تاسوعای حسینی
به گزارش خبرنگار ایرنا، مردم ولایتمدار استان مازندران روز جمعه ومصادف با نهم محرم با حضور در مساجد و تکایا به یاد مظلومیت سرور و سالار شهیدان و 72 تن از یاران با وفایش عزاداری می کنند. به همین مناسبت حرم های امام زادگان معصوم در مازندران میزبان هزاران عاشق و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است که در قالب دسته ها و هیات های سینه زنی و زنجیر زنی برای عرض تسلیت خود را به حرم های مطهر رسانده اند
تاسوعا؛ روز یقین و اثبات وفاداری
واژه تاسوعا از ریشه تسع به معنای نهم گرفته شده است و به نهمین روز محرم گفته می شود. تاسوعا آخرین روزی به شمار می رود که امام حسین(ع) و یاران ایشان، شبانگاه آن را درک کردند و روز بعد برای انجام قیامی ماندگار پا به میدان مبارزه با سپاه کفر نهادند. تاسوعا روز بزرگداشت مقام حضرت ابوالفضل عباس(ع) فرزند حضرت علی(ع) و ام البنین است. شیعیان جهان با گذر سده ها از وقوع قیام تاریخی امام حسین(ع
علم کشی در خیابان های شمال شهر شیراز با حضور مادران شهدا و قرعه کشی کمک هزینه اربعین
به گزارش سرویس سومین حرم شیرازه ، امسال محرم در شیراز رنگ و بوی ویژه ای دارد. عده ای از جوانان عاشق امام حسین(ع) در سومین حرم اهلبیت با حضور در خیابان های معروف و مناطق شمال شهر شیراز اقدام به پیاده روی دسته جمعی و برپایی مراسم علم کشی می کنند. پیاده روی و علم کشی رفقای موکب سیار شهدای مدافع حرم در شیراز، با مشارکت عده از جوانان هیئتی موقع اذان مغرب، بعد از نماز جماعت شروع می شود. آن
قیام های پس از عاشورا و حکایت تلخ دیر به صحنه آمدن خواص
شکل نمی گرفت. برخی چون اهل مدینه تازه از شرابخواری یزید آگاه شدند، برخی چون مختار در ماجرای عاشورای سال 61 هجری در زندان به سر می بردند، برخی چون اهل کوفه حسین را می شناختند اما در همراهی با او کوتاهی کردند و این چنین بود که شد آنچه شد. ماجرای عاشورا به گونه ای بود که حتی زبان هند، همسر یزید نیز به اعتراض باز شد و برخی چهره های جهان اسلام و دیگر ادیان به آنچه رخ داده اعتراض
حضور روحانی در موسسه خیریه نگهداری از کودکان
این مکان برای عزاداری ماه محرم سیاهپوش شده بود، در کنار نوجوانان و جوانان حسینی به عزاداری تاسوعای حسینی پرداخت. در این مراسم که با نوحه سرایی یکی از مداحان اهل بیت علیه السلام و ذکر مصیبت حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و یاران آن حضرت توسط حجت الاسلام نقویان همراه بود، نوجوانان و جوانان حسینی این مرکز در حضور رییس جمهوری، اشعاری مذهبی در سوگ امام حسین (ع) و یاران باوفای آن حضرت را
عاشورا زمینه ساز نهضت مهدوی است
و مدعیان حقوق بشر است که نشان می دهد این ها دست نشانده استکبار جهانی هستند، سازمان ملل دست نشانده آمریکا است و جان حاجیان برای آن ها هیچ ارزشی نداشته است نکته اساسی که مقام معظم رهبری فرمودند مسئولان حج و زیارت باید این موضوع را دنبال کنند و کمیته حقیقت یاب تشکیل شود تا بُعد این حادثه برای جهان اسلام روشن شود. نماینده ولی فقیه در لرستان با بیان اینکه سخنرانی امام خمینی(ره) در 12 محرم در
اقدام مردم عراق علیه انحرافات آئین های محرم
سال ها پس از تحریم برخی سنت های غلط در مراسم عزاداری ابا عبدالله الحسین(ع) از سوی مراجع در ایران، از جمله امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، این روزها گروهی از جوانان عراقی تصمیم به آلایش عزاداری های حسینی از سنت های عجیب و غریب گرفته اند. به گزارش جماران، برخی از این سنت ها ، سابقه ای تاریخی داشته و برخی در سالهای اخیر وارد این عزاداری ها شده اند، موضوعی که همواره در عراق با بحث و جدل
شور عاشورا نیاز جامعه است/ نامه رهبر انقلاب منشور هسته ای ایران
/> نماینده ولی فقیه در استان لرستان و امام جمعه خرم آباد با تاکید بر اینکه عاشورا زنده کننده جامعه است، افزود: امسال مردم لرستان از ابتدای ماه محرم مجالس باشکوه عزاداری را برپا کردند. آیت الله میرعمادی با اشاره به اینکه در سالهای گذشته کمتر این موضوع دیده می شد که از ابتدای محرم هیئت های مذهبی با این عظمت مجالس عزا را به پا کنند، گفت: استقبال جوانان مومن و ولایی لرستان در هیئت های مذهبی
(اول و دوم محرم).ماه محرم رسید...ماه خون....ماه آزادی و آزادگی و ماهی که به بشریت درس استقامت وصبر داد
----باز نشر--- گردآوری و تنظیم: مجید کریمی /*/ محرم ماه شور و شعور و عشق و فریاد است.ای ماه خون، دوباره می آیی و سکوت تاریخ را در هم می شکنی و بغض ناله را از حنجره ها آزاد می سازی.بانگ کاروانت به گوش می آید و عاشقان را دوباره به مهمانی فرا می خوانی.سلام بر حسین سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش. آن اصحاب شهادت طلبش که مصداق واقعی آگاهی و ایمان و شجاعت و فداکاری بودند، چه آن هایی که در رکابش به فیض شهادت رسیدند و چه آن هایی که پیش از عاشورا شهید شدند. با توجه به ورود امام حسین(علیه السلام) و یارانش در روز دوم محرم به کربلا و شهادتشان در روز دهم، شیعیان دهه اول این ماه را به یاد آنان و ذکر مصیبتشان به سوگواری و عزاداری ویژه ای می پردازند و در بزرگداشت شهدای کربلای سال 60 هجری هر روز از دهه اول ماه محرم اختصاص به یکی از بزرگان و شهیدان نهضت جاویدان و ماندگار عاشورا دارد. روز اول: مسلم بن عقیل (علیه السلام) روز دوم: ورود کاروان به کربلا روز سوم: حضرت رقیه (علیه السلام) روز چهارم: حضرت حر و طفلان حضرت زینب (علیه السلام) روز پنجم: حضرت عبدالله بن الحسن و اصحاب روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن(علیه السلام) روز هفتم: حضرت علی اصغر (علیه السلام) و روضه عطش روز هشتم: حضرت علی اکبر(علیه السلام) روز نهم: حضرت عباس(علیه السلام) روز دهم: حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و شام غریبان روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا روز دوازدهم: ورود کاروان به کربلا روزسیزدهم: مصائب امام سجاد و حضرت زینب(س) در کوفه و شام این ترتیب نامگذاری، معروف ترین شکل آن است که اکثر هیأت ها بر طبق آن عزاداری می کنند، ولی از آنجایی که این نوع نامگذاری دلیل خاصی ندارد، صورت های دیگری نیز برای آن دیده شده است، مثلاً جابجایی در روزها و یا ذکر مصیبت دیگر اصحاب امام مثل حبیب بن مظاهر و... و هدف از همه این برنامه ها زنده نگه داشتن حماسه ای است که آفریدند. روز هشتم ذی الحجه امام حسین(ع) از مکه معظمه عزم سفر کردند طی منازل مختلف از هشتم ذی حجه تا دوم محرم منازلی از قبیل : منزل صفاح –وادی عقیق و ذات عرق – وادی حاجز –خزیمیه – زرود –ثعلبیه – زباله ( و دیدار با هلا ل بن نافع و فرزدق -) - عقبه – شراف – ذوحسم – بیضه – عذیب هجانات – قصر مقاتل و دیداربا عمروبن قیس – قطقطانه را با کاروان حسینی طی نمودند. روز اول: به یاد مسلم بن عقیل - آغاز ایام حسینی -امام حسین علیه السلام در راه کربلا -قیام مردم مدینه بر علیه یزید مسلم پیشاهنگ نهضت کربلا و سفیر امام حسین (علیه السلام) به سوی مردم کوفه بود. او که در عرفه شهید شد تا دعای عرفه امامش را تفسیر کند و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافریند. مسلم بن عقیل اسوه همه کسانی است که در زندگی به هدف هایی والاتر از دنیا اعتقاد دارند و ارزش هایی متعالی را می جویند. او الگوی عمل به وظیفه، اطاعت از امام و بنده بودن و بندگی کردن است. نام مسلم یادآور همه خوبی ها، رشادت ها و جوانمردی هاست. در حدیثی از پیامبر (ص) خطاب به امیر المؤمنان (ع) آمده است: من عقیل را دوست دارم، یکی به خاطر خودش و یکی هم به خاطر این که پدرش ابوطالب او را دوست می داشت. فرزند او کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد، چشم مؤمنان بر او اشک می ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود می فرستند به شهر کوفه گشتم بی کس و بی یار، می گریم غریبانه من سر بر دل دیوار، می گریم اگر این است رسم میهمانی کردن کوفی گذشت از من به حال سید ابرار می گریم ندای باغبان کاروان هر دم بگوش آید به حال زینب و این کوچه و بازار می گریم برای قتل من شوری به پا گردیده در کوفه به طفلان و جوانان شه ابرار می گریم نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه، میا کوفه ولی صد حیف بگذشت است کار از کار، می گریم روز دوم: کاروان اباعبداللَّه الحسین (ع) به کربلا رسید -ورود امام حسین علیه السلام به کربلا -نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه گرمای سوزان کویر، بدن های خسته کاروانیان را می آزارد و خورشید آرام، آرام خود را در تنگنای افق جای می دهد، کاروان توقف کرد، صدایی پرسید: این جا کجاست؟ پاسخ آمد: اینجا کربلاست! آری اینجا کربلاست، اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است، اینجا نگارخانه گل های پرپر است، اینجا حریم قرب شهیدان داور است. حسین(علیه السلام) آمد با اهل بیتش، عباس و زینبش، اکبر و اصغرش، رقیه و سکینه اش، ...، دل کویر در تب و تاب و چهره آسمان درهم شده است. زمین بغض خود را فرو می خورد و فرات آرام و بی صدا اشک می ریزد. امام حسین علیه السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به کربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار “سید بن طاووس” نقل کرده است که: امام علیه السلام چون به کربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینکه نام کربلا را شنید فرمود: این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من داده است.2 در این روز “حر بن یزید ریاحی” ضمن نامه ای “عبیداللّه بن زیاد” را از ورود امام علیه السلام به کربلا آگاه نمود. . در این روز امام علیه السلام به اهل کوفه نامه ای نوشت و گروهی از بزرگان کوفه که مورد اعتماد حضرت بودند را از حضور خود در کربلا آگاه کرد. حضرت نامه را به “قیس بن مسهّر” دادند تا عازم کوفه شود.3 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به امام علیه السلام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود: “اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیی ءٍ قَدیرٌ؛ خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی.”4 در اوایل ماه محرم سال 61 قمری، لشکریان عبیداللَّه بن زیاد به فرماندهی حُرّ بن یزید ریاحی با آن حضرت مواجه شده و مانع پیش روی آن حضرت به سوی کوفه شدند. گرچه حرّ بن یزید، مأموریت داشت با امام حسین (ع) برخورد شدید نماید ولیکن رفتار وی با امام بر رِفق و مدارا بود. از این رو حرّ و لشکریانش در نماز جماعت امام حسین (ع) شرکت می کردند و به خطبه های دلنشین وی گوش جان می سپردند و این دو سپاه چند روز بدون هیچ گونه مشکلی در کنار هم بودند. امّا عبیداللَّه بن زیاد که در جنگ با اباعبداللَّه الحسین (ع) اصرار فراوان داشت، نامه ای به حرّ بن یزید نوشت و وی را مأمور سخت گیری بر امام حسین (ع) نمود. حرّ بن یزید نیز طبق فرمان، راه را بر امام حسین (ع) و یارانش مسدود نمود و آنان را به سوی منطقه خشک و بی حاصلی به نام کربلا هدایت کرد و در آن جا آنان را در محاصره خویش قرار داد. قافله امام حسین (ع) چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید: این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا. آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اَللّهمَّ اِنّی اَعوُذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاءِ. و سپس فرمود: این، موضع کَرْب و بَلا و محلّ محنت و عِنا است. فرود آیید که این جا منزل و محل خیمه های ما است و این زمین، جای ریختن خون ما است و در این مکان قبرهای ما واقع خواهد شد. جدّم رسول خدا (ص) مرا به این امور خبر داد. به ناچار، آن حضرت و یاران و اصحابش در روز پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمری در آن سرزمین فرود آمدند و حرّ بن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند. به گوشم می رسد هر لحظه آوای خدا اینجا مران ای ساربان محمل که باشد کربلا اینجا دلا حجاج بیت الله خون، احرام بر بندید که کامل می شود با زخم تن حج شما اینجا شما حجاج بیت الله خون هستید و می بینم که جای موی سر، سرتان گردد جدا اینجا نه تنها حج ما قربانی پیر و جوان دارد شود قربانی شش ماهه تقدیم خدا اینجا ز شمشیر هزاران قاتل خونخوار می بینم هزاران بار گردد اکبرم جانش فدا اینجا به موج خون میان قتله گه با پیکر بی سر زنم از حنجر ببریده خواهر را صدا اینجا به پاس اجر سقایی و قانون علمداری شود با تیر و خنجر حق عباسم ادا پیدا کند این امت گم کرده ره تا راه خود اینجا درخشد راس هفتاد و دو مصباح الهدی اینجا ندای ارجعی را در یم خون می دهم پاسخ که می آید به گوشم از خدا دائم ندا اینجا 1٫ الامام الحسین و اصحابه، ص194؛ البدء والتاریخ، ج6، ص10٫ 2٫ اللهوف، ص35٫ 3٫ مقتل الحسین مقرّم، ص 184٫ 4٫ بحارالانوار، ج44، ص381٫ گردآوری وتدوین:مجید کریمی ...
آیا امام حسین(ع) حج خود را ناتمام گذاشت
روز هشتم ذی الحجه معروف است به یوم الترویه . یکی از سؤالاتی که درباره حضرت سیدالشهداء(ع) در دهه اول ذی الحجه مطرح می شود این است که چرا امام حسین علیه السلام حج خود را در روز ترویه ناتمام گذاشت و مکه را ترک کرد. مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی به این شبهه پاسخ گفته است که در ادامه می خوانید: قبل از آن که به تحلیل تاریخی این پرسش بپردازیم، باید این نکته را متذکر شویم که از دیدگاه فقهی، این سخن مشهور که امام حسین علیه السلام حج خود را نیمه تمام گذاشت، سخن نادرستی است؛ زیرا امام در روز هشتم ذی حجه یوم الترویه از مکه خارج شد (1).در حالی که اعمال حجّ که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع می شود از شب نهم ذی حجه آغاز می شود. بنابراین، امام اصولاً وارد اعمال حج نشده بود، تا آن را نیمه تمام گذارد. بله، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مکه، عمره مفرده انجام داد و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکه و احتمالاً در فاصله های مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معنای ورود در اعمال حج نمی شود. در برخی از روایات تنها از انجام عمره مفرده از سوی حضرت سیدالشهدا(ع) سخن به میان آمده است.(2) گرچه معروف و مشهور است و در برخی کتاب ها مانند الارشاد شیخ مفید آمده که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرد و طواف و سعی انجام داد و از احرام بیرون آمد چون نمی توانست حج خود را تکمیل کند. (3) ولی به نظر بعید می آید که آن حضرت به احرام حج محرم شده باشد چون کسی که می خواهد اعمال حج را انجام دهد علی القاعده روز هشتم یا روز نهم ذی الحجه محرم می شود و جهتی برای محرم شدن زودتر از موعد مقرر نیست. برای تایید این مطلب روایاتی در کافی نقل شده که به برخی از آنها اشاره می کنیم: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ فِی أَشْهُرِ الْحَجِّ مُعْتَمِراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَی بِلَادِهِ قَالَ لَا بَأْسَ وَ إِنْ حَجَّ فِی عَامِهِ ذَلِکَ وَ أَفْرَدَ الْحَجَّ فَلَیْسَ عَلَیْهِ دَمٌ فَإِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع خَرَجَ قَبْلَ التَّرْوِیَهِ بِیَوْمٍ إِلَی الْعِرَاقِ وَ قَدْ کَانَ دَخَلَ مُعْتَمِراً .(4) از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: امام حسین(ع) قبل از روز هشتم ذی الحجه از مکه خارج شد در حالی که قبلا در ماه حج با احرام عمره، به قصد انجام عمره وارد مکه شده بود و عمره انجام داده بود. از این روایت بر نمی آید که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرده باشد. در روایت دیگر امام صادق(ع) فرمود: قَدِ اعْتَمَرَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع فِی ذِی الْحِجَّهِ ثُمَّ رَاحَ یَوْمَ التَّرْوِیَهِ إِلَی الْعِرَاقِ وَ النَّاسُ یَرُوحُونَ إِلَی مِنًی وَ لَا بَأْسَ بِالْعُمْرَهِ فِی ذِی الْحِجَّهِ لِمَنْ لَا یُرِیدُ الْحَجَّ .(5) امام حسین(ع) در ماه ذی الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترویه (هشتم) به سوی عراق حرکت کرد و کسی که نمی خواهد حج انجام دهد می تواند عمره انجام دهد. بله، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مکه، عمره مفرده انجام داده و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکه و احتمالاً در فاصله های مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معنای ورود در اعمال حج نیست و شاید وقتی که خبر دار شد که نیروهای مخفی یزید قصد ترور آن حضرت را در حرم دارند، تصمیم گرفت به سوی عراق حرکت کند آن زمان امام حسین(ع) برای انجام یک عمره دیگر محرم شد و آن را تکمیل کرد و از احرام خارج شد و در روز ترویه یعنی هشتم ذی الحجه به سوی عراق از مکه خارج شد. از نقطه نظر تاریخی بالأخره این پرسش باقی است که با وجود آن که یکی از علل انتخاب مکه، داشتن فرصت مناسب برای تبلیغ دیدگاه خود بود؛ چرا در این شرایط زمانی ویژه که اوج حضور حاجیان از سرتاسر نقاط مختلف در مکه، عرفات و منا است و بهترین فرصت تبلیغی برای آن حضرت فراهم آمده است ناگهان مکه را ترک کرد؟ به طور خلاصه می توانیم علل این تصمیم ناگهانی را چنین ذکر کنیم: 1- احتمال خطر جانی از برخی عبارات امام حسین(ع) که در مقابل دیدگاه شخصیت های مختلفی که با بیرون رفتن آن حضرت از مکه و حرکت به سوی کوفه مخالف بودند، ابراز شده چنین بر می آید که امام علیه السلام ماندن بیشتر در مکه را مساوی با بروز خطر جانی برای خود می دانست؛ چنانکه در جواب ابن عباس می فرماید: کشته شدن در مکانی دیگر برای من دوست داشتنی تر از کشته شدن در مکه است (6) نیز به عبداللَّه بن زبیر فرمود: به خداوند سوگند! اگر یک وجب خارج از مکه کشته شوم، برای من دوست داشتنی تر است تا آن که به اندازه یک وجب در داخل مکه کشته شوم. به خداوند سوگند! اگر من به لانه ای از لانه جانوران پناه برم، مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آن چه را از من می خواهند، به دست آورند (7) نیز به برادرش محمد حنفیه، به صراحت از قصد ترور یزید در محدوده حرم امن الهی نسبت به جان خود سخن به میان آورد .(8) بالاخره در بعضی از متون به صراحت سخن از این مطلب به میان آمده که یزید، عده ای را همراه با سلاح های فراوان برای ترور امام حسین(ع) در مکه فرستاده بود. (9) 2- شکسته نشدن حرمت حَرَم در ادامه برخی از عبارات پیش گفته، تذکّر این نکته از سوی حضرت سیدالشهدا(ع) وجود داشت که نمی خواهد حرمت حرم امن الهی، با ریخته شدن خون او در آن شکسته شود؛ گرچه در این میان گناه بزرگ از آن قاتلان و جنایتکاران اموی باشد. آن حضرت این مطلب را در برخورد با عبداللَّه بن زبیر و به گونه تعریض آمیز نسبت به او که بعدها در مکه موضع گرفته و لشکریان یزید حرمت حرم را خواهند شکست به صراحت بیان می دارد. ایشان در جواب ابن زبیر می فرماید:. پدرم (علی علیه السلام) برای من نقل کرد که در مکه قوچی است که به وسیله آن حرمت شهر شکسته می شود و من دوست ندارم که مصداق آن قوچ باشم .(10) پی نوشت ها: 1٫ واقعه الطف، ص147 2 . وسائل الشیعه، ج 1، ص 246، کتاب حج، باب 7، ابواب العمره ج 2 و 3٫ 3 – شیخ مفید، الارشاد ج 2 ص 68 . 4و5- الکافی ج: 4 ص :536 6٫ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج 8، ص 159٫ 7٫واقعه الطف، ص 152٫ 8٫سید بن طاووس، لهوف، ص 82٫٫ 9٫همان،ص82٫ 10 . ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 546٫ ...
لطفاً به هیأت های عزاداری خیانت نکنید
عنصر محبت یک اصل اساسی و عمیق در جریان تشیع است. عنصری که بسیار در ترویج و تحکیم این مکتب اثرگذار بوده است. بدیهی است که این نوع عاطفه متکی به منطق و حقیقت است و نه عاطفه پوچ، سطحی و زودگذر. در مورد میزان اهمیت و توجه به این عنصر اشاره پیامبر به پاداش اش در برابر رسالت بسیار می تواند اهمیت این ماجرا را نشان می دهد.(1) با توجه به این امر بدیهی است که برگزاری جلسات هیئت ها، مدح و مرثیه برای اهل بیت یکی از نمونه های ابراز این نوع از محبت است. در مقابل این جریان، خدشه دار کردن این محبت به هر شکل و به هر صورتی، خیانت به جریان عظیم محبت اهل بیت(ع) است. توجه اهل بیت به محبت و کسانی که مدح اهل بیت را می گفته اند دلیلی بر تائید این ذوات مقدس در مورد محبت و نقش آن بوده است. در دوران ائمه اطهار(ع) شاگردان آگاه و فقهای بزرگی در خدمت امام صادق(ع)، امام باقر(ع) و ائمه دیگر شرف حضور داشتند و معارف، احکام، شرایع، اخلاقیات را نقل می کردند؛ اما در کنار همه این ها، وقتی انسان با دقت به تاریخ می نگرد، در می یابد که امثال زراره و محمدبن مسلم و بزرگانی از این قبیل در دستگاه ائمه(ع) حضور دارند؛ اما امام رضا(ع) دعبل را می نوازد، امام صادق(ع) سید حمیری را مورد توجه و محبت قرار می دهد. ایام محرم و آسیب جدی برگزاری مراسم عزاداری در ایام شهادت اهل بیت علیهم السلام یکی دیگر از نمونه های نشان دادن عشق و عاطفه به ایشان است. در ایام محرم یکی از زمان هایی است که برگزاری مراسم ها حال و هوای دیگری می گیرد. بدیهی است که شور و شدت هیجان موجود در فضای جامعه عده ای را برای جذب بیشتر مخاطب تحریک کند. نگاه به سبک عزاداری های مردم در هر دوره ای یکی از اصول مهم است. متأسفانه استفاده از ابزار عزاداری برای تخریب وجهه شیعیان یکی از موارد دم دست و نفوذپذیر است. هرسال با شروع ایام عزاداری حضرت امام حسین(ع)، بازار برگزاری مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) نظم و انسجام خاصی پیدا می کند. حال و هوایی که فضاسازی های شهری اعم از سیاه پوش شدن کوچه و خیابان ها پیدا می کنند این حال و هوا را تقویت و غنی تر هم می کند. در این ایام برگزاری جلسات عزاداری همراه با سخنرانی و مداحی ازجمله برنامه های غیرقابل حذف از این مجموعه برنامه هاست که روایت مصائب، مشکلات و روایت ماجرای شهادت حضرت اباعبدالله(ع) ویارانش قسمت اصلی ماجرا محسوب می شود. دراین بین بعضی اوقات مشاهده می شود که سخنران یا مداح مجلس اقدام به خواندن روایت ها و نقل قول های نامعتبر و حتی غیر مستند کنند. در طول تاریخ و درگذر زمان، آسیب ها، تحریف ها و آفت هایی متوجه این فرهنگ بوده است که آن را از طراوت و تازگی و پاسخ گویی کامل و مداوم به نیازهای زمان بازداشته است. این مسئله ناشی از عوامل مختلفی بوده است که مهم ترین آن فلسفه بافی های انحرافی نسبت به قیام عاشورا بوده است. شهید مطهری یکی از کسانی بوده که در برابر این تحریف ها به خصوص در مورد شهادت حضرت اباعبدالله(ع) نوشته ها و سخنرانی های روشنگرانه ای دارند و ایشان به طور صریح در برابر این نوع از انحراف ها موضع می گرفت. حتی برخی از کتاب ها را مقدمه ساز انحراف و کج روی معرفی می کرده است. استاد در مورد تحریف لفظی عاشورا، نمونه های زیادی ارائه داده اند، برای مثال در کتاب حماسه حسینی می نویسند: در همین تهران در منزل یکی از علمای بزرگ چیزی را درباره حادثه کربلا شنیدم که در عمرم نشنیده بودم. روضه خوان گفت: بعدازاین که حضرت لیلا رفت داخل خیمه و موهایش را پریشان کرد، نذر کرد که اگر خدا؛ علی اکبر را سالم به او برگرداند... از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد! [روضه خوان] این را گفت و زد زیر آواز: (نذر علی لئن عادوا و ان رجعوا لازرعن طریق الطفت ریحانا) گشتم دیدم این طفتی که در این شعر آمده، کربلا نیست، بلکه این طفت, سرزمین مربوط به داستان لیلی و مجنون معروف است. این داستان را خود این شخص جعل کرده است. بدیهی است که این نمونه ها آسیب پذیر مجالس اهل بیت را بالاتر می برند. اما می شود که بخشی از این آسیب ها را توسط مداحان از بین برد. معلمی مداحان مداحان اهل بیت دارای جایگاه ویژه ای هستند. در این زمینه حضرت آیت الله خامنه ای، می فرمایند: با این چشم به حرفه مداحی نگاه کنید. وقتی آنجا می ایستید برای خواندن، احساس کنید که به عنوان یک مبلّغ دین، به عنوان یک پیام آور حقائق دینی، در اثرگذارترین شکل، آنجا ایستاده اید. اگر این احساس وجود داشت، آن وقت انتخاب شعر محدودیت پیدا می کند، کیفیت ادا محدودیت پیدا می کند، انسان هایی که می خواهند این مسئولیت را انجام دهند، محدودیت پیدا می کنند؛ چاره ای هم نیست. این کار را خود شما باید انجام دهید؛ کار خود مداح است. امروز اگر چنانچه بپرسند: آقا حرفه مداحی به چی احتیاج دارد؟ یکی می خواهد مداح شود، از امروز شروع کند، چه چیزی نیاز دارد؟ دو یا سه چیز را می شمارید؛ می گویید باید صدایش خوب باشد، حافظه خوبی داشته باشد، بتواند شعر یاد بگیرد؛ البته روح هم داشته باشد. انسانی با داشتن حافظه خوب و صدای خوش، می تواند مداح شود، به نظر ما این کافی نیست. شما به مداح به چشم یک معلم نگاه کنید که می خواهد چیزی را به مستمع خود تعلیم بدهد. همه شماها این صلاحیت رادارید. هیچ کس را از این دایره نباید بیرون کرد. هر که شوق این کار را دارد، بسم الله، خیلی خوب است؛ اما صلاحیتش را در خودش به وجود بیاورد. شعری که می خوانید، شعر معرفت و آموزنده باشد. فرض بفرمایید فاطمۀ زهرا(س) را که می خواهید معرفی کنید، آن چنان معرفی کنید که یک انسان مسلمان، یک زن مسلمان، یک جوان مسلمان از آن زندگی درس بگیرد؛ در دل خود نسبت به آن مجسمه قداست ، طهارت ،حکمت، معنویت و جهاد، احساس خشوع، خضوع و وابستگی کند. این، طبیعت انسان است. ما انسان ها تابع و متمایل به کمالیم. اگر بتوانیم کمال را در خودمان ایجاد کنیم، می کنیم؛ اگرنه، آن کسی که صاحب کمال است، به طور طبیعی انسان به او گرایش دارد. این کمال را در فاطمۀ زهرا(س)، در امیرالمؤمنین(ع)، در ائمه ی اطهار(ع) برای شنونده تشریح کنیم و شنونده ما در قالب شعر، در قالب کلام موزون، و به خصوص در قالب صدای خوش و آهنگ درست و خوب، این معرفت را مثل آب زلالی که می نوشد، بنوشد و به همه اجزای بدن او برسد. این کار از خیلی گویندگان، هنرمندان و معلمان برنمی آید اما از شما برمی آید، اگر این کار را انجام دهید . داشتن الگو – بایدها و نبایدها یکی از شرایط مرثیه خوانی پایندی به اصل واقعه است و برای گریاندن مستمعین نباید از هر سخن بی اساسی استفاده کرد. بلکه سوزندان قلب محبان اهل بیت(ع) به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه توسط مداحان باید تأمین شود. باید گفت اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دلِ اشک آلود که اشک را به چشم می رساند و چشم را اشک بار می کند به معارف زلال است؛ البته با هنرنمائی. در همین زمینه رهبر انقلاب نقل می کنند: ما در مشهد یک منبریِ معروفی داشتیم، خدا او را رحمت کند، مال پنجاه سال قبل است؛ مرحوم رکن الواعظین. او منبر می رفت و مردم پای منبر روضه خوانی او مثل ابر بهار گریه می کردند؛ درحالی که خودش هم بارها می گفت من اسم نیزه و خنجر نمی آورم. واقعاً هم نمی آورد؛ بنده ده ها منبر از او دیده بودم. حادثه را آن چنان هنرمندانه تصویر می کرد که مجلس را منقلب می ساخت؛ بدون اینکه بگوید کشتند ، بدون اینکه بگوید تیر زدند ، بدون اینکه بگوید شمشیر چنین زدند یا خنجر چنین زدند ؛ این ها را نمی گفت. می توان با شیوه های هنرمندانه، روضه خوانی خوب کرد و گریاند. البته این را هم به شما عرض کنم؛ اینکه آقایان مداح ها، و سابق ها روضه خوان ها که ما حالا کمتر توفیق پیدا می کنیم ببینیم، اما در مواردی از افاضات مداح ها مستفیض می شویم، اصرار می کنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی می خواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه صدا، صدای این جمعیت نیست ؛ یا وقتی مردم می خواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه صلوات، صلوات این جمعیت نیست . شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دل های مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است. جلوگیری از تفرقه یکی از موارد دیگری که به نظر می رسد مداحان و مرثیه سرایان اهل بیت علیهم السلام می توانند آن را کنترل کند و به نوعی آن را مدیریت کنند مسئله تفرقه و از بین بردن فتنه است. مداحان می توانند از گسترش و ایجاد فضاهای عوامانه ای در برخی محافل مذهبی جلوگیری کنند. فضایی که موجب بدبینی و تفرقه افکنی میان شیعیان و اهل سنت می شود. تفرقه ای که زمینه ساز سوءاستفاده وهابیت و صهیونیسم می شود. یکی از آسیب های جدی در روابط شیعه و سنی که استعمار و استکبار از آن سود می برد، تحریک علما و عوام اهل سنت به وسیله برخی سخنان مجالس و اقدامات نسنجیده و غیر مرتبط با سیره اهل بیت(ع) توسط برخی افراد نادان است که علیرغم نهی و هشدار علما و بزرگان به مسیر نادرست خود ادامه می دهند. اهانت های علنی و زشت و تأسف بار به برخی صحابه و خلفا و لعن برخی همسران پیامبر نه تنها با سیره ائمه هدی و علمای بزرگ تناسبی ندارد، بلکه زمینه را برای سوءاستفاده وهابیت و تندروهای القاعده برای آتش افروزی و خشونت فراهم می سازد. اگرچه بانیان جدید جریانات برائتی که با پرچم تبری به میدان آمده اند، دارای ارتباطات واضح و عمیق با قدرت های استعماری به ویژه استعمار هستند، اما متأسفانه به علت عدم آگاهی برخی جوانان و مداحان، آن ها عملاً در میدان دشمن بازی کرده و هیزم آتش جنگ مذهبی را فراهم می آورند که فاتح نهایی آن اسراییل در منطقه است. بسیاری از گروهک های تندروی تکفیری که هم اکنون در عراق و سوریه و پاکستان و افغانستان مشغول فعالیت هستند، به منظور یارگیری و تحریک احساسات مردم، از نوارها، فیلم ها و سخنان مطرح شده در این مجالس استفاده می کنند و جواز قتل شیعیان را صادر می کنند. ................................ (1) قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی (سوره شوری-23) ...
آیا بعد از فاجعه منا، می توان حج را تعطیل کرد؟
ترجیح می دهم. امام خمینی: به جای سفر حج مستحبی، ایران را بسازید امام خمینی، روز 26 خرداد ماه سال 1358 در پیامی مردم ایران را به جهادی همگانی برای سازندگی ایران دعوت کردند. متن کامل این پیام در روزنامه های 27 خرداد منتشر شد. در بخشی از این پیام که در روزنامه اطلاعات بیست و هفتم خرداد ماه سال 58 منتشر شده آمده است: همه موفق باشند که در این جهاد شرکت کنند و این خرابه را
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
رکن آبادی چه اطلاعات محرمانه ای از حزب الله و سپاه در اختیار دارد؟
سید عبدالله صفی الدین در پاسخ به این سئوال که نقش حزب الله را در تحولات حال حاضر سوریه چگونه می بینید و موضع حزب الله در قبال تحولی که طی روزهای اخیر که همان بمباران مواضع گروه های تروریستی توسط روسیه رخ داده است، چیست؟ افزود: درست است که حزب الله نیروهای خود را برای کمک به جنگ دولت سوریه با تروریسم فرستاد، اما حقیقت امر این است که ما از خودمان دفاع می کنیم. این مقام حزب الله بیان کرد: تروریست ها بارها اعلام کرده اند که هدف بعدی آن ها کشور لبنان خواهد بود و مشخص است که هدف گروه های تروریستی تنها اشغال سوریه نیست، آن ها به دنبال تسخیر منطقه خاورمیانه هستند. نماینده مقاومت در تهران در ادامه بیان کرد: به این دلیل حضور ما در سوریه لازم بود. در ابتدا عده ای از مقامات لبنان خواهان پایان دفاع مشترک دولت سوریه و لبنان بودند اما اکنون سکوت کرده اند چراکه می دانند در صورت فراهم بودن شرایط، تروریست ها از یورش به مرزهای لبنان دریغ نخواهند کرد. صفی الدین همچنین توضیح داد: بسیاری از لبنانی ها به دلیل فداکاری و حضور کشورشان در مقابله با تروریست ها در سوریه تشکر می کنند. در خصوص روسیه نیز ما اعتقاد داریم نه تنها این کشور، بلکه تمام آن هایی که مخالف حضور تروریست ها در منطقه خاورمیانه هستند باید بیایند و کمک کنند؛ از دولت و سرزمین و مردم سوریه دفاع کنند. از وی سئوال شد که این حملات تا چه اندازه ای محدود است. آیا این تضمین وجود دارد که بمباران جنگنده های روسیه گسترده نشود و خاک لبنان را در بر نگیرد؟ اینگونه پاسخ داد: این سوال افتراضی همیشه وجود داشته است. جوابش هم افتراضی است. این موضوع هنوز ثابت نشده است. من بعید می دانم که دولت روسیه چنین اقدامی انجام دهد. سئوال بعدی میزان از نماینده جنبش حزب الله در تهران اینگونه بود که یک سری از پایگاه های متعلق به تروریست ها که توسط جنگنده های روسیه بمباران می شود، اعتراضات طرف آمریکایی را در پی داشته است. به گونه ای که اکنون تروریسم خوب و بد نیز مطرح شده است که صفی الدین تشریح کرد: تروریست خوب یا تروریست بد اعمال تروریستی انجام می دهد. حال می خواهد ارتش آزاد سوریه باشد، یا داعش یا جبهه النصره و یا گروه های دیگر تروریستی. سپس این سئوال مطرح شد که بر اساس تحقیقات اطلاعاتی شما، آیا گروه های تروریستی تمایل دارند وقایع سوریه را در لبنان نیز تکرار کنند؟ و وی گفت: این اقدام پیش تر صورت گرفته است. بعضی از مناطق را، ما پاک سازی کردیم که در واقع پایگاه داعش در لبنان به حساب می آمد. به عنوان مثال در منطقه یبرود، واقع در مرز لبنان و سوریه، مرکزی برای تصمیم گیری بمب گذاری ها در لبنان برقرار شده بود. تعداد زیادی از اعضای این مرکز با همکاری ارتش لبنان و نیرویمقاومت دستگیر شدند. صفی الدین در پاسخ به این سئوال که آیا حزب الله نقشی در بازداشت احمد الاسیری داشت؟ گفت: این اقدام از سوی مسئولین امنیت لبنان بود و آن ها حتی اعلام کردند که هیچ کمکی از نیروهای امنیتی داخلی یا خارجی دریافت نکرده بودند. سئوال دیگری مبنی بر اینکه رکن آبادی سفیر ایران در لبنان بود، آیا اطلاعاتی در خصوص مفقود شدن ایشان دارید و آیا از اعضای جنبش حزب الله کسی مفقود شد؟ تصریح کرد: تعداد مفقودین حادثه منا کمی زیاد است. باید صبر کرد و نتیجه تحقیقات را دید. اما به نظر من این قضیه کمی مشکوک است. از حزب الله نیز کسی از نیروی مقاومت مفقود نشده است. تنها یک نفر از شهروندان لبنانی در بین مفقودین وجود دارد و البته پسر این زائر عضو حزب الله زنده هستند. وی افزود: این فرضیه را که احتمالا رکن آبادی ربوده شده باشد را رد نمی کنیم. اما برای اثبات آن نیاز به دلیل است. الان حدود 40نفر از زائران ایرانی مفقود هستند. نیاز به جمع آوری اطلاعات هست. اما نمی توان به طور حتم آن را تایید کرد. به هر حال، آقای رکن آبادی اطلاعات محرمانه زیادی از نیروی مقاومت حزب الله لبنان و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در اختیار نداشته است. بدلیل ناامنی های حال حاضر سفرا نباید اطلاعات زیادی در دست داشته باشند. اما ایشان یک فرد سیاسی هستند و نه نظامی امنیتی، بنابراین اطلاعاتی محرمانه نظامی در دست ندارد. پس نمی توان این گونه تحلیل کرد که مقامات آل سعود به دنبال تخلیه اطلاعاتی ایشان هستند. پاسخ دیگری مبنی بر اینکه نظر وی در باره تحولات جاری در اطراف مسجد الاقصی و اینکه این درگیری ها ادامه دار است یا متوقف خواهد شد؟ طرح شد که وی گفت: سران رژیم صهیونیستی از فرصت ها استفاده می کنند. الان نگاه ها به سوی بمباران مواضع داعش و بحران پناهجویان است. آن ها از هر فرصتی استفاده می کنند تا یک قدم پیشروی کنند. اما اگر درگیری ها بیشتر شده است به اعتقاد من نشان دهنده شکل گیری انتفاضه سوم از سوی مردم است. نماینده جنبش حزب الله در این خصوص که چطور ممکن است در قلب جهان اسلام و حکومت های عربی، رژیم صهیونیستی تشکیل می شود؟ گفت: رژیم صهیونیستی یک پایگاه نظامی است و هدف آن جهان عرب و جهان اسلام است. این پایگاه در حال تضعیف است. جنگ 33 روزه شکست نظامی فاحشی بود که از آن لحظه تا به حال این کابینه نظامی به سوی فروپاشی رفته است. جنگ 33 روزه واقعا نقطه عطفی در تحولات منطقه و دنیا بود. از وی خواستار شدیم در این باره توضیح دهد که سخنان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به سران آل سعود در خصوص اتفاقات پس از حادثه منا چه بازتابی در منطقه داشت؟ که نماینده حزب الله در تهران گفت: بازتاب گسترده ای داست. نه تنها این سخنرانی، بلکه تمام فرمایشات و سخنرانی های ایشان انعکاس زیادی در رسانه های داخلی لبنان و جهان اسلامی و عربی دارد. صفی الدین سپس در این خصوص که مقام معظم رهبری فرمودند که رژیم صهیونیستی تا 25 سال دیگر وجود نخواهد داشت. شما این جمله را چگونه تعبیر می کنید؟ گفت: بله، همین طور هم خواهد شد. شاید حتی زودتر این اتفاق بیافتد. قدرت نظامی رژیم صهیونیستی روز به روز در حال تضعیف شدن است. البته نابودی این رژیم هم میسر نخواهد شد مگر با اتحاد کشورهای جهان اسلامی. برتری نظامی رژیم صهیونیستی در کشتارهای کرانه باختری و سایر مناطق فلسطین پیروزی نیست. من می گویم شکل اجرایی رژیم صهیونیستی تا 5 سال دیگر نابود خواهد شد و طبق فرمایش حضرت آقا تا 25 سال دیگر هیچ کس نامی از آن ها نمی برد. خود آمریکایی ها هم این را میدانند که در صورت بروز جنگ در منطقه، رژیم صهیونیستی نابود خواهد شد. باید در مقابل آن ها متحد شد. انشالله پیروز می شویم. وی سپس در باره برآیند دخالت مستقیم ارتش روسیه در برخورد با گروه های تروریستی چه بود؟ این چه نفعی برای روسیه دارد؟ اینگونه تشریح کرد: روسیه در خصوص مباحث اوکراین، تحریم های اقتصادی و سلطه آمریکا بر نفت کشورهای منطقه با این کشور جدال دارد. روسیه در این اقدام منافع زیادی دارد و این طبیعی است که ورود مستقیم داشته باشد. در کل جنگ با تروریسم به نفع همه کشورهای منطقه به جز متحدان آمریکا است. نماینده جنبش حزب الله در تهران در تشریح این موضوع که رسانه های غرب همچنین از کمرنگ شدن حمایت های ایران از سوریه گفته اند. آیا ممکن است روسیه به دنبال رقابت وارد جنگ با تروریسم شده است؟ گفت: بعضی از این تحلیل ها واقعاً خنده دار است. آن ها سناریوهایی را بدون ارائه مدارک بیان می کنند. تحلیل ها متفاوت است. وی در این خصوص که آیا با حضور ارتش روسیه می توان جبهه بشار اسد تا تقویت شده دانست؟ تاکید کرد: بله، مسلماً همین گونه است. جنگ با تروریسم ادامه دار نیست و یک پروسه طولانی مدت به شمار نمی رود. فکر می کنم در اوایل هفته جاری عملیات نظامی گسترده ای در منطقه ادلب صورت بگیرد که دو منطقه شیعی نشین سوریه آزاد و حضور عناصر تروریستی داعش ار این منطقه پاکسازی شود. اگرچه چندان ساده به نظر نمی رسد اما مسیری است که باید طی شود. سئوال دیگر میزان از وی این بود که با تقویت شدن جبهه بشار اسد، آیا طرف مقابل نیز در حال تقویت شدن است؟ که صفی الدین تصریح کرد: کشورهای آمریکا، عربستان، قطر و ترکیه از تروریسم حمایت می کنند. مقامات عربستان پس از فوت ملک عبدالله و روی کار آمدن ملک سلمان، اطلاعاتی از اوضاع منطقه در اختیار دولت آمریکا قرار می دهند. آنان تصور می کردند که با حمایت از تروریسم و دامن زدن به جنگ داخلی در سوریه می توانند پس از شش ماه اوضاع را در این کشور تحت کنترل بگیرند. نتیجه آن پس از پنج سال تشکیل به اصطلاح دولت اسلامی داعش در عراق بود که اکنون رابطه خوبی با سران عربستان ندارند و شاهد آن هستیم که همه روزه چندین تن از اعضای داعش در این کشور دستگیر می شوند. بمباران های داخلی چند وقت اخیر در عربستان نیز که از سوی داعش صورت گرفت نشان دهنده تضعیف این دولت است. آمریکا نیز که پیش تر مشغول آموزش نیروهای ارتش آزاد سوریه بود، حال کنگره این کشور اعلام کرده است که دیگر بودجه ای برای این کار تخصیص نخواهد داد. آمریکا جنگ روانی را با تبلیغات خود مبنی بر مسلح کردن نیروهای تروریستی به راه می اندازد اما به نظر من از حمایت بیشتر از عناصر تروریسم پشیمان شده اند. در نهایت متحدان و حامیان تروریسم منطقه ای موفق نخواهند شد. سئوال بعدی این بود که درگیری ها در سوریه آغاز شد و سپس به عراق نیز کشانده شد تا در نهایت نیروی مقاومت حزب الله را تضعیف کند. آیا آن ها توانسته اند ضربه ای بزنند؟ آینده سوریه چقدر روی نیروی مقاومت موثر واقع می شود؟ و وی گفت: حامیان تروریسم به دنبال این هستند تا داعش با حزب الله درگیر شود تا در سوی دیگر رژیم صهیونیستی پیروز شود. ما نسل جدیدی را در انتفاضه شاهد هستیم که بر خلاف انتظار، بیشترین آمار شهدای ما جوانان 17 تا 20 ساله بوده اند. این ها ثابت کردند که از نسل قدیم حزب الله محکم تر و جدی تر عمل می کنند. در حال حاضر جامعه شیعه لبنان به طور صد درصدی از جنبش حزب الله حمایت می کنند. همگی این عوامل به قوی تر شدن این جنبش کمک کرده اند. ما کسانی را در این جنبش در اختیار داریم که دو برادر شهید دارند و باز هم مصر به ادامه راه برادرانشان هستند. چون بر اساس قانون نیروی مقاومت، اگر خانواده ای صاحب دو فرزند باشد، یکی از آن ها می تواند عضو حزب الله شود و اگر فرزندی از یک خانواده شهید شود، دیگر اعضای آن خانواده نمی توانند به عضویت جنبش نیروی مقاومت درآیند. ما کسانی را داریم که به سید حسن نصرالله نامه داده اند مبنی بر این که چرا شما حق شهادت را از فرزند دوم ما می گیری؟ معنای مقاومت در دل مردم لبنان بیشتر از همیشه شکل گرفته است. نسل جدید ما یک نعمت برایمان به حساب می آید. وی در پایان بار دیگر به این سئوال که پتانسیل نیروی حزب الله تا چه اندازه ای است؟ آیا در آینده هم یک نیروی شبه نظامی خواهد بود یا تغییر ماهیت می دهد؟ پاسخ داد و گفت: ما به دنبال تشکیل دولت نیستیم. تکلیف حزب الله فراهم کردن زمینه برای ظهور آقا امام زمان است. ...
ضرورت و اهمیت عزاداری برای امام حسین(ع)
٫ حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) به ابن شبیب می فرماید: ای پسر شبیب! محرم، ماهی است که مردم در دوران جاهلیت ستم و قتل را در آن حرام می دانستند، ولی گروهی از مسلمانان، این حرمت را نشناختند، فرزند پیامبر را به قتل رساندند و زنان و فرزندانش را به اسارت بردند. اگر خواستی بر کسی بگریی، برای حسین بن علی گریه کن؛ زیرا او را مانند گوسفند ذبح کردند. هم چنین هیجده تن از اهل بیت او را که در روی زمین
مراسم نخل برداری ابا عبدالله الحسین (ع) در دانشگاه آزاد اسلامی یزد برگزار شد
به همت هیات حضرت رقیه (س) ، پایگاه بسیج شهدای گمنام و معاونت فرهنگی اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی یزد مراسم نخل برداری همراه با سوگواری و سینه زنی مصادف با هفتم محرم با حضور گسترده عاشقان اهل بیت (ع) در این واحد دانشگاهی برگزار شد . این مراسم با شکوه ویژه ای صبح روز چهار شنبه 29 مهر ماه مصادف با هفتم ماه محرم از ساعت 30 : 7 با حضور مسئولین دانشگاه ، اساتید ، کارکنان و دانشجویان با انجام سینه زنی ، مراسم نخل برداری از درب ورودی دانشگاه به سمت مسجد شهید صدوقی و معراج شهدای گمنام واحد یزد انجام شد و قرائت زیارت عاشورا و عزاداری سرور و سالار شهیدان و 72 تن از یاران با وفایشان از برنامه های دیگر این مراسم بود ، در پایان این مراسم عزاداران حسینی بر سر سفره ابا عبداله الحسین اطعام شدند . حجت الاسلام والمسلمین کمال خواجه پور معاونت فرهنگی و اجتماعی واحد یزد در این رابطه گفت : مراسم نخل برداری به طور ویژه در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی برگزار می شود ، این مراسم سنتی صبح امروز در حسینیه امام خمینی (ره) دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد برگزار شد و علاوه بر نخل گردانی، مراسم سینه زنی و نوحه سرایی در سوگ حضرت امام حسین (ع) نیز اجرا شد. وی افزود : مراسم نخل برداری در واقع نماد تشییع پیکر بزرگان است و نخل در واقع نماد تابوت است و مردم در مناطق مختلف استان یزد، اهمیت بسیاری برای این مراسم معنوی قائل هستند و این مراسم ویژه استان یزد و برخی مناطق کویری است و نخل برداری در شهرستان یزد و تفت از شهرت ویژه ای برخوردار است. دکترخواجه پورادامه داد : مجلس عزاداری سالار و سرور شهیدان دشت نینوا حضرت ابا عبدا... الحسین (ع) در دهه اول محرم از ساعت 7:30 صبح در مسجد شهید آیت ا... صدوقی دانشگاه همراه با قرائت زیارت عاشورا ، مداحی و سینه زنی برگزار می شود وی تصریح کرد : همچنین در این ایام به جز فضاسازی محیطی دانشگاه برنامه های متعدد فرهنگی با همکاری همه حوزه های مختلف دانشگاه در این دهه برگزار شد که از جمله آنها مراسم عزاداری بین نماز جماعت ظهر و عصر در مسجد دانشگاه ، مراسم عزاداری و سوگواری اهل بیت عصمت و طهارت و شیعیان و ارادتمندان به حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و سخنرانی در خوابگاه خواهران و براداران ، برگزاری مراسم روضه خوانی و هیات عزاداری دانشجویی الزهرا(س) ، برگزاری کارگاه آموزشی آسیب شناسی عزاداری محرم (دفع خرافات در عزاداری) توسط دفتر برنامه ریزی آموزش نیروی انسانی و .... از جمله برنامه های ماه محرم می باشد که مشارکت دانشجویان ، کارکنان و اساتید در برنامه های محرم و عاشورا همیشه چشمگیر بوده است. حجه الاسلام خواجه پور خاطر نشان کرد: مجموعه فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی یزد این افتخار را دارد که همواره با کوشش تمام نهاد در دهه محرم بهترین و موثرترین برنامه های فرهنگی در سطح اساتید، دانشجویی و کارمندی اجرایی کند. ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
نگاهی به تاریخچه پیدایش هیئت های عزاداری
دهة اول محرم در تکیه دولت حضور پیدا می کرد و سالانه مبلغ پنجاه هزار تومان برای برگزاری مراسم سوگواری امام حسین علیه السّلام خرج می شد. گزارش های نظمیة تهران از محلات مختلف در سال های 1303 تا 1305 خبر از برپایی مراسم عزاداری می دهد. از بررسی گزارش های مربوطه به روز هفتم محرم 1304 بر می آید که 48 مجلس روضه و در روز تاسوعای همان سال 53 مجلس برگزار شده است. گذشته از دو ماهِ محرم و صفر