سایر خبرها
زینب علیهاالسلام الگوی سلامت روان
. حضرت زینب علیهاالسلام علی رغم همه مصائب و غم ها، در مجلس یزید آینده را برای خود و اهل بیت روشن می بیند و دشمنان خود را خوار و زبون می انگارد: ... اللَّهُ بَینَکَ وَ بَینَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنْ یکُونُ الْفَلْجُ یوْمَئِذٍ (محمدی اشتهاردی، 1377، ص 181)؛ به زودی خداوند بین آنان و تو را جمع کند، تا تو را به محاکمه بکشد، اکنون بنگر در آن دادگاه و محاکمه، چه کسی پیروز
تلمیحات قرآنی و تاریخی در قصیدۀ بائیه صالح الکوّاز
، نزدیک خانه محترم تو جای دادم ... . در روایات آمده که چون ابراهیم(علیه السلام)، هاجر و کودک خردسالش اسماعیل را در دره بی آب و علف مکه گذاشت و خود به طرف فلسطین بازگشت، هاجر و کودکش از تشنگی بی تاب شدند و هاجر در جستجوی آب به سوی کوه (صفا) دوید و چون نگران طفل بود، بی یافتن آب به سوی اسماعیل بازگشت و باز به سوی (مروه) دوید و هفت بار این کار تکرار شد، تا عاقبت در کمال ناامیدی به سوی کودکش آمد
مرثیه خوان عاشورا در گردان سیدالشهدا(ع)
غواصی را بر عهده داشت. در زمستان سال 1364 آموزش های غواصی در یکی ازرودخانه های خوزستان طی شد. احمد یکی از بهترین ها در فراگیری این آموزش ها بود. تجاربی را که از عملیات های قبلی به دست آورده بود، خالصانه در اختیار دیگران قرار می داد. او در کنار همه ی این آموزش ها لحظه ای از عزاداری برای سیدالشهدا(ع) غافل نبود. در میان آتش و خون و صدای گلوله ها نوحه هایش شنیدنی بود. از ته دل می خواند و
داعش، اردوغان و شیعه افراطی مدعیان یک پرچمند/ نگرانی های پیامبر(ص) از میراث خویش
زبیر و... دسته سوم حزب غائبین: کسانی که سکوت کردند تحت عنوان معتدل، بی طرف، مصلح و در برابر دو جریان فوق کوتاه آمدند: ابوموسی اشعری، عبدالله عمر، زیدبن ثابت... نه حق را یاری کردند نه با باطل همراه شدند. خطری که متوجه همه انقلاب هاست از طرف این گروه است. حق و باطل معیار دارد. کسی از حضرت امیر (ع) پرسید من می توانم مثل عبدالله عمر باشم نه این طرفی باشم نه آن طرفی؟ حضرت فرمودند
مرزهای اسرائیل تا عمق سعودی جلو آمده است
الگو می شود و این برای استکبار جهانی تلخ و غیرقابل تحمل است و ما تابه حال به جای خوبی رسیدیم و چون خداوند ازما مقاومت دیده به ما حمایت و نصرت داده است. ما باید نشان دهیم که لیاقت محبت خداوند و پرچمداری اسلام و اینکه حامل رسالت پیغمبر اسلام هستیم را داریم. (8) خون جوشان رزمندگان ما باطل کننده قطعنامه سازمان ملل است نخست وزیر در مورد قطعنامه سازمان ملل اظهار داشت : ما صلح را دوست
آیا تا به حال "عاشورا" را به انگلیسی سرچ کرده اید؟
خواهید شد، حتی در تصاویر گوگل نمونه یک عزاداری واقعی را نخواهید دید چرا که فرمانداران این جریان حتی از وجود کوچکترین روزنه حقیقتی پیرامون این موضوع واهمه دارند ! به این ترتیب عاشورا را با آن همه دلاوری و درس زندگی که عزای آن مانوس با تعالی وجود است، به شما به عنوان قمه زنی معرفی می کنند که به نحوی از آن زده شده و دیگر به دنبال جست و جوی بیشتر در این رابطه نروید! از طرف دیگر این اقدامی دیگر
انقلاب اسلامی متولد تفکر عاشوراست
امام قبلا قطع کرده بود. امام بود و دین او، لذا فرمود: قدرت های بزرگ و آمریکا بدانند که اگر در برابر دین ما بایستند در برابر همه دنیای آنها خواهیم ایستاد. این قطع علاقه با عالم دنیا مردی چون امام می سازد. او شاگرد مدرسه عاشورا بود و هیچگاه ترس به قلب نورانی او راه نیافت. این نماینده مردم در مجلس نهم تاکید کرد: اینکه امام همیشه در محضر خدا بود برای آن است که در محضر دنیا نبود.
اشعار شب دوازدهم محرم - حضرت زینب کبری (س)
یتیمان کوفهء دیروز خواهرت را یکی چه خوب شناخت حق حیدر بجای آورد و نان و خرما جلویمان انداخت کوفه و شام عده ای با سنگ دختران تو را زدند هدف تا که از یک جهت سپر نشوم سنگ می زد عدو ز چار طرف از روی نیزه ها دلم خون شد عده ای سر که بر زمین افتاد بین سرها سر ابالفضلم از همه بیشتر زمین
از روزگار علی(ع) و حسین(ع) تا عصر شبکه های اجتماعی
...> در روز عاشورا ، حق و باطل کاملاً مشخص بودند. می شد باطل را به چشم دید و حق را به گوش شنید و لمس کرد. هنگامی که علی(ع) در برابر دشمنان لشکر می آراست هم می شد فهمید که حق این سوست و باطل آن سو. اینک اما نظام اسلامیِ بر آمده از دل جهاد حسینیان، درگیر منافقانی است که دم از اصول می زنند و این و آن را تکفیر می کنند و معلوم نیست سر کدام بزنگاه، قالب تهی و چهره نمایان خواهند کرد تا کار صیانت از خون شهیدان، باز به دست وارثان بی نام و نشان و بی ادعای عاشورا بیفتد و هل من ناصر حسین(ع) را بی هیچ چشمداشتی لبیک بگو منبع: عصرایران ...
چرا روز دهم محرم عاشورا نام گرفت؟
است که معزالدوله دیلمی اهل بغداد را به برگزاری مراسم سوگ و نوحه برای سیدالشهدا (ع) وادار ساخت و سیاهپوش بیرون آیند و کارها را تعطیل کنند و هیچ طباخی غذایی نپزد و زنان سیاهپوش بیرون آیند و به عزاداری و نوحه بپردازند. این کار را چندین سال ادامه داد و اهل سنت نتوانستند جلوی آن را بگیرند چون که حکومت، شیعی بود. از قرن ها پیش، عاشورا بعنوان تجلی روز درگیری حق و باطل و روز فداکاری و جانبازی در
نهضت حسینی در نگاه دیگران
(خاورشناس) نیز در ابن باره می گوید: در ظاهر یزید، حسین و انصارش را کشت، اما در باطن حسین علیه السلام یزید و همه بنی امیه را بدتر از هزار بار کشت. یزید آن ها را یک روز به شهادت رساند، امّا امام حسین علیه السلام او و طرفدارانش را تا ابد و هر روز کشت. (امام حسین آفتاب تابان ولایت، ص 218) مروی افزود: این خاورشناس در جای دیگری می گوید: حسین علیه السلام با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات
تاسوعا و عاشورای حسینی
سُرخِ لاله را دل خوشیِ سَحَر دهم قومِ به شب نشسته را، وقتِ سَحَر پِیَمبَرم - تا به دیارِ عاشقان، بویِ خوشِ یمن بَرَم منتظرِ سپیده را، قِصّۀِ آمدن کنم - دل زِ تمام عاشقان، خون جگرِ یمن کنم آمده ام زنم تو را، شعله به آهِ کربلا – تا به شفایِ عاشقی؛ دردِ تو را کنم دَوا دست و قلم نمی رود، تا که به نیزه سَر کشد - بر تنِ غرقه خون او، این همه را تَبَر کشد زُلفِ قلم به خون زنم
سخن همکار "اندر عجایب اموزش و پرورش ما"
دهیم یا به قول آن مسئول محترم با اعتبارات دولتی مانند آش نذری رفتار کنیم. آیا قانون و شرع چنین اجازه ای به ما داده است؟ آیا این گونه رفتارها نمکی بر زخم های ناشی از تبعیض و بی عدالتی که سال هاست بر دل فرهنگیان نشسته نمی باشد؟ متاسفانه در سه سال گذشته در این خصوص مکاتبات متعددی با وزیر محترم آموزش و پرورش و معاون پشتیبانی وزارت صورت گرفته است که به هیچ کدام پاسخ قانع کننده ای
اجتماع بزرگ عاشوراییان در حرم امام مهربانی ها
اما قصه تاسوعا و عاشورا با همه ایام متفاوت است و مشهد انگار در این دو روز، دیگر مشهدالرضا نیست، که خود کربلاست؛ زیرا هر کجا می نگرم نور رُخش جلوه گر است و هر کجا می گذرم، جلوه مستانه اوست . تاسوعا و عاشورای امسال نیز کوچه و خیابان های مشهد، تجلی گاه عشق و محبت به سرور و سالار شهیدان شد. از کنار هر چهارراه که می گذری، ایستگاهی را می بینی که نوای یاحسین، یاحسین را طنین انداز کرده است و
روایتی از شهادت تک تک یاران امام حسین(ع) +فهرست اسامی
فریاد می کشید: لو بقیَت ْ لی عضدٌ و ساعدٌ ماأسرتمونی ؛ اگر بازو و دستی برایم مانده بود، نمی توانستید مرا به اسارتدرآورید. وقتی شمر خواست گردنش را بزند، نافع گفت : به خدا سوگند اگر تو مسلمان بودی ، برای تو دشوار بود که پاسخ خون ما را در درگاه خداوند بدهی .ستایش خدای را که آرزوهای ما را [یعنی شهادت ] برای اجرا در دست بدترین ِ خلق خود قرار داد. پس از آن شمر وی را به شهادت رساند. گفتنی است که
تجلّی فرهنگ عبودیّت در حماسه عاشورا
پیغمبر خداست به نمایش بگذارد.[5] حال با این تفاسیر باید گفت صحنه کربلا از این نظر استثنایی بود. شب عجیبی بود! صدای زمزمه مناجات یاران امام(علیه السلام) که به پیروی پیشوایشان سر داده بودند، فضای کربلا را پر کرده بود. گویی آوای فرشتگان در عرش الهی بود یا صدای تسبیح خازنان بهشت؛ در آن محیط روحانی بی نظیر، دل ها به عشق شهادت می طپید و در انتظار سپیده دم، لحظه شماری می کردند.[6] نماز ظهر
چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟
صحیح به مسئله ی امامت پی برده بودند، دیگر در هر مسئله ای با امام حسین علیه السلام بحث وجدل نمی کردند و نگاه او را کامل ترین نگاه نسبت به همه ی مسائل و نسبت به همه ی رجال آن عصر می دانستند، زیرا نگاهشان به مسئله ی امامت این بود که امام، معصوم از هرگونه خطا و اشتباه است، بی هوا و مؤمن راستین است، سخنش سخن خداست و در عین حال دشمن شناسی قوی و مسلط به مسائل روز و خلاصه حجت است. در عین حال که
بیجار در محزون ترین گِل گیران عاشورای حسینی + عکس
.... مردم دیار گروس در روز عاشورا با دسته های عزاداری و گل گیران آمدند تا با خلق شور حسینی و فریاد لبیک یا حسین؛ تا قیامت لبیک گوی آرمان های اسلام ناب محمدی باشند. از ابتدای امروز یعنی روز عاشورا تا کنون خیل عظیم جمعیت بود که به جمع عزادارن حسینی می پیوست، همه آمدند تا بگویند پرچم سرخ حسین (ع) تا قیامت بر پا است و تا آن زمان خون خواه سیدالشهدا هستند و یک دم از این کار دست بر
آن نامکرر / نقد شعر
برای نوشتن های بی نقطه ی پایان. وقوف به این متن متنی دیگر می گشاید. نیروی دلالت مجازی و قدرت و خلاقیتی مؤلفانه آشوب یک دل را به یک برآشوبی متنی و واقعی تبدیل کرده که نوشته ها و نانوشته هایش به موازات هم سفیدخوانی را لازمه هر خوانش از خود می کند. همین شیوه و شگردهای زبانی تصویریِ مخفی و بافته در لایه لایه ی متن، شعرهای با محوریت و موضوعیت واحد و مشترک چون یک درگیری عاطفی، یک رخداد عاشقانه، یک
مدافعان حرم؛ سربازان ممتاز مکتب عاشورا
در تلاطم! گویی هر چه می کنند، هر چه می گریند، هر چه زار می زنند و از عمق جان در روضه ها فریاد می کشند، این بغض خفته در گلو تمامی ندارد! شاید اصلا باید عزاداری را تازه از روز دهم آغاز کرد... و شب دهم...! حال دیگر همه چیز تمام شده، آتش خیمه ها خاموش شده، همه یاران را کشته اند و زینب(س) مانده است و یتیم های برادر و دل بی قرارش که با دست آرام بخش امامش آرام گشته است.
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب(س) نبود
قادر طهماسبی که یکی از معروف ترین و پر نکته ترین سروده های معاصر و برخاسته از نگاه روشن بین شاعر است، حضرت زینب کبری(س) هزگر بانوی خمیده از ستم نیست بلکه او شیرزنی است که حضورش هم رکاب مردان بزرگ و راستین در حماسه عاشورا و از همه مهم تر پس از آن است که هم چون رگ و رازی جاری و ساری است که حقایق انقلاب خون بار حسینی را باز می گوید و دادخواهی او در شام ظلم و بیداد را شرمنده می سازد و روشنایی و نور را بر
خواستگاری و موفقیت در جلسات خواستگاری
همه اینها می تواند تفکر اشتباه شما باشد. شما ممکن است واقعا دختر ایده آلی باشید اما تفاوت داشتن با خواستگارانتان در چند زمینه اصلی، موجب عدم تفاهم شود. ناراحتی طبیعی است ناراحت شدن را حق خودتان بدانید اما آن را کش ندهید. یکی از اتفاق های عادی زندگی این است که گاهی دل انسان به شدت یک چیزی را می خواهد و به دلیل موانعی که در راه رسیدن به آن اتفاق می افتد، به آن نمی رسد. این نرسیدن
رونمایی از اثر عاشورایی هنرمند زن اعدامی در کرج + عکس
داده است. شاید لابه لای برش زدن همه ورق های نازک چوب، تصویر دخترش را قاب گرفته؛ فرزندی تابع موج حوادث: طلاق، خلاف، زندان و حالا شاید ... اعدام! شاید هم هر بار که دستش خون افتاده از جراحت تیغ اره نازک معرق کاری، به خود آمده و به خونی اندیشیده که از رگ های جراحت امام حسین(ع) جاری شده تا حق و انسانیت را در جهان زنده کند. شاید آن وقت جرمش را سنگین تر احساس کرده برابر مقامی که بالاتر از هر فکر
شهر خون و قیام در داغ سالار شهیدان به سوگ نشست
به گزارش خبرگزاری حوزه ، دوباره عاشورا و دوباره ماتم و دوباره شورش در خلق آدمیان؛ این بار هم عاشورا آمد تا با جلای اشک، دل های پرغبار را زنگار بزداید؛ این بار هم عاشورا با نفس قدسی علمدار کربلا آمد، تا جوششی عظیم در این عالم فرافکند. این بار هم شهر خون و قیام، ام القری جهان اسلام، شهر دین، شهر علم، شهر کریمه اهل بیت(ع)، در سوگ خورشید به مدیحه نشسته است؛ این بار هم حرم کریمه خاتون سیاه
مجادله عمر بن سعد و شمر قبل از شروع جنگ
باب راه فرار نیست. امّا می خواهد به عالم بفهماند همه این ها برای بندگی خداست. دلایل عدم پذیرش حقّ از طرف سپاه یزید: غفلت، حبّ دنیا و قوی دانستن باطل وقایعی از امروز را محضرتان بیان می کنم، نکات مهمّی دارد. ابتدا اسناد آن را بیان می کنم: تاریخ طبری در تاریخ الأمم والمملوک، در جلد پنجم، بیان می کند: پیش از ظهر امروز، شمربن ذی الجوشن، به همراه چهار هزار نفر، به سرزمین کربلا
خاصیتی در عاشورا نهفته است که عالم را تکان داده است
پژوهشگرحوزه، گفت: دنیا از نور پیامبر اکرم(ع) و اهل بیت(ع) خلق شد و همه اهل بیت(ع) بر آنچه در عاشورا گذشت بی تاب هستند و اگر نگاهی به روایات کثیر اهل بیت(ع) داشته باشیم به این جایگاه بیشتر پی می بریم. وی اظهارکرد: شیعه و شیعیان باید قدر این عاشورا را بدانند زیرا این عزاداری ها مردم ما را به این دستگاه متصل کرده و هر سال جمعیت کثیری را با خود همراه می کند و در این شب ها مردم به جای
محتشم؛ نام آورترین شاعر عاشورایی ایران
/> دارند شرم کز گنه خلق دم زنند دست عتاب حق به در آید ز آستین چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک آل علی چو شعله ی آتش علم زنند فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند از صاحب
ای شمر مرا میکُشی؛ با اینکه میدانی پدرم حیدر است
اشاره دست به زینب ، او را بی تاب کرده، از هوش برد. چون به خود آمد، عرض کرد: برادر جانم! تو را به حق جدّم رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، با من سخن بگو! تو را به حق پدرم امیرمؤمنان علی ( علیه السلام)، با من حرف بزن! ای واپسین لحظه زندگیم! به حق مادرم فاطمه زهرا (علیها السلام)، جوابم بده! ای نوردیده ام! ای میوه دلم! با من گفتگو کن! پس امام حسین ( علیه السلام) فرمود: خواهرم! امروز، روز دیدار
مرا به خیمه مبر؛ از سکینه شرم دارم...
از تو دیگر زندگی دنیا، برای آل محمّد (صلی الله علیه وآله) گوارا نخواهد بود. بزودی در پسین روز دنیا، در پیشگاه حق تعالی گردآییم. هان که شکوه و بردباری من به سوی خداست و هم، آنچه از تشنگی و فشار دنیا می بینم. سپس امام ، بلند بلند صدا زد: آه برادرم! آه عبّاسم! آه خون زلال دلم! آه نوردیده ام! آه از بی یاوری پس از تو! به خدا سوگند! جدایی تو بر من، سخت و ناگوارا است. سپس بی تابانه به گریه در آمد و جسد او
تیری سه شعبه جواب رفع عطش نوزاد شش ماهه!
زمینه ابومخنف از عقبة بن بشیر اسدی، نقل کرده که گفت: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: ای بنی اسدی! ما را حقّ خونی بر شماست. عرض کردم: یا ابا جعفر! آن چیست و با من، چه ارتباطی دارد؟ فرمود: وقتی کودک امام حسین ( علیه السلام) را برایش آوردند، او در آغوش حضرت بود که شخصی از اسدیان، تیرش افکند و گلوی او را درید. پس امام حسین (علیه السلام) خون گلوی او را با کف دست گرفته، چون پر شد، آن را افشاند و