سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه های حضور امام خامنه ای در منزل سردار شهید همدانی
- پدر تازه چند روز بوده که آمده بوده و دوباره قصد رفتن داشته - دیروقت بوده و راه هم کمی دور. اما مادر دوباره زنگ می زند که پدر اصرار دارد حتما بیایید. بعد هم گفته بود که اگر شهید شدم حتما در همدان دفنم کنید. آقا می گویند: هر جای دیگر هم دفن می شد همینطور بود اما این نعمت و فرصتی بود که خدا به مردم همدان داد تا احساسات شهادت طلبانه و انقلابی شان را بروز دهند. پسر دیگر شهید خاطره
حاشیه های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی
ببینمتان -پدر تازه چند روز بوده که آمده بوده و دوباره قصد رفتن داشته- دیروقت بوده و راه هم کمی دور. اما مادر دوباره زنگ می زند که پدر اصرار دارد حتماً بیایید. بعد هم گفته بود که اگر شهید شدم حتماً در همدان دفنم کنید. آقا می گویند: هر جای دیگر هم دفن می شد همین طور بود اما این نعمت و فرصتی بود که خدا به مردم همدان داد تا احساسات شهادت طلبانه و انقلابی شان را بروز دهند. پسر دیگر
از آرزویی که محقق شد تا پسر 20 روزه ای که رنگ پدر را ندید
/> یا...... یا بگویم ناراحتم..... از جا ماندن خودم از داغی که به دل عمو و زن عمو نشسته از بی همدمی همسر مکرمه ات از بی تابیهای دختر کوچکت یا ..... از بی بابا شدن پسر کوچولوی 20 روزه ات که حتی یکبار صورت همچون ماهت را ندیده چه بگویم..... چه بگویم که تنهایم گذاشتی دعایم کن ای آبرومند نزد خدا شادی روح مطهرش صلوات
جانش را فدای امنیت زائران اربعین کرد
می خواست ما با او باشیم. من گفتم تنها برو بعد که بچه ها بزرگ تر شدند با هم می رویم. مدتی بعد آمد و گفت بچه ها می خواهند به عراق بروند و من با اصرار از ایشان خواستم که حتماً همراهشان برود شاید این همان زیارتی است که او از امام رضا(ع) طلب کرده است. از همان روز همه کارهایش را کرد و آماده شد. ساکش را هم بست. وسایل در گوشه ای از خانه مهیا بود تا خبرش کنند و راهی شود. در نهایت 22 شهریور ماه سال 1393
حاشیه نگاری از حضور رهبر انقلاب در منزل سردار همدانی
که انتظارش را نداریم: البته من دعا نمی کنم! می گویم ان شاءالله بعد از بیست سال، سی سال دیگر شهید شوید، می گویم ما با شما هنوز خیلی کار داریم. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیاد... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند. ?کوچک ترین نوه شهید همدانی را می آورند تا آقا در گوشش اذان و اقامه بگویند. هنگام اذان و اقامه گفتن، هانیه ی 4 ماهه با محاسن آقا بازی می کند، آنها را
قتل به خاطر چند عدد خرمالو
ارسال شود. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد با آغاز تحقیقات، کارآگاهان به پرس وجو از خانواده مقتول پرداختند که در همان ابتدا، همسر مقتول، همسایه خود را عامل قتل معرفی کرد و گفت: چند ساعت قبل از مرگ رحمان - مقتول- پسر بچه همسایه مان بالای پشت بام خانه ما رفته بود و می خواست از درخت خرمالوی ما خرمالو بکند. رحمان چند بار قبلا به او و پدر و مادرش تذکر داده بود که بالای
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
امامان را قسم دادم تا آرزویم را که پیدا کردن نشانی از پدر بود برآورده کنند. می خواستم بدانم چرا پدرم نیست و کجاست؟ بعد از چند ماه پدرم همراه با 175غواص کربلای 4به وطن بازگشت . ازدواج با مهریه حضرت زهرا س روزهای مبارزه علیه رژیم ستمشاهی، مردم برای رساندن پیام امام خمینی(ره) به گوش همه تلاش می کردند. پخش اعلامیه ها ونوارهای سخنرانی حضرت امام(ره) داخل قوطی های سوهان یکی از
آخرین جمله سردار شهید اسکندری قبل از شهادت
فرودگاه به ایشان گفتم: کی بر می گردید؟ گفتند: دو ماه دیگر. گفتم: نه، من تاب نمی آورم؛ شما دو هفته دیگر یک سری به من بزنید بعد بروید، گفتند: ببینم خدا چه می خواهد. به ایشان گفتم: اگر بگویم هرروز با من تماس بگیرید برایتان مشکل خواهد بود اما از شما خواهش می کنم یک روز در میان با من تماس بگیرید. گفتند: حتماً. طبق وعده یک روز درمیان با من حرف زد. درست شب قبل شهادت زنگ زد و با تک تک بچه ها صحبت
آیا پیامبر ازخداوند خواست امام حسین(ع) کشته نشود؟/ اولین زن شهیده کربلا که بود؟
عاشورا گردید. وی تمام مصایب را در راه خدا تحمل کرد. 2. فُکهیه: زوجه عبد الله بن اریقط بود. وی در خانه رُباب، همسر امام حسین علیه السلام خدمت می کرد. از عبد الله فرزند پسری آورد به نام قارب که در کربلا به شهادت رسید. فکهیه نیز همراه رباب در زمین کربلا به سلک اسیران به شام رفت. 3. حُسنیه: یکی از آزاد شده های حضرت سید الشهداء(ع) است، امام حسین علیه السلام او را از نوفل
دردی که سوزش آن تا فرانسه رسید
پینه بسته پدری رنجور و قلب شکسته مادری ناامید ببینی، 'چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید' ... امیر محمد حالا که داروهای ارسالی دکتر عطیفه علاوه بر دردش از دغدغه های پدر و مادرش نیز برای تهیه داروهایش کاسته است، بیش از همیشه خدا را شاکر است. او که دوست نداشت مزاحمتی برای کسی ایجاد کند، حالا دست بوس و سپاسگزار دکتر عطیفه است. امیرمحمد، پسرکی که 9 سال قبل در پیله ای از پوست متولد شد، از بدو تولد
سرگذشت زنی که هپروت را بر 4 فرزندش ترجیح داد
. بچه هایت به مدرسه رفته اند؟ نه، هیچ کدام را نتوانسته ام به مدرسه بفرستم.خرج شکمشان را به زور درمی آوردم، چه برسد به این که خرج کیف و کتاب و مدرسه شان راهم تأمین کنم. چند سال دارند؟ فرناز و مهناز 14ساله و پسرهایم مهران و مهیار 10ساله و 9ساله هستند. شوهرت هیچ وقت سر کار نمی رفت؟ اوایل چرا، ولی بعدها دیگر کاری جز مصرف مواد نداشت، هم
زندگی خصوصی “مهدی رحمتی” و همسرش
، اما بچه های الان خیلی راحت به هرچه می خواهند، می رسند و تلاشی برایش نمی کنند. من می دانم که فرزندان امروزی، پدر و مادر را موظف می کنند آن چیزی را که نیاز دارند برای شان تهیه کنند. حضور خداوند در زندگی بهترین چیزی که به فرزندانم یاد داده ام این است که خداوند را همیشه در خاطر داشته باشند. البته عطا که هنوز به آن مرحله نرسیده است، ولی از علی خواسته ام خدا را خوب بشناسد و نماز
خانواده شهدا جز احترام توقعی از مسئولین ندارند / خودشان زنگ زدند که می خواهند زیرگذر را بنام شهید حتملو ...
با چشمانی اشک بار و با گلویی بغض آلود سخن می گفت، افزود: 25 سال در کنارم زندگی کرد و چیزی جز احترام و بزرگی از او ندیدم. همسر شهید: بزرگترین آرزویش شهادت بود همسر شهید نیز در بیان خاطره ای ازایشان به ادب وی تاکید کرد و گفت: در زمانی که خطبه عقد بر ما جاری شد در جوار شهدای گمنام رفتیم و ایشان در آنجا گفت که بزرگترین آرزویش شهادت است و من نیز برایش دعاکردم و بعد از 5 سال و 2
ناگفته هایی از خیزاب ،به روایت همسرش
خواسته وی مبنی بر ولایت داری و تبعیت محض از مقام عظمای ولایت را بر عهده گرفته است. متانت خانم رنجبر در طول گفت وگو و صبر و طاعتش در غم از دست دادن شریک زندگی 11 ساله و پدر فرزندش نشان می دهد که این شیرزن در قبال سرخی خون همسرش، رو سفید خواهد شد. همسر شهید مسلم خیزاب به یادآوری وداع آخر با او پرداخته و می گوید: حدود 60 روز قبل بود که وی راهی سفر شد؛ از قبل می دانست که سرنوشت شهادت
اگر جنازه ام را آوردند سرم را بپوشانید
اعزام نمی کردند، تا این که با اصرار زیاد و دست کاری شناسنامه به جبهه اعزام شد، یک بار به او گفتم: تو هنوز بچه ای، کمی صبر کن تا بزرگ تر شوی و بعد به جبهه برو. ولی او گفت: نه پدر! مگر امام نفرموده بود که سربازان من همین بچه هایی هستند که در گهواره خوابیده اند پس من همان بچه ای هستم که در گهواره بودم و حالا بزرگ شدم و سرباز امام هستم. عاقبت نیز این سرباز امام خمینی کبیر (ره) تقی بابکی در
کودکانه دوستت دارم
. روایت است که حضرت علی اکبر علیه السلام در لحظه ی شهادت خطاب به پدرش امام حسین علیه السلام فرمود هم اکنون از دست جدم رسول الله سیراب شدم. این طور نکته ها را بیشتر و پررنگ تر مطرح کنید. طوری صحبت کنید که کودک بیش از آنکه متوجه مظلومیت ها و رنجها بشود، متوجه بعد دینی و غیرت و شهامت بزرگان کربلا بشود. مثلا روایت کنید که حضرت عباس عموی مهربان بچه ها به شهادت رسید سپس ذهن کودک را به سمت رشادت
عروج از بهشت هفتم تا آسمان هفتم و رمزگشایی یک پیام بزرگ
باب گفت وگو را بین خانواده و رسانه باز کرد. همسر شهید: بزرگ ترین آرزوی همسرم شهادت بود/ آرزویش بعد از پنج سال و دو ماه به اجابت رسید همسر شهید از فرزند کوچکش برای مان می گوید از اینکه چشمان پدر نتوانسته تولد پسرش سیدمحمدطاها را نظاره گر باشد و شیرینی پدر شدن را لمس کند، وقتی یکی از خبرنگاران می پرسد چرا نامش را سیداحسان برنگزیدید تا نام پدر دوباره زنده شود همسر شهید پاسخ می
پایانی بر 33 سال چشم انتظاری یک مادر شهید
منطقه 14 تهران تشییع شد. هر دو شهید در اوج جوانی شان به شهادت رسیده بودند؛ یکی 25 ساله بود و در منطقه عملیاتی شرهانی و در تک دشمن در سال 67 به شهادت می رسد دیگری جوانی 20 ساله است که در منطقه عملیاتی بستان و در عملیات فتح المبین شهید می شود. جز همین چند خط هیچ نشانی دیگری از این دو شهید نبود. حالا چشم های منتظر زیادی مترصد شنیدن خبری از عزیزشان بودند تا اینکه پس ازگذشت یک سال هویت یکی از
مادر شهید باقری: عبدالله خمس فرزندانم بود
احمدی نژاد و سردار گرجی زاده فرمانده سپاه امنیت هم تشریف داشتند. مادر شهید می گفت عبدالله خیلی علاقه مند بود به سوریه برود و حقیقتا من راضی نبودم و می گفتم دو تا دختر کوچک داری و باید این ها را سر و سامان بدهی. اما عبدالله خیلی مصر بود که برود، یک روز آمد و گفت مادر جان شما پنج پسر داری بالاخره باید زکات و خمس این بچه ها را بدهی. سوال من از شما این است که فردای محشر اگر حضرت زهرا (س
اهانت کننده به امام حسین(ع) زنا زاده است
بنویسد حسین یک عربِ پسر عموی ابوسفیان است؛ خدا تو را با ابوسفیان محشور کند که مردم را در فضای مجازی منحرف می کنید. آیت اله انصاری خطاب به کسانی که در فضای مجازی علیه امام حسین (ع) شبهه پراکنی می کنند، گفت: ببین آقایی که برداشتی صحبت های حرامزاده کسروی را پخش کردید، می دانید اینکار یعنی مادر و پدر تو حرام خورده اند؟ می دانید ضدیت با سید الشهدا(ع) یعنی ضدیت با قرآن و خدا؟ آیت اله انصاری خطاب
سربند خاص یک شهید
عملیات خوانده می شود و دیگر همه از هم جدا می شویم. جنگ سنگین می شود... سید میرحسین شبستانی متولد 1348 در عملیات کربلای 4 در منطقه عملیاتی جنوب جزیره ام الرصاص،بر اثر ترکش خمپاره به پیشانی، به فیض شهادت می رسد. - و من مانده ام و با خود فکر می کنم، وقتی چیزی را از دست می دهی همیشه و همه جا همراهت خواهد بود و به تو می گوید: من همیشه همراهتم تا حالت رو خراب کنم. من همیشه خرابم. خراب شهادت.
چرا بعضی از سالمندان به گدایی می افتند؟
زده بوده و بعد از مرگ همسر بچه ها گفته اند پدر عزیز تو حقوق بازنشستگی داری و زندگی ات هم تمام است، این ما هستیم که اول جاده ایم و با زندگی کار داریم. بنابراین لطفاً خانه را تخلیه کن که به زخمی بزنیم. شما هم لابد کم مادری نمیشناسید که بچه ها بعد مرگ پدر گفته اند فلان خانه را بفروش ما قرضمان را بدهیم و تو بیا پیش خودمان اما حوصله عروس به یک هفته نرسیده سرآمده و مادرشوهر عزیز را خانه آن
در سیزدهم محرم سال 61 هجری چه گذشت؟
و صفین دو چشم خویش را از دست داده و از آن پس مشغول عبادت بود نیز از جمله وقایع روز سیزدهم محرم سال 61 هجری بیان شده است. عبدالله بن عفیف ازدی هنگامی که شنید پسر زیاد به امیرالمومنین و امام حسین علیهم السلام نسبت کذب و دروغگویی می دهد، از میان جمعیت برخاست و گفت: "ساکت باش ای پسر مرجانه، دروغگو تویی و پدر تو که به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا، فرزندان پیامبر (ص) را می کشی و در منابر
شهادت یک انتخاب است/ شهدا را درک کنیم تا شهادت نصیب مان شود
از وظایفی است که بر دوش ماست، افزود: شهدا با یاد و اطاعت از امام راحل توانستند اسلام ناب محمدی را زنده نگه دارند و ما هم باید از مقام معظم رهبری به موقع و درست اطاعت کنیم تا این کشور را حفظ نماییم . عبدالله پور با اشاره به برگزاری کنگره ملی هشت هزار شهید استان گیلان، گفت: به همین مناسبت چهار اجلاسیه بزرگ شهدا از 10 اردیبهشت 95 در رشت برگزار می شود . وی با اشاره به شهادت سردار همدانی تصریح کرد: این سردار بزرگ در بصیرت و ولایت پذیری بی نظیر و یک نخبه نظامی بود که خدا مزد اخلاص سردار را در این دنیا به او داد. ...
زنان کربلا قیام امام حسین(ع) را به ثمر رساندند
دین ضروری بود إن الله شاء انْ یراک قتیلاً خدا می خواهد تو را کشته ببیند اسارت اهل بیت (ع) نیز لازمه آن بود إن الله شاء إن یُراهنَّ سبایا خداوند می خواهد آن ها را اسیر ببیند. اگر امام بدون اهل بیت به کربلا می رفت و در آن جا به شهادت می رسید تاریخ این حادثه را فقط از منظر دشمنان ثبت می کرد و بی تردید اصل واعقه کاملاً وارونه جلوه می یافت . اما بانوان اهل بیت به رهبری زینب کبری نگذاشتند
چگونگی شهادت حضرت علی اکبر (ع)
خداحافظ این جدم رسول الله است که تو را سلام می رساند و می فرماید شتاب کن و نزد ما بیا که جامی هم برای شما در دست دارد سپس فریادی زد و به شهادت رسید. امام بر بالین فرزندش رسید و صورت خود را بر صورت فرزندش گذاشت حمید بن مسلم می گوید روز عاشورا از امام حسین شنیدم که می فرمود ای پسر جان خدا بکشد آن گروهی که تو را کشتند و در برابر خدا ایستادند و در شکستن حرمت پیامبر، بی باکی کردند در اینجا بود
اشک حسینی را برای کفنم نگه می دارم
باشد و این رویه تا سال 1354 ادامه داشت، در این سال قسمتم شد که به مکه بروم، از آن زمان تا 1373 جزء خدمه به حج واجب می رفتم و عمره نیز 23 سفر به زیارت خانه خدا رفتم، با همین برنامه ای که جزء خدمه بودم و مداحی نیز می کردم که در بقیع، هتل، قبر حضرت همزه (ع) و بیت الاحزان که آن زمان هنوز بود می خواندم تا اینکه از سال 1373 دیگر به مکه نرفتم و بعد از آن نیز برنامه های خودم را داشتم که در مجالسی مثل هیأت
تشییع پیکر مهندسی که شهید مدافع حرم اهل بیت(ع) شد + عکس
شهید علاقه خاصی به ولایت فقیه و شهادت داشت و همیشه سفارش می کرد از حریم ولایت دفاع کنید و همیشه کارهایتان را برای خدا انجام دهید. گفت: این شهید والا مقام مظلوم بود و رفت تا از حریم ولایت و عقیله بنی هاشم دفاع کند، و در واقع این مظلوم است که از مظلوم دفاع می کند. پدر این شهید بزرگوار در گفت وگو با خبرنگار ایکنا با بیان اینکه رضا اولین پسر و بزرگ ترین فرزندم بود که با رفتنش کمرم شکست، ادامه
حضرت اباالفضل، مجموعۀ فضائل
آوای رشت: کارشناس تاریخ اسلام گفت: ایثار، جانبازی و اطاعت کامل حضرت عباس(ع) نسبت به پدر و برادران خود، نشان از معرفت و شناخت کامل آن حضرت به امام زمانش دارد. به گزارش مهر، حضرت عباس (ع) دلاورترین شهید در صحرای کربلاست که با رشادت هایش در صحنه نبرد، باعث شد همچنان اسلام زنده بماند. ایشان در سال 26 هجری قمری، چشم به جهان گشود. مادر گرامی شان فاطمه، دختر حزام بن خالدبن ربیعه بن عامر کلبی
اسرای اهل بیت (ع) به زندان کوفه رفتند/ گفت وگوی حضرت زینب (س) و ابن زیاد
صورت ناشناس وارد مجلس ابن زیاد شد و در گوشه ای از قصر نشست و زنان او را احاطه کردند. ابن زیاد پرسید: این کیست که در آن جا با گروهی از زنان نشست؟ زینب(س) پاسخ نداد. عبیدالله برای بار دوم و سوم سخن خود را تکرار کرد . یکی از آن زنان جواب داد: این زن زینب دختر فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) است. ابن زیاد رو به زینب(س) کرده، گفت: خدای را سپاس که شما را رسوا کرد و کشت و در آن چه که گفته بودید