سایر منابع:
سایر خبرها
پیرمرد همسایه قربانی شلیک های بی هدف
جنایت فرار کرده است. با توجه به شناسایی متهم و خانواده اش سرانجام چند روز بعد پسرجوان و همدستش دستگیر شدند و چون پدر متهم نیز در مخفی کردن وی نقش داشت دستور بازداشت او نیز صادر شد.وقتی متهم تحت بازجویی قرار گرفت ضمن اعتراف به قتل گفت: من قصد کشتن مرد همسایه را نداشتم روز حادثه مقدار زیادی مشروب خورده بودم و حالت عادی نداشتم. بعد از اعتراف متهم به قتل و صدور کیفرخواست علیه او، پدر و
علی فتح الله زاده: مجیدی و موسوی قصد جان مرا کرده بودند!
د و من تک. 2 به یک بازی کردیم و اتفاقاً مسابقه را خیلی هم جدی گرفته بودم. حرف علی موسوی درست است، بله! من حتی روی پاهایشان تکل هم می رفتم، چون نمی خواستم به آن ها ببازم ولی بر خلاف گفته علی موسوی، مسابقه را بردم (می خندد) ولی آقافرهاد بهانه آورد و گفت توپ مشکل دارد. خب، بعد چه شد؟ علی فتح الله زاده: فردای آن روز دوباره بازی کردیم. با متکا دروازه ساختیم و باور کن
خوشحالی میلنر از پوشیدن پیراهن شماره 7 لیورپول
به گزارش مدال و به نقل از ورزش سه، این هافبک 34 ساله بعد از چند فصل موفقیت آمیز با منچسترسیتی، در سال 2015 به لیورپول پیوست و با این تیم قهرمانی در چمپیونزلیگ را جشن گرفت. او که در آنفیلد پیراهن شماره 7 را به تن می کند، در گفتگو با اسکای اسپورتس گفت:" خیلی دلم می خواست با لیورپول به جام برسم. هر روز که وارد ملوود (کمپ تمرینی لیورپول) می شوید، جام هایی که باشگاه برده را می بینید.
90 دقیقه گفت وگو/ از شیطنت های دوران مدرسه تان بگویید
عصرایران- جمعه ای که رفت 12 اردیبهشت، روز معلم بود. روزی که برخلاف تمام این سال ها به دلیل کرونا در مدارس جشن گرفته نشد و بسیاری از دانش آموزان به صورت مجازی این روز را به معلمین خود تبریک گفتند. در 90 دقیقه گفت وگوی امروز و به واسطه روز معلم، می خواهیم از خاطرات دوران مدرسه با هم حرف بزنیم. 1-از شیطنت های تان در مدرسه برای مان بنویسد. 2-در زمان مدرسه رفتن شما
اگر بعضی تیم ها افتخارات استقلال را داشتند کهکشان راه شیری را روی پیراهن شان می زدند
میلاد میداوودی مهاجم پیشین و محبوب استقلالی ها اخیرا در مصاحبه ای خاطرات جالبی را از دوران حضورش در این تیم شرح داده است. به گزارش ایلنا ، مصاحبه اخیر میلاد میداوودی را با هم می خوانیم: چرا خداحافظی کردی؟ سال گذشته چون پایم اذیت می کرد و درد داشتم گفتم که دیگر بازی نکنم. همیشه هم گفته بودم اگر رباطم دوبار پاره می شد مشکلی نداشتم اما هنوز آن 4 پیچ در پایم است و
توضیح جالب گرت بیل در مورد پرچم "ولز گلف رئال مادرید"
بازیکنان رابطه خوبی دارم، اما صادقانه به این دو بازیکن بیشتر نزدیک هستم. پرچم ولز گلف رئال مادرید؟ من بنرهایی را از قبل در فضای آنلاین دیده بودم و ما در مورد این موضوع شوخی کردیم. برخی از هم تیمی هایم پیشنهاد کردند که اگر بعد از آن بازی صعود کردیم، آنها چنین پرچمی می آورند و من نیز اجازه دادم. اما این فقط سرگرمی و شوخی بود و ما مانند یک تیم صعودمان را جشن گرفتیم."
فرازی از زندگینامه سردار شهید ناصر بختیاری شهید شاخص بسیج کارگران و کارخانجات
دیگر برادران سپاهی به فرماندهی سردار رحیم صفوی در کنار شهید سپهبد صیاد شیرازی و دیگر برادران ارتشی ، قبل از شروع جنگ تحمیلی مبارزه نمود که بعد از شهادت ناصر ، شهید سپهبد صیاد شیرازی در مورد ایشان به یکی از همشهریهای ناصر گفته بود که : (( شما در شازند یک اعجوبه نظامی داشتید و علیرغم اینکه شهید بختیاری دانشکده دافوس ( دانشکده نظامی – فرماندهی و ستاد ) ندیده ولی همه فرماندهان نظامی ارشد ارتش ایشان را
همسفره شدن آقای رئیس جمهور با رزمندگان اسلام
و بقیه محض رعایت احترام ایشان مشغول تماشا هستند، پرسید: پس شماها با چی می خواهید بخورید؟ بچه ها تعارف کردند و گفتند: حالا شما بفرمایید! آقای رجایی خیلی خودمانی گفت: هرطور که شما بخورید، من هم همان طور می خورم. بعد هم دوزانو، مثل بقیه بچه ها، روی زمین نشست، چنگال را کنار گذاشت و با گفتن بسم الله، از بقیه هم خواست با او مشغول خوردن شوند. بچه ها از اینکه با چشمان خود می دیدند رئیس جمهور
دختر تبریز ؛ سیمای دیده نشده زن ایرانی در جنگ تحمیلی
کردیم، همسرش فوت کرد؛ این در حالی است که ایشان یکی از مهمترین افرادی بود که می توانست اطلاعات زیادی در مورد نقش خانم صارمی در خانواده، در اختیار ما قرار دهد. پس از آن هم به خاطر شرایط روحی خانم صارمی و فرزندانش، نمی توانستیم در مورد مسائل خانوادگی صحبت کنیم؛ به همین دلیل این بخش از خاطرات خانم صارمی خیلی کلی روایت شده و تکمیل این بخش از کتاب را به چاپ های بعد موکول کردیم. قرار بود همین روزها با
گفت وگو با کارگردان مستند لالایی جنگ / روایت های تاریخی باید بازتاب اوضاع امروز جامعه باشد
صدمات جنگ پس از گذشت حدود 40 سال سراغ آدم های به جامانده از آن واقعه تلخ رفته است. آیا هنوز این آدم ها بعد از گذشت این همه سال، نزد خود به مرور آن خاطرات تلخ می پردازند؟ یا سعی می کنند به نفع زندگی امروز، آن خاطرات ناگوار را فراموش کنند؟ واقعه مهیب، خانمان سوز و ویران گری به نام جنگ در گذر زمان و طی سالیان پس از جنگ بهتر تحلیل می شود و ابعاد گسترده آن را می توان بررسی کرد. صرف نظر از
تدریس در روستا، استمرار کار عاشقانه را بیشتر می کند
30 سال خدمت اوست. هر زنگ و هر روز خاطره است. معمولاً خاطرات بد را فراموش می کنم. ولی بهترین خاطرات من در دو سه سال گذشته رقم خورده که دانش آموزانی که سالها قبل در کلاسم بوده اند در بهترین دانشگاههای کشور پذیرفته شده اند و الان بعد از گذشت این همه سال که آن ها را در کوچه و خیابان می بینم به خودم می بالم که نقشی هرچند کوچک در آینده آنها داشته ام. * در این مسیر چه سختی هایی را
گل چینی سرخ بهترین هدیه روز من
خبرگزاری فارس همدان ، روز معلم تداعی کننده خاطرات شیرین و به یادماندنی برای همه ماست، دوران دانش آموزی را خوب به یاد دارم. به روز و هفته معلم که نزدیک می شدیم در تب و تاب بودیم که هدیه ای خوب و چشم گیر برای معلم مان ببریم، در عالم کودکی خود تصور می کردیم که اگر کادوی بهتری ببریم هم معلم را خوشحال می کنیم، هم پیش معلم عزیزتر می شویم و البته پیش دوستانمان هم سربلند. روزها و ماه ها و سال ها گذشت و
گذر از موانع انسان را به مواهب الهی می رساند
یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَی یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا یَا وَیْلَتَی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِی وَ کَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا؛ و به خاطر بیاور روزی را که ظالم دست خویش را از شدت حسرت به دندان می گزد و می گوید: ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم. ای وای بر من! کاش فلان (شخص
بهار عاشقی معلم در فصل کرونا
به معلم کلایه آمدم برحسب اتفاق در همان مدرسه ای که دوران ابتدایی را گذراندم باید تدریس می کردم، باذوق فراوان به دفتر مدرسه رفتم و تمام خاطرات دوران مدرسه ام را مرور کردم. این معلم تأکید می کند: بعد از یک سال به من گفتند می توانی برای تدریس به بخش منتقل شوی اما ترجیح دادم در کنار دانش آموزان باصفای روستا بمانم، حالا 6 دانش آموز در پایه های مختلف و 2 دانش آموز پیش دبستانی دارم و در یک
ضرورت یادگیری مهارت های زندگی
. از این توفیق های این چنینی زیاد داشتم و همین سبب شد به شغل معلمی علاقه مند شوم. رشته علوم تجربی می خواندم که بعد از دیپلم، برای کنکور شرکت کردم و متأسفانه قبول نشدم. در حال آمادگی برای کنکور سال بعد بودم که به لطف یکی از دوستان معطل شدم که آموزش و پرورش نیروی حق التدریس جذب می کند، من ثبت نام کردم و قبول شدم. چند سال ابتدایی را به صورت شبانه و حق التدریس مشغول به کار بودم. اشتغال من با انقلاب و
کتاب اشتباه در ستاره های بخت ما- بخت پریشان – نوشته جان گرین
که کور بودن هم یه جورهایی گند و مزخرفه. به هر حال دوست دخترم کمکم میکنه و دوستهایی مثل آگوستاس ایزاک به سمت آن پسر سر تکان داد که حالا اسمش را میدانستم. به دستهاش نگاه می کرد که حالا مثل نوک یک خیمه سرخ پوستی به هم گره خورده بودند و ادامه داد در این مورد هیچ کاری از دست کسی برنمیآد. پاتریک گفت ایزاک، ما به خاطر تو اینجاییم. بچه ها بذارین ایزاک حضور گرم شما رو حس کنه. بعد همه یک صدا
حسین زارع؛ از سبزی فروشی در تبریز تا سرآشپزی در گوگل
باشند. اگر هر روز بیست گرم از گوشت تان کم باشد و شما ترازو نگذارید و اندازه نگیرید، آخر سال 5هزار دلار از دست می دهید. به این ها باید حواس تان باشد. در آشپزخانه فشار بهترین بودن هم هست. من اوایل که در آشپزخانه کار می کردم، خوشحال نبودم. اولین دفعه ای که شف سر اشتباهی که من نکرده بودم سر من داد کشید، خونسرد نگاهش کردم و گفتم می خواهی برایت آب بیاورم. شف شوک شده بود. گفتید که
کلوپ: خاطره قهرمانی با دورتموند را فراموش نمی کنم
به گزارش مدال و به نقل از ورزش سه، در فاصله دو هفته به پایان فصل 11-2010 بوندس لیگا، دورتموند با گل های روبرت لواندوفسکی و لوکاس باریوس توانست نورنبرگ را شکست بدهد و با شکست بایرلورکوزن برابر کلن، قهرمانی زردها در لیگ بعد از 9 سال قطعی شد. آن اولین جام مهم دوران حرفه ای کلوپ بود و اگرچه او توانست با لیورپول قهرمانی در چمپیونزلیگ و جام باشگاه های جهان را جشن بگیرد اما همچنان آن قهرمانی در بوندس
فتح الله زاده و پیشنهاد سوئیسی؛ 9 سال پیش!
. شما اگر بتوانید آن تیم را به دسته بالاتر ببرید تمام خرج هایی که می کنید را درمی آورید. عجیب ترین واکنش نسبت به ادعای سرپرست سابق استقلال از طرف شاغلام پیروانی صورت گرفت. او که استاد استفاده از اشعار در موقعیت های مختلف است، در یک مصاحبه رادیویی و درباره صحبتهای فتح الله زاده گفته: البته ایشون بزرگ مان و نمیخوام به کسی چیزی بگم اما شاعر میگه: سر شب مست بُدم باغ ونک بخشیدم، دم صبح هوش اومدم به گور
غلامحسین پیروانی: پادشاهی علم و طبل و سپاه می خواهد
اتفاق افتاد اما الان چه ؟ حتی همان پول کم هم دیگر وجود ندارد. شیراز کسی محرم اصرار کسی نیست / ما با که نشستیم کسی یار کسی نیست! البته این شعر را من برای فوتبالی های شیراز خواندم به اشتباه ما را به سیاست وصل نکنند. دور از حاشیه خیلی راحت ترم غلامحسین پیروانی گفت: خداراشکر الان در گوشه ای نشستم و آکادمی فوتبال خودم را دارم و بی دغدغه مشغول کار در آنجا هستم و از هر چه حاشیه است 11 سال با فجر بودم و دو بار سومی و چهارمی ایران را آوردیم و در جام حذفی قهرمان ایران شدیم. برای پول مطرح نبود و این عشق و غیرت به پیراهن مان بود. ...
دین محمدی: ژاپنی ها استقلال را جادو کرده بودند
محمدی روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار ورزشی ایرنا حرف های جالب را بر زبان آورد. متن گفتگوی ایرنا با بازیکن سال های نه چندان دور استقلال در زیر از حضورتان خواهد گذشت. چطور شد استقلال را انتخاب کردید؟ در تراکتور حضور داشتم و عملکرد خوبم باعث شد به تیم ملی دعوت شوم، بعد راهی بانک تجارت شدم و درخششم را ادامه دادم اما برای ادامه فوتبال به شهرداری تبریز که در دهه 70 تیم قدرتمندی
رزمندگی از سنگر کار تا سنگر ایثار / از اعتراض به سرو مشروب در محل کار تا تبعید به جرم خواندن قرآن
شناختیم اما همسرم از او گذشت و او را بخشید. فرزند دیگرم قربان علی اوایل سال 1361 از میان ما پرکشید. او عاشقانه و غریبانه در حین انجام مأموریت و مبارزه با منافقین آسمانی شد.2 سال بعد از انقلاب، من مادر 3 شهید بودم، اما دوست داشتم همسر و دیگر فرزندم در میدان جنگی رسمی تر از این حرفها به شهادت برسند. واقعا به آن 3 شهید راضی نبودم. من غبطه می خوردم، بلکه حتی حسادت می کردم به مادران شهدایی که بچه های
تکواندوکاری که مربی تیم ملی فوتبال شد
تهران- ایرنا- مربی اسبق تیم ملی فوتبال و فوتسال زنان، گفت: 15 سال در تکواندو مربی و بازیکن بودم و پنج دوره در سطح استان اصفهان قهرمان شدم. اما بعد از مدتی در فوتسال نیز موفق به گذراندن دوره های مربیگری شدم و حتی به کادر فنی تیم ملی نیز راه یافتم. میترا چین سری سرمربی تیم فوتسال زنان نامی نو اصفهان است. او سال ها به عنوان مربی تیم های ملی فوتبال و فوتسال در کنار پروین رمضانی و شهرزاد
معلمی که به دانش آموزان کمک می کند تا ناتوانی را شکست دهند/ خانم رجبی، معلمی خاص اما بی ادعا+ فیلم
پسرم یونس را با خودم می بردم و تمرینات را روی بدن او انجام می دادم. * نگران پسرتان نبودید؟ نگران بودم ولی دیدم معلمم و باید برای بچه ها قدمی بردارم که بدن هایشان در این ایام تحلیل نرود. * آرزوی این معلم دلسوز بعد از 21 سال چیست؟ دوست دارم بچه های معلول جسمی_حرکتی به حداکثر توان برسند و حداکثر استقلال را در زندگی شان به دست بیاورند و آرزو دارم جامعه روزی به این بلوغ فکری برسد که بداند بچه های معلول اگر چه کم توان هستند ولی کم هوش و بی احساس نیستند. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی ...
ملیکا شریفی نیا، مهران مدیری را با خاک یکسان کرد + فیلم
حذف میشه؟ (خنده) مدیری توضیح داد: یک گاوی به نام بیژ بیژ در سال های گذشته بوده و این گاو عمرش را به من داده است این جمله در تاریخ دورهمی می ماند. به خدا اگر بگذارم این تیکه را کسی حذف کند. (خنده) شریفی نیا ادامه داد: در شوشتر و ارومیه کار می کردیم و لوکیشن های سختی داشتیم. آنطور که مادرم تعریف می کند من درحال بازی کردن با ملخ و مارمولک بودم و زمانی که من به دنبال ملخ بودم
معلمی که زندگی اش را فدای کارش کرده است
محمدی منش هستم. در اولین روز مهرماه سال 1357 در روستایی به نام خرسدر از توابع دهستان پل هرو واقع در بخش زاغه از توابع خرم آباد متولد شدم. از کودکی بگویید، کجا تحصیل کرده اید؟ کجا زندگی می کنید؟ از زمان تولد تا حدود سال 62 در زادگاهم بود. بعد از آن همراه خانواده ابتدا به منطقه ماسور و سپس در روستای ده محسن در اطراف خرم آباد ساکن شدیم، دوران ابتدایی در دبستان روستای قدس ده محسن
چرا ناصرالدین شاه ترور شد؟
کندها و بندها که به ناحق کشیدم و چوب ها که خوردم و شکم خود را پاره کردم. از مصیبت ها که در خانه نایب السلطنه و در امیریه و در قزوین و در انبار و باز در انبار به سرم آمد. چهار سال و چهار ماه در زنجیر و کند بودم و حال آنکه به خیال خودم خیر دولت و ملت را خواستم، خدمت کردم. قبل از وقوع شورش تنباکو نه اینکه فضولی کرده بودم اطلاعات خودم را دادم، بعد از آنکه احضارم کردند. س: کسی که با شما غرض و
دلنوشته جواد کاظمیان در مورد نیمه گمشده؛ ویدئویی از تمرینات سخت سرخیو راموس؛ خاطره سپهر حیدری با اولین و ...
انگار قفل میشی و خاطراتی که هر لحظه مرور میکنی و انگار همین دیروز بوده. ولی برای من پایان فوتبال نبود خیلی با انگیزه تر از دوران فوتبالم به عنوان بازیکن تو مربیگری پله به پله با تمام وجود مثل همیشه تلاش می کنم و سعی می کنم فقط یاد بگیرم تا روزی مثل دوران بازیکنیم تو مربیگری هم بتونم دل هوادارا رو شاد کنم دم همه هوادارای پرسپولیس و ذوب آهن و مس کرمان گرم که اگه حمایت های شما بعد از خدا