بهار عاشقی معلم در فصل کرونا
سایر منابع:
سایر خبرها
اوج ایثار معلمان در گلستان
. طعم تلخ تعطیلی مدارس اما یکی از معلمان شهرستان گالیکش دلتنگی خود برای دانش آموزانش را با متنی ابراز می کند . او برای دانش آموزانش از همان ابتدا کلاس های مجازی راه اندازی کرده بود. امروز فهمیدم که چقدر دوستشان دارم.هیاهوی مدرسه، دانش آموزانم، شیطنتها وحتی درس نخواندن هایشان را...امروز فهمیدم که چقدر خوشبخت بوده ایم ما، که دوران طاعون و وبا را به چشم ندیدیم
بیماری ام اس حریف عشق معلم به آموزش نشد
اینکه به استخدام آموزش و پرورش در آمدم، از سال 74 در یکی از مناطق محروم شهریار(روستای نصیرآباد) شروع به خدمت کردم. ابتدا کلاس ها در کانکس بود و در سرما و گرما این کلاس ها با کمترین امکانات برپا می شد. شرایط سختی بود و وقتی وارد کلاس می شدم با 40 دانش آموز روبرو بودم که از چهره و پوشش آن ها محرومیت می بارید. این بچه ها حتی دفتر مشق نداشتند. بعضی حتی با دمپایی در فصل سرما به کلاس درس می آمدند. این
احیای جایگاه معلمان، ضرورتی اجتناب ناپذیر
مرحله بعدی اساتید دانشگاهی ارتباط مستقیم با نسل فردای این مرزوبوم دارند؛ زمان بیشتری را در کلاس های درس می گذرانند و این روزها در وضعیت تعطیلی مدارس بر اثر شیوع ویروس کرونا نیز شاهد نقش آفرینی و ورود معلمان به عرصه تعلیم و تربیت بودیم. معلمان نخستین جرقه ورود به عرصه آموزش را زدند و کمر همت بستند که باید کاری انجام داد؛ نمی توان دانش آموزان را رها کرد. آن قدر رسالت معلمی در اولویتشان
معلم استثنایی باغچه بان / خانه هایی که مدرسه استثنایی شدند
ستمزدها باشیم چون معلمان هم کم زحمت نمی کشند. بنده به عنوان نمونه سختی های زیادی نکشیده ام تا معلم شوم، چهار سال تقریبا 150 کیلومتر را طی می کردم تا به مدرسه نمونه دولتی در اسدآباد برسم و بعد هم به دانشگاه رفتم و به سختی درس خواندم الان هم به دانش آموزانی درس می دهم که شرایط خاصی دارند و زحمات زیادی دارد که گفتم البته گلایه ندارم و ناشکر نیستم اما این همه تبعیض بین مشاغل مختلف خوب نیست
برگزاری کلاس های درسی رایگان برای دانش آموزان بی بضاعت توسط معلم تهرانی
رضا منایی، معلم نمونه تهرانی که در توسعه گسترش عدالت آموزشی اقدام به کمک داوطلبانه به دانش آموزان نیازمند می کند، به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم، مهمان مجله تصویری، خبری، تحلیلی و آموزشی نگاه بود. به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش وپرورش شهر تهران، رضا منایی با حضور در مجله تصویری و خبری نگاه گفت: آموزگار پایه ششم هستم در سال 1367 از تربیت معلم وارد مدرسه شدم و شروع به
پایان دلتنگی دانش آموزان فاقد شبکه شاد در کرمان
محمد شهابی معلم عشایری منطقه بافت استان کرمان گفت: 26 سال سابقه تدریس در مقطع ابتدایی مدارس چند پایه ی اسفندقه جیرفت و بافت استان کرمان را دارم طی این مدت پس از شیوع کرونا در ایران اولین بار بود که دوری از بچه ها را تجربه میکردم و واقعا نگران آن ها بودم. وی با بیان اینکه در دامنه ی کوه سیاهکوه مشرف به صوغان در فاصله ی 310 کیلومتری جنوب غرب کرمان زندگی می کنم، افزود: بعد از تعطیلات و 14
برای معلم هم خانه و همراه همیشه ی روزگارم
پایین و تسهیلات ناکافی است که در نهایت، اگر اهل فداکاری و بی پولی و جنگیدن با موانع باشی، کسی نمی فهمد و توجه نمی کند تو که هستی. به بهانه روز معلم و با علم به این ظلم دسته جمعی، با مادرم به صحبت می نشینم؛ خدیجه صالح نژاد که سال 70 وارد دانشگاه تربیت معلم شده و از یک سال بعد از آن و تا همین چند سال پیش، بیش از هرجای دیگر در مدرسه ها عمر گذرانده است. برایم می گوید در زمانه انتخاب رشته و دانشجو
حالا که می سوزد...بگذار بسوزد!
که شما -منظورش ما معلم ها بودیم- در همان استان، بیش از 30 هزار نفر هستید و دولت توان این که از این تعداد نیرو حمایت کند، ندارد! منظورش به طور واضح این بود که شما زیاد و لاجرم زیادی هستید. من یک معلمم و با احترام به آن دوست گفتم مقصر ما هستیم که شما در همان استان بیش از 500 هزار دانش آموز دارید و دائم آموزش و پرورش را به دلیل تراکم زیر سوال می برید؟! اگر در همان استان 500 دانش آموز داشتید
بانوی معلم رباط کریمی درس فداکاری داد
نمی یافت از طریق تماس با اولیا از وضعیت بچه ها مطلع می شدم. پس از این که متوجه شدم یکی از دانش آموزان فعال و مستعد کلاس به علت نداشتن تلفن همراه هوشمند از تحصیل باز مانده، با وجود درآمد اندک و با مشورت با همسرم تصمیم گرفتم برای او گوشی همراه تهیه کنم. وی در ادامه با بیان این که امیدوارم هیچ دانش آموزی به خاطر نداشتن ابزار آموزشی از تحصیل باز نماند، ادامه داد: با وجود تعطیلی مدارس دغدغه اصلی
محروم، حتی از تحصیل مجازی / دانش آموزان محروم از آموزش نوین
هوشمند دارند یا پدر، مادر، خواهر و برادرشان تلفن همراهشان را دراختیار آن ها قرار می دهند تا از درس عقب نمانند، اما درست از همان زمان، بسیاری از دانش آموزان حاشیه شهر و روستا ها بلاتکلیف هستند. از یک طرف مشتاقند که همانند دیگر دانش آموزان، درس و مشق را دنبال کنند و از طرف دیگر باید با محرومیت دست وپنجه نرم کنند. روایتی که می خوانید، شرح حال کلاس های مجازی در این مدت، از زبان معلمان حاشیه شهر و روستا
معلم کتانی پوش و آموزگار نمدکار
بود. با اینکه رشته ام فیزیک بود، از عهده آن برمی آمدم. مجبور بودم در همان محیط کارش آموزش را شروع کنم؛ بین رفت وآمد مشتری ها و سروکله زدن با آن ها. تجربه بدی نبود، به ویژه اینکه او توانست بعد از 2 سال آن درس را با نمره خوب بگذراند. این موفقیت برایم تبلیغ هم شد. او همه جا می گفت معلم خوب با هزینه کم سراغ دارم و شماره و نشانی من را می داد و به این شکل درحالی که هنوز فارغ التحصیل نشده بودم، کلی شاگرد
حکایت سختی ها و تلاش معلم فداکار در مناطق مرزی
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، عادل علیمحمدی معلمی اهل ماکو است که هر روز از محل زندگی اش تا روستایی عشایری واقع در منطقه مرزی، مسافتی 90 کیلومتری را برای تعلیم و تربیت طی می کند. علیمحمدی در برنامه شب گذشته دعوت داستان زندگی اش را اینگونه آغاز کرد: نوزده ساله بودم که معلم شدم. پدرم کارگری می کرد و درس نخوانده بود اما به علم اهمیت می داد. 31 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم از این مدت 26 سال
پیش نماز مدرسه ای که هم هیات داری می کند، هم کلاس داری/ از بازی رایانه ای، تا سبک زندگی
نیست بلکه معلم درس فرهنگ و تفکر و سبک زندگی هم هست، او در ساعت های کلاسش چه آن زمان که کلاس و مدرسه برقرار بود چه الان که مجازی و از راه دور است حقیقت و سبک زندگی امروز و دیروز را با بیان و مثال های شیرین می گوید، روضه می خواند، خاطره می گوید، قصه شهدا هم که پای ثابت حرف هایش است، همیشه از سواد رسانه و تبلیغات و بازی های رایانه ای برای دانش آموزانش حرف ها دارد، فضای مجازی را خوب می شناسد و به قول
بهترین سرمایه گذاری برای آیندگان در آموزش و پرورش صورت می گیرد/ازدحام جمعیت در کلاس از مشکلات جدی مناطق ...
در ذهن بچه ها سعی کنم دانش آموزانی خلاق با ذهنهای جویای علم پرورش بدهم. احساستان را هم بگید وقتی به عنوان معلم نمونه انتخاب شدید؟ مثل همه وقتی به موفقیت می رسند خوشحال شدم؛ البته در ادامه باید بگم که انگیزه ام برای تلاش بیشتر شد. از نظر شما یک معلم نمونه چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ به نظر من یک معلم نمونه باید از تجربیاتش درس گرفته باشد که بتواند از
3 اپیزود از معلمی/ کاش بتوانم معلم باشم
دست ندهم چیزی نگفتم و بعدها هم دیگر از آن مدرسه رفتم و آن دانش آموز هم فارغ التحصیل شد و دیگر فراموش شد. سال ها گذشت یک روز در پمپ بنزین در حال بنزین زدن بودم که یک جوان که روی موتور نشسته بود درخواست کارت سوخت کرد و بدون نگاه به چهره اش گفتم نه . یکباره رو به من کرد و گفت آقا چرا به شاگرد قدیم خودتون چند لیتر بنزین نمی دهید؟ مگه ما چه بدی کردیم . رو کردم به آن جوان و دیدم همان دانش
معلم فیلم ساز
با حوزه فرهنگ و هنر همیشه این تردید را به همراه دارند. محمد صادقی به دانشگاه تربیت معلم وارد شد و 2 سال بعد از تحصیل در دانشگاه در کسوت معلمی آغاز به کار کرد، اما در کنار فعالیت های دانشجویی، همچنان سینما را دنبال می کرد تا اینکه برای تدریس راهی روستا ها شد: این دوران نقطه عطفی در نگاه من به زندگی ایجاد کرد. چند سال حضور در روستا و برخورد با اقشار مختلفی که تاکنون کمتر دیده بودم، جها
پای درس معلمان دهه هفتادی
مند بودم و روزی که خبر قبولی خودم در دانشگاه فرهنگیان را شنیدم، همه خانواده باهم بسیار خوشحال شدیم. این معلم دهه هفتادی، بهترین روز شغلش را اولین روز کاری اش در روستا می داند و می گوید: حس عجیبی داشتم، هم خوشحال بودم هم پر از استرس . دیدن بچه های روستا و انرژی مثبتشان و استقبال گرمی را که از من داشتند، هیچ وقت فراموش نمی کنم و بدترین روزِ هر ساله من، آخرین روز سال تحصیلی هست که دیگر
اینجا مدرسه تعطیل نیست / تنها کلاس دایر در روزهای کرونایی/ درس "عشق" در روستای"بارگ"+ عکس
آموزانش به اینترنت، با حفظ فاصله گذاری اجتماعی و زدن ماسک کلاس درس را به صورت حضوری در مدرسه برگزار کرد. او همچنین در روزهای اولی که مدارس تعطیل شد نیز پیک های آموزشی برای دانش آموزانش فراهم کرده بود. این معلم جوان خود ساکن روستای هلنچکان است و هر روز مسیر 35 کیلومتری تا روستای بارگ را طی می کند تا خود را به محل روستا و کلاس درس برساند.
دست بوس آنی هستم که بذر علم و ادب را کاشت
خبرگزاری شبستان -هرمزگان: غلامعباس شمس الدینی ، فرهنگی بازنشسته و پیشکسوت رسانه ای ؛ سال 1356وارد دبستان ابومسلم شدم. آموزگاری بلند قد و مهربان به نام امان الله کاوه آغاز گر تعلیم و تربیتم بود. یادم نمی رود در همان روزهای اولیه املا داشتیم. کلمه آب را گفت و درباره آب صحبت کرد. تنها دانش آموزی بودم که این کلمه را نوشتم. وقتی نگاهی به برگه ها کرد و همه را خالی دید، لبخندی زد و 25 ریال
گفتگو با اولین معلم زن گاوبندی: با چراغ موشی پی بی سوادان می گشتم
سالم توکلی ندای هرمزگان *خانم ترکمانی شما از چه خانواده ای بودید، متولد چه سالی هستید و چند سالگی به مدرسه رفتید؟ جد پدرم از مادری از طرف ترکمن صحرا آمده بودند.مادرم با پدر ملک همسرم، پسر عمو دختر عمو بودند.مادرم فاطمه ترکمانی هم با پدرم عمو زاده بودند.البته من پدرم را ندیدم. یکساله بودم که پدرم فوت کرد. ما یک برادر و دو خواهر بودیم. من در اصل متولد 1328 هستم. بعد که برای انگشت نگاری رفتیم لنگه برای اینکه برای معلمی پذیرفته شوم ، شناسنامه ام را دو سال بزرگ تر گرفتند. 7 سالگی مدرسه رفتم.مادرم نه تنها مخالفتی با مدرسه رفتن من نداشت بلکه خیلی مصر بود که می گفت کاش جمعه هم مدرسه می رفتید. *مدرسه اتان چگونه جایی بود؟ کلاس ششم که بودیم محل مدرسه جای کتابخانه امروزی که کنار میدان اصلی شهر واقع است، بود. یک سنگ بزرگی افتاده بود و یه درخت کهور بزرگی هم بود که خارهای بدی داشت. مدرسه شامل دو کلاس بود که راهرویی میانش بود. میز و نیمکت نبود. می گفتند هر کس حلبی برای ...
گزارش| روایت تسنیم از معلمی در روستاهای مرزی / آموزش به دانش آموزان در 45 کیلومتری مرز افغانستان + تصویر
می گوید خوب گوش می دهند. یکی از دانش آموزان غیبت دارد و هنوز نتوانسنه خود را به کلاس درس برساند. آقا معلم از بچه ها می خواهد دانش اموزان کلاس چهام کتاب ریاضی را باز کنند و دانش آموزان کلاس پنجم تکالیف فارسی را انجام دهند. هنوز درس کلاس چهارمی ها آغاز نشده بود که مریم خود را به کلاس درس می ر ساند. دوان دوان وارد می شود. در دست چند شاخه گل زرد دارد و آنها را به عنوان هدیه روز
تدریس در روستا، استمرار کار عاشقانه را بیشتر می کند
متحمل شده اید و برای از پیش رو برداشتن آن ها چه اقداماتی کرده اید؟ پشتکار و مطالعه ، به روز بودن، حمایت خانواده خصوصا همسر عزیزم و استفاده از راهنمایی پیشکسوتان در معلمی بهترین وسیله حرکت به سمت جلو می باشد. *چرا شغل معلمی را انتخاب کردید؟ شاید جمله ای کلیشه ای باشد ولی از همان دوران درس و مدرسه عاشق این شغل بوده ام. کمک و آموزش به دوستان ضعیف تر و بچه های فامیل در
مشق عشق زوج گنبدی برای دانش آموزان اوزین بوغاز
زوج معلم گنبدی با وجود تعطیلی مدارس بعد از شیوع کرونا، دانش آموزان خود در روستای محروم اوزین بوغاز بخش داشلی برون این شهرستان را تنها نگذاشتند و با پیمودن مسافت 90 کیلومتری برای رسیدن به این روستا، هفته ای یک بار اشکالات درسی آن ها را برطرف می کنند و به آن ها مشق عشق می آموزند. به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایرنا، این زوج گنبدی با آگاهی از ضرورت رعایت فاصله گذاری اجتماعی پس از شیوع
تاریخ ادبیات معلم ها
دوران تدریسش دارد. در زندگینامه خودنوشتش آورده که بعد از اینکه پنج سالی در مدارس جدید درس می داده، یک روز می بیند همکارانش در دفتر دارند راجع به حقوق حرف می زنند و اینکه چرا زیاد نشده و اینها. تعجب می کند که مگر برای تدریس پول هم می دهند؟ ظاهرا علامه همایی ذهنش هنوز در سیستم آموزشی قدیم بوده. معروف ترین داستان های مدرسه ای دنیا داستان های مدرسه ای که از دید دانش آموز روایت می
حکایت عشقِ آتشی
در کلاس درس حاضر شدند! از مسعود آتشی درباره ماندگارترین هدیه روز معلم پرسیدیم، اندکی مکث کرده و بعد با لبخند گفت: یادش بخیر چه روزی بود، سال 1369 آموزگار کلاس سوم و پنجم دبستان شهید بی سر روستای تلخو از توابع شهر کاکی بودم. در اولین روز هفته مقام معلم، دانش آموزان با شور و شوق خاصی از همان زنگ اول هدایای خودشان را روی میزم گذاشتند و با لهجه شیرین دشتی، این روز را تبریک گفتند... تا این
تصاویر/مدرسه ای که تعطیل نشد
به گزارش سرویس چندرسانه ای شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ .این روستا با جمعیت 41 خانوار در 15 کیلومتری شهر اهواز(مرکز استان خوزستان)قرار دارد.حمدان مقدم معلم پایه ابتدایی این روستا اما در مدت 2ماهی که ویروس کرونا مدارس را تعطیل کرده، درس را متوقف نکرده است.بیوض 15 دانش آموز پایه ابتدایی دارد که آقای معلم، کلاس درس آنها را در مضیف (مهمانخانه) منزلش برگزار می کند.
درس دادن در کوچه های خلوت روستا
و امتحانات را برگزار می کردیم. نه سالی می شود که مدارس عشایری با صدای حسینی لقا غریبه نیستند. از 20 سال خدمتم 9سال در عشایر بودم. قبل از عشایر در روستاها و شهرها درس می دادم، هرچند با توجه به سنواتم می توانستم مدرسه ای در شهر انتخاب کنم، اما ترجیحم عشایر بود. هر روز که به روستا می روم، کلاس درس را نزدیک خانه یکی از دانش آموزان برپا می کنم تا بچه ها فکر نکنند بین شان فرق می گذارم. کار کردن با دانش آموزان ابتدایی حساسیت بالایی دارد و باید حواس مان به آنها باشد.
معلمان بامعرفت کرمانشاهی را بشناسید/ با دست شکسته یا پای پیاده؛ آموزش تعطیل نیست
کارهاش سر زبان مردم افتاده است. این معلم فداکار چند روز پیش پس از تعطیلی کلاس درس در راه بازگشت به منزل تصادف کرد و دست هایش آسیب دید. اما این آسیب جسمی کلاس های درس معلم فداکار و متعهد روستا را با وجود شرایط ناشی از شیوع کرونا تعطیل نکرد و همچنان کلاس درس او با شور و شوق برپاست. آقای احمدی دلیل کارش را انجام وظیفه ذاتی یک معلم دانست. او در خصوص شرایط این روزهایش می گوید: هفته ای
سازهای همیشه کوک معلمی
دو معلم اخیرا هفته ای یک مرتبه هم به مدرسه می روند؛ در هر پایه دو سه دانش آموز دارند و هربار جدا جدا به آنها در حیاط مدرسه درس می دهند. خودش در این باره می گوید: اصول بهداشتی را رعایت می کنیم؛ تخته را بیرون می آوریم و کلاس رفع اشکال می گذاریم . داشلی برون 45 کیلومتر با گنبدکاووس فاصله دارد، هر روز صبح می رویم و برمی گردیم. اینها عشایر ثابت نشین هستند و دوزبانه اند. یکی از نگرانی های ما