دست بوس آنی هستم که بذر علم و ادب را کاشت
سایر منابع:
سایر خبرها
مهم ترین معلم انسان کتاب و دوست خوب است
گوید: یکی از ویژگی های فرهنگیان صبور بودن آن هاست که کمک می کند بتوانند در این شغل دوام آورند و همین ویژگی را در زندگی خانوادگی خود نیز بروز می دهند. صبر و حوصله در این شغل حرف اول را می زند مخصوصا در دوره دبستان این ویژگی باید در معلمان وجود داشته باشد. خود من یک دوره معلم بچه های دبستان بودم و می دانم معلمان این دوره باید چقدر صبور باشند. در دبستان حسین زاده معلم کلاس دانش آموزان پنجم بودم و با
روی آوردن آموزگاران مرد به شغل دوم برای رفع احتیاجات زندگی/ کرونا عامل جدایی معلمان از دانش آموزان شد
سلام و ادب و تبریک ایام، ممنون میشیم خودتون رو به طور کامل برای مخاطبین ما معرفی بفرمایید: من " کریم بخش بلوچ زاده " دبیر ریاضی آموزش و پرورش و مدرس دانشگاه هستم و در سال 1357 در سراوان (روستای دشتوک) به دنیا اومدم. دوره ابتدایی را در دبستان فلسطین و دوره راهنمایی را در مدرسه طالقانی محمدی گذراندم و در سال سوم راهنمایی بودم که در آزمون ورودی نمونه شرکت کردم و در دبیرستان نمونه
معلم برای پاسخ به دانش آموزان باید مطالعه مستمر داشته باشد
سطوح اداره کل و اردوهای فرهنگی به عهده این جانب بوده است. علاوه بر آن مدیر دارالقرآن دلوار، سرگروه پرورشی استان و هشت سال مسئول پرورشی مدیریت آموزش و پرورش بخش دلوار بودم. _ رمز موفقیت خود را در چه می دانید؟ _ تمامی موفقیت ها را حاصل انس با قرآن کریم می دانم. _ به نظر شما یک معلم چه وظیفه ای بر عهده دارد؟ _ معلم باید هنگام ورود به کلاس همه دانش آموزان را
مشق عشق در گوش دانش آموزان مدرسه عشایری/لذت معلمی جایگزین ندارد
هیچ چیز قابل مقایسه نیست وی در گفت وگو با مهر با اشاره به اینکه از 15 سال پیش تاکنون در کسوت معلمی قرار دارد، اظهار کرد: آموختن علم به نسل نو لذتی دارد که نمی توان آن را با هیچ چیز دیگر در این جهان هستی مقایسه کرد. این معلم برجسته که در سه قلعه شهرستان سرایان زندگی می کند، بیان کرد: یکی از دغدغه های من این است که هیچکدام از دانش آموزانم محروم از تحصیل باقی نماند و برای رسیدن
لذت بخش ترین لحظاتم زمانی است که با خنده های آنها می خندم
به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری استان همدان، به منظور پاسداشت مقام والای معلم و به بهانه این روز با معلمی از تبار رسولان روشنایی به گفتگو نشستیم. سوال: با سلام و عرض تبریک سال روز شهادت استاد مطهری و روز معلم، لطفاً خودتان را معرفی نمایید. - با سلام و خدا قوت، فاطمه بخشی نظر هستم، کاردان کودکان استثنایی، با گرایش کودکان نابینا. سی سال است که در خدمت
بیماری ام اس حریف عشق معلم به آموزش نشد
مجری طرح نویسنده کوچک و داور آن در اداره کل شهرستان بودم. میترا ثمری اکنون معلم مقطع دوم ابتدایی دبستانی در منطقه 9 تهران است و درباره فعالیت خود در این مدرسه، آن هم در منطقه زندگی خود، می گوید: در حال حاضر در مدرسه میثاق واقع در منطقه 9 تهران در پایه دوم ابتدایی تدریس می کنم. پس از 20 سال بالاخره فرجی شد و وارد شهر تهران و منطقه زندگی خودم شدم(با خنده). وی ادامه داد: شرایط
برگزاری کلاس های درسی رایگان برای دانش آموزان بی بضاعت
تهران (پانا) - رضا منایی، معلمی که در توسعه گسترش عدالت آموزشی اقدام به کمک داوطلبانه به دانش آموزان نیازمند می کند، به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم، مهمان مجله تصویری، خبری، تحلیلی و آموزشی نگاه بود. به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش وپرورش، رضا منایی با حضور در مجله تصویری و خبری نگاه گفت: آموزگار پایه ششم هستم در سال 1367 از تربیت معلم وارد مدرسه شدم و شروع به
خاطره خبرنگاران لرستانی از معلمان دوران تحصیل خود (خاطره عبدالرضا قاسمی)
جاذبه ما بچه های پشت بازار برای ورود به دبستان سعادت بود. همان روز اول سال تحصیلی 57-56 نزدیک به 100 دانش آموز کلاس پنجمی را قرار بود به دو کلاس تقسیم کنند. معلمان این پایه هم از قبل مشخص شده بودند. یکی آقای منوچهر آبادی که به سبب سختگیری های دلسوزانه اش هنوز هم یادآوری نامش لرزه بر تنم می اندازد و دیگری آقای احمدپور. آقای منوچهرآبادی بچه محل بود؛ اما شنیده بودم که خیلی سخت گیر است و مو را
معلم نمونه قمی: معارف قرآنی بهترین الگوی تعلیم و تربیت است
روزها بار دیگر در هفته معلم قرار دهیم و به همین علت با معلم برگزیده ناحیه 4 آموزش وپرورش استان قم به گفتگو نشستیم. معصومه حافظی هستم دارای دکتری مدرسی معارف گرایش قرآن و متون اسلامی، از سال 81 تدریس را در مقطع کارشناسی آغاز کردم اما 10 سال است که در آموزش وپرورش استان قم مشغول به خدمت هستیم. 10 سال سابقه تدریس در آموزش و پرورش دارم در طی این 10 سال در همه مقاطع ابتدایی
من سینا کمالخانی هستم
بیست وسه ساله بودم این کتاب را نوشتم. البته کتاب که چه عرض کنم می توانید جست وجو کنید و هیچ اثری از آن نبینید حتی اگر در سایت خانه هم بروید چیزی پیدا نخواهید کرد. ولی برای ما نوشتن این چیزها خیلی سخت نیست. اکنون مرا از ورود به مجلس منع کرده اند درحالی که من فقط یک نمونه از این فرآیندی هستم که به اینجا ختم شده است. ارتقا در ساختاری که سواد و دانش در برابر مدرک رنگ ببازد بسیاری را مجبور به چنین کارهایی می کند. درواقع برای عبور از سد یک مانع غیرضرور دست به این اقدام زدم.
3 اپیزود از معلمی/ کاش بتوانم معلم باشم
خبرگزاری فارس گروه آموزش و پرورش: محمد حسن نژاد معلم و کارشناس تعلیم و تربیت یادداشتی را در اختیار این خبرگزاری قرار داده است: هفته بزرگداشت مقام معلم امسال هم با همه فراز و نشیب هایش گذشت اما بعد از 19 سال تدریس امسال فکر کردم کاش معلم نمی شدم و امیدوارم بتوانم معلم باشم. اپیزود اول: سال 73 و در حال سپری کردن مقطع راهنمایی بودم. با اینکه دانش آموزان درس خوانی بودم از معلمان
حالا که می سوزد...بگذار بسوزد!
دارم چون موجب شد برای نخستین بار در حدود سه دهه تدریسم در میانه سال تحصیلی از کلاس و از بچه هایم دور بمانم و این روزها به رغم این که هفته معلم است، اما سَرکیف نیستم، حتی همسر و فرزندانم نیز از این موضع آگاهی دارند. همچنین این روزها در فرایند لذت حداقلی هستم و کلاس مجازی دارم و خرسندم اما فاصله عشق و حال در کلاس مجازی با عشق و حال و لذت حضور در کلاس حقیقی چون عشق مجازی و حقیقی است و هرگز نمی
بچه های مدرسه سعادت
بازدیدهای علمی از نمایشگاه ها را و مسابقه های درسی و کتابخوانی را و عشق را و هوای همدیگر داشتن را و خیلی چیزهای دیگر را تجربه کردیم. حمید قصابیان که چند دوره معلم نمونه استان مازندران هم شد، چند سال پیش به خاطر سرطان لعنتی، از پیش ما رفت؛ مدرسه سعادت هم... *معلم بودن جرم نیست بعید می دانم مثلا در آلمان (با توجه به اینکه به خاطر اقامت 40 ساله چند نفر از بستگان پدرم در این کشور
معلم فیلم ساز
جوایز گوناگون روبه رو شد. این کارگردان می گوید: در این مقطع همکاری با انجمن سینمای جوان را آغاز کردم و با هدف کسب تجربه و علم تخصصی سینما، وارد مقطع کارشناسی ارشد سینما در دانشگاه سوره تهران شدم. سال93 در کنار تحصیل و معلمی، فیلم گچ را ساختم که استقبال جشنواره ها و فعالان حرفه ای سینما و پس از آن چند پیشنهاد کاری تلویزیونی را برایم به همراه داشت. محمد صادقی سال های 93 تا 95 با
جشن روز معلم در مدارس 21 بهمن و 15 خرداد منطقه 12
تهران (پانا) - معلمی عشق است تا عاشق نباشی نمی توانی معلم باشی. من معلّم هستم درد ِ فهمیدن و فهماندن و مفهوم شدن ، همگی مال من است. مرضیه فلاح، معاون پرورشی دبستان 21 بهمن، در گفتگو با پانا عنوان کرد: معلمی عشق است و تا عاشق نباشی نمی توانی معلم باشی. وی گفت: با توجه به این که، هر سال مراسم روز معلم به عنوان یک روز بیاد ماندنی و زیبا برای همکاران و دانش آموزان در مدارس
معلمان در برابر شغل خود مسئولند
از سود و بهرهی فوری آن برخوردار شدم. امسال که برای اولین بار یک سال تحصیلی به تدریس ادبیات مشغول شدم، دغدغه ی خاطر خویش را در تدریس نگارش و انشا در بدو امر فراموش نمی کنم. همچنین تشویق دانش آموزان را به نوشتن. هرچند که این تشویق مرا به تمرین و ممارست بیشتر واداشت و پی بردم که خودم هم در این خصوص غیر عاملم! به راستی چگونه کاری را که خود انجام نداده ام به دانش آموزان و متعلمین آموزش دهم
معلم کتانی پوش و آموزگار نمدکار
تسلطی که بر درس ها داشتم، رتبه اول را در خراسان رضوی از آن خود کردم و به این ترتیب استخدام شدم. سال 95 حکمم برای سرخس خورد؛ هم این شهر و هم روستای بزنگان. تجربه خیلی شیرینی بود. بچه ها را خیلی دوست داشتم و همان اشتیاق انجام کار های جمعی با من بود. جالب اینکه شوق زندگی در روستا خیلی بیشتر از شهر بود. دانش آموزانی را می دیدم که برای رسیدن به چیز هایی که می خواستند، واقعا تلاش می کردند و پشتکار داشتند
ماجرای خودروخوابی یک مرد!
شاید باورتان نشود، اما مدتی است برای این که از غرزدن های همسرم در امان بمانم، داخل خودروام می خوابم! من کارمند یکی از ادارات دولتی هستم و به دنبال شیوع ویروس کرونا در کشور و تعطیلی ادارات، من نیز خانه نشین شدم، اما این خانه نشینی مرا به دردسر بزرگی انداخته است و من و همسرم مدام بر سر مسائل بسیار کوچک به طور مثال تصاحب کنترل تلویزیون و تماشای برنامه مورد علاقه یا رعایت بهداشت فردی و ... با یکدیگر
تدریس روش بحث گروهی در عوالم خیال!/ هموطن گرامی! در خانه اورانیوم غنی نکنید!/ ارادتِ دیرینه به دوستان ...
نمی دانم چه شد که تصمیم گرفتم معلم بشوم، اما از همان روز اول با خودم گفتم که اول باید آدم بشوم! پرذوق، آمدم دانشگاه و اساتید یکی یکی کتاب های قشنگ قشنگ را معرفی کردند و درس دادند(بخوانید غالبا درس دادیم!) و رفتیم و آمدیم و گفتیم و خوابیدیم و خوردیم. همینجا بایستید! خدای من! دیگر ذوقی در کار نیست! پیش خودم طوری که کسی نشنود -به ویژه حراست که عزیزِ دل همه است- گفتم: این ها مرا آدم نمی کند!
ثاثیر افکار کرونایی بر معلمان
کرونا مهمان کشور ما و جهان است تنها علم است که می تواند این ویروس ناخوانده را از جهان به بیرون هدایت کند. همان علمی که در کلاس انشاء دائم با موضوع علم بهتر است یا ثروت مهمان دفترهای انشاء ما بود و اکثرا، نظر ما ثروت بود و اگر معلم انشاء می پرسید چرا ثروت؟ می گفتیم چون وقتی ثروت را در اختیار داشته باشی می توانی علم را نیز به دست آوری؛ تنها این روزهاست که می توان به قدرت علم پی برد و این علم را مدیون
معلم دزفولی که شغلش را می ستاید
/> معلم جوان و کم سابقه آدرس را بلد نبودم و با هر جان و مرگی که بود خانه اش را یافتم، در یکی از کوچه های فرعی و باریک شهر خانه، محسن رضایی معلم فداکاری که این روزها آوازه اش در همه جا پیچیده است. بدون آنکه مثل همیشه اطرافم را برای توصیفات گزارش برانداز کنم سریع زنگ خانه را زدم و طبق عکسی که از او دیده بودم متوجه شدم کسی که در را از روی من باز کرد همانی است که باید درموردش قلم
گفتگو با اولین معلم زن گاوبندی: با چراغ موشی پی بی سوادان می گشتم
سالم توکلی ندای هرمزگان *خانم ترکمانی شما از چه خانواده ای بودید، متولد چه سالی هستید و چند سالگی به مدرسه رفتید؟ جد پدرم از مادری از طرف ترکمن صحرا آمده بودند.مادرم با پدر ملک همسرم، پسر عمو دختر عمو بودند.مادرم فاطمه ترکمانی هم با پدرم عمو زاده بودند.البته من پدرم را ندیدم. یکساله بودم که پدرم فوت کرد. ما یک برادر و دو خواهر بودیم. من در اصل متولد 1328 هستم. بعد که برای انگشت نگاری رفتیم لنگه برای اینکه برای معلمی پذیرفته شوم ، شناسنامه ام را دو سال بزرگ تر گرفتند. 7 سالگی مدرسه رفتم.مادرم نه تنها مخالفتی با مدرسه رفتن من نداشت بلکه خیلی مصر بود که می گفت کاش جمعه هم مدرسه می رفتید. *مدرسه اتان چگونه جایی بود؟ کلاس ششم که بودیم محل مدرسه جای کتابخانه امروزی که کنار میدان اصلی شهر واقع است، بود. یک سنگ بزرگی افتاده بود و یه درخت کهور بزرگی هم بود که خارهای بدی داشت. مدرسه شامل دو کلاس بود که راهرویی میانش بود. میز و نیمکت نبود. می گفتند هر کس حلبی برای ...
مرا عشق معلم، شاعری آموخت
کتاب های خوبی برای کتابخانه بزرگ مدرسه مان می خرید و تشویقمان می کرد آن ها را بخوانیم؛ تازه، آن رباعی خوانی های پرشور اول کلاس ها که بعدها شاهنامه خوانی هم به آن اضافه شد، تا آخرین روزها برقرار بود. این دبیر نمونه استان فارس با گذشت 30 سال از نخستین تدریسش، خود را خوشه چین هر خرمن دانست و گفت: سعی می کردم بتوانم برای خود دانشنامه ای جمع آوری کنم تا هم معلم خود و هم معلم دانش آموزانم
حضور دانش آموزان در منزل معلم اسلامشهری به دلیل عدم امکان حضوردر شبکه شاد
دبستان شهید احمدی روشن شهرستان اسلامشهر که با دعوت از دانش آموزان در منزل خویش و آموزش و تدریس برای آنها به دلیل عدم امکان حضور در شبکه شاد را بر عهده گرفته است، تمام قدایستاده ایم. او در ادامه ضمن قدردانی از تمامی فرهنگیان و این معلم فداکار بیان کرد: قلم در دست می گیری و بر لوح دلم نقش ها می زنی از بهترین یادها و نام ها، نقشی از آب، نقشی از گل محمدی، از پدر، از مادر، از آبی آسمان و نقشی ماندگار از خدا؛ با قلمدانی خالی از دانایی به مکتبت می آیم و با توشه های فراوانی از قلم و علم و ادب و سوال و جواب و دانستن، بدرقه ام می کنی. ...
ضرورت یادگیری مهارت های زندگی
که معلم دخترم بود. او اصلا باورش نمی شد که من آن قدر بزرگ شده باشم و خیلی تعجب می کرد. مرا تحسین کرد و خوش حال بود که مسیرش را ادامه داده بودم؛ اما من به دلیل اینکه محل کارم خیلی تغییر می کند، تا به حال دانش آموزان قدیمی ام را ندیده ام، اما هر کجا که هستند موفق باشند و اگر کوتاهی و بدی ای از من دیدند، حلالم کنند و دعای خیرشان پشت سرم باشد. چهره آشنا شغل معلمی از آن دسته شغل هاست
گل چینی سرخ بهترین هدیه روز من
خبرگزاری فارس همدان ، روز معلم تداعی کننده خاطرات شیرین و به یادماندنی برای همه ماست، دوران دانش آموزی را خوب به یاد دارم. به روز و هفته معلم که نزدیک می شدیم در تب و تاب بودیم که هدیه ای خوب و چشم گیر برای معلم مان ببریم، در عالم کودکی خود تصور می کردیم که اگر کادوی بهتری ببریم هم معلم را خوشحال می کنیم، هم پیش معلم عزیزتر می شویم و البته پیش دوستانمان هم سربلند. روزها و ماه ها و سال ها گذشت و
پای درد دل های فرهنگیان؛ بغض های فروخورده آموزگاران بازنشسته
دانش جامعه حالا باید مسافرکش کوچه پس کوچه های شهر شود آن هم با پیکان از رده خارج شده ای که برخی از رهگذران حتی حاضر نیستند سرنشینش باشند. برای پیگیری گزارشی به سطح شهر رفته بودم بسیار کلافه و عصبانی بودم اولین سواری که جلویم ایستاد یک پیکان تقریبا قدیمی اما تمیزی بود که راننده اش پیرمردی بود با موهای یک دست سفید با کمی تعلل و دو دلی درب عقب را باز کردم و سوار ماشین شدم چند لحظه ای نگذشته
روایتی از 40 سال معلمی
را با مطالعه سپری می کنم. این معلم بازنشسته در مورد دوران دبستان خود بیان می کند: من سال اول و دوم ابتدایی در شاهرخت شهرستان قائن تحصیل کردم و بعد در دبستان حکیم نزاری بیرجند درس خواندن را ادامه دادم. دبستان ما کارگاه آهنگری و درودگری هم داشت که دانش آوزان حرفه عملی یاد بگیرند، از وسط مدرسه ما آب رد می شد و زمانی که تعلیمات دینی داشتیم، وضو می گرفتیم و قرآن می خواندیم. زمانی که ما