فیلم داخل موبایل چه بود؟ / ادعای عجیب در رفیق کشی جوان تهرانی + عکس
سایر منابع:
سایر خبرها
قتل پسر مست چاقو به دست در جنوب تهران
دانستم بچه محل ماست. در حال عبور از خیابان بودم که او سد راهم شد و به رویم چاقو کشید من برای دفاع از خودم با راهنمای موتور یک ضربه به سرش زدم. وی به بازسازی صحنه جرم پرداخت و دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در ابتدای جلسه پدر و مادر مقتول بودند درخواست قصاص را مطرح کردند. سپس متهم روبه روی قضات ایستاد و گفت: من نجار هستم. آن روز
خودکشی اشکان 32 ساله در بزم شبانه نارمک تهران / دوست دخترش با او چه کرد؟
های دوستشان را تایید کردند و همگی گفتند اشکان خودکشی کرده بود و آن ها دستی در این ماجرا نداشته اند. با اظهارات شاهدان قضات وارد شور شدند تا درباره این پرونده اظهار نظر کنند. شامگاه دهم شهریور ماه سال 97 پسر 32 ساله ای به نام اشکان از طبقه پنجم ساختمانی در میدان پانزدهم نارمک به پایین سقوط کرد و در دم جان سپرد. شواهد نشان می داد اشکان پس از خوردن مشروب در بزم شبانه از
نحوه مقابله دادگاه های ترکیه با دشمنان اردوغان
دادگاه آورده شدند. جیهان آیدین، وکیل مدافع آنها گفت که دفاع مناسب از موکلانش تقریبا غیرممکن بود زیرا او هرگز نمی دانست که قرار است چه کسانی در کرسی قضاوت بنشینند. قضات که چندین تن از آنها جوان و بی تجربه بودند، بدون ارائه شدن هیچ توضیحی تغییر می کردند. آیدین که یک وکیل مسائل حقوق بشری است و رییس کانون وکلای منطقه است، گفت: قاضی ارشد هم چهار بار عوض شد. در هر بار جلسه استماع
میله های آهنی سرنوشت گنده لات های مجازی/ هفت تیر کشی در جنگل بی سلطان
مشروب خوردن شوم. وی افزود: حسین به شدت مست شده بود و شروع کرد به لایو گرفتن از من و بد و بیراه گفتن به من و فحش ناموسی دادن. بعد از این با همدیگر درگیر شدیم و دو الی سه نفر از دوستان حسین به همراه خودش به من حمله کردند و من هم فقط از خودم دفاع کردم. قصدم کشتن حسین نبود از خودم دفاع کردم و به دست او چند ضربه با چاقو زدم. این ها بخشی از اظهارات گنده لات تهران بود که به دلیل
مجتبی محرمی: اشتباه کردم قلعه نویی را زدم
کند 100 نفر زنگ می زنند و می گویند کلیه هایمان را به تو می دهیم، اینها عزت و افتخاری است که خدا به من داده است و نباید ناشکری کنم. آن محرومیت ها به فوتبال شما لطمه نزد؟ من محرومیت داشتم و طولانی هم بود اما هر وقت که از محرومیت بر می گشتم بهتر از قبل بودم، چند شب پیش تلویزیون اریک کانتونا را نشان می داد که بعد از 9 ماه محرومیت برگشت و گل زد، یاد خودم افتادم، برایتان مثال می
گفتند برای بیمارستان داوطلب هست، شما به غسالخانه می روید؟
این کار داوطلبانه خبر دارد: همسرم از روز اول در جریان این کار قرار گرفت. اما حالا که نیرو ها بیشتر شده اند می گوید که انجام این کار دیگر بر من واجب نیست. دختر کوچکی داریم که مدام بهانه من را می گیرد. معتدل می گوید هر وقت بیمار می شود با دارو های گیاهی خودش را درمان می کند و برای همین درمان شدنش صبوری چند هفته ای می طلبد: پدر من سال تا سال به من تماس نمی گیرد. اما از آنجا که شیوع این بیماری از شهر قم
اعترافات متهمی که در منطقه طلاب مشهد مرتکب قتل شد/ با چاقوی شکسته از خودم دفاع کردم!
کرده است. کشف آلت قتاله مرد جوان که حدودا 30 سال دارد، ناگهان و بدون هیچ مقاومتی مدعی شد که قاتل است. این مرد سی ساله که آثار اعتیاد در چهره اش مشهود بود به قاضی میرزایی گفت: من این مرد را کشته ام. او را با چاقو زدم. او ادامه داد: با مقتول درگیر شدم که به رویم چاقو کشید و چند ضربه هم به من زد، اما من از خودم دفاع کردم و چاقو را از دستش گرفتم. عصبانی بودم و با همان چاقو
مرد همسرکش از خودکشی پشیمان شد و اورژانس را خبر کرد
مرد 60 ساله اعتراف کرد همسر دوم خود را با چاقو به قتل رسانده و قصد خودکشی داشته، اما قبل از مرگ اورژانس را خبر کرده است. این متهم که اکنون در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران است، در اظهارات خود گفت: همسر اولم را سال 91 بعد از 30 سال زندگی مشترک به خاطر اختلافاتی که داشتیم طلاق دادم. دو سال قبل هم بازنشسته شدم. یک پسر و سه دختر دارم. دوتا از دخترانم ازدواج کرده اند و نوه هم
ماجرای قتل مرد کلاه گیسی!
قاضی باتجربه شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، طرح مهار را در خیابان های اطراف به اجرا گذاشتند و جوانی برهنه را که در حال سخن گفتن با خود بود، دستگیر کردند چرا که مشخصات و چهره جوان 30 ساله با ضارب فراری مطابقت داشت. این متهم که به دستور قاضی میرزایی به اداره جنایی پلیس آگاهی منتقل شد در اعترافات خود به وارد آوردن ضربه چاقو به جوان 40 ساله کلاه گیسی اعتراف کرد اما او طوری سخن می گفت که گویی در
ماجرای قتل مرد کلاه گیسی
بیماری روحی دست و پنجه نرم می کند. او مدعی بود از ما بهتران روح او را تسخیر کرده اند و نمی داند چه کسی چاقویش را به طرف گردن دوستش هدایت کرد. متهم این پرونده جنایی که حسین-ک نام دارد در اعترافاتش افزود: برای خرید شیشه (مواد مخدر صنعتی) رفته بودم که دوستم ح-ر با شیلنگ سیاه که نوک آن فلزی بود به سر و صورتم زد و مرا زخمی کرد. منم او را با چاقو زدم که دسته چاقو در دستم باقی ماند! تحقیقات بیشتر درباره این جنایت توسط سروان جمالی (افسر پرونده) ادامه دارد. روزنامه خراسان
هفت مرد جهادگر از یک خانه آمده اند
دلیل شباهت عجیبی که حسین به پسردایی ام مصطفی داشت تلاش کردم او را به جای مصطفی جا بزنم تا به سوریه اعزام شود. موهایش را شبیه به مصطفی کوتاه کردم. کارها خیلی خوب پیش می رفت؛ اما در لحظه آخر همه چیز لو رفت و بازهم نشد. قرعه به نام من افتاد و در سال 95 راهی سوریه شدم. حسین با هر ضرب و زوری که بود خودش را با کاروانی از هیئت بچه های تهران به سوریه رساند. مرتب به من زنگ می زد و التماس می کرد که آدرسی که
نجفی در دادگاه: میترا با یک فرد امنیتی ارتباط داشت / حتی اگر مهدور الدم بود ...
ماه به صورت صیغه ای و یک سال عقد دائم با هم زندگی کردند و در این مدت چندین بار درگیری فیزیکی با هم داشته اند. نجفی بعد از اینکه خودش را تسلیم پلیس کرد، گفت: میترا به من فحش می داد. او می گفت خانواده ات را له می کنم و می خواست به خانواده ام آسیب وارد کند. روز حادثه بعد از اینکه اسلحه را مسلح کردم، وارد حمام شدم. میترا در حمام بود. یک بالش روی اسلحه گرفته بودم، وقتی بالش را کنار زدم و میترا اسلحه را
اشتهای سیری ناپذیر برای دیده شدن
به فرد دیده ایم. پسر شمالی فوتبال ایران خیلی معمولی نیست. از آنهاست که احتمالاً وقتی بازنشسته شد و به میانسالی رسید با دیدن این عکس ها بگوید کاش آن روزها دست به انتخاب های بهتری می زد و با آن همه استعداد و توانی که داشت بیشتر در زمین فوتبال می درخشید و روی سکوها تشویق می شد تا اینکه ستاره شبکه های اجتماعی باشد و لایک جمع کند. ستاره های جوان البته از این نصیحت های پدربزرگ گونه خیلی خوش
مهربانی با جانباز شیمیایی؛ وسط هیاهوی شهر
. دست بردار نبود و همراه چراغ چند بار هم برایم بوق زد. بسمتش آمدم تا از هول دادن معافم کند. متوجه شدم ماشین روشن شده است و تا کنار ماشین رسیدم بی درنگ به سمت بالای خیابان ولیعصر اشاره کرد تا سوار شوم. داخل ماشین از بیرونش هم کهنه تر بود. پارگی کف صندلی را با موکت پوشانده بود. حدس زدم عمر ماشین از من هم بیشتر باشد. کاپشن راننده و لباس هایش هم کهنه بود. برای دلجویی و عذرخواهی از
برای دفاع از خودم مرتکب قتل شدم
بیان آخرین دفاع در جایگاه قرار گرفت، گفت: من قصد قتل نداشتم و فقط می خواستم خودم را نجات بدهم. او با چاقو به من حمله کرد و من با چوب او را زدم و یک ضربه هم بیشتر نزدم و فکر نمی کردم او جانش را از دست بدهد. در این هنگام قضات به متهم گفتند آیا حاضر به مصالحه و پرداخت دیه هست؟ که متهم پاسخ داد اگر اولیای دم قبول کنند، او نیز حاضر به گفت وگو و مصالحه است و آنچه در توان دارد برای جلب رضایت
یک هفته فرصت برای سازش در پرونده قتل جوان تهرانی
به گزارش رکنا، رسیدگی به این پرونده از اردیبهشت سال 96 آغاز شد زمانی که درگیری 2 نفر در یکی از بوستان های تهران به قتل ختم شد. مأموران پس از حضور در صحنه جرم با فردی مواجه شدند که با چند ضربه چاقو خونین و زخمی بر زمین افتاده بود و چند متر آن طرف تر هم جسد جوانی پیدا شد که با ضربه چوب به قتل رسیده بود. قتل جوان تهرانی به دست دوستش / قاضی مهلت داد بررسی ها نشان می داد که کیوان
17 سال زندان به دلیل ناتوانی در پرداخت دیه برادر
با عمویم اختلاف داشت و به همین دلیل عمویم را کتک زده بود. وقتی حال و روز عمویم را دیدم، خیلی ناراحت شدم و از خود بی خود شدم. به خانه کریم رفتم و حسابی او را کتک زدم. گفتم من هم زورم به تو می رسد، آیا این درست است که تو را بزنم؟ آن قدر از رفتار کریم عصبانی بودم که نتوانستم خودم را کنترل کنم و با واردکردن چند ضربه چاقو باعث مرگ برادرم شدم. من از این اتفاق بسیار پشیمان و ناراحت هستم و درخواست دارم
رضا بعد از شهادت لبخند زد
! برو سنگر من میام. گفت: نه! من باید کمکت کنم تا هر چه زودتر ارتباط برقرار بشه. در همین حین چند تا خمپاره خورد روی جاده. بهش گفتم: برو داخل سنگر! اگه هم شهید شدیم، یکی از ما شهید بشه. گفت: مگه ما لیاقت شهادت داریم که شهید بشیم؟ این را گفت و با هم به وصل کردن سیم های قطع شده ادامه دادیم. آخرین سیمی بود که وصل می کردیم. حدود یک متری از هم فاصله داشتیم که خمپاره ای نزدیک ما به زمین خورد و
4 روز با سینمایی های تلویزیون/ از میلیاردرشدن فتحعلی اویسی تا جاودانگی ابوالفضل پورعرب
دارد. یک جوان سود جو با ایجاد رعب و وحشت در روستا از مسائل خرافی و واهی آنها را ترسانده تا همه روستا را رها کرده و به شهر بروند تا او بتواند از معدن استفاده کند اما احمد نقشه او را خراب می کند و در روستا می ماند تا به بچه ها این روستای محروم درس دهد و به اهالی روستا کمک های فراوانی می کند. حمیدرضا پگاه، سولماز غنی و رحیم نوروزی در این فیلم هنرنمایی کرده اند. فیلم تلویزیونی نگین
ادعای عجیب در رفیق کشی جوان تهرانی
پسر جوان که درگیری خونین در پارک دوستش را کشته و ادعای دفاع مشروع را مطرح کرده بود دیروز از قضات دادگاه مهلت یک هفته ای گرفت تا شاید در این مدت بتواند رضایت اولیای دم را جلب کند.
اتفاق عجیب بعد از 18 سال در پرونده قتل خانوادگی + عکس
پای میز محاکمه ایستاد. وی گفت: آن زمان 28 سال داشتم که از محل کار به خانه آمدم و متوجه شدم برادر بزرگترم با عمویم درگیر شده و او را به شدت کتک زده است. حال عمویم بد بود و برادرم دنده های او را شکسته بود. من که عصبانی شده بودم چاقو کشیدم و با چند ضربه برادرم را کشتم. اما واقعاً قصد قتل او را نداشتم. وی ادامه داد: من 18 سال است که در زندان مانده ام و حالا 46 ساله هستم .من توان
پرونده برادرکشی که 18 سال از آن می گذرد / اعترافات هولناک مرد تهرانی
به گزارش رکنا، مردی که 18 سال قبل در یک درگیری خانوادگی برادرش را به قتل رسانده بود و با رضایت خانواده مقتول حکم به پرداخت دیه گرفته بود حالا مدعی است که نمی تواند دیه را پرداخت کند و از دادگاه درخواست تقسیط کرد. به گزارش خبرنگار حوادث ایران رسیدگی به این پرونده از سال 82 با قتل جوانی افغانستانی در پیشوای ورامین آغاز شد. مأموران پس از اطلاع از وقوع قتل به محل جنایت رفتند و پس از
اقدام به خودکشی بعد از قتل همسر
کامران به دستور قاضی مرادی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران به پزشکی قانونی منتقل شد تا اینکه چند روز قبل مرد زخمی پس از بهبودی از بیمارستان مرخص و برای بازجویی به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و با اظهار پشیمانی به قتل همسرش اعتراف کرد. متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر و بازسازی صحنه قتل در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. گفت وگو با قاتل
ترس از مرگ راز جنایت خانوادگی را فاش کرد
خانواده کشیده شد. حدود 5 یا 6 سالی ما درگیر این جدایی بودیم. دادگاه در نهایت رأی به صلح و سازش داد. اما دعواهای من و منیژه همچنان ادامه داشت. روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟ از صبح باهم دعوا داشتیم. درگیری ما تا عصر ادامه داشت و یک لحظه خیلی عصبانی شدم و چشمم به چاقوی آشپزخانه افتاد. آن را برداشتم و با چاقو دو ضربه به شکم منیژه زدم. خون زیادی از او می رفت و نفس نمی کشید. ترسیده بودم
سرقت های سریالی با یک توپ
. بعد زنگ می زدم و به بهانه برداشتن توپم وارد خانه شده و با تهدید چاقو پول و طلا سرقت می کردم اما در آخرین سرقت با صاحبخانه درگیر و دستگیر شدم. به گفته سرهنگ کرم یوسف وند، رئیس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران متهم تا کنون به 6زورگیری با این شگرد اعتراف کرده است.
انگیزه مشکوک در رگبار بستن مرد همسایه
جایگاه ویژه ایستاد و گفت: چند سال قبل که به سفر رفته بودم کلاشینکفی را به مبلغ 5 میلیون تومان خریدم. من آن را در این سال ها در زیرزمین خانه مان پنهان کرده بودم. وی ادامه داد: آخرین بار با دوستم امیر در مغازه نشسته بودیم و مشروب می خوردیم. نمی دانم چرا بعد از مصرف مشروب دچار جنون شدم. من به زیرزمین رفتم و کلاشینکف را برداشتند و چندین تیر هوایی شلیک کردم. وی در حالیکه سرش را پایین
ابعاد جدید از جنایت در خانه ویلایی در مشهد + عکس ها
ضربه ای با چاقو به او زدم که به داخل اتاق گریخت و در آن جا افتاد. این درحالی بود که آثاری از ضربه عمیق چاقو بر پیکر زن 50 ساله دیده نمی شد! بنابراین گروه ویژه کارآگاهان که با استفاده از تجربیات پلیسی سرهنگ کارآگاه غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی) این ماجرا را پیگیری می کردند پا به تاریکخانه این پرونده جنایی گذاشتند و با نظارت مستقیم قاضی ویژه قتل عمد تحقیقات را به جلسات تخصصی کشاندند. بررسی همه جوانب
قتل فجیع رعنا در خانه مجردی اش / رامین مخفیانه داخل شد
کنم تا آنها دیگر دغدغه ای نداشته باشند. به همین خاطر آن روز مخفیانه وارد خانه خواهرم شدم و پس از ورود او را بشدت کتک زدم تا بمیرد. او به گلویم چنگ می زد تا بتواند فرار کند اما آنقدر او را زدم تا مرد بعد به خاطر اینکه اثری از من روی ناخن هایش نماند زیر ناخن هایش را تمیز کردم و با پلیس تماس گرفتم.متهم پس از اعتراف صریح و تکمیل پرونده به دادسرا ارجاع شد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید. حوادث اختصاصی رکنا را اینجا بخوانید: آیا این خبر مفید بود؟ 0 0 منبع خبر : رکنا ...
معمای دروغ های یک آدمکش
تحقیق در ادامه به سرنخ هایی دست یافت که نشان می داد عامل جنایت فردی آشنا بوده است، چرا که به راحتی وارد خانه شده و قربانیان از قبل او را می شناختند. در این شرایط آنها به مرد جوانی به نام ناصر که همراه همسرش در طبقه اول ساختمان زندگی می کردند و مستأجر قربانیان بودند مشکوک شدند. هر چند این زوج در خانه نبودند اما مأموران در تحقیق از همسایه ها به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می داد ناصر لحظاتی قبل از