سایر خبرها
ستاره تیم یوونتوس: هنگام ابتلا به کرونا وحشت کرده بودم
/> متوییدی در خصوص این دوران گفت: صادقانه باید بگویم که روزهای سختی بود.علائمی از ویروس کرونا نداشتم اما وقتی خبر مثبت اعلام شدن تستم رو شنیدم کاملا شوکه شدم. وحشت کرده بودم و و برای خانواده و دوستانم نگران بودم. این روزها به هیچ وجه خوب نیست، همیشه از خودم می پرسم که برای فوتبال و زندگی روزمره چه اتفاقی میافتد؟ منبع خبر : پارس فوتبال
حسنی پور: کرونایی شدنم مربوط به یک ماه پیش است/ قصد ندارم تیم ملی کاراته ایران را ترک کنم
یک ماه پیش به بیماری کرونا مبتلا شدم و اکنون در صحت و سلامتی کامل به سر می برم. این اتفاق مربوط به زمانی است که من در امارات بودم و در فرودگاه متوجه شدم به ویروس کرونا مبتلا هستم. وی افزود: حدود 8 کیلوگرم وزن کم کردم و 21 روز در بیمارستانی در امارات بستری شدم و بعد هم 14 روز به قرنطینه خانگی رفتم. پیش از کرونا هیچ علائمی نداشتم. وقتی به ایران برگشتم سعی کردم در خانه بمانم و رعایت کنم
حسنی پور: 21 روز سخت را در امارات پشت سر گذاشتم/ اصلاً فکر نمی کردم مبتلا به کرونا شده ام
در اواخر سال گذشته برای انجام کاری به امارات سفر کردم که در این کشور جواب تست کرونای من مثبت اعلام شد و برای درمان بیماری 21 روز در بیمارستان بستری شدم. وی در مورد عدم اطلاع رسانی راجع به شرایط خود گفت: به دلیل دوری از ایران و به خاطر اینکه خانواده ام نگران نشوند خبر ابتلا به ویروس کرونا را حتی به آنها هم اعلام نکردم. البته در حال حاضر و پس از پشت سر گذاشتن مراحل درمانی و بازگشت به ایران
زنم پس از ازدواج مهریه اش را اجرا گذاشت و با مرد غریبه ارتباط گرفت/پس از قتل همسرم خودکشی کردم اما زنده ...
به گزارش ندای گیلان ،مرد 60 ساله اعتراف کرد همسر دوم خود را با چاقو به قتل رسانده و قصد خودکشی داشته، اما قبل از مرگ اورژانس را خبر کرده است. این متهم که اکنون در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران است، در اظهارات خود گفت: همسر اولم را سال 91 بعد از 30 سال زندگی مشترک به خاطر اختلافاتی که داشتیم طلاق دادم. دو سال قبل هم بازنشسته شدم. یک پسر و سه دختر دارم. دوتا از دخترانم
بازداشت قاتل فراری در مراسم ترحیم
پلیس شهرستان شاهرود قرار داد تا وی در یکی از دادسرا های محل حادثه مورد بازجویی قرار گیرد. گفتگو با متهم ارسلان اهل کجایی؟ من ساکن شهرستان شاهرود بودم که پس از حادثه خانه به دوش شدم. قبل از حادثه زندگی خوبی داشتی؟ بله، من در شاهرود رستوران داشتم و وضع مالی ام خوب بود و در زندگی ام هیچ مشکلی نداشتم، اما یک اشتباه زندگی ام را تباه کرد.
بعد سفرم به گیلان به کرونا مبتلا شدم
، با انجام تست متوجه شدم که در سفرم به استان گیلان، یکی از کانون های اصلی شیوع کرونا، به این بیماری مبتلا شدم. تست کرونا را در بیمارستان مسیح دانشوری انجام دادم و پس از تایید مبتلا شدنم، دکتر توصیه کرد تا خود را قرنطینه کنم، البته بیماری ام خفیف بود و نیاز به درمان خاصی نداشت. حتی در مدت درمان هم به پزشک هم مراجعه نکرده و امکانات درمانی هم نداشتم، از طریق تلفن با کادر درمان در ارتباط بودم
از ماجرای جا ماندن دوربین در میدان جنگ تا ثبت لحظات شهادت
بمباران رخ داد و من خواستم مصاحبه قطع نشود و همزمان از آن حالت ها عکاسی کردم؛ حتی یک جای دیگر که عراقی ها آتش باران کرده بودند و خمپاره ها در کنار ما به صدا در می آمد من در حال ثبت لحظات بودم. پروین قدس اضافه کرد: من در همه حالات از همرزمان و خودم در این عملیات تصویری ثبت کرده ام. حتی در نقاطی که محاصره شده بودیم با دورین لویتر 2 که عکاسی با آن بسیار سخت است، در حالی که ترکش وارد بدنم شده بود
دوست دارم نقشم حرفی برای گفتن داشته باشد + عکس
و برایش شعر می گفتم. در دوران نوجوانی در مدرسه شومن بودم و صداپیشگی می کردم. گاهی حس می کردم درون من 100 نفر هست. یادم هست در پایان سال گذشته برایتان اتفاقی افتاد در طول اجرای نمایش که دچار شکستگی پا شدید. الان حال تان چطور است؟ خوشبختانه الان خیلی بهترم الان. تا پایان اسفند پارسال با واکر راه می رفتم و تا 13 فروردین ماه امسال با عصا . تا امسال که به خاطر شیوع کرونا نتوانستم
روایت عجیب جهادگر کرونایی از قاچاق مشروب تا نجات جان بیماران
به پرونده سنگین اعمالم. دل هایی که شکسته بودم، آه و نفرین هایی که پشت سرم بود، همه سال های زندگی از جلو چشمم گذشت. من پسر ناخلف پدر و مادرم شده بودم. تا قبل از دستگیری، آنها از کسب و کار من چیزی نمی دانستند. فکر می کردند پسرشان یک ماهی فروش است که کمی کله شقی دارد و دعوایی هست. فکرش را نمی کردند که روزگارم از فروش مشروبات الکلی می گذرد. وقتی دست گیر شدم همه چیز رو شد و من روی دیدنشان را نداشتم
خلوت کثیف شوهرم را با دوست صمیمی ام در قرار عاشقانه دیدم / مریم طلاق خواست
همسرم هستم. اشتباه کردم. می خواهم مرا ببخشد و فرصتی دوباره به من بدهد. من اشتباه کردم. چند ماه پیش به طور اتفاقی با زنی در تلگرام دوست شدم. کم کم این دوستی و درددل کردن هایمان به عشقی آتشین تبدیل شد و با هم ارتباط عاشقانه داشتیم. همدیگر را ملاقات می کردیم. این عشق مجازی هوش و حواس را از من برده بود. دیگر تمایلی به زندگی ام نداشتم. انگار عشق و محبت همسرم را فراموش کرده بودم. زمانی که ماجرا لو رفت و
برای 40هزار تومانِ پرسپولیس، قید 3میلیون تومانِ کشاورز را زدم
بده، وقتی می گویم کلیه ام درد می کند، 100 نفر زنگ می زنند و می گویند کلیه هایمان را به تو می دهیم، این ها عزت و افتخاری است که خدا به من داده است و نباید ناشکری کنم. بعد از هر محرومیت، بهتر از قبل می شدم من محرومیت داشتم و طولانی هم بود؛ اما هر وقت که از محرومیت برمی گشتم، بهتر از قبل بودم. یک روز بازی داشتیم. استانکو سرمربی پرسپولیس بود و تازه محرومیت من به پایان رسیده بود و بیرون
شهره سلطانی با ظاهری ساختارشکن از خطوط قرمز عبور کرد
زبان هم گرفتم. به علاوه چهره ام تغییر کرده بود و چاق هم شده بودم. در نتیجه دچار شوک فشار روانی شدم که همه اینها افسردگی را هم برایم به دنبال داشت. روزهای سختی را گذراندم اما دیگر نمی خواستم این روزها ادامه پیدا کند. گرچه هنوز به طور کلی از این بیماری خلاص نشده ام اما معتقدم تقویت روحیه می تواند روند بهبود را تسریع کند. تصمیم گرفتم خوب باشم و همین کار را هم کردم. من یک سامورایی و مبارز هستم؛ یاد
مهم ترین معلم انسان کتاب و دوست خوب است
معنای این کلمه داشته و نام فامیلی پرده شناس را برای ما انتخاب کرده است. پدرش بزرگ شده مشهد و متولد گناباد است. مادرشان هم متولد مشهد است، ولی پدربزرگش یزدی بوده است. پدرم دوست داشت درس بخوانیم در خانواده ای پرجمعیت بزرگ می شود و اصلا فکر نمی کرده روزی معلم شود و به فرزندان این آب و خاک درس بدهد. پدرش کارگر شهرداری بود و مادرش سیزده فرزند به دنیا می آورد که 4 نفر آن ها بعد از تولد فوت
بلز متوئیدی : کرونا گرفتم، روانی شدم!
خارج از خانه بروم. ویروس کرونا مرا بیمار روانی کرد. در چنین شرایطی همواره باید مطمئن باشید که مردم به شما زیاد نزدیک نیستند و باید به لحاظ روحی و روانی قوی باشید. به هر حال ما نیاز به زمان خواهیم داشت چون این وضعیت جدیدی برای همه ماست. من علائمی از ابتلا به ویروس کرونا نداشتم اما وقتی خبر مثبت اعلام شدن تستم را شنیدم، شوکه شدم. در وحشت کامل بودم و بابت خانواده و دوستانم می ترسیدم. برای خانواده و دوستانم قرار گرفتن در چنین وضعیتی دشوار بود اما من به آنها قوت قلب می دادم. روزهای خوبی نیست و همه ما واقعاً می خواهیم این وضعیت هر چه زودتر پایان یابد. ...
ستاره یوونتوس: ویروس کرونا من را روانی کرد!
به گزارش "ورزش سه"، بلیز ماتوئیدی یکی از سه بازیکن یوونتوس بود که در کنار دانیله روگانی و پائولو دیبالا تست کرونایش مثبت اعلام شد. با این حال به نظر می رسد که ستاره فرانسوی دوران نقاهت را پشت سر گذاشته و حالا در وضعیت کاملا خوبی به سر می برد. متویدی اما حالا در مصاحبه ای از حال و روز خود بعد از ابتلا به ویروس کرونا صحبت کرده و می گوید که بعد از مثبت شدن تست کرونایش، وحشت و ترس او را
خاطرات شهروندان ووهان از دوران قرنطینه
این مواد در چرخه فروش شدم، تا حدی آرامش یافتم و اضطرابم کم شد. هر روز سعی می کردم برای ورزش بیدار شوم. آشپزی کردم و خاطراتم را نوشتم. کارهایی را می کردم که دوست داشتم و فعالیت های داوطلبانه انجام دادم. با انجام این کارها حال بهتری داشتم. همه نگران بودند. من زمان بیرون رفتن را محدود کردم اما انسان ها بسیار اجتماعی هستند. بنابراین هر روز برای گفت وگو با کارگران بخش بهداشت بیرون می رفتم
ماتوئیدی: ابتلا به کرونا باعث وحشتم شد
.... باید همیشه مطمئن باشید که بقیه خیلی نزدیک شما نباشند. باید از لحاظ روانی قوی باشید. این به زمان نیاز دارد. این شرایط جدیدی برای ماست. من نشانه ای نداشتم اما وقتی خبر را شنیدم، شوکه شدم. خیلی وحشتناک بود. به خاطر خانواده و دوستانم می ترسیدم. برای آنها هم دشوار بود اما به آنها اطمینان دادم. دوران خوبی نیست. می خواهیم این شرایط هرچه زودتر تمام شود. از خودم می پرسم چه بر سر فوتبال و زندگی روزمره می افتد." بیشتر بخوانید: اینتر پیروز نبرد با یوونتوس برای جذب ستاره ایتالیایی بالوتلی: از یوونتوس هم پیشنهاد داشتم اما... ...
قتل بی انگیزه در حالت مستی
و از ترس خودم را از محل دور کردم. در ادامه، پدر متهم که او نیز اتهام معاونت در قتل از طریق تسهیل عمل قتل را داشت، در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من حتی از صدور کیفرخواست برای خودم خبر نداشتم، چون اصلا در جریان چیزی نبودم. من وقتی وارد ماجرا شدم که پسرم قتل را مرتکب شده بود. من اصلا خبر نداشتم در سفری که به عراق داشته با خودش کلاشنیکف آورده است. او این سلاح را در زیرزمین مخفی کرده بود و
روزهای کرونایی به روایت یک بهبودیافته/ از بخشش اجاره خانه تا تلخی مرگ با حسرت نماز
یازدهم مجلس شورای اسلامی به عنوان صندوق دار داوطلب شدم، در همان زمان حدود ساعت هشت شب احساس ضعف و بی حالی کردم تا اینکه در آخر شب وقتی به خانه رسیدم علائمی چون اسهال و استفراغ و تب و لرز داشتم، فردای آن روز در خانه ماندم ولی دیگر توانی برای حرکت نداشتم... *ابتلا به کرونا با حال روحی مساعد به پیشنهاد خانواده و همسرم راهی بیمارستان رازی شدیم پس از معاینه و مشاهده علائم که می توان
انگیزه مشکوک در رگبار بستن مرد همسایه
پایین انداخته بود گفت: باور کنید هیچ مشکلی با مرد همسایه نداشتم و هیچ گاه از او به خانواده اش بدی ندیده بودم. من حالم بد بود و اراده ای از خودم نداشتم. من پس از مصرف مشروب دچار جنون شده بودم و حالا شرمنده اولیای دم هستم. سپس امیر در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: وقتی محمود مشروب خورد حالش بد شد. او یکبار به زیر زمین خانه شان رفت و با یک کلاشینکف برگشت. من از رفتار او شوکه شده بودم. او بی
کرمانپور: از توئیت کردن در اوائل ورود کرونا قصد شانتاژ نداشتم
نظام پزشکی در ادامه افزود: در آن روز هایی که مبتلا شده بودم حالم خیلی بد شد. آدم ها با حل بد این اتفاق برایشان پیش می آید. شاید همراهان بیماران سرطانی را دیده باشید. یا کسانی که پشت در های آی سی یو هستند. به جایی رسیدم که هیچ چیزی برای از دست دادن نداشتم جز اینکه خودم از دست بروم. بعد از جنگ برای اولین بار در خانه داد می زدم و یا ابولفضل (ع) و یا زهرا (س) می گفتم. خانواده دورت مثل شمع می سوختند و باید از این ها بکنی و بروی. بار ها داد می زدم که ائمه نجاتم بدهند. احساس می کردم داشتم اذیت می شدم. بعد از آن، اما خیلی از زشتی ها برایم زیبا شد. دیگر آدم ها را زشت و زیبا نمی بی نم. ...
سرگذشت زنی که قاتل شد!
کنار او وحشت داشتم به طوری که خودم نیز به یک بیمار روانی تبدیل شدم. مو های سرم کاملا ریخت و هر بار مرا کتک می زد با سر لخت و بدون حجاب داخل کوچه می گریختم یا در انباری می خوابیدم. این رفتار ها به جایی رسید که دیگر نتوانستم تحمل کنم و او را با میله آهنی کشتم، سپس جسدش را داخل دست شویی منزل انداختم و با آتش زدن خانه از محل گریختم. شایان ذکر است به دستور قاضی احمدی نژاد (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) تحقیقات در این باره ادامه دارد. منبع: روزنامه خراسان منبع خبر : فرادید
خاطره بازی با چهره محبوب استقلال و تیم ملی
این چیز ها را در میان گذاشتیم، سفره دلش را برای مان باز کرد: من این را می دانم که اینجا مرا دوست دارند. ولی تو نمی دانی که در ایران چند نفر هستند که من را دوست ندارند؟ من وقتی در تیم ملی بودم حتی می توانستم به هانوفر بروم. یکسری از ایران کار من را خراب کردند. بعد پشت سرم حرف زدند که من از این کار خیلی بدم آمد. الان بین من و همه یک دیوار است. این را می فهمی؟ من در قبل خیلی خندیدم. با همه دوست شدم
شبی با بهبودیافتگان کرونا /کرونا سخت تر از دیده ها و شنیده ها /از مرگ بازگشته ها
اسفند سال گذشته تست کرونایش مثبت اعلام شده است. او می گوید: تب شدیدی داشتم و چندباری به درمانگاه مراجعه کرده بودم، اما نتیجه ای نداشت و روزبه روز تبم بیشتر می شد و بدن دردم شدیدتر. آخرین دکتری که رفتم برایم آزمایش نوشت و از قفسه سینه ام عکس گرفتند که همان جا گفتند به کرونا مبتلا شده ام و با آمبولانس به بیمارستان امام رضا (ع) منتقل شدم. او ادامه می دهد: دو، سه روزی در بخش
شوخی مدیری با میلاد کی مرام؛ شبیه بازماندگان داعش شدی!
، مهرداد: برادرانم؛ ما در کل چهار برادر هستیم. سال 1353 تئاتر خرگوش: دوم ابتدایی بودم؛ یکی نیامد و من نقش طوطی را بازی کردم. عارف لرستانی: اتفاقاً دیشب به یادش بودم و امروز با خانواده اش صحبت کردم. عارف جزو بهترین و دوست داشتنی ترین دوستانم در زندگی بود. همیشه برای من زنده است و در کنارم حضور دارد. خشایار الوند: روحش شاد؛ حداقل 20 سال با هم کار کردیم. او هم یکی از دوست داشتنی ترین و حرفه ای ترین ها در کار خودش بود. سرعت خشایار در نوشتن، تبحرش در داستان پردازی و روایت قصه شگفت انگیز بود. ...
قاتلی که قصد خودکشی داشت در یک قدمی مرگ نجات یافت
شامگاه 28 فروردین مردی میان سال که به سختی حرف می زد با کلماتی بریده بریده از مرگ همسرش و زخمی شدن خودش خبر داد و درخواست کمک کرد. وی به سختی نشانی خانه اش در محدوده میدان امام حسین(ع) را به امدادگران اورژانس داد. اما وقتی امدادگران به خانه این مرد رفتند و با جسد یک زن و بدن نیمه جان مرد 60ساله رو به رو شدند و موضوع را به پلیس خبر دادند. به دنبال اعلام این خبر بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم
میلاد میداوودی: اگر بعضی تیم ها افتخارات استقلال را داشتند کهکشان راه شیری را روی پیراهن شان می زدند
می زدند. با بازیکنان سابق استقلال هنوز هم در ارتباط هستم و طوری بود که اگر در اردوها هم نبودم می گفتند که چرا میلاد نیست. من با همه خوب بودم و همیشه با بچه ها شوخی می کردیم. خیلی از بازیکنانی که در استقلال حضور داشتند به این تیم عرق داشتند. مانند پژمان منتظری یا مجتبی جباری و خیلی از بازیکنانی که با آنها بد رفتار شد. به هر حال بازیکن ناراحت می شود یا چندین ماه پول دریافتی نداشته اما یک