سایر منابع:
سایر خبرها
قهرمانان بی مدال/ جای خالی روایت شهربانوها از جنگ
بوده و به بیمارستان منتقلم کردند. از شدت درد بسیار ناله می کردم که یک بهیار بالای سرم آمد و با مهربانی گفت: چرا اینقدر داد و فریاد می زنی. مگر به زور به جبهه اومدی. بقیه هم مجروحن اما ببین تحمل می کنن پس تو هم تحمل کن تا روحیه بقیه رزمنده ها خراب نشه. و اون بهیار شما بودید و او مرا شناخت. بعد از این واقعه و اطلاع بنیاد شهید یک روز به منزلم آمدند و گفتند: سال ها دنبال شما بودیم چون پرونده تان را داشتیم اما نمی دانستیم کجا هستید و خدا روشکر شما را پیدا کردیم. پایان پیام/ 84
لو دادن شوهر جنایتکار پس از 12 سال
بود، مجبور شدم با همدستی جواد برادر وی را به نام احمد به قتل برسانم. من نیز از ترس اینکه مبادا جواد ماجرای قتل احمد را برای خواهرش فاش کند ناچار شدم او را نیز به قتل برسانم!با ادعاهای این زن تیمی از پلیس جنایی چاه محل دفن جبرائیل را شناسایی کردند و پس از حفاری بقایای جسد او کشف شد.همین سرنخ کافی بود تا پلیس ترابعلی را بازداشت و تحت بازجویی قرار دهد.این مرد وقتی دید که راز جنایت هولناکش برملا شده است
فرار مرگبار دزدان پرایدسوار از میان جمعیت
عبور کرد و این صحنه دلخراش را رقم زد. وی در ادامه گفت: حرکات راننده خودروی پراید به قدری خطرناک و جنون آمیز بود که همه را شوکه کرده بود، به طوری که هیچ کس به کمک دختر جوان نرفت و عاملان این حادثه موفق به فرار شدند. ترسیده بودم یکی دیگر از شاهدان هم گفت: من در حال عبور از خیابان بودم که دیدم مقتول کیفش را داخل خودرواش گذاشت و بعد بدون اینکه در خودرواش را قفل کند به در خانه ای رفت و
اخبار حوادث امروز 9 آبان 1394 + عکس
کینه به دل داشتم. برای همین روز حادثه او را به خانه ام دعوت کردم و بعد از بیهوش کردنش، با ضربات چکش او را کشتم. بعد از آن جسدش را مثله کرده و سرش را پس از متلاشی کردن داخل کباب پز گذاشتم. با اعترافات هولناک این زن پرونده وی برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم در این شعبه محاکمه شد و اظهارات تازه ای را مطرح کرد. او اینبار به قضات گفت: مقتول قصد داشت مرا مورد آزار و اذیت
اعترافات تکان دهنده از جنایت زن تروریست در دادگاه تهران
کینه به دل داشتم. برای همین روز حادثه او را به خانه ام دعوت کردم و بعد از بیهوش کردنش، با ضربات چکش او را کشتم. بعد از آن جسدش را مثله کرده و سرش را پس از متلاشی کردن داخل کباب پز گذاشتم. با اعترافات هولناک این زن پرونده وی برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم در این شعبه محاکمه شد و اظهارات تازه ای را مطرح کرد. او اینبار به قضات گفت: مقتول قصد داشت مرا مورد آزار و اذیت قرار
از شفاف سازی تبانی تا ناگفته های بسیار از تراکتورسازی/ سرمربی گسترش فولاد: دوست دارم خاطرات تراکتور ...
در سن خیلی پایین در حدود سن 18، 19 سالگی شروع کردم در تیم نوجوانان پاس به ترتیب مربی نوجوانان، جوانان و امیدهای پاس بودم. با تیم جوانان و امیدهای پاس قهرمان تهران شدیم. با امید پاس در مسابقات قهرمانی کشور قهرمان شدیم. از سال 79 که آخرین سال مربیگری من در امیدهای پاس و ابتدای سال 80 بود، دستیار فیروز کریمی در استقلال اهواز شدم. با استقلال از لیگ دسته دو به لیگ آزادگان صعود کردیم. سال بعد اولین سال
همسرم آبرویم را در محل کارم برده است
...> بعد از صحبت های این مرد همسرش نیز به قاضی گفت: قبول دارم که آن روز محل کار شوهرم رفتم و داد و بیداد کردم. ولی شوهرم فقط کارهای مرا می بیند. او اصلا متوجه نیست که تا چه اندازه مرا عصبی ناراحت کرده که مجبور به انجام چنین کاری شدم. من آن روز آنقدر عصبی شده بودم که اصلا کنترل رفتارم دست خودم نبود. ما خیلی وقت است که با هم درگیری داریم برای همین بهتر است از هم جدا شویم. در پایان قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند ولی وقتی اصرار آنها را دید، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد. ...
سبزترین تاکسی ایرانی+عکس
جلال آل احمد بوده و چندین کتاب داستان نوشته است. با روحیه من کار تاکسیرانی برایم سخت بود؛ برای همین به دنبال راهی بودم تا این شغل را برای خودم جذاب کنم. می خواستم به دنبال کاری هم بروم که کسی انجام نداده است. یک روز گل بن سای ژاپنی را دیدم و خوشم آمد؛ اما خیلی گران بود. با خودم گفتم مصنوعی آن هم قشنگ است. و متوجه شدم چین مصنوعی آن را تولید کرده اما خیلی ماشینی و بی کیفیت. به این فکر افتادم که با
شب شعر قصیده های عطش با حضور شاعران آیینی + گزارش تصویری
مرابگیرد و جانم را یا این دل تکه تکه را جمع کند تنهاست کسی ندارد الا الله یک عمر فقط دعا و انشالله حالا که به نامتان پناهنده شده ست یا فاطمه.س. اشفعی لنا عندلله عمریست سرم بر آستانت دیدی من نیز یکی از عاشقانت دیدی ای عشق بگو بگو مرا هم یکشب در دسته ی زنجیر زنانت دیدی حسین جعفری :
مشهورترین سوتی های مجریان تلویزیون
برنامه دعوت کردیم. او وقتی به استودیو آمد که بازخوانی آهنگ یک خواننده ایرانی خانم در خارج کشور تمام شده بود. وقتی به استودیو آمد شروع کرد به تعریف کردن از آهنگ و گفت این آهنگ خانم مرضیه است و من این خواننده را بسیار دوست دارم و همیشه ترانه هایش را گوش می دهم و ادامه داد که اصولا بازخوانی آهنگ های خوانندگان زن به خاطر جنس صدایشان کار سختی است و من از ایشان خواستم که درباره موضوع دیگری صحبت کند.
پس از زیارت امام حسین(ع) در اسارت، دیگر کربلا نرفتم
این مسئله مطرح شد که برای درمان این بیماری باید حداقل شش ماه آمپول و قرص چرک خشک کن مصرف شود و درمان سریع این بیماری از لحاظ علمی قابل پذیرش نیست. بعد این، دکتر مرا داخل اتاقش برد و از من اسم و مدت اسارتم را پرسید. سپس گفت: تو چکار کردی که بیماری ات به این سرعت مداوا شد؟! گفتم کاری نکردم، شاید دعای پدر و مادرم و بچه های اردوگاه باشد! دکتر عراقی گفت: بخدا قسم من به هرچه که تو اعتقاد داری
مرد شیطان صفت با لباس زنانه دستگیر شد
میکرد.دیشب الکساندر در حالی دستگیر شد که قصد تعرض به یک خانم 28ساله را داشت که دوربین مداربسته مکان حادثه به دستگیری او کمک کرد. پلیس در ادامه افزود: جرائم او از نهم اکتبر شروع شد و تا 28 اکتبر ادامه داشت.او حتی یکبار لباس زنانه پوشید و در امتداد جاده تظاهر کرد که زن تنهاییست که آنجا گیر کرده و بعد سوار شدن بر خودرویی که راننده اش زن بود ،به او تعرض کرد.در سوابق یک ماه اخیر او ضرب وشتم وشکنجه
قصه پایان جنگ داخلی کردها از زبان احمد چلبی
الجزایر) و الان هم به ما دروغ می گویند. در این دقایق وضعیت امریکایی ها به طور کامل روشن شد. هیئت به امریکا برگشت. بعد از آن هیئتی از سازمان امنیت امریکا در ماه چهارم از سال 1994 آمد. اوضاع به سمت تنش میان اتحاد میهنی کردستان و حزب دموکراتیک یعنی میان دو گروه جلال و مسعود پیش می رفت. در جریان سفر همچنین این هیئت سازمان امنیت امریکا مرا متوجه کرد که نمی دانند در کردستان چه می گذرد و خیلی شوکه شدند بعد
چرا باید در زیارت عاشورا لعن بفرستیم در حالی که دیگر یزیدی وجود ندارد؟
فکر و راه یزید و یزیدیان عصر است[2]. زن فرعون وقتی که به درگاه الهی دعا کرد، نگفت خدایا مرا فقط از فرعون نجات بده بلکه گفت: (ربّ ابْنِ لی عنْدک بیتاً فی الجَنّه ونجّنی من فرْعوْن وعمله ونجّنی من القوْم الظالمین)[3] یعنی مرا از فرعون و فرعونیان، که طرفداران سنّت سیّئه و رفتار ناپسند او هستند، نجات بده. تفکرّ برای همیشه باقی می ماند هر چند که اسم و عنوانش تغییر پیدا کند. بعد از
شاعر آهنگ های دَرد نیلوفری
خبرنگار موسیقی ایرنا می نویسد: صبحِ هشتم آبان 1386، می خواستم وارد کلاس شوم که یکی از بچه ها گفت، صبح که به دانشگاه می آمده در راه از رادیوی تاکسی شنیده که .... دنیا بر سرم خراب شد؛ استاد وارد کلاس شده بود، رفتم به کلاس و تا پایان ساعت کلاس صبر کردم در حیرت نبودنِ او. کلاس که به پایان رسید، روی تخته نوشتم: از اوج آسمان ها یک شب مرا صدا کن ...؛ شاعر نیلوفرانه ها آسمانی شد . دانشکده ادبیات، افسرد
سرقت های وحشت آور 2مرد مسلح از 3آرایشگاه زنانه
کرد. صدای دو رگه ای داشت و فریاد می زد. 12 مشتری آرایشگاه باید سکوت می کردند. فقط صدای مرد اسلحه به دست را می شنیدند که می گفت: اگر ساکت نشوید کشته خواهید شد. رعب و وحشتی به پا بود . 3 زن جوان بدون این که مرد خشن متوجه شود فرار کردند و به یک اتاق دیگر رفتند و در را بستند. مرد خشن سارق بود یک کیسه پلاستیکی سفیدرنگ به یکی از مشتریان داد و گفت: همه طلاها، پول ها و گوشی هایتان را در این
مجموعه اشعار آئینی ویژۀ اربعین حسینی
چشمش به من و چشم ترم افتاده محمد حسن بیاتلو هرچه زدند شوکتِ من کم نشد حسین در مجلس یزید، سرم خم نشد حسین با خطبه ای که من سرِ بازار خوانده ام آن نقشه ای که داشت ، فراهم نشد حسین آنجا چنان شبیه پدر حرف می زدم یک مرد از آن قبیله حریفم نشد حسین اصلا محرّمت که جهان را به هم زده بی خطبه های من
سرقت با ترفند کیسه سوراخ!
یک پراید سفید رنگ شکایت کرد. کارآگاهان پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ که برای رسیدگی به این شکایت پرونده ای با موضوع کلاهبرداری تشکیل داده بودند در نخستین گام به بررسی حرف های مالباخته پرداختند. زن مسن به آنها گفت: روز سرقت در خیابان امامزاده معصوم(س) تهران پیاده روی می کردم که یک دستگاه خودروی پراید سفیدرنگ به من نزدیک شد و راننده اش خود را مردی خیر معرفی کرد که برای یکی
مجموعه اشعار ویژۀ شهادت امام رضا (ع)
مهدی فاطمه را صدا کن تو از برای فرجش دعا کن سوخت در آن حجره ز پا تا سرت خون جگر ریخت ز چشم ترت بر دل زارت، جگر زهر سوخت آب شد ای جان جهان، پیکرت مرد و زن و پیر و جوان، سوختند در پی تشییع تن اطهرت بر سر و بر سین? خود، می زدند زنان نوغان همه چون خواهرت پشت سر جنازه، انبوه خلق پیش
مجموعه اشعار ویژه شهادت امام حسن(ع)
چه کسی هست که با نیزه سرت میریزد؟ هانی امیر فرجی حسن(ع)شدی که غریبی همیشه ناب بماند رد دو دست ابوالفضل(ع)روی آب بماند حسن(ع)شدی که سوال غریب کیست درعالم؟ میان کوچه و گودال بی جواب بماند یکی زغصه توبه بیرون رخنه کرده است تفاوت زن چون جعده و رباب(س)بماند ابری شدم به نیت باران شدن فقط مور آمدم
صابر ابر، روز به روز محبوب تر می شود (2)
کوتاه بازی کردن. در سه زن یک سکانس بازی کردم، در هیچ یکی از آن آدم ها هستم، در درباره الی... آخر فیلم می آیم. بعدش با تجربه هایی که این جور جاها به دست آوردم، می آیم و در اینجا بدون توقف من سر جایم قرار می گیرم. کاری انجام می دهم که کمی خیالم ازش جمع است. نقش مکمل ها هم ادامه تمرین کردن است برای ... ... رسیدن به نقش اصلی درست. چون جایی زندگی می کنیم که هیچ چیزش نرمال
هابرماس: دینی توصیف کردن برخی از نزاع های بنیادگرایانه، ساده اندیشی است
یورگن هابرماس: دینی توصیف کردن برخی از نزاع های بنیادگرایانه، ساده اندیشی است روزنامه شرق در صفحه 8 گفتگویی با یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی را به نقل از پایگاه قنطره بازنشر داده و زیر عنوان بنیادگرایی زاییده سیاست های استعمارگرانه است از قول وی می نویسد: - حق پناهندگی جزء حقوق انسانی است. هرکس خواستار پناهندگی سیاسی باشد، باید از او استقبال و با مروت نسبت به او برخورد کرد. - صحبت های آنگلا مرکل ، صدراعظم آلمان، مرا غافلگیر کرد. او گفت: وقتی در کشوری ما باید برای لبخندزدن به آنهایی که به ما احتیاج دارند عذرخواهی کنیم، احساس می کنم آنجا دیگر کشور من نیست . من این جمله را بسیار ستایش کردم. - ما از هر فردی که می پذیریم باید انتظار داشته باشیم به قوانین ما پایبند باشد و زبان ما را یاد بگیرد. ...
کیف قاپی با - شاسی بلند -
نیز گفت: ساعت 12:30 شب از مجلس عروسی در بولوار سجاد بیرون آمدیم. در حال خداحافظی با مهمانان بودیم که ناگهان خودروی لیفان سفید رنگ کنارم قرار گرفت. یک زن و دختر نوجوان سرنشین آن بودند که آن زن کیفم را چنگ زد. من که دستم به بند کیف گیر کرده بود روی زمین افتادم و چند متر کشیده شدم که هنوز هم آثار زخم روی دستانم وجود دارد و از آن روز به بعد ترسی وحشتناک وجودم را فرا گرفته است. به همین دلیل از قوه قضاییه می خواهم این مجرمان خطرناک را به اشد مجازات برساند.
سرقت طلای پیرزنان برای تبرک
کمک به نیازمندان و تبرک کردن انگشتری طلا، شیوه ای بود که پسر جوان با فریب پیرزنان دست به سرقت طلاهای آنها می زد. به گزارش جوان، شکایت ها علیه متهم 34 ساله که مجید نام دارد از خردادماه امسال در پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران تشکیل شد. یکی از شاکیان که زنی سالخورده بود، گفت: 14 خردادماه، در حال عبور در خیابان امامزاده معصوم بودم که یک خودروی پراید سفیدرنگ کنارم توقف کرد. راننده
توسعه راهها به تنهایی، تلفات جاده ای را کاهش نمی دهد/7 ماه دعوا به خاطر جای پارک!
. زن و مرد جوان که به خاطر جای پارک با هم درگیر شده بودند پس از کشمکش های طولانی با سماجت های بچگانه حاضر به گذشت نیستند. مأموران با رسیدن به محل حادثه متوجه درگیری بین رانندگان دو خودرو که زن و مرد جوانی بودند، شدند و پس از بررسی های میدانی پی بردند درگیری بر سر جای پارک بوده است. مرد جوان که راننده خودروی شاسی بلند بود جای پارک زن جوان را مسدود کرده که با اعتراض این زن روبه رو شده است
محبوبیت روزافزون صابر ابر
کوتاه بازی کردن. در سه زن یک سکانس بازی کردم، در هیچ یکی از آن آدم ها هستم، در درباره الی... آخر فیلم می آیم. بعدش با تجربه هایی که این جور جاها به دست آوردم، می آیم و در اینجا بدون توقف من سر جایم قرار می گیرم. کاری انجام می دهم که کمی خیالم ازش جمع است. نقش مکمل ها هم ادامه تمرین کردن است برای ... ... رسیدن به نقش اصلی درست. چون جایی زندگی می کنیم که هیچ چیزش
روایت راه 800 کیلومتری رسیدن به ایران با پای تیرخورده
. خود را زیر میز انداختم سرم را داخل گودی میز گذاشتم، ولی پاهایم بیرون بود و تیر خورد. شهید ریگی روی پایم افتاد و تمام کرد. بعد از اینکه آنها تصور کردند کار همه تمام شده است، از پشت میز راهشان را کشیدند و رفتند. وقتی صدای آنها دور شد، بلند شدم . شهید نوری و شهید نوروزی هنوز زنده بودند و به یک شکلی به آنها کمک کردم و در هر صورت از آنجا خارج شدم . موقع خارج شدن به سید برخورد کردم که افغانی و راننده آنجا
فقر را تحمل کردم اما زیر بار فیلم فارسی نرفتم/ مکبر آیت الله دستغیب بودم/ رئیسعلی دلواری کمک کرد وارد ...
نداشت. برای همین بود که والدین، به شدت مخالف بودند که بچه ها به سینما بروند. البته من آنقدر عاشق سینما بودم که هرطور بود، روزهای جمعه سینما می رفتم و فیلم می دیدم. بعد که آمدم دانشگاه و در رشته تئاتر، کارگردانی و بازیگری،دانشکده هنرهای دراماتیک قبول شدم. وقتی وارد دانشگاه شدم و در این زمینه، شعور و اندیشه بیشتری پیدا کردم،متوجه شدم چقدر ظلم می شد به ما واقعا! *قهرمان در خور و اندازه همان
ترفند پیچیده برای سرقت جواهرات
دهم. پس از مدتی کوتاه، این شخص به بهانه متبرک شدن طلا آن را داخل کیسه پلاستیک گذاشت و کیسه حاوی سوغات را تحویل من داد و از محل دور شد. پس از بازگشت به خانه، قصد تحویل بسته سوغات به یکی از نیازمندان محل را داشتم اما پیش از آن خواستم انگشترم را از داخل کیسه در بیاورم که در کمال تعجب دیدم انگشتر در کیسه نیست و سوراخی کوچک زیر کیسه پلاستیک وجود دارد . کارآگاهان پایگاه هشتم پلیس آگاهی با توجه
ترفند پیچیده برای سرقت جواهرات
دقیقا مشابه انگشتر مرا برای همسرش بخرد و به این بهانه از من درخواست کرد انگشتر را به وی نشان دهم. پس از مدتی کوتاه، این شخص به بهانه متبرک شدن طلا آن را داخل کیسه پلاستیک گذاشت و کیسه حاوی سوغات را تحویل من داد و از محل دور شد. پس از بازگشت به خانه، قصد تحویل بسته سوغات به یکی از نیازمندان محل را داشتم اما پیش از آن خواستم انگشترم را از داخل کیسه در بیاورم که در کمال تعجب دیدم انگشتر در کیسه نیست و