سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه و متن یک شب سینمایی زیر باران
صدرعرفایی برای بازی در فیلم کوچه بی نام اهدا شد و سحر دولتشاهی برای فیلم عصر یخبندان دیپلم افتخار گرفت. خمسه قبل از خواندن نام برگزیده گفت: من از بیکاری بچه دار شدم، همسرم حامله است. در میان این همه خبر عزاداری، خبر خوبی است. از آقای قالیباف خواهش می کنم در کنار قبرستان یک زایشگاه هم بسازد! جایزه نقش مکمل مرد هم به هومن سیدی برای بازی در فیلم من دیه گو مارادونا هستم رسید و پس از
بابک زنجانی: تا دوشنبه پول نفت را می دهم
اقتصاد را اقتصاددان ارزیابی کند و بنویسید که به خاطر همین همکاری شرکت های من از سوی اتحادیه اروپا و خزانه داری آمریکا تحریم شد و خزانه دار آمریکا 8 دقیقه در مورد من صحبت کرد. وی گفت: تمام حرف کیفرخواست در مورد بانک FIIB است که اصلا اطلاعاتی در مورد آن در دست بازپرس نیست و تنها به چند عدد رسیده اند که آن هم در اختیار یک کارمند بوده و بازپرس به جای بازجویی از من، با کارمند صحبت کرده است
جوان ایرانی که در مرز یونان گرفتار داعشی ها شد
بابک 28 ساله از پای مرگ برگشته و با یادآوری حوادث تلخی مثل مرگ آوارگان و بدرفتاری پلیس ترکیه و... که در طول مسیر مهاجرت به یونان برایش اتفاق افتاده رنگش مثل گچ سفید می شود. از بی غذایی و بی آبی و خوابیدن روی آسفالت در سرمای جانسوز بیابان می گوید و از اینکه چطور می خواسته اند قیمه قیمه اش کنند! یک ماه می شود از سفر پرخطرش برگشته، با کلی خواهش و اصرار که نامش را برای کسی فاش نمی کنیم و هویتش محفوظ می ماند و...قرار می گذاریم برای ساعت 11 صبح جلو مغازه خودش در بازار تهران. سر وقت حاضر می شوم. مغازه شال ...
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شد
دست به آنهایی که حالشان خوب نیست جرعه جرعه آب می دهد. خودم را به او رساندم. بعد از اینکه جرعه ای آب خوردم و به طرف کوله پشتی ام برمی گشتم. مردی با ریش بلند و سبیل تراشیده از من به عربی پرسید که اهل کجا هستم، بعد با دستش خانه ای را روی هوا ترسیم کرد که وطنم کجاست؟ راستش از شدت ترس دست و پایم با آن حال نزارم می لرزید. خودم را به لال بودن زدم و روی هوا نقشه جمهوری آذربایجان را ترسیم کردم. چیزی نفهمید
چاواردینی: سیاست های روحانی هم ایران هراسی را متوقف نکرده است
عنوان یک زن کمک نمی کند اما در جامعه ایران کاملا برعکس است؛ مدتی که در ایران هستم، عادت می کنم که همه به من کمک کنند، بعد که به کشور خودم بازمی گردم واقعا برایم سخت است که کسی به کسی کمک نمی کند. باید فرهنگ تعارف را در یونسکو به نام ایران ثبت کنید این روزنامه نگار ایتالیایی با اشاره به اینکه در جامعه ایران همیشه اولویت با میهمان است، گفت: تلاش کردم به پسرم یاد بدهم که در ایران
یکصد لقب و صفتی که امام خمینی علیه الرحمه به آمریکا داد
وقایعی را که میلیون ها شاهد آن زنده هستند را طور دیگری جلوه دهند. آنجایی هم که زور و قدرت سر نیزه در دست آنها باشد اجازه نمی دهند کسی حرفی از واقعیت بزند و جز روایت آنان روایت دیگری بیان کند، مثل هولوکاست که بیان هر واقعیتی در این مورد جز روایت زورگویان مستحق مجازات است؛ از خود می پرسیدیم چطور ممکن است وقتی امیر المومنین (ع) در محراب به شهادت رسید، عده ای بگویند مگر علی(ع) نماز
100 میلیون تومان هزینه آلبوم اولی ها!
اولی داشتم که شهرام شکوهی، گرشا رضایی، مازیار بازیار، عارف جعفری از کسانی هستند که اولین آلبومشان را من منتشر کرده و می کنم. همچنین اولین بار است که خواننده ای افغانی را من حمایت کردم و اولین افغانی است که آلبوم پاپ در ایران منتشر می کند. و قبل از همه اینها که شهرام شکوهی بوده است. البته در کارهای اصیل هم کار شهریار بلوچستانی با حمایت من منتشر شد. وی در خصوص هزینه های تهیه آلبوم اولی
جوان ایرانی که در مرز یونان گرفتار داعش شد
مردی بطری به دست به آنهایی که حال شان خوب نیست جرعه جرعه آب می دهد. خودم را به او رساندم. بعد از اینکه جرعه ای آب خوردم و به طرف کوله پشتی ام برمی گشتم مردی با ریش بلند و سبیل تراشیده از من به عربی پرسید کجایی هستم، بعد با دستش خانه ای را روی هوا ترسیم کرد که وطنم کجاست؟ راستش از شدت ترس دست و پایم با آن حال نزارم می لرزید. خودم را به لال بودن زدم و روی هوا نقشه جمهوری آذربایجان را ترسیم کردم. چیزی
طارمی: با تزریق شش آمپول بازی کردم
ما می بردیم.همه دیدند استقلال تا گل زد رفت در لاک دفاعی و هر چه دفاع داشتند وارد بازی کردند. چگونه می شود تصور کرد بیرون مستطیل سبز این مسائل که نمی دانم اصلا منظورشان چه بوده وجود داشته و اصلا نمی خواهم به آن فکر کنم چون همه مردم همه چیز را دیده اند.جا دارد از همراهی استقلالی ها در مورد بزرگداشت هادی نوروزی در این بازی تشکر ویژه ای نمایم.امروز واقعا جای هادی خالی بود. *تعویض های
روایتی از جوان ایرانی که در مرز یونان گرفتار داعش شد
نمانده بود. روی زمین دراز کشیده بودم که دیدم مردی بطری به دست به آنهایی که حال شان خوب نیست جرعه جرعه آب می دهد. خودم را به او رساندم. بعد از اینکه جرعه ای آب خوردم و به طرف کوله پشتی ام برمی گشتم مردی با ریش بلند و سبیل تراشیده از من به عربی پرسید کجایی هستم، بعد با دستش خانه ای را روی هوا ترسیم کرد که وطنم کجاست؟ راستش از شدت ترس دست و پایم با آن حال نزارم می لرزید. خودم را به لال بودن زدم و روی
مشهورترین نویسنده امروز ترکیه از شاهنامه می گیرد
تغییر می دهد، بعد ویراستار کمی نمک و فلفلش را اضافه می کند و نشریات زرد آن را برمی دارند و منتشر می کنند. همه مشکلاتی که من داشتم به خاطر کتاب هایم نبود، بلکه به خاطر معضلات ترکیه بود. در واقع مشکلات سیاسی من به این برمی گشت که حرف هایم به زبان های زیادی ترجمه می شد ... و بعد گاهی وقت ها ،نمی گویم اکثر اوقات، نمی دانم چطور دهنم را ببندم. علاوه بر این، گاهی آدم عصبانی می شود و می خواهد حقیقت را
میزگردی در مورد چندگانگی مالیاتی
مردم هزینه کرده و دور می ریزیم. بعد اعتراض می کنیم که مردم مالیات نمی دهند. مردم مالیات می دهند اما این مالیات به خزانه دولت نمی رود، جای دیگری هدر می رود. تا زمانی که بسترهای اخذ مالیات فراهم نشده، تا زمانی که جلوی سوراخ هایی که هزینه ها را ناشی می شود نگرفته اید مالیات گرفتن توهمی بیش نیست. به خاطر راه های فرار مالیاتی از کسی مالیات نمی گیرید به جز کارمند و کارگری که قبل از پراخت حقوق باید
بهروز افخمی: در هفت بی طرف نیستم
نظر می رسد انتهای کنداکتور را برای شما باز گذاشتند. زمان برنامه زیاد نیست، به شرط اینکه یک ساعت اول آن تقریبا جایگزین برنامه جیرانی بشود. یعنی اخبار و اطلاعات لازم را بدهد و مثل روزنامه باشد که یک ساعت اول قبل از اینکه اغلب مردم بخوابند یک روزنامه را ورق بزنند ولی در یک ساعت یا یک ساعت و نیم دوم این شکل سنگین تر برنامه منتقل شود. یک جا هم اینقدر عقب برویم که به منتقدی که همه
واکنش های جالب و خواندنی به خبر جنجالی دختر و پسر های پولدار تهرانی
باشید بعد پول مریم فقط خدا ازدرون انسانها خبرداره اینافقط پول دارن وظاهراچیزدیگه ای ندارن چیزایی هستن که ازپول خیلی مهم ترن مثل دلخوشی حامی پولدار بودن خیلیم خوبه بشرطی واقعا ظرفیت و پرسیژشم داشته باشی عکس العمل این بچه ها بیشتر شبیه بچه هاییه که تو جامعه دچار کمبود شخصیت هستن و دارن اینطوری میگن که ما هم هستیم آدم میبینتشون احساس حقارت بهش دست میده
باید پاسخ اعتماد قرارداد 2 ساله را بدهم
زدن به تیم ها عادت کرده و... در این چند روز خیلی این موضوع را شنیده ام. اما هر بازی شرایط خاص خودش را دارد و شاید یک روز توپ های شما گل نشود. در تبریز، بازی روند خوبی داشت اما گل های بدی خوردیم. وقتی یک – یک بودیم فرصت را از دست دادیم حتی داور پنالتی ما را هم نگرفت. بعد از گل سوم، بازی برای دقایقی از دستمان خارج شد و خدا را شکر در ثانیه های پایانی گل مساوی را زدیم. البته خیلی کم اتفاق می افتد
سه سال است پیشنهاد شبکه های ماهواره ای را رد می کنم
برنامه فرید نیک خواه و نادر کریمان بودند. سین: بهترین خاطره شما از اجرا؟ جیم: اولین بار در رادیو یک شعر خواندم که این بود: سلام؛ توپ یأس رو شوتش کن، دریبل کن همه غم ها را وقتی من این شعر رو با آهنگ بندری خواندم، صدابردار هم فکر کرده بود شعر است و صدایم را ضبط کرد. بعد از اتمام کار در راه برگشت به خانه در تاکسی صدای خودم را از رادیو شنیدم به راننده تاکسی گفتم که این صدای من است
ابتکار معلم لاهیجانی برای کمک به کودکان بی سرپرست / آقای شهردار: استاندار و اعضای محترم شورا را بدقول ...
این روزها اصلا این تیم ریشه دار گیلانی حال و روز خوبی ندارد و هیئت فوتبال گیلان هم به همراه دیگر مسئولین استان خود را به ندیدن می زند. “رشت” نامی که 900سال قدمت و ریشه در حروف “ابجد” دارد/ بررسی میدانی نام سایر شهرهای استان گیلان+ تصاویر این مطلب از پایگاه خبری 8دی برداشت شده است. مسئولیت محتوای این مطلب به عهده پایگاه منتشر کننده است و درج آن در خزر صرفا جهت اطلاع رسانی می
مشکلی با رهبر ارکستر سمفونیک نداشتم/ پاسخ مثبت به ارکستر ملی
مدنظرم بود، ترجیح دادم فعلا از ارکستر سمفونیک تهران جدا و در ارکستر موسیقی ملی به فعالیت هایم ادامه دهم. وی ادامه داد: بعد از اینکه بنده از ارکستر سمفونیک تهران خارج شدم خیلی ها بر این باور بودند که من هم با علی رهبری مشکلی دارم که تصمیم به جدایی به گرفتم، اما اصلا اینطور نیست زیرا این جدایی فقط به خاطر دعوت و دوستی دیرینه ای بود که با فرهاد فخرالدینی داشتم. او علاقه داشت بنده فقط در یک
جانباز به چه کسی می گویند؟
همه چیز را ول می کند و به سمت جبهه ها می رود؛ آن زمان به خاطر سن و سال کم به من اجازه نمی دادند که به جبهه بروم برای همین مجبور شدم شناسنامه ام را بشویم و کپی شناسنامه برادرم که 2سال از من بزرگ تر بود را نشان دهم، برای همین با نام عبدالرضا افشاری راهی جبهه شدم. یادم هست آن زمان موتور گازی داشتم و آنقدر آن را دوست داشتم که مادر می گفت فقط شب ها آن را نمی آوری در رختخواب؛ برای رفتن به جبهه همین
انتقاد کاپیتان تیم ملی اسکی از فدراسیون؛/ اسکی ایران در حال نابودی است
به گزارش "ورزش سه" و به نقل از ایسنا، حسین ساوه شمشکی از روند کنونی عملکرد فدراسیون اسکی ایران انتقاد کرد و گفت: متاسفانه فدراسیون اسکی در دوره جدید هیچ برنامه ای برای پیشرفت اسکی ایران نداشته و دراین مقطع به این نتیجه رسیده ام که اگر برنامه هایم را با فدراسیون پیش ببرم دچار مشکلات جدی می شوم و به همین خاطر تمریناتم را به صورت شخصی و البته با هزینه خودم دنبال می کنم. او با بیان اینکه
نگاهی به اتفاقات 40 سال زندگی عادل فردوسی پور
1373 پس از چندین بار آزمون به صدا و سیما راه یافت و در ابتدا به گزارش برنامه منتخب ورزشی (برنامه ای آرشیوی از شبکه سوم سیما که در نیمه شب پخش می شود) می پرداخت. فردوسی پور کم کم پیشرفت کرد و توانست بازی های بهتری را گزارش کند. او پس از گزارش های خوبش در جام جهانی 98، توانست خود را به همه بشناساند و از آن پس بود که به عنوان گزارشگر بازی های زنده و مهم انتخاب شد. در آن زمان که تلفظ نادرست نام های
خبرنگارآمریکایی:علاقۀویژه ای به حضرت عباس دارم
/> امام حسین و همه یاورانشان دوست داشتنی هستند، اما من هم مثل خیلی از افراد که حضرت عباس را دوست دارند، علاقه ویژه ای به ایشان دارم. به نظر شما دلیلش چیست؟ به خاطر اوج شجاعت و عمق فداکاری ایشان.
اسکی ایران در حال نابودی است
به گزارش "ورزش سه" و به نقل از ایسنا، حسین ساوه شمشکی از روند کنونی عملکرد فدراسیون اسکی ایران انتقاد کرد و گفت: متاسفانه فدراسیون اسکی در دوره جدید هیچ برنامه ای برای پیشرفت اسکی ایران نداشته و دراین مقطع به این نتیجه رسیده ام که اگر برنامه هایم را با فدراسیون پیش ببرم دچار مشکلات جدی می شوم و به همین خاطر تمریناتم را به صورت شخصی و البته با هزینه خودم دنبال می کنم. او با بیان اینکه
پرواز همای، خواننده موسیقی: دیگر همای آن سال ها نیستم
هرحال سلیقه و نگاه نسبت به هنر متفاوت است... بله. قبول دارم که پذیرفتن همدیگرسخت است آن هم در فضایی چون جامعه و رسانه. به حاشیه هایی که پیرامون شما وجود داشت چقدرخودتان دامن زدید و چقدر دنبال این حاشیه ها بودید؟ قطعاً هیچکس دنبال حاشیه نیست. کسانی که به دنبال حاشیه هستند دلشان می خواهد به شهرت برسند. این مخالفان وموافقانی که نام بردید چه کسانی هستند؟ دست همه موافقان و
درخواست احمدرضا درویش از مسئولان/ نصیریان:سینما چه حرفی برای گفتن دارد؟
سخنانی آمیخته با طنز مطرح کرد و گفت: اگر بعد از مدیریت در سینما قرار باشد همچنان به ماجراجویی در این عرصه ادامه بدهم، یکی از جاهایی که می توانم عضو بشوم، همین انجمن منتقدان است. نوشته های زیادی دارم که اگر عضویت مرا بپذیرید به شما خواهم داد و قول می دهم که از حالا برای یک سال مطلب نوشته شده دارم. او ادامه داد: خوشحالم که از سیروس الوند در این مراسم تقدیر شد، هم به دلیل شایستگی اش و هم به
برای برخی سینما یعنی همه چیز
خوب و یک فیلم خوب پیشنهاد شود وگرنه اگر قرار بود در یک فیلم معمولی بازی کنم، پیشنهادها را می پذیرفتم. دوست ندارم باری به هر جهت کار کنم. برخی مواقع هم شرایط مهیا نمی شود مثلاً امسال پیشنهاد فیلم سینمایی برای جشنواره فجر داشتم. فیلمنامه بدی هم نداشت اما چون از قبل قول بازی در شهرزاد را داده بودم، نپذیرفتم. درباره تئاتر هم باید بگویم، بازی در یک تئاتر دو ماه تمرین می خواهد، یک ماه هم که اجرا روی صحنه
بهرام زند: از عمار یاسر حس خوبی گرفتم (2)
در روزنامه زده بودند البته یادم نیست کدام روزنامه بود. بهرحال من حدود 5-4 قسمت به جای شرلوک هلمز حرف زدم، تازه متوجه شده بودم که چه کار باید بکنم، یعنی از آن به بعد، تازه مسلط شده بودم. البته از نظر خودم وگرنه شاید از نظر شنونده، از همان قسمت اول هم ، درست بود. ولی از نظر خودم، با همه سختگیری ها و حساسیت هایی که داشتم، شاید از قسمت پنجم و ششم به آن نقطه دلخواه گویندگی و اجرای این
ترکی: در دربی به نفع تیم خودم سوت زدم!
روز بعد از دربی است، باید حسابی با بچه ها فوتبال بازی کنم و داور آنها باشم. دیروز نزدیک به 14 کیلومتر دویده ام، امروز باید 2 برابر آن بدوم و انرژی بگذارم ولی فرق آن این است که کسی روی حرف من حرف نمی زند و قضاوت من هم به نفع تیم کلاس خودم است چون خیلی بد است که تیم معلم ببازد. بنابراین من اینجا قانون را گاهی اوقات به خاطر تیمم نقض می کنم. دیشب تا صبح در امام رضا بودم برخوردها از
از پرسپولیس رفتم به استقلال تا گرسنه نمانم
اگر هاشمی نسب از پروین عذرخواهی می کرد، در پرسپولیس می ماند؟ - اصلا بحث عذرخواهی نبود. به چه دلیل و از چه کسی باید عذرخواهی می کردم. 15 سال گذشته و دیگر فایده ” نفرت پرسپولیسی ها برایم مهم نیست! “ ندارد حرف آن زمان را بزنم. دوست داشتم و به خاطر خانواده ام به استقلال رفتم. * اگر واقع گرا باشیم، حق داشتی ولی در فوتبال احساسات حرف اول را می زند...
رنج زندگی در پانسیون
اتاق کارمند داشتم؛ به خاطر او مجبور شدم اتاق دو تخته ام را رها کنم و به این اتاق چهار تخته بیایم. هم اتاقم مدام تا صبح با تلفن حرف می زد. اصلاً ملاحظه من را نمی کرد. حالا که قرار نیست اینجا را بگیری، باید بگم خیلی خوشحالم. و بعد با خوشحالی و به پهنای صورت می خندد. فرانک، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه غیرانتفاعی خاتم است. او هم تجربه های زیادی از پانسیون های دانشجویی دارد. او الان در