سایر منابع:
سایر خبرها
(ویدیو) مهران مدیری خطاب به رضائیان: اگر جای رونالدو بودم می زدمت!
درباره حاشیه سال 95 از رضاییان سوال کرد و او پاسخ داد: حاشیه این بود که از پرسپولیس خارج شدم، نمی توانم بگویم حاشیه، چون بی تجربه بودم. فکر نمی کردم اینقدر محبوب باشم. من و مهدی طارمی به ترکیه رفتیم، مسائلی پیش آمد و دوباره برگشتیم و خاطرات خوبی برای پرسپولیس ساختیم. رضاییان درباره ازدواج توضیح داد: ازدواج نکردم، نمی دانم چه جوری شما را قانع کنم آخه بعد ار کارمعدن قانع کردن شما جزو کار های
ازدواج اینفلوئنسر 35 ساله روس با پسر 20 ساله همسر سابقش!
چند مهمان گرفتیم. ما فرزند اول مان را در راه داریم و حالا تصمیم داریم که به شهر بزرگ تری نقل مکان کنیم. علاوه بر این، اظهارات مارینا حاکی از آن بود که آن ها رابطه ی خوبی با همسر سابق او ندارند: فکر نمی کنم او کاری که کرده ایم را دوست داشته باشد. بالماشوا در ماه مه سال میلادی جاری عکسی از خود منتشر کرد که مربوط به 13 سال پیش بود و او را در کنار ولادیمیر 7 ساله نشان می
سمیرا در شب عروسی اش وقتی داماد را دید پیر شد
کرده بودم. نه پدرم اجازه درس خواندن به من می داد، نه شرایط مالی برای ادامه تحصیل داشتم. همه هم و غم پدرم این بود که من ازدواج کنم تا به اصطلاح خودش یک نان خور کم شود. به هر کسی که در خانه ما را می زد، جواب مثبت می داد و مادرم بیچاره باید تا آنجا که می توانست مقاومت و از من حمایت کند، حتی یک بار می خواست مرا به مردی بدهد که 20 سال از من بزرگ تر بود. نمی دانم چه
آهو: امام رضا(ع) ضامنم شد/ دختر فراری که از سرنوشت رومینا گریخت
ستقل بودن را تمرین کنم، چیزی که در خانواده از آن محروم بودم. دوباره یاد صحبت چند روز قبلم با معاون اجتماعی بهزیستی می افتم، دکتر حقدادی می گفت: حدود 70درصد دخترانی که از خانه فرار می کنند سن شان بین 15 تا 20 سال است و اکثر آنها هم هدفشان از فرار در واقع ترک مسائلی است که در خانواده آنها را آزار می دهد که این می تواند سخت گیری زیاد خانواده، کسب استقلال، نداشتن امنیت یا حتی فرار از یک ازدواج
رابطه پنهانی زن متاهل با دوست همسرش باعث قتل شد
. به همین خاطر می خواستم با محمدرضا صحبت کنم تا اگر از زندگی اش راضی نیست الهه را طلاق دهد و من با او ازدواج کنم. وی ادامه داد: آن روز طبق نقشه قبلی با کاتر لاستیک رانا محمدرضا را پنجر کردم. او مقابل بیمارستان عرفان در حال پنچرگیری بود که بالای سرش رفتم و دو تیر به سرش شلیک کردم. من اسلحه را به داخل کانال آب انداختم و با خودرو دوستم فرار کردم. به دنبال بازسازی صحنه جرم برای
خاطره جالب و خواندنی از ازدواج بازیگر اخراجی ها / پاسخ مهران مدیری به سوال مینا جعفرزاده درباره موهایش
عاشق این بودم که نقش یک معتاد را بازی کنم و خیلی هم برای آن تمرین کرده بودم. البته در این سن (74 سالگی) هم اگر پیشنهاد شود قبول می کنم، چون بامزه تر از جوانی اش می شود. در پایان گفت و گو جعفرزاده از مهران مدیری سوال کرد: خیلی سال بود شما را ندیده بودم، چرا موهایتان این قدر سفید شده، روزگار یا سن؟ مدیری گفت: دلیلش روزگار عجیب است؛ وگرنه از زمانی که پیش شما در رادیو بودم فقط 30 سال گذشته (خنده). انتهای پیام/
شاعری که می خواهد برای بچه های امروز کار کند باید هم گام با آن ها پیش برود
خانواده ای متولد شده اید که اهل کتاب بودند؟ من سال 1342 در شهداد، از توابع استان کرمان به دنیا آمده ام. تا سه سالگی در شهداد بودم و بعد خانواده به خاطر تحصیل بچه ها به کرمان مهاجرت کردند. هشت بچه هستیم، شش خواهر و دو برادر و من آخرین بچه خانواده ام. خاطرات خوبی از دوران کودکی ام دارم. از دورانی که در شهداد بودم چیزهای بسیار کمرنگی یادم است چون تا سه سالگی در آن جا بودم، اما همان چیزهایی که به خاطر
وصلت جوان ایرانی و ژاپنی در مسجد
غیرت پدرم رفتم توی اتاق خودم. در را بستم و فال گوش ایستادم. مرد ایرانی به زبان ژاپنی سلام داد و همراه ژاپنی اش حرف های او را از انگلیسی به ژاپنی ترجمه کرد. پدر، مادر و برادرم فقط گوش می کردند. مرد ایرانی می گفت: من دختر شما را دوست دارم و قول می دهم خوشبختش کنم و همیشه به او وفادار باشم. پدر و مادرم حرفی نزدند. آقای بابایی ادامه داد: کار من تجارت بین ایران و ژاپن است، اما بعد از ازدواج
حامد عسکری: نمی خواستم در خال سیاه عربی عرفان بترکانم!
(خاطرات حج یک جامعه شناس) نوشته حسن محدثی را به شکل برش برش خوانده بودم. نگاه در آن کتاب طنز بود، اما مثلا در سفرنامه جلال آل احمد یک مقدار مردم شناسی وجود دارد: سفرنامه عالیه خانم شیرازی در دوره قاجار از همه بیشتر به من چسبید؛ چرا که مواجهه یک زن با حج آن هم در عصر ناصری بود. اما همه عینک ها را کنار گذاشتم و گفتم حامد! خودت قرار است در این سفر چه کنی؟ مواجهه خودت با این اتفاق ها چیست؟ و
رحمانی: تب، درد و تنگی نفس شدیدی دارم/ انگار تریلی از رویم رد شده
زود آنها را از خودمان جدا کردیم. وی ادامه داد : تب شدید داشتم. مشکل گوارشی و بی حوصلگی هم بود. البته استرس زیادی هم داشتیم که به خاطر بچه ها بود. من 10 سال است که سرما نخوردم اما الان تنگی نفس عجیبی دارم و نمی توانم خوب نفس بکشم. یکی از اقوام وقتی گرفت بهم گفت انگار تریلی از رویت رد شده. اول باور نمی کردم اما وقتی مبتلا شدم دیدم واقعاً همین طور است و علاوه بر تب شدید، پوست و استخوان
مجسمه مادر محکم ایستاده و حریمش را حفظ کرده است/ منتظریم که یادمان شهدای مدافع حرم بر دیوارهای زیرگذر ...
که اگر بروی کار کنی خرابش می کنی. من مادر خودم را خیلی دوست دارم. مادر مقدس است. همین برای من جذاب بود. یک تعریف عامیانه از مادر وجود دارد. و ما همه مادر داریم. من مجسمه مادر زیاد دیدم. به واسطه ی حرفه ام به هر حال کارم مجسمه سازی است. معمولاً مجسمه هایی که از مادر می سازند، مادری هست که بچه اش را در بغل گرفته ، می خندد، بچه اش را ناز می کند، کتاب برایش می خواند. چیزی که ا
زندگینامه ترلان پروانه و حاشیه های ازدواج ترلان پروانه+ تصاویر
حالی است که درس و مدرسه ام هم همیشه در کنار کارم بوده است. گیاه خواری ترلان پروانه در وعده های غذایی ام از سبزیجات زیاد استفاده می کنم و کلم بروکلی هم جزء سبزیجات مورد علاقه ام است؛ مخصوصا وقتی مامان این کلم را بپزد و روی آن سس مخصوص خودش را بریزد ترلان پروانه و آشپزی آشپزی را دوست دارم و اگر زمان داشته باشم، آشپزی می کنم. اوقات فراغتم را با دیدن فیلم و
بیوگرافی سمیرا حسینی +تصاویر
دارم .وقتی که در دبیرستان بودم تئاتر کار می کردم تا زمانی که در دانشگاه رشته تئاتر قبول شدم، و از سال دوم تحصیلم به صورت حرفه ای وارد بازیگری شدم دوست داشتم از همان اول بر اساس توانایی هایم کار کنم، البته گرایش تحصیلی من در دانشگاه ادبیات نمایشی بود، از همان موقع بود که دست به نوشتن داشتم و چند فیلم نامه نیز نوشته ام از جمله فیلم آوای گمشده در سال 88 به کارگردانی آقای ابراهیمی فر می باشد
روایت یک آگهی جذاب روی سایت دیوار؛ فروشنده 10 هزار جلد کتاب نفیس
فروخت. چاپ های اول بی نوایان، دکتر ژیواگو، دکتر هوگو، مردی که می خندند و آرشیوهای قدیمی انتشارات خوارزمی را خیلی دوست دارم و دلم نمی آید هیچ وقت آن ها را بفروشم. برای این پژوهشگر حوزه ادبیات غیر از کتاب خواندن، انگیزه های دیگری هم برای کتاب خریدن وجود داشته است. او روایت می کند: من گاهی غیر از خرید جزئی، کتاب خانه های شخصی افراد را می خرم. یکی دلخوشی های من پیدا کردن نامه های افراد بین
پیرترین بازیگر سینما و تلویزیون ایران کیست؟
بازی کردم، فردای آن روز زیر سرم بودم، زیرا با تمام وجود بازی کردم و مدام حس می کردم که خاله فروغ قصه هستم . وی، یکی از سالمندان شیرین سینمای ایران است که دیر به سینما وارد شده است. رابعه مدنی در سال 1320 در همدان متولد شده و پیش از آنکه بازیگر شود، مهم ترین ارتباطش با دنیای سینما مربوط به پسرش امیر شهاب رضویان یکی از کارگردانان سینمای ایران است. رابعه مدنی به مدت 30 سال معلم پیش دبستانی و
ویژه: تصاویر جذاب از نسرین مقانلو+ ناگفته ها
می دادم، مثل کار نابخشوده مرحوم ایرج قادری که هنگام بارداری پسر بزرگم اتفاق افتاد یا بن بست اصغر نعیمی که با فرهاد اصلانی و دکتر عزیزی بازی کردم. ازدواج، فرصتی برای امتحان کردن خودم با ازدواج، عاشق شدم و با خودم فکر کردم این بهترین فرصت برای امتحان کردن خودم است که آیا می توانم مدتی از آنچه دوست دارم، دور باشم یا نه! آن 10 سال خیلی بر من سخت گذشت؛ بسیار دلتنگ بودم، خیلی شب ها می نشستم برنامه چشم
پیرترین بازیگران ایران چه کسانی هستند؟ + تصاویر
معراج بازی کردم، فردای آن روز زیر سرم بودم، زیرا با تمام وجود بازی کردم و مدام حس می کردم که خاله فروغ قصه هستم . وی، یکی از سالمندان شیرین سینمای ایران است که دیر به سینما وارد شده است. رابعه مدنی در سال 1320 در همدان متولد شده و پیش از آنکه بازیگر شود، مهم ترین ارتباطش با دنیای سینما مربوط به پسرش امیر شهاب رضویان یکی از کارگردانان سینمای ایران است. رابعه مدنی به مدت 30 سال معلم پیش
پدرومادرها زندگی فرزندان شان را بخاطر حرف مردم تباه نکنند:سرگذشت تلخ ازدواج اجباری دختر بینوا
خراب کنین و زود و به زور ما رو شوهر بدین؟ یا اینکه بعضی از پدر و مادرها هستند که بخاطرحرف مردم دخترشونو شوهرمیدن. مگه دارین با حرف مردم زندگی میکنین یا باید با حرف مردم زندگی دخترتونو، جگرگوشتونو تباه کنین؟ من خودم با اجبار بابام و بخاطرحرف مردم، شوهرکردم. الان به نظرتون من خوشبختم و زندگی خوبی دارم و دیگه مردم پشت سر بابام حرف نمیزنن؟ نه اتفاقا حرف میزنن؛ میگن دخترفلانی چندساله ازدواج کرده، خونه
دیدار با معلم خصوصی فرزندان شیخ احمد کافی / خانه شیخ، کمیته امداد قبل از انقلاب بود
چقدر به من که مسئولیت تدریس به فرزندانش را تقبل کرده بودم، احترام می گذاشت. هر وقت از مجلس سخنرانی به خانه برمی گشت و مرا در حال تدریس می دید، سفارش می کرد میوه و شیرینی می آوردند و پذیرایی مفصل می کردند. می گفتم: نیازی نیست. اما ایشان در جواب می گفت: "نه. شما هم معلم بچه های من هستی و هم معلم قرآنی. بنابراین احترامت واجب است." چک سفید؛ پاداش شیخ کافی برای چند ماه تدریس من!
صحبت های تحریک کننده در رابطه جنسی
خواهید بگویید در اختیار داشته باشید. بدانید که او خود به خود نمی داند که چطور در رابطه جنسی باید به شما لذت بدهد این روز ها کمتر مردی هست که راه و رسم عشق بازی با همسرش را بلد نباشد، اما همیشه هم اینطور نیست. مشکل اینجاست که کار هایی که قبلاً برایتان لذت بخش بودند ممکن است الان دیگر تاثیر نداشته باشند. دلیل آن می تواند بچه دار شدن یا بالاتر رفتن سنتان باشد. اگر خودتان به او
ویژه: گریم عجیب شهره لرستانی در نقش مرد جنجالی شد + عکس
شهره لرستانی بدون هیچ توضیحی این عکس ها را در اینستاگرامش منتشر کرد و تنها به گفتن عکس هایی از تست گریم اکتفا کرد. شهره لرستانی متولد 1345 خرم آباد بازیگر تئاتر و سینما و فیلمنامه نویس است . شهره لرستانی فعالیت خود را در تئاتر از سال 1364 با عنوان کارگردانی آغاز نمود. پدر شهره لرستانی قاضی دادگستری و مادرش معلم بود. شهره لرستانی در سال 1371 با بازی در فیلم نیاز به کارگردانی علیرضا داودنژاد به
حسن زاده: کسی نمی تواند به ما بگوید رایگان بازی کن
دوستش در تیم ملی عنوان کرد: در تیم ملی فوتسال بین بچه ها صمیمت زیادی وجود دارد و همه با هم دوست هستند. من در این چند سال اخیر با حمید احمدی هم اتاقی بودم. این دوره او نبود و قبل از مسابقات مصدوم شد. البته با همه بچه ها رفیق هستم. وی در مورد اینکه چرا کمیته فوتسال با سرپرست اداره می شود با اینکه 12 سال قهرمان شده، گفت: امسال سال خیلی مهمی است و انتخابی جام جهانی را داریم. خدا را شکر جام
آرزوی بزرگ ستاره جذاب ؛ بازگشت به استقلال !
: تغییر و تحولات در استقلال زیاده بوده است. این مسئله در هر تیمی باشد باعث می شود آن تیم در نتیجه گیری موفق نباشد. امیدوارم استقلال به ثبات برسد و نتایجی بگیرد که باعث خوشحالی هواداران شود. زندی در پاسخ به این پرسش که آیا تمایل دارد در استقلال مربیگری کند، گفت: گفته بودم آرزو دارم یک روز مربی استقلال شوم. در حال حاضر در تیم های پایه سن پائولی آلمان مربیگری می کنم، اما دوست دارم روزی شرایطی فراهم شود که در استقلال مربیگری کنم.
آناستازی: کرونا نگذاشت معروف به ورشو بیاید
. * در خبرها خواندیم که شما امسال علاقمند به جذب سعید معروف بودید؟ بله، درست است، اما کرونا اوضاع مالی باشگاه را تغییر داد و ما مجبور شدیم تغییر وضعیت بدهیم. چون بودجه لازم برای جذب معروف را نداشتیم، آنخل، پاسور اسپانیایی را جذب کردیم. * اگر به چهل سال قبل برگردید، آیا بازهم والیبال را انتخاب می کنید؟ علاقه زیادی به تنیس دارم و اگر سراغ والیبال نمی رفتم، احتمالا
عاشقانه ترین روز سال؛ روز عشق بچه شیعه ها
میدم تا وقتی هستم هر کاری می تونم بکنم که احساس خوشبختی کنید، اما نمی تونم قول بدم که یک عمر کنارتون می مونم. عمر زندگی ما ممکنه چندین سال باشه ممکنم هست که چند ماه یا چند روز باشه... اگر من لایق شهادت باشم! تنها خواهشم هم از شما اینه که تو این مسیر همراه من باشید... می تونید این شرایط رو بپذیرید؟ و من گفته بودم: بله! با صدای علی به خودم آدم: حواست با منه؟ – آره... دارم گوش می کنم
شلیک مرگبار در دورهمی شبانه پسران تهرانی +عکس
همین خاطر به فکر انتقام جویی افتادم و یک کلت کمری تهیه کردم. وقتی فهمیدم مهدی در خانه مسعود میهمان است به آنجا رفتم تا مهدی را بکشم اما مسعود مانع راهم شد. وی در تشریح شلیک مرگبار گفت: من تیر اول را هوایی شلیک کردم و قصد آسیب زدن به کسی را نداشتم. اما چون قبلا هیچ وقت با کلت شلیک نکرده بودم ناخواسته دستم روی ماشه رفت و چند تیر به مسعود شلیک شد. وی به عنوان آخرین دفاع گفت:من به