سمیرا در شب عروسی اش وقتی داماد را دید پیر شد
سایر منابع:
سایر خبرها
دستگیری قاتل مادر در کمپ ترک اعتیاد
که متوجه شدم مادرم باز هم قصد دارد مرا به کمپ ببرد. او قبلا هم این کار را کرده بود و هر بار من مخالف بودم، چون اعتیادم شدید بود و در کمپ اذیت می شدم. برای همین وقتی دیدم تلفن را برداشته که برای انتقال من به کمپ درخواست آمبولانس کند، عصبانی و با او درگیر شدم. همان موقع چشمم به یک چاقو در آشپزخانه افتاد و آن را برداشتم و دیگر نفهمیدم چه کار می کنم. متهم ادامه داد: پس از قتل مادرم، تلویزیون و گوشی
اعترافات هولناک ابراهیم تبر درباره قتل مادرش با ضربات چاقو
، اما روی گردن، قفسه سینه و دست هایش با چاقو ضربه زدم. مرد جوان اظهاراتش را ادامه داد: آن شب در کنار جسد غرق در خون مادرم تا صبح بیدار ماندم و داخل اتاق راه رفتم. صبح تلویزیون را داخل کارتنش گذاشتم و از خانه فرار کردم. چون می دانستم بقیه اعضای خانواده با مادرم تماس می گیرند گوشی تلفن همراه او را هم با خودم بردم، اما آن را داخل یک تاکسی جا گذاشتم. تلویزیون را در بازار فروختم و با پولش به
آزمایش دی ان ای راز دختر 22 ساله را بر ملا می کند
. آن زمان همسرم موضوع فوت دخترمان را تأیید کرد، اما پس از آن اختلافات ما بیشتر شد تا جایی که چند سال بعد همسرم همراه فرزندانم مرا ترک کردند و به آلمان رفتند. در این مدت همسرم بدون اینکه از من طلاق بگیرد همراه فرزندانم در آلمان زندگی می کنند و من هم درتهران تنها هستم تا اینکه چند روز قبل مرد ناشناسی با من تماس گرفت و گفت: قصد دارد راز دختر فوت شده ام را بعد از 22 سال بر ملا کند. او گفت: دخترم آن زمان
گفتگو با دختر 17 ساله مشهدی که به خانه فساد فروخته شد / آهو 3 شب با بهزاد بود
آهو که همین امسال از خانه فرار کرده بود، می گوید: شب اول که فرار کردم حتی صدقه انداختم به حرم امام رضا(ع) رفتم و از او خواهش کردم مراقبم باشد.
گفت وگوی خواندنی تسنیم با خانواده شهید حافظ امنیت کشور/ روایتی از ولایتمداری شهید امیدی
هستم و در 22 مرداد سال 88 زندگی مشترک با قربانعلی را آغاز کردم. بهمن سال 91 خداوند دختری به ما هدیه داد که نامش را زهرا گذاشتیم. وی از آشنایی با شهید اینگونه می گوید: همراه با خواهر شهید در معاونت درمان شهرکرد مشغول به کار بودم که از طریق خواهرشان به خانواده معرفی شده و بعد از ملاقات و گذراندن مراحل خواستگاری، آشنایی مان به ازدواج ختم شد. همسر شهید قربانعلی امیدی در رابطه با
خاطره جالب و خواندنی از ازدواج بازیگر اخراجی ها / پاسخ مهران مدیری به سوال مینا جعفرزاده درباره موهایش
به گزارش خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، شب گذشته مهران مدیری میزبان مینا جعفرزاده بازیگر سینما و تلویزیون بود. جعفرزاده درباره شروع فعالیت هنری خود گفت: در دوران دبیرستان یک سال به اردوی رامسر رفته بودم و در آمفی تئاتر محل برگزاری اردو نمایشی اجرا شد که من هم در آن بازی داشتم. فریدون توفیقی (مجری رادیو) بازی مرا دید و من هم علاقه مندی خودم را به انجام
آهو: امام رضا(ع) ضامنم شد/ دختر فراری که از سرنوشت رومینا گریخت
فراری به آن معنایی که مردم می گویند، نشوم. آغاز تور دلهره و تردید برای 3 روز و 4شب آهو تعریف می کند که آن شب در حرم مشکلش را با یک نفر از زائران که زنی از خطه شمال کشور بوده در میان گذاشته و او هم با این شرط که صبح او را پیش مادرش ببرد و تحویل خانواده دهد، به سوییت محل اقامتش برده است. او ادامه می دهد: صبح هر چه آن زن اصرار کرد راضی نشدم من را به خانه مان ببرد چون
ای خواهرم! با سنگر حجابت، مشت محکمی به دهان یاوه گویان بزن
مرا بپذیر. امیدوارم که تاکنون فرزند خوبی برای شما بوده باشم. اگرچه خود می دانم که نبوده ام. سلامتی پدرم را از درگاه خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که پیوسته شاد و مسرور باشید و همیشه در حال ذکر و نیایش پروردگار باشی تا شاید از این راه تسکین قلب پیدا کنی. پدرم! همیشه در دعایمان برایت دعا می کنم تا آمرزیده شوی. امیدوارم که از این به بعد یک انقلاب و تحول شگرف و دیدنی در شما به وجود بیاید
بیوگرافی مینا جعفرزاده و همسرش بهمن زرین پور + تصاویر
است ازدواج کرده و یک فرزند 12 ساله به نام مسیح دارد که شیرینی زندگی من و بهمن زرین پور است. مسیح نه تمایلی به موسیقی دارد و نه به بازیگری و بیشتر علاقمند به نقاشی است. خیلی سختی کشیده ام مینا جعفرزاده:وقتی دانش آموز کلاس دوم دبیرستان بودم پدرم سکته کرد و روزهای خیلی سختی را به واسطه کسالت او من و سایر اعضای خانواده سپری کردیم. بعد از ازدواجم هم در ارتباط با کار سینما سختی های
مرگ احمد شاملو از زبان سید علی صالحی
، آره... تا آن روزهای وداع با واژه!... بامداد بی غروب مرده بود. مانده بود در بیمارستان ایرانمهر. ما در کانون نویسندگان، هر کدام وظیفه یی بر عهده گرفته بودیم. خانه ما به بیمارستان نزدیک بود، نگران جوانانی بودم که هر شب تا دیروقت، با شمع روشن کنار نرده های بیمارستان (ضلع غرقی) سرود و ترانه می خواندند. بیم برخورد بالابود. یک شب محمود مهربان، دولت آبادی بزرگ گفت: تو بمان جلو بیمارستان، این بچه ها جوان اند
اولیای دم نیامدند، قاتل قصاص نشد
ناپدری ام او را کتک می زده است. از همه بدتر اینکه اطرافیانم می گفتند که مادرم به خاطر من با او ازدواج کرده تا با کمک وی مرا از زندان آزاد کند. همه اینها باعث شد که نقشه قتل وی را بکشم. شب حادثه به عنوان مهمان به خانه اش رفتم. او وسایل پذیرایی را برایم آورد و من در فرصتی مناسب داخل نوشیدنی او داروی بیهوشی ریختم. دارو به تدریج داشت روی او اثر می کرد که تصمیم گرفتم دست و پایش را ببندم، اما متوجه شد و
همکاری خانوادگی در قتل پسر کوچک خانواده
افتاد. با شیوع کرونا از زندان مرخصی گرفت و با آزادی موقت بیرون آمد. اما زندان برای او بازدارنده نبود و باز هم کارهای خلافش را ادامه می داد. پسر جوان ادامه داد: خانه ما را به پاتوق مشتری هایش تبدیل کرده بود و هرچه خانواده ام به او اعتراض می کردند هیچ فایده ای نداشت. خرید و فروش از یک طرف و مست کردن و دعواهایی که در خانه راه می انداخت از سوی دیگر، آسایش را از زندگی مان برده بود. شب حادثه زمانی که به
مرگ دختر 14 ساله بر اثر غرق شدگی در دهلران
داخل رودخانه رفته که دچار غرق شدگی شده بودند. این مقام ارشد انتظامی ادامه داد: با کمک مردم و نیروهای امداد و نجات، پس از چند دقیقه این پنج نفر از رودخانه بیرون کشیده می شوند و برای درمان به اورژانس بیمارستان شهداء دهلران انتقال و یک نفر از آنها که دختر 14 ساله ای بود به دلیل شدت جراحات فوت می کند. سردار یاری از مردم خواست: از شنا کردن و اتراق کردن در حاشیه رودخانه ها و سدها خودداری و در اینگونه مکان ها از فرزندانشان مراقبت کنند تا شاهد این اتفاقات ناگوار نباشیم.
اعترافات تکان دهنده مرد شیشه ایِ برادرکش
با التماس خواست برادرش را ببخشند و بالاخره به شرط دیه توانست او را نجات دهد. نجاتی که باعث شد جان خودش را از دست بدهد. شهروز دوبار در زندگی اش مهر قاتل بودن بر پیشانی اش حک شد. یک بار به خاطر نزاع خیابانی و دومین بار به خاطر کشتن برادرش. چه کاره ای؟ کار درستی ندارم و هزینه زندگی ام را مادرم با حقوق پدرم که ماهانه به حسابش واریز می شود تامین می کند. معتادی؟
ازدواج به خاطر پول درست است یا خیر؟
آفتاب نیوز : مقاصد ازدواج بسیار معلوم و واضح است. اهدافی مانند حس خشنودی و رسیدن به ارامش درونی، لمس احساس خوشبختی و همینطور ارامش حس جنسی به میزان متداول و از این دست هدف ها میباشد و اهدافی مانند به پول رسیدن و یا تنها ارضاء میل جنسی و فرار از خانواده اهدافی است که سرانجامی خوش را در پی ندارد. ازدواج به خاطر پول زن سایت بیتوته در ادامه نوشته است: ازدواج به خاطر
ماجرای یک نامزدی در جنگ
جورایی ازش خوشم اومد. پدرم خیلی مخالف بود. اونم می گفت که این با این قیافه ی سیاه خودش اونم با سوختگی روی صورتش، آخه چی داره که تو عاشقش شدی؟ هر جوری بود راضی شون کردم و حالا نامزد کردیم. من که مبهوت اخلاق آن پرستار شده بودم، به کنایه گفتم: - آخه حیف تو نیست که عاشق اون سیاه سوخته شدی؟ که این بار ناراحت شد و با قیچی زد روی دستم و دادم را درآورد. گفت: - دیگه قرار نیست پشت سر نامزد خوشگل من حرف بزنی ها ... اون از هر خوشگلی خوشگل تره. انتهای پیام ...
قاتل پدرخوانده برای چهارمین بار اعدام نشد
تیم جنایی مشخص شد که پسر جوان به اتهام خیانت در امانت در زندان قرچک ورامین به سر می برد. با هماهنگی های قضایی، امیر به عنوان دومین مظنون این جنایت به دادسرای امور جنایی پایتخت منتقل شد. اعتراف به قتل پسر جوان در همان تحقیقات اولیه راز قتل مرد ثروتمند را برملا کرد و گفت: خسرو مادرم را اذیت می کرد و کینه او را به دل گرفته بودم. برای همین به فکر انتقام گیری افتادم و شب حادثه به
وصلت جوان ایرانی و ژاپنی در مسجد
غیرت پدرم رفتم توی اتاق خودم. در را بستم و فال گوش ایستادم. مرد ایرانی به زبان ژاپنی سلام داد و همراه ژاپنی اش حرف های او را از انگلیسی به ژاپنی ترجمه کرد. پدر، مادر و برادرم فقط گوش می کردند. مرد ایرانی می گفت: من دختر شما را دوست دارم و قول می دهم خوشبختش کنم و همیشه به او وفادار باشم. پدر و مادرم حرفی نزدند. آقای بابایی ادامه داد: کار من تجارت بین ایران و ژاپن است، اما بعد از ازدواج
تصاویر لورفته از لحظات زیبا وعاشقانه فریبا نادری و همسرش
روز خوش شانس بودم و در تست قبول شدم، اما می دانستم که خانواده ام مخالفت خواهند کرد. در قراردادم شرط کردم که خانواده ام هم باید پشت صحنه بیایند و گروه مروارید سرخ هم پذیرفتند. با این شرایط باز هم مادرم مخالفت کرد، اما سرانجام متوجه شد که علاقه من به بازیگری وصف ناپذیر است و نمی توانند مقابل علاقه ام ایستادگی کنند و این شد که به بازیگری روی آوردم و در حال حاضر هم در سریال غیرمحرمانه ایفای نقش می
گفتگو با فرشته رضایی فعال اجتماعی مهاجر و مبتلا به بیماری دیستروفی
19 سالگی متوجه بیماری اش شده و در این باره می گوید: از زمان تولد متوجه بیماری نمی شوید. مادرم الان 56 سال دارد و در 30 سالگی متوجه بیماری اش شد. اگر مادرم علائم بیماری اش زودتر مشخص می شد، احتمال می رفت فرزند کمتری به دنیا بیاورد، اما او 2 سال بعد از تولد خواهر کوچکترم متوجه بیماری اش شد. در پا ها احساس ضعف کرده بود و اوایل فکر می کرد ضعف های مربوط به زایمان است. اگر خود من در سن پایین ازدواج
زن جوان: راز همسرم با یک تصادف برملا شد
که به شیوه سنتی و با رعایت آداب و رسوم محلی صورت گرفت من و مسعود به توافق رسیدیم و با یکدیگر ازدواج کردیم. همه اعضای خانواده من در مشاغل فرهنگی و آموزشی فعالیت دارند و در واقع خانواده ای فرهنگی با درآمد متوسط جامعه هستیم با این حال همواره مادرم تاکید می کرد که هیچ گاه در زندگی مشترک نباید مال من یا مال تو! وجود داشته باشد. درآمد های زن و شوهر هیچ تفاوتی با هم ندارند و هر دو برای آسایش و
ازدواج به سبک شهید زین الدین:مگر پاسداری هم شد شغل؟
. با چند متر فاصله کنارش نشستم. هر دو سرمان را زیر انداخته بودیم. بعد از سلام و علیک، اول همان حرفی را گفت که خانواده اش قبلا گفته بودند. گفت: برنامه من این نیست که از جبهه برگردم. حتی ممکن است بعد از این جنگ بروم فلسطین یا هر جای دیگر که جنگ حق علیه باطل باشد و بعد از هر دری حرف می زد. گفت: به نظر شما اصلا لازم است خانم ها خیاطی بلد باشند؟ حتی حرف به اینجا کشید که بچه داری برای زن مهمتر است یا بهتر
مادرم از روی جنایت و مکافات به من دیکته می گفت
کرده اما رشته تحصیلی او حسابداری بوده است. غفاری درباره علاقه خود به ادبیات می گوید: به خاطر اصرار پدرم رشته حسابداری را انتخاب کردم و 15 سال از ادبیات دور افتادم. اگر از اول ادبیات خوانده بودم مسیر زندگی ام عوض می شد. هشت سال حسابدار ارشد بود اما نتوانستم ادامه دهم تا اینکه یک روز همه چیز را رها کردم و دانشجوی ترم یک ارشد ادبیات شدم. حقوق بالایی داشتم و رئیس و خانواده ام بارها شماتتم کردند اما ما
لزوم بررسی پدیده ازدواج گریزی در کارگروه های تخصصی دانشگاهی
منش خود مرا بزرگ کردید. نیکی و دلسوزی شما درباره من از پدر و مادرم بیشتر و بهتر بود. تربیت و هدایتم به دست شما بوده و شما ای رسول خدا، به خدا سوگند ذخیره دنیا و آخرتم هستید. ای رسول خدا! اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او، آرامش یابم. آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم. آیا مرا می پذیرید؟ رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نی ریز ادامه
اعتراف به سرقت خودرو با زنی در صندلی عقب
بازجویی قرار گرفت. عادل 28 ساله که دارای چند سابقه سرقت بود، به جرمش اقرار کرد. بعد از کامل شدن تحقیقات، عادل به اتهام سرقت خودرو و آدم ربایی در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. روز گذشته و بعد از رسمیت یافتن جلسه زن جوان در جایگاه قرار گرفت و گفت: چند روز قبل از حادثه مادرم فوت کرده بود به همین خاطر از نظر روحی حال مساعدی نداشتم. همسرم امور قضایی مربوط به فوت مادرم را
بازگشت 4 باره قاتل پدرخوانده از پای چوبه دار
نبود و یک بار هم دیدم دستش شکسته است. وقتی از زندان آزاد شدم از طریق بستگانم متوجه شدم پدر خوانده ام مادرم را اذیت می کند و او را کتک می زند که تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. شب حادثه به خانه اکبر رفتم و مقداری قرص خواب آور به او خوراندم و بعد که بیهوش شد او را خفه کردم، سپس خودرواش را سرقت کردم تا اینکه چند روز بعد هنگام سرقت گوسفند مجبور شدم خودروی مقتول را رها و با خودروی دوستم فرار
راز مبهم شلیک به دوست
به گزارش بخش قضایی سایت خبرمهم ، این حادثه در خانه مجردی پسری جوان به نام مسعود رخ داد. وی که دور از خانواده اش در یک خانه تنها زندگی می کرد بیشتر اوقات میهمانی می داد و دوستانش را دور خود جمع می کرد، تا اینکه یک شب جسد وی در حالی که با شلیک گلوله به قتل رسیده بود در راهروی خانه اش پیدا شد. همسایه ها این گزارش را به مأموران داده بودند. آن ها بعد از حضور پلیس گفتند که درگیری در راهروی ساختمان
ملاقات با دیوها
این مجسمه ها بودند برد، ادامه داد: این 6 اثر از آثار قدیمی پدرم هستند و همسر و فرزند من هم با دیدن این مجسمه ها تحت تاثیر قرار گرفتند. خوشحالم که این آثار به نمایش درآمدند. به خاطر می آورم پدرم آن روزها به مادرم می گفت باید قدر مرا بدانید، امروز مرا نمی شناسند اما وقتی از دنیا رفتم شناخته می شوم. اسماعیلی با اشاره به اینکه خود را شاگرد اول و آخر پدر می داند، اضافه کرد: هنوز هم با فلز و
فرماندار شمیرانات: به همت خیران، دو زوج به خانه بخت رفتند
سید مهدی ساداتی روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا ضمن تبریک این مناسبت فرخنده و روز ازدواج اظهار داشت: نیکوکاران شهرستان که همواره پیشگام در تمامی امور خیریه در زمینه های بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و ... هستند، این بار نیز با تهیه جهیزیه برای دو نوعروس، موجبات ازدواج دو زوج جوان را همزمان با این مناسبت پربرکت فراهم کردند که از این بابت قدردان نیت خیر این عزیزان هستیم. وی
10 نکته ای که در مورد کیتی پری نمی دانستید !! + عکس
یر خودش قرار داد، و این به خاطر رویکرد خاص او به موسیقی بود. امّا در رابطه با دیگر خواننده های زن راک چطور؟ درباره سیندی لوپر، پَت بناتار، جوان جِت، و شرلی منسون؟ جدا از نام های این افراد در رابطه با ترانه و موسیقی، آنها همچنین احساس یک خواننده راک را وارد ترانه ها و صدایشان کرده اند. اگر فکر می کنید که همه تاثیرگذاران دختر بوده اند، باید از فردی مرکوری نام ببریم که تاثیری کامل را بر حر