سایر منابع:
سایر خبرها
واکنش روزنامه کیهان بعکس نیوشا- ت
به گزارش پایگاه 598، رونامه کیهان امروز در واکنش به گزارش روز گذشته روزنامه شرق نوشت: یک روزنامه زنجیره ای ضمن استقبال از سناریوپردازی مجله تایم، به هم پوشانی با این مجله آمریکایی درباره آزادی تغییر در ایران در 10 سال آینده پرداخت. شرق عکس بزرگ صفحه اول و چند مطلب داخلی خود را ذیل عنوان ایران به وقت تایم- تحلیل مجله تایم از ایران 2025 اختصاص داد. تایم در کنار تحلیل های خود
عبدالرزاقی: گاهی بی پول می شویم
هیچ وقت عکس غمگین از خودم به اشتراک نمی گذارم و تا جایی که بتوانم مقابل دوربین غم را بازی نمی کنم، اما عجیب است در کامنت هایی که برایم می گذارند، می نویسند شما چقدر الکی خوش هستید! وضع مالی شما خوب است که می خندید! و ... اینها غمگینم می کنم اما آدمی نیستم که غم را به دیگران منتقل کنم حتی اگر غمگین ترین آدم جهان باشم. شما درگیر حاشیه ها می شوید که به قول خودتان ویترین زندگی تان را آن طور
عامه علمای شیعه وسنی قائل به وحدت اسلامی اند/ موانع شکل گیری وحدت
تشیع و تسنن دو بال جهان اسلام هستند که باید با هم همکاری داشته باشند و در همین راستا آمادگی الازهر برای برگزاری یک کنفرانس با حضور علمای جهان اسلام جهت بررسی راههای کاهش خشونت گرایی و تحریک مذهبی را اعلام کرد. در پاسخ به این پیشنهاد، آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع بزرگ جهان تشیع، طی نامه ای به احمد الطیب تأکید کرد که همه مراجع اصیل شیعه خواستار تحقق شعار وحدت شیعه و سنی هستند و از
وصیت نامه فرمانده گروهان علی اکبر(ع) فاطمیون: خواهران خوبم؛ حجاب، حجاب، حجاب
ِ تک. عاشقتم خواهر کوچکم. فاطمه جان! آبجی کوچولوی دوست داشتنی. با تو فهمیدم عشق یعنی چه. باورت می شود؟ آنقدری که شما من را دوست داری دوبرابرش من دوستت دارم. پدر و مادرم و خواهران گلم؛ صبر کنید، صبر، صبر، صبر. خواهران خوبم؛ حجاب، حجاب، حجاب. مامان دوستت دارم. بابا دوستت دارم. زهراجان دوستت دارم. فاطمه جان دوستت دارم... و اما؛ روضه گوش دادم مادر شما لباس مشکی تنم کردی و مرا به
موسوی لاری: با اصولگرایان ائتلاف نمی کنیم
مسائل ملی را هدف قرار دهیم. از همه کسانی که می توانند چنین مجلسی را محقق کنند دعوت کنیم. چه در تهران و چه در استان ها آنها را دعوت کنیم. هر جا رای بالاتری دارند باید آنجا بروند ما نباید ریسک کنیم. شما خودتان برای انتخابات برنامه دارید؟ خیر. اگر جمع بندی خردجمعی این باشد که ثبت نام کنید چطور؟ من دلایلم را مطرح می کنم. شاید به جمع بندی نرسند. اگر نگوییم
در مناظره رسایی و زیباکلام با موضوع آمریکا چه گذشت؟
. شعار اولشان هم نه شرقی و نه غربی بود. در آن زمان نماد غرب آمریکا و نماد شرق شوروی سابق بود. وی ادامه داد: اینکه می گویید آمریکایی ستیزترین افراد غیردموکرات ترین افراد نظام هستند از طنزهایی است که فقط از کسی مثل شما برمی آید. وی با تأکید بر حضور آمریکا و غرب در وقایع انتخابات سال 88 تصریح کرد: اگر تقلب در فاصله 15 درصدی بین کاندیدای انتخاب شده با کاندیدای مورد حمایت غرب اتفاق
آنهایی که منافعشان در فوتبال قطع شده ، غوغا می کنند
فدراسیون خواستم دعوای شخصی میان 2 نفر را تمام کند و این اتفاق هم فعلا افتاده است. این گونه بحران سازی ها قطعا لطمات زیادی به تیم ملی فوتبال کشورمان می زند و امیدوارم دیگر هیچ وقت شاهد آن نباشیم. تمام اعضای فدراسیون، تیم ملی و حتی وزارت ورزش تنها باید یک هدف داشته باشند که آن هم حمایت از تیم ملی فوتبال کشورمان است. اگر همدلی وجود داشته باشد، قطعا می توان به آینده امیدوار بود. در آخر درباره ورزش پاک
سرانجام ازدواج دوم آزاده نامداری چه می شود؟/عکس
روز نو : اگر شما هم مثل آزاده نامداری یک بار در زندگی عاطفی تان شکست خورده اید و می خواهید بار دیگر شانس تان برای خوشبخت شدن را امتحان کنید، حرف های هرایر دانلیان، روانشناس و زوج درمانگر را جدی بگیرید. تا مهر توی شناسنامه نخورده... اگر چیزی به اسم ازدواج را مطرح می کنیم، درمورد اتفاقی حرف می زنیم که پس از عبور از یکسری مراسم خاص و دینی به زندگی کردن دو نفر زیر یک سقف
دغدغه خانوادگی یک روانشناس باتجربه
دکتر غلامعلی افروز سال هاست که با بحث های روانشناسی تربیتی و سلامت خانواده شناخته می شود. خیلی ها مصاحبه هایش را در مناسبت های مختلف در برنامه های تلویزیون، رادیو و روزنامه ها دیده اند. او تا کنون 61 جلد کتاب در حوزه های مختلف روان شناسی نوشته است. خودش می گوید: من آدمی تلاش مدارم و دنبال نتیجه نیستم. اعتقاد دارم آدم های نتیجه گرا آرامش ندارند. در عین حال معتقدم آدم باید مانند درخت همه شاخه هایش را رشد دهد، رشد تک شاخه ای، رشد معیوبی است.
بررسی سونی اکسپریا Z5: زشت و زیبا!
لغزنده، حسابی لیز خورده و پهن زمین می شدند، اما من با زیرکی خاصی لبه ها را کمی افزایش داده و به همین خاطر خوش استایل ترم! همه این ها که شما می گویید تنها به نکات ریز بازمی گردد، ما انتظار یک تحول در طراحی را داشتیم. خب چرا به چیزی که انقدر خوب است الکی دست بزنیم؟! سازنده من از اول بر روی تکامل نظر داشته و به دنبال تغییرات بنیادین در ظاهر گوشی هایش نیست. ما می خواهیم اگر هر کس
ظروفی که غذا خوردن را سالمتر می کند
شبکه خبری پچ پچ : به ظرف غذای تان خوب نگاه کنید. به کیسه نایلون یا ظرف غذایی هم که فرزندتان می برد دقت کنید. به نظرتان ظرف ها مناسب با غذا یا خوراکی که می برند، هستند؟ فکر نمی کنید خورشتی که داخل مثلا ظرف پلاستیکی ریخته اید، به دلیل انتقال حرارت اضافی به دلیل نامناسب بودن ظرف در آستانه فساد قرار دارد؟ همین الآن غذایی را که همسر مهربان با هزار عشق و علاقه آماده کرده، داخل چه ظرفی ریخته
تیم اقتصادی روحانی از دولت خاتمی هم متوهم تر است
آمد و همین طور برای درون زایی و مردمی بودن باید سیاست اندیشیده شود. مقام معظم رهبری در زمان ابلاغ این سیاست ها در جلسه ای که با جمع نسبتاً کثیری از مسئولان و اثرگذاران اقتصادی کشور داشتند محورهایی برای اجرایی کردن آن ارایه کردند، مثلاً تأسیس یک مرکز رصد برای تعیین شاخص هایی که وضعیت کشور را از نظر معیارهای اقتصاد مقاومتی پایش کند. متأسفانه این مرکز هیچ وقت راه نیفتاد، حتی ستاد اقتصاد مقاومتی بعد از
چطور برای استارتاپ خود نیرو جذب کنیم؟
یک تیم فوق العاده، بزرگ ترین دارایی شما برای ساختن یک شرکت قدرتمند است. اولین چیزی که سرمایه گذاران معمولاً درباره اش می پرسند نیز تیم شماست. شما به عنوان یک استارتاپ، احتمالاً توانایی مالی به کار گیری یک متخصص نیروی انسانی برای جذب استعداد را ندارید و باید این کار را خودتان انجام دهید. از آنجایی که شیوه های جذب نیرو از گذشته تا کنون دستخوش تغییرات زیادی شده اند، مؤسسین شرکت ها باید مدام خود را
گفت و گو با قناری باز معروف تهران
/> 500 میلیون تومان. البته بیشتر از این قیمت هم داریم. برای همین هم هست که کسانی که تجاری به این ماجرا نگاه می کنند وقتشان را صرف تعلیم یک قناری در سال نمی کنند. یعنی در سال فقط به یک قناری می توان آواز تعلیم داد؟ در نهایت دو (بال) قناری. زمان می برد. آواز هم توی قیمت قناری تأثیر دارد؟ نه، فقط جثه، بعد رنگ. الان همه دنیا دارد روی مد کار می کند.
یک بدلکار: ما کتک خور سینما نیستیم!
بنشینیم به همین دلیل از ارشا اقدسی و مهسا احمدی دعوت کردیم و ساعاتی را با آنها به گفت وگو نشستیم که در پی می خوانید. _همه ما می دانیم که پیمان ابدی چقدر زحمت کشید تا اتفاق خوبی در سینمای ایران بیفتد و چقدر تلاش کرد تا بتواند خودش را ثابت کند از آنجایی که شما جزو شاگردان مرحوم پیمان ابدی هستید باید گفت که موفقیت شما در کار شخصی و همچنین سینمای ایران نتیجه تلاش های وی است. ارشا
گفتگوی مفصل با علی رهبری درباره نامه به رئیس جمهور
ارکستر آماتور درست کنیم و صداوسیما هم یک ارکستر آماتور درست کند و همه هم به نام ایران و ایران و ایران. و همه هم آبروی ایران را ببریم آنهم با آدمهای آماتور. برای اینکه می دانم اگر شما می خواهید ارکستری را اساسی درست کنید باید یک مدیرهنری با تجربه داشته باشید که این کار را اساسی درست کند. فقط پروژه ای آمدن وبا نواختن یک چیزی که مردم خوششان بیاید که این ارکستر حرفه ای نمی شود. پس اگر هر سه
چرا مردها به رانندگی زنها طعنه می زنند؟
برخی تصور می کنند راننده خوب کسی است که خصلت های مردانه در رانندگی اش داشته باشد در حالی که زنان رانندگی را جزئی از شخصیت خود نمی بینند. از طرف دیگر، تحقیقات نشان داده که زنان کمتر به تخلف می پردازند و قانون پذیری آن ها بیشتر از مردان است. که متاسفانه همین قانون پذیر بودن گاها نشانه ی کم مهارت بودن زن تلقی می شود. رانندگی خانم ها بد نیست، افتضاح است! شاید صالح ترین
هوا را از من بگیر رودخانه ام را نه
اند؛ احمد بیگدلی اگر بود از اعماق می آمد و با کلماتی تراش خورده از چم های رودخانه نوربارانمان می کرد و زاون می آمد می نشست روی مبل و سرتاسر فیلم چشم ها را می بست و گوش می سپرد به زمزمه تاج و بوق کارخانه ها وشادخواری مردم در بیشه ها و بعد آنچنان درباره فیلم حرف می زد که انگار خودش آن را ساخته. خسته ایم و کارها مانده، احمدرضا جلوه نژاد هم خواسته تا بنویسم که هنرمندان برای زنده رودی که پیش چشمانمان
بخشی از خدمات امام سجاد (ع) به اسلام / چرا امام قیام مختار را تأیید نکردند
/> ثانیاً محل سکونت اهل بیت را عوض کرد و به آن ها محبت کرد. ثالثاً گناه قتل سید الشهدا را به گردن ابن زیاد انداخت و او را لعن و نفرین کرد و گفت: “اگر من بودم، هرگز حسین را نمی کشتم .” البته همه این حرف ها منافقانه بود و با هدف کنترل اوضاع اجتماعی؛ چرا که وقتی ابن زیاد به دمشق آمد، یزید او را احترام کرد و کنار دست راست خود نشاند و با او شراب خورد. واقعه دیگری که در
15 راه برای افزایش تمرکز
باعث می شود که ذهن تان آرام بگیرد و بهتر روی هر کار تمرکز کند. به هر حال باید در وسط کار، چند دقیقه به خودتان استراحت بدهید. 7. کار را به خانه نیاورید زمان استراحت و دور بودن از مسایل کاری در میزان تمرکز و کارایی شما مهم است. تا وقتی که در محل کار حضور دارید، مشغول هستید و باید پاسخگو باشید. ولی به محض این که آن جا را ترک کردید، دیگر به کار فکر نکنید. وقتی در دفتر را می بندید
سبک تلفیقی، دکوراسیون بی قانون!
یکدیگر بنشاند و باعث شود تا فضایی متفاوت به هر وسیله ای را با هر سبکی با دیگری هماهنگ کند، درست مثل عکس بالا پدید بیاید. اما باید به این نکته هم توجه کرد که یکی از دلایلی که باعث شده است تا همه عناصر بالا به زیبایی در کنار یکدیگر بنشینند، استفاده از یک طیف رنگی برای همه آن ها بوده است. سبک تلفیقی این فرصت را به شما می دهد تا راحت تر این صندلی ها را در طراحی دکوراسیون داخلی خانه تان استفاده
سرباز وطن؛ معرفی بازی ایرانی هشتمین حمله +دانلود
رکورد بهتری داشته باشید. اما اگر علاقه ای به ثبت رکورد ندارید، شاید گیم پلی تکراری و عاری از تنوع (چه در دشمنان، چه در اسلحه و چه در درجه سختی) هشتمین حمله بتواند انگیزه تان برای ادامه بازی را بگیرد. شاید اضافه شدن چند نقشه جدید و سلاح های بیشتر بتواند به دوز هیجان و جذابیت هشتمین حمله بیفزاید. این بازی برای گجت های اندرویدی منتشر شده و برای اجرای بی عیب و نقص آن به حداقل یک گیگابایت رم احتیاج خواهید داشت. برای دانلود بازی فوق از لینک زیر استفاده کنید. منبع: دیجیاتو ...
چهره مظلوم و منفعلی که از امام سجاد(ع) درست کردند خلاف واقع است
به گزارش خبرگزاری مهر ، صوت حاضر بخشی از سخنان حضرت آیت الله خامنه ای درباره امام سجاد(ع) و نقش ایشان در احیای دین می باشد که متن آن نیز در ادامه تقدیم می گردد؛ یک کانونی کوچکتر از مدینه در کوفه بود، در سال شصت وچهار و شصت وپنج عده ای به صورت تّوابین تحت تأثیر فشار وجدانی حادثه ی عاشورا حرکت کردند، قیام کردند و تماماً قتل عام شدند. یعنی حتی یک نفر از توابین زنده نماند و به این ترتیب
چرا جمهوری اسلامی مخالف ارتباط با مستکبران است؟
فضولِ در مسائل جمهوری اسلامی بدانند: ملت ایران بین خودشان اگر اختلاف هم داشته باشند، وقتی پای شما دشمنان ملت ایران به میان بیاید، همه با هم متحد میشوند؛ یک دست واحد، یک مشت محکم علیه شما میشوند. اینجور نیست که شما خیال کنید وقتی از یک جریانی به خیال خودتان دفاع کردید، حمایت کردید، این جریان به شما متمایل خواهد شد؛ ابداً. ما سی سال تجربه داریم؛ سی سال این ملت در حافظه ی خود دشمنیهای شما را ثبت
جهانبازی: دوباره تهمت بزنند شکایت می کنم
استقلال خوزستان وقتی مقابل استقلال قرار گرفت با همین مشکل مواجه شد؟ اشتباه های داوری برای همه تیم ها هست. خیلی تیم ها اما حرفی نمی زنند و رسانه ها اینقدر به آنها نمی پردازند. من یک سوال از شما می پرسم. اگر تهمت زدن خوب است من هم بگویم که پرسپولیسی ها با این جوسازی ها می خواهند از داوران آینده خود امتیاز بگیرند؟ البته من مثل آنها نیستم و به کسی تهمت نمی زنم اما بدون شک از حقوقم دفاع می کنم و اجازه نمی
نفوذ به سرنوشت فتنه و اقتصاد مقاومتی مبتلا می شود؟
معظم انقلاب در ربع قرن رهبری ایشان و حتی در زمان ریاست جمهوری در دهه 60، اصطلاح نفوذ به عنوان پروژه دشمن، از سوی رهبری استفاده می شد: "دولت اسلامی موظف است که جامعه را با فرهنگ بالاتر و معلومات عمیق تر و آگاهیهای همگانی مجهز کند و بدین وسیله جلوِ نفوذ فرهنگ بیگانه را بگیرد." (خطبه های نماز جمعه تهران: 1365/9/14) "شما خیال نکنید که دشمن فقط از جبهه ی جنگ حمله میکند. دشمن وقتی
پناهیان: زیارت اربعین امروز وظیفه است
ما در اربعین حاضر می شویم، به اقتدار حسینی در جهان کمک کرده ایم. آیا می شود در این مسأله کم گذاشت؟! اصلاً نمی شود برای اربعین کم گذاشت. قربان صدقه امام حسین(ع) رفتن، دیگر ساده نیست! چون می گویند: شما که این همه می گفتی من فدایت شوم، حالا بفرمایید؛ این گوی و این میدان! ببینیم در این عرصه چه قدمی بر می دارید! البته نمی خواهد خودتان را فدا کنید، ولی بیایید در این راه قدم بردارید. اصلاً دیگر
سالروز جمله تاریخی امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند
؟ یعنی الآن باز اختناق است؟ یعنی الآن باز مشاورهای این دولتهای بزرگ در اینجا مشغول کار هستند و مشغول فعالیت هستند، و دولت ما یا ملت ما تحت سلطه آنهاست؟ خوب، اگر اینها را به شما بگویند، جوابش را شما خودتان می دهید که نه، اینها الآن حاصل است، این آزادی است که شما و ما را در اینجا جمع کرده است. شما پنج سال پیش از این امکان برایتان داشت که در یک همچو جلسه ای بنشینید صحبت بکنید؟ این آزادی است که شما در
این روزها نه سرم، نه پایم، قلمم درد می کند!
از کجا شروع کنم؟ خاک و آفتاب ادبیات و تئاتر و فیلم کوتاه یا کاغذ پاره های طرح و ایده و فیلمنامه که در هر گوشه و کنار اتاقم تلنبار شده است؟ "پنج" طرحی چندین ساله بود که بر رویش حساب ویژه ای باز کرده بودم. تا آن که شروع کردم به نوشتنش و باز نوشتنش و باز... تا این که به پنج بار بازنویسی کشیده شد. اولین اثر سینمایی و دومین فیلم بلندم به این شکل، نقشه ی راهش تهیه شد. با چند تن از دوستان و همکاران به صحبت و مشورت می نشینم. وعده های همکاری و همراهی هست که برخی به بار می نشیند و برخی نه. در گیر و دار بررسی و برنامه ریزی تولید فیلم، تیری هم در تاریکی می اندازم. از طریق دوستی که مدیریت تولید فیلم را به عهده گرفته، ادارات دولتی استان یزد را هم در جریان سوژه ی فیلم قرار می دهیم. برای نخستین بار متوجه سال خوشامدگویی به یزد در سال 95 می شوم. اعتراف می کنم هنوز هم برایم کمی گنگ است که این خوشامدگویی یعنی چه؟ اصلا از طرف یونسکو این مناسبت تعیین شده یا یک سازمان داخلی چنین نامگذاری را صورت داده است؟ هر چه که هست تا این ساعت فهمیده ام حتی مسئولان شهر و استان هم تصویر روشنی از این پیشامد در ذهن ندارند چه برسد به مردم که خبر هم ندارند! به من می گویند: "این فیلمی که شما قصد تولیدش را دارید مناسب این مناسبت است. بودجه هایی نیز برای نوسازی و آماده سازی شهر به همین منظور اختصاص داده شده." میزان بودجه و متصدی اش را هنوز هم نمی دانم. با آن که کمتر از پنج ماه به رسیدنش مانده هیچ برنامه ای در زمینه ی فرهنگی و هنری اعلام شده یا ریخته شده باشد را نه در جریان هستم و نه شنیده ام. با این حال به پیشنهادشان مبنی بر پررنگ ساختن جاذبه های گردشگری یزد و معرفی صنایع دستی آن ترتیب اثر می دهم. آسیبی به اصل فیلم نمی زند و این احساس را در من ایجاد می کند که دینم را به شهرم ادا کرده ام. هدفم از تولید فیلم را می پرسند. پاسخ می دهم: در درجه ی اول خلق یک اثر هنری که مدت هاست ذهن و روانم را به خودش مشغول داشته و بعد حضور در جشنواره های داخل و خارج از کشور. می پرسند چه فکری برای بازگشت سرمایه ات کرده ای؟ می گویم: فیلم را به صورت ویدیویی ضبط خواهم کرد و هزینه ی تولیدم را به روش هایی که در این چند سال تجربه کرده و تاوانش را داده ام پایین خواهم آورد. بعد هم تمام تلاشم را می کنم که فیلمم قابلیت حضور در جشنواره های بین المللی و فروش در بازار فیلم آن ها را داشته باشد تا علاوه بر سینماها شبکه های مختلف تلویزیونی حق پخش آن را از من بخرند. با تعجب می گویند که این عمل ریسک بالایی دارد و شاید سرمایه ات از دست برود. پاسخم این است که اتفاق عجیبی نیست تمام هنرمندان این مملکت به جز نور چشمی ها با سرمایه های بر باد رفته کارشان و هدفشان را دنبال می کنند. می گویند حالا که چوب حراج بر زندگی و آینده ات زده ای بیا و سطح فیلمت را بالا ببر. کمکت می کنیم. و این گونه "پنج" از یک فیلم ویدیویی مستقل به یک اثر سینمایی با استانداردهای لازم تبدیل می شود تا ویترینی باشد ماندگار و پربیننده برای معرفی زیبایی های معماری، فرهنگی و مذهبی شهر یزد، اولین یا به روایتی دومین شهر خشتی جهان. در هنگام فیلمبرداری داشتم سرسام می گرفتم. تمام گروه، از فیلمبردار و صدا بردار و دستیارانشان گرفته تا بازیگران و گروه تدارکات و حمل و نقل و... پاسخ سوالاتشان را از من می خواستند. سوالاتی که به دکوپاژ فیلم بر می گشت یا خراب بودن آبگرمکن استراحتگاه. مردم کوچه و گذر هم می خواستند بدانند این فیلم قرار است فردا یا پس فردا شبش از کدام شبکه پخش شود. شرمندگی هم که تا بخواهید به راه بود. وعده های محقق نشده را یا باید مهلت برای انجامش می گرفتم یا به هر طریقی شده جبران کنم. چه مالی و چه امکاناتی. خلاصه که شبیه وزنه برداری شده بودم که هنگام بالا بردن وزنه ی دویست کیلویی، بخواهد داستان بیژن و منیژه هم از خودش افاضه بفرماید. نقطه ی دیگری از بدنم که مدام درد داشت، پایم بود. خیلی می خواهم بدانم کارگردانی در حالت نشسته چه حسی دارد. تا آن جا که من در فیلم سازی مستقل ایران تجربه کرده ام کارگردان در زمان ضبط، وضعیتش به یک دونده ی ماراتن شبیه است به ویژه که خودش هم تهیه کننده باشد. هی باید به سمت بازیگرت، دستیارت، فیلمبردارت، طراح صحنه ات و... بدوی و بازگردی. نه این که صندلی کارگردانی برایت نگذاشته اند، فرصت نشستن نداری. این روزها اما که چند روزی از آن شرایط دشوار و نفس گیر می گذرد درد سر و پایم فروکش کرده و قلم درد گرفته ام. منی که روزگاری فعالیت هنری را با شعر و داستان آغاز کرده ام و برخی واژه ها را بیشتر از عینیتشان دوست دارم از پریشانی این روزهایم به هم ریخته ام. روزهای دشواری که مجبور به زبان دوختنم ساخته. حرف هایی که باید بزنم را نزده ام و صحبت هایی کرده ام که یا در موردشان تردید دارم یا مثل تیر از کمان جسته در پی بازپس گرفتنشان افتاده ام. نمی دانم قلمم بگوید از بزرگواری مردمان بافت تاریخی یزد –فهادان، وقت الساعت، باغ گندم، میدان خان و...-چه ها دیده یا نه؟ مهندس محمدرضا خجسته که بعد از آن همه بی احترامی ها و آزارهای یک گروه سریال ساز، با بزرگواری محل کسب یعنی کارگاه دارایی بافی اش را در اختیارمان می گذارد. استاد حسین نیکخواه، با مرام و مردانگی اش فشارهای کاری مان را تحمل کرده و علاوه بر هنر دارایی بافی، هنر بازیگری اش را نیز به رخ عوامل حرفه ای سینما می کشاند. سرکار خانم تسلیم، مدیر هتل ترمه که تا می فهمد در باره ی یزد قرار است فیلمی ساخته شود بی هیچ قرار و مداری بهترین اتاق هتلش را به ما می بخشد. خانه ی تاریخی فاضلی و ارغوان بافی صالحی که کوتاهی مضحک یک اداره را جبران کرده و صنایع گرانبهای دستی شان را به حساب مشارکت فرهنگی به ما قرض می دهند. بچه ها و کسبه ی محله ی بازار نو و دست اندرکاران خانه ی امام حسینی همه جوره همراه می شوند تا گره از کار خلقی که نمی شناسند باز شود. نانوایی، لحاف دوزی و مسجدی های ابوالمعالی دوستانه و با محبت همکارمان می شوند و هیئتی های محله فهادان اجازه می دهند تا بالا رفتن پوش حسینیه را هر جور بخواهیم در تصویرمان بیاوریم. یکی مثل مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد جناب آقای غیاثی بی هیچ مقدمه ای می آید و در حد وسع اداره اش همراهی می کند و دیگری چون رییس سازمان صدا و سیما آقای دکتر پهلوانیان با همه ی معاونان در صحنه حاضر شده و علاوه بر کمکی که در حد اختیاراتش هست پای درد دلمان هم می نشیند. یاران همدل و همراه تولید فیلم از گروه کارگردانی، فیلمبرداری و صحنه گرفته تا تولید و تدارکات و خبر رسانی که با تمام سختی های پروژه و فشار کاری اش کنار آمده اند و از کاستی ها خم به ابرو نمی آورند. همسرم که یک ماه تمام از راه دور صدایش را شنیده ام و سعی دارد غم تنهایی در غربتش را به رویم نیاورد تا تمرکزم به هم نریزد. همه ی این ها به کنار، مردمی که گذر از کوچه و معبرشان را مختل ساخته ایم یا با فریادهای "سکوت لطفا!" آرامششان را به هم زده ایم نیز هستند. بسیاری که در هیچ جا اسمی از آن ها قرار نیست برده شود و کسی سپاسگزار لطف و محبتشان نخواهد بود. در عوض تا بخواهید تشکر و قدردانی از کسانی شده که تا این ساعت قدم از قدم برنداشته اند که هیچ، وقت و سرمایه مان را هم هدر داده اند. نشسته اند تا اگر نتیجه ای به دست آمد بگویند بودیم در کنارشان و اگر نه که همین اندازه برایشان بس است و خودشان را کنار بکشند. حرف های گفته و نگفته ی زیادی هست که قلمم را به درد آورده. مدیری که وقتی به او می گویم هنر دارایی بافی یزد مانند هنر احرامی بافی و ترمه بافی رو به نابودی است هیچ نشانه ای از تاسف و چاره اندیشی در او نمی بینم و مقاماتی که هیچ یک از علت خواهر خواندگی شهر یزد با ونیز ایتالیا اطلاعی ندارند. که اگر داشتند به شکل نمادین هم شده چند کوچه و معبر قدیمی را بی تیر برق سیمانی و آسفالت سیاه و لوله های بدقواره ی گاز، به شکل خاکی باقی می گذاشتند. شهری که نسبت خواهر خواندگی اش با ونیز به سبب همین خاکی بودن کوچه هایش است تا به جای آب، شن و خاک در کوچه هایش جاری باشد. در تولید این فیلم بود که تازه فهمیدم مهم ترین مشکل یزد آب نیست بلکه خاک است. مسئول دیگری وقتی از ماهیت بیلبورد تبلیغاتی شدن این فیلم در سایر کشورهای جهان حرف می زنم پای مشکل جمع آوری زباله در سطح شهر را به میان می کشد و در محدوده ی مدیریتی مدیری دیگر که به خارج از کشور سفر کرده و انتظارات و نیازهای یک گردشگر را قطعا می داند چیست، با چشم خودم یک توریست متشخص اروپایی را می بینم که به ناچار بر دیواره های کاهگلی و کهن شهر ادرار می کند. نمی دانم با گفتن این حرف ها قلم دردم آرام می شود یا نه ولی اگر روزی آمد -که امیدوارم نیاید- و ساکنین شهر یزد تمام دارایی هاشان هم مثل ترمه هاشان ماشینی شد و پشت همه ی دیواره های کاهگلی شان به جای خشت خام، آجر صنعتی و میلگرد و سیمان قرار گرفت، فیلم "پنج" بتواند چون کتابی مصور به کمک پدران و مادران یزدی بیاید تا خاطره ی نه چندان دور این روزها را به فرزندانشان یادآور شوند. در فیلمی که سراسر سکوت است و کمتر دیالوگی بین کاراکترهایش رد و بدل می شود کاش دردهای آدم هایش هم با سکوت، حل و فصل می شد. کاش وضعیت به گونه ای بود که نیازی به درد دل قلم نداشتم. کاش دردهایم هنوز درد سر و پا بود. کاش... کاش... کاش... ...
تهیه ژل دور چشم خانگی با روش های ساده
آبرسانی باید کارهای دیگری نیز انجام دهید. یک درمان عالی برای کاهش پف کردگی و افزایش آبرسانی، استفاده از یک ژل چشم کاملا طبیعی است. ژل دور چشم، یک ژل طراوت دهنده و سبک است که به راحتی جذب می شود و پوست را مرطوب و سلول های آسیب دیده را ترمیم می کند. خبر خوب این است که شما مجبور نیستید برای درمان ناحیه ی زیر چشمتان، ژل های چشم گران قیمت بخرید. می توانید یکی از آنها را در خانه درست کنید. در