سایر منابع:
سایر خبرها
قتل خواهر بعد از ازدواج اجباری
مردی که متهم است خواهرش را به قتل رسانده، در جلسه دادگاه ادعا کرد مسایل اخلاقی، سبب شد دست به این جنایت بزند. تحقیقات پیرامون این پرونده از سال گذشته و زمانی آغاز شد که کارآگاهان جنایی استان فارس مطلع شدند جنازه زنی جوان در منطقه ای خلوت در خارج از شهر پیدا شده است. آنها بعد از حضور در محل حادثه مشاهده کردند فرد یا افرادی سر این زن را بریده اند. آثار موجود همچنین نشان داد دست وپای این
عید هایی بدون پدر
پدر، و این روز ها بار مسئولیت خانواده را به عهده گرفته است. به مادرش می گوید: نگرانم ازدواج کنم و فرزندانم هم به دنیا بیایند اما پدر نیاید . جعفر، پدر خانواده، تا قبل از سال 84 در کنار همسر و فرزندانش روزگار خوبی داشت. در خانه ای نه چندان بزرگ، با درآمد مناسب و متناسب با نیاز خانواده به خوبی و خوشی باهم زندگی می کردند. او آهنگر بود و با نماسازی خانه های مردم را زیبا می کرد. اما یکی از همین
استخدام به شرط داشتن سوء پیشینه
وجود سه کارخانه، در همان خانه ای که از 10 سال گذشته مستأجر بودیم زندگی کرده و از وسایل 10 سال قبل استفاده می کنیم و نه تنها از این بابت ناراحت نیستیم، بلکه احساس آرامش می کنیم. خیاطی محل، ما را خوب می شناسد زیرا همیشه پوریا و پیام لباس های مرا می برند تا برایشان اندازه کند. من از این کار تنها یک هدف دارم، اینکه فرزندانم بیاموزند خوشمزه زندگی کنند زیرا محال است کسی به دنبال زندگی این چنینی نباشد
خاطره وزیر ارشاد از تأسیس حزب سیاسی/ حبیبی ریاست را نپذیرفت
به گزارش خبرنگار مهر مراسم دومین سالگرد درگذشت دکتر حسن حبیبی رئیس فقید فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد ایران شناسی و نیز معاون اول روسای جمهور سابق کشور شب گذشته در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد. در این مراسم علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنانی اظهار داشت: من از سال 54 که به خارج از ایران رفتم تا آستانه پیروزی انقلاب اسلامی آوازه دکتر حبیبی را شنیده بودم. در تیرماه
گفت وگو با جیب بری که پدرش به40سال زندان محکوم شده است/بعضی از شاکیانم دروغ می گویند
راننده بودم، بعد که کار را یاد گرفتم جیب بری کردم. این مربوط به سابقه قبلی ام است. چطور شد، فهمیدی که پدرت جیب بری می کند؟ از بچگی می دانستم پدرم خلاف می کند. او همیشه زندان بود. الان هم زندان است. 40سال حبس دارد. سه، چهارسال پیش بود که فهمیدم جیب بر است. چقدر سابقه داری؟ با این دفعه می شود سه فقره. یعنی قبل از این دو بار زندان بودی؟ بله، یک بار به خاطر جعل و یک بار
10 سال گذشت/ با پیرهن سیاه، در محرم، در مسجد ارک
آمد، خیلی با عجله آماده رفتن به مسجد شد. در اتاقم بی حال افتاده بودم که با صدای پدرم به خود آمدم. با زحمت خودم را به لب پله ها رساندم، قبل از آنکه حرفی بزنم مادرم گفت محمد خوش احوال نیست و خوب نیست با شما با موتور به مسجد بیاید. اما پدرم اصرار داشت که آن شب را حتما با هم برویم. بیا خودت را روی موتور پشت من قایم کن که بدتر نشی. گفتم: اجازه بدین من خودم دیرتر بیایم. احوالم خوش نیست. با خنده گفت: حالا
آخرین توصیه آیت الله انصاری پیش ازرحلت+تصاویر
طاقت فرساست اما هر چه هست، تصویر او در قاب خاطراتمان نقش بسته و قلم، حالات او را این چنین به تصویر می کشد: دانای راز بود و پیراسته از حرص و آز. چشمانی پر جاذبه و لبریز از محبت داشت. پیشانی اش ساییده از سجود بود و در دلِ شب، خلوت نشین مناجات با معبود. در خطوط چهره اش رنج ایام و تکاپو برای اعتلای اسلام هویدا بود و در اولین نگاه، از مردی فرصت ساز و عافیت سوز حکایت می کرد. قلب مهربانش
مردی که دزدان سایبری را از درون زندان هدایت می کرد
الضمان صادر شده برای برادرش به مبلغ 75 میلیون تومان به همراه مبلغ حق الوکاله درخواستی ام را برایم واریز کند.او چند بار تماس گرفته و هر بار از من می خواست شماره حسابم را چک کنم که از واریز شدن این میزان پول اطمینان حاصل کنم، اما بعد از هر بار بررسی حسابم متوجه می شدم هیچ پولی به حساب من واریز نشده است. سرانجام خواست به یکی از باجه های عابربانک مراجعه کرده و منتظر باشم او مبلغ را کارت به
واقعه تکان دهنده تبعید دانشجوی دکتری جامعه شناسی به کمپ ترک اعتیاد
/> مرد جوان که دانشجوی دکتری جامعه شناسی است در گفت و گویی با شهروند پرده از ماجرای گروگان گرفته شدنش برداشت. خاطره تلخی که هنوز نتوانسته است فراموش کند. ماجرا چه زمانی برای شما رخ داد؟ 9 تیرماه سال گذشته بود که مرا گروگان گرفتند. از نحوه گروگانگیری برایمان بگویید؟ در خانه بودم که 4 مرد سیاهپوش و قوی هیکل به درخانه مان آمدند و بعد از این که خود را پلیس معرفی کردند
جانباز افغانستانی مدافع حرم: من یک مهاجر، فرزند یک مهاجر، تبرک شدم و برگشتم
در این خانه بیاورید. اگر به حفظ حرمت ایشان اعتقاد دارید نباید که فقط برای آن ها گریه کنید. الآن فضا، فضای مقاومت است باید رفت وسط میدان و دفاع کرد. 10 روز طبقه بالا زندگی کردم. ته دلم ناراحت بودم اما به آن ها گفتم از شما جدا هستم. دیگر نگویید من روح الله دارم و شیعه ام. با این مدلی که نمی خواهید به میدان برویم دیگر در ماه محرم برای شهادت امام حسین(علیه السلام) عزاداری نکنید. بعد از 10 روز راضی
گفت وگو با یک تک تیرانداز زن ایرانی
شکنجه اش کنیم! به این ترتیب پرونده ام به آن دو جوان سپرده شد. آن زمان حدوداً 13 ساله بودم. آنها مرا به اتاق شکنجه بردند و گفتند هرچه ما فریاد زدیم تو هم ناله و فریاد کن! بعد با اشاره به من فهماندند ما به خانه شما می آییم و به تو خواهیم گفت که چه کنی وقتی آمدند، گفتند تنها راه حل خلاصی شما این است که به ایران بروی تا بتوانی فعالیتت را ادامه دهی! اینها می خواهند تو را تبعید کنند. ایرانی ها امام
قتل در اعتراض به دستشویی کردن
می رساند و از محل متواری می شود تا اینکه مأموران یک ماه بعد از حادثه، سهراب را بازداشت می کنند. نماینده دادستان ادامه داد: تحقیقات نشان می دهد که او گناهکار است و برایش درخواست صدور حکم شایسته دارم. پس از آن مادر مقتول به عنوان تنها ولی دم به دادگاه گفت که خواسته اش قصاص است و حاضر به گذشت نیست. سپس سهراب در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل را انکار کرد. او توضیح داد: روز حادثه با چند نفر از
مرگ عجیب زوج میانسال در 10 دقیقه !
همشهری:این در حالی است که مرد میانسال 10دقیقه بعد از مرگ همسرش وقتی روی تخت بیمارستان قرار گرفته بود، جان خود را از دست داد. این ماجرای عجیب سحرگاه یکشنبه 22 آبان ماه سال جاری در پایتخت اتفاق افتاد. همزمان با مرگ این زوج میانسال، ماموران کلانتری102 پاسداران ماجرا را به قاضی شاهنگیان، بازپرس ویژه قتل تهران، گزارش کردند و برای بررسی های اولیه راهی بیمارستان شدند.شواهد حکایت از این داشت که این زن و
خانم تک تیرانداز، جانباز شیمیایی 75 درصد
تلویزیونی برای شنیدن خاطرات و تهیه یک مستند پیش من آمده بودند. چطور شد که با شهید چمران آشنا شدید و از کجا با ایشان همراه بودید؟ آشنایی من با شهید چمران به دوران قبل از انقلاب بر می گردد سال 57 که غائله کردستان پیش آمد با شهید چمران و همسرش آشنا شدم و از نیروهای ایشان به حساب می آمدم در پادگانی که الان نامش ولیعصر است مستقر بودیم و از نیروهای ایشان بودم. جنگ که شروع شد با سختی
نگاهی به شرایط زندگی کارتن خواب های پایتخت
کردن محرومند و هیچ کس حتی برای کارگری آنان را نمی پذیرد . آیین مهرورزی و طلوع بی نشان ها نزدیک به یک سال قبل، در جریان تهیه یک گزارش، با موسسه طلوع بی نشان ها آشنا شده بودم؛ موسسه نیکوکاری که 9 سال است در زمینه معضلات اجتماعی مربوط به معتادان کارتن خواب، فعالیت می کند. سارا چرتابیان مدیر اجرایی این موسسه به من گفته بود هر سه شنبه شب، بعد از برگزاری آیین مهرورزی
راز کشته شدن مربی ورزشی
تحقیقات کارآگاهان ویژه جنایی اداره آگاهی کرج و بازپرس جنایی، عامل جنایت در حضور تیم تحقیق، صحنه جنایت را بازسازی کرد. از سوی دیگر با شکایت پدر و مادر مقتول، مراد - عامل جنایت - به اتهام قتل عمد و همسرش لیلا به اتهام رابطه نامشروع با قرار بازداشت موقت روانه زندان شده و پرونده جنایت با صدور کیفرخواست روی میز قضات شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما، در حالی که پزشکی قانونی سلامت روحی، روانی مرد جنایتکار را تأیید کرده قاضی هدایت رنجبر - رئیس دادگاه - دستور تعیین وقت محاکمه با حضور 4 قاضی مستشار و شاهدان حادثه را صادر کرده است. ...
مرگ معمایی نوجوان بی خانمان در باشگاه
وگو با دوست قربانی مرتضی دوست صمیمی عرفان به شوک گفت: عرفان و برادرش بعد از جدا شدن پدر و مادرشان کاملاً آواره شدند مخصوصاً زمانی که پدرش به جرم سرقت به زندان فشافویه افتاد کلاً همه چیز به هم ریخت، برادرش در یک میوه فروشی کار می کند و شب ها هم آنجا می خوابد. وی ادامه داد: عرفان زندگی پرفراز و نشیبی داشت، چندبار به خاطر آوارگی بازداشت شد. وقتی آخرین بار آزاد شد وی را در قهوه خانه ای که
ارادت ویژه ای به حضرت زهرا (س) دارم/ اگر روضه امام حسین (ع) را از مداح بگیری دیگری هیچ چیزی نیست
فشتکه بود من، هم در مسجد بودم. هر روضه خوان و واعظ و مداحی که می آمد از هر کدام یک تکه را حفظ می کردم و در خانه تمرین می کردم. بازی کودکانه من این بود که از چوب میکروفون و از جعبه میوه، آمپلی فایر و سیستم صوتی درست می کردم. یک درخت انجیری هم داشتیم که بالای آن می رفتم و از هر چیزی که از مداحان می شنیدیم می خواندم. خوبان خبر: مشوق اصلی شما در این راه که بود؟ قطعا پدرم بود. چون
شهیدی که رهبری لقب مبارزومجاهد به او داد/فخر و نوری از دیارلرستان
42 و در حوزه علمیه ادامه داد. فعالیت های علیه رژیم این شهید بزرگوار با علنی شدن مبارزات امام راحل آغاز شد بطوریکه بارها بازداشت و به ساواک و شهربانی قم و خرم آباد احضار شد. این شهید گرانقدر بارها توسط رژیم شاهنشاهی و ساواک دستگیر و به مناطق مختلفی تبعید شد و علاوه بر آن در دوران بعد از انقلاب نیز خدمات زیادی به انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کرد. شهید حجت
قتل گروگان به خاطر 100 میلیون تومان
ربایی مخوف نصیر پس از افشای راز جنایت در اظهاراتش به افسر پرونده گفت: من چندی قبل در کرج با راننده میانسال آشنا شدم و بیشتر مواقع با او تماس می گرفتم تا من یا هموطنانم را به صورت دربستی به مقصد برساند. چند ماهی بود که از او خبر نداشتم. در این مدت هم بیکار شده و دچار مشکلات مالی شده بودم. بنابراین نقشه ربودن راننده و اخاذی از خانواده اش به ذهنم رسید. موضوع را با دو هموطنم در میان گذاشتم و
جسد زن صیغه ایی بر ترک موتورسیکلت!
. بنابراین گزارش، پس از دستگیری متهم به قتل اعضای خانواده دیگری نیز به کلانتری آبکوه مراجعه کردند در این هنگام زن جوانی به ماموران گفت: می ترسم متهم خواهرم را کشته باشد اما متهم گفت: نه! خواهر شما در جاده قدیم قوچان و منزل فلانی است و بدین ترتیب اعضای این خانواده با خیال راحت به منزل بازگشتند اما این موضوع که آیا متهم زن دیگری هم اختیار کرده بود یا نه! ماجرایی است که تحت بررسی قرار دارد. شایان ذکر است: قاضی صفائیان پس از شنیدن اعترافات متهم، دستور قرار بازداشت موقت وی را صادر کرد و بدین ترتیب تلاش ماموران کلانتری آبکوه برای کشف زوایای پنهان این پرونده جنایی آغاز شد. ...
بررسی و تحلیل نقش عمرو عاص در تاریخ اسلام
بخش دوم و پایانی خلافت امام حسن(علیه السلام) بعد از شهادت امام علی(علیه السلام) مردم با فرزند بزرگ ایشان امام حسن(علیه السلام) بیعت کردند. (1) امام حسن(علیه السلام) در ابتدا قصد جنگ با معاویه را داشت، (2) اما به علت حفظ منافع مسلمانان، با انعقاد قرار داد صلح، حکومت را به معاویه واگذار کرد. (3) در این دوره کوتاه عمروعاص در کنار معاویه حضور داشته است و به وی مشورت های لازم را
مغنیه: هرگز از مرگ نهراسیده ام/ برای فلسطین به فتح پیوستم
اش که تنها 2 اتاق داشت، مخفی کرد. صبح روز بعد زن لباس همسر کارگر خود را به او پوشاند و از همسرش خواست که برای خروج از منطقه و رساندن او به منطقه ای امن با او همراهی کند. بعد از 15 سال از آن حادثه، مغنیه به همراه فردی دیگر که این داستان را نقل می کرد برای جست وجوی آن منزل به خیابان مذکور رفت تا آنجا را پیدا کرد. همان زن در را باز کرد و مغنیه خود را معرفی کرد و گفت که می خواهد به علت
خودکشی مرد جوان پس از قتل همسرش
آثار 10 ضربه شیء نوک تیز نیز بر سر و بدنش نمایان بود. بستگان مقتول که با شنیدن این خبر به محل حادثه آمده بودند همسر 30 ساله زن جوان را به عنوان متهم به قتل معرفی کردند که در همین حال مرد مذکور با شنیدن این جملات به طبقه سوم مجتمع آپارتمانی فرار کرد و از پنجره بالکن خود را روی خودروی پلیس انداخت. ماموران انتظامی بلافاصله او را به بیمارستان طالقانی رساندند، اما او به دلیل
قتل برای حمایت از برادر
جوان یک روز بعد به علت شدت جراحات وارده روی تخت بیمارستان جان باخت و پرونده این نزاع عنوان جنایی گرفت و سپس کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل پلیس آگاهی تهران موظف شدند عامل این قتل را بازداشت و به دادسرا معرفی کنند. آنها تعدادی از دوستان قاتل و مقتول را که در صحنه درگیری حضور داشتند، دستگیر کردند و تحت بازجویی قرار دادند.کارآگاهان در شرایطی که تحقیق از افراد شرکت کننده در نزاع قاتل بودن محمدعلی را
هرگز سمت خلاف نمی روم
، درخواست خود را برای محاکمه مقتول به لحاظ جنبه عمومی جرم مطرح کرد. سپس علی که اکنون 21ساله است در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من ساکن کرج هستم و درگیری هم در کرج اتفاق افتاد. شب قبل از حادثه به جشن عروسی رفته بودم. در آنجا با دوستانم محمد و هاشم و چند نفر دیگر مشروب خوردیم. هاشم در حین مستی با سر ضربه ای به صورتم زد و بعد هم فرار کرد. خیلی از این کارش ناراحت شده بودم و نمی دانستم
دستگیری مرد سارق پس از مشاجره با همسرش
کرد و گفت: شوهرم از خانه یکی از بستگانمان سرقت کرده است. وی در حالیکه از قبل می دانست که آن ها در خانه شان پول و طلای زیادی دارند با نقشه قبلی به آنجا رفت و دست به سرقت 40 میلیون تومان زد، بعد از آن هم ماجرا را برای من تعریف کرد و من هم تصمیم گرفتم او را لو بدهم. با این اظهارات همسر این زن خیلی زود دستگیر شد و تحت بازجویی قرار گرفت. وی در بازجویی ها به ماموران گفت: بیکار بودم و به پول
مبارزه با رژیم صهیونیستی ادامه دارد/ هدف اصلی داعش مکه و مدینه است نه بیت المقدس
پدرش و دیگر رزمندگان شهید عهد بست که راه آنها را ادامه دهد و همین کار را کرد. فرزند شهید عماد مغنیه که میتوانست همانند جوانان دیگر به زندگی خود ادامه دهد راه پدر خود را ادامه داد. مسیر مبارزه با رژیم صهیونیستی ادامه دارد سالروز شهادت فرماندهان حزب الله را چند روز قبل خون شهید جهاد عماد مغنیه به اتفاق همرزمانش در قنیطره گرامی داشتند. سالگرد شهادت فرماندهان مقاومت حزب الله و
مردی که عاشق اعلامیه های ترحیم است +عکس
پدربزرگ و عموهایم همه صابون پز بوده اند. این مغازه را هم پدرم خیلی سال پیش، از وقتی که خیابان مصلی هنوز اسمش خیابان صابون پزها بود و در آن 15 14 تا کارگاه صابون پزی کنار هم کار می کردند برای همین کار ساخت. خودش سال های زیادی اینجا کار کرد، من از وقتی خیلی بچه بودم کنار دستش شاگردی کردم و کار یاد گرفتم. پدرم دی سال 80 از دنیا رفت و هم این کار را برای من گذاشت و هم این کلکسیون را. کلکسیون آقای
مجید پتکی از بازی در سریال "گذر از رنج ها" می گوید
تلخ مهران مدیری هم بودم. به هر حال جسته و گریخته در سریال های کشوری و استانی مشغول بودم تا رسیدم به گذر از رنج های فریدون حسن پور. چگونه برای نقش سهراب این سریال انتخاب شدید؟ از همان ابتدا این نقش را برای شما در نظر گرفته بودند؟ مهدی بوستان پرور، دستیار آقای حسن پور تماس گرفت و خواست مرا ببیند. ابتدا برای یک نقش دیگر مدنظر بودم. حتی تا مرحله تست گریم و لباس هم قرار نبود نقش