سایر منابع:
سایر خبرها
بدیهیات اخلاقی را فراموش کرده ایم/ نوشتن کسب و کار من است
موجودات دخانی و غیرارگانیک مثل اجنه و دیو و شیطان ارتباط برقرار کند. عبارت گیت دخانی را اول بار همین جا شنیدم. این تعبیر خیلی به دل من نشست. درجا اسمش را گذاشتم روی داستانی که مشغول نوشتنش بودم. * چرا سراغ اجنه رفتید؟ چه چیزی در این وادی شما را به سمت خودش کشید؟ تا جایی که یادم مانده بخش های نخست این داستان در مجله نمایه تهران منتشر شد که مجله ای درباره معماری و شهرسازی بود و علی
پای زنان به زندان مهران مدیری باز شد
صحبت با ملک زاده درباره هوای عجیب امروز در اردوگاه متوجه می شوم که چند ساعت پیش برف باریده است. در همین هوای مه آلود با ملک زاده درباره روند ساخت پروژه صحبت می کنم، می گوید: در سری دوم از سریال در حاشیه که هفت مهرماه کلید خورده است، تا الان فقط پنج بازیگر اصلی داریم که می توان به سیامک انصاری، جواد رضویان، مهران غفوریان، نصر اله رادش و نیما فلاح اشاره کرد. ضمن اینکه هر روز حدود چهل نفر بازیگر ثابت
امیدمان به شبکه های اجتماعی است
از داستان فیلم و قصه گو بودن آن رضایت دارند. وی در ادامه با اشاره به کمبود سالن های نمایش فیلم گفت: در این زمینه با مشکل مواجهیم و اصلا نمی دانیم چند سالن در اختیار داریم و هرجا که برای اکران فیلم می رویم، می گویند سفارش شده که اکران فلان فیلم ادامه پیدا کند. با این حال امیدواریم با همین چند سالن محدودی که در اختیار داریم، بتوانیم به وسیله اطلاع رسانی درست ضریب اشغال سالن ها را بالا
شخصیت و شخصیت پردازی در قصّه ی تهران
دیگری از این گردش را در داستان کوتاه "بن بست" نوشته ی صادق هدایت می توان دید: "یادش افتاد یک روز عصر، موقع امتحان آخر سال بود. بعد از مذاکره، خسته و کسل هر دو به قصد گردش تا بهجت آباد رفتند، هوا گرم بود، محسن که علاقه مخصوصی به شنا داشت، دم استخر بهجت آباد لخت شد تا آب تنی بکند" (بن بست، سگ ولگرد، صص 78 و 79). در داستان "صورتک ها" نیز، زمانی که از رؤیاهای خجسته و منوچهر، سخن گفته می شود، صادق هدایت می
درون مایه ی قصه ی تهران
تابلو، یا داستان زنده به گور از هدایت و چه در عالم واقعی نظیر مرگ صادق هدایت و علی اکبر داور. منبع مقاله : حبیبی، سیدمحسن؛ (1391)، قصه ی شهر؛ تهران، نماد شهر نوپرداز ایرانی، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم
هنر عشق ورزیدن، به یاد پوری سلطانی
نامه پوری سلطانی در مجله بخارا شماره 106 را بخوانند. همه یادداشتهای آن جشن نامه زیباست ولی یادداشتهایی که خصوصی تر هستند، ویژگیهای خاصی دارند که مرا وا می دارند که بیش از یک بار آنها را بخوانم. آتش بی خاکستر شاید بهترین توصیفی باشد که از زبان برادر زاده و یار همراه همه سی سال گذشتۀ او و کتابدار برجسته ای که در دوره کاریش یکی از بهترین کتابداران ایران بود، نوشته شده باشد و به جِدّ از همه می خواهم
گزارشی از محفل پنهان نفوذی ها و ساده لوح ها
شاهنشاه ایران که در آن علاوه بر ستایش شاه و جعل و وارونه نمایی تاریخ، از فدائیان اسلام به عنوان آدمکش و از دکتر مصدق و فاطمی به عنوان خائنان به ملت یاد شده بود، مبشر تجدید تاریخ که مورد تشویق محمدرضا پهلوی قرار گرفت و به مناسبت جشن های 2500 ساله منتشر شد، ماموریت برای وطنم (که بنا به خواست همین عنصر به اصطلاح فرهیخته! چند بار تجدید چاپ شد و به زور و اجبار به مراکز مختلف دولتی و آموزشی و کتابخانه ها
چرا Assassin’s creed فوق العاده محبوب شد؟
مجله روشن - محمد یوسفی زاده: بخش عمده تاریخ حدس است و مابقی تعصب. شاید بتوان با این جمله کوتاه از ویل دورانت تمام تاریخ مکتوب بشر را خلاصه کرد. بی دلیل نیست که هرودوت در پارادوکسی خنده دار هم با عنوان پدر تاریخ شناخته می شود و هم پدر دروغ ! در هر صورت، تاریخ پر از داستان های عجیب و ملت هایی با سرنوشت های غریب است و می توان از بی نهایت دیدگاه به وقایع آن نگاه کرد و از هر یک نتیجه ای متفاوت گرفت
پوچ گرایی در هنر رو به فزونی است
. خدا رحمتشان کند. آل احمد پرسید: محجوبی! داستان این درخت ها چیست؟ برایش از طبیعت شمال و حضور این درخت ها در زندگی مردم گفتم. بعدها دیدم در سفرنامه روس نوشته که وقتی در مسکو به نمایشگاه نقاشی رفته، چطور پیش خودش گفته است جای محجوبی خالی! طبیعتاً به دلیل کارتان، از همان ابتدا با معاریف فرهنگی و هنری سایر رشته ها هم ارتباط برقرار کرده اید و احتمالاً از آنها تأثیر هم گرفته اید. ابتدا از
مجری معروف: الان را نگاه نکنید من خیلی خجالتی بودم!
خودخواهی باعث می شود، الان هم که صرفا را می بینم، بگویم نه اینجا را باید اینجوری می نوشتی یا باید فلان کار را می کردی. از نظرش درباره صرفا این روزها با اجرای نجف زاده، به چند جمله ای اکتفا می کند. کامران تم و سبکی دارد که با من متفاوت است ما از نظر ژنتیک و ساختاری با هم فرق می کنیم و گاهی وقت ها که از من مشاوره می گرفت، می گفتم کامران من اگر به تو مشورت بدهم، تو می شوی دلاوری و دیگر نجف
مروری برآثار مردی که قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار می نوشت
. این کتاب در سال 1353 منتشر شد. و داستان های این مجموعه عبارت انداز: عروسی داریم وعروسی ، نوروز و عیدی خاله خداداد ، قبل بر وزن دهل ، تعصب یک طرفه ، بگیرو نده ، خیرخواهی محض ، دلی دارد زیبا ، صالح و طالح ، سقط فروش ، پیر قوم ، نان و دندان ، پینه دوز شیراز . قصه ما به سر رسید قصه ما به سر رسید مجموعه ای از داستان های کوتاه جمال زاده و چند ترجمه از او است که با این عناوین به چاپ
هویت خالق سبکی نو در داستان نویسی کوتاه فارسی
و وابسته به سنت حکایت پردازی و اندرزگویی کلاسیک ایرانی اشاره کرد . دارالمجانین، راه آب نامه، صحرای محشر، غیر از خدا هیچ کی نبود، سر و ته یک کرباس، تلخ و شیرین، کهنه و نو و شور آباد و قصه ما به سر رسید، از اثرهای مهم این نویسنده بنام است. پدر داستان نویسی نوین ایران پس از 10 سال زندگی در برلین و با برعهده گرفتن سردبیری مجله علم و هنر و فعالیت در دفتر بین المللی کار، وابسته به جامعه ی ملل به
محمد علی جمال زاده که بود؟
– 17 آبان 1376 در ژنو) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی است. او را پدر داستان کوتاه زبان فارسی و آغازگر سبک واقع گرایی در ادبیات فارسی می دانند. زندگی سید محمد علی جمالزاده در 23 دی 1274 در اصفهان درخانواده ای مذهبی به دنیا آمد. او فرزند سید جمال الدین واعظ اصفهانی بود. واعظ اصفهانی دراصفهان زندگی می کرد، اما غالباً برای وعظ به شهرهای مختلف سفر می کرد. جمال زاده پس از
استمداد سنی مذهبان مالایا در هنرهای رزمی از اسماء امام علی(ع) + فیلم
بسیاری در نگارش تفسیر وجود داشت؛ حتی شاگردان وی نیز آن را رونویسی کردند که این دوران، به دوران کلاسیک شهرت یافت. وی تصریح کرد: پس از قرن نوزدهم به سبب ظهور تفاسیر مدرن جهان منطقه خاورمیانه، مصر و پس از جنبش النهضة ، بسیاری از متفکران مالزیایی و اندونزیایی با آرای محمد عبده ، رشیدرضا طنطاوی ، سید قطب و همچنین با آرای متفکرین جنوب آسیا همانند ابوالکلام آزاد آشنا شدند و تفاسیر مدرن نگاشته شد
همیشه یک پزشک بودم، نه سیاستمدار
فعال ازنظر دینی محسوب می شدم. خانواده ما یک خانواده متوسط بود با یک فضای تربیتی سیاسی- دینی. شهر ما (نجف آباد) هم که می دانید از یک فرهنگ اصیل اجتماعی و دینی برخوردار است. مردمی متدین و زحمتکش دارد. پدرم یک فرد خودساخته بود که سه ویژگی بارز داشت: یکی جوانمردی و خیرخواهی، یکی شجاعت و رک گویی و دیگری هم تلاش و پرکاری، پدر بزرگ مادری ام هم یک روحانی مجتهد و بسیار فاضلی بود که به من علاقه