سایر منابع:
سایر خبرها
در چهار المپیک شرکت کردم اما یک نوزاد من را معروف کرد/ به عشق یتیمان بچه دار نشدم
رسیم که در کنار هیئت داری در حال انجام است. چگونه بیش از 4000 یتیم و نزدیک به 2600 خانواده نیازمند را گردهم آوردید؟ زمانی که پدرم زنده بود، نام پدر و مادرم را برای زیارت خانه خدا نوشتم تا به مکه بروند. مادرم در این سفر حضور یافت اما پدرم به من گفت که پول مکه را به خودم بده تا بتوانم 10 خانواده یتیم را حمایت کنم. اینگونه بود که خانه ما در شهرری به یک دارالایتام و خیریه تبدیل شد و هر روز
مرد میانسال بعد از قتل پسر23ساله معتادش،خودکشی کرد
کشیده او هم برای دفاع از خودش با پتک بر سرش زده که همان باعث مرگ وی شده است. این زن سیاهپوش ادامه داد: همسرم قبل از مرگ گفت در همان روز جنازه پسرم را زیر راه پله طبقه همکف ساختمانش دفن کرده است.با اظهارات این زن کارآگاهان با دستور بازپرس ایلخانی از شعبه هشتم دادسرای جنایی به جست وجوی جنازه پسر جوان در ساختمان نیمه کاره پرداختند. بدین ترتیب صبح روز 20 آبان ماه مأموران پلیس برای کشف جسد پسر جوان طبقه همکف ساختمان در حال ساخت را شکافتند و سرانجام جسد کامران را بیرون آوردند.
تولد 3 ستاره در آخرین لالایی
می خواستم از خانه بیرون بروم بهانه گیری می کرد. سعی می کردم به خاطر او زودتر از همیشه به خانه بازگردم. آن روز میثاق خیلی بی تابی می کرد. خانه پدرم در محله گلستان اهواز است و می خواستم برای دیدن پدر و مادرم به آنجا بروم. وقتی از خانه بیرون آمدم میثاق با بهانه گیری از من خواست او را همراه خود ببرم. تاب دیدن گریه هایش را نداشتم و به همسرم گفتم میثاق را به خانه پدر می برم. وقتی ماشین را
در هشتمین دادگاه بابک زنجانی چه گذشت؟
هدف تحریم های ظالمانه قرار دادند تا اینکه در بهمن ماه سال 90 با تشدید تحریم ها، شرکت ملی نفت و شرکت های تابعه آن و بانک مرکزی و سایر بانک ها مشمول تحریم شدند. به نحوی که حمل و نقل محموله های نفت و فروش آن در بازارهای جهانی با مشکل جدی مواجه شد. صادقی قهاره ادامه داد: انباشت محموله های نفتی روی شناورها در آب های خلیج فارس، مقامات را نگران کرد. استفاده از شرایط تحریم فرصت مناسبی برای افراد
مرضیه برومند از زندگی شخصی و علت ازدواج نکردنش می گوید
یک خردادی دوست داشتنی 64 ساله. هنرمندی که خاطرات زیادی را برای چند نسل شکل داده است. از مدرسه موش ها بگیر تا خونه مادربزرگه تا زی زی گولو و آرایشگاه زیبا و کارآگاه شمسی و مادام مرضیه برومند از زندگی شخصی و علت ازدواج نکردنش می گوید مرضیه برومند بزرگ ترها، دوستان، پدر، مادر، خواهر، برادر و... چه نقشی در موفقیت جوان ها دارند؟ جوان به پشتیبانی، حمایت و
سد یک گردان تانک توسط 7 آرپی جی زن ایرانی
فرار پرت شدم روی زمین، بعد که مرا دید، از دلم درآورد و گفت: جواد! ظهر موقع استراحت است، نباید مزاحم مردم بشوی. بعد از جنگ، بعضی وقت ها که دیدارم با آقامرتضی توی مراسم یا برنامه ای تازه می شود، آقای قربانی به یاد آن خاطره می افتد و با هم می خندیم. * قطعنامه 598 در خانه مادربزرگم (مادر پدرم) بودم، صبح بود، حوالی ساعت 10 یا 11، خبر قطعنامه 598 از رادیو به گوشم خورد
عشق این دو بازیگر تازه عروس و داماد مثال زدنی است!
مانند باقی کارها انجامش دادیم . یاسمینا: سر آن فیلم فقط یک بار همدیگر را از نزدیک دیدیم. من برای کلاس های بازیگری نزد استاد داریوش ارجمند بودم و رفته رفته پدرم با ایشان آشنا و این آشنایی به رفت و آمد خانوادگی منجر شد. امیریل: بله، بعد از آشنایی پدرها با هم، پایه این ازدواج گذاشته شد. البته به نظرم برای ازدواج فقط یک آشنایی ساده و یک معاشرت ساده کافی نیست. مهم ترین جایگاه نگاه به
قتل بسیار حرفه ای همسر
نماند. وقتی مطمئن شدم که همسرم نفس نمی کشد، وانمود کردم که وی خوابیده و خودم هم به حیاط خانه رفتم و در آنجا خوابیدم. اما صبح، مادرم که با ما زندگی می کند وقتی سراغ همسرم رفت، متوجه شد که او جانش را از دست داده است.سرهنگ زارعی، رئیس پلیس آگاهی استان همدان با بیان این خبر گفت: بعد از اعترافات عامل قتل ، برای وی قرار قانونی صادر شد و تحقیقات تکمیلی درخصوص این پرونده ادامه دارد.
روایتی از مادر محسن حاجی حسنی/ مادر وقت تنگ است باید بروم...
از همه آسیب ها حفظ خواهد شد؛ اگر در کانون کوچک خانه، مادر با فرزندانش رفیق شود، هیچ وقت به سمت رفاقت بیرون کشیده نمی شود. وی با اشاره به اینکه بچه ها هم اهل جلسات قرآن بودند و هم با دوستانشان بازی می کردند، ابراز کرد: گاهی هم خودم با بچه ها در خانه بازی می کردم و هر چیز سر جای خودش بود، برای آن ها هم مادر، خواهر و هم دوست بودم؛ من اهل رفتن به جلسه قرآن خاص بیرون از منزل نبودم ولی در
علاقه کمدین خندوانه به بادیگارد شدن
41 با مادرم ازدواج می کند. پدر نظامی بود و همه ش به این شهر و آن شهر می رفتیم ولی دوباره از سال 63 ساکن مشهد شدیم. یه خاطره جالب از دوران بچگی تون بگید که متعلق به دوران کودکی تان هست؟ از اون دسته بچه های شر بودم که همیشه قرار دعوا با بچه ها میذاشتم، یادم هست وقتی بیرجند زندگی می کردیم و اون موقع ها شهر کوچیکی بود که پشت خونه مون یه زمین گندم بود و توی یکی از این مسجدها برای
اگر واردات کفش چینی بگذارد!
تولید گیوه اش را توسعه داده است. این بانوی خانه دار اهل پاوه می گوید: گیوه بافی را از پدر و مادرم آموختم. یادگیری هنر گیوه بافی کار سختی نیست، فقط به کمی صبر و پشتکار نیاز دارد. از بچگی گیوه می بافتم و پدرم آن ها را در بازار می فروخت. اخیرا با دریافت وام 7 میلیونی، مواد اولیه زیادی برای تولید گیوه خریدم و بین 7 نفر از خانم ها توزیع کردم. از مردم سفارش می گیرم و به همراه این 7 نفر گیوه
همه جای ایران محل کار من است!
نوین جهت گسترش فعالیت های شرکت شان دارد. چراغ اول چون یک سال زودتر دیپلم گرفتم، از 17 سالگی وارد کار تولید شدم. در یک زیرزمین استیجاری 170متری با هشت نفر کارگر. سرمایه اولیه ام 10هزار تومان بود که از پدرم قرض کرده بودم و این واحد تولیدی سپس دارای بالاترین ظرفیت و کیفیت تولید پوشاک بچگانه در استان شد و مورد تقدیر قرار گرفتم. پس از مدتی به دلیل تغییر محل سکونت و اسکان در شهری
زندگی جدید آتیلا حجازی در آلانیا
... دوست خبرنگار زیاد دارم ولی هیچ وقت دنبال این نبوده ام که مثلا بگویم می شود برای من یک تیم درست کنی! الان واقعا به حرف پدرم رسیده ام که می گفت اگر می خواهی در فوتبال ایران موفق شوی، اگر آن راهی که من رفتم را بروی هیچ وقت موفق نمی شوی. راست می گفت. همیشه می گفت فوتبال ما ناپاک کاست، الان بعد از چند سال همه به این نتیجه رسیده اند که فوتبال ما پاک نیست. به سعید رمضانی (همسر آتوسا دختر ناصر
گزارش اولین سفیر امپراتوری بیزانس در دربار بنی امیه/ ماجرای ساختن مهر کربلا
خانه با پدر ارتباط داشته باشند و دیگر آشنایان با ایشان ارتباط ندارند؛ وقتی به پدرم زنگ زدم به ایشان گفتم فردا قرار است با یک استاد ایرانی راجع به امام حسین علیه السلام صحبت کنم، پدرم برای لحظاتی به فکر فرورفت و بعد به من گفت: هر چه به امام حسین علیه السلام علاقه داری به این استاد ایرانی کمک کن و بعد اضافه کرد: آن موقع که من بچه بودم، یکی از چیزهایی که خیلی علاقه داشتیم این بود روز تاسوعا و عاشورا در
متهم به جنایت مسلحانه :دیگر حوصله پاسخگویی به سوالات قضایی را ندارم!
/> * آیا این عقلایی است که همسرت به فردی پیامک هایی با مضمون آنچه در پرونده ضبط است بدهد و بعد هم گوشی را در دسترس قرار بدهد و حتی آن پیامک ها را پاک نکند؟ شاید قرار بود من بفهمم! * چرا همسرت را مورد ضرب و جرح قرار ندادی؟ دلم نیامد او را بزنم چون بچه شیر می داد. * اسلحه کلت را چه موقع تهیه کردی؟ از حدود یک سال و اندی قبل تهیه کرده بودم چون دشمن داشتم. * شما از گوشی
بیوگرافی کریستیانو رونالدو | عکس و فیلم های جذاب رونالدو | همسر جدید رونالدو
، حضانت یک پسر آمریکایی را که نام مادرش ذکر نشده است، برعهده گرفت.کریستیانو رونالدو در شهر (فانچال) در منطقه (مادیرا) در کشور پرتغال به دنیا آمد. مادر (ماریا دولورس داس آویرا) و پدرش (خوزه دینیس آویرا) بود. او یک برادر به نام (هوگو) و دو خواهر به نام های (الما) و (کاتیا) دارد.نام رونالدو در کشور پرتغال نام رایجی نیست ولی پدر و مادرش به خاطر (رونالد ریگان) رییس جمهور آمریکا نام او را رونالدو گذاشتند
از تعبیر ویژه علامه جعفری درباره مرتضی سرهنگی تا شعر قزوه
است غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در این مراسم گفت: وقتی پیام مدیرعامل خبرگزاری فارس به من رسید که قرار است این مجلس برگزار شود بی درنگ پذیرفتم و با پای دل حضور پیدا کردم اکنون یاد روزهای اول بعد از آتش بس می افتم کتاب های فارسی دوره راهنمایی را در وزارت آموزش و پرورش در دست تألیف داشتیم که من از مولفان آنها بودم. جنگ تمام شده بود و ما در فکر این بودیم که خاطره ای
اعتراف تلخ پدر پیش از خودکشی
ریخت به کارآگاهان گفت: 17آبان ماه (2روز پیش) پسر22ساله ام به طرز مرموزی ناپدید شد. او معمولا هرجا می رفت شب به خانه برمی گشت اما آن شب برنگشت و ما احتمال دادیم که برایش حادثه ای رخ داده است. به همین دلیل به همراه همسرم نزد پلیس رفتیم و گزارش ناپدیدشدن او را اعلام کردیم. همزمان همسرم جست وجو برای پیدا کردن پسرم را شروع کرد اما تلاش هایش نتیجه ای نداشت. تا اینکه بعد از 2شبانه روز جست وجو، ما را برای
گرگ وال استریت، تولدت مبارک
. لئوناردو دی کاپریو گفت: نمی دانم در آینده ازدواج خواهم کرد یا نه؟ من زوج های بسیار زیادی را دیده ام که با شادی و عشق فراوان با هم ازدواج کرده اند اما بعد از مدت کوتاهی از هم جدا شده اند. من هم مثل سایر مردم از این موضوع واقعاً تعجب می کنم. هیچ کس نمی تواند زندگی مشترک یک زوج را از دور ببیند و در مورد رابطه آن ها قضاوت کند. من هم مثل بقیه مردم از زندگی خصوصی بازیگرانی که با
هنرمندی که در پیاده رو نقاشی می کشد + عکس
هم در سال 68 در رشته آبرنگ مقام اول کشوری را به دست می آورد و از آن به بعد هم دیگر در هیچ مسابقه ای شرکت نکرده است . می رسیم به ماجرای پیاده رونشینی و نقاش خیابانی شدن؛ به زمانی که تصمیم می گیرد، مشتری ها را در کوچه و خیابان سراغ بگیرد . اولین باری که در پیاده رو نقاشی کردم 15 سال پیش بود. برای مسافرت به ارومیه رفته بودم و تمام پول هایم را تمام کرده بودم و فقط 300تومان داشتم
خودش را افغانستانی جا زد تا مدافع حرم شود
بیشتر که در مملکت شهدا حرمت ماه خدا توسط بعضی ها نگه داشته نشد و برادران و خواهران من ماهواره و فرهنگ کثیف غرب مقصدی به جز آتش دوزخ ندارد. از ما گفتن ما که رفتیم... بی بی زینب آن زمانی که شما در شام غریب بودید گذشت دیگر به احدی اجازه نمی دهیم به شما و به سلاله حسین(ع) بی احترامی کند. دیگر دوران مظلومیت شیعه تمام شده. بی بی جان انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم. بی بی عزیزم مرا قاسم خطاب کن مرا قاسم خطاب کن روی خون ناقابل من هم حساب کن. منبع : کیهان /1102101305
کیک تولد نیکی کریمی/ لگن بابام! / جوشانده های ضد خستگی
دبیرستانی بودم یک رفیقی پیدا کرده بودیم که بچه بالای شهر بود. حالا او چطور ما با بُر خورده بود و ما چطور با او رفیق شده بودیم بماند. یک روز تصمیم گرفتیم برویم سد کرج و قرار شد هر کس ماشین پدرش را بیاورد تا همه جا بشویم. او هم گفت من هم لگن پدرم را می آورم. صبح روز قرار من با یک پیکان سفید، هومن با یک پیکان سفید، اکبر با یک رنوی مشکی منتظر بودیم رفیق مان با لگن پدرش بیایید و بقیه بچه ها را سوار کند
افزایش بخشش از قصاص در میان ایرانی ها
بسته بودند، خفه اش کردند. البته بعد از دستگیری آنها، همدست او قتل را به گردن گرفت. او 17ساله و کسی که پدرم او را شناخته بود، 18سالش بود. بعد از این ماجرا آنها به زندان رفتند و آیدین حکم اعدام گرفت. او از انگیزه اش برای بخشش قاتل پدرش می گوید: ما سه برادریم، چهارخواهر. این 10 سال برای ما و مادرم خیلی سخت گذشت اما درهمین 10 سال به لطف خدا زندگی را گذراندیم و همه خواهر و برادرهایم غیر از یک
روایتی از "جنایات هولناک" مردان شیشه ای!
گوید: به دوستم فری کمک می کنم و این مواد متعلق به من نیست. دوستم با فروش این مواد پول هنگفتی به جیب زده است. او درآمد فروش شیشه را تبدیل به سکه و ارز می کرد و هر روز سرمایه اش بیشتر می شد و من امروز جای او دستگیر شدم. پس از مصرف شیشه عمه ام را کشتم و آتش زدم پسر 30 ساله ای که سه سال است شیشه مصرف می کند، می گوید: من پس از دوستی با افراد ناباب حشیش مصرف می کردم اما بعد از یک
برادرم نگران چشمان نامحرم در بیدگنه بود
. آنجا به بابا گفتند چیزی سالم نمانده است. محمد هم چون پشت لیفتراک بوده، انفجار،لیفتراک را پرتاب کرده و محمد دچار سوختگی و شکستگی شده بود. پدر و مادرتان پس از گذشت چند سال با فراق محمد چه می کنند؟ همین الان وقتی صحبت محمد می شود اشک در چشمان پدر و مادرم جمع می شود. به هرحال پدر و مادر هستند و محمد را از بچگی بزرگ کرده اند. من همین الان باور نمی کنم محمد نیست. صبر مادر و پدرم خیلی زیاد است و غم شان را بروز نمی دهند و در خودشان می ریزند. خدا به همه پدر و مادرها صبر بدهد.
نخستین موشک ایرانی چگونه ساخته شد
توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. بعد از عملیات ثامن الائمه، طهرانی مقدم متوجه ضعف آتش پشتیبانی نیروهای خودی مستقر در خطوط مقدم جنگ شد. مدت ها روی این موضوع فکر کرد و سرانجام در پاییز 1360 طرح ساماندهی آتش پشتیبانی (خمپاره اندازها) را به صورت سنجیده و مدون ارائه کرد. خودش این اتفاق را چنین روایت می کند: عملیات فتح المبین تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به
خاطرات یک همسر شهید از راننده ناشناس آقا
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، پروین مرادی همسر سردار شهید حاج حمیدتقوی فرد از نوابغ اطلاعات و عملیات در دوران جنگ تحمیلی و از فرماندان قرارگاه رمضان که دی ماه سال 1393 در سامرا به شهادت رسید، در غرفه رسانه و مقاومت طی سخنانی در رابطه با خاطراتش از زندگی مشترک خود با شهید تقوی فرد گفت: حاج حمید متولد سال 1338 بود. 20 ساله بود که در نیمه دوم سال 1358 با یکدیگر ازدواج کردیم و تا سال 79 در استان
پرواز مرگ پدر در توهم ناشی از اعتیاد
/> او حتی اجازه نمی داد خانواده ام به منزل ما رفت و آمد کنند به همین خاطر مجبور بودم پنهانی به دیدار خانواده ام بروم و گاهی نیز مخفیانه با مادرم در پارک و یا مراکز تجاری قرار می گذاشتیم مادرم مبالغی را برای کمک به زندگی مان به من می داد این در حالی بود که من صاحب پسری شده بودم و مخارجمان سنگین تر شده بود. چند سال به همین ترتیب گذشت تا این که حرکات و رفتار همسرم به طور ناگهانی تغییر کرد. او
شهدا مانند ستارگانی در آسمان انقلاب می درخشند
را با مردم می خورد شوخ طبع و با ایمان بود اول به یتیم های فامیل سر می زد بعد به خانواده سر می زد و وصیت کرده بود منزل مرا وقف مسجد کنید و اکنون منزل او پارکینگ مسجد است. شهید به امر حجاب و عفاف بسیار اهمیت میداد به طوریکه دریکی از نامه های خود اینگونه نوشته است : "همسرم، مادرم، خواهرم حجاب را رعایت کنید که حجاب شما از خون من رنگین تر است." گفتنی است این دیدار سه شنبه 19 آبان 94 در
گفتگو با نیلوفر اردلان،غایب تیم قهرمان آسیا
به گزارش نت شهر، نیلوفر اردلان، هافبک 30 ساله تیم ملی فوتبال زنان ایران که به همراه این تیم برای حضور در جام ملت های آسیا تمرین می کرد، این مسابقات را از دست داد. قاب اول: من و زندگی 29 ساله ام که تصمیم به ازدواج می گیرم. رو به روی مردی که قرار است همسر آینده ام باشد، نشسته ام و درباره حقوق قانونی مان صحبت می کنیم. قرار گذاشته ایم که همه چیز به دور از تجملات برگزار شود. با ذ