سایر منابع:
سایر خبرها
حمیدرضا آذرنگ: همه در پایتخت ̋هتلی ̋ شده اند / جهان ما، جهان جاماندگی هاست
آن ها مدام سرزنش می شدند که شما آمدید و بخشی از حقوق اجتماعی ما را ضایع کرده اید. آن ها به عنوان شهروند درجه سوم و چهارم محسوب می شدند. ادبیاتی که در مورد این افراد استفاده می شد، ادبیاتی بود که ایجاد خشم می کرد و مردم می گفتند آن ها بداخلاق و بی ادب هستند. این مسئله عمومیت نداشت، اما آنچه غالب بود و شنیده می شد، چنین بود. از دل این شرایط جنایت، فساد و فقر بیرون آمد و هیچوقت مردم این شهر و
پناهیان: اربعین، مظهر قدرت نمایی مظلومین است
هنرمندانه و عارفانه تر خواهد بود. وی افزود: در اربعین معرفت و محبت و عقل و عشق را نمی توان از هم جدا کرد چرا که عمق معنایی و شور سرشار محبان امام حسین علیه السلام در این راه به صورت گسترده ای در جریان است. حجت الاسلام پناهیان با اشاره به اینکه در سروده ها و اشعاری که با مضامین اربعین تولید می شود باید به مضامین کمتر پرداخته شده نیز اهمیت داده شود تصریح کرد: نمی شود برای مضامین، فرم
مصاحبه خواندنی با عبدالرضا اکبری و پسرانش
درهای بسته را باز می کند، اغلب چنان به درهای بسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم؛ در گفت وگو و تعامل درهای بسته باز می شود. پندار: آنجا که همه مثل هم فکر می کنند، هیچکس خیلی فکر نمی کند. مشورت انسان را از یکسونگری و اشتباهات پی درپی نجات می دهد. شور و مشورت، جو خانواده را به محیطی دوستانه تبدیل می کند. در تصمیم گیری ها همه سهیم هستند، بیشتر احساس تعلق به خانواده می کنند و در
اس ام اس فصل پاییز سری دوم
/> درختان پر شکوفه بادام را دیگر فراموش کن، اهمیتی ندارد در این روزگار آنچه را که نمی توانی بازیابی به خاطر نیاور موهایت را در آفتاب خشک کن عطر دیرپای میوه ها را بر آن بزن عشق من، عشق من فصل پاییز است... ******************** پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد من زرد می شوم عاشق می شوم و
به بهانه سالروز شهادت حاج عباس محمد ورامینی دانشجوی پیرو خط امام ره و رییس ستاد لشگر محمدرسول الله (ص)
خود حفظ نماید و خود او نگهدار تو باشد. آره میثم جان! بابا رفت به صحرای کربلای ایران، خوزستان داغ، تا شاید درد حسین (ع ) را با تمام گوشت و پوستش حس کند. بابا رفت تا شاید بوی خون حسین (ع ) به مشامش برسد. بابا رفت تا شاید بتواند بر رگ بریده حسین (ع ) بوسه بزند. بابا رفت تا شاید بتواند با خون ناقابلش راه کربلا را بر روی تمام دلهایی که هوای کربلا دارند باز کند. در زیر
پایداری حکومت منوط به عدل و دوری از ظلم است
کانال عدل قرآنی است. تا چه قبول کند و چه در نظر آید. السلام علی مهدیّ الامم و جامع الکلم، السلام علی القائم المنتظر و العدل المشتهر، السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام. السلام علی المهدیّ الّذی وعد الله عزّ و جلّ به الامم أن یجمع به الکلم و یلمَّ به الشعث و یملأ به الأرض قسطاً و عدلاً.... ای خرّم از فروغ رخت لاله زار عمر باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
اشعار ویژه پیاده روی اربعین
شهادت ساده نیست هرکسی کرب و بلایی شد ، به آن خواهد رسید نوکرِ ارباب پیوسته دلش باشد جوان پیر هم گردد به آقایش جوان خواهد رسید غم مخور ، پای پیاده ،کربلا ، روزی نشد عاقبت یک روز ، جا مانده ، دَوان خواهد رسید دستِ بی مهری نباید داد با ارباب، چون دستِ پر مِهرش به دست دوستان خواهد رسید آزمایشهای تو در تو ، به دل صیقل
شصت و ششمین حلقه شعر آیینی فرات برگزار شد
مناسب این شعر نیست و در نیامده . بیت بعدی پیرهنی نیست تنت ایراد تاریخی دارد. و یا بیت آخر تیر به دهن داشتن هم همینطور . حسین جعفری : سیلی جفا به صورت من مزنید بر داغ دل یتیم دامن مزنید بانیزه وتازیانه من رابزنید باچوب ولی لب و دهن را مزنید تا شمر مرابه تازیانه میزد بر زخم دلم نمک جوانه میزد دردانه تو نوازشش سیلی
/ در سینما و تئاتر ایران چه خبر است؟ /
کارگردانی کرده و صادق کشت ورز، نیلوفر داوودی و فرشته طباطبایی در آن ایفای نقش می کنند نیز در هفته جاری روی صحنه سالن پلاتو این شهر بوده است. این نمایش کاری از گروه هنری امین بوشهر به شمار می رود. اجرای نمایشنامه خوانی "پاییز نگفته بود" نوشته رضا گشتاسب و با کارگردانی محمد دهدشتی از 3 تا 5 آذر در مجتمع فرهنگی هنری پیامبر اعظم(ص) دیلم روی صحنه خواهد رفت . در این اجرا محمد دهدشتی ، لاله شایان فر
حضرت فاطمه(س) با سروده عاشورایی کدام شاعر بی هوش شد؟
می دوم به خود نمی رسم کربلا به اصل خود رسیدن است * دل نیست این که دارم، گنجینه ی غم توست بیگانه باد با غیر این دل که مَحرم توست ورد زبانم امسال ذکر مصیبتت بود امسال عالَم من، در فکر عالَم توست تصویر کربلایت جاری ست در سرشتم تا زنده ام نگاهم، کانون ماتم توست خون تو تا قیامت، می جوشد از دل خاک
ستم در شاهنامه
فرموده است: فردوسی آن قدر نسبت به بیدادگری شاهان حساس و دقیق است که چندین بار فرزند شاهان بی کفایت را از خاندان شاهی دور می کند که آنان در محیط آرام و بی زرق و برق پرورش یابند و با آداب و فرهنگی آزاد خو بگیرند تا مانند پدرشان به بیدادگری نگروند. (1) فردوسی همچنین تأکید می کند که ظلم و ستم عاقبت بد دارد و هیچ گاه به نیکی انجام نمی یابد: به درد و به خون ریختن بد سزا *** که بیدادگر کس
معینی کرمانشاهی ترانه سرای فرزند سالار معظم
می گوید که در قفس های خود به هر سو می پرند: جنگ و آتش، جای عشق و شادی نشسته/ پشت دنیا از غم شکسته.. در میان ترانه های عرفانی معینی می توان از متنی یاد کرد که با آهنگی از علی تجویدی پیوند خورده و با ارکستر گل ها و با صدای دلنشین مرضیه به ضبط درآمده است: چه خوش روزی ای عشق/ دل افروزی ای عشق/ اگر بی نشانی و گر لامکانی/ اساس وجودی، بنای جهانی/ تو ساقی ازلی/ وجود لم یزلی
اشعار آیینی ویژه شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام
/> مستانه می وزد به دل ما نسیم ها مست است دل ز عهد الست و بربکم ما سینه میزنیم در غم تو از قدیم ها از قبر بی ضریح تو خورشید می دمد ای جان فدای غربت کویت کلیم ها بر خاک قبر تو همه تعظیم می کنند بنگر دمی به قامت قامت دو نیم ها با صادق است و باقر و سجاد هم جوار یا مجتبی بقیع تو باشد حریم ها حامد ظفر ... این همان
چه بد بند حجاب را به آب دادید و حریم حیا را به باد!/ حماسه ای از جنس آخرالزمان
باد! شاید تا همین چند سال پیش، یکی از سخت ترین روزها و لحظه های زندگی ات، آن وقت هایی بود که فیلم دوربین عکاسی تان را پیش عکاس باشی شهر می بردی تا عکس های خانوادگی تان را ظاهر کنی. تو با وجود تمام شوقی که برای ظاهر شدن عکس ها داشتی، اما باز حاضر بودی کس دیگری جای تو برود پیش عکاس باشی تا دیگر بیش از این خجالت نکشی. اما این راهکار نیز افاقه نمی کرد، آخر هرچه باشد او نامحرم بود. آن روزها
ابوحامد می گفت، اگر "ابوسجاد" نبود فاطمیون تشکیل نمی شد/ پدرمان امام خامنه ای و برادرمان سردار سلیمانی ...
بهداری در منطقه کامل نیست به شهادت می رسد. وصیت خاصی نداشت؟ پدر یاد داده بود من و تو باید جوری باشیم که اگر شهید شدیم برای هم گریه نکنیم، می گفتم تو عزیز مایی چطور می توانم گریه نکنم؟! گفت از الان سعی و تمرین کن. می گفت اگر شهید شدم دوست ندارم جلوی خانواده گریه کنی. ولی خب نتوانستم به این وصیتش عمل کنم. و اینکه تاکید داشت جوری باشم که اگر فشار زندگی کمرم را خم کرد هیچ وقت زیر
شعر خوانی شاعران آیینی در سوگ دخت سه ساله سیدالشهدا(ع) + گزارش تصویری
العلی ست، در رگِ او خون حیدر است چون حیدر است، شرح طناب و اسیریش چون فاطمه ست، یک شبه، جریان پیریش روزی که دل، مجاور بانوی عشق بود حس کرد، قبر فاطمه هم در دمشق بود *** خون چرا از دوری خاکت نبارم کربلا مانده ام من بی تو از دنیا چه دارم کربلا گفته اند از آسمان ها، من ولی از کودکی در هوای بوی خاکت بی قرارم
آموزه های اخلاقی شاهنامه
برخلاف برادرش پرشتاب و جنگجوی نیست، همیشه راه صلح و مدارا می جوید. هنگامی که با امر پشنگ افراسیاب به جنگ ایران آماده می شود، اغریرث به قصر آمده، آن ها را با عاقبت های خرابی آور جنگ آگاه نموده از جنگ باز می دارد: چو شد ساخته کار جنگ آزمای *** به کاخ آمد اغریرث رهنمای به پیش پدر شد پراندیشه دل *** که اندیشه دارد همه پیشه دل چنین گفت کای کار دیده پدر *** ز ترکان به مردی برآورده سر
زندگی و مرگ در دو قاموس؛ ما و امام حسین(ع)+ فایل صوتی
کنند، بعضی از آنان واقعا بیداد می کنند و لطافت قضیه به حد نصاب می رسد. مثلا؛ ای مرگ! وقتی که فرا می رسی، دو انگشت را بر روح و جان ما دراز می کنی که آن را بگیری، جان ما در آن حال مانند یک برگ گل ظریف است که هم در مقابل نیروی تو از خود تسلیم نشان می دهد و هم به جهت ظرافتش یک حال فرار دارد. لطف قضیه را احساس کنید. من در حدود 200 - 300 عبارت پیدا کردم، که وقتی این شعرا و نویسندگان
نقش اربعین در احیاء و گسترش نهضت امام حسین
شور انقلابی، شعله ای است که خاموش نمی شود و گرمایش به سردی نمی گراید. آنها به آنچه دارند، قناعت می کنند، بی آن که نسبت به دنیا و حکومت دنیایی چشم طمع دوخته باشند. مصیبت امام حسین(علیه السلام) در نگاه این گروه، شعله ای است که سرد و خاموش نمی شود و حرارتی است که فرو نمی نشیند. حسین(علیه السلام) در جان و دل این مردم زنده است؛ از این رو تا چشمانشان اشک دارد و راه و روش سیدالشهدا(علیه
اس ام اس میلاد با سعادت امام محمد باقر
سری جدید اس ام اس و دوبیتی های میلاد امام باقر علیه السلام . . . . مه تمام علی مه حسین و حسن/به روی شیرخدا دوباره خنده بزن تو حسن یا حیدری تو حسین دیگری/دسته گل محمدی یا امام باقر خوش آمدی خوش آمدی یا امام باقر *************************** ای نور خدا امام هادی / وی مکتب عشق را منادی ای در کف تو لوای قرآن
شهید زین الدین، خط شکن شبهای علمیات
تعیین شده به هیچ وجه تجاوز نکند. می گفت: ما چشم و گوشمان به رهبر است، تا ببینیم از آن کانون و مرکز فرماندهی چه دستوری می رسد، یک جان که سهل است، ای کاش صدها جان می داشتیم و در راه امام فدا می کردیم. نحوه شهادت در آبان سال 1363 شهید زین الدین به همراه برادرش مجید (که مسئول اطلاعات و عملیات تیپ 2 لشکر علی بن ابیطالب(ع) بود) جهت شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت
حقش بود!
کتی! گفتم :آموزش نظامی رو میگی؟ گفت : آموزش نظامی کوچکترینش است،باید دل و نفست رو دریابی پی اخلاص بروی. علی می گفت :شب تاسوعابود با چشم اشکیار آمدوگفت:موهای سر منو بتراش.باخنده گفتم: تو این سرما!!حالا چرا از ته بتراشم؟گفت:چیزی به وصال ارباب نمانده!غلام که نباید به سر مو داشته باشه!! تیربارچی ماهرخط شهیدشده بود و بار افتاده بود روی دوش کمک هایش. کارخوب پیش نمی رفت.سید پیشقدم شد و
در شام بر اهل بیت چه گذشت؟
/> عالم زاهد فقیه موثق سید ابن طاووس در لهوف و مجلسی در جلد چهل و پنج بحار نوشته اند: وقتی مزدوران یزید اهل بیت را نزدیک شام آوردند، امّ کلثوم شمر را خواست. فرمود: مطلبی با تو دارم. گفت: چیست؟ فرمود: این جا شهر دمشق است، ما را از دروازه ای وارد کنید که مردمان کمتری در رفت و آمد باشند و کمتر به تماشای ما برخیزند و سرهای بریده ی شهیدان ما را جلوتر از ما حرکت بدهید که مردم با تماشای آن سرهای نورانی به
عفو و بخشش موجب عاقبت بخیری انسان می شود
ختم به خیر کن. وی افزود: در طول تاریخ افراد بسیاری بوده اند که بعد از عمری بندگی، طاعت و عبادت عاقبت شان ختم به شر شد که مصداق آن ابن ملجم است که تا صبح نماز و قرآن می خواند و بعد از آن امام علی(ع) را به شهادت رساند. حجت الاسلام زیارتی با یادآوری این که شُرَیح قاضی از افرادی بود که امام علی(ع) او را به عنوان قاضی القضات منصوب کرده بود، افزود: او شخص بدی نبود، اما به درخواست
آنقدر گفت و نوحه خواند و مویه سر داد، تا در و دیوار با او هم ناله شدند
، پُر فروغ تابید، دخترک ناله از ته دل کشید و به فغان آمد، گفت: چه کسی این سر را، به خون رنگین کرد؟ این رگ را، چه کسی جُراَت کرد که بُرید؟ چه کسی ما را، به یتیمی و تنهایی نشاند؟ ما به چه کس بعد تو دل بندیم؟ پی هم به آه و اشک می نالید، غم تنهایی را به سوز دل از سَر می پُرسید، آنقدر گفت و نوحه خواند و مویه سر داد، تا در و دیوار با او هم ناله شدند، سر فرود آورد و لبان سر را بوسید، دخترک صیحه ای زد و جان داد. ...
ضریحی ازجنس ارادت برمدفن"چهل اختران"+تصاویر
خیریه کشور در این مراسم با بیان این که خداوند متعال را بسیار شاکریم که در عصر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران افتخار نوکری و خدمتگزاری آستان اهل بیت(ع) و امامزادگان را به ما عنایت کرده است، اظهار داشت: آنچه ضروری است این که بکوشیم این نوکری ما طعم و رنگی خالصانه داشته و تا پایان استمرار یابد تا به عاقبت به خیری ما بینجامد. وی با اشاره به این که اهل بیت(ع) و امامزادگان ما در طول قرن ها خون دل
عشق شهید همدانی به ولایت فقیه وصف ناشدنی است
نمی شود. همه اش فکر می کنم حسین در مأموریت است و برمی گردد. نبودنش خیلی سخت و فراقش دشوار است. جدایی از همسری به این خوبی برایم سخت است. بارها می گویم مگر می شود انسان آنقدر مخلص باشد. یکی از انسان های نمونه خدا بود. درست است که ما کم می دیدیمش و به نبودش عادت داشتیم، اما هربار دل مان خوش بود که برمی گردد. این روزها که گذشت هر کس که زنگ در خانه را می زند با خودم می گویم، حسین است و می آید، اما
بیوگرافی فریدون فرخزاد + عکس های فریدون فرخزاد + مرگ فریدون فرخزاد
پایان سرای عمر است در این سرای فانی کم فتنه ها نباشد با چشم خویش دیدم خورشید مغربت را در مشرقت به جز اشک در چشم ها نباشد وقتی سرا دل را بی مایه می فروشی ما را به هبچ مفروش زیرا چو ما نباشد بر تارک من و تو رنگ غمی نشسته عشقی مگر شنیدی کز غم رها نباشد تصویر اب و ماهی تعبیر عشق و ذهن است سعد و سعید ابی وقتی هوا نباشد پایان کلام تلخی است در گوش عشقبازان جز رسم مهروزی در انتها نباشد ای تو تمام مقصود ای تو تمام معنا ...
هدف زندگی در داستان نینوا شعله می کشد+فایل صوتی
خواهد بود . لذا، (امام حسین (علیه السلام) فرمود به لشکریان حر) آب بدهید، زیرا حق حیات در اختیار او نبود که آن را ببرد و بگوید به آنان آب ندهید. مصداق یکی از آن شعرهای زیبای حافظ است که می گوید: یک نکته بیش نیست غم عشق و این عجب/ کز هر زبان که می شنوم نامکرر است از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر/یادگاری که در این گنبد دوار بماند علی بن طعان محاربی می گوید: من دیر
آشنایی با زیباترین کتاب ها
***** پاره ای لحظه ها چه کشنده اند. کاش می کشتند، نه، نمی کشند. کشنده اند. به دشنه ای آسوده ات نمی کنند. به دود عذاب، خفه ات نمی کنند. تا خفگی، تا مرز خفگی می کشانندت و همان جا نگاهت می دارند. چنان که انگار میان آتش و دود، حلق آویز مانده ای.سینه ات از دود داغ پر شده است و چشم هایت دو لختهٔ خون، در عذاب آتش می سوزد. کلیدر | محمود دولت آبادی او باز گفت: بیابان