سایر منابع:
سایر خبرها
کدام بازیگران بیشتر با گلزار همبازی شدند؟
/> اولین بار در زهر عسل همبازی شده اند. این چهارمین تجربه محمدرضا گلزار برای بازی در یک فیلم سینمایی به شمار می رفت. افشار پیش از ساخته شدن این فیلم در ابتدایی دهه هشتاد، 5 تجربه کاری دیگر داشت اما در همه آنها، تنها نقش های کوتاهی را بازی کرده بود. زهر عسل که شهاب حسینی و فریماه فرجامی را نیز در مقابل دوربین ابراهیم شیبانی داشت و قرار بود یک ماجرای پرراز را روایت کند، در گیشه آنقدرها موفق نبود اما رضا
فرازهای پایانی آیات قرآن افق بنده مطلوب را نشان می دهد
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حجت الاسلام محمد احمدزاده، معاون بهره وری اقتصادی اداره کل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی در مراسم اختتامیه سی و هشتمین مسابقات قرآن استانی خراسان رضوی که شب گذشته، 28 آبان ماه در شهرستان قوچان برگزار شد با بیان اینکه فرازهای پایانی آیات قرآن برای ما پیام دارد، ادامه داد: ممکن است ما ادبیات عرب بلد نباشیم اما اگر وقتی از ابتدا تا انتهای
زندانیان ایرانی مبتلا به آسم، هپاتیت و بیماری های قلبی شده اند/ خانواده زندانیان ایرانی را عریان بازرسی ...
ترکمنستان همه مراحل انتقال محکومین را طی کرده است، از این طرف ما خودمان معلوم نیست چه کار داریم می کنیم. چرا این توافق نامه را به مجلس نمی فرستند تا تأیید شود؟ وزارت خارجه به ما می گفت اگر این توافق نهایی شود، قول می دهیم ظرف سه ماه، زندانی ها را به ایران بیاوریم. می دانند که چه بلایی دارد سر زندانیان ما می آید. در همین یک سال اخیر، دو نفر از زندانی های ایرانی جان خودشان را از دست داده اند. اما باز
ناگفته هایی از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
رضا توکلی بعد از47 سال از مرگ تختی از خاطرات مشترک خود با شوهر خواهرش گفت. توکلی می گوید حالا که شهلا خواهرم مرده است باید واقعیت را گفت. باید مردم بدانند که شهلا توکلی چگونه به وصیت تختی عمل کرد. چگونه با سختی ها کنار آمد و چقدرمهربان بود. درادامه ماحصل گپ و گفت با مرد خوش برخوردی را می خوانید که عاشقانه خواهر و شوهر خواهر پهلوانش را دوست داشت و در این سال ها به احترام خواهر که سکوت کرده بود، او نیز حرفی نمی زد.
تفسیر اشتباه آیات جهاد و جنایات داعش؛ نتیجه مراجعه به قرآن بدون اهل بیت(ع)
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حجت الاسلام و المسلمین احمد مروی، معاون ارتباطات حوزوی دفتر رهبر معظم انقلاب، شب گذشته، 28 آبان ماه در مراسم اختتامیه سی و هشتمین مسابقات قرآن خراسان رضوی که در مصلای شهرستان قوچان برگزار شد با اشاره به فعالیت های گسترده قرآنی که در سطح کشور انجام می گیرد و از جمله برگزاری مسابقات قرآن استانی خراسان رضوی بیان کرد: ما باید وجود رهبر عظیم
مسکن از خواب زمستانی بیدار می شود؟
اشتغال کشور را در دست داشت با صنایع پایین دستی قطع شد و چرخش مالی از جریان افتاد. تحریم های ظالمانه و عدم صادرات از یک سو و رکود مسکن از سوی دیگر اندام اقتصاد ایران را نحیف کردند. بعد از گذشت 2.5 سال و بنا به آمار اداره برق تعداد خانه های خالی تهران از 400 هزار به 240 هزار واحد کاهش یافته اما این تعداد هنوز رقم قابل توجهی است که شاید مالیات بر خانه های خالی بتواند این تعداد را وارد بازار
ماهنامه ماهک به شماره شصت و ششم رسید
، خوشحال می شوم. شب عاشورا خوب یادم هست. امام حسین علیه السلام در تاریکی شب به یارانش فرمود: این دشمنان فقط با من می جنگند. شما می توانید بروید. همه رفتند. فقط 72 نفر که واقعا امام را دوست داشتند نرفتند. رودخانه علقمه نزدیک آنها بود؛ امام دشمنان اجازه ندادند امام و دوستانش آب بخورند! در روز عاشورا، همه آنها با سربازان یزید جنگیدند و شهید شدند. حالا حرم آن ها در دل خاک های من قرار دارد. هر
ماجرای گفتگوی آخر سردار همدانی با آقا
هایی داشتیم. بر سر خیلی چیزها با همدیگر اختلاف نظر پیدا می کردیم ولی ایشان جذبه خودش را داشت که برگرفته از صداقتش بود. سردار همدانی آن زمان اردوهایی نظامی به نام شعبانیه در کوه های فیروزکوه برگزار می کرد. در آن شرایط به من می گفت به سپهر بگو برای مراسم صبحگاه بیاید و شعر بخواند. اردو نظامی بود اما نگاه فرهنگی داشت. سپهر نیز دیابت داشت اما چون به حاج حسین همدانی علاقه پیدا کرده بود، می آمد
طلاق، آغاز یا پایان یک زندگی..؟
خداست برای زندگی کردن، باغچه زندگی دوباره گل می دهد... عشق که شکست نمی خورد، گاهی دو نفر به هر دلیلی هماهنگ نیستند و نمی توانند با هم ادامه دهند، این معنی شکست نمی دهد. تو جوانی و باید به زندگی ادامه دهی، قرار نیست این اشتباه همیشه بر زندگی تو سایه بیندازد. دکتر حسینی روان شناس بالینی در خصوص دوران بهبودی پس از طلاق و بازگشت به زندگی عادی می گوید:طلاق اتفاق دردناکی است که
علی بخوان! +صوت
کوتاه، سریع و زنده از مقابل چشمم گذشت؛ درس گرفتن از استادش حاج احمد صالح در حجره کوچک او، نوحه خوانی هایش در مسجد حاج ابوالفتح، دو دهه قبل و پس از منبر روحانیانی چون مرحوم شیخ احمد رحمانی همدانی، شیخ علی ادبی یا سیدقاسم شجاعی، مصاحبه طولانی ام با او، چهار سال قبل در خبرگزاری و دست آخر، جلسه هفتگی مداحان در خانه مداحان. در تصویر آخر، عینکی به چشم داشت و چهره اش شکسته تر از قبل می نمود.
گفتگوی خاص و منتشر نشده از مرتضی احمدی
روز افتتاح حزب دموکرات قوام السلطنه بود. یکی از طرفداران او که به بدنامی معروف بود در آنجا برنامه ای مستقیم از رادیو را در دست گرفته بود. وقتی من را دید، گفت: باید برای ما بخوانی . پیش خودم فکر کردم اگر ترانه ای بخوانم، بچه های جبهه ملی از من ناراحت خواهند شد، پس مخالفت کردم و همین باعث شد من را در اتاقی حبس کنند و شش نفری تا می توانند کتکم بزنند. یادم است که حسابی از سر و صورتم خون
جوجه اردک زشت
ما حاضریم تو را جایی ببریم که همه غازها اون جا زندگی می کنند؛ ما می تونیم برات یک آستینی بالا بزنیم و یه زن خوب برات بگیریم. وقتی غاز این حرف را زد صدای شلیک یک تفنگ به آسمان بلند شد. و بلافاصله یکی دیگر هم شلیک شد و هر دوی آن غازها افتادند توی آب و آب از خون آنها قرمز شد. آنها را یک شکارچی زده بود. جوجه اردک از وحشت پا به فرار گذاشت. او آن قدر ترسیده بود که تا شب یکسره دوید. هوا سرد
کفش قرمزی
در خانه تنها ماند. او به اتاق کوچکش رفت و کتاب مقدس را شروع به خواندن کرد. وقتی می خواند صدای آهنگی که در کلیسا می زدند را در خیال خود می شنید. کارن در حالی که اشک می ریخت با دل شکسته سرش را بالا گرفت و گفت: خدایا! خودت کمکم کن! در آن لحظه همان فرشته وارد اتاقش شد. فرشته آن قدر نورانی بود که مثل خورشید، چشم آدم را می زد. او همان فرشته ای بود که قبلاً با شمشیر جلویش را گرفته بود اما این دفعه
تعصبم به پرسپولیس را با نه گفتن به استقلال نشان دادم - دل شکسته سکوت می کنم
/> - از قول من بنویسید درد و دل و گلایه های زیادی از برخی اتفاقات و آدم ها دارم اما به خاطر پرسپولیس می خواهم سکوت کنم. * بعد از بازی ذوب آهن شایعاتی راه افتاد که خودت هم توضیح دادی اما بازهم بحث تعصب و عرق به پیراهن پرسپولیس مطرح شد. - همه می دانند و بارها هم گفتم اول فصل آقایان پورحیدری و مجید صالح دنبالم بودند تا مرا استقلالی کنند ولی با آمدن به پرسپولیس تعصب خودم را نشان دادم
خانواده ی شاد
برای پسر و عروسشان گرفتند. میهمان های زیادی هم دعوت کرده بودند. آنها کرم های شب تاب را هم دعوت کرده بودند که از خودشان نورافشانی می کردند و فضای عروسی را زیبا می کردند. آن شب قرار بود که پدر داماد برای میهمان ها سخنرانی کند اما از بس خوشحال و ذوق زده بود نتوانست صحبت کند و به جایش همسرش صحبت کرد. خانم حلزون اعلام کرد که تمام درخت های بابا آدم را به نام این زوج جوان می کنند. او آنها را
شاعر تهران 75 ساله شد
ترین جایزهٔ شعرِ فرانسه) را نیز در کارنامه خود داشت که گواهی است بر سرشناس بودن وی در مجامع فرهنگی بین الملل. محمد علی سپانلو که در اواخر عمر، با بیماری های متخلفی همچون سرطان ریه و دیابت مبارزه می کرد، سرانجام در اردیبهشت ماه امسال (سال 94)، چهره در نقاب خاک کشید. یادش را گرامی می داریم با یکی از معروف ترین سروده هایش با نام نام تمام مردگان یحیی است . این شعر در سال 1366، زمانی که
چهره ها در شبکه های اجتماعی
عکس آتلیه ای سام درخشانی و همسرش عسل خانم که برای مجله زندگی ایده ال گرفته شده است. از سری عکس هایی که این روزها در شبکه های اجتماعی بسیار دست به دست چرخیده و با نظرات فراوانی رو به رو شده است. نظراتی که بیشتر آن ها به یک نکته نه چندان مهم اشاره می کند. با آرزوی خوشبختی برای سام عزیز و همسر محترم. خیلی زود یک سال شد. یک سال از پرواز ابدی مرتضی پاشایی گذشت ولی هنوز باور آن برای جامعه
کودک مرده
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: هانس کریستین آندرسون برگردان: کامبیز هادی پور در یک شهر بزرگ افراد خانه ای پسر چهار ساله شان را از دست داده بودند و برای آن پسر بچه گریه می کردند. شب شده بود، اما هنوز پیکر بی جان پسربچه در آغوش مادرش بود و او دلش نمی آمد که از بچه جدا بشود. او نمی خواست باور کند که بچه اش مرده است. چند روز گذشته بود اما
سه گردان نیروی بسیجی از شاهرود اعزام شدند
هفته بسیج امسال است. فرمانده سپاه شاهرود با اشاره به برگزاری نشست های روشنگری در سطح پایگاه ها و واحدهای بسیج بیان کرد: اهدای خون توسط بسیجیان،پیاده روی شبانه، دیدار با سالمندان،ماشین نویسی با محتوای هفته بسیج،فراخوان بسیجیان ،رژه موتوری بسیجیان،برپایی شب خاطره،برگزاری یادواره شهدا، برگزاری مسابقاات نقاشی،عکاسی و خوشنویسی با موضوع بسیج از دیگر برنامه ها در طول این هفته می باشد. وی با
نظام قضایی عدل مدار
است، جای جای زمین، تمنای عشق و لطف میکند، وسیع خاک، چشم انتظار آبی آسمان است...! پروردگارا! آن گونه که آینه داران کوی عدالت را مینوازی نگاه مهربانت را بر مؤمنان ثابت نیز نثار کن! پروردگارا! عطای خویش را بر ایشان باقی بدار و بر عزتشان بیفزا که میدانم تنها تدبیر و اراده توست که بر جان عالم مینشیند! پی نوشت ها: 59 . لقد کان فی قصصهم عبرة لأُولی الالباب
آوارگی مجنون های امام در دشت خون/ داغ لاله ها و شکیبایی مادر رضیعی ها
/> موافقت کردیم بیاید و شب 21 ماه رمضان پس از هشت ماه آمد، همین که مرا دید گفت: بابا از راهی که رفتم پشیمان نیستم اما چون بدون اجازه شما به جبهه رفتم، از شما عذرخواهی می کنم. از آن شب تا الان، تمام شب های احیا به یاد حجت الله، پس از انجام فرائض دینی، ویژه آن شب، حتماً به مزار شهدا می روم و یادی از شهدا می کنم. * این ها استخوان های پسر توست پس از آمدن حجت الله از او
نام تمام مردگان یحیاست/ محمد علی سپانلو
نام تمام مردگان یحیاست نام تمام بچه های رفته در دفترچه دریاست بالای این ساحل فراز جنگل خوشگل در چشم هر کوکب گهواره ای بر پاست بی خود نترس ای بچه تنها نام تمام مردگان یحیاست هر شب فراز ساحل باریک دریا تماشا می کند هم بازیانش را در متن این آبیچه تاریک یک دسته کودک را
نکاتی که خوب است زنان در پیاده روی اربعین رعایت کنند
با برنامه ها و تصمیمات جمعی است؛ عاملی که علاوه بر بعد اجتماعی، اخلاقی و اسلامی نیز است. درنتیجه سعی کنید در این زمینه نهایت همکاری را با مدیران کاروان خود داشته باشید؛ خصوصاً در مواقع توقف و استراحت میان روز و شب. 4- با هم کاروانی ها و دوستان خود عمودهایی را معین کنید تا در صورت گم کردن یکدیگر و عدم آنتن دهی تلفن ها بتوانید در آن عمودها، یکدیگر را بیابید؛ فقط دقت داشته باشید که عددهای رند
سفرنامه عاشورا
تو را به خداوند سوگند می دهم که ازاین اردوگاه نروی. بمان وسعادتنمد شو.اوگفت من سفیرم باید بروم وجواب را نزد ابن سعد ببرم ولی مطمان باش برمی گردم. حبیب به او گفت جواب بردن لازم نیست .حال که سعادت به تو روی آورده نزدپسر رسولخدا بمان. او گفت نه. می روم وبرمی گردم رفت وبرنگشت! معلوم میشود دراین شب رفت وآمدهایی از سپاه کوفه به اردوگاه امام که چندان حایل ومانعی بین دومقرنبوده انجام می شده است
بند انگشتی
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: هانس کریستین آندرسون برگردان: کامبیز هادی پور در زمان های خیلی دور زنی زندگی می کرد که دلش می خواست یک بچه ی خیلی کوچولو داشته باشد. او نمی دانست که چنین بچه ای را باید از کجا پیدا کند؛ برای همین یک روز تصمیم گرفت که پیش یک پیرزن جادوگر برود و از او کمک بگیرد. وقتی پیش جادوگر رسید به او گفت: من دوست دارم که یک
فرهنگ در رسانه
فاطمی و درویشی در این زمینه، زحمات زیادی کشیده اند اما تلاش یک یا دو نفر تاثیرگذاری چندانی ندارد و باید روزبه روز بر تعداد کسانی که در این حوزه فعالیت می کنند، افزوده شود. در پایان خوب است نکته زیبایی را برای شما بازگو کنم. من، آقایان هوشنگ کامکار، رضا درویشی و پرویز مشکاتیان 4 نفر بودیم که شب و روزمان با هم می گذشت و در عین حال همگی ورودی سال 1353 دانشگاه هنر بودیم. آقای درویشی در زمینه موسیقی عمرش
می دانم زنده ای! با تو زندگی می کنم مصطفی
شعار سال: مصطفی صدرزاده با نام جهادی سید ابراهیم فرمانده ایرانی گردان عمار از لشکر مقتدر فاطمیون بود. او چند هفته قبل و درست در شب عاشورای حسینی بشهادت رسید. او نیز یکی از شهدای عملیات محرم است که همچنان در حلب جریان دارد . فاطمیون از رزمندگان افغانستانی مدافع حرم تشکیل شده و همراه شدن مصطفی با فاطمیون روایت عجیبی دارد. همسرش می گوید که مصطفی توانایی عجیبی در یادگیری زبان و تقلید لهجه
از دنیای سیاه آمریکایی ها ی قرن 19 تا آسمان آبی وَردیج و واریش
: بالاخره فیلم شیفت شب هم به کارگردانی نیکی کریمی اکران شد تا مردم بتوانند نظاره گر آن باشند. شیفت شب بیانگر حال و هوای زنی است که زندگی آرامی دارد؛ اما با خبری که به او می دهند متوجه می شود که قرار است با یک طوفان مواجه شود و آرامشش به هم می ریزد. این قصه شاید غم انگیز باشد اما تلخ به آن معنا که حاوی ناامیدی و سیاه نمایی باشد، نیست. فیلمی که با بازی بازیگرانی چون
حقش بود! +تصاویر
ازرفتنش تماس گرفت وگفت :دعایم کن! معامله ای کرده ام با مادرم زهرا،که اگربشود.خبرهای خوبی در راه است. یک ماه درسوریه بود.این روزهای آخر شده بود آچارفرانسه فرمانده ،هرکاری زمین می ماند دست سید را می بوسید. می گفت :اگرمی خوای بیایی سوریه،باید خیلی روی خودت کار کتی! گفتم :آموزش نظامی رو میگی؟ گفت : آموزش نظامی کوچکترینش است،باید دل و نفست رو دریابی پی اخلاص بروی. علی می گفت :شب
یک تار مو
. همه خواب بودند اما صدای دو مرد را شنیدند. یکی از آنها توی خواب و بیداری بود که به بغل دستی اش گفت: تو منو دیوونه کردی. این کار هر شب توست که منو از خواب بیدار کنی و ور بزنی. آن مرد گفت: دست خودم نیست. هر شب کابوس می بینم و از خواب می پرم. هر شب اون سگ به خوابم می یاد و با ناله ش من رو از خواب بیدار می کنه. وقتی اون می یاد من وحشت می کنم. انگار اون می خواد من رو خفه کنه. عصبانیت من رو به