سایر منابع:
سایر خبرها
غفلت از محتوا وکیفیت کتاب خسارتی برای اهل علم است
اسلام بر اهمیت خواندن و نگارش تاکید بسیار شده و در اهمیت این امر همین بس که خداوند به قلم سوگند خورده است. وی با اشاره به اهمیت و ارزش کتاب در ارتقای سطح درک و دانش جوامع بشری افزود: اگر روزی کتاب از جوامع بشری حذف شود درست مانند این است که به زمان جاهلیت بازگردیم چراکه دیگر علومی که باید به آیندگان منتقل شود و همچنین به انسان ها شیوه صحیح زندگی در تمامی ابعاد را بیاموزد، وجود نخواهد داشت
عزاداری نشاط معنوی می آورد/ شادی هالیوودی نخ نما شده است/ دلیل برپایی جشن طلاق
پشت این قضیه داشته باشند. کسانی که می گویند اسلام دین گریه است دو حالت دارد؛ یا واقعاً انگیزه ای دارند این گونه صحبت می کنند یا اینکه اسلام را به درستی نفهمیده اند. اگر منظورشان از گریه این است که ما در فرهنگ مان مفهومی به نام گریه داریم، بله داریم، گریه، گریه سازنده است هیچ وقت اسلام نمی پذیرد که شما بدون دلیل و به صورت افراطی و طولانی مدت گریه کنید و از کارهای اولیه زندگی تان باز بمانید، مدحی در
رئیس هیات امنای یادمان ولایت: دنیا عظمت رهبری را یاد می کند
مستقیم اسلام، عالم به دین و سیاست هدایت فرمود. حسینی گفت: امام راحل در جایی دیگر می فرمایند شما در بین دوستان متعهد به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که همچون خورشید روشنی می دهید. وی بیان کرد: علامه حسن زاده آملی می فرمایند گوشتان به دهان رهبر باشد که گوش ایشان به دهان امام زمان (عج) است. رئیس هیات امنای موسسه فرهنگی هنری یادمان ولایت با اشاره به دیدارهای رهبر معظم
نقش مردان در بی حجابی زنان
): این آیه رو اشتباه تفسیر نکن، چون اگر آن را حمل بر ظاهر کنی امر به معروف را هم می توانی نفی کنی. پاسخ داده شده (2): این آیه در مقام تکوین است و نه تشریع . یعنی به چگونگی خلقت اشاره دارد. می فرماید، جمادات، گیاهان، حیوانات و ملائک را همه مجبور آفریدم، اما انسان را مجبور نیافریدم، بلکه به او اختیار و قدرت انتخاب دادم، عقل، شعور، منطق، فطرت، نبی، رسول، کتاب و امام دادم، سمع و بصر دادم و
سوگواره مرثیه آفتاب؛ پرده ای از فرهنگ ناب عاشورا/ وقتی قالب هنر مظروف شعور حسینی می شود
داشته ایم. وی مدت اجرای نمایش را حدود 30 دقیقه اعلام کرد و گفت: مخاطب این نمایش دانش آموزان دختر دوره ابتدایی تا دوره اول متوسطه هستند که نمایش در قالب انیمیشن و مسابقه ارایه می شود و سؤالات مسابقه نیز برگرفته از محتوای پرده خوانی انتخاب می شود تا باعث درونی شدن مفاهیم اثر نمایشی شود. حجت الاسلام تذکر با اشاره به اینکه هدف از این نمایش، روضه خوانی و مرثیه سرایی نیست، اضافه کرد
کتاب سبک ویژگی های مدیریتی امام (ره)
به گزارش پایگاه 598، شامگاه شنبه در آیین اختتامیه ششمین جشنواره یادمان ولایت با حضور آیت الله محمدحسن اختری دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع)، سیدمحمد حسینی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی، حجت الاسلام رضا کرمی پور امام جمعه جیرفت، فرج الله عارفی نماینده مردم شهرستان های جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی و جمعی از مدیران کل استانی از کتاب بازنمود سبک ویژگی های مدیریتی امام خمینی(ره) در دفاع مقدس
444 اصطلاح عربی مورد نیاز پیاده روی زائران در عراق
/> 62) دارو: دوا 63) پول: فلوس 64) فارسی می تونی حرف بزنی؟: تتکلم بالفارسی؟ 65) ممکنه کمکم کنی؟: ممکن تساعدنی؟ 66) مسجد: جامع 67) بازار: سوگ 68) پلیس: شرطه 69) بایست: اوگف 70) حال شما چطوره: اشلُونِک 71) خوبم: زِین 72) خداحافظ: مع السَلامه 73) در امان خدا: فی اَمانِ الله
سوءتفاهمی بزرگ در مورد شریعتی
که در نوع خود مهم است، فهم پارادایمی یا فهم الگویی است. در الگوی دوم می پرسیم که مرحوم دکتر شریعتی در قالب کدام سنت اندیشه می کرد؟ اصطلاحا می گوییم این متفکر وارث کدام سنت و دستگاه فکری است؟ این متفکر در چارچوب وسترن یا تفکر غربی یا دکارتی فکر می کند؟ یا در چارچوب سلفیزم؟ توجه داشته باشید که منظورم تکفیریزم نیست. درواقع در این الگو نگاه می کنند که یک اندیشمند در مورد چهار مفهوم انسان، خدا، طبیعت
همدلی و هم زبانی در کلام امام علی(ع)
دیگران باشد. آدمی هر چند، خرد و بی مقدار باشد و در دیده ها بی ارج آید، می تواند که دیگران را بر حق یاری دهد یا از دیگران یاری خواهد . راهکار امام علی(ع) برای تحقق همدلی میان دولت و ملت از نگاه امیرالمومنین(ع) حکومت فرصتی برای خدمت به دین خدا و بندگان اوست، حضرت به کارگزاران حکومتی اش به طور جدی تذکر می داد که پست و مقام طعمه نیست بلکه امانتی است در اختیار شما تا از این فرصت برای خدمت
در اختتامیه جایزه ادبی جلال چه گذشت؟
در ادامه با اشاره به این دوره از جایزه ادبی جلال گفت: اجرای این جایزه با اعتماد وزیر محترم و همکاری معاونت فرهنگی وزارت ارشاد محوری روشن به دست آورده که بیت الغزلش امتداد صراحت و شفافیت در آن بوده است. داوران ما اهل گفتگو هستند، اما موضع نیز دارند، صمیمی، صریح و شفافند و خوشحالم که با نکته سنجی پرتوی از امید را به جریان ادبی کشور تاباندند. قزلی ادامه داد: من شهادت می دهم این دوره از
صفت برجسته امام حسین(ع) در قرآن
ابوسفیان ایجاد کرده بودند را دفع کرد. حجت الاسلام والمسلمین معادی خواه بیان کرد: اگر این شرایط ادامه پیدا می کند چیزی از اسلام باقی نمی ماند؛ در حقیقت همه ادیان دچار این قرائت شیطانی شدند و عاشورا حماسه ای در راستای مهار این قرائت شیطانی بود؛ این فتنه سیاه که یک قرائت معطوف به قدرت است و تجسم معطوف به خشونت، همه جهان اسلام را گرفته بود و رسمیت نیز پیدا کرده بود؛ زیرا معاویه و پسرش یزید به شکل
انتظار مردم از نماینده مجلس رعایت ادب و نزاکت است
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بهرام بیرانوند نماینده بروجرد درخواست تذکر داشت، چون تذکرش مربوط به دستور کار نبود، تریبونش روشن نشد. او اما عصبانی تر از آن بود که تا زمان فرا رسیدن تذکرات شفاهی تحمل کند؛ سر و صدایی راه انداخت و تعابیر دور از نزاکت و اخلاق علیه محمدجواد ظریف به کار برد و گفت: ظریف غلط اضافی کرده که با اوباما دست داده. همهمه ای در مجلس به پا خواست به همراه دو دو و چهار چهار گفتن ها در موافقت و مخالفت. همراهان سیاسی او در مجلس از این بیان توهین آمیز حمایت و بسیاری دیگر اظهار مخالفت کردند. در نهایت تریبونش روشن شد تا تذکرش را بدهد. او با انتقاد از ظریف بابت دست دادن با رئیس جمهوری امریکا گفت: دقیقاً زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی ها به آغوش مرگ خفته یا مفقود شده اند، ظریف وزیر امور خارجه به صورت تصادفی خود را به اوباما رسانده است. ملت رشید ایران سال هاست که تاوان رفتار استکباری شیطان بزرگ را می دهد و هنوز بسیاری از شهیدان ما به خانه بازنگشته اند. امریکا قصد ریشه کنی ملت ایران را دارد. در میانه تذکرش البته ابوترابی فرد که در غیاب لاریجانی ریاست جلسه را برعهده داشت، ناراحت شد و تریبونش را قطع کرد و از همکاران خود در هیأت رئیسه خواست دستور بعدی را اعلام کنند. اما گویی در بین برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس هم تمایل برای ادامه نطق این عضو پایداری زیاد بود. آنها تعلل کردند و سپس دوباره تریبون باز شد که بیرانوند از غیرت ظریف انتقاد کرد و گفت: وزیر امور خارجه با چه اجازه ای این کار را کرده است. اگر ظریف اندازه جوجه خروس غیرت می داشت، این کار را نمی کرد. گرچه ابوترابی فرد نائب رییس مجلس که در آن روز ریاست جلسه را به عهده داشت پاسخی قابل تأمل به این تذکر خارج از عرف داد و گفت: باید در سخن گفتن در مورد وزیر خارجه به عنوان یک مقام مسئول، ادبیات رعایت شود، احساس غیرت دینی و دفاع از انقلاب و رهبری و خون شهدا در افرادی مانند آقای ظریف از بنده کمتر نیست، حال ممکن است براساس تصمیمی اقدامی کرده باشند که این اقدام شان مورد نقد بنده، شما و بسیاری از دوستان باشد، اما بنا نیست که یک انسان و افرادی که در تاریخ زندگی شان در خدمت انقلاب، امام و رهبری بوده اند، ما آنها را با ادبیاتی که شایسته نیست، نقد کنیم. 1 در اصول 67 و 76 و 84 قانون جمهوری اسلامی آمده است مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید و در ابتدای ورود به مجلس سوگند یاد می کند در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت کند. بدون شک یکی از مصادیق تقوی برای نمایندگان مجلس این است که هنگام تذکر و نطق پیش از دستور و یا ارائه پیشنهاد و نظر و روبرو شدن با مردم و شرکت در مجامع و مراسم نه تنها به رییس جمهور و وزرا و دیگر دولتمردان بلکه به افراد عادی و معمولی اهانت نکنند بلکه هنگام سخن گفتن قول سدید را فراموش ننمایند و بر اعصاب خود مسلط باشند و با آرامش و متانت حرف بزنند چون مردم دنیا بعد از هر جمله و عبارتی که به کار می برند اظهارنظر و تجزیه و تحلیل می کنند علاوه بر آن شرعاً و قانوناً باید پاسخگوی سخنان خود باشند. حجت الاسلام محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه خواستار ورود دادستان به ماجرای توهین به محمدجواد ظریف در جلسه علنی مجلس شد و گفت: دادستان کل کشور باید این اقدام را به طور جدی پیگیری و به آن ورود پیدا کند. با توجه به اعتمادی که مقام معظم رهبری به تیم مذاکره کننده دارد، این قبیل رفتارها تشویش اذهان عمومی است و باید قوه قضائیه وارد عمل شود و با آن برخورد کند. وی افزود: از زمانی که دکتر روحانی در آن انتخابات تاریخ ساز به پیروزی رسیدند، بعضی از افراطیون که در آن انتخابات از جانب مردم ناکام شدند اقدام به سلسله حرکت هایی می کنند که صرفا به جهت زیر سوال بردن عملکرد مطلوب دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده بالاخص آقای ظریف بوده و متأسفانه چیز جدیدی نیست. غرویان ادامه داد: اگر دست دادن آقای ظریف و اوباما بدون برنامه ریزی باشد، برخورد آقای ظریف کاملاً منطبق بر فقه اسلامی است چرا که رعایت ادب، از بدیهیات دین است. 2 اگر این گونه سخن گفتن را دلیل سرخوردگی عده ای از اقلیت مخالف بدانیم، یا بگوییم می خواهند با این ادبیات موهن و سخیف عقده گشایی کنند در صورتی که هر دانش آموز دبستانی آن را دور از نزاکت و اخلاق اسلامی می داند، یا به خیال خود بخواهند رقیب را از میدان بدر کنند، به عنوان نمونه روزی جلسه سخنرانی یادگار امام، ریاست مجلس، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و عده ای از فعالان سیاسی، استادان دانشگاه و مقامات روحانی را به هم می زنند یا به اتومبیل آنها حمله می کنند یا با کمال تاسف آنان را مورد دشنام و ضرب و شتم قرار می دهند و یا به عنوان خائن خطاب می کنند یا به خانواده بعضی از فقها و مراجع و پیشقراولان انقلاب و مبارزان سیاسی اهانت می کنند حتی از تریبون های رسمی با عباراتی زشت آنها را مورد عتاب قرار می دهند باید بدانند اکثریت مردم جامعه و شهروندان جواب همه این بد اخلاقی های سیاسی را در اسفندماه 94 به پای صندوق های رای خواهند داد آن گونه که در خرداد 92 حضورشان حماسه سیاسی آفرید. بزرگان دین آداب سخن گفتن را به ما آموخته اند و نه تنها اهانت کردن به برادر مومن بلکه توهین به دیگران را نهی نموده اند. حضرت امام علی(ع) در جنگ صفین شنیدند که یارانشان شامیان را دشنام می دهند فرمودند: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر کردارشان را تعریف، و حالات آنان را بازگو می کردید به سخن راست نزدیک تر، و عذر پذیرتر بود، خوب بود بجای دشنام آنان می گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و آنان که با حق می ستیزند پشیمان شده به حق باز گردند. 3 روزی حضرت امیرمومنان(ع) بر منبر بود مردی آمد و سئوال کرد، حضرت علی(ع) بالبداهه جواب دادند، یکی از خوارج از بین مردم فریاد زد: خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است دیگران خواستند متعرضش شوند اما حضرت علی(ع) فرمود: رهایش کنید او به من تنها فحش داد. 4 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) به نمایندگان مجلس توصیه می فرمایند در نطق های پیش از دستور در ادای کلمات دقت نمایند تا به مسلمانی بلکه به انسانی توهین نشود. اعضای مجلس محترم شورای اسلامی بحمداللّه تعالی در دوره دوم نیز اشخاص محترمی هستند که با تعهد و جدیت خود می توانند خط مشی دولت را هر چه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عده ای از آقایان، که شک در خدمتگزاری شان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاری های بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارند که در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرت های بزرگ و کوچک و کارشکنی های مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته های مختلف است، نمی توان به طور سطحی نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و انعکاسات داخلی و خارجی آن با سلیقه شخصی اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایی ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفی گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیون ها بویژه کمیسیون های مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روی هم می سنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهی دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگی به امور گردد. و چون مسئله اسلام و حکومت الهی در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللی وارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند؛ و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلاً منجز است. حضرات وکلای محترم که بحمداللّه به جمهوری اسلامی تعهد دارند، در نطق های قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت ادای آن باشند، که خدای نخواسته به مسلمانی بلکه انسانی توهین نشود و شخصیتی ساقط نگردد و کسی مظلوم واقع نشود. البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خدای نخواسته انتقامجویی لازم است و مفید و موجب رشد و تعالی است. 5 نکته قابل تذکر اینکه در مجلس شورا توسط یکی از نمایندگان به بالاترین مقام دیپلماسی کشور، وزیر امور خارجه اهانت و در تاریخ مملکت ثبت و ضبط گردیده و برای همیشه باقی خواهد ماند عموم مردم اذعان دارند جملات و عبارات زشت و ناپسندی که از تریبون و بلندگوی مجلس در آن روز پخش و به سراسر جهان مخابره گردید دور از عرف و اخلاق اسلامی بوده که توهین کننده به هر دلیل مرتکب این امر شده و مناسب است از آن مکان و بر روی همان صندلی و با استفاده از بلندگوی مجلس به اشتباه خویش اقرار و از وزیر امور خارجه عذرخواهی کند که این روش به صلاح و صواب نزدیک تر است و نگرانی مردم دلاور و شهید پرور خطه لرستان و عموم شهروندان بروجردی کاهش می یابد بویژه سرزمینی که مهد پرورش مراجع بزرگ جهان تشیع و فقها و علمای اندیشمند، استادان معروف و مشهور دانشگاه های بزرگ کشور، محققان توانا و شاعران زبردست و ایثارگران و آزادگان می باشد. مدیرمسئول پی نوشت ها: 1- روزنامه ایران، 9/7/94 2- روزنامه آرمان، 11/7/94 3- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی، خطبه 206، صفحه 305 4- جاذبه و دافعه علی(ع) ، شهید مطهری، صفحه 144 5- صحیفه امام خمینی(ره) ، جلد 19، صفحه 153 ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
چرا امام حسین(ع) در آغاز حرکت، از مدینه به مکّه رفتند؟
یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. با فرا رسیدن ایام عزای حسینی (ع) و همچنین برنامه سخت دشمنان اهل بیت (ع) برای شبهه افکنی و کم اثر جلوه دادن قیام عاشورا ، برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم .یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد. ماجرای بیعت یزد از امام حسین در نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری، یزید در نامه خود به ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) خواسته بود که حتماً از چند نفر مخالف خود که یکی از آنها امام حسین(ع) بود، بیعت گرفته شود و بدون بیعت رها نشوند.(1) اما بعد فخذ حسیناً و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن الزبیر بالبیعه اخذاً شدیداً لیست فیه رخصه حتی یبایعوا و السلام . ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) وقتی دستور یافت تا از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود ... یزید فردی است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند. ولید گرچه با خوی مسالمت جویانه خود حاضر به آغشته کردن دست خود به خون امام حسین(ع) نبود؛ (2) اما در مدینه افراد باند اموی به ویژه مروان بن حکم که ولید در موارد سخت و از جمله این مورد با او مشورت می کرد ،- او را به شدّت تحت فشار قرار می دادند تا خون امام(ع) را بریزد؛ چنان که در همان آغاز وصول نامه، وقتی ولید با مروان مشورت کرد، مروان گفت: نظر من آن است که در همین لحظه به دنبال این چند نفر فرستاده و آنان را ملزم به بیعت و اطاعت از یزید کنی و اگر مخالفت کردند، قبل از آنکه از مرگ معاویه مطلع شوند، سرهای آنها را از تن جدا کنی؛ زیرا اگر آنان از مرگ معاویه با خبر شوند، هر کدام به طرفی رفته و اظهار مخالفت کرده و مردم را به سوی خود دعوت می کنند.(2) وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود : خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است. اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید. و امت او چنین دیدند و عمل نکردند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است . امام حسین(علیه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد . بنابراین، امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی مؤثر، تصمیم به ترک آن گرفت و از آیه ای که در هنگام خروج از مدینه قرائت کرد، این نکته – که ترک این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است – آشکار می شود. فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین قصص (28)، آیه 21٫؛ موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای عرض کرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم نجات بده . دلایل انتخاب سفرامام به مکه : هنوز مردم شهرهای مختلف از مرگ معاویه مطلع نشده بودند و تلاش های جدی مخالفان برای اظهار مخالفت با یزید آغاز نشده بود. هنوز امام حسین(ع) دعوتی از شهرهای دیگر و از جمله کوفه نداشت. امام(ع) باید مکانی را برای هجرت خود انتخاب می کرد که بتواند آزادانه و در کمال امنیّت در آنجا دیدگاه های خود را ابراز کند. طبق آیه صریح قرآن و من دخله کان آمناً آل عمران (3)، آیه 97٫ مکه حرم امن الهی بود. با توجه به سرازیر شدن مسلمانان از سرتاسر مملکت اسلامی برای انجام اعمال عمره و همچنین نزدیک شدن ایام حج تمتع و حضور مردم برای انجام مناسک حج ، امام حسین(ع) به خوبی می توانست با گروه های مختلف دیدار کرده و علّت مخالفت خود با دستگاه اموی و یزید را برای آنها تبیین کند و نیز گوشه هایی از معارف اسلامی را برای آنها بیان نماید. در ضمن با گروه های مختلف شهرهای اسلامی از جمله کوفه و بصره در ارتباط باشد. و در آخر امام حسین(علیه السلام) هدف خروج از مدینه را در وصیتنامه اش چنین بیان می کند : ... و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم . کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمی شود ... اگر در نوشتن نامه ات خیر مرا آرزو کرده ای، خدا پاداش تو را بدهد . امام(ع) شب جمعه سوم شعبان سال 60 ق وارد مکّه شد و تا هشتم ذی حجه همان سال، در این شهر به فعالیت مشغول بود.(4) ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 75: 2) ابن اعتم، الفتوح، ج 5، ص 12؛ وقعه الطف، ص 81٫ 3)وقعه الطف، ص 77٫ 4) همان، ص 88: فاقبل اهلها یختلفون الیه و یأتونه و من کان بها من المعتمرین و اهل الآفاق . ...
طلبه ای که با وام 30 میلیونی کارآفرین شد
گرمای خرماپزان مدینه، آن حضرت به همراه چند کارگر مشغول برداشت خرما هستند. پیش خودش گفت پسر رسول خدا این همه می گوید دنیا را رها کنید اما خودش را چقدر برای دنیا به زحمت انداخته، باید او را نصیحت کنم! اما از امام کاظم(ع) شنید که اگر در همین حال که مشغول کار هستم، از دنیا بروم، در راه خدا مرده ام. اهل بیت (س) انسان های کامل بودند و این در حالی است که بدون تولید و کار هیچ انسانی کامل نیست
اهداف کوتاه مدت و بلند مدت آل سعود از دخالت در کشورهای منطقه
راه و شیوه غلطی که آل سعود دارد تاکید کرده است. و این اشتباهات شامل دشمنی خاص آنها علیه پیروان مذهب اهل البیت (ع )، و راضی کردن تکفیری های بدخواه و پایمال کردن همه حقوق طبیعی که عبارت است از حق اصلی برای شهروندان، و اعمال ترس علیه همه آزادگان و شریفان که خواهان حقوق دینی، ملی و حقوق فرزندان ملتشان هستند، می شود. و بدون شک صدور حکم جائرانه اعدام شیخ نمر و 6 نفر دیگر توهین به احساسات ملی
مخالفت دشمنان با اصل ولایت فقیه به خاطر جایگاه قدرتمند آن است
به گزارش ایرنا، حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن اختری شامگاه شنبه در ششمین یادواره یادمان ولایت در شهرستان جیرفت افزود: ولایت یکی از اصول اساسی اسلام است که نه فقط در اعتقاد شیعه، بلکه اهل سنت و مذاهب اسلامی، ولایت را از مسائل اساسی اسلام می دانند. وی با بیان اینکه جوانان باید رهبر خود را بهتر بشناسند و قدردان رهبری باشند؛ ادامه داد: شیطان ها وسوسه، دشمنان توطئه و خناسان تشویش ایجاد می کنند
تندروها از دایره تبعیت اهل بیت(ع) خارج اند
بر وی رسد بداند از سوی خداست و دارای مقام رضا باشد. وی ادامه داد: کسی که در اعماق قلب خود از خدا خوشنود باشد، مرضیه هم خواهد بود، یعنی خداوند نیز از وی خوشنود است و طبعا بازگشت چنین فردی به خداوند است و داخل بندگان مقرب و بهشت خواهد شد. تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ(ع) بیان کرد: مومن از قبض روح ناراضی نخواهد بود، چون در آن هنگام بر اولیا الله وارد می شود و به رضایتی دست می
روز شمار اربعین6: در مقابل ستمکاران و زورگویان کرنش نکنیم
/> در مقابل ستمکاران و زورگویان کرنش نکنیم حرکت امام حسین(ع) برای اقامه ی حق و عدل بود، تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نیز گفتاری که درباره ی آن بزرگوار از معصومین رسیده است، این مطلب را روشن می کند که غرض، اقامه ی حق و عدل و دین خدا و ایجاد حاکمیت شریعت و برهم زدن بنیان ظلم و جور و طغیان بوده است. غرض، ادامه ی راه پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران بوده است لیقوم النّاس بالقسط . اقامه ی قسط و
نقش زنان در ترویج سبک زندگی اسلامی کلیدی است
1394/9/1 - 09:33 502851 به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان ا ز صومعه سرا، حجت الاسلام اسماعیل صدیقی، امام جمعه صومعه سرا امروز(1 آذر) در نشست صمیمی با فرماندهان پایگاه های مقاومت بسیج خواهران با بیان اینکه همه ما باید بسیجی زندگی کنیم تا در قیامت بسیجی محشور شویم، اظهار کرد: یکی از وظایف اصلی امروز در عرصه ای که همه اسلام در برابر همه کفر و همه کفر در برابر همه اسلام ایستاده، بصیرت
روایت آیت الله آملی از توصیه رهبری
، شاهد آن بوده ام. وی در ادامه توجه افراطی به مادیات را آفت تهدیدکننده معنویت و اخلاق طلاب دانست و گفت: قبل از انقلاب، طلبه شدن صرفا برای خدا بود زیرا مزایای چندانی نداشت؛ اما پس از انقلاب به دلیل مزایای بسیاری اعم از پست و مقام، انگیزه ها و نیت ها اندکی مادی شده است. عضو دفتر مرکزی آیت الله مکارم شیرازی در تهران افزود: تحصیل دروس حوزوی، تحقیقات و مطالعات در زمینه های اجتهادی
عوامانه و غیرعوامانه بودن، شکاف بین حکمت و فلسفه
لفظ و دلالت است که ظاهر می شود و نیز ویتگنشتاین معتقد است از مصداق است که به معنی دست می یابیم. اما سؤال من این است که آیا بدون معنی می توان به سراغ مصداق رفت (درحالی که معنی در زبان ظاهر می شود و در حکمت )؟ پس در واقع در حکمت است که معنی به منصه ی ظهور می رسد. در ادامه سخنان رضا داوری اردکانی با عنوان حکمت و معنویت از دید فلسفی می آید. رضا داوری اردکانی: آیا حکیم و فیلسوف یکی هستند
امام گفت شهد پیروزی را در مبارزه دقیق با آمریکا می چشیم
دارد اما پاداش خداوند این طور نیست. روزی یک متخصص گوش به جبهه ها آمده بود. او وقتی روحیه شهادت طلبی جوانان ایرانی را دید، گفت: چقدر بدن انسان ها در ایران بی ارزش است ؛ پرسیدم: گوش چقدر می ارزد؟ ، گفت: قیمت ندارد . پرسیدم: آخرش چه می شود؟ ، وقتی گفت: همه زیر خاک قرار می گیریم ، به او گفتم: پس این جوان ها برده اند چون این بدن را به خدا فروختند و بهشت را گرفتند. طائب در پاسخ به سؤال دوم که
رهبر معظم انقلاب در زمینه فرهنگ دغدغه بسیاری دارند
حجت الاسلام علی انصاری، معاون پرورشی آموزش و پرورش استان قزوین در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در قزوین، با اشاره به نفوذ فرهنگی دشمن گفت: رهبر معظم انقلاب بطور مکرر بحث نفوذ فرهنگی و شبیحخون فرهنگی را مطرح کردند. وی افزود: جنگ ما با دشمن به پایان نرسیده و همچنان ادامه دارد منتها به شکلی دیگر؛ اگر در گذشته ما درگیر نبرد تسلیحاتی با غرب بودیم امروزه جنگ نرم و نفوذ فرهنگی دشمن جایگزین
آب نبات می دهند تا درّ غلتان از لاریجانی بگیرند/ دستور جدید مسئولان درباره تأمین مسکن محرومان/ انهدام 2 ...
مانند مجلس ششم بر سر کار بیاید که خون به دل رهبر انقلاب کردند. او ادامه داد: شما بسیجی ها باید مردم را آگاه کنید؛ انتخابات خبرگان از انتخابات مجلس شورای اسلامی هم مهم تر است و بسیج باید جریان ها را خوب بشناسد و به مردم معرفی کند. انهدام 2 تیم تروریستی در شرق و غرب ایران خبرگزاری صداوسیما: معاون امنیت داخلی وزارت اطلاعات گفت: در پی سلسله اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی روز شنبه
همه باورهای یک مدافع حرم +تصاویر
گونه می توان دید که فرعونیان و یزیدیان برسر زنان و کودکان بی دفاع و بی گناه می زند و انسان های بی گناه را می کشند!!! و آیا فقط باید نظاره گر بود یا [منتظر] معجزه ای ازسوی خدا بود؟ وظیفه انسانی چه می شود؟ و آیا زنده ماندن در این دنیای پر ازظلم رواست؟! مکتب ما مکتب عاشوراست، مکتب انقلاب است، مکتب آزاده گی است. در این مکتب باید آزاده گی آموخت و جلوی هر ظلم و کفری ایستاد، حتی به قیمت جان وریخته شدن خون
پیاده رفتن در مسیر زیارت اباعبدالله(ع) از شعائر الهی است
قائم مقام پیشین ستاد اقامه نماز گفت: پیاده رفتن در مسیر زیارت اباعبدالله از شعائر الهی است و صحابه ای از اهل بیت (ع) را داریم که در این مسیر پیاده رفته اند. حجت الاسلام والمسلمین کلباسی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این که در گذشته اکثر سفرها به صورت پیاده صورت می گرفته و کمتر افرادی در سفر از کجاوه و درشکه استفاده می کرده اند اظهار کرد
کارخانه راک سرامیک در آینده نزدیک راه اندازی می شود/ تعیین اعضای هیئت نظارت انتخابات شهرستان
خبرنگاری این است که یک خبرنگار خبر را سالم و بدون جهت گیری ارائه دهد . حجت الاسلام سیف الله یعقوبی نیز در این جلسه با تبریک هفته بسیج، اظهار کرد: وحدت نیاز اصلی جامعه کنونی ما است و انقلاب اسلامی در سایه رهنمودهای حضرت امام(ره) وحدت کلمه به وجودآمد و همیشه باید آن را یادآوری کنیم. وی با اشاره به اینکه رمز پیروزی انقلاب اسلامی وحدت بوده است، گفت: رسول خدا(ص) فرمودند، جماعت و
هیمنه آمریکا ومتحدانش پوشالی است
امام جمعه تویسرکان با اشاره به اینکه بر اساس آیات قرآن کریم جبهه حق در صورت ایستادگی همواره درمقابل دشمنان خود پیروز خواهد شد تصریح کرد: با توجه به وعده های تخلف ناپذیر الهی، ترس از هیمنه پوشالی وظاهری آمریکا ومتحدانش بی معنی است. به گزارش ایرنا حجت الاسلام مرتضی موحدی درآیین دیداربا بسیجیان شهرستان تویسرکان افزود: خداوند متعال در قرآن کریم وعده داده که اگر مومنین در مقابل جبهه باطل
جای فعالیت های قرآنی در مساجد و بیت تاریخی امام خمینی(ره) خالی است
حجت الاسلام سید اسماعیل میرصادقی، مدیر مؤسسه قرآنی امام خمینی (ره) خمین در گفت وگو با خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی گفت: متأسفانه درحالی که مؤسسات قرآنی از کمبود فضای فیزیکی برای برگزاری کلاس های قرآنی رنج می برند مکان های مناسبی برای فعالیت های قرآنی در خمین وجود دارد که بدون استفاده مانده است. وی با اشاره به اینکه خانه قدیمی امام(ره) فضایی بسیار عالی برای فعالیت های