سایر منابع:
سایر خبرها
تک تیرانداز پشت سنگر صبوری
آقای تهرانی شکنجه شدم. یک بار به زندانی که آیت ا... هاشمی رفسنجانی بود بردند و به آقایان گفتند این خانم همه شما را لو داده است. آقای هاشمی رفسنجانی خیلی ناراحت شدند ولی با ایماء و اشاره به آنها فهماندم که دروغ می گویند در روز پیروزی انقلاب اسلامی در تهران بودم تا اینکه سال 57 غائله کردستان پیش آمد و به همراه شهید چمران به کردستان رفتیم، چون وضعیت خیلی خطرناکی بود بعد از مدتی ما را به تهران برگرداندند
رازگشایی از معمای جسدی در کانال آب
بازنگشته است. کارآگاهان با پرس وجو از خانواده مقتول اطلاع پیدا کردند این مرد مالک خودروی بی. ام. و مدل 630i بود؛ به همین دلیل بررسی فرضیه ارتکاب جنایت با انگیزه سرقت در دستور کار قرار گرفت و دستور توقیف خودروی مقتول در سیستم سراسری پلیس ثبت شد. این اتومبیل چهار روز بعد در بلوار معلم منطقه یافت آباد کنار خیابان پیدا شد اما تیم بررسی صحنه جرم هیچ گونه اثری از وقوع درگیری در خودرو پیدا نکرد.
عروس خانه را مرتب نکرد، کشته شد
برنمی دارد. ریحانه نامزد من است و چون چند روزی میهمان خانه ما بود، نگران شدم و بلافاصله خودم را به منزل رساندم، همه جا را گشتم. چند تکه از لباس هایش را روی مبل دیدم و بعد هم جسدش را در حالی که گوشه ای افتاده بود، پیدا کردم. وقتی تحقیقات ماموران آغاز شد، پلیس دریافت شهرام و ریحانه از حدود یک سال قبل با هم نامزد کرده و هنوز زندگی مشترک را آغاز نکرده بودند به همین دلیل ریحانه به
یک وزیر اخراجی دیگر به حرف آمد!
شماره گذاری خودرویی که کپسول گاز ندارد متوقف شود که این موضوع اصلا منطقی وامکانپذیر نبود.از یک طرف این سیاست را که همه خودروها گاز سوز گردند را به صلاح نمی دیدیم.و از طرف دیگر اصلا امکانپذیر نبود. درآن زمان تولید خودرو فراتر از 1 میلیون دستگاه بود و برای این تعداد، در بازار داخلی و جهانی به هیچ وجه امکان تامین کپسول وجود نداشت. درحال حاضر نیز پس از گذشت 4 سال از آن تاریخ فکر نمی کنم به
شلیک مرگبار؛ پایان اختلافات 3ساله
مهلت می خواست و بعضی وقت ها هم وعده های واهی می داد. سه سال از این ماجرا گذشت و او پول مرا نداد تا اینکه دو روز قبل از حادثه با کاظم تماس گرفتم و پرسیدم تو واقعا نمی خواهی پول مرا بدهی؟ گفت نمی دهم و هرکاری دوست داری بکن. گفتم از این به بعد رفاقتی بین ما نیست. فردای آن روز کاظم با من تماس گرفت و گفت دوستم سعید را با چاقو زده است. سعید هیچ مشکلی با کاظم نداشت و درگیری ای با هم نداشتند. او
سیر تا پیاز پرونده رحیمی / جزئیات پرونده وکیل 32 میلیاردی
علت این رقم محکوم شدم و مبلغی را برای خود نگرفتم بنابراین پیش تر نیز از قاضی و بازپرس پرونده پرس و جو کرده بودم اما مجدداً از آنها خواستم که مطالب را دقیقاً به من بگویند تا مطمئن شوند. سخنگوی قوه قضاییه ادامه داد: اسامی ارائه شده توسط آقای رحیمی شامل 170 اسم است که فلان مقدار مبلغ را فلان تاریخ به فلان فرد داده ام ، پس از بررسی ها دیده شد که شمار زیادی از این اسامی نه نماینده بودند و
خاطرات جالب یک شاهد عینی از سقوط ساواک رشت
ّبه گزارش خزرآنلاین ، گفتگویی با یک شاهد عینی از سقوط ساواک رشت را با هم می خوانیم: شامگاه 22 بهمن سال 57 شما یکی از فعالان سیاسی شهر رشت بودید که در اشغال ساختمان ساواک این شهر حضور داشتید. شما در آن روز چند سالتان بود؟ من متولد مهر 1333 هستم. واقعه در شب رخ داد. وقتی من رسیدم هوا کاملا تاریک بود. جمعیت از بیرون سعی می کردند در اصلی ساواک را بشکنند و وارد ساختمان شوند. از درون، از ل
دنیای پرخاطره کریم باوی؛ از مستطیل سبز تا جبهه های جنگ
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا از کریم باوی می گویم؛ همان فوتبالیستی که برای به دست آوردن پیراهن مارادونا از شیوه ای خاص استفاده کرد تا این پیراهن امروز به یکی از بهترین داشته های زندگیش تبدیل شود. کریم باوی، مهاجم جنوبی سرخ های پایتخت از تیم های مختلف اروپایی و چندین تیم عربی پیشنهاد داشت اما به جز یکی دو، تیم عربی، اجازه بازی در هیچ تیم خارجی به او داده نشد تا دومی
مرگ دردناک با قیچی زنگ زده جامانده در شکم
مرد جوان به پزشکی قانونی تحقیقات کارآگاهان برای رازگشایی از این مرگ مرموز کلید خورد. ماموران در گام نخست تحقیقات با شماره تلفنی که از دفترچه یادداشت حمیدرضا برداشته بودند خانواده اش را در جریان مرگ رازآلود او قرار دادند. وقتی خانواده مرد جوان در جریان مرگ حمیدرضا قرار گرفتند هرگز تصور نمی کردند او قربانی حادثه ای عجیب شده باشد. با تشکیل پرونده در شعبه دهم دادسرای جنایی تهران به ریاست قاضی سپیدنامه
شلیک مرگ در دنیای رفیق بازی
قتل وحشتناک قرار داد. ساعت 4 صبح روز 4 مهرماه سال 92 بود، صدای شلیک گلوله در ساختمانی در تهرانپارس همه را غافلگیر کرد و از خانه هایشان بیرون کشید. همه وحشتزده بودند، دقایقی از این اتفاق نگذشته بود که تیمی از پلیس و امدادگران اورژانس خود را به محل حادثه رساندند و با جسد بی جان مرد جوانی روبه رو شدند. بازپرس ویژه قتل و مأموران پلیس جنایی شرق استان تهران برای بررسی های ویژه در محل
پایان جنایی گم شدن یک مرد
مرد آشنا که مردی را در خشم های آنی شان کشته بود با پای خود نزد پلیس رفت و تسلیم شد.روز 16 بهمن ماه سال جاری وقتی جسد مردی که داخل یک پتو پیچیده شده و داخل کانال آب نزدیکی شهرک صنعتی خاوران رها شده بود پیدا شد، با دستور دادرس دادگاه عمومی خاوران تیمی از اداره 10 پلیس آگاهی تهران دست به تجسس های تخصصی زد. به گزارش ایران، کارآگاهان ابتدا آلبوم مردان گمشده را تحت بررسی قرار دادند و
من قاتل هستم
بازجویی ها انگیزه خود از ارتکاب به قتل را تحویل ندادن اسناد مالکیت خودرو از سوی مقتول عنوان کرد و در شرح روز حادثه گفت: چهار ماه پیش از مقتول یک دستگاه خودروی پرشیا خریده بودم اما اسناد و مدارک خودرو به نام پدر او بود. مقتول انتقال اسناد مالکیت خودرو را به زمان دیگری موکول کرده بود اما این زمان مدام به تعویق می افتاد. من به این موضوع اعتراض کردم و چند بار هم با او تماس گرفتم و به او گفتم که باید اسناد
سند نزدن پرشیا جنایت آفرید
از اهالی مجتمع به مقابل در شرکت آمدند تا علت سر و صدا را جویا شوند که به آنها گفتم با یکی از اعضای شرکت اختلاف مالی پیدا کرده بودم. وی گفت: آن شب تا آخر وقت در شرکت ماندم تا اطمینان پیدا کنم کسی داخل ساختمان حضور ندارد. پس از آن، جسد را داخل یک پتو پیچیدم و کشان کشان به پارکینگ بردم. بعد از آن جسد را داخل صندوق عقب خودروی پرشیا قرار دادم و داخل کانال آب رها کردم. سرهنگ آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی تهران، با اعلام این خبر گفت: تحقیقات تکمیلی از متهم ادامه دارد.
بازخوانی قربانی اسیدپاشی از روز حادثه
نزدیک در جریان روند درمان چشم های او قرار بگیرد. در فرصت کوتاهی که قبل از آمدن وزیر بهداشت فراهم شد، به سراغ سهیلا جورکش رفتم و از او خواستم بار دیگر، روز حادثه را بازخوانی کند. او در مورد شب حادثه، به خبرنگار مهر گفت: به همراه دوستانم داشتم از استخر بر می گشتم. بعد از اینکه آنها را در مسیر پیاده کردم، مشغول رانندگی و گفتگوی تلفنی با مادرم بودم که یک دفعه متوجه مرد
جدیدترین سخنان مجید مجیدی دریاره فیلم محمد (ص) درجمع خادمان حرم مطهرامام رضا(ع)
ماهی است که در الجزایر مشغول کار هستیم. در آنجا من علاقه مند شدم درباره تاریخ اسلام مطالعه کنم و به سرعت مجذوب شخصیت رسول اکرم(ص) شدم.به قدری که هر روز بعد از کار می آمدم و درباره شخصیت ایشان مطالعه می کردم. در پایان کتابی که مطالعه می کردم به ماجرای معراج رسیدم. همین که کتاب تمام شد، وقتی در حال حرکت به سوی اتاقم بودم، پیامی روی کامپیوترم آمد که ایمیل شما بود... شایان ذکر است؛ محمد ممتاز
جزئیات آوار وحشتناک
از ساختمان خارج کردیم. وی افزود: در این حادثه 12 دانش آموز به بیمارستان شهید مدنی منتقل شدند که خوشبختانه بیشتر دانش آموزان به صورت سرپایی مداوا شدند. دکتر رحمتی معاون اورژانس استان البرز که در صحنه حادثه بلافاصله حضور یافته بود نیز گفت: بعد از نخستین تماس با مرکز اورژانس که ساعت 13:06 صورت پذیرفته بود پنج آمبولانس با تجهیزات کامل پزشکی و امدادی به محل حادثه اعزام شد و 12 دانش آموز پسر
دلیل صدور حکم اعدام برای روحانی مشهور/ یک آگهی بازرگانی برای حمله به مهدی هاشمی/چرا محافظان روحانی ...
تحولات در گذر است و خبر هیچ گاه متوقف نخواهد شد. خبرهایی رسمی و گاه غیر رسمی؛ خبرهای که مورد توجه قرار می گیرد و یا ممکن است همه به راحتی از کنار آن بگذرند. رسانه های خبری هر یک به فراخور وابستگی جناحی خود، خبرهایی را برجسته می کنند و در مواردی هم از کنار آن می گذرند. اگر خبر به ما هو خبر موضوعیت داشته باشد، وابستگی جناحی نباید در کم رنگ و پر رن
برای جنگ نرم به سربازان رسانه ای نیاز داریم
آنجا که دامنه علم ادبیات، دامنه وسیعی است و گستردگی زیادی دارد انسان را وادار به تعمق و مطالعه می کند؛ مخصوصا اینکه زبان و ادبیات فارسی با آن غنای عمیق و تأثیرگذارش هم باشد، درهرحال همه اینها مؤثر بود دراینکه من به حوزه شعر و داستان گرایش پیداکنم و مطالعاتی دراین حوزه داشته باشم که اینها پشتوانه خوبی برای اجرا هم هستند برای همین از آن به بعد مشخصا درحوزه اشعار آیینی و مذهبی بیشتر علاقه مند شدم به
شکایت پسرم از احمدی نژاد تبدیل به رنج نامه شد
و قمع می کند، حتی فراش فلان مدرسه در فلان جا را نیز عوض می کند. موقعی هم که راست بر سر کار می آید آن هم همین گونه عمل می کند. ما 35 سال است که با سر کچل می خواهیم اوستا شویم. من این عملکرد را قبول ندارم.ناطق نوری ادامه داد: من سال 60 در عین حال که عضو حزب جمهوری بودم، وزیر کشور بودم و اکنون بعد از 33 سال، ماهی یک دفعه با استانداران زمان خودم جلسه دارم. شما تحقیق کنید که ترکیب استانداران من درسال
زندان، فرجام خوشگذرانی های پسر پولدار با اموال دزدی
کار بودم. پدرم هر ماه مبلغی را به عنوان دستمزد به من می داد اما این مبلغ ناچیز بود و کفاف خرج مرا نمی داد. به پدرم گفتم که دستمزد مرا بیشتر کند اما قبول نکرد. خیلی به او التماس کردم و گفتم که خرجم زیاد است اما فایده ای نداشت تا اینکه در قهوه خانه با حامد دوست شدم. پس از این ما دو نفر با هم نقشه زورگیری را طراحی کردیم و از یک ماه قبل تا الان از 40 شهروند زورگیری و با پول آن خوشگذرانی کردیم. وی در
قتل فروشنده خودرو بر سر انتقال سند
نظرم از موضوعی ناراحت بود. وقتی اعتراض کردم چرا سند را به نام من نمی زند به من حمله کرد، من هم با چاقویی که در داخل شرکت بود چند ضربه به او زدم. همان موقع متوجه شدم با سر و صدای ما تعدادی از اهالی مجتمع پشت در شرکت جمع شدند. در را باز کردم و به آنها گفتم با یکی از اعضای شرکت اختلاف مالی پیدا کرده بودم. متهم ادامه داد:آن شب تا ساعت 21 در شرکت ماندم تا مطمئن شوم کسی داخل ساختمان نیست. بعد از آن جسد را
اینجا تبریز است، 29 بهمن سال 1356
از در مسجد ایستاده و نظاره گر اوضاع شدم و سپس جلوتر رفتم. بادیران ادامه می دهد: در حالیکه مردم شعارهایی علیه رژیم و در حمایت از شهدای قم سر می دادند به یکباره صدای شلیک گلوله وضعیت را متشنج تر کرد و من که در 80 متری صحنه بودم شروع به عکس برداری کردم و مردم خشمگین در این هنگام شعارهایی سر می دادند. وی گفت: شعارهای مردم در ابتدا ' الله اکبر ' و ' مرگ بر فلان کس ' که بعد از مدتی تبدیل به
صدای ایل
موسیقی ردیف دستگاهی ایران، وقتی شور را تمام کرده بودم و به ماهور رسیده بودم، به خودم نهیب زدم و گفتم هی، موسیقی قشقایی ماند. اینجا که چهارقدم چهارقدم آموزشگاه موسیقی هست. تو برو موسیقی قشقایی را دریاب و بنابر این آموزش ردیف های موسیقی را تا کردم و کنار گذاشتم. البته ماهور را در ایتالیا هم کار کرده بودم و بقیه ردیف را هم خودم کار کردم. ردیف استاد محمود کریمی را کار کردم و همین طور سال ها قبل، پیش یکی
منصوریان: امروز همه برای حمایت آمدند
لحظه ای که تیم در حال گرم کردن بود سؤال پی درپی من این بود که چند نفر در ورزشگاه حاضر شدند. وی گفت: سرمربی الجیش روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتی گفته بود که از حضور هواداران ترس دارد و در بازی هم این موضوع دیده شد. واقعاً از همه تشکر می کنم که به موقع به داد تیم رسیدند و یار دوازدهم شدند. روز گذشته مسئولان الجیش از من پرسیدند چرا برای این بازی تبلیغات نشده که من گفتم به اندازه کافی حمایت
آدم ربایی خیالی دختر دروغگو !
اظهارات این مرد، دختر وی به نام ندا به کلانتری دعوت شد و در دایره مشاوره درباره جزییات حادثه گفت: با معلم مدرسه قرار کلاس تقویتی داشتم و از آنجا که دوستانم محل آموزشگاهی که قرار بود کلاس تقویتی در آن برگزار شود را نمی دانستند، سر خیابان آموزشگاه با آنها قرار گذاشتم تا به اتفاق هم به آموزشگاه برویم. او ادامه می دهد: منتظر دوستانم ایستاده بودم که متوجه شدم سرنشینان خودرویی که 3 جوان بودند آن
حکم آزادی پزشک عاشق پیشه صادر شد/ خفه کردن زن جوان به دلیل اعتیاد
زن اعتراف کرد و به ماموران گفت: من به این زن علاقه داشتم. ولی او اعتیاد داشت و رفتارهای مناسبی از خودش نشان نمی داد. روز حادثه وقتی به خانه او رفته بودم سر همین موضوع با او درگیر شدم. من به او گفتم که باید اعتیادش را ترک کند و به خاطر دخترش سعی کند زندگی سالمی داشته باشد. ولی او گفت که نه تنها کارش را ترک نمی کند بلکه می خواهد دخترش راه او را ادامه دهد. وقتی این حرف را از زبان او شنیدم خیلی عصبانی
مجید پتکی از بازی در سریال "گذر از رنج ها" می گوید
. من در استان خودم سال هاست که نگاهم به بازیگری جدی و حرفه ای است. شغلم این است و کار دیگری ندارم. وقتی از بازیگرانی که در تهران ساکن هستند درباره شرایط کار کردن در این روزها می پرسید همه می گویند سخت می گذرد، حالا تصور کنید ما بازیگران شهرستانی با چه مشکلاتی مواجه هستیم. امیدوارم سریال گذر از رنج ها فرصتی فراهم کند برای حضور و دیده شدن بازیگران شهرستانی و واقعا برایشان گذر از رنج ها
انتقادات صریح هاشمی از سیاست خارجی دولت
می کنیم که چاپ شود. در این سال جنگ تمام شده و امام هم رحلت کرده بودند. از روزی که قرار شد نامزد ریاست جمهوری شوم و تا زمانی که انتخاب شدم، خاطرات خوبی دارم. می بینم مسابقه بود که سران کشورها به ایران بیایند. فضای واقعاً مطلوبی شده بود. همه تابوها شکسته و همه راهها باز شده بود. خیلی راحت می توانستیم اعتبار و تکنولوژی بگیریم. مسیر هموار شده بود. البته همان زمان هم نیروهای افراطی بودند که
گزارش مراسم بزرگداشت زنده یاد دکتر حبیبی
ایران شناسی، از جمله مسئولیت هایی بود که او در این سی وچهار سال برعهده گرفت و در همه آن ها موفق بود. دکتر حداد عادل افزود: دکتر حبیبی را قبل از انقلاب ندیده بودم، اما وصف او را از کسانی که در فرانسه او را دیده بودند و می شناختند می شنیدم و دورادور به او علاقه پیدا کرده بودم. بعضی از کتاب ها و ترجمه های او را نیز در همان سال ها فی الجمله دیده بودم، بعد از بازگشت امام به ایران او را از
به سید احمد خمینی گفتم التماس دعا/سرکرده های خلق مسلمان نه ملی بودند نه مذهبی/برخورد رییس جمهور با ...
که من با عصابانیت و بدون اعتنا به سخنان آقای قاضی از پیش ایشان خارج شدم که به خدا قسم اینگونه نبود. یک زن همه سخنرانی من را باطل کرد فردا صبح جلوی ساختمان کاخ جوانان یک نامه ای زدیم که اینجا تعطیل است.بعداً با سفارش آقای قاضی در خیابان 17 شهریور در ساختمان دانش، کمیته ای را ایجاد کردیم.برخی از سرهنگهای ارتش به من گفتند سرلشکر بیدابادی هنوز دستگیر نشده است باید وی را دستگیر