سایر منابع:
سایر خبرها
اعترافات امیرحسین فطانت درباره گروگانگیری ولیعهد و جنجالی ترین پرونده های زمان شاه
و وقتی من فقط چهارساله بودم برای من اشعار و حماسه های مذهبی و باستانی را با آواز می خواند تا فراموش نکند. در بخش دوم کتاب زندان قصر به رویدادهایی مانند (سیاهکل در زندان)، (سیدباقر امامی)، (خلبان پیدا )، (با دکتر زنان)، (پیرمرد لجباز)، (گریه های یک مرد)، (زندان انفرادی- شبی با علی شیطون) و (جنبش چریکی و جرقه های تردید) اشاره شده است. در بخشی از کتاب با اشاره به انعکاس ماجرای
حاج قاسم در خاطره ها و رویاهایم جا می گیرد
همین است. وقتی که در جنوب لبنان اتفاقی می افتد توقع می رود که شمال لبنان و مناطق دیگر نسبت به این نطقه حساس باشند و حرف برای گفتن داشته باشند. یک نوع از مدیریت که هنوز هم همچنان در سینمای ایران متأسفانه وجود دارد که به نظر من یک نوع ویروس است به سینما باعث می شود که هنرمند به آنچه که در کشور خودش رخ می دهد بی اعتنا شود من نسبت به این معترض بودم. شخصاً هم شخص آقای
عامل جنایت باغ کن خود را به پلیس معرفی کرد/ قاتل به دلیل مشکل روانی از سربازی معاف شده بود + عکس
شناسایی خودرو پژو 405 قرمز متعلق به متهم پرونده بنام "مهدی . ف" ( 30 ساله ) شدند که به نظر می رسید با توجه به عرض کم کوچه ، قاتل در لحظه فرار موفق به خارج نمودن خودرو از داخل کوچه منتهی به باغ نشده و به همین علت ، پس از رها کردن خودرو شخصی اش از محل متواری شده است . من قاتل هستم : با توجه به شواهد ودلایل بدست آمده که نشان از ارتکاب جنایت توسط "مهدی . ف" داشت ، کارآگاهان بلافلاصله به
ادعای تازه مرد طلافروش جانش را نجات نداد
رفته و به او شلیک کرده است، پشت تریبون دفاع ایستاد و ادعای تازه ای مطرح کرد. این مرد گفت: از قبل با یکی از دوستانم به نام مهدی اختلاف داشتم. او دوستانش را اجیر کرده بود تا به طلافروشی من دستبرد بزند، اما ناکام ماند. مهدی مدتی بعد با ماشینش مرا زیر گرفت که به شدت مجروح شدم. به خاطر وساطت دوستانم از مهدی شکایت نکردم، اما قرار شد او هزینه های بیمارستانم را بپردازد. او هر بار برای پرداخت
قاسم سلیمانی از جنس شهید چمران است
وجود دارد. * چرا همچنان تمرکز شما بر موضوع جنگ است چرا به سمت مسائل دیگر نرفتید. حاتمی کیا: راستش واقعیت این است که من خیلی درباره خود جنگ به مفهومی که درونش تفنگ باشد تانک باشد وسایل و ادوات جنگ باشد خیلی کم دارم. من در مورد نسل و افرادی که در طول 8 سال شکل گرفتند و برای خودشان هویت پیدا کردند حرف زدم و اینها را تعقیب کردم؛ اینها آمدند داخل شهر و با مردم زندگی
داستان کشاورزی و چوپانی با چاشنی اینستاگرام+ عکس
شگفت انگیز از ابعادِ مختلفِ زندگی در دلِ طبیعت است. ما چقدر فقیریم! حتما شما هم آن قصه کوتاه را شنیده اید که: روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند. آن دو، یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمون چی بود؟ پسر جواب داد: عالی بود پدر. پدر
مرد سوئدی در حین جراحی بیدار شد!
همشهری آنلاین:مانند کابوس به نظر می رسد: مردی در میانه جراحی بیدار می شود، نمی تواند صحبت کند، یا حتی یک عضله اش را تکان دهد. اما این دقیقا وضعیتی بود که یک جوان سوئدی در حین جراحی تجربه کرد. به گزارش ام اس ان بی سی. این سوئدی 22 ساله در میانه جراحی برای جمع شدن ریه، بیدار شد و صدای پزشکانی را شنید که در اطراف او حرکت می کردند و در حال جراحی کردن بر روی او بودند. این مرد
گفت وگو با یک تک تیرانداز زن ایرانی + عکس
پرونده ام به آن دو جوان سپرده شد. آن زمان حدوداً 13 ساله بودم. آنها مرا به اتاق شکنجه بردند و گفتند هرچه ما فریاد زدیم تو هم ناله و فریاد کن! بعد با اشاره به من فهماندند ما به خانه شما می آییم و به تو خواهیم گفت که چه کنی وقتی آمدند، گفتند تنها راه حل خلاصی شما این است که به ایران بروی تا بتوانی فعالیتت را ادامه دهی! اینها می خواهند تو را تبعید کنند. ایرانی ها امام خمینی(س) را دوست دارند. بعد
عقرب سیاه درچنگ قانون
(رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) درباره ماجرای سرقت به عنف طلاها همراه با ضرب و جرح آغاز شده بود 2 روز بعد زن افغانی دیگری پرده از ماجرایی هولناک برداشت این زن در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: حدود ساعت 19 شب به همراه 2 دختر 4 و 6 ساله ام و دختر 8 ساله یکی از بستگانم در منزل بودم که ناگهان جوانی حدود 19-18 ساله چاقویی را زیر گلویم گذاشت و با تهدید به مرگ از من خواست تا طلاهایم را به او بدهم. به شدت
فقر در همین نزدیکی/ سهم تو در سفره خالی همسایه چقدر است؟
. همانطور که داخل ماشین نشسته بودم نگاه می کردم این پیرزن در دل شب چه کار می کند. پیرزن خم می شد و از کنار خیابان کارتن های خالی مغازه ها را جمع می کرد و داخل گونی که روی فرغون گذاشته بود می ریخت. رفتم جلوتر تا علت این کار را بپرسم؛ چیزی نگفت و حاضر نشد پاسخ دهد. از یکی از مغازه دارها که او را می شناخت سؤال کردم. در جوابم گفت: پیرزنی است که از 2 یتیم خواهرش و بستگانش نگهداری
رازگشایی از معمای جسدی در کانال آب
اختلافات خریدار و فروشنده خودرو باعث وقوع جنایت شد. متهم این پرونده بعد از چند روز فرار سرانجام خودش را به پلیس معرفی کرد. به گزارش خبرنگار ما جسد مردی روز پنجشنبه دو هفته پیش در منطقه خاوران کشف و با حضور مأموران در محل و انجام بررسی های اولیه مشخص شد جنازه متعلق به فردی حدودا 35ساله و فاقد هرگونه مدارک شناسایی است و بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به گردن و کمر به قتل رسیده و پس از
دل فراز کمالوند خیلی پر است!
هشت ساله می تواند تصور کند سی و هشت سال بعد کجاست؟ - اگر عمرم به دنیا باشد حتما جایی هستم که به مردم خدمت می کنم. دوست دارم تا لحظه رسیدن اجل اثرگذار باشم. وقتی پشت چهارراه بخاری ماشین را روشن می کنی و بنان گوش می دهی و بچه ای پاپتی در سوز سرما اسپند برایت دود می کند، شیشه را پایین می دهی خداوکیلی؟ - بارها با این صحنه ها مواجه شدم. من معتقدم آدمی که دستش به دهانش می
چه آسان اخلاق را زیر پا می گذارند و دروغ می گویند!
دو روز بعد از اینکه قانع به عنوان سرپرست سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری منصوب شد تعدادی از رسانه ها، یا نداسته و یا با علم ومقصود خاص شروع به تخریب وی کردند. همان دوران طی چند بار تماس تلفنی و حتا مراجعه حضوری به دفترش، علیرغم اینکه می دانستم او فرد صبوری است و اهل پاسخ دادن نیست، خواستم طی جوابیه و یا گفتگویی پاسخ آن رسانه ها را بدهد. اما مطمئن بودم که پاسخش منفی است. می دانستم که پاسخ بی اخلاقی های
نخستین جهانگرد ایرانی کیست؟+عکس
خطرناک مدتی ماندیم. چون آنها با ما دوست شده بودند... در این سفر چند بار تا مرز مرگ رفتید؟ - بسیار... به یاد دارم با اسکیموها سفر می کردیم... در عقب سورتمه نشسته بودم و مرد اسکیمو هم جلوی سورتمه نشسته بود و 9 قلاده سگ هم سورتمه را می کشید، ناگهان طوفان شدیدی در گرفت و بورانی شد که نمی شد مسیر را دید، اما سگ ها چون جهت یابی قوی دارند مسیر را می رفتند، در همان حین دستکشی که دستم بود
خاطرات جالب یک شاهد عینی از سقوط ساواک رشت
کشتار آن ساواکی آنچنان در یادم زنده است که بعد از 36 سال هنوز فریاد ها و تهدید ها، مرگ خواهی ها و انتقام جویی ها، آمیخته با عجز و لابه و ضجه ها در گوشم طنین انداز است. همان لحظه گفتم خدایا سرانجام این انقلاب را به خیر کن. وقتی به منزل رسیدم اذان صبح شده بود، وضو گرفتم و با دلی شکسته و درونی فرو پاشیده نمازی خواندم. خواهرم در آن زمان سیزده ساله بود، بعد از چند سال یک روز به من گفت: یادم می آید یک روز
راز جنازه تکه تکه شده دختر جوان
روز 6 فروردین از طریق مرکز فوریت های پلیسی کشف بسته ای مشکوک در خیابان مولوی روبروی بازار پرده فروشان، به کلانتری 116 مولوی اعلام شد.با حضور مأموران کلانتری در محل، کارگر شهرداری بسته پلاستیکی مشکی رنگی را در کنار خیابان به آن ها نشان داد که توسط نوار چسب، کاملاً بسته بندی و پیچیده شده بود؛ بلافاصله مأموران به بررسی بسته مورد نظر پرداخته و با باز کردن آن با قسمتی از بدنِ مثله شده متعلق به یک زن
از 10 هزار نامه به همسر تا ترور یک رهبر
مدت، یک کار شگفت انگیز انجام داده اند. بیل در طول 40 سال گذشته هر روز یک نامه عاشقانه برای همسرش نوشته است و تا به حال تعداد این نامه ها به 10 هزار عدد رسیده که در نوع خود بسیار جالب است. بیل می گوید در این مدت هیچ چیز مانع از نوشتن نامه میان ما نشده است. آنها اعتقاد دارند این کارشان می تواند باعث انگیزه گرفتن زوج های جوان شده و رابطه ای احساسی و عاشقانه میان آنها ایجاد کند. این زوج خوشبخت همچنین
دنیای پرخاطره کریم باوی؛ از مستطیل سبز تا جبهه های جنگ
این که لباس و کفش ورزشی نداشتم، سر قرار نرفتم. یادم هست که من برای بازی با تیم منتخب تهران نیز حتی لباس و کفش را از کسی قرض گرفته بودم. به هر حال دو روز بعد یکی از دوستانم که با امیر قلعه نویی رفیق بود هر دو به دنبال من آمدند و به من گفتند که چرا برای تمرین به تیم شاهین نیامدی که به آنها گفتم اگر راستش را بخواهید بدانید من لباس و پول کرایه نداشتم که بتوانم بیایم. خلاصه آنها من را سوار
بودای کوچک ، اسطوره فراموش نشدنی ایتالیا
پارما آسیب دید و درحالی که همه از بازگشت او به میدان پیش از جام جهانی 2002 ناامید شده بودند 7 روز بعد به زمین برگشت و بازدن 2 گل همه دوست دارانش را به حضور درجام جهانی امیدوار کرد و با وجود این تراپاتونی او را به تیم ملی ایتالیا دعوت نکرد تا باجوی 35 ساله ناامید شود . در غیاب باجو ایتالیا یک ناکامی دیگر را تجریه کرد . آسیب دیدگی ها در تمام این سالها باجو با وجود درد و آسیب دیدگی زانوی
دومین حادثه امنیتی کاخ سفید در 24 ساعت
در حین ورود یک سلاح خطرناک و مرگبار با خود حمل می کرده است.گنزالس روز جمعه از نرده های کاخ سفید به داخل محوطه کاخ سفید وارد شده بود و تلاش می کرده در حالی که با چاقو مسلح بوده است به سمت اقامتگاه رئیس جمهور آمریکا برود که در محل دستگیر شد، البته اوباما و خانواده اش به مریلند سفر کرده بودند. گردآوری : گروه خبر برگزیده ها www.mtcm.ir/news منبع: farsnews.com مطالب پیشنهادی : راز آرامش گروگان های داعش در لحظه اعدام آمریکا درباره غنی سازی ایران پیشنهادات جدید دارد بذل و بخشش میلیاردی در دولت قبل دستورالعمل عجیب و غریب اجرایی گشت ارشاد و انصار زیباکلام: نمی گذارند روحانی با اوباما دیدارکند ...
بازخوانی قربانی اسیدپاشی از روز حادثه
نزدیک در جریان روند درمان چشم های او قرار بگیرد. در فرصت کوتاهی که قبل از آمدن وزیر بهداشت فراهم شد، به سراغ سهیلا جورکش رفتم و از او خواستم بار دیگر، روز حادثه را بازخوانی کند. او در مورد شب حادثه، به خبرنگار مهر گفت: به همراه دوستانم داشتم از استخر بر می گشتم. بعد از اینکه آنها را در مسیر پیاده کردم، مشغول رانندگی و گفتگوی تلفنی با مادرم بودم که یک دفعه متوجه مرد
سازدهنی اوج عشق و شیفتگی به سینما بود
برای نسلی از بچه های ایران، تصویر امیرو در حالی که برای یک لحظه در اختیار گرفتن سازدهنی دارد التماس می کند تصویری آشنا و یکی از خاطرات ثبت شده در ذهن این نسل است. عصیان امیرو وقتی سازدهنی را به دریا می اندازد و خودش را از تحقیر نجات می دهد، حضور پررنگی در ذهن این نسل دارد. آیا نسل های بعد هم سازدهنی را دیده اند و بعدها به یاد خواهند آورد؟ به گزارش خبرگزاری برنا، اکران سازدهنی (امیر
محمدرضا پهلوی با رجال سیاسی چگونه تعامل می کرد؟
بود پشت تلفن از ترس سکته بکند. برگشتم و به شاهنشاه گزارش عرض کردم. فرمودند گفتی دیگر مزخرف نگوید. عرض کردم بلی. ولی بیچاره خیلی ترسید. شاهنشاه باز پرسید گفتی فردا تصحیح کند ؟ عرض کردم بلی. این روابط تحکم آمیز و حقارت آمیز به نحوی بوده است که علم در خاطرات فردای آن روز یعنی یکشنبه 1/4/54 نیز می نویسد حتی آموزگار در جلسه فردای آن روز در تاتر رودکی که شاه و علم و برخی دیگر از رجال رژیم
زندان، فرجام خوشگذرانی های پسر پولدار با اموال دزدی
به گزارش خبرنگار ما، چندی قبل پسر جوانی به اداره پلیس رفت و از دو پسر زورگیر شکایت کرد. شاکی گفت: من دانشجو هستم و لحظاتی قبل در پارک باغ فردوس منتظر یکی از همکلاسی هایم بودم که دو پسر موتور سوار وارد پارک شدند. همان لحظه تلفن همراهم زنگ خورد و گوشی را از داخل جیبم بیرون آوردم تا به تماس پاسخ دهم که موتورسیکلتی کنارم توقف کرد و ترک نشین آن قمه بزرگی زیر گلویم گذاشت و خواست تلفن همراهم را به او
قتل فروشنده خودرو بر سر انتقال سند
از گذشت دو روز از این ماجرا کارآگاهان خودرو مقتول را در بلوار معلم منطقه یافت آباد کشف کردند. خودرو توسط تیم بررسی صحنه جرم مورد بازبینی قرار گرفت اما هیچگونه آثاری ناشی از وقوع درگیری در داخل خودرو پیدا نشد. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان دریافتند مقتول حدود چهار ماه پیش یک خودروی پرشیا را به مردی به نام محمد فروخته اما هنوز اسناد مالکیت خودرو به نام خودش است. بدین ترتیب
حیدری: نگران بازی کردن خودم و نظر مردم بودم/ برای این فیلم 19 کیلو وزن کم کردم
به گزارش خبرنگار ورزشی شبکه اطلاع رسانی راه دانا . علیرضا حیدری آدم خاصی است. کارهایی هم که انجام می دهد گاهی خیلی غیرقابل پیش بینی است، درست مثل اصرار زیادش برای کشتی گرفتن و حضور در تیم ملی، بعد از اینهمه اصرار، درحالیکه رقیبی هم برای رسیدن به دوبنده تیم ملی ندارد و شاید تا سال ها هم بتواند مرد شماره یک 96 کیلوی ایران باشد، اما به یکباره در جام تختی می آید و در اقدامی غیرمنتظره که شاید فقط خودش
روستای درو در بخش شاهرود با آیین های قدیمی قدمتی 5 هزار ساله دارد
سختی ها د رکنار همسران خود بوده اند و در کار فرزند داری کمک حال مرد خانواده در کشاورزی ،برداشت محصول و امور زندگی بوده اند که یکی از رسومات قدیمی این روستا است و هنوز هم این رسم باقی است که امسال در آیین پشم چینی در روستای درو این مورد صدق می کرد و زنان همواره مردم در این ایین شرکت کردند که در پشم چینی گوسفندان مردان روستا را یاری کردند. شغل اهالی ساکن این روستا دامپروری - کشاورزی و
قتل دختر دانشجو به دست پدرش
پا درآمده است. پدر مینا در همان بازجویی های اولیه به ارتکاب قتل اقرار کرد و گفت دخترش را به دلیل مسایل اخلاقی کشته است. این مرد گفت: دخترم در خانه ای اجاره ای به صورت مجردی زندگی می کرد و من از مدتی قبل به رفتارهای مینا و شوهر دختر دیگرم مشکوک شده بودم و فکر می کردم آن دو با هم رابطه دارند. چند باری به مینا تذکر دادم اما او با انکار واقعیت به رفتارهای ناشایستش همچنان ادامه می داد تا اینکه دیگر
هستی در آغوش پدر +عکس
بیایم مرا با خبر کردند. چند وقت بود که بابا امید را ندیده بودی؟ دو ماه قبل از سفر با مامان فاطمه به اصفهان رفته بودیم و بعد از آن هم در اندونزی بودم که فکر کنم 9 ماه بود بابام را ندیده بودم. وقتی فهمیدی می خواهی با مادرت به سفر بروی چه حسی داشتی؟ خوشحال بودم که می خواهم به خارج بروم. روز غرق شدن را به یاد داری؟ بله، ناخدای کشتی خودش کشتی را سوراخ کرد و به آب پرید و بعد از آن یک قایق به سراغش آمد و
خواستگار قبلی،عروس را دزدید!
شبکه خبری تابناک:اوایل هفته زن جوانی با مراجعه به شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ملارد از مردی به اتهام آدم ربایی و سرقت شکایت کرد. شاکی در تشریح ماجرا گفت: چندی پیش مردی جوان که به وی علاقه مند شده بودم، به خواستگاری ام آمد اما پاسخ خانواده ام منفی بود. از والدینم خواستم درباره وضعیت زندگی و کاری مرد مورد علاقه ام تحقیق کنند که آنها بعد از یک هفته تحقیق گفتند مرد جوان