سایر خبرها
کتاب سفارشهای اخلاقی آیت الله صالحی مازندرانی(ره) به چاپ رسید
، دنیاطلبی، حرص، غضب، زبان، ریشه های هلاکت، واعظ بی عمل، خودخواهی، ریاست طلبی، وحدت کلمه، انسجام امت اسلامی، رفتار شیعه، مقام حضرت زهرا(س)، حضرت زینب(س) و حضرت معصومه(س)، مظلومیت ائمه معصومین(ع)، عصر ظهور و امام عصر(عج). آیت الله صالحی مازندرانی(ره)، از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و از علمای مبارز نهضت امام خمینی(ره) بود که رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت درگذشت شان، ایشان را از ذخایر
444 اصطلاح عربی مورد نیاز پیاده روی زائران در عراق
الله فارسی: زنده باشی 388) العربیة: تسلم فارسی: سالم باشی 389) العربیة: صبّحکم الله بالخیر فارسی: صبح خوبی داشته باشی 390) العربیة: نحن فی منتهی السعادة فارسی: ما واقعاً خوشبختیم 391) العربیة: سنزورکم بعد قلیلٍ إن شاءالله فارسی: اگر خدا بخواهد دوباره همدیگر را خواهیم دید 392) العربیة: صافحنی
همدلی و هم زبانی در کلام امام علی(ع)
برخورد نموده و دست متجاوز به بیت المال را قطع خواهم کرد تا مبادا کسی از فرصت مسئولیت در جامعه و نظام اسلامی در جهت ثروت اندوزی و تولید مال و قدرت بهره برداری کند . نسخه تحقق همدلی و همزبانی از نگاه امام علی(ع) یکی دیگر از مشخصه های حکومت علوی، این است که می فرماید: حکومت و دولت باید با مردم همدردی داشته باشد و تعبیر حضرت آن است که دولتمردان و کارگزاران باید با مردم اهل مواسات باشند که
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم . کی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد . در ایام اقامت امام حسین(ع) در مکّه (دهم ماه رمضان سال 60 ق) آغاز شد.(1) و از جهت فراوانی به مقداری رسید که به حق می توان از آن به نهضت نامه نگاری یاد کرد. ظرف این چند روز، این حرکت به مرحله ای رسید که در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) می رسید؛ به گونه ای که تعداد نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.(2). با مطالعه و بررسی اجمالی اسامی و امضاهایی که در ذیل برخی از نامه های به جا مانده به دست رسیده و با توجه به قرائن، می توان به این نتیجه رسید که نامه نگاران از یک طیف خاص نبوده و گروه های مختلف با گرایش های بسیار متفاوت را در بر می گرفته است؛ به گونه ای که در میان آنها نام شیعیان خاصّی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه خزاری، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار کرد • عزره بن قیس (فرمانده سپاه اسب سوار در لشکر عمر بن سعد.(7) • عمرو بن حجاج زبیدی (مأمور شریعه فرات همراه با پانصد سوار به منظور جلوگیری از دسترسی امام(ع) به آب (8) در فهرست آنها دیده می شد که اتفاقاً شورانگیزترین نامه ها را نیز اینان نگاشتند و به امام(ع) گزارش لشکری آماده (جند مجنّد) را دادند!(9) اما به نظر می رسد اکثریت نامه ن گاران را – که در تاریخ نامی از آنها برده نشده است – توده مردمی تشکیل می دادند که عمدتاً به دنبال منافع مادی خود بودند و به آن سمتی می رفتند که احساس می کردند باد به آن طرف می وزد. . اینان گرچه در بحران ها، توان رهبری بحران را ندارند؛ امّا موجی عظیم اند که موج سوار ماهر، می تواند با تدبیرهای خود، به خوبی از آنان بهره گرفته و با سواری گرفتن از آنها، به مقصد خود برسد . به احتمال فراوان اکثریت هجده هزار بیعت کننده با مسلم را نیز اینان تشکیل می دادند که به مجرّدی که دنیا و منافع خویش را در خطر دیدند (با سیاست عمر ابن زیاد) خود را از سپاه مسلم کنار کشیده و او را یکه و تنها در کوچه های کوفه رها کردند همین ها هستند که در سخن مجمع بن عبداللَّه عائذی خطاب به امام(ع) چنین معرفی شده اند: ... و اما سائر الناس بعد فان افئدتهم تهوی الیک و سیوفهم غداً مشهوره علیک ... ؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 306٫ توده مردم دل های شان به سوی تو متمایل است و اما فردا شمشیرهای شان علیه تو سر از نیام بر خواهد آورد . عده ای از همین ها نیز در صحنه کربلا در گوشه ای ایستاده و نظاره گر قتل امام حسین(ع) بودند و اشک می ریختند و دعا می کردند و می گفتند: خدایا حسین(ع) را یاری کن .(10) پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ تفصیلی به دو سؤال دیگر است. 1٫ علل نامه نگاری کوفیان و دعوت گسترده آنها از امام حسین(ع) چه بود؟ 2٫ عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1٫ شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل مشروع خود، به این نامه نگاری اقدام کردند. البته این گروه بسیار در اقلیّت بودند. 2٫عده فراوانی از مردم کوفه – به ویژه افراد میان سال و کهن سال که حکومت عدل علوی در کوفه را به یاد داشتند و از سوی دیگر ظلم و جور امویان را نیز در این دوران بیست ساله دیده بودند – درصدد رهایی از این ظلم، رو به فرزند امام علی(ع) آوردند تا شاید آنان را از یوغ حکومت بنی امیه رهایی بخشد. 3٫ عده ای برای احیای مرکزیت کوفه – که همیشه بر سر آن با شام در رقابت بود و در این دوران بیست ساله آن را از دست داده بودند – به دنبال رهبری کارآمد بودند که بتواند این مهم را به انجام برساند. از نظر اینان در این زمان مناسب ترین فرد دارای نفوذ و شخصیت – که از سویی قدرت رهبری جامعه کوفیان را داشته و از سوی دیگر حکومت امویان را مشروع نداند – امام حسین(ع) بود؛ از این رو از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند. 4٫ . بزرگان قبایل همانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر و.. – که عمدتاً به فکر حفظ قدرت و ریاست خود بوده و از سوی دیگر میانه ای با خاندان علوی نداشتند – وقتی اقبال گسترده مردم به امام حسین(ع) را دیدند، چنین تصوّر کردند که در آینده ای نه چندان نزدیک، حکومت امام(ع) در کوفه به ثمر خواهد نشست و برای آنکه از قافله عقب نمانده و در دوران حکومت آن حضرت همچنان از نفوذ و ریاست خود برخوردار باشند، به سیل خروشان نامه نگاران پیوستند. 5٫ توده مردم نان به نرخ روز خور نیز با مشاهده شور و هیجان گسترده متنفذان، انگیزه لازم را برای نامه نگاری پیدا کرده و هر چه بیشتر تنور این جریان را مشتعل ساختند! ابزارهای عبیدالله برای سرکوب نهضت مردم کوفه با ورود ابن زیاد به کوفه، اشراف قبایل و نیز طرفداران اموی، نفسی به راحتی کشیده و به سرعت دور او را گرفتند و او را در جریان ریز مسائل کوفه گذاشتند. عبیداللَّه در همان آغاز ورود خود از محبوبیت امام(ع) نزد کوفیان و گستردگی قیام به خوبی مطلع شد؛ زیرا او با عمامه ای سیاه و صورتی پوشیده وارد شد! مردم منتظر امام(ع) به خیال آنکه او امام حسین(ع) است، استقبال بسیار گسترده و پر شوری از او به عمل آوردند!(11). از این رو به خوبی عمق خطر را احساس کرده و با تکیه بر تجربیات سیاسی – اداری خود در بصره و نیز با کمک طرفداران خود، سیاست های عاجلانه و مؤثری را برای سرکوب نهضت در پیش گرفت که عمدتاً می توان آن را در بخش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد. 1٫ سیاست های روانی ابن زیاد این سیاست را که عمدتاً حول محور تهدید و تشویق می چرخید، از همان آغاز ورود خود به کوفه در پیش گرفت. او در اولین سخنرانی اش در مسجد جامع کوفه، خود را برای فرمانبرداران همانند پدری مهربان معرفی کرد و نسبت به نافرمانان، شمشیر و تازیانه اش را به رخ کشید.(12): فانأ لمحسنکم و مطیعکم کالوالد البرّ و سوطی و سیفی علی من ترک امری و خالف عهدی ... . به رخ کشیدن سپاه شام و خبر از حرکت این سپاه از شام به کوفه، برای سرکوبی عاصیان نیز یکی دیگر از حربه هایی بود که از سوی او به کار گرفته شد و در خاموش کردن شورش کوفیان – به ویژه پس از آنکه به همراه مسلم قصر دارالاماره را محاصره کرده بودند – بسیار مؤثر افتاد.(13). کوفیان پس از صلح امام حسن(ع) – که آخرین رویارویی آنها با سپاه شام بود – ابهّت فراوانی از آن سپاه یکپارچه در ذهن خود ترسیم کرده و به هیچ وجه در خود توان مقابله با آن را نمی دیدند! همین تبلیغات بود که به میان جامعه پرده پوش زنان نیز سرایت کرد؛ به گونه ای که آنها به سوی خویشان خود (همچون برادر یا شوهر که در سپاه مسلم بودند) آمده و او را از سپاه جدا می کردند.(14). بالاخره همین تبلیغات بود که مسلم را – که در میانه روز با چهارهزار نفر قصر را محاصره کرد و عبیداللَّه را در آستانه سقوط قرار داده بود – در اوایل شب یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان کرد.(15) 2٫ سیاست های اجتماعی از آنجا که انسجام و نظام قبیلگی هنوز پایداری خود را داشت، اشراف و رؤسای قبایل، مهم ترین نیروی تأثیرگذار اجتماعی در رخدادهای سیاسی بودند، و همان طور که گفته شد، تعداد زیادی از آنها (همچون شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج و حجار بن ابجر) در نهضت نامه نگاری شرکت فعال داشتند و طبعاً به دنبال ورود مسلم به کوفه به او پیوستند. اما اینان که بیشتر به دنبال حفظ موقعیت و مقام خود بودند، با ورود عبیداللَّه به کوفه و مواجه شدن با تهدیدهای او؛ دست کشیدن از مسلم و پیوستن به سپاه عبیداللَّه را مناسب با دنیای خود دیدند و به سرعت از نهضت روی گردان شدند؛ زیرا عبیداللَّه به خوبی می دانست که چگونه آنها را به دور خود جمع کند. او با در پیش گرفتن سیاست تهدید و نیز تطمیع با رشوه های کلان، توانست نیروی اشراف و رؤسای قبایل را به سمت خود کشاند؛ چنان که مجتمع بن عبداللَّه عائذی – که به خوبی اوضاع کوفه را می شناخت و به تازگی از کوفه بیرون آمده و به سپاه امام(ع) پیوسته بود – درباره وضعیت آنان، این چنین به امام(ع) گزارش می دهد: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلفی به نصیحتهم فهم الب واحد علیک ... ؛ (16). به اشراف کوفه رشوه های کلان پرداخت شده و جوال های آنها را پر کرده اند، دوستی آنان تصاحب شده و خیرخواهی شان را برای خود برداشته اند و آنها یکپارچه علیه تو گشته اند ... . دوّمین نیروی اجتماعی تأثیرگذار که عبیداللَّه از آنها نیز به خوبی بهره برد، نیروی عُرَفا بود. عرفا (جمع عریف) و در اصطلاح به کسی گفته می شد که: مسؤولیت تعداد افرادی را بر عهده داشت که مقدار عطای آنها یعنی دریافت سالیانه شان، صدهزار درهم بود . طبعاً از آنجا که مقدار دریافتی افراد متفاوت بود، تعداد افراد زیر نظر این مقام از بیست نفر تا بیش از صد نفر مختلف می شد. (17).در دوره شهرنشین شدن قبایل در کوفه، این منصب به صورت مقامی حکومتی درآمده و همچنان که آنها در مقابل والی و امیر کوفه پاسخگو بودند،(18). عزل و نصب آنان نیز توسّط والی – و نه رئیس قبیله – انجام می گرفت. این منصب رابطی بین حکومت و مردم بود و از آنجا که تعداد افراد زیر نظر این مقام بسیار محدودتر از افراد زیر نظر رئیس قبیله بود، راحت تر می توانستند آنها را کنترل کنند. وظیفه اصلی عریف آن بود که دفترهایی تهیه کرده و در آن اسامی افراد زیر نظر خود همراه با زنان و فرزندان شان را ثبت کنند؛ چنان که اسامی تازه متولدین نیز به سرعت در این دفتر ثبت و اسامی افراد از دنیا رفته محو می شد. بدین ترتیب آنان شناخت کامل از محدوده مسؤولیت خود به دست می آوردند. اما در شرایط بحرانی، نقش عرفا دو چندان می شد؛ زیرا برقراری نظم در محدوده مسؤولیت شان – که به آن عرافت می گفتند – به عهده آنها می آمد و طبعاً در مواقعی که حکومت درخواست می کرد، افراد شورشی را به سرعت به حکومت معرفی می کردند. عبداللَّه بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبه امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریه و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم لنا فبرئ و من لم یکتب لنا احداً فیضمن لنا ما فی عرافته الاّ یخالفنا منهم مخالف و لا یبغی علینا منهم باغ فمن لم یفعل برئت منه الذمّه و حلال لنا ماله و سفک دمه و ایّما عریف و جدنی عرافته من بغیه امیرالمؤمنین احد لم یرفعه الینا صلب علی باب داره و القیت تلک العرافه من العطاء ؛ (19). شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را که در عرافت شما هستند، برای من بنویسید. همچنین هر کس را از حروریه (خوارج) و مشکوکین که نظر بر اختلاف پراکنی دارند، باید به من گزارش دهید. کسی که به این دستور عمل کند با او کاری نداریم؛ اما هر کس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغی در عرافت او با ما مخالفت کند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفی که در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) کسی یافت شود، آن عریف بر در خانه اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم کرد . چنین به نظر می رسد که اتخاذ همین سیاست و استفاده از این ابزار مهم اجتماعی، یکی از مهم ترین علل سرکوب و خاموش شدن نهضت مسلم در کوفه بود؛ زیرا عرفا تهدیدهای ابن زیاد را جدّی تلقی کرده و به سرعت در صدد انجام خواسته های او برآمده و به شدّت عرافت خود را کنترل می کردند. 3٫ سیاست های اقتصادی : در آن زمان مهم ترین منبع مالی مردم دریافت عطا و جیره از سوی حکومت بود که در آغاز فتوحات، این دریافت در مقابل تعهّد شرکت آنها در جنگ علیه ایرانیان، انجام می گرفت. پس از شهرنشین شدن آنان و پایان یافتن فتوحات، همچنان طبق روال سابق به آنها پرداخت می شد؛ از این رو مردم عرب کمتر سراغ کارهایی مانند کشاورزی، صنعتگری و بازرگانی می رفتند و انجام این کارها عمدتاً به عهده موالی (غیرعرب های پیمان بسته با عرب ها) بود. کار به جایی رسیده بود که اصولاً عرب ها در آن زمان، اشتغال به حرفه و صنعت را شایسته مقام و شأن و موقعیت خود نمی دانستند.(20) عطا ، مقدار پرداخت نقدی بود که از سوی حکومت کوفه، یک جا یا طیّ چند قسط به مردم پرداخت می شد. و جیره کمک های جنسی (مانند خرما، گندم، جو و روغن) بود که ماهیانه در اختیار آنان قرار می گرفت. ناگفته پیداست که این نظام اقتصادی، عمده مردم عرب را شدیداً به حکومت وابسته می کرد و حکومت های مستبدّ نیز از این نقطه ضعف به خوبی آگاه بوده و به عنوان ابزاری مهم از آن بهره می گرفتند. عبیداللَّه بن زیاد در هنگام تهدید عرفا ، تکیه بر این ابزار کرد و یافت شدن وجود مخالف در عرافتی را دارای پیامدی سنگین همچون قطع عطای کلّ افراد آن عرافت داشت. طبعاً علاوه بر شخص عریف، افراد دنیاطلب دیگر نیز در صدد خاموش کردن مخالفت ها بر می آمدند. همچنین هنگامی که مسلم و طرفدارانش قصر عبیداللَّه را محاصره کردند، یکی از موفق ترین شگردهای او در پراکنده کردن اطرافیان مسلم، تشویق مردم به افزون کردن عطا در صورت پراکنده شدن و تهدید به قطع آن در صورت ادامه شورش بود.(21) ابن زیاد با استفاده از همین ابزار اقتصادی و با وعده افزایش عطا، توانست لشکر عظیمی از مردم کوفه را – که تا سی هزار شمرده اند -(22). علیه امام حسین(ع) وارد جنگ کند؛ لشکری که تعداد زیادی از آنها دل هایشان با امام(ع) بود.(23). امام حسین(ع) نیز تأثیر این ابزار را به خوبی درک کرده بود؛ به گونه ای که در سخنرانی خود در روز عاشورا آن را به عنوان یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود برشمرد: کلکم عاص لامری مستمع لقولی، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع علی قلوبکم ؛ (24). همه شما علیه من عصیان می ورزید و سخنان مرا گوش نمی دهید؛ عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل هایتان گشته است . ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 92 2) بحارالانوار، ج 44، ص 344 3) وقعه الطف، ص 90 و 91٫ 4) تاریخ طبری، ج 6، ص 22٫ 5) همان، ج 5، ص 425 6) همان 7) همان، ص 412 8) وقعه الطف، ص 93 – 95 9) همان، ص 95٫ 10) عبدالرزاق مقرّم، مقتل الحسین(ع)، ص 189٫ 11) وقعه الطف، ص 109 12) وقعه الطف، ص 110 13) همان، ص 125 14) همان، ص 125 15) همان، ص 126٫ 16) همان، ص 126٫ 17) تاریخ طبری، ج 3، ص 152 18) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 49 19) وقعه الطف، ص 11؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 267 20) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 219٫ 21) وقعه الطف، ص 125؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 277٫ 22) بحارالانوار، ج 45، ص 4 23) حیاه الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453 24) بحارالانوار، ج 45، ص 8 منبع: فرهنگ ...
لطفاً به هیأت های عزاداری خیانت نکنید
عنصر محبت یک اصل اساسی و عمیق در جریان تشیع است. عنصری که بسیار در ترویج و تحکیم این مکتب اثرگذار بوده است. بدیهی است که این نوع عاطفه متکی به منطق و حقیقت است و نه عاطفه پوچ، سطحی و زودگذر. در مورد میزان اهمیت و توجه به این عنصر اشاره پیامبر به پاداش اش در برابر رسالت بسیار می تواند اهمیت این ماجرا را نشان می دهد.(1) با توجه به این امر بدیهی است که برگزاری جلسات هیئت ها، مدح و مرثیه برای اهل بیت یکی از نمونه های ابراز این نوع از محبت است. در مقابل این جریان، خدشه دار کردن این محبت به هر شکل و به هر صورتی، خیانت به جریان عظیم محبت اهل بیت(ع) است. توجه اهل بیت به محبت و کسانی که مدح اهل بیت را می گفته اند دلیلی بر تائید این ذوات مقدس در مورد محبت و نقش آن بوده است. در دوران ائمه اطهار(ع) شاگردان آگاه و فقهای بزرگی در خدمت امام صادق(ع)، امام باقر(ع) و ائمه دیگر شرف حضور داشتند و معارف، احکام، شرایع، اخلاقیات را نقل می کردند؛ اما در کنار همه این ها، وقتی انسان با دقت به تاریخ می نگرد، در می یابد که امثال زراره و محمدبن مسلم و بزرگانی از این قبیل در دستگاه ائمه(ع) حضور دارند؛ اما امام رضا(ع) دعبل را می نوازد، امام صادق(ع) سید حمیری را مورد توجه و محبت قرار می دهد. ایام محرم و آسیب جدی برگزاری مراسم عزاداری در ایام شهادت اهل بیت علیهم السلام یکی دیگر از نمونه های نشان دادن عشق و عاطفه به ایشان است. در ایام محرم یکی از زمان هایی است که برگزاری مراسم ها حال و هوای دیگری می گیرد. بدیهی است که شور و شدت هیجان موجود در فضای جامعه عده ای را برای جذب بیشتر مخاطب تحریک کند. نگاه به سبک عزاداری های مردم در هر دوره ای یکی از اصول مهم است. متأسفانه استفاده از ابزار عزاداری برای تخریب وجهه شیعیان یکی از موارد دم دست و نفوذپذیر است. هرسال با شروع ایام عزاداری حضرت امام حسین(ع)، بازار برگزاری مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) نظم و انسجام خاصی پیدا می کند. حال و هوایی که فضاسازی های شهری اعم از سیاه پوش شدن کوچه و خیابان ها پیدا می کنند این حال و هوا را تقویت و غنی تر هم می کند. در این ایام برگزاری جلسات عزاداری همراه با سخنرانی و مداحی ازجمله برنامه های غیرقابل حذف از این مجموعه برنامه هاست که روایت مصائب، مشکلات و روایت ماجرای شهادت حضرت اباعبدالله(ع) ویارانش قسمت اصلی ماجرا محسوب می شود. دراین بین بعضی اوقات مشاهده می شود که سخنران یا مداح مجلس اقدام به خواندن روایت ها و نقل قول های نامعتبر و حتی غیر مستند کنند. در طول تاریخ و درگذر زمان، آسیب ها، تحریف ها و آفت هایی متوجه این فرهنگ بوده است که آن را از طراوت و تازگی و پاسخ گویی کامل و مداوم به نیازهای زمان بازداشته است. این مسئله ناشی از عوامل مختلفی بوده است که مهم ترین آن فلسفه بافی های انحرافی نسبت به قیام عاشورا بوده است. شهید مطهری یکی از کسانی بوده که در برابر این تحریف ها به خصوص در مورد شهادت حضرت اباعبدالله(ع) نوشته ها و سخنرانی های روشنگرانه ای دارند و ایشان به طور صریح در برابر این نوع از انحراف ها موضع می گرفت. حتی برخی از کتاب ها را مقدمه ساز انحراف و کج روی معرفی می کرده است. استاد در مورد تحریف لفظی عاشورا، نمونه های زیادی ارائه داده اند، برای مثال در کتاب حماسه حسینی می نویسند: در همین تهران در منزل یکی از علمای بزرگ چیزی را درباره حادثه کربلا شنیدم که در عمرم نشنیده بودم. روضه خوان گفت: بعدازاین که حضرت لیلا رفت داخل خیمه و موهایش را پریشان کرد، نذر کرد که اگر خدا؛ علی اکبر را سالم به او برگرداند... از کربلا تا مدینه را ریحان بکارد! [روضه خوان] این را گفت و زد زیر آواز: (نذر علی لئن عادوا و ان رجعوا لازرعن طریق الطفت ریحانا) گشتم دیدم این طفتی که در این شعر آمده، کربلا نیست، بلکه این طفت, سرزمین مربوط به داستان لیلی و مجنون معروف است. این داستان را خود این شخص جعل کرده است. بدیهی است که این نمونه ها آسیب پذیر مجالس اهل بیت را بالاتر می برند. اما می شود که بخشی از این آسیب ها را توسط مداحان از بین برد. معلمی مداحان مداحان اهل بیت دارای جایگاه ویژه ای هستند. در این زمینه حضرت آیت الله خامنه ای، می فرمایند: با این چشم به حرفه مداحی نگاه کنید. وقتی آنجا می ایستید برای خواندن، احساس کنید که به عنوان یک مبلّغ دین، به عنوان یک پیام آور حقائق دینی، در اثرگذارترین شکل، آنجا ایستاده اید. اگر این احساس وجود داشت، آن وقت انتخاب شعر محدودیت پیدا می کند، کیفیت ادا محدودیت پیدا می کند، انسان هایی که می خواهند این مسئولیت را انجام دهند، محدودیت پیدا می کنند؛ چاره ای هم نیست. این کار را خود شما باید انجام دهید؛ کار خود مداح است. امروز اگر چنانچه بپرسند: آقا حرفه مداحی به چی احتیاج دارد؟ یکی می خواهد مداح شود، از امروز شروع کند، چه چیزی نیاز دارد؟ دو یا سه چیز را می شمارید؛ می گویید باید صدایش خوب باشد، حافظه خوبی داشته باشد، بتواند شعر یاد بگیرد؛ البته روح هم داشته باشد. انسانی با داشتن حافظه خوب و صدای خوش، می تواند مداح شود، به نظر ما این کافی نیست. شما به مداح به چشم یک معلم نگاه کنید که می خواهد چیزی را به مستمع خود تعلیم بدهد. همه شماها این صلاحیت رادارید. هیچ کس را از این دایره نباید بیرون کرد. هر که شوق این کار را دارد، بسم الله، خیلی خوب است؛ اما صلاحیتش را در خودش به وجود بیاورد. شعری که می خوانید، شعر معرفت و آموزنده باشد. فرض بفرمایید فاطمۀ زهرا(س) را که می خواهید معرفی کنید، آن چنان معرفی کنید که یک انسان مسلمان، یک زن مسلمان، یک جوان مسلمان از آن زندگی درس بگیرد؛ در دل خود نسبت به آن مجسمه قداست ، طهارت ،حکمت، معنویت و جهاد، احساس خشوع، خضوع و وابستگی کند. این، طبیعت انسان است. ما انسان ها تابع و متمایل به کمالیم. اگر بتوانیم کمال را در خودمان ایجاد کنیم، می کنیم؛ اگرنه، آن کسی که صاحب کمال است، به طور طبیعی انسان به او گرایش دارد. این کمال را در فاطمۀ زهرا(س)، در امیرالمؤمنین(ع)، در ائمه ی اطهار(ع) برای شنونده تشریح کنیم و شنونده ما در قالب شعر، در قالب کلام موزون، و به خصوص در قالب صدای خوش و آهنگ درست و خوب، این معرفت را مثل آب زلالی که می نوشد، بنوشد و به همه اجزای بدن او برسد. این کار از خیلی گویندگان، هنرمندان و معلمان برنمی آید اما از شما برمی آید، اگر این کار را انجام دهید . داشتن الگو – بایدها و نبایدها یکی از شرایط مرثیه خوانی پایندی به اصل واقعه است و برای گریاندن مستمعین نباید از هر سخن بی اساسی استفاده کرد. بلکه سوزندان قلب محبان اهل بیت(ع) به وسیله هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه توسط مداحان باید تأمین شود. باید گفت اشک گرفتن از مردم که هدف نیست؛ هدف، آمیختن این دلِ اشک آلود که اشک را به چشم می رساند و چشم را اشک بار می کند به معارف زلال است؛ البته با هنرنمائی. در همین زمینه رهبر انقلاب نقل می کنند: ما در مشهد یک منبریِ معروفی داشتیم، خدا او را رحمت کند، مال پنجاه سال قبل است؛ مرحوم رکن الواعظین. او منبر می رفت و مردم پای منبر روضه خوانی او مثل ابر بهار گریه می کردند؛ درحالی که خودش هم بارها می گفت من اسم نیزه و خنجر نمی آورم. واقعاً هم نمی آورد؛ بنده ده ها منبر از او دیده بودم. حادثه را آن چنان هنرمندانه تصویر می کرد که مجلس را منقلب می ساخت؛ بدون اینکه بگوید کشتند ، بدون اینکه بگوید تیر زدند ، بدون اینکه بگوید شمشیر چنین زدند یا خنجر چنین زدند ؛ این ها را نمی گفت. می توان با شیوه های هنرمندانه، روضه خوانی خوب کرد و گریاند. البته این را هم به شما عرض کنم؛ اینکه آقایان مداح ها، و سابق ها روضه خوان ها که ما حالا کمتر توفیق پیدا می کنیم ببینیم، اما در مواردی از افاضات مداح ها مستفیض می شویم، اصرار می کنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی می خواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه صدا، صدای این جمعیت نیست ؛ یا وقتی مردم می خواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه صلوات، صلوات این جمعیت نیست . شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دل های مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است. جلوگیری از تفرقه یکی از موارد دیگری که به نظر می رسد مداحان و مرثیه سرایان اهل بیت علیهم السلام می توانند آن را کنترل کند و به نوعی آن را مدیریت کنند مسئله تفرقه و از بین بردن فتنه است. مداحان می توانند از گسترش و ایجاد فضاهای عوامانه ای در برخی محافل مذهبی جلوگیری کنند. فضایی که موجب بدبینی و تفرقه افکنی میان شیعیان و اهل سنت می شود. تفرقه ای که زمینه ساز سوءاستفاده وهابیت و صهیونیسم می شود. یکی از آسیب های جدی در روابط شیعه و سنی که استعمار و استکبار از آن سود می برد، تحریک علما و عوام اهل سنت به وسیله برخی سخنان مجالس و اقدامات نسنجیده و غیر مرتبط با سیره اهل بیت(ع) توسط برخی افراد نادان است که علیرغم نهی و هشدار علما و بزرگان به مسیر نادرست خود ادامه می دهند. اهانت های علنی و زشت و تأسف بار به برخی صحابه و خلفا و لعن برخی همسران پیامبر نه تنها با سیره ائمه هدی و علمای بزرگ تناسبی ندارد، بلکه زمینه را برای سوءاستفاده وهابیت و تندروهای القاعده برای آتش افروزی و خشونت فراهم می سازد. اگرچه بانیان جدید جریانات برائتی که با پرچم تبری به میدان آمده اند، دارای ارتباطات واضح و عمیق با قدرت های استعماری به ویژه استعمار هستند، اما متأسفانه به علت عدم آگاهی برخی جوانان و مداحان، آن ها عملاً در میدان دشمن بازی کرده و هیزم آتش جنگ مذهبی را فراهم می آورند که فاتح نهایی آن اسراییل در منطقه است. بسیاری از گروهک های تندروی تکفیری که هم اکنون در عراق و سوریه و پاکستان و افغانستان مشغول فعالیت هستند، به منظور یارگیری و تحریک احساسات مردم، از نوارها، فیلم ها و سخنان مطرح شده در این مجالس استفاده می کنند و جواز قتل شیعیان را صادر می کنند. ................................ (1) قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی (سوره شوری-23) ...
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه سقز: شهدا، راهنمایان حاضر هستند
کردن مردم از آن، مخدوش و خشن جلوه دهد. او با تشریح توطئه های حوزه جنگ نرم دشمن عنوان کرد: بصیرت افزایی مردم توسط سازمان و نهاد بسیج باید همواره در دستور کار باشد. حجت الاسلام رستمی در ادامه با تبریک سی و ششمین سالگرد تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام خمینی (ره) اظهار کرد: بسیج ارائه دهنده سبک زندگی اسلامی است و این را با اجرای برنامه های فرهنگی نظیر نشست های بصیرتی و یادواره های
روز شمار اربعین6: در مقابل ستمکاران و زورگویان کرنش نکنیم
. در آن حال، از شادی فریاد می زدند و می گفتند: ای یزید! دستت درد نکند. من از فرزندان خندف نیستم، اگر از فرزندان احمد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) انتقام نگیرم. اینجا بود که زینب دختر علی بن ابی طالب(علیه السلام) برخاست و خطبه ای غرّا خواند و فرمود: حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر فرستاده خدا و بر خاندانش باد. خداوند راست گفت، آنجا که فرمود
آب نبات می دهند تا درّ غلتان از لاریجانی بگیرند/ دستور جدید مسئولان درباره تأمین مسکن محرومان/ انهدام 2 ...
پیگیری موضوع واریز "نیم درصد از درآمد مشمول مالیات بانک های کشور به حساب 100 حضرت امام(ره)" برای کمک به تأمین مسکن محرومین اقدام و نتیجه را به دولت اعلام کنند. ** جمهوری اسلامی دادستانی کویت حکم بازداشت یک نویسنده زن را صادر کرد دادستانی کل کویت حکم بازداشت یک نویسنده زن به اتهام توهین به ساحت پیامبر(ص) را صادر کرد. به گزارش الخلیج آنلاین این زن که ساره الدریس نام
همه باورهای یک مدافع حرم +تصاویر
فعالیت کند یا قصد تضعیف ولایت فقیه و رهبر را داشته باشد، بلاشک برضد صاحب الزمان (عج).هم فعالیت خواهد کرد چون از مسیر حق خارج شده است. هرکس در حریم ولایت مطیع باشد، هیچ وقت منحرف نخواهد شد و در آخر [ال]زمان سربلند خواهدبود و این مانند روز روشن است که اشخاصی که ولی فقیه را نپذیرند در عصر ظهور امام زمان(عج) نشناخته و نخواهند پذیرفت . در عصر کنونی ظالم ومظلوم کیست؟ رهبرم سیدعلی فرمود
تشریح تمهیدات بانک کشاورزی ایلام برای استقبال از زائران اربعین
انتخاب کرده اند. وی با بیان این که خدمت به زائران حضرت اباعبدالله(ع) از عشق به مکتب آن امام عزیز سرچشمه می گیرد، تصریح کرد: بانک کشاورزی ایلام همگام با سایر نهادهای متولی در شعب مختلف سراسر استان در خدمت زائران اربعین خواهد بود و با بهره گیری از تجربیات سال گذشته به وظایفی که در این زمینه برای خود تعریف کرده، خواهد پرداخت. مدیر ستاد شعب بانک کشاورزی استان ایلام تشکیل ستاد ویژه ی
ماجرای خط و نشان سید ابراهیم برای شهید گمنام
لحاظ ایمانی و اعتقادی در سطح بالاتری هستند، موفق تر هستند. در پایگاه همیشه به بچه ها می گفتم که کسی که ایمان واقعی داشته باشد با دیدن کم و کاستی در زندگی خود، به خود اجازه نمی دهد که نسبت به مقام زن و همسر خود این کمبودها را به او نسبت دهد. پس با توجه به این چیزهایی که در اطرافم بود مهم ترین معیار من ایمان و اعتقاد بود. ابراهیم پور درباره این که آیا ارتباطی با خانواده ها و همسران شهدا و یا
دستورسئوال برانگیزوزیرکشور/ اهانتهای دنباله دار زنجیره ای ها به نیروهای ارزشی
به ایراد سخن می پردازند. این خبر سبب می شود تا جمعی از مردم مومن و خداجوی شهرستان قرچک به برخی از مسئولان شهرستان مراجعه کرده و خواستار عدم حضور محکومان فتنه در این شهرستان می شوند که بعد از کم توجهی مسئولان تعدادی از جوانان متدین شهرستان قرچک همزمان با سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) به طور خودجوش و در قالب دسته عزاداری با عنوان امام حسن(ع) پرچم دار مبارزه با فتنه از مسجد جامع قرچک به
250 روحانی در اجرای برنامه های فرهنگی بنیاد مسکن کشور فعالیت می کنند
آموزشی و عقیدتی، طرح های ترویج و توسعه فرهنگ نماز و برنامه های ارتقای سطح فرهنگ اعتقادی کارکنان بنیاد و همسران و فرزندان آنها انجام می شود. حجت الاسلام شهرابی خاطرنشان کرد: عمران روستایی، ساماندهی به امور روستایی، اجرای طرح های هادی روستایی، سنددار کردن اراضی، مقاوم سازی و بهسازی منازل روستایی، ساخت مسکن ویژه افراد کم درآمد در شهرهای کم جمعیت، توسعه حساب صد امام(ره) و ساخت مسکن محرومان از مهم ترین
مراسم بزرگداشت مادر شهیدان اسماعیلیان در آستانه اشرفیه برگزار شد
است. در این مراسم که عصر شنبه در گلزار شهداء والامقام استانه اشرفیه برگزار شد ، استاندار گیلان، مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران، جمعی از نمایندگان گیلان، مسئولان استانی و شهرستانی ، خانواده های معظم شهداء ، نیروهای نظامی و انتظامی و قشرهای مختلف مردم شرکت داشتند. شهرستان آستانه اشرفیه در شرق استان گیلان قرار دارد.ک/2 7287/ 6158
حجاب اجباری آری یا خیر؟/ نقش مردان در بی حجابی زنان/ اولویت پرداختن به مسئله حجاب!
در آن دخیل نیستند بلکه امری اجتماعی است که تمام افراد جامعه در آن نقش دارند. در این زمینه نیز برخی گوی را در زمین مردان می اندازند و معتقدند: پاسخ داده شده (1): مردان بی غیرت! یکی از راه های مقابله با این بی بند و باری ندیدن این افراده. نباید بهشون توجه کرد. *اگر زن یا دختر یا خواهر شما بخواد با پوشش ناجور بگرده چه کارهایی انجام میدی؟ پرسش مطرح شده: اگر زن یا دختر
بحث اجتهاد و روش مندی، بهترین و مهمترین امتیاز تشیع
از رحلت امامان و غیبت امام عصر(عج) مردم دچار حیرت و گمراهی نخواهند شد. حجت الاسلام والمسلمین معزی اضافه کرد: گرچه واسطه انسان و خدا بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) وحی قطع شد و اگر چه به ظاهر به حضور معصوم و آن امام بزرگوار نمی توانیم برسیم، اما حجتی از سوی آنان قرار داده شده است تا بشر گمراه نشود و این افتخار بزرگ مرجعیت است. وی با اشاره به مقام شامخ آیت الله العظمی بهبهانی بیان کرد
پیام نماینده مردم دشتستان به مناسبت فرا رسیدن هفته بسیج
تروریسم سفاک، روز به روز مظلومیت و حقانیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و فرزندان عزیز خمینی کبیر بر همگان آشکار تر می شود. اینجانب ضمن عرض ارادت متواضعانه به ساحت مقدس بسیجیان بیدار دل، این هفته مقدس را به دریادلان ارتش دهها ملیونی خصوصا بسیجیان بزرگوار دشتستان قهرمان و فرماندهی جانباز و عزیز آنان حضرت امام خامنه ای مد ظله العالی تبریک و تهنیت عرض می نمایم و از خداوند بزرگ، جهاد در رکاب حضرت ولی عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفدا را برایشان مسئلت می نمایم. سید مهدی موسوی نژاد نماینده مردم شریف دشتستان در مجلس شورای اسلامی ...
آمادگی بسیج، برای رفع نیاز کشور در تمام لحظه ها
به گزارش خبرنگار پانا از خوزستان: سرهنگ عبدالمطلب رحیمی حسینی فرمانده ناحیه مقاومت بسیج مسجدسلیمان در فرارسیدن هفته بسیج طی سخنانی ضمن تبریک هفته بسیج به مردم و بسیجیان شهرستان در رابطه با معنا و مفهوم بسیج گفت: حضرت امام(ره ) فرمودند بسیج لشکر مخلص خداست و مقام معظم رهبری در این رابطه فرموده اند که بسیج به معنای همه اقشار جامعه اعم از مرد و زن و پیر و جوان است . وی افزود : هرجایی که
رزمنده ای که همیشه خود را بدهکار انقلاب می دانست
فرمانده که تا ابد در کارنامه ایشان خواهد درخشید. بنده به امر خانواده ایشان از اول تشییع جنازه در بیت شریفشان حضور یافتم. مراسم حکایت از عمق ارتباط معنوی مردم با این سردار داشت از مسئولین عالی رتبه نظام گرفته تا مردم عادی با خانواده این شهید ابراز همدردی نمودند. خصوصاً حضور رهبر فرزانه انقلاب در بیت این شهید موجب شد تا فرزندان ایشان سجده شکر بجا آورند که با قدوم حضرت آقا منزلشان مورد عنایت و متبرک با
ظهور، همان عاشوراست
اسلام را آغاز حرکت خود و آخرین پایتخت جهان اسلام را نقطه هدف خود قرار داد، یک معنای سمبلیک دارد و نشان می دهد که حرکت امام حسین (ع) از آغاز اسلام تا پایان اسلام، یعنی از رسول خدا (ص) تا حضرت ولی عصر (عج) است. پژوهشگر مطالعات اسلامی بیان داشت: افق حرکت امام حسین (ع) از شهر خاتم الأنبیا تا شهر خاتم الاوصیاست که نشان می دهد که عاشورا نباید در تاریخ بماند، بلکه باید برای تاریخ باشد.
سخنرانی حجت الاسلام وافی در دانشگاه علم و هنر+تصاویر
...> در این مراسم که به همت حوزه دانشجویی و فرهنگی و همراه با اقامه نماز جماعت ظهر و عصر برگزار شد، حجت الاسلام وافی ضمن گرامی داشت 5 صفر سالروز شهادت دختر سه ساله ی امام حسین (حضرت رقیه سلام الله علیها) به بیان حوادث ماه صفر و تبین وقایع بعد از قیام امام حسین (ع) و بازتاب عاشورا پرداخت و در ادامه افزود: امام حسین(ع) و شهدای کربلا، از لحاظ عملی و اخلاقی درس بزرگی به همه تاریخ اسلام و جهان دادن و در حقیقت اسلام را، هم در زمان خودشان و هم در هر زمان دیگری بیمه نمودند. وی در پایان گفت: شهدای کربلا درس ایستادگی در مقابل طاغوت را به جهانیان دادند و راه فنای ظالم را در شهادت و از خودگذشتگی دانستند. ...
در بانک احساسات خود چه پس اندازی دارید ؟
نامبارک را در بستر زندگی می پاشد و با بی مسؤلیتی، لجاجت و بی توجهی خود نسبت به همسر و آینده زندگی و فرزندان خود، آتشی بر می افروزد که خاموش شدنی نیست و بگفته نبی مکرم اسلام (ص) لعنت خدا و فرشتگان را برای خود هموار مینماید ؟ ایا تا کنون اندیشیده اید ائمه اطهار (ع) و لاسیما امام علی ابن ابیطالب و حضرت صدیقه طاهره (علیهما افضل الصلوات و السلام ) که ما در هر مناسبتی خود را سینه چاک آنان نشان داده و
تبری که برگردن بت بزرگ نشست !
در دستگاه دیپلماسی کشور است تا با ظرافت و دقت و در کمال هوشیاری تمام دستورالعمل صادره توسط امام و پیشوای راستین خود را نصب العین قرار داده تا مواردی را که حضرتش به منزله نقض برجام بر شمرده اند با روحیه جهادی دنبال نمایند و نقشه های شیطان بزرگ و ایادی حلقه بگوشش را نقش برآب نمایند و نیک بدانند باید ها و نباید هائی که حضرت آقا بعنوان نقشه راه مطرح فرموده اند تنها برای مسدود کردن راه نفوذ دشمن مکار و
کارگزاران نظام اسلامی باید انتقادپذیر باشند
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد اخیراً حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی در مقام ریاست جمهوری در نمایشگاه مطبوعات درباره لزوم نقد سخن گفت و با انتقاد از نشریاتی که از بیت المال تغذیه می شوند و حرمت شهروندان را نگه نمی دارند مطالبی بیان داشت که مردم از طریق خبرگزاری ها و رسانه های عمومی از آن سخنان و بازتاب هایی که در پی داشت آگاه شدند از جمله: آیت ا... آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه، با تأکید بر اینکه روند دستگاه قضایی رعایت قانون و مصالح کشور است، از مطبوعات و مسئولان خواست به قوه قضائیه کمک کنند نه اینکه در حق قوه قضائیه جفا کنند و نسبت های ناروا دهند. وی اظهار داشت: رئیس جمهوری محترم گفتند باب نقد در کشور باز است و به النصیحته لائمه المسلمین تمسک جستند و اینکه حتی به حاکم مسلمین هم می توان نقد کرد، بنابراین طبعاً به مقامات پایین تر هم می توان نقد کرد؛ چند نکته را از باب نصح مطرح می کنم. آیت ا... آملی لاریجانی با تصریح بر اینکه نباید نسبت به قوه قضائیه جفا کرد افزود: همه می دانند که همواره از دولت حمایت کرده ام؛ بعد از این هم حمایت خواهم کرد چرا که معتقدم باید با همدلی حرکت کنیم، مردم از ما حل مشکلات را می خواهند نه اینکه هر روز حاشیه ای ایجاد کنیم و مشکلی بر مشکلات بیفزاییم. رئیس دستگاه قضا تأکید کرد: رئیس جمهوری محترم دو سه عبارت را به کار بردند از جمله اینکه قوه قضائیه باید مأمن جامعه باشد و اگر نمک سالم باشد، هر چیزی اشکال داشته باشد می توان جلوی آن را گرفت اما اگر نمک فاسد شود، کار بسیار سخت می شود، باید پرسید مقصود از این جملات شرطی چیست. 1 اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه ای همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت دانسته و حدود و کیفیت آن را به عهده قانون گذاشته است به عبارتی هر شهروند که حق شرکت در انتخابات را داشته باشد می تواند با متانت وادب و بدون اهانت به دیگران مواضع انتقادی خود را سنجیده و از روی دلسوزی خطاب به هر یک از مسئولان و دولتمردان بگوید یا بنویسد، ضمناً جو را متشنج نکند و عنان قلم را رها ننماید، در این صورت درخواست پاسخگویی از افرادی که در قوه قضاییه انجام وظیفه می نمایند یا انتقاد از عملکرد عده ای از قضات به معنی زیر سئوال بردن نهاد قوه قضاییه یا نادیده گرفتن تلاش ها و اقدامات قانونی اکثریت قضات محترم کشور نیست. منتقدین می خواهند متذکر شوند ممکن است قدرت، انسان را از مسیر اصلی و واقعی دور کند بنابراین باید نیروهای مسئول به منظور ایجاد جو آرامش در جامعه و جلوگیری از تضییع حق انسان ها و احقاق حق مظلومین و مجازات ستمگران، اختلاس کنندگان، زراندوزان، تهمت و افترازنندگان، متجاوزان، قاچاقچیان و امثال آنها تلاش مضاعف به عمل آورند. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) بارها و مکرراً در مصاحبه ها و پیام ها و سخنرانی ها برای آحاد مردم این مرز و بوم حق انتقاد قائل شده اند. این حکومت در همه مراتب خود، متکی به آرای عمومی و تحت نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود. 2 الان مکلفیم ما، مسؤولیم همه مان مسؤولیم، نه مسؤول برای کار خودمان مسؤول کارهای دیگران هم هستیم (کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته) همه باید نسبت به همه رعایت بکنند، همه باید نسبت به دیگران، مسؤولیت من هم گردن شماست، شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد، مال همه است، امت باید نهی از منکر بکند، امر به معروف بکند. 3 ...اگر یک نفر خلاف کرد، بیست نفر از شماها رفت گفت نکن، این کار صحیح نیست، تحت تأثیر واقع می شود. اگر یک معمّم، یک صورت معمّم، یک کار خلاف کرد، از اطراف، معمّمین هجوم به آن آوردند که چرا این کار را می کنی؟ نمی کند دیگر. اگر من یک خلافی کردم همه تان هجوم آورید که چرا این کار را می کنی؟ من سر جایم می نشینم. همه تان مسئولید، همه مان مسئولیم. امروز مسئولیت، بزرگ است برای ما، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیه ما قضیه هیتلر بشود. 4 مقام معظم رهبری در مواقع گوناگون به این نکته اشاره و از انتقاد استقبال نموده اند. اینی هم که گفتند از رهبری انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسی انتقاد نکند؛ ما که حرفی نداریم. من از انتقاد استقبال می کنم؛ از انتقاد استقبال می کنم. البته انتقاد هم می کنند. دیگر حالا جای توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم می گیرم، دریافت می کنم و انتقادها را می فهمم... چند سال قبل یکی از نشریات دانشجویی از بنده انتقاداتی کرده بود. خواستند برخورد کنند اما من گفتم برخورد نکنید این ها اشکالی ندارد اجازه دهید بنویسند. 5 دولتمردان و مسئولان در نهادهای مختلف، نمایندگان مجلس و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران باید خود را پاسخگوی انتقادات بدانند. امام جمعه موقت قم آیت ا... ابراهیم امینی می گوید: انتقاد در فرهنگ اسلام یک ارزش و گاهی یک تکلیف است، امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود: بهترین برادران من کسی است که تذکر عیوبم را به من هدیه کند. میزان الحکمه، ج 3، ص 2207. انتقاد سازنده به انسان کمک می کند تا عیوب خود را بر طرف سازد، اگر طالب کمال هستیم باید ازا نتقاد استقبال کنیم و از ان پند بگیریم. ولی در عرف ما انتقاد کار زشتی به شمار می رود، می کوشیم از کسی مخصوصا قدرتمندان انتقاد نکنیم مبادا رنجیده خاطر گردند و منافعمان در خطر قرار گیرد. دوست نداریم کسی از ما انتقاد کند و اگر کسی عیوب و نواقص ما را تذکر داد، به جای تشکر، می رنجیم و او را قدر ناشناس، حسود، بی ادب و دشمن، به حساب می آوریم. با این که انتقاد در عرصه سیاست یک امر ضروری است. و بهترین وسیله است برای شناخت نقاط ضعف و منفی و اصلاح آنها ولی متاسفانه شخصیت های سیاسی و اجتماعی و مسئولان سازمان ها و نهادها جدا" از آن گریزانند، و این عمل مفید و سازنده را حمله به شخصت خود به حساب می آورند و در صدد انتقام بر می آیند. این اشتباه بزرگی است که امام خمینی(ره) همواره بدان اشاره می کرد. در جایی فرموده: هیچ کس و هیچ دستگاهی و هیچ فردی نمی تواند ادعا کند که من نقص، هیچ ندارم، اگر کسی ادعا کرد این را این بزرگترین نقصش همین ادعاست. کسی نیست که بتواند بگوید که من بی عیب هستم، بی عیب ما نداریم در دنیا، و ما باید همیشه توجهمان به آن عیوب خودمان باشد. صحیفه امام، ج 17، ص 246. امام خمینی بر این باور بود که مردم حق انتقاد دارند و باید در مواقع لازم از مسئولان انتقاد کنند و تذکر بدهند تا اگر اشتباه دارند در صدد اصلاح خود برآیند، مسئولان و کارگزاران نیز باید انتقاد پذیر باشند. در جایی فرمود: انتقاد باید بشود، تا انتقاد نشود اصلاح نمی شود یک جامعه، عیب هم در همین جا هست. سر تا پای انسان عیب است و باید این عیب ها را گفت، انتقادات را کرد، برای این که اصلاح بشود جامعه. صحیفه امام، ج 14، ص 401 6 عده ای از نمایندگان و فعالان سیاسی گاه از عملکرد بعضی قضات انتقاد نموده و از جمله نماینده مردم اردستان در مجلس شورای اسلامی اظهار می دارد: چرا در قوه قضاییه مشهور شده است که تا رشوه ندهی و پارتی نداشته باشی کار پیش نمی رود و چرا وقتی آیت ا... شاهرودی در قوه قضاییه آمدند گفتند ویرانه تحویل گرفتم و وقتی آیت ا... آملی آمدند گفتند خرابه تحویل گرفتم و چرا باید روسای دادگستری ها هشت سال در بالاترین سمت بمانند تا دچار اتهام و ناکارآمدی شوند؟وی تصریح کرد: آب راکد هم می گندد پس چرا برخی از مدیران در مقام قضایی سال ها جای خود می مانند و مگر نمی گویند امیرمومنان(ع) صبح هنگام به ابوالاسود حکم قضاوت داد و ظهر هنگام این حکم را لغو کرد پس چرا در کشور ما این اتفاق رخ نمی دهد؟ و علمای ما نیز مردم را از مرگ نمی ترسانند و از خطاهای خود برحذر نمی دارند و گورستان را با نام آرامستان تلطیف می کنند در حالیکه مرگ تنها حقیقتی است که مغرورین را به تواضع می کشاند. 7 نگارنده این سطور به عنوان نمونه یادآوری می نماید: اگر به تذکرات مجلس ششم و هفتم، هشتم ونهم درباره تخلفات یکی از قضات سابق توجه شده بود، مردم در جریان نهایی شدن پرونده فروش سئوالات کنکور قرار گرفته بودند، ماجرای مرگ خبرنگار ایرانی، کانادایی پیش نیامده بود، جنایت کهریزک رقم نخورده و داستان ستار بهشتی به وقوع نپیوسته بود، عده ای از دولتمردان و نمایندگان سابق مجلس را با زیر شلواری و سرپایی به سالن دادگاه نیاورده بودند در حالی که هنوز حکمی برای آنها صادر نشده محاکمه آنها از تلویزیون پخش نمی شد، گرچه دزد چند مرغ و لنگه کفش را که به حق به زندان انداخته بودند اما در برابر، عده ای از اختلاس کنندگان و مفسدان اقتصادی و زمین خواران در گوشه و کنار راست راست نمی گشتند، به دست بعضی از قضات مرخصی عده ای زندانی ماه ها لغو نمی شد و می گذاشتند زن جوان و زندانی طبق قانون مدتی یک بار با خانواده اش ملاقات داشته باشد یا فرزند دو، سه ساله اش را در آغوش بگیرد تا فرزند گرمای وجود مادر را احساس کند و در نهایت توسط یک مقام اسبق دادگستری بر خلاف قانون مخفیانه گفته های فردی ضبط نمی شد و عالی ترین مقام اجرایی کشور در برابر نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دوربین های تلویزیونی و رسانه های سراسر جهان پخش نمی کرد و... در آن صورت به طور قطع بهتر و بیشتر در مسیر قانونگرایی قدم برداشته بودیم و بنا به گفته آن روحانی دلسوز و اندیشمند توانا امام جمعه موقت قم آیت ا... ابراهیم امینی: اگر دستگاه قضایی بدون رعایت جناح بازی، رشوه خواری و پارتی بازی کار خود را انجام دهد آبروی نظام حفظ خواهد شد، اگر مردم از دستگاه قضایی مایوس شوند به انقلاب، امام راحل (ره) و شهید بهشتی ظلم شده است. 8 حسن ختام مقاله به ترجمه آیات 44 و 45 و 46 سوره شریفه الحاقه که خداوند خطاب به رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) با کلمه شرط فرموده است اختصاص می یابد: اگر محمد(ص) دروغی به ما نسبت دهد و چیزی که ما گفتیم از خود درآورده و به ما نسبت دهد یعنی اگر سخنی به تکلف و زحمت خودش بگوید، دست راست او را قطع خواهیم نمود و ما قطع می کنیم از او رگ دل او را و او را هلاک می نمائیم. 9 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- روزنامه ایران، 19/8/94 2- صحیفه امام خمینی(ره)، جلد 4، صفحه 160 3- همان، جلد 8، صفحه 487 4- همان، صفحه 511 5- سایت الف، 7/8/1388، واکنش رهبر معظم انقلاب به انتقادات صریح یکی از نخبگان 6- پایگاه اطلاع رسانی آیت ا... ابراهیم امینی، اخلاق و سیاست از دیدگاه امام خمینی(ره)، 10/3/1387 7- سایت تابناک، 19/3/94 8- خبرگزاری دانشجویان ایران 9- ترجمه تفسیر مجمع البیان ، شیخ طبرسی، جلد 25، انتشارات فراهانی، سال 1358 ...
دانلود نوحه های یزدی " سینه زنی با نوحه ای متفاوت در یزد. محرم 1394
رایگان با لینک مستقیمآرشیو وبلاگهای ایران axahang-rzb.artiblog.ir/ دانلود فیلم سینمایی آرایش غلیظ با لینک مستقیم - یزد دانلود ..... سعی مدلز این است که در انواع متفاوت مدل مانتو کره ای جدید را قرار بدهیم. مانتو کره ای. ..... حاج محمود کریمی - سال 1394 - ولادت امام رضا علیه السلام - مناجات و روضه, 2:50. حاج محمود ...... دانلود مداحی، نوحه و سینه زن منبع : دانلود رایگان
جنایت و فاجعه ای با این وسعت و درخواست مجازات مسببان(1نظر)
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد مادران و پدرانی چشم انتظار و نگران نور چشمان خویش بودند. فرزندانی در اضطراب و ناراحتی که آیا هنگام رمی جمرات مادران و پدرانشان در حادثه شدیداً تاسف بار منا در چه وضعیتی به سر می برند. عروس و دامادهایی که مدتها خود و خانواده هایشان احساس خوشحالی می کردند که به مکه مشرف می شوند اعمال حج را به جا می آورند ماه عسل را در جوار کعبه معظمه و مدینه منوره می گذرانند و زندگی شیرین و با دوامی را بعد از بازگشت به شهر و دیارشان سپری می کنند اما در روز عید قربان تمام اقوام و بستگان آنها با دیدن صحنه هایی شدیداً ترسناک و دلهره آور که اندام هر انسانی را از هر قوم و دین و آئین به لرزه در می آورد نگران بودند که عروس و دامادشان به چه سرنوشتی دچار شده اند؟ مردم کشورهای مختلف همه گوش به زنگ و در پی کسب خبر از راه های گوناگون بودند که بر آشنایان و دوستان و همسایگان و فامیل آنها چه گذشته است؟ مردم از روحانی محله، خدمه کاروان، مجری صدا و سیما، گوینده رادیو، مغازه دار کوچه و خیابان، کارگر کارخانه، سر دسته هیات و سینه زن محل، مدیر اداره و سازمان محل کار، خطیب ساکن در کوچه، استاد، معلم و مدرس دانشگاه، حافظ و قاری ممتاز قرآن، رفیق صمیمی و همکار ، دانشجوی همکلاسی و دوست همراه و همگام دانشگاهی و... سراغ می گرفتند، با تلفن و یا حضوری و یا با پیغام دادن، از این و آن می پرسیدند آیا خبری دارید، چه بر سر آنها آمده است؟ چه سخت است بر مسلمانان این مرزوبوم که هنوز داغ بیش از یک هزار شهید و مجروح سال 1366 مکه را در سینه ها دارند و بتوانند بنا بر اعلام خبرگزاری ها تا این تاریخ، شهادت یا مفقود شدن حدود 480 نفر از هموطنان خود را تحمل کنند که بار سفر برای زیارت حرمین شریفین بسته بودند و با هزار امید به آینده می خواستند با حج مقبول و درخواست رحمت از پروردگار متعال از آن مکان مقدس به دیار خود باز گردند و به زندگی خویش ادامه دهند؟ پروردگارا این چه فاجعه ای است که در اثر ناتوانی و سوء مدیریت اداره کنندگان سرزمین وحی به وقوع پیوسته است مگر نباید پاسخگو باشند؟ چرا به پرسش ها و ابهامات جواب نمی دهند؟ اگر اخبار بعضی از خبرگزاری ها درست باشد که راه را به خاطر عبور محمد پسر ملک سلمان و جانشین ولیعهد عربستان بسته باشند یا زائران کشورهای آفریقایی را مسئول فاجعه دردناک و کشته شدن بیش از دو هزار حاجی در منا بدانند یا اختلافات داخلی شاهزادگان باعث بی توجهی مدیریت آن شهر و سرزمین مقدس شده است که در نهایت منجر به جنایت بزرگ در روز عید قربان گردیده یا خستگی حجاج و گرمی هوا و هر موضوع دیگری را بخواهند دلیل این فاجعه بدانند، بر بی کفایتی و ناتوانی اداره کنندگان مراسم در آن سرزمین سرپوش نمی گذارد چه دردآور است که بعد از این پیش آمد بسیار تاسف بار و ناگوار که قلب مسلمانان در سراسر جهان را جریحه دار نموده است افرادی مسئولیت فاجعه ای با این وسعت را به گردن دیگر زائران بیندازند. یا وزیر بهداشت عربستان ازدحام جمعیت و پای بند نبودن حجاج به دستورات داده شده را باعث بروز این فاجعه یا دیگری این جنایت را منتسب به قضا و قدر بداند؟ ناگوارتر این که بعضی از خبرگزاری های عربی و غربی که با دلارهای بادآورده نفتی و درآمدهای حاصل از محل سفر زائران به مکه و مدینه تغذیه می شوند، مرتب در پی برنامه ریزی و مصاحبه با این و آن و تبرئه حاکمان عربستان می باشند. آیت ا... لطف ا... صافی گلپایگانی اظهار می دارد: بی شک وقوع چنین حوادث دردناکی، تکلیف را برای امّت اسلامی زیادتر نموده که باید با تدبیر و مدیریت صحیح و هماهنگی کامل از تکرار چنین وقایع ناگواری جلوگیری نموده و راه را برای انجام مناسک حج در خانه امن الهی که قبله مسلمانان و کعبه آمال چند میلیارد مسلمان می باشد فراهم نمایند. 1 آیت ا... عبدا... جوادی آملی از مراجع تقلید در پیامی به مناسبت حادثه منا ضمن عرض تسلیت به خانواده های جان باختگان این رخداد تلخ را نتیجه بی تدبیری و سوء مدیریت مسئولان عربستانی می داند و می نویسد: سانحه سنگین و رنج بار سرزمین وحی را به محضر حضرت بقیه ا... ارواحنا فداه، تسلیت عرض نموده و غفران الهی را برای ضیوف الرحمانی که رحلت نموده اند مسالت می نماییم. آنچه بر اندوهباری این رخداد تلخ و سوگ اسفبار می افزاید، بی تدبیری و سوء مدیریت مسوولان سرزمین وحی است؛ اینان که نان قداست آن بلد امین را به بهای نا امنی می خورند، نه پاسخی درپیشگاه صاحب آن سرزمین یعنی خدای سبحان دارند و نه جوابی در برابر مسلمانان جهان بویژه خانواده های معزز جانباختگان. اگر سازمان های حقوق بشر تحت اسارت استکبار جهانی نبودند فریاد حق طلبانه آن نهاد، هم اکنون به گوش می رسید و اگر جوامع بین الملل از نفوذ استثمار آزاد بودند، هم اکنون مسئولان بی تدبیر عربستان را به محاکمه فرا می خواندند؛ تنها چاره صیانت از حقوق مردم، بیداری خود آنهاست. 2 دادستان کل کشور ضمن محکومیت حادثه منا تصریح می کند: این مساله به عنوان یک بی کفایتی یا بی تدبیری نباید مطرح باشد، بلکه به عنوان یک جنایت علیه زائران و مهمانانی است که حکومت سعودی موظف بود جان و سلامت آن ها را تضمین کند. وی گفت: مهمانان در هر کشوری طبق میثاق های بین المللی باید در بلد امن باشند، مکه و مدینه ارتباط به یک جریان خاصی ندارد و متعلق به همه مسلمانان عالم است، خصوصا در مناسک حج این مساله بیشتر خود را نشان می دهد. در ایام زیارتی امام رضا (ع) و یا ایام عید طبق آمار رسیده بیش از 10 میلیون زائر به مشهد مقدس سفر می کنند و هیچ حادثه ای اتفاق نمی افتد. دادستان کل کشور عنوان کرد: بستن راه بر مردم به دلیل عبور یکی از مقامات سعودی (وزیر دفاع) کاملا قابل بررسی است. به عنوان دادستانی از دولت و دادستان عربستان می خواهیم فقط مامورین دم دستی را مورد محاکمه قرار ندهند، بلکه جرمی را که دولتمردان عربستان در این خصوص مرتکب شده اند را مورد رسیدگی و محاکمه قرار دهند. وی تصریح کرد: به عنوان دادستانی از دادگاه های بین المللی خواهیم خواست که این جنایت آل سعود مورد رسیدگی قرار گیرد و اگر دولت عربستان به این قضیه رسیدگی نکند، کارآمدی و مدیریت آل سعود را زیر سئوال برده است. رئیسی همچنین گفت: برای همه مسلمانان روشن شده که دولت عربستان حادثه مسجدالحرام و سقوط جرثقیل را که منجر به شهادت صدها نفر شده، توجیه کرد، اما حادثه دوم قطعا عمدی بوده است. بستن راه در هجوم جمعیت به خاطر عبور شاهزاده از احتمال وقوع یک حادثه خبر می داده است و حادثه منا کاملا قابل پیش بینی و پیشگیری بوده است. دادستان کل کشور در پایان تاکید کرد: باید این مساله را با دادستان های کشورهای اسلامی رایزنی کنیم و با یک نگاه مشترک به لحاظ حقوق بین المللی این قضیه کاملا قابل رسیدگی است... 3 آرزوی مردم مومن و صبور این است که فقیهان، دانشمندان، خطبا، صاحبان تریبون های رسمی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فعالان سیاسی از هر دسته و انجمن و حزب، مقامات قضایی، مسئولان وزارت امور خارجه و کلیه دولتمردان عمق فاجعه قربانگاه سال 1394 مکه را نه تنها زنده نگهدارند بلکه با تدبیر در مجامع مختلف و در اجلاس های جهانی که با حضور اندیشمندان اسلامی برگزار می گردد درخواست نمایند چاره ا ی بیندیشند که مسئولان این فاجعه و جنایت از هر قوم و قبیله و خاندان و دسته و گروهی هستند به مردم جهان شناسانده و قانونی و شرعی محاکمه و مجازات شوند. تنها تبریک گفتن در مرگ یک حاکم و پادشاه و شعار مرگ بر آل سعود و نظایر آن چاره ساز نیست، نباید کم کم مساله ای با این ابعاد وسیع و فاجعه آمیز فراموش گردد مگر آن که مسئولیت را به عهده بگیرند و عذرخواهی کنند و مدیران ذی ربط با شرکت در جوامع اسلامی و بین المللی در این زمینه پیگیری های لازم را بنمایند. همگان در نظر مجسم نمایند زنانی که در فرودگاه جسد همسرانشان را تحویل می گیرند، حالت پدران و مادرانی که پای هواپیما فرزندان کفن کرده خود را در آغوش می کشند، وضعیت روحی افراد که در این فاجعه اقوام، بستگان، همسایگان و دوستان خود را از دست داده و مردم محله و شهری که با چاپ اطلاعیه و نصب پارچه و بنر و اظهار تسلیت به یاران و آشنایان به استقبال کشته شدگان هم شهری خود آمده اند که غریبانه در روز عید قربان به علت ناتوانی و سهل انگاری عده ای که بر سرزمین مقدس مکه و مدینه مسلط بودند، جان به جان آفرین تسلیم کرده اند. چهره های مجروحان و زخمی هایی که در جاده های منا بی یار و یاور ساعت ها افتاده بودند و ماموران حاضر در آن منطقه به امدادگران اجازه نمی دادند حتی آب به آنها بدهند تا حداقل تشنگی آنها رفع گردد. خبرنگاری گزارش می دهد پیکر یکی از ایرانیانی که از ساعت 10 صبح میان کشته شدگان افتاده بود ساعت 4 بعدازظهر بر اثر پاشیدن آب توسط آب پاش که به صورت او پاشیده شده بود به هوش آمد و توانست خود را از میان جنازه ها بیرون بکشد و به مقر ایرانی ها برساند.!! 4 تلاش دکتر حسن روحانی و دولت یازدهم و دیگر روسای قوا و مسئولان نهادها و سازمان ها برای روشن شدن ابعاد این جنایت و فاجعه عظیم تا حدی می تواند مرهمی بر آلام مردم ایران زمین باشد. شجاعت و شهامت و پایداری ایثارگران و آزادگان و جانبازان و معلولانی که در اثر بی توجهی حاکمان بر مکه و منا همراه با گروه کثیری از زائران ایرانی و دیگر کشورها در سال 1394 مظلومانه در آن سرزمین مقدس به دیار معبود شتافتند در ذهن و خاطره این امت و تاریخ مملکت باقی خواهد ماند. چون این صحنه های تلخ و رنج آور بنا نیست از ذهن و یاد و خاطره ملت مسلمان، زدوده شود. به راستی باید مسوولان در مراجع بین المللی رنج نامه ملت های مسلمان به ویژه مردم شریف ایران را با جدیت اعلام کنند نه به صورت یک موج که پس از مدتی فروکش کند و از یادها برود بلکه به صورت یک جریان پایدار و دایمی آن هم نه با شعار و تظاهر که با استناد به موارد متقن و شواهد محکم و استدلال محکمه پسند تا اداره کنندگان حرمین شریفین در محاکم قضایی جهان برای داوری خوانده شوند و مقصرین به مردم ومسلمانان جهان معرفی گردند و به سزای اعمال خود برسند. هفته نامه آیینه یزد در نهایت تاسف و تاثر این ضایعه دردناک و اندوهبار که منجر به کشته شدن بیش از چهار هزار نفر از حجاج شده است را به تمامی ملت های مسلمان به ویژه مردم شریف ایران تسلیت می گوید و از درگاه خداوند رحمان برای قربانیان منا همجواری با انبیاء و اولیای الهی را مسالت می نماید و برای بازماندگان و بستگان همه جان باختگان از پیشگاه حضرت احدیت صبر و شکیبایی تمنا دارد. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- خبرگزاری ایسنا، 4/7/94 2- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/94 3- روزنامه ایران، 4/7/94 4- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/ ...
سمینار مدیریت روابط در خانواده در دانشگاه یزد برگزار شد
باید شدید باشد تا در برابر موانع و مشکلات رشید و صبور بجنگد. مرد نباید با ضربه اول عقب نشینی کند. وی در خصوص نشانه سختی و محکمی گفت: پسران باید سخت و محکم تربیت شوند تا بتوانند از پس کارهای سخت برآیند اما زن اینگونه نیست طبق سخن حضرت علی(ع) در نامه 31 نهج البلاغه خطاب به امام حسن مجتبی(ع) إِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَة زن ریحانه و لطیف است، قهرمان نیست. از زن انتظار
یادی از آیت الله سیدحسن شجاعی کیاسری
اند، از مسجد خارج گردیده است.(دستور داده شد واعظ مورد بحث دستگیر تا پس از تحقیقات و تکمیل پرونده اتهامی تحت پیگرد قانونی قرار گیرد). " ایشان بعد از پیروزی انقلاب به دستور حضرت امام(ره) که از اساتید حوزه علمیه درخواست کرده بودند که برکرسی قضا بنشینند مسئولیت اداره دادگاه های استان مازندران را پذیرفت و بلافاصله بعد از تربیت قضات در نظام اسلامی با نگارش نامه ای از حضرت امام(ره) اجازه خواست و به