سایر منابع:
سایر خبرها
نقش مردان در بی حجابی زنان
در راه خداست و تمام این واجبات در برابر آن به اندازه قطره ای در مقابل اقیانوس هستش تا اون موقع امام زمان یحتمل ظهور کرده است. پاسخ داده شده(2) : عزیزم دین یکیست و تمام پیامبران تکمیل کننده دین نفرات قبلی بودند و آخرین پیامبران حضرت محمد و قرآن کامل ترین کتاب الهی و دین اسلام برترین و تکمیل کننده تمام ادیان ابراهیمی هستش. اگه دانسته صحبت میکردی باید میگفتی حجاب در تمام ادیان ابراهیمی از
کتاب سفارشهای اخلاقی آیت الله صالحی مازندرانی(ره) به چاپ رسید
، دنیاطلبی، حرص، غضب، زبان، ریشه های هلاکت، واعظ بی عمل، خودخواهی، ریاست طلبی، وحدت کلمه، انسجام امت اسلامی، رفتار شیعه، مقام حضرت زهرا(س)، حضرت زینب(س) و حضرت معصومه(س)، مظلومیت ائمه معصومین(ع)، عصر ظهور و امام عصر(عج). آیت الله صالحی مازندرانی(ره)، از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و از علمای مبارز نهضت امام خمینی(ره) بود که رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت درگذشت شان، ایشان را از ذخایر
همدلی و هم زبانی در کلام امام علی(ع)
برخورد نموده و دست متجاوز به بیت المال را قطع خواهم کرد تا مبادا کسی از فرصت مسئولیت در جامعه و نظام اسلامی در جهت ثروت اندوزی و تولید مال و قدرت بهره برداری کند . نسخه تحقق همدلی و همزبانی از نگاه امام علی(ع) یکی دیگر از مشخصه های حکومت علوی، این است که می فرماید: حکومت و دولت باید با مردم همدردی داشته باشد و تعبیر حضرت آن است که دولتمردان و کارگزاران باید با مردم اهل مواسات باشند که
صفت برجسته امام حسین(ع) در قرآن
(ع) ساخته شده است؛ این فرضیه شواهد بسیاری دارد؛ نکته جالب در این زمینه تاریخ نگاری است که همه چیز به نفع عبید الله بن زیاد به عنوان کارآمد بودن او و از این سوی ناکارآمدی حضرت مسلم(ع) بوده است. این پژوهشگر تاریخ اسلام تصریح کرد: برای حل بسیاری از معماهایی که در این زمینه وجود دارد، باید به همه جوانب تاریخی نظر داشت از جمله یک باند بسیار قوی و تاثیرگذار در کوفه که از دوران زیاد پدر
آقای کاظمینی! واقعیت ها را نباید نادیده گرفت
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بعد از انتشار سرمقاله های شماره 297 و 424 و 426 آیینه یزد تحت عناوین آیا با وضعیت موجود احداث مصلی یک ضرورت است و بار دیگر طرح احداث مصلی و نیازهای ضرورتی تر و ساخت مصلای یزد و درخواستی منطقی آقای میرزامحمد کاظمینی مطالبی در توجیه ساخت مصلی و پردیس فرهنگی در مرکز استان تنظیم نموده و روز 19/7/94 با تیتر ساخت مصلی ضرورتی برای یزد در سایت یزد فردا منتشر شده است. مدیر مسئول آیینه یزد در نظر دارد ضمن درج فرازهایی از مقاله آقای کاظمینی در این شماره با ارائه شرح و توضیح مختصری دقت و توجه خوانندگان را به نکاتی پیر امون آن جلب نماید. آنچه ادلّة جناب سلطانزاده برای نساختن مصلّی می باشد، نوع برداشت ایشان از هدف مصلّی است. شاید اینگونه در ذهن ایشان نقش بسته که قصد آن است که یک مسجد بزرگ چند هکتاری ساخته شده که صدها هزار نفر در آن جای گیرند که مقالات فوق را توجیه می کند و نباید دست رد به آن زد و باید یادداشت های ایشان را در شرایط فعلی پذیرفت. تعبیر دوم آن است که متأسفانه مقامات مسئول به تشریح اهداف و تشکیلات جامع مصلّی و پردیس فرهنگی یزد نپرداخته اند و الّا یادداشت های ایشان به سمت ضرورت ساخت مصلّی می رفت. حقیر معتقد هستم تعبیر دوم دربارة نوشته های آقای سلطانزاده تعمیم پیدا می کند و خوب است به روند تاریخی برخی مخالفت ها اشاره و به اهداف بلند بانی مصلای یزد بپردازم. 1 یادآوری این نکته ضروری است که در هیچ یک از سرمقاله های آیینه یزد با ساختن مسجد مخالفتی نشده است بلکه بنا به دلایلی اعلام گردیده که در موقعیت و شرایط کنونی نیازی به ساخت مصلی در یزد نمی باشد از جمله در مقالات آیینه مواردی درج گردیده که به اهم آنها به شرح زیر برای تاکید اشاره می شود. ... در طرح جامع و تفصیلی شهر یزد که هزینه های زیادی بر دوش شهروندان گذاشته شده احداث مصلی دیده نشده است و تغییرات لازم به هر طریق که صورت گرفته باشد یا بعدا به دنبال تهیه طرح و نقشه باشند مستلزم صرف مبالغ زیادی از محل بیت المال است و بار اصلی آن را مردم باید عهده دار شوند... مکانی که برای ساخت مصلی در نظر گرفته شده است آن طور که بعضی از مطلعین می گویند، تملک بخشی از زمین منطقه ترمینال با اکراه انجام گرفته و یقیناً زمین مورد بحث به منظور دیگری غیر از مسجد واگذار شده یا قسمتی از آن مصادره ای است و مالک بخشی از آن نیز هموطنان غیرمسلمان بوده اند... شهرداری حق واگذاری چند هکتار زمین مرغوب را که دهها میلیارد تومان ارزش دارد به فرد، موسسه و شرکتی ولو در زمینه فرهنگی و مذهبی بخواهد فعالیت کند ندارد مگر این که از وزارت راه و شهرسازی زمین معوض بگیرد آن هم یا دقیقاً باید برابر با ضوابط روشن و مشخص با کار کارشناسی تصمیم گیری نمایند... در سال جاری در استان یزد نزدیک به دو هزار و نهصد کلاس باید مقاوم سازی شود که بعضی از آنها احتمال ریزش سقف و دیوار دارد. تقریبا هفتصد کلاس جدید نیز باید احداث گردد. بسیاری از آموزشگاهها نمازخانه ندارند... حدود یکصد هزار دانش آموز در ناحیه یک و دو آموزش و پرورش یزد مشغول به تحصیل هستند با کمال تاسف بیش از ده درصد آنها یتیم و یا فرزند طلاق یا پدر و مادر هر دو معتاد و یا بد سرپرست و عده ای هم فرزند پدر و یا مادری هستند که به بیماری های سخت و صعب العلاج گرفتار و مبتلا شده اند. آیا کمک و مساعدت به این دانش آموزان باعث شادی و شعف آنها نخواهد شد؟.. . چه بسیار از مجموعه های مسکونی و پروژه هایی که در توسعه نامتوازن شهری یزد بدون برنامه ریزی ساخته شده است فاقد مسجد و نمازخانه می باشد... متاسفانه در استان یزد بیش از یکصد و پنجاه برابر سال 1358 و در حال حاضر حدود 3300 نفر زندانی داریم. در بعضی از خانواده ها پدر و مادر هر دو زندانی هستند، عده ای از آنها فرزندانی دارند که در جامعه رها شده اند رسیدگی به این خانواده ها و حل مشکلات زندانی ها باید در اولویت کاری متصدیان نهادهای فرهنگی و دینی باشد... استان یزد سال ها است با مشکلات خشکسالی روبرو است صدها روستای یزد آب ندارد، بسیاری از دهات و روستاها آب خوردنشان با تانکر تامین می گردد... محل شهادت سومین شهیدمحراب و قبل از آن مکان های درگیری نیروهای هوادار حکومت پهلوی با انقلابیون در حوالی میدان امیرچقماق، شهیدبهشتی، بعثت، خیابان قیام و امام و گوشه و کنار بازار و نزدیک همین مسجد و ارتباط و نزدیکی با پایگاه اصلی انقلاب یعنی مسجد روضه محمدیه(حظیره) و آن همه رخدادها و حوادث و جریانات که خود یادآور رخدادهای گوناگون تاریخ انقلاب در دارالعباده است آیا این مجموعه یک میراث گرانسنگ فرهنگی- تاریخی نیست که باید پیوسته زنده بماند؟ 2 آقای کاظمینی می نویسد: بدون وابستگی به هیچ نهاد و فردی و فقط آگاه به طرح جامع مصلی و پردیس فرهنگی یزد، یادداشت زیر را برای ثبت، نوشته است... 3 سوابق نشان می دهد در تاریخ 5 تیرماه و 26 آبان ماه 1391 آقای کاظمینی با انتشار مقالاتی با شدت و تندی از غفلت آقای فلاح زاده استاندار و آقای میروکیلی شهردار وقت یزد شکوه و گلایه نموده و می نویسد: چرا برای ساخت مصلای حوزه جامع علمیه و احداث دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه و ساخت مصلای یزد که آن را ضرورتی به حقانیت اسلام دانسته !! اقدامی نشده است؟! 4 آیت ا... حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی)، به مرحوم حاج حسین برخوردار و مرحوم رسولیان پیشنهاد می دهند در دو نقطة مهم شهر در آن مقطع زمانی، مسجد بنا کنند که دوست جناب سلطانزاده (مهندس مهدی بازرگان)، مهندس ساختمان مسجد برخوردار بوده و این دو مسجد در آن مقطع زمانی در انتهای کوچة حنا و اول کوچة برخوردار چه معنایی می توانسته داشته باشد و الآن از مساجد پر رونق مردمی می باشد. بنابر این مخالفت با بناهای مذهبی با هر توجیهی ریشة تاریخی دارد... 5 اولاً ساخت مصلی ارتباطی به حقانیت اسلام ندارد و مسجد ریگ و مسجد برخوردار و مسجد رسولیان که درود و رحمت های بیکران الهی بر بانیان و سازندگان آنها باد از پول افراد خیر و تاجران مسلمان و خوشنام یزدی احداث شده است و نقل این گونه موارد صرف نظر از میزان صحت بعضی از استناد های آقای کاظمینی به عنوان شاهد و مثال و مقایسه آن با زمان حاضر بویژه اگر در این دوره و زمان استفاده از بیت المال و امکانات اداری و دولتی برای ساخت مصلی و یا پردیس فرهنگی در نظر باشد اصولی و منطقی نمی باشد. ضمناً مشخص نیست چرا آقای کاظمینی از شادروان مهندس مهدی بازرگان در نوشته خویش به عنوان دوست سلطان زاده نام برده است. گرچه باید به اطلاع ایشان برسانم بدون شک نگارنده این سطور همانند صدها هزار نفر دیگر با مطالعه کتاب های مجاهد و مبارزی نظیر آیت ا... طالقانی، شادروان مهندس مهدی بازرگان و زنده یاد دکتر علی شریعتی با رژیم ستمشاهی از سال های قبل از انقلاب و در دهه چهل مخالفت نموده و از طرفداران سرسخت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شده اند بنابراین افتخار می کنم که از آن موقع به بعد دوست مرحوم مهندس مهدی بازرگان بوده ام. در سال های اخیر، 2 پروژه با مخالفت جدّی عده ای و کشاندن مباحث متعدّد در روزنامه ها و رسانه ها بود: یکی ساخت پارک کوهستان و دیگری ساخت پاساژ ستاره یزد که حقیر خود شاهد بحث های تندی در این باب از سوی موافقان و مخالفان بودم، امّا هر دو پروژه به اتمام رسیده و منشأ رفاه و خیر مردم است... 6 آقای کاظمینی حقایق و واقعیت ها را نادیده گرفته و آن چنان سطح موضوع و بحث را پایین اورده که عملکرد عده ای از مالکان و افرادی را که در ساخت و ساز پاساژ ستاره یزد آن هم به دلیل منافع اقتصادی یا مشکلات اداری با شهرداری که احیاناً با یکدیگر اختلاف مالی داشته اند یا نظرات موافقان و مخالفان احداث پارک کوهستان را با اظهار نظر و انتقاد سازنده و دلسوزانه کسانی یکسان دانسته که نه تنها مخالفتی با ساخت مسجد ندارند بلکه می گویند احداث مصلی که اکنون تبدیل به ساخت پردیس فرهنگی شده چه از محل بیت المال یا با پول مردم به ویژه اگر خدای ناکرده بخواهند از زراندوزان و سوءاستفاده کنندگان اقتصادی هم کمک بگیرند در حال حاضر به مصلحت شهر و دیار و حکومت نیست با عنایت به اینکه دهها طرح عمرانی نیمه تمام نیز بر روی زمین مانده است؟ آقای کاظمینی عالماً، عامداً یا سهواً نکته دیگری را تحریف نموده و نوشته است: نویسنده مقالات آیینه یزد، اشاره ای به جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه کرده اند که با دوچرخه و موتور به مسجد می روند که در سال های اخیر همة حوزه های شهری، بخصوص حوزة شهر یزد، نمازجمعه با شکوه و استقبال زیاد مردم برگزار و اگر روز جمعه از مسیر خیابان امام و قیام و بلوار امامزاده جعفر (ع) عبور نمایند، ازدحام وسایل نقلیه را مشاهده که گواه علاقه مردم به نماز جمعه می باشد و بیشتر از دوچرخه و موتور، ماشین هم می باشد!!... 7 بررسی آمار شرکت کنندگان در نماز جمعه یزد نشانگر این است که حدود 90 درصد هفته های سال، جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه حدود 12 تا پنجاه درصد گنجایش مسجد ملااسماعیل می باشد و در بعضی از مساجد خیابان قیام و اطراف بازار یزد با آن همه رفت و آمد و پر جمعیت بودن خیابان و بازار و کوچه های اطراف، ظهرها یا درب مسجد بسته یا تعداد کمی نمازگزار شرکت می نمایند ضمناً در این بخش از نوشته خویش بگونه ای مرقوم داشته که مدیرمسئول آیینه یزد با خیابان قیام و اطراف مسجدملا اسماعیل و محل برگزاری نماز جمعه و یا نماز جماعت آشنایی ندارد و یا کسانی را که با اتومبیل به نماز جمعه می روند نادیده گرفته است!!. درود و الطاف پروردگار رحمان بر حجه الاسلام والمسلین حاج شیخ عبدالحسین عرب و عجم، آن روحانی ساده زیست و مورد اعتماد مردم یزد که از کلاس پنجم، ششم دبستان، حقیر را با کتاب صرف میر و مسجد و نماز جماعت آشنا نمود بویژه روال کار آن بزرگوار این بود که در روزهای جمعه چند نفر از شاگردانش از جمله این جانب را به مسجد جامع کبیر یزد می برد تا بعضی از نمازگزارانی که به مسجد می آمدند با تمایل خودشان حمد و سوره نزد دانش آموزانش بخوانند و در نهایت مرحوم عجمین بر آن صحه بگذارد. آقای کاظمینی در فراز دیگری از مقاله می نویسد: در مقالات مذکور اشاره ای به مالکیت محل در نظر گرفته شده برای مصلّی شده که باید گفت: بر اساس قانون مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و احکام حکام شرع، زمین اراضی مورد نظر مصلّی هم باید خریداری شود یا معوّض داده شود، لذا مسلّماً عالم و مجتهد اوّل شهر بیشتر واقف به مکان نمازگزار می باشد که البته تذکر صاحب مقالات مذکور به جا می باشد، امّا مسلّماً قرار نیست مصلّی و پردیس فرهنگی شهر روی زمین غصبی بنا گردد... .8 اگر احداث مصلی بر روی زمینی که اشکال شرعی و قانونی داشته باشد نمایندگان محترم ولی فقیه و امام جمعه مناطق در هر یک از شهرها و مراکز استان ها نمی توانند بر خلاف قانونی که در نظام جمهوری اسلامی ایران به تصویب مراجع ذی صلاح رسیده نظریه دیگری ابزار نمایند. چه بسیار پسندیده و شایسته می باشد دستیاران و مشاوران نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد زمینه هایی فراهم نمایند تا از ساختمان های زیبا و وسیع و دارای امکانات لازم که در محلات گوناگون یزد به عنوان مسجد، حسینیه، بیت الحسین(ع)، بیت العباس(ع) ساخته شده و هر سال تنها چند روز یا چند هفته از آنها بهره برداری می شود با برنامه ریزی صحیح و با حضور وعاظ و گویندگان مطلع و آگاه به مسائل اجتماعی و فرهنگی و تربیتی اسلامی استفاده شود تا مقابله ای برای تهاجمات فرهنگی و جنگ نرم نیز باشد. حسن ختام مقاله به درج بخشی از تفسیر قرآن کریم ذیل آیه شریفه 18 سوره مبارکه توبه که درباره عمران و اهمیت بنای مساجد می باشد اختصاص می یابد. تدرباره اهمیت بنای مسجد احادیث فراوانی از طرق اهل بیت (ع) و اهل سنت رسیده است که اهمیت فوق العاده این کار را نشان می دهد... از پیامبر(ص) نقل شده که آن حضرت فرمود: کسی که چراغی در مسجدی برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهی مادام که نور آن چراغ در مسجد می تابد برای او استغفار می کنند. ولی امروز آنچه بیشتر اهمیت دارد، عمران و آبادی معنوی مساجد است و به تعبیر دیگر بیش از آنچه به ساختن اهمیت می دهیم باید به ساختن افرادی که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم. مسجد باید کانونی باشد برای هر گونه حرکت جنبش و سازنده اسلامی در زمینه آگاهی و بیداری مردم و پاکسازی محیط و آماده ساختن مسلمانان برای دفاع از میراث های اسلام. مخصوصا باید توجه داشت مسجد مرکزی برای جوانان با ایمان گردد... 9 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- یزد فردا 19/7/94 2- آیینه یزد شماره 404 3- یزد فردا 19/7/94 4-یزد فردا مورخ 5/4/91 و 26/8/91 5- یزد فردا مقاله آقای میرزا محمد کاظمینی، 19/7/94 6- همان 7- همان 8- همان 9-تفسیر نمونه، جلد هفتم، از انتشارات دارالکتب الاسلامیه، صفحه 318 و 319 ...
انتظار مردم از نماینده مجلس رعایت ادب و نزاکت است
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بهرام بیرانوند نماینده بروجرد درخواست تذکر داشت، چون تذکرش مربوط به دستور کار نبود، تریبونش روشن نشد. او اما عصبانی تر از آن بود که تا زمان فرا رسیدن تذکرات شفاهی تحمل کند؛ سر و صدایی راه انداخت و تعابیر دور از نزاکت و اخلاق علیه محمدجواد ظریف به کار برد و گفت: ظریف غلط اضافی کرده که با اوباما دست داده. همهمه ای در مجلس به پا خواست به همراه دو دو و چهار چهار گفتن ها در موافقت و مخالفت. همراهان سیاسی او در مجلس از این بیان توهین آمیز حمایت و بسیاری دیگر اظهار مخالفت کردند. در نهایت تریبونش روشن شد تا تذکرش را بدهد. او با انتقاد از ظریف بابت دست دادن با رئیس جمهوری امریکا گفت: دقیقاً زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی ها به آغوش مرگ خفته یا مفقود شده اند، ظریف وزیر امور خارجه به صورت تصادفی خود را به اوباما رسانده است. ملت رشید ایران سال هاست که تاوان رفتار استکباری شیطان بزرگ را می دهد و هنوز بسیاری از شهیدان ما به خانه بازنگشته اند. امریکا قصد ریشه کنی ملت ایران را دارد. در میانه تذکرش البته ابوترابی فرد که در غیاب لاریجانی ریاست جلسه را برعهده داشت، ناراحت شد و تریبونش را قطع کرد و از همکاران خود در هیأت رئیسه خواست دستور بعدی را اعلام کنند. اما گویی در بین برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس هم تمایل برای ادامه نطق این عضو پایداری زیاد بود. آنها تعلل کردند و سپس دوباره تریبون باز شد که بیرانوند از غیرت ظریف انتقاد کرد و گفت: وزیر امور خارجه با چه اجازه ای این کار را کرده است. اگر ظریف اندازه جوجه خروس غیرت می داشت، این کار را نمی کرد. گرچه ابوترابی فرد نائب رییس مجلس که در آن روز ریاست جلسه را به عهده داشت پاسخی قابل تأمل به این تذکر خارج از عرف داد و گفت: باید در سخن گفتن در مورد وزیر خارجه به عنوان یک مقام مسئول، ادبیات رعایت شود، احساس غیرت دینی و دفاع از انقلاب و رهبری و خون شهدا در افرادی مانند آقای ظریف از بنده کمتر نیست، حال ممکن است براساس تصمیمی اقدامی کرده باشند که این اقدام شان مورد نقد بنده، شما و بسیاری از دوستان باشد، اما بنا نیست که یک انسان و افرادی که در تاریخ زندگی شان در خدمت انقلاب، امام و رهبری بوده اند، ما آنها را با ادبیاتی که شایسته نیست، نقد کنیم. 1 در اصول 67 و 76 و 84 قانون جمهوری اسلامی آمده است مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید و در ابتدای ورود به مجلس سوگند یاد می کند در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت کند. بدون شک یکی از مصادیق تقوی برای نمایندگان مجلس این است که هنگام تذکر و نطق پیش از دستور و یا ارائه پیشنهاد و نظر و روبرو شدن با مردم و شرکت در مجامع و مراسم نه تنها به رییس جمهور و وزرا و دیگر دولتمردان بلکه به افراد عادی و معمولی اهانت نکنند بلکه هنگام سخن گفتن قول سدید را فراموش ننمایند و بر اعصاب خود مسلط باشند و با آرامش و متانت حرف بزنند چون مردم دنیا بعد از هر جمله و عبارتی که به کار می برند اظهارنظر و تجزیه و تحلیل می کنند علاوه بر آن شرعاً و قانوناً باید پاسخگوی سخنان خود باشند. حجت الاسلام محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه خواستار ورود دادستان به ماجرای توهین به محمدجواد ظریف در جلسه علنی مجلس شد و گفت: دادستان کل کشور باید این اقدام را به طور جدی پیگیری و به آن ورود پیدا کند. با توجه به اعتمادی که مقام معظم رهبری به تیم مذاکره کننده دارد، این قبیل رفتارها تشویش اذهان عمومی است و باید قوه قضائیه وارد عمل شود و با آن برخورد کند. وی افزود: از زمانی که دکتر روحانی در آن انتخابات تاریخ ساز به پیروزی رسیدند، بعضی از افراطیون که در آن انتخابات از جانب مردم ناکام شدند اقدام به سلسله حرکت هایی می کنند که صرفا به جهت زیر سوال بردن عملکرد مطلوب دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده بالاخص آقای ظریف بوده و متأسفانه چیز جدیدی نیست. غرویان ادامه داد: اگر دست دادن آقای ظریف و اوباما بدون برنامه ریزی باشد، برخورد آقای ظریف کاملاً منطبق بر فقه اسلامی است چرا که رعایت ادب، از بدیهیات دین است. 2 اگر این گونه سخن گفتن را دلیل سرخوردگی عده ای از اقلیت مخالف بدانیم، یا بگوییم می خواهند با این ادبیات موهن و سخیف عقده گشایی کنند در صورتی که هر دانش آموز دبستانی آن را دور از نزاکت و اخلاق اسلامی می داند، یا به خیال خود بخواهند رقیب را از میدان بدر کنند، به عنوان نمونه روزی جلسه سخنرانی یادگار امام، ریاست مجلس، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و عده ای از فعالان سیاسی، استادان دانشگاه و مقامات روحانی را به هم می زنند یا به اتومبیل آنها حمله می کنند یا با کمال تاسف آنان را مورد دشنام و ضرب و شتم قرار می دهند و یا به عنوان خائن خطاب می کنند یا به خانواده بعضی از فقها و مراجع و پیشقراولان انقلاب و مبارزان سیاسی اهانت می کنند حتی از تریبون های رسمی با عباراتی زشت آنها را مورد عتاب قرار می دهند باید بدانند اکثریت مردم جامعه و شهروندان جواب همه این بد اخلاقی های سیاسی را در اسفندماه 94 به پای صندوق های رای خواهند داد آن گونه که در خرداد 92 حضورشان حماسه سیاسی آفرید. بزرگان دین آداب سخن گفتن را به ما آموخته اند و نه تنها اهانت کردن به برادر مومن بلکه توهین به دیگران را نهی نموده اند. حضرت امام علی(ع) در جنگ صفین شنیدند که یارانشان شامیان را دشنام می دهند فرمودند: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، اما اگر کردارشان را تعریف، و حالات آنان را بازگو می کردید به سخن راست نزدیک تر، و عذر پذیرتر بود، خوب بود بجای دشنام آنان می گفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و آنان که با حق می ستیزند پشیمان شده به حق باز گردند. 3 روزی حضرت امیرمومنان(ع) بر منبر بود مردی آمد و سئوال کرد، حضرت علی(ع) بالبداهه جواب دادند، یکی از خوارج از بین مردم فریاد زد: خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است دیگران خواستند متعرضش شوند اما حضرت علی(ع) فرمود: رهایش کنید او به من تنها فحش داد. 4 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) به نمایندگان مجلس توصیه می فرمایند در نطق های پیش از دستور در ادای کلمات دقت نمایند تا به مسلمانی بلکه به انسانی توهین نشود. اعضای مجلس محترم شورای اسلامی بحمداللّه تعالی در دوره دوم نیز اشخاص محترمی هستند که با تعهد و جدیت خود می توانند خط مشی دولت را هر چه بهتر تعیین کنند. البته شک نیست که عده ای از آقایان، که شک در خدمتگزاری شان نسبت به اسلام عزیز و کشور نیست در امور عظیم کشور و گرفتاری های بسیار پیچیده وارد نبوده یا کمتر وارد باشند و خود نیز توجه دارند که در مسائل بسیار مشکل یک دولت در حال انقلاب و کشورِ مورد هجوم قدرت های بزرگ و کوچک و کارشکنی های مغرضان و مفسدان چپ و راست که محتاج به کارشناسان متخصص در رشته های مختلف است، نمی توان به طور سطحی نظر داد و بدون توجه به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و انعکاسات داخلی و خارجی آن با سلیقه شخصی اظهارنظر کرد و چه بسا چنین نظرهایی ولو از چند نفر معدود در سرنوشت امت تأثیر منفی گذارد و از این جهت لازم است در کمیسیون ها بویژه کمیسیون های مهم، چند نفر از متخصصان متعهد که مسائل را روی هم می سنجند و به مشکلاتِ سخت نظام آگاهی دارند دعوت شود و با مشورت آنان رسیدگی به امور گردد. و چون مسئله اسلام و حکومت الهی در کار است، مسامحه در این امور چه بسا خللی وارد آورد که جبران آن مشکل یا غیر ممکن شود و مسئولیت آن در پیشگاه خداوند بزرگ عظیم باشد. مسئله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود، از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند؛ و از اموری است که احتمال خلل در آن عقلاً منجز است. حضرات وکلای محترم که بحمداللّه به جمهوری اسلامی تعهد دارند، در نطق های قبل از دستور و در مباحثات در حال دستور با کمال دقت مواظب جملات خود و کیفیت ادای آن باشند، که خدای نخواسته به مسلمانی بلکه انسانی توهین نشود و شخصیتی ساقط نگردد و کسی مظلوم واقع نشود. البته انتقاد سالم و سازنده بدون اغراض شخصیه و خدای نخواسته انتقامجویی لازم است و مفید و موجب رشد و تعالی است. 5 نکته قابل تذکر اینکه در مجلس شورا توسط یکی از نمایندگان به بالاترین مقام دیپلماسی کشور، وزیر امور خارجه اهانت و در تاریخ مملکت ثبت و ضبط گردیده و برای همیشه باقی خواهد ماند عموم مردم اذعان دارند جملات و عبارات زشت و ناپسندی که از تریبون و بلندگوی مجلس در آن روز پخش و به سراسر جهان مخابره گردید دور از عرف و اخلاق اسلامی بوده که توهین کننده به هر دلیل مرتکب این امر شده و مناسب است از آن مکان و بر روی همان صندلی و با استفاده از بلندگوی مجلس به اشتباه خویش اقرار و از وزیر امور خارجه عذرخواهی کند که این روش به صلاح و صواب نزدیک تر است و نگرانی مردم دلاور و شهید پرور خطه لرستان و عموم شهروندان بروجردی کاهش می یابد بویژه سرزمینی که مهد پرورش مراجع بزرگ جهان تشیع و فقها و علمای اندیشمند، استادان معروف و مشهور دانشگاه های بزرگ کشور، محققان توانا و شاعران زبردست و ایثارگران و آزادگان می باشد. مدیرمسئول پی نوشت ها: 1- روزنامه ایران، 9/7/94 2- روزنامه آرمان، 11/7/94 3- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی، خطبه 206، صفحه 305 4- جاذبه و دافعه علی(ع) ، شهید مطهری، صفحه 144 5- صحیفه امام خمینی(ره) ، جلد 19، صفحه 153 ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
چرا امام حسین(ع) در آغاز حرکت، از مدینه به مکّه رفتند؟
یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. با فرا رسیدن ایام عزای حسینی (ع) و همچنین برنامه سخت دشمنان اهل بیت (ع) برای شبهه افکنی و کم اثر جلوه دادن قیام عاشورا ، برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم .یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد. ماجرای بیعت یزد از امام حسین در نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری، یزید در نامه خود به ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) خواسته بود که حتماً از چند نفر مخالف خود که یکی از آنها امام حسین(ع) بود، بیعت گرفته شود و بدون بیعت رها نشوند.(1) اما بعد فخذ حسیناً و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن الزبیر بالبیعه اخذاً شدیداً لیست فیه رخصه حتی یبایعوا و السلام . ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) وقتی دستور یافت تا از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود ... یزید فردی است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند. ولید گرچه با خوی مسالمت جویانه خود حاضر به آغشته کردن دست خود به خون امام حسین(ع) نبود؛ (2) اما در مدینه افراد باند اموی به ویژه مروان بن حکم که ولید در موارد سخت و از جمله این مورد با او مشورت می کرد ،- او را به شدّت تحت فشار قرار می دادند تا خون امام(ع) را بریزد؛ چنان که در همان آغاز وصول نامه، وقتی ولید با مروان مشورت کرد، مروان گفت: نظر من آن است که در همین لحظه به دنبال این چند نفر فرستاده و آنان را ملزم به بیعت و اطاعت از یزید کنی و اگر مخالفت کردند، قبل از آنکه از مرگ معاویه مطلع شوند، سرهای آنها را از تن جدا کنی؛ زیرا اگر آنان از مرگ معاویه با خبر شوند، هر کدام به طرفی رفته و اظهار مخالفت کرده و مردم را به سوی خود دعوت می کنند.(2) وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود : خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است. اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید. و امت او چنین دیدند و عمل نکردند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است . امام حسین(علیه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد . بنابراین، امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی مؤثر، تصمیم به ترک آن گرفت و از آیه ای که در هنگام خروج از مدینه قرائت کرد، این نکته – که ترک این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است – آشکار می شود. فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین قصص (28)، آیه 21٫؛ موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای عرض کرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم نجات بده . دلایل انتخاب سفرامام به مکه : هنوز مردم شهرهای مختلف از مرگ معاویه مطلع نشده بودند و تلاش های جدی مخالفان برای اظهار مخالفت با یزید آغاز نشده بود. هنوز امام حسین(ع) دعوتی از شهرهای دیگر و از جمله کوفه نداشت. امام(ع) باید مکانی را برای هجرت خود انتخاب می کرد که بتواند آزادانه و در کمال امنیّت در آنجا دیدگاه های خود را ابراز کند. طبق آیه صریح قرآن و من دخله کان آمناً آل عمران (3)، آیه 97٫ مکه حرم امن الهی بود. با توجه به سرازیر شدن مسلمانان از سرتاسر مملکت اسلامی برای انجام اعمال عمره و همچنین نزدیک شدن ایام حج تمتع و حضور مردم برای انجام مناسک حج ، امام حسین(ع) به خوبی می توانست با گروه های مختلف دیدار کرده و علّت مخالفت خود با دستگاه اموی و یزید را برای آنها تبیین کند و نیز گوشه هایی از معارف اسلامی را برای آنها بیان نماید. در ضمن با گروه های مختلف شهرهای اسلامی از جمله کوفه و بصره در ارتباط باشد. و در آخر امام حسین(علیه السلام) هدف خروج از مدینه را در وصیتنامه اش چنین بیان می کند : ... و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم . کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمی شود ... اگر در نوشتن نامه ات خیر مرا آرزو کرده ای، خدا پاداش تو را بدهد . امام(ع) شب جمعه سوم شعبان سال 60 ق وارد مکّه شد و تا هشتم ذی حجه همان سال، در این شهر به فعالیت مشغول بود.(4) ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 75: 2) ابن اعتم، الفتوح، ج 5، ص 12؛ وقعه الطف، ص 81٫ 3)وقعه الطف، ص 77٫ 4) همان، ص 88: فاقبل اهلها یختلفون الیه و یأتونه و من کان بها من المعتمرین و اهل الآفاق . ...
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم . کی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد . در ایام اقامت امام حسین(ع) در مکّه (دهم ماه رمضان سال 60 ق) آغاز شد.(1) و از جهت فراوانی به مقداری رسید که به حق می توان از آن به نهضت نامه نگاری یاد کرد. ظرف این چند روز، این حرکت به مرحله ای رسید که در روز به طور متوسّط ششصد نامه به امام(ع) می رسید؛ به گونه ای که تعداد نامه ها به دوازده هزار نامه رسید.(2). با مطالعه و بررسی اجمالی اسامی و امضاهایی که در ذیل برخی از نامه های به جا مانده به دست رسیده و با توجه به قرائن، می توان به این نتیجه رسید که نامه نگاران از یک طیف خاص نبوده و گروه های مختلف با گرایش های بسیار متفاوت را در بر می گرفته است؛ به گونه ای که در میان آنها نام شیعیان خاصّی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه خزاری، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار کرد • عزره بن قیس (فرمانده سپاه اسب سوار در لشکر عمر بن سعد.(7) • عمرو بن حجاج زبیدی (مأمور شریعه فرات همراه با پانصد سوار به منظور جلوگیری از دسترسی امام(ع) به آب (8) در فهرست آنها دیده می شد که اتفاقاً شورانگیزترین نامه ها را نیز اینان نگاشتند و به امام(ع) گزارش لشکری آماده (جند مجنّد) را دادند!(9) اما به نظر می رسد اکثریت نامه ن گاران را – که در تاریخ نامی از آنها برده نشده است – توده مردمی تشکیل می دادند که عمدتاً به دنبال منافع مادی خود بودند و به آن سمتی می رفتند که احساس می کردند باد به آن طرف می وزد. . اینان گرچه در بحران ها، توان رهبری بحران را ندارند؛ امّا موجی عظیم اند که موج سوار ماهر، می تواند با تدبیرهای خود، به خوبی از آنان بهره گرفته و با سواری گرفتن از آنها، به مقصد خود برسد . به احتمال فراوان اکثریت هجده هزار بیعت کننده با مسلم را نیز اینان تشکیل می دادند که به مجرّدی که دنیا و منافع خویش را در خطر دیدند (با سیاست عمر ابن زیاد) خود را از سپاه مسلم کنار کشیده و او را یکه و تنها در کوچه های کوفه رها کردند همین ها هستند که در سخن مجمع بن عبداللَّه عائذی خطاب به امام(ع) چنین معرفی شده اند: ... و اما سائر الناس بعد فان افئدتهم تهوی الیک و سیوفهم غداً مشهوره علیک ... ؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 306٫ توده مردم دل های شان به سوی تو متمایل است و اما فردا شمشیرهای شان علیه تو سر از نیام بر خواهد آورد . عده ای از همین ها نیز در صحنه کربلا در گوشه ای ایستاده و نظاره گر قتل امام حسین(ع) بودند و اشک می ریختند و دعا می کردند و می گفتند: خدایا حسین(ع) را یاری کن .(10) پاسخ به این سؤال در گرو پاسخ تفصیلی به دو سؤال دیگر است. 1٫ علل نامه نگاری کوفیان و دعوت گسترده آنها از امام حسین(ع) چه بود؟ 2٫ عبیداللَّه بن زیاد از چه ابزارهایی برای سرکوب قیام کوفه بهره برد؟ طیف گسترده نامه نگاران و انگیزه نامه نگاریشان به امام حسین (ع) 1٫ شیعیان خالص همانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه از آنجا که حکومت را حق خاندان اهل بیت(ع) می دانستند و حکومت سراسر ظلم و جور امویان را غیرمشروع تلقی می کردند؛ به انگیزه باز پس گیری حکومت و باز گرداندن آن به محل مشروع خود، به این نامه نگاری اقدام کردند. البته این گروه بسیار در اقلیّت بودند. 2٫عده فراوانی از مردم کوفه – به ویژه افراد میان سال و کهن سال که حکومت عدل علوی در کوفه را به یاد داشتند و از سوی دیگر ظلم و جور امویان را نیز در این دوران بیست ساله دیده بودند – درصدد رهایی از این ظلم، رو به فرزند امام علی(ع) آوردند تا شاید آنان را از یوغ حکومت بنی امیه رهایی بخشد. 3٫ عده ای برای احیای مرکزیت کوفه – که همیشه بر سر آن با شام در رقابت بود و در این دوران بیست ساله آن را از دست داده بودند – به دنبال رهبری کارآمد بودند که بتواند این مهم را به انجام برساند. از نظر اینان در این زمان مناسب ترین فرد دارای نفوذ و شخصیت – که از سویی قدرت رهبری جامعه کوفیان را داشته و از سوی دیگر حکومت امویان را مشروع نداند – امام حسین(ع) بود؛ از این رو از آن حضرت برای آمدن به کوفه دعوت کردند. 4٫ . بزرگان قبایل همانند شبث بن ربعی، حجار بن ابجر و.. – که عمدتاً به فکر حفظ قدرت و ریاست خود بوده و از سوی دیگر میانه ای با خاندان علوی نداشتند – وقتی اقبال گسترده مردم به امام حسین(ع) را دیدند، چنین تصوّر کردند که در آینده ای نه چندان نزدیک، حکومت امام(ع) در کوفه به ثمر خواهد نشست و برای آنکه از قافله عقب نمانده و در دوران حکومت آن حضرت همچنان از نفوذ و ریاست خود برخوردار باشند، به سیل خروشان نامه نگاران پیوستند. 5٫ توده مردم نان به نرخ روز خور نیز با مشاهده شور و هیجان گسترده متنفذان، انگیزه لازم را برای نامه نگاری پیدا کرده و هر چه بیشتر تنور این جریان را مشتعل ساختند! ابزارهای عبیدالله برای سرکوب نهضت مردم کوفه با ورود ابن زیاد به کوفه، اشراف قبایل و نیز طرفداران اموی، نفسی به راحتی کشیده و به سرعت دور او را گرفتند و او را در جریان ریز مسائل کوفه گذاشتند. عبیداللَّه در همان آغاز ورود خود از محبوبیت امام(ع) نزد کوفیان و گستردگی قیام به خوبی مطلع شد؛ زیرا او با عمامه ای سیاه و صورتی پوشیده وارد شد! مردم منتظر امام(ع) به خیال آنکه او امام حسین(ع) است، استقبال بسیار گسترده و پر شوری از او به عمل آوردند!(11). از این رو به خوبی عمق خطر را احساس کرده و با تکیه بر تجربیات سیاسی – اداری خود در بصره و نیز با کمک طرفداران خود، سیاست های عاجلانه و مؤثری را برای سرکوب نهضت در پیش گرفت که عمدتاً می توان آن را در بخش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کرد. 1٫ سیاست های روانی ابن زیاد این سیاست را که عمدتاً حول محور تهدید و تشویق می چرخید، از همان آغاز ورود خود به کوفه در پیش گرفت. او در اولین سخنرانی اش در مسجد جامع کوفه، خود را برای فرمانبرداران همانند پدری مهربان معرفی کرد و نسبت به نافرمانان، شمشیر و تازیانه اش را به رخ کشید.(12): فانأ لمحسنکم و مطیعکم کالوالد البرّ و سوطی و سیفی علی من ترک امری و خالف عهدی ... . به رخ کشیدن سپاه شام و خبر از حرکت این سپاه از شام به کوفه، برای سرکوبی عاصیان نیز یکی دیگر از حربه هایی بود که از سوی او به کار گرفته شد و در خاموش کردن شورش کوفیان – به ویژه پس از آنکه به همراه مسلم قصر دارالاماره را محاصره کرده بودند – بسیار مؤثر افتاد.(13). کوفیان پس از صلح امام حسن(ع) – که آخرین رویارویی آنها با سپاه شام بود – ابهّت فراوانی از آن سپاه یکپارچه در ذهن خود ترسیم کرده و به هیچ وجه در خود توان مقابله با آن را نمی دیدند! همین تبلیغات بود که به میان جامعه پرده پوش زنان نیز سرایت کرد؛ به گونه ای که آنها به سوی خویشان خود (همچون برادر یا شوهر که در سپاه مسلم بودند) آمده و او را از سپاه جدا می کردند.(14). بالاخره همین تبلیغات بود که مسلم را – که در میانه روز با چهارهزار نفر قصر را محاصره کرد و عبیداللَّه را در آستانه سقوط قرار داده بود – در اوایل شب یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان کرد.(15) 2٫ سیاست های اجتماعی از آنجا که انسجام و نظام قبیلگی هنوز پایداری خود را داشت، اشراف و رؤسای قبایل، مهم ترین نیروی تأثیرگذار اجتماعی در رخدادهای سیاسی بودند، و همان طور که گفته شد، تعداد زیادی از آنها (همچون شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج و حجار بن ابجر) در نهضت نامه نگاری شرکت فعال داشتند و طبعاً به دنبال ورود مسلم به کوفه به او پیوستند. اما اینان که بیشتر به دنبال حفظ موقعیت و مقام خود بودند، با ورود عبیداللَّه به کوفه و مواجه شدن با تهدیدهای او؛ دست کشیدن از مسلم و پیوستن به سپاه عبیداللَّه را مناسب با دنیای خود دیدند و به سرعت از نهضت روی گردان شدند؛ زیرا عبیداللَّه به خوبی می دانست که چگونه آنها را به دور خود جمع کند. او با در پیش گرفتن سیاست تهدید و نیز تطمیع با رشوه های کلان، توانست نیروی اشراف و رؤسای قبایل را به سمت خود کشاند؛ چنان که مجتمع بن عبداللَّه عائذی – که به خوبی اوضاع کوفه را می شناخت و به تازگی از کوفه بیرون آمده و به سپاه امام(ع) پیوسته بود – درباره وضعیت آنان، این چنین به امام(ع) گزارش می دهد: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلفی به نصیحتهم فهم الب واحد علیک ... ؛ (16). به اشراف کوفه رشوه های کلان پرداخت شده و جوال های آنها را پر کرده اند، دوستی آنان تصاحب شده و خیرخواهی شان را برای خود برداشته اند و آنها یکپارچه علیه تو گشته اند ... . دوّمین نیروی اجتماعی تأثیرگذار که عبیداللَّه از آنها نیز به خوبی بهره برد، نیروی عُرَفا بود. عرفا (جمع عریف) و در اصطلاح به کسی گفته می شد که: مسؤولیت تعداد افرادی را بر عهده داشت که مقدار عطای آنها یعنی دریافت سالیانه شان، صدهزار درهم بود . طبعاً از آنجا که مقدار دریافتی افراد متفاوت بود، تعداد افراد زیر نظر این مقام از بیست نفر تا بیش از صد نفر مختلف می شد. (17).در دوره شهرنشین شدن قبایل در کوفه، این منصب به صورت مقامی حکومتی درآمده و همچنان که آنها در مقابل والی و امیر کوفه پاسخگو بودند،(18). عزل و نصب آنان نیز توسّط والی – و نه رئیس قبیله – انجام می گرفت. این منصب رابطی بین حکومت و مردم بود و از آنجا که تعداد افراد زیر نظر این مقام بسیار محدودتر از افراد زیر نظر رئیس قبیله بود، راحت تر می توانستند آنها را کنترل کنند. وظیفه اصلی عریف آن بود که دفترهایی تهیه کرده و در آن اسامی افراد زیر نظر خود همراه با زنان و فرزندان شان را ثبت کنند؛ چنان که اسامی تازه متولدین نیز به سرعت در این دفتر ثبت و اسامی افراد از دنیا رفته محو می شد. بدین ترتیب آنان شناخت کامل از محدوده مسؤولیت خود به دست می آوردند. اما در شرایط بحرانی، نقش عرفا دو چندان می شد؛ زیرا برقراری نظم در محدوده مسؤولیت شان – که به آن عرافت می گفتند – به عهده آنها می آمد و طبعاً در مواقعی که حکومت درخواست می کرد، افراد شورشی را به سرعت به حکومت معرفی می کردند. عبداللَّه بن زیاد در همان آغاز ورود خود به کوفه، زیرکانه در صدد استفاده از این نیروی قوی اجتماعی برآمد. به احتمال زیاد تجربه این کار را از پدرش زیاد در دوران حکومتش بر کوفه به دست آورده بود. او پس از اولین سخنرانی خود در مسجد جامع، به قصر آمده و عرفا را احضار کرد و خطاب به آنها چنین گفت: اکتبوا الی الغرباء و من فیکم من طلبه امیرالمؤمنین و من فیکم من الحروریه و اهل الریب الذین رأیهم الخلاف و الشقاق، فمن کتبهم لنا فبرئ و من لم یکتب لنا احداً فیضمن لنا ما فی عرافته الاّ یخالفنا منهم مخالف و لا یبغی علینا منهم باغ فمن لم یفعل برئت منه الذمّه و حلال لنا ماله و سفک دمه و ایّما عریف و جدنی عرافته من بغیه امیرالمؤمنین احد لم یرفعه الینا صلب علی باب داره و القیت تلک العرافه من العطاء ؛ (19). شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را که در عرافت شما هستند، برای من بنویسید. همچنین هر کس را از حروریه (خوارج) و مشکوکین که نظر بر اختلاف پراکنی دارند، باید به من گزارش دهید. کسی که به این دستور عمل کند با او کاری نداریم؛ اما هر کس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغی در عرافت او با ما مخالفت کند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفی که در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) کسی یافت شود، آن عریف بر در خانه اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم کرد . چنین به نظر می رسد که اتخاذ همین سیاست و استفاده از این ابزار مهم اجتماعی، یکی از مهم ترین علل سرکوب و خاموش شدن نهضت مسلم در کوفه بود؛ زیرا عرفا تهدیدهای ابن زیاد را جدّی تلقی کرده و به سرعت در صدد انجام خواسته های او برآمده و به شدّت عرافت خود را کنترل می کردند. 3٫ سیاست های اقتصادی : در آن زمان مهم ترین منبع مالی مردم دریافت عطا و جیره از سوی حکومت بود که در آغاز فتوحات، این دریافت در مقابل تعهّد شرکت آنها در جنگ علیه ایرانیان، انجام می گرفت. پس از شهرنشین شدن آنان و پایان یافتن فتوحات، همچنان طبق روال سابق به آنها پرداخت می شد؛ از این رو مردم عرب کمتر سراغ کارهایی مانند کشاورزی، صنعتگری و بازرگانی می رفتند و انجام این کارها عمدتاً به عهده موالی (غیرعرب های پیمان بسته با عرب ها) بود. کار به جایی رسیده بود که اصولاً عرب ها در آن زمان، اشتغال به حرفه و صنعت را شایسته مقام و شأن و موقعیت خود نمی دانستند.(20) عطا ، مقدار پرداخت نقدی بود که از سوی حکومت کوفه، یک جا یا طیّ چند قسط به مردم پرداخت می شد. و جیره کمک های جنسی (مانند خرما، گندم، جو و روغن) بود که ماهیانه در اختیار آنان قرار می گرفت. ناگفته پیداست که این نظام اقتصادی، عمده مردم عرب را شدیداً به حکومت وابسته می کرد و حکومت های مستبدّ نیز از این نقطه ضعف به خوبی آگاه بوده و به عنوان ابزاری مهم از آن بهره می گرفتند. عبیداللَّه بن زیاد در هنگام تهدید عرفا ، تکیه بر این ابزار کرد و یافت شدن وجود مخالف در عرافتی را دارای پیامدی سنگین همچون قطع عطای کلّ افراد آن عرافت داشت. طبعاً علاوه بر شخص عریف، افراد دنیاطلب دیگر نیز در صدد خاموش کردن مخالفت ها بر می آمدند. همچنین هنگامی که مسلم و طرفدارانش قصر عبیداللَّه را محاصره کردند، یکی از موفق ترین شگردهای او در پراکنده کردن اطرافیان مسلم، تشویق مردم به افزون کردن عطا در صورت پراکنده شدن و تهدید به قطع آن در صورت ادامه شورش بود.(21) ابن زیاد با استفاده از همین ابزار اقتصادی و با وعده افزایش عطا، توانست لشکر عظیمی از مردم کوفه را – که تا سی هزار شمرده اند -(22). علیه امام حسین(ع) وارد جنگ کند؛ لشکری که تعداد زیادی از آنها دل هایشان با امام(ع) بود.(23). امام حسین(ع) نیز تأثیر این ابزار را به خوبی درک کرده بود؛ به گونه ای که در سخنرانی خود در روز عاشورا آن را به عنوان یکی از علل عصیان کوفیان علیه خود برشمرد: کلکم عاص لامری مستمع لقولی، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع علی قلوبکم ؛ (24). همه شما علیه من عصیان می ورزید و سخنان مرا گوش نمی دهید؛ عطاهای شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل هایتان گشته است . ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 92 2) بحارالانوار، ج 44، ص 344 3) وقعه الطف، ص 90 و 91٫ 4) تاریخ طبری، ج 6، ص 22٫ 5) همان، ج 5، ص 425 6) همان 7) همان، ص 412 8) وقعه الطف، ص 93 – 95 9) همان، ص 95٫ 10) عبدالرزاق مقرّم، مقتل الحسین(ع)، ص 189٫ 11) وقعه الطف، ص 109 12) وقعه الطف، ص 110 13) همان، ص 125 14) همان، ص 125 15) همان، ص 126٫ 16) همان، ص 126٫ 17) تاریخ طبری، ج 3، ص 152 18) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 49 19) وقعه الطف، ص 11؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 267 20) الحیاه الاجتماعیه و الاقتصادیه فی الکوفه، ص 219٫ 21) وقعه الطف، ص 125؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 277٫ 22) بحارالانوار، ج 45، ص 4 23) حیاه الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453 24) بحارالانوار، ج 45، ص 8 منبع: فرهنگ ...
ذوالنور: مشکل اصولگرایان تفرقه بود نه محبوبیت
رسیم به اینکه حضرت امام بگویند من پیش بینی می کنم فردی به اسم اوباما رئیس جمهور می شود و باید دست او را ببوسید! بدانید مکتوبات و مطالب امام وجود دارد که نمی توانیم هر حرفی را نسبت دهیم. وی با بیان اینکه دنیا در حوزه سیاسی چشم دوخته است به کشور ما، ادامه داد: اقتصاد ما با چند آفت جدی روبرو است، باز کردن درب های اقتصاد برای کشوری که استقلال در خود به وجود می آورد، اینکه اگر پولی از فروش
تندروها از دایره تبعیت اهل بیت(ع) خارج اند
به گزارش خبرگزاری حوزه از فارس، آیت الله سیدعلی اصغر دستغیب، در همایش تجلیل از خادمان حسینی و بصیرت افزایی عاشورائیان شهرستان خرامه، اظهار داشت: آخرین آیه سوره مبارکه فجر مصداق بارز و روشن وجود مقدس حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) است و به همین لحاظ امام صادق (ع) سوره فجر را سوره امام حسین(ع) می دانند و مکرر توصیه دارند این سوره را در نمازهای واجب و مستحب بخوانید. وی افزود: وقتی خطاب می شود
روز شمار اربعین6: در مقابل ستمکاران و زورگویان کرنش نکنیم
. در آن حال، از شادی فریاد می زدند و می گفتند: ای یزید! دستت درد نکند. من از فرزندان خندف نیستم، اگر از فرزندان احمد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) انتقام نگیرم. اینجا بود که زینب دختر علی بن ابی طالب(علیه السلام) برخاست و خطبه ای غرّا خواند و فرمود: حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر فرستاده خدا و بر خاندانش باد. خداوند راست گفت، آنجا که فرمود
پیشتازی ایران در اوپک گازی
کشور ترکیه دارد که چطور می خواهد به این موضوع نگاه کند؛ می خواهد گاز را از ایران تحویل بگیرد و خود صادر کند یا حق ترانزیت بگیرد. درحال حاضر نرخی که آنها اعلام کرده اند بسیار بالاست. به همین دلیل ایران تصمیم گرفته است برای صادرات گاز به اروپا واحدهای ال ان جی ایجاد کند. زنگنه افزود: این مجمع همچنین پیامی به کاپ 21 فرانسه با محوریت اهمیت گاز و تأثیر آن بر بهبود محیط زیست و تغییرات آب وهوایی ارسال
آب نبات می دهند تا درّ غلتان از لاریجانی بگیرند/ دستور جدید مسئولان درباره تأمین مسکن محرومان/ انهدام 2 ...
سربازان گمنام امام زمان(عج) در استان سیستان وبلوچستان و با همکاری مرزنشینان غیور در جوار مرزهای شرقی کشور، یک تیم تروریستی منهدم شد. او افزود: این تیم تروریستی که در راستای اهداف استکبار جهانی و متحجران منطقه فعالیت می کرد، قصد داشت با انفجار بیش از 150 کیلوگرم مواد منفجره در قالب 10 بمب، مسیرهای مواصلاتی مرزی در مناطق عمومی راسک- ایرانشهر را ناامن کند. این مقام امنیتی افزود: با عنایت الهی ضمن
همه باورهای یک مدافع حرم +تصاویر
فعالیت کند یا قصد تضعیف ولایت فقیه و رهبر را داشته باشد، بلاشک برضد صاحب الزمان (عج).هم فعالیت خواهد کرد چون از مسیر حق خارج شده است. هرکس در حریم ولایت مطیع باشد، هیچ وقت منحرف نخواهد شد و در آخر [ال]زمان سربلند خواهدبود و این مانند روز روشن است که اشخاصی که ولی فقیه را نپذیرند در عصر ظهور امام زمان(عج) نشناخته و نخواهند پذیرفت . در عصر کنونی ظالم ومظلوم کیست؟ رهبرم سیدعلی فرمود
اختصاص اعتبار برای احیای 100 قنات خراسان رضوی/ اقتصاد مقاومتی را با حمایت از اصناف و تولید ادامه می دهیم
کمک 2200 نفر در 200 پروژه به مبلغ 5 میلیارد تومان و در بخش نظارت ساختمان های محرومین ارائه شد . وی در ادامه تشریح برنامه های بسیج مهندسین عمران، گفت: جالب است در کشورهای همسایه ایران صدور خدمات فنی و مهندسی در رتبه های دهم حضور دارند اما مهندسین کشور ما هنوز نتوانسته دست یابد، از این رو اخیراً طرح مهندسین ایده آل 1404 مطرح شده تا در عرصه صدور خدمات فنی مهندسی که 11 میلیون دانش آموخته 4
کسانی که در ولایت فقیه شبهه ایجاد می کنند عوامل نفوذی دشمن هستند
کدام شیعه و سنی نیستند و دروغ می گویند که مسلمان هستند. آیت الله اختری اظهار داشت: کشور ما در خط اسلام و امام رمان (عج) حرکت می کند و غرب می خواهد با اختلاف افکنی این قدرت را از بین ببرد. هنوز مستندی مبنی بر دستگیری رکن آبادی توسط اسراییل در دست نیست آیت الله اختری در خصوص صحت صحبت های آقاتهرانی مبنی بر اینکه آقای رکن آبادی در حادثه منا توسط عربستان در اختیار اسراییل
ویژگی های بسیج از دیدگاه قرآن
آسمان است؟! ﴿24﴾ هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می دهد. ﴿25﴾ 1) شجره موجودی است زنده دارای رشد و نمو، پویا و فعال بفرموده حضرت امام: بسیج شجره طیبه درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. 2) ویژگی این درخت پاک و طیب بودن آن است. بسیجی علاوه بر خودسازی فردی دغدغه صفا و پاکی جامعه را هم دارد. 3) همانطور که درخت دارای
فرمانده سپاه ناحیه کوار: دشمن به دنبال نمایندگانی است که اهل بده و بستان باشند
به گزارش سرویس شهرستان های شیرازه به نقل از بهارکوار ، سرگرد علی امیری فرمانده سپاه ناحیه کوار در نشست بصیرتی سیاسی که به مناسبت هفته بسیج در مسجد ولی عصر (عج) اکبرآباد برگزار شد، با تبیین سیر تاریخی صدر اسلام تا وقوع حادثه عاشورا و اهداف قیام امام حسین (ع)؛ این پرسش را مطرح کرد که چه اتفاقی در آن دوران از جامعه اسلامی افتاد که افرادی همچون معاویه و یزید، حاکم جامعه اسلامی می شوند و حضرت حسین ابن
حجت الاسلام محمدی گلپایگانی: بزرگ ترین سرمایه را ما شیعیان داریم+ گزارش تصویری
بازدیدت خواهم آمد. می گوید سرم را بلند کردم ببینم چه کسی است. دیدم وجود نازنین علی بن موسی الرضا علیه السلام هستند. بزرگ ترین سرمایه را ما داریم و این سرمایه ارزش کمی ندارد. این ها مایع برکت در زندگی انسان است و دستگیری از انسان در روز مبادا است. کسی از امام رضا علیه السلام سوال کرد آیا درست است که در موقع مرگ امیرالمومنین علیه السلام بالای سر هر انسانی می آیند؟ خود حضرت فرمودند
خوارج در بیانات پیامبر/ انحرافات خوارج چه بود؟
فرماندهی غیر خدا نیز نفی می شود؛ زیرا استنباط حکم و در نظر گرفتن خیر جامعه از وظایف حکومت و در رابطه با رعایت حال مردم است. نفی حکم غیر خدا به وسیله خوارج، موجب نفی حکومت انسان ها است. نفی حکومت از ناحیه خوارج سبب شد تا امام (ع) آنها را تکذیب کرده بفرماید: "مردم بی گمان باید أمیری نیکوکار یا بدکار داشته باشند". به عبارت دیگر چون خوارج نفی حکم غیر خدا را کردند در حقیقت نفی حکومت کردند ولی نفی حکومت
بررسی فقهی فرمانبرداری و نافرمانی مدنی
باشند؛ اما باید گفت که دلیل مخالفت با امام علی(ع) این بود که مخالفان، ایشان را همچون خلفای قبلی می پنداشتند. دکتر ورعی در ادامه به امکان نافرمانی نسبت به حکام غیرمعصوم و عواملی که نافرمانی را مجاز می کند اشاره کرد و افزود: در زمان غیبت حضرت حجت(عج)، امکان نافرمانی نسبت به حکام غیرمعصوم و کارگزاران آن وجود دارد و ممکن است به عللی نافرمانی هایی صورت گیرد. در واقع اگر دولت مشروع، عمدا یا سهوا
گزیده های خبری استان گلستان
از سوی رئیس فدراسیون ورزش های همگانی حسن صادقلو استاندار گلستان سفیر ورزش همگانی استان معرفی شد. در دیدار علی مجد آرا رئیس فدراسیون ورزش های همگانی و بهمن طیبی مدیرکل ورزش و جوانان با استاندار گلستان، رئیس فدراسیون، حسن صادقلو استاندار گلستان را به عنوان سفیر ورزش همگانی استان معرفی کرد. *** مدیر و اعضای دفتر نمایندگی جمعیت طرفداران ایمنی راه های کشور و استان گلستان با آیت اله نورمفیدی دیدار و گفتگو کردند. نمایند
آمادگی بسیج، برای رفع نیاز کشور در تمام لحظه ها
/> حسینی مهم ترین و تنها هدف بسیج را زمینه سازی برای ظهور امام زمان (عج) و تحقق جامعه اسلامی دانست و تاکید کرد: با برگزاری طرح حلقه های صالحین در مساجد در تلاشیم که نوجوانان و جوانان ما با روحیه ایثار و شهادت طلبی و عشق به ولایت تعلیم و تربیت شوند و بتوانند زمینه ساز ظهور امام عصر (عج) باشند .
بهترین عملی که می توان در پیاده روی اربعین انجام داد
عزت اهل بیت(ع) در کل دنیا باشد و همه باید بدانند گام هایی که بر می دارند، گام هایی به سمت ظهور است و بزرگان فرموده اند که تا امام حسین(ع) بین المللی نشود و همه عالم او را نشناسند، حضرت حجت را نخواهند شناخت و اربعین یک وسیله عظیم است که مردم عالم سید الشهداء را بشناسند و گام بعدی مسئله ظهور خواهد بود. مقام و منزلت بسیاری از ذکرها از تفکر پایین تر است وی در ادامه گفت: بعد از
ظهور، همان عاشوراست
خواندند. این مبلغ بین المللی افزود: این آیه نشان می دهد که راه رسیدن به خدا یا به وسیله عاشورا و یا به وسیله ظهور است؛ راه رسیدن به خدا یا با خون سرخ است و یا به انتظار است؛ ما یا باید خود را در کمپ امام حسین (ع) جای دهیم و یا در خیمه امام زمان (عج) منتظر باشیم. عاشورای دیگری پیش روی ماست/ظهور، همان عاشوراست حجت الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی تصریح کرد: امام حسین
امام جمعه ارزوئیه در یزد:اگر شروط رهبری عمل نشود برجام برای کشور ذلت به بارمی آورد.
...: حجت الاسلام نصرالله پور: چرا خون شهدا را فراموش کردیم؟ شهدا رفتند تا آمریکا نباشد رفتند تا عده ای دنبال دوستی با آمریکا نباشند. رهبری برجام را با 9 شرط پذیرفتند، که متاسفانه تا حالا به هیچ کدام عمل نشده و اگر عمل نشود برجام برای کشور ذلت بارمی آورد؛ از عهدنامه ترکمانچای بدتر! به گزارش واحد دریافت خبر یزدفردا:حجت الاسلام نصرالله پور؛ از اساتید حوزه و دانشگاه، مدرّس مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم و امام جمعه ارزوئیه در محفل عزاداری سرور و سالار شهیدان در جمع مردم مؤمن و ولایتمدار دارالعباده یزد در موقوفه ناظم التجار پیرامون ارتباط انقلاب اسلامی ایران با انقلاب حضرت مهدی(عج) به سخنرانی پرداخت. حجت الاسلام نصرالله پور در ابتدا با اشاره به این نکته که ما در پیروزی انقلاب اسلامی دست امام زمان(عج) را دیدیم و امروز در تداوم انقلاب اسلامی آن را می بینیم، گفت: مرحوم علامه میرزای نائینی نقل می کرد: در ماجرای جنگ جهانی دوم یک شب خیلی ناراحت بودم که دارند ایران را شقه شقه می کنند بسیار گریه کردم. شب در عالم رویا دیدم که یک دیوار به شکل نقشه ایران است که در حال افتادن است حضرت مهدی(عج) دستشان را روی آن گذاشته و نمی گذارند که بیفتد فرمودند: نائینی! ایران شیعه خانه ماست از مو باریک تر می شود ولی ما نمی گذاریم پاره شود. امام جمعه ارزوئیه ادامه داد: عده ای می گویند: مردم ایران به خاطر یک لقمه نان، مبارزه با خفقان، مشکلات اقتصادی و... انقلاب کردند. اندیشمند مصری در کتابش تمام این احتمالات را می نویسد بعد در آخر می گوید: اگر کسی می خواهد بداند چرا سال 57 در ایران انفلاب شد باید 5 کلیدواژه ولایت فقیه، امام غایب، غیبت صغری، غیبت کبری و انتظار را بفهمد. انقلاب ایران انقلاب منتظران است نه انقلاب گرسنگان یا انقلاب کمونیستی و مبارزه با دیکتاتوری. نصرالله پور افزود: همان ها که گفتند: رسول الله را قبول داریم ولی علی(ع) را قبول نداریم، قبلش هم می گفتند: ما عیسی را قبول داریم و زیر بار رسول الله نرفتند، قبلش هم می گفتند ما عیسی را قبول داریم و موسی را نه. همیشه عده ای از قافله ولایت و امامت یک قدم عقبند. امام خمینی(ره) فرمود: مسئولین جمهوری اسلامی بدانند وظیفه دارند فکر سفره، جاده، شغل، ازدواج مردم و... باشند. آنها فکر این هستند که کدخدا مشکل را حل کند ولی شهدا می گفتند: خدا. این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: امروز آمریکا یزید زمان است و حسین زمان هم ولی فقیه است، کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و هنوز صدای حسین(ع) از حلقوم فرزندش به گوش می رسد که: هیهات من الذله و هنوز هم ساده اندیش هایی هستند؛ سلیمان بن صُرَد خُزاعی ها هستند، مسلم بن عقیل آمده می گوید: من نائب خاص امام زمان(عج) هستم گفتند: حسین(ع) هنوز خودش نیامده. نکند بعضی از مسئولین ما یادشان برود که ولی فقیه، حجت صاحب الزمان(ع) است، نکند آقا حرف بزنند و حرف ها یشان زیر پا گذاشته شود. نائب امام زمان(عج) 9 شرط برای برجام گذاشتند، فرمودند: تیمی هم تشکیل دهید که بر کار اجرای برجام نظارت کند آن تیم هم تشکیل نشد. کسانی هم که در مجلس می گویند: این کارها را انجام دهید می گویند: افراطی! حرمله و عمرسعدهای زمان قابل اعتماد نیستند. برجام را اجرا خواهیم کرد -ولو خلاف امر ولایت- و مطمئن باشید تحریمی برداشته نمی شود. 38 سال آمریکایی ها را تجربه کرده ایم. ما باید آماده ایفای نقش تاریخی خودمان باشیم همان نقشی که امیرالمؤمنین(عج) در نهج البلاغه فرمود: دارم زمانی را می بینم که میلیون ها زن و مرد ایرانی در اهواز دارند به رهبری سید خراسانی با فرزندم مهدی(عج) بیعت می کنند. کارشناس مهدویت از مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم گفت: این همه روایت در مورد نقش ایرانی ها در ظهور حضرت یعنی ای ایرانیان! بار علمداری ظهور روی دوش شماست. وی در ادامه با اشاره به حوادث اخیر در دارالعباده اضافه کرد: کسی که عبدالمالک ریگی در فتتنه 88 با دادن بیانیه از او دفاع می کند، کسی که رئیس جمهور آمریکا می گوید او پیاده نظام ماست، کسی که نخست وزیر اسرائیل می گوید: او به نیابت ما دارد با ولی فقیه می جنگد و او هم سکوت می کند، بلند شود بیاید اینجا با استاندار قدم بزند و پروژه افتتاح کند؟! پروژه هایی که با خون شهدا ساخته شده و ربطی به جناح چپ و راست ندارد. وی خاطرنشان کرد: رهبر جامعه دو ماه اخیر 70 بار فرمود: مراقب نفوذ دشمن باشید. مراقب نفود باشید یعنی اگر امت حزب الله خواب باشند دوباره فتنه گرهایی که پرچم سیدالشهدا(ع) را آتش زدند و عکس امام را سوزاندند به یزد می آیند و با مسئولین قدم هم می زنند! این طور می خواهیم زمینه ظهور امام زمان(عج) را فراهم کنیم؟! حجت الاسلام نصرالله پور تأکید کرد: کسانی که دم از امام(ره) می زنند امام فرمود: تا ابد مرگ بر آمریکا فرمود: رابطه ما با آمریکا رابطه گرگ و میش است. امروز خون جوانان ما از چنگ اوباما و جان کری می چکد. چه شده است ما را؟! سیصد هزار شهید را فراموش کرده ایم برای لقمه نان؟! وی عاقبت برجام را با یک حدیث قدسی این گونه پیش بینی کرد: خدا به پیامبری فرمود: پیغمبر من! اگر کسی امیدش را به غیر خدا ببندد به عزت و جلال و جبروتم قسم! امیدش را ناامید می کنم. چرا خون شهدا را فراموش کردیم؟ شهدا رفتند تا آمریکا نباشد رقتند تا عده ای دنبال دوستی با آمریکا نباشند. عده ای می خواستند در برجام هم جام زهرا را به آقا بنوشانند که نشد و ایشان برجام را با 9 شرط پذیرفتند که متاسفانه تا حالا به هیچ کدام عمل نشده و اگر عمل نشود برجام برای کشور ذلت بارمی آورد؛ از عهدنامه ترکمانچای بدتر! باید مراقب بود. . ...
تحریفات عاشورا، ستمگرانی که بانی مجالس عزاداری بودند
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد در مجالسی که به یاد امام حسین بن علی(ع) برگزار می گردد شیعیان آن حضرت واقعه جانگداز محرم سال 61 ه را به یاد می آورند. در مظلومیت امام سوم شیعیان اشک می ریزند، سینه می زنند بر اساس احادیث وارده تباکی می کنند و سنت دیر پای عزاداری را پس از گذشت قرن های متمادی بر پا و زنده نگه می دارند. از وظایف روحانیون، گویندگان مذهبی، بر پاکنندگان محافل روضه خوانی، دارندگان تریبون های رسمی، رسانه های عمومی به ویژه صداوسیما این است که زمینه هایی را فراهم کنند تا در این گونه جلسات پیروان و علاقه مندان به نواده پیامبر گرامی اسلام حضرت محمدمصطفی(ص) که می فرمود: حسین (ع) از من است و من از حسینم، روز به روز در کنار مراسم سنتی سینه زنی و روضه خوانی آگاهی بیشتر درباره قیام کربلا پیدا کنند و بدانند تنها هدف از شهادت حضرت حسین (ع) شفاعت گنه کار و یا فقط گریه کردن برای آن حضرت و یاران باوفایش نبوده و نیست بلکه توجه به فرضیه مهم امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امور و مبارزه با ستمگر و زیر بار جور و ظلم نرفتن و آموختن درس شهامت و فداکاری می باشد. در ادوار مختلف عده ای از علما و اسلام شناسان درباره تحریفات عاشورا، کتاب هایی به رشته تحریر درآورده و یا طی سخنرانی ها در مجامع علمی و حوزوی و دانشگاهی در این باره مطالب مفید و ارزنده ای اظهار داشته و جامعه بویژه یاران امام حسین(ع) را آگاه نموده و گویندگان، مداحان و روضه خوانان را سفارش نموده اند که با سخنان خود وحدت جامعه مسلمانان را خدشه دار ننمایند، احادیث و روایات کذب بازگو نکنند، در منابر اشعار و مطالب سخیف نخوانند و به دنبال سیاست بازی و مداحی کوچه بازاری و مجیزگویی نباشند. آیه ا... شهید مرتضی مطهری درباره تحریفات عاشورا می نویسد: اگر بخواهیم روضه های دروغی را که می خوانند جمع آوری کنیم شاید چند جلد کتاب پانصد صفحه ای بشود! من فقط برای نمونه عرض می کنم، مرحوم حاج میرزاحسین نوری اعلی الله مقامه، استاد مرحوم حاج شیخ عباس قمی و مرحوم حاج شیخ علی اکبر نهاوندی در مشهد و مرحوم حاج شیخ محمدباقر بیرجندی محدث که مرد بسیار فوق العاده ای بوده است، محدثی است که در فن خودش فوق العاده متبحر بوده و حافظه ای بسیار قوی داشته است. مرد با ذوق و بسیار با شور و حرارت و با ایمانی بوده است. گو اینکه بعضی از کتاب هایی که این مرد نوشته در شان او نبوده و علمای وقت هم ملامتش کردند، ولی معمولا کتابهایش خوب است، مخصوصا کتابی در موضوع منبر نوشته است بنام لؤلؤ و مرجان" که با اینکه کتاب کوچکی است ولی فوق العاده خوب است. در این کتاب راجع به وظایف اهل منبر سخن گفته است. همه این کتاب در دو فصل است، یک فصل آن درباره اخلاص، یعنی خلوص نیت است که یکی از شرایط گوینده، خطیب، واعظ، روضه خوان این است که خلوص نیت داشته باشد . منبر که می رود، روضه که می خواند، به طمع پول نباشد و چقدر عالی در این موضوع بحث کرده است که من وارد بحث آن نمی شوم. شرط دوم، صدق و راستی است، و در اینجاست که موضوع راست گفتن و دروغ گفتن تشریح شده و انواع دروغ ها را چنان بحث کرده که من خیال نمی کنم در هیچ کتابی درباره دروغ و انواع آن به اندازه این کتاب بحث شده باشد و شاید نظیر این کتاب در دنیا وجود نداشته باشد. عجیب این مرد تبحر از خودش نشان داده است. 1 اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند، باید بر مصائب جدیده اباعبدا...(ع) گریه کند بر این دروغ هایی که به اباعبدا...(ع) نسبت داده می شود گریه کند. 2 هیچ حادثه ای در تاریخ های دور دست مثل سیزده، چهارده قرن پیش به اندازه حادثه کربلا تاریخ معتبر ندارد مورخین معتبر اسلامی از همان قرون اول و دوم قضایا را با سندهای معتبر نقل کردند و این نقل ها با یکدیگر انطباق دارد و به یکدیگر نزدیک هستند. 3 کتاب معروفی است به نام " روضه الشهداء " که نویسنده آن ملاحسین واعظ کاشفی است... این کتاب به فارسی هم هست و تقریبا 500 سال پیش تالیف شده است،... (1) ملا حسین مرد ملا و با سوادی بوده و کتاب هائی هم دارد و صاحب انوار سهیلی است. ... قبل از این کتاب، مردم به منابع اصلی مراجعه می کردند. شیخ مفید رضوان ا... علیه "ارشاد" را نوشته است و چقدر متقن نوشته است. ما اگر به"ارشاد" شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم، احتیاج بجای دیگر نداریم. از اهل تسنن، طبری نوشته ، ابن اثیر نوشته، یعقوبی و ابن عساکر و خوارزمی نوشته اند. من نمی دانم این بی انصاف (ملاحسین کاشفی) چه کرده است!. ... داستان ها را بشکل افسانه درآورده است... در شصت، هفتاد سال پیش مرحوم ملا آقای دربندی پیدا شد. تمام حرفهای روضه الشهداء را باضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یکجا جمع کرد و کتابی نوشت بنام اسرارالشهاده، واقعا مطالب این کتاب انسان را وادار می کند که به اسلام بگرید. 4 خواست آنهایی که در مساجد و چه آنهایی که بالخصوص در منزلشان مجلسی بر پا می کنند،. ... ازدحام جمعیت است!. ... این نقطه ضعف است. نقطه ضعف دومی که در مجالس عزاداری هست و بیشتر از ناحیه عوام الناس است و خوشبختانه کمتر شده است، مسئله شور و واویلا بپا شدن است. منبری در آخر منبرش حتما باید ذکر مصیبت کند و در این ذکر مصیبت هم نه تنها مردم اشک بریزند، که تنها اشک ریختن قبول نیست، باید مجلس از جا کنده شود و شور و واویلا بپا شود. من نمی گویم مجلس از جا کنده نشود، من می گویم این نباید هدف باشد. 5 در هر شهر و روستا و منطقه در روزهای شهادت ائمه بزرگوار علیهم صلوات الله اجمعین به ویژه در ایام محرم و صفر بر اساس سنت بسیار پسندیده مراسم برپا می کنند برابر با اعتقاداتی که دارند غذای نذری وصلواتی توزیع می کنند در واقع خواست برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در این گونه جلسات و محافل آشنایی بیشتر با اهداف سرور آزادگان جهان حسین بن علی(ع) می باشد. بنابراین اگر زراندوزانی با رانتخواری یا ارتشا یا اختلاس یا اجحاف به مردم در پی برگزاری مراسم عزاداری باشند، گویندگان و مداحانی که برای هر جلسه نه تنها صدها هزارتومان بلکه میلیونها تومان طلب می کنند، نوحه خوان هایی که با سبک های غیر قابل قبول اشعار و ترانه های مبتذل می خوانند، آن عده از دولتمردانی که با صحنه سازی های مشمئز کننده به مقاماتی دست یافته اند، زراندوزان و مفسدان اقتصادی و زمین خوارانی که در این ایام سیاه پوش می شوند و بر سر و سینه می زنند و با بخشی از پول های باد آورده عده ای از مردم را اطعام می کنند باید بدانند بیراهه می روند و دیر یا زود بر سر هر کوی و برزن شناخته خواهند شد و مهمتر آن که در پیشگاه پروردگار متعال باید جوابگو باشند. تاریخ را که مطالعه می کنیم در می یابیم. عاشورا در تاریخ چندان تحریف گردیده و اهداف امام حسین علیه السلام چنان محو و مسخ شده بود که هیچ خطری از جانب آن، متوجّه زورگویان نبود. در بی ضرر و بی خطر بودن عاشورا، برای زورگویان حاکم همین بس که خود آنان، بانی و متولّی مراسم عزاداری بودند. فی المثل شاه عبّاس، مجالس عزا برگزار می کرد و در دسته های عزاداری شرکت می نمود و ناصرالدّین شاه، هیچ تعارضی بین شیوه های ظالمانه حکومتش و تأمین بهترین و پیشرفته ترین امکانات برای برگزاری تعزیه نمی دید. بیفزایم مراسم عزاداری را که پهلوی در ماه محرم برگزار می کرد و خود در آن حضور می یافت و پای منبر می نشست 6 شاه عباس صفوی یک دسته جلاد نیز داشته است به نام چیگیین یا گوشت خام خور. کار ایشان آن بود که مقصران را بفرمان شاه، زنده می خوردند. این مجازات شوم و نفرت انگیز ظاهرا از زمان مغول و تیمور به یادگار مانده و بواسطه شاه اسماعیل اول سر سلسله پادشاهان صفوی به شاه عباس رسیده بود، زنده خواران شاه را ملک علی سلطان جارچی باشی اداره می کرد یکی از مورخان زمان درباره این دسته از جلادان شاه عباس چنین نوشته است:. ... و در زمره ای دیگر از این قبیل که در فرمان جارچی باشی بسر می بردند. مسمی به چگیین یعنی گوشت خام خور، آن فرقه نیز آلت سیاست و غضب بودند که گناهکاران واجب التعذیر را از یکدیگر می ربودند و انف و اذن(7) ایشان را به دندان قطع نموده بلع می فرمودند و هم چنین بقیه اعضای ایشان را به دندان انفصال داده، می خوردند. تا حیات از آن گروه مسلوب می گشت. این جماعت لباس مخصوص داشتند جهت امتیاز. بدین طریق که تاج های بی عمامه ضخیم طویل به قدر یک ذرع بر سر می گذاشتند و. ... و اکثر این گروه مردمان قوی هیکل، کریه المنظر و طویل القامه بودند. 8 شاه عباس اسیران دشمن یا مقصران و کسانی را که گرفتار قهر و غضب شاهانه او می شدند به اشکال مختلف می کشت. کور کردن، گوش و بینی و زبان بریدن، زنده پوست کندن، در آب جوش سوزاندن دست و پای بریدن و قطعه قطعه کردن، در خام(9)گاو کشیدن، شکم دریدن و گردن زدن و کباب کردن و به حلق آویختن و سرب گداخته در گلوی مقصران ریختن و امثال آنها از جمله سیاست های عادی و معمولی وی بود که برای هر یک در تاریخ های زمان شواهد گوناگون موجود است. 10 شاه عباس پیاده از اصفهان به مشهد می رفت مجالس عزاداری و تعزیه بر پا می کرد در آن مراسم شرکت موثر داشت، خود را کلب (سگ) آستان علی می نامید اما ولیعهد و پسر، بعضی از یاران، اقوام، نزدیکان خود را می کشت و در تاریخ زندگی او نقل نموده اند در سالی که عید میلاد مسیح(ع) مصادف با روز ماه مبارک رمضان بود به همراهان خود اعم از کشوری و لشکری و روحانیون دربار شراب داد و به آنها گفت بخورند. 11 چه زیباست که از این همه حوادث و وقایع تحریف شده بیاموزیم که هدف مقدس امام حسین(ع) و قیام عاشورا در جنبه های مختلف اخلاص، تربیت، اخلاق، شجاعت، تحمل عقیده مخالف، عزت نفس و مخالفت با ظلم، ستمگری و ستم پذیری و در یک کلام خصایل نیک انسانی را رشد دادن و رذایل اخلاقی را مذمت کردن و از دامن جامعه اسلامی پاک نمودن، سیره امام (ع ) وبقیه ائمه و پیشوایان و سرور آنان پیامبرگرامی اسلام(ص) بوده است. آنان برای رشد و تعالی و ترقی جامعه از جان خویش مایه گذاشتند و امام (ع)در حرکت از مکه به طرف عراق فرمود: هر کس آماده است تا در راه احیای سیره جدم از خون دلش مایه بگذارد و بگذرد با من بیاید که فردا صبح عازمم این روش سرور آزادگان امام حسین(ع) در انسان سازی است و ختم کلام اینکه: ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی مدیر مسئول پی نوشت ها : 1- حماسه حسینی ، استاد شهیدمرتضی مطهری، جلد اول، صفحه 18 و 19 2- همان، صفحه 30 3- همان، صفحه 31 4- همان، صفحه 53 و 54 و 55 5- همان، صفحه 102 و 103 6- از عاشورای حسین تا عاشورای شیعه ، محمد اسفندیاری، صفحه 37 7- انف یعنی بینی و اذن یعنی گوش 8- زندگانی شاه عباس اول ، نصرا. .. فلسفی، جلد اول و دوم، صفحه 470- 469، چاپ انتشارات علمی، سال 1364 9- خام گاو یعنی پوست دباغی نشده 10- زندگانی شاه عباس اول، صفحه 471- 472 11- همان، صفحه 638-641 ...
تبری که برگردن بت بزرگ نشست !
طلیعه سخن را من باب تیمن و تبرک مزین کنیم به کلام وحی و نورانی قرآن کریم که در راستای روشنگری امامان و هدایتگران جامعه دینی آنان را به استراتژی دشمن دیرینه اعم از کفار و منافقین که دو حلقه پبوسته به هم بوده و چونان دو لبه قیچی تنها یک هدف را قطع و در جهت محو دین نقش آفرینی می کنند ، هشدار می هد و می فرماید : " ولن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم قل ان هدی اللّه هو الهدی ولئن اتبعت
کارگزاران نظام اسلامی باید انتقادپذیر باشند
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد اخیراً حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی در مقام ریاست جمهوری در نمایشگاه مطبوعات درباره لزوم نقد سخن گفت و با انتقاد از نشریاتی که از بیت المال تغذیه می شوند و حرمت شهروندان را نگه نمی دارند مطالبی بیان داشت که مردم از طریق خبرگزاری ها و رسانه های عمومی از آن سخنان و بازتاب هایی که در پی داشت آگاه شدند از جمله: آیت ا... آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه، با تأکید بر اینکه روند دستگاه قضایی رعایت قانون و مصالح کشور است، از مطبوعات و مسئولان خواست به قوه قضائیه کمک کنند نه اینکه در حق قوه قضائیه جفا کنند و نسبت های ناروا دهند. وی اظهار داشت: رئیس جمهوری محترم گفتند باب نقد در کشور باز است و به النصیحته لائمه المسلمین تمسک جستند و اینکه حتی به حاکم مسلمین هم می توان نقد کرد، بنابراین طبعاً به مقامات پایین تر هم می توان نقد کرد؛ چند نکته را از باب نصح مطرح می کنم. آیت ا... آملی لاریجانی با تصریح بر اینکه نباید نسبت به قوه قضائیه جفا کرد افزود: همه می دانند که همواره از دولت حمایت کرده ام؛ بعد از این هم حمایت خواهم کرد چرا که معتقدم باید با همدلی حرکت کنیم، مردم از ما حل مشکلات را می خواهند نه اینکه هر روز حاشیه ای ایجاد کنیم و مشکلی بر مشکلات بیفزاییم. رئیس دستگاه قضا تأکید کرد: رئیس جمهوری محترم دو سه عبارت را به کار بردند از جمله اینکه قوه قضائیه باید مأمن جامعه باشد و اگر نمک سالم باشد، هر چیزی اشکال داشته باشد می توان جلوی آن را گرفت اما اگر نمک فاسد شود، کار بسیار سخت می شود، باید پرسید مقصود از این جملات شرطی چیست. 1 اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه ای همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت دانسته و حدود و کیفیت آن را به عهده قانون گذاشته است به عبارتی هر شهروند که حق شرکت در انتخابات را داشته باشد می تواند با متانت وادب و بدون اهانت به دیگران مواضع انتقادی خود را سنجیده و از روی دلسوزی خطاب به هر یک از مسئولان و دولتمردان بگوید یا بنویسد، ضمناً جو را متشنج نکند و عنان قلم را رها ننماید، در این صورت درخواست پاسخگویی از افرادی که در قوه قضاییه انجام وظیفه می نمایند یا انتقاد از عملکرد عده ای از قضات به معنی زیر سئوال بردن نهاد قوه قضاییه یا نادیده گرفتن تلاش ها و اقدامات قانونی اکثریت قضات محترم کشور نیست. منتقدین می خواهند متذکر شوند ممکن است قدرت، انسان را از مسیر اصلی و واقعی دور کند بنابراین باید نیروهای مسئول به منظور ایجاد جو آرامش در جامعه و جلوگیری از تضییع حق انسان ها و احقاق حق مظلومین و مجازات ستمگران، اختلاس کنندگان، زراندوزان، تهمت و افترازنندگان، متجاوزان، قاچاقچیان و امثال آنها تلاش مضاعف به عمل آورند. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) بارها و مکرراً در مصاحبه ها و پیام ها و سخنرانی ها برای آحاد مردم این مرز و بوم حق انتقاد قائل شده اند. این حکومت در همه مراتب خود، متکی به آرای عمومی و تحت نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود. 2 الان مکلفیم ما، مسؤولیم همه مان مسؤولیم، نه مسؤول برای کار خودمان مسؤول کارهای دیگران هم هستیم (کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته) همه باید نسبت به همه رعایت بکنند، همه باید نسبت به دیگران، مسؤولیت من هم گردن شماست، شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسؤولید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین؟ سایر مردم هم باید بکنند و نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد، مال همه است، امت باید نهی از منکر بکند، امر به معروف بکند. 3 ...اگر یک نفر خلاف کرد، بیست نفر از شماها رفت گفت نکن، این کار صحیح نیست، تحت تأثیر واقع می شود. اگر یک معمّم، یک صورت معمّم، یک کار خلاف کرد، از اطراف، معمّمین هجوم به آن آوردند که چرا این کار را می کنی؟ نمی کند دیگر. اگر من یک خلافی کردم همه تان هجوم آورید که چرا این کار را می کنی؟ من سر جایم می نشینم. همه تان مسئولید، همه مان مسئولیم. امروز مسئولیت، بزرگ است برای ما، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیه ما قضیه هیتلر بشود. 4 مقام معظم رهبری در مواقع گوناگون به این نکته اشاره و از انتقاد استقبال نموده اند. اینی هم که گفتند از رهبری انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسی انتقاد نکند؛ ما که حرفی نداریم. من از انتقاد استقبال می کنم؛ از انتقاد استقبال می کنم. البته انتقاد هم می کنند. دیگر حالا جای توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم می گیرم، دریافت می کنم و انتقادها را می فهمم... چند سال قبل یکی از نشریات دانشجویی از بنده انتقاداتی کرده بود. خواستند برخورد کنند اما من گفتم برخورد نکنید این ها اشکالی ندارد اجازه دهید بنویسند. 5 دولتمردان و مسئولان در نهادهای مختلف، نمایندگان مجلس و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران باید خود را پاسخگوی انتقادات بدانند. امام جمعه موقت قم آیت ا... ابراهیم امینی می گوید: انتقاد در فرهنگ اسلام یک ارزش و گاهی یک تکلیف است، امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود: بهترین برادران من کسی است که تذکر عیوبم را به من هدیه کند. میزان الحکمه، ج 3، ص 2207. انتقاد سازنده به انسان کمک می کند تا عیوب خود را بر طرف سازد، اگر طالب کمال هستیم باید ازا نتقاد استقبال کنیم و از ان پند بگیریم. ولی در عرف ما انتقاد کار زشتی به شمار می رود، می کوشیم از کسی مخصوصا قدرتمندان انتقاد نکنیم مبادا رنجیده خاطر گردند و منافعمان در خطر قرار گیرد. دوست نداریم کسی از ما انتقاد کند و اگر کسی عیوب و نواقص ما را تذکر داد، به جای تشکر، می رنجیم و او را قدر ناشناس، حسود، بی ادب و دشمن، به حساب می آوریم. با این که انتقاد در عرصه سیاست یک امر ضروری است. و بهترین وسیله است برای شناخت نقاط ضعف و منفی و اصلاح آنها ولی متاسفانه شخصیت های سیاسی و اجتماعی و مسئولان سازمان ها و نهادها جدا" از آن گریزانند، و این عمل مفید و سازنده را حمله به شخصت خود به حساب می آورند و در صدد انتقام بر می آیند. این اشتباه بزرگی است که امام خمینی(ره) همواره بدان اشاره می کرد. در جایی فرموده: هیچ کس و هیچ دستگاهی و هیچ فردی نمی تواند ادعا کند که من نقص، هیچ ندارم، اگر کسی ادعا کرد این را این بزرگترین نقصش همین ادعاست. کسی نیست که بتواند بگوید که من بی عیب هستم، بی عیب ما نداریم در دنیا، و ما باید همیشه توجهمان به آن عیوب خودمان باشد. صحیفه امام، ج 17، ص 246. امام خمینی بر این باور بود که مردم حق انتقاد دارند و باید در مواقع لازم از مسئولان انتقاد کنند و تذکر بدهند تا اگر اشتباه دارند در صدد اصلاح خود برآیند، مسئولان و کارگزاران نیز باید انتقاد پذیر باشند. در جایی فرمود: انتقاد باید بشود، تا انتقاد نشود اصلاح نمی شود یک جامعه، عیب هم در همین جا هست. سر تا پای انسان عیب است و باید این عیب ها را گفت، انتقادات را کرد، برای این که اصلاح بشود جامعه. صحیفه امام، ج 14، ص 401 6 عده ای از نمایندگان و فعالان سیاسی گاه از عملکرد بعضی قضات انتقاد نموده و از جمله نماینده مردم اردستان در مجلس شورای اسلامی اظهار می دارد: چرا در قوه قضاییه مشهور شده است که تا رشوه ندهی و پارتی نداشته باشی کار پیش نمی رود و چرا وقتی آیت ا... شاهرودی در قوه قضاییه آمدند گفتند ویرانه تحویل گرفتم و وقتی آیت ا... آملی آمدند گفتند خرابه تحویل گرفتم و چرا باید روسای دادگستری ها هشت سال در بالاترین سمت بمانند تا دچار اتهام و ناکارآمدی شوند؟وی تصریح کرد: آب راکد هم می گندد پس چرا برخی از مدیران در مقام قضایی سال ها جای خود می مانند و مگر نمی گویند امیرمومنان(ع) صبح هنگام به ابوالاسود حکم قضاوت داد و ظهر هنگام این حکم را لغو کرد پس چرا در کشور ما این اتفاق رخ نمی دهد؟ و علمای ما نیز مردم را از مرگ نمی ترسانند و از خطاهای خود برحذر نمی دارند و گورستان را با نام آرامستان تلطیف می کنند در حالیکه مرگ تنها حقیقتی است که مغرورین را به تواضع می کشاند. 7 نگارنده این سطور به عنوان نمونه یادآوری می نماید: اگر به تذکرات مجلس ششم و هفتم، هشتم ونهم درباره تخلفات یکی از قضات سابق توجه شده بود، مردم در جریان نهایی شدن پرونده فروش سئوالات کنکور قرار گرفته بودند، ماجرای مرگ خبرنگار ایرانی، کانادایی پیش نیامده بود، جنایت کهریزک رقم نخورده و داستان ستار بهشتی به وقوع نپیوسته بود، عده ای از دولتمردان و نمایندگان سابق مجلس را با زیر شلواری و سرپایی به سالن دادگاه نیاورده بودند در حالی که هنوز حکمی برای آنها صادر نشده محاکمه آنها از تلویزیون پخش نمی شد، گرچه دزد چند مرغ و لنگه کفش را که به حق به زندان انداخته بودند اما در برابر، عده ای از اختلاس کنندگان و مفسدان اقتصادی و زمین خواران در گوشه و کنار راست راست نمی گشتند، به دست بعضی از قضات مرخصی عده ای زندانی ماه ها لغو نمی شد و می گذاشتند زن جوان و زندانی طبق قانون مدتی یک بار با خانواده اش ملاقات داشته باشد یا فرزند دو، سه ساله اش را در آغوش بگیرد تا فرزند گرمای وجود مادر را احساس کند و در نهایت توسط یک مقام اسبق دادگستری بر خلاف قانون مخفیانه گفته های فردی ضبط نمی شد و عالی ترین مقام اجرایی کشور در برابر نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دوربین های تلویزیونی و رسانه های سراسر جهان پخش نمی کرد و... در آن صورت به طور قطع بهتر و بیشتر در مسیر قانونگرایی قدم برداشته بودیم و بنا به گفته آن روحانی دلسوز و اندیشمند توانا امام جمعه موقت قم آیت ا... ابراهیم امینی: اگر دستگاه قضایی بدون رعایت جناح بازی، رشوه خواری و پارتی بازی کار خود را انجام دهد آبروی نظام حفظ خواهد شد، اگر مردم از دستگاه قضایی مایوس شوند به انقلاب، امام راحل (ره) و شهید بهشتی ظلم شده است. 8 حسن ختام مقاله به ترجمه آیات 44 و 45 و 46 سوره شریفه الحاقه که خداوند خطاب به رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) با کلمه شرط فرموده است اختصاص می یابد: اگر محمد(ص) دروغی به ما نسبت دهد و چیزی که ما گفتیم از خود درآورده و به ما نسبت دهد یعنی اگر سخنی به تکلف و زحمت خودش بگوید، دست راست او را قطع خواهیم نمود و ما قطع می کنیم از او رگ دل او را و او را هلاک می نمائیم. 9 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- روزنامه ایران، 19/8/94 2- صحیفه امام خمینی(ره)، جلد 4، صفحه 160 3- همان، جلد 8، صفحه 487 4- همان، صفحه 511 5- سایت الف، 7/8/1388، واکنش رهبر معظم انقلاب به انتقادات صریح یکی از نخبگان 6- پایگاه اطلاع رسانی آیت ا... ابراهیم امینی، اخلاق و سیاست از دیدگاه امام خمینی(ره)، 10/3/1387 7- سایت تابناک، 19/3/94 8- خبرگزاری دانشجویان ایران 9- ترجمه تفسیر مجمع البیان ، شیخ طبرسی، جلد 25، انتشارات فراهانی، سال 1358 ...