سایر خبرها
با غذای ایرانی و کهن خود غریبه هستیم
عرصه چگونه شکل گرفت؟ جیم: 40 نفر بودیم که در اولین دوره سس سازی حضور داشتیم. در آن زمان تا 4 صبح درس می خواندم، جزوه سس سازی را یکی از دوستانم از لندن برایم فرستاده بود که باید به او پس می دادم. بعد از کلاس که به خانه آمدم، ساعت 11 شب متوجه شدم جزوه را در کلاس جا گذاشتم، باورتان نمی شود تا صبح تو اتاق راه رفتم. ساعت 7 صبح بود. در کلاس را که باز کردم، دیدم نورافکن از سقف کلاس
ازدواج معکوس، درک واقعی یا احساسی
سنی زوجین نیست. 'ترمه - ن' بازنشسته شده، با این که به چهره اش نمی آید 55 ساله است و چند ماهی است از همسر 40 ساله اش جدا شده است. او می گوید: هشت سال پیش در حالی که در بهترین شرایط شغلی بودم با همسرم که یکی از مراجعه کنندگان به اداره بود آشنا شدم و به رغم مخالفت خانواده هایمان با او ازدواج کردم . وی افزود: او وضع مالی متوسطی داشت و ما زندگی مان را در خانه من شروع کردیم ، او در
مجموعه ای از جرائم خشن در پرونده زندانی فراری + تصاویر
. در همین زمان و با صدای مردم که می گفتند: فیلمت را داریم می گیریم متوجه شدم که تمام لحظات زورگیری فیلمبرداری شده است. به همین علت، بدون آن که موفق به سرقت کیف شویم، با موتور به سرعت از محل فرار کردیم، اما چند روز بعد توسط آگاهی دستگیر شدیم. چند شاکی در پرونده ات داشتی؟ نزدیک به 30 نفر شاکی داشتم که مرا شناسایی کرده بودند. چه حکمی برایت صادر شد؟ ابتدا
اگر شهدای مدافع حرم نبودند، امروز تروریست ها در مرکز ایران بودند
شد و پسران می گفتند می خواستیم قبل از پدر شهید شویم و مطمئن باشید برای دفاع از سوریه تا آخرین قطره خونمان می جنگیم. نماینده ولی فقیه در سپاه قدس افزود: یک جوان لبنانی به سوریه آمد و به دست داعش افتاد و بدن بی سر را برای مادر فرستادند و مادر نگاهی به این بدن انداخت و گریه و فریاد کرد و گفت وقتی دیدم جوانم سر ندارد گفتم که الحمدلله پسرم مثل حسین بی علی(ع) سر ندارد و وقتی به بدنش نگاه
شوهرم توقع دارد دخترم خرج زندگیمان را بدهد
زن میانسال زمانیکه دید شوهرش از دختر او توقع دارد سرکار برود و خرج زندگیشان را بدهد، به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش زوج میانسال با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق دادند. زن میانسال در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی از وقتی با شوهر دومم ازدواج کرده ام او دیگر سرکار نمی رود و در خانه می نشیند. حالا بیکاری اش بماند، او توقع دارد که دخترم
باید به دنیا ثابت می کردم یک ژنرال زن ایرانیم/ هر کدام از ما باید یک زن مسلمان آگاه باشیم
به گزارش اصفهان بیدار ، همایش 20 ساله ها با عنوان ما زنده ایم و در گرامیداشت یاد و خاطره شهید طیبه واعظی شهید شاخص قشر زنان کشور که در سن 20 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل شدند؛ بعد از ظهر امروز با حضور بیش از 5 هزار دختر 20 ساله در ورزشگاه پیروزی اصفهان برگزار شد. بسیج یک فرهنگ ساعی و جاری دینی و انقلابی است معصومه آباد؛ عضو شورای اسلامی شهر تهران، آزاده دفاع مقدس و نویسنده
مقام معظم رهبری کم نظیر نیست!
تفاوتی ندارد. این کارها به نظام واقعاً ضربه میزند. نظام از 4 تا حرف ضدانقلاب ضربه نمی بیند ولی این کارها به نظام ضربه می زند. همین 4 سکه 4 میلیون است کم که نیست. همین را به یک دختر جوان بدهند چند تکه جهازیه اش را میخرد. یکی دیگر از شبهاتی که در مصاحبه اخیر شما وجود داشت این بود که شما مخالف حضور افراد مسن در مجلس خبرگان هستید. برخی این گفته شما را در کنار برخی مواضع و تحرکات مشکوک
انتقام گیری عجیب مرد قاچاقچی
به گزارش پایگاه خبری اجتماعی فارس عرب، پانزدهم اسفند سال گذشته مردی هراسان با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران از ربوده شدن خود توسط دو سرنشین خودروی پراید در حوالی میدان آزادی خبر داد. مرد 33 ساله در شکایتش به بازپرس پرونده گفت: برای رفتن به خانه از میدان آزادی سوار یک دستگاه خودروی پراید با دو سرنشین شدم. هنوز دقایقی از حرکت خودرو نگذشته بود که دو مرد که همدیگر را مهدی و امیر صدا
دختر جوان، تسلیم خواسته مدیر کارآگاه مبل سازی شد
کارآگاه مبل سازی در حوالی چهاردانگه برد. وقتی وارد کارآگاه شدیم، فقط دو پسر جوان آنجا بودند. به ماجرا مظنون شدم و خواستم برگردم، اما دو سگ وحشی را که کنار کارگاه بودند، رها کرد و گفت اگر بخواهم از محل بروم آنها را به جانم می اندازد. بعد هم... پس از طرح این شکایت پرونده به دستور قاضی بستان زاده بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی برای شناسایی متهمان در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت
هم شمر خوانده ام هم امام
همسرم صحبت می کردیم. به او گفتم یادت هست با دست خالی آمدم مشهد و رفتم سراغ خیاطی؟ وقتی انقلاب شد بازار کار کساد شده بود، بعد از آن به شهرداری رفتم و همانجا ماندگار شدم، بعد هم بازنشسته شدم و این زندگی آبرومند را ساختم، اینها همه لطف امام حسین(ع) است. خدا به او 9 فرزند خوب و سالم بخشیده؛ 6 دختر و 3 پسر. این بزرگ ترین ثروت حاج مهدی است؛ فرزندانی صالح. او می گوید: همه را بزرگ کردم و خانه بخت فرستادم
مشق آرزوهای کودکانه از خیابان تا خانه
تصویر بود یا یکی دو تصویر بیشتر نداشت. این ایراد شاید متوجه دبیرخانه همایش باشد که حداقل یکبار قبل ازهمایش عمومی، به نمایندگان هر مؤسسه نحوه ارائه گزارش را آموزش می داد و ایرادهای آنها را برطرف می کرد. وی ادامه می دهد: خانه مشق محله ارزنان شهر اصفهان یک نمونه از تشکلی مردمی است که در جهت حمایت از کودکان محروم و بد سرپرست از سال 1391 شروع به کار کرده است. از آنجا که 90درصد سکونتگاه های غیر
غرق در رنج و اوهام
نمی دانستم که شوهرم اسکیزوفرنی حاد دارد؛ یعنی کسی به من نگفت. بعد گویی ادامه جمله اش را قورت می دهد. کمی نفس تازه می کند و می گوید: شوهرم با ماشین کسی کار می کرد، الان چون ناراحتی اعصاب دارد و نمی تواند رانندگی کند بیکار است، خودم هم دستفروشی می کنم اما درآمد من برای کرایه خانه، درمان بیماری خودم و بچه ها کفایت نمی کند. او 2پسرو یک دختر دارد که هر 3بیش فعال هستند؛ پسر بزرگش سامان 11ساله
گفته بود می روم سیستان ولی از سوریه تماس گرفت
گرفتند و ما در سال 51 ازدواج کردیم که ثمره آن 7 فرزند شد: 5 دختر و 2 پسر و حجت فرزند ششم بود. از این 7 فرزند، 2تا از دخترانم در شهرستان به دنیا آمدند و بقیه در تهران. اسمش را خودم انتخاب کردم. اسم پسر بزرگترم مهدی بود و ما حتما می خواستیم اسم پسرانم اسم امام باشد. * یک بار که معلم او را کتک زد خیلی ناراحت شدم حجت بچه شلوغی بود ولی نه اینطور که مثلا اذیت کند یا برای
پیرغلامی که پس از نیم قرن نوکری امام حسین(ع) مداح کارتن خواب ها شد
/> فرزندانم طباطبایی اند در گذشته سن ازدواج پایین بود و جوانان زودتر سرو سامان می گرفتند. سید محمد هم از آن جمله جوانان قدیم است که در 16 سالگی رخت دامادی به تن کرده است. در اوج جوانی با دختر دایی مادرش که زن سیده ای است ازدواج کرده و حاصل این ازدواج هم 6 فرزند است. فرزند اول آنها دختر است و 5 فرزند دیگرشان همگی پسرند. او در ادامه از تک دخترش صحبت می کند و می گوید: خدا را شکر همه
یدالله صمدی: هیچ کدام از کارهایم پایان تلخ ندارد
افراد را میشناسیم و دروبرمان زیاد دیده ایم. انتخاب بازیگرهای کودک بر چه اساسی بود؟ ما اعلام کردیم که به بازیگر پسر بچه 6 ساله نیاز داریم،ب ه مدارس و پیش دبستانی ها مراجعه کردیم و نزدیک 400 بچه به دفتر ما آمدند دستیاران من با آنها صحبت می کردند و از آنها فیلم می گرفتند، آاز میان نهایی که آمدند شهاب و خسرو انتخاب شدند چند روز قبل از فیلمبرداری من دوباره فیلم منتخبین را دیدم و گفتم
گفت و گو با جواد افشار، کارگردان سریال کیمیا
/> برای نمایش دادن یک زن بی حجاب در سال 1357 چگونه باید عمل کنیم؟ اتود های مختلفی را زدیم. مثلاً درباره کیمیا و دختران همکلاسی اش، همه می دانیم کسی روی روسری تل نمی گذارد، اما اینها یک نشانه بود، می خواهیم بگوییم که اینها مدل مو است. در کلاس درس چند دختر را با روسری نشان می دهیم و تعداد دیگری را مانند کیمیا با آن شکل و شمایل با محدودیت هایی که داشتیم، سعی کردیم تفاوت هایی را ایجاد
پسر جوانی که زن 60 ساله مورد علاقه اش را کشت در یک قدمی اعدام
دهم خرداد سال 91 ماموران پلیس در جریان کشته شدن یک زن 60 ساله قرار گرفتند و بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و با حضور در محل حادثه به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران در محل مشخص شد که زن 60 ساله ای با ضربات چاقو به قتل رسیده است. ماموران به تحقیق در این رابطه پرداختند و در نهایت متوجه شدند که این زن آخرین بار با پسر جوانی اهل افغانستان قرار ملاقات
روایت خواندنی از عجیب ترین داروخانه تهران
قبول شدند. سال 46 فارغ التحصیل شدم و بالاخره اول اردیبهشت سال 1354 این داروخانه را از یک اقای دکتر خریدم و از آن روز تابه حال هم یک سره کار کردم. امسال هم دقیقا چهل سالگی این داروخانه از زمانی است که من وارد آن شده ام. خانم دکتر ترابی سه پسر و دو دختر دارد: سال دوم دانشگاه ازدواج کردم و زود هم بچه دار شدم. اگر برنامه ریزی صحیح وجود داشته باشد، آدم خیلی از کارها را می تواند انجام دهد. جوان های
بازگشت شاهین به صفحه حوادث
سرعت از محل فرار کردیم و چند روز بعد توسط آگاهی دستگیر شدیم. درباره دستگیری ات هم توضیح بده؟ آن روز داخل مخفیگاهم پنهان شده بودم. می دانستم که مأموران به دنبالم هستند. هنگام خارج شدن از خانه بود که متوجه حضور پلیس شدم و فرار کردم، اما هنگام تعقیب و گریز با شلیک گلوله به پاهایم دستگیر شدم. وقتی دستگیر شدی چند نفر از تو شکایت کردند؟ حدود 30 نفر شاکی داشتم که مرا شناسایی کرده
شکایت آدم ربایی به قاچاق مواد مخدر ختم شد
به گزارش خبرنگار ما، روز 15 اسفندماه سال قبل، مردی به اداره پلیس رفت و از دو مرد به اتهام آدم ربایی و سرقت اموالش شکایت کرد. وی گفت: ساعتی قبل در میدان آزادی منتظر تاکسی بودم که یک خودروی پراید مسافربر کنارم توقف کرد. به جز راننده، مرد جوانی به عنوان مسافر در صندلی عقب نشسته بود. پس از اینکه مقصد را گفتم، سوار شدم. راننده هنوز مسافتی را طی نکرده بود که سرنشین عقب چاقویی زیر گلویم گذاشت و تهدید
داغ ناموس به قتل شوهر خواهر انجامید
: مدتی قبل از کشتن احمد، به رفتارهای لیلا مشکوک شده بودم. او شب ها از خواب بیدار می شد و با موبایل تا صبح پیامک بازی می کرد. فهمیدم خبرهایی است. پرینت تلفنش را گرفتم. دیدم در عرض یک ماه، 200 پیامک عاشقانه به احمد داده. باورم نمی شد. او از برادر به من نزدیک تر بود. پرینت تلفن را گرفتم و به مغازه اش رفتم. گفتم پایت را از زندگی من بیرون بکش اما او منکر همه چیز شد. وقتی چند ماه بعد، با همسر و دخترم به
صدای خاموش فقر در شهر سنندج
زنان و دختران جوانی که در حال فروش زیره هستند مواجه شده اید. در میان دستفروشان خیابان انقلاب و امام خمینی شهر سنندج از دختران جوان تا زنان 60 ساله را می بینید که ساعت ها بر روی زمین سرد چمباتمه زده اند و برای تامین هزینه های زندگی در تلاش هستند. حضور زنان زیره فروش در مرکز شهر سنندج طی سال های اخیر رو به افزایش بوده است و عدم ساماندهی آن می تواند در طولانی مدت بسترساز آسیب های
مایلی کهن: حقوق ماهیانه کی روش 120 هزار یورو است
آنکه من سکته کردم و در بیمارستان بستری شدم لطف کرد و با وجود همه گرفتاری هایی که داشت به عیادت من آمد و وظیفه انسانی من هم حکم می کرد جویای احوالشان شوم و به همین دلیل به عیادت وزیر ورزش رفتم. این عیادت به این دلیل جالب است که شما حامی شماره یک احمدی نژاد رئیس جمهور سابق بودید؟ من آقای احمدی نژاد را دوست داشتم و هم اکنون هم او را دوست دارم اما باید این نکته را ذکر کنم که در هیچ
پیدا شدن ماجرای عتیقه در حادثه خانه ویلایی
ها وارد ساختمان شدیم. مرد افغان و پنج مرد دیگر را دیدم که از در پشتی ساختمان گریختند. بعد متوجه شدم که فرهاد با ضربات چاقو کشته شده است و شهباز را که مجروح بود، به بیمارستان منتقل کردیم. این مرد گفت من دختری دو ماهه دارم و دلم برای بچه ام تنگ شده است. در جریان ماجرا هم نقش نداشتم و از شما می خواهم من را رها کنید تا به دیدار دخترم بروم. پس از ثبت اظهارات این مرد، وی به دستور بازپرس در اختیار مأموران پلیس آگاهی قرار گرفت.
خواستگار شیاد، در زندان مشهد پیدا شد!
سرعت دور شد و نتوانستم سد راهش شوم. تلفن همراهش هم خاموش بود. به هتلی که مدعی بود مدیر آنجاست رفتم، اما مسئولان آنجا گفتند که مدیر نیست و برای چند مرحله به عنوان مشتری به هتل آمده است. همان جا بود که متوجه کلاهبرداری شدم. شکار دختران دیگر همزمان با تشکیل پرونده قضایی و به دستور بازپرس بهروز مهاجری، پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت. ماموران در ابتدا با
شلیک انتقام به داماد
به گزارش بولتن نیوز به نقل ار روزنامه ایران، . ساعت 10 شب پنجم آبان ماه سال 92 صدای شلیک چند گلوله سکوت شبانه را در خیابان واین شهریار شکست و جنایتی خانوادگی رخ داد . همسایه ها با شنیدن صدای شلیک از خانه هایشان بیرون ریختند و خود را در برابر صحنه هولناک مرگ مرد آشنایی دیدند . این جنایت مسلحانه خیلی زود به کارآگاهان پلیس مخابره شد و دقایقی نگذشته بود که بازپرس جنایی نیز پای در قتلگاه
شناسایی محله به محله مبتلایان به اچ آی وی
به گزارش شفا آنلاین ، داشتم از این جا رد می شدم، اتوبوس ایدز را دیدم، گفتم بیام آزمایش بدم. اینها را مرتضی که 22 ساله است، می گوید: رابطه دارم، گفتم نکنه ایدز گرفتم. او کنار چند مرد و یک زن در خیابان نفیسی شهرک اکباتان، ایستاده تا نوبتش شود: خیلی کار خوبیه، به دوستامم می گم بیان آزمایش بدن. او دقایقی قبل، مشاوره شده و به تشخیص کارشناس، رفتارهای پرخطر داشته و باید آزمایش دهد. مژگان و علی هم در صف
جامعه روی گسل زنجانی
به گزارش شفا آنلاین ، وقتی نامش در کوچه و خیابان و خانه و محل کار آنها می آید، به یاد میلیاردها تومان پول و انواع و اقسام رانت ها و درنهایت دولت های نهم و دهم و در راس آن، رئیس این دولت ها محمود احمدی نژاد نیفتد. بابک زنجانی را تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 به اندازه حالا کسی نمی شناخت؛ مرد 41 ساله ای که بعدها ثروت افسانه ای اش سر زبان ها افتاد و بعد به بندش کشید؛ مردی که نه
ربودن زن جوان به بهانه مسافرکشی
ولی در ادامه صحبت های شاکی که به شدت مجروح شده بود، همه چیز را مشخص کرد. این زن به ماموران گفت: تازه چند روز است که زایمان کرده ام. آن روز درحالیکه که نوزادم را پیش مادرم گذاشته بودم به خانه خودمان رفتم تا وسایلی را بردارم. پس از آن به خیابان آمدم تا تاکسی سوار شوم که این راننده برایم بوق زد. من هم به خیال اینکه مسافر کش است سوار شدم. اما او در راه تغییر مسیر داد و به اعتراضم توجهی نکرد
ازدواج با مرد متاهل مورد علاقه، درست یا غلط
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح به نقل از باشگاه خبرنگاران، دختری 27 ساله هستم. در حال حاضر خواستگاری دارم که 47 ساله و دارای همسر است. دلیل ازدواج مجدد خواستگارم، علاقه به داشتن فرزند پسر است چون همه فرزندانش دختر هستند و پسری ندارد. همچنین شرایط خواستگارم از نظر مالی عالی است. طی این چند سال با این که تحصیلات کارشناسی دارم، خواستگار مناسبی نداشتم. برای من وضع مالی همسر آینده ام مهم است و در حال