سایر منابع:
سایر خبرها
هاشمی: تمایلی به شرکت در خبرگان ندارم
شود، خیلی ها از روحانیت زده می شوند و بی تفاوتی هایی در آنها پیدا می شود. واقعاً روحانیت یک قدرت جدی و مادر در کشور است. روحانیت در دوران پهلوی سرکوب شده بود اما قلب مردم با روحانیت بود که وقتی دوران پهلوی اول گذشت، کم کم خودش را نشان داد و تبدیل به این قدرت بزرگ شد. حوزه ها و حدود هفتاد، هشتاد هزار مسجد و همین مقدار حسینیه و هر روز یک مراسم برای تولد و شهادت ائمه(ع)، محرم و صفر و ماه رمضان و
"برای پشیمانی دیر شده" / پسر جوان: عاشق دختر خاله ام بودم ولی با دختران شیشه ای رابطه داشتم
ها و اسرارم را راحت با شما در میان بگذارم؟ بعد از اینکه احساس اطمینان در وی ایجاد شد، ادامه داد: مادر بیچاره ام، نمی دانم چطور باید محبت های او را جبران کنم. 15 ساله بودم که مادرم به خاطر اعتیاد پدرم از او جدا شد. پدرم مرد خوبی بود اما اعتیاد همه چیزش را از او گرفته بود. او در تمام این سال ها خودش کار می کرد و مخارج زندگی را تامین می نمود. وقتی بچه بودم از پدرم متنفر بودم. همیشه دلم می
سینمای ایران در مرداب کلیشه های روشنفکرزده
متخصص در زمینه پویانمایی است. انیمیشنی که در جشنواره فیلم فجر با رضایت و استقبال اهالی سینما و رسانه مواجه شد. این فیلم سینمایی انیمیشن به کارگردانی حامد محمدیان، به زندگی مادر مکرم حضرت امام زمان(عج) می پردازد. با وجودی که طبق مقررات، آثار انیمیشن امکان حضور در بخش اصلی جشنواره فجر را ندارند، اما کیفیت شاهزاده روم در سطحی بالاتر از انیمیشن های ایرانی بود و این موضوع، برگزارکننده های جشنواره فجر را
آیت الله هاشمی رفسنجانی: با روحانی جلسه می گذاریم و اگر لازم باشد با هم تفاهم می کنیم /جلسات عاطفی ام با ...
روحانیت زده می شوند و بی تفاوتی هایی در آنها پیدا می شود. واقعاً روحانیت یک قدرت جدی و مادر در کشور است. روحانیت در دوران پهلوی سرکوب شده بود اما قلب مردم با روحانیت بود که وقتی دوران پهلوی اول گذشت، کم کم خودش را نشان داد و تبدیل به این قدرت بزرگ شد. حوزه ها و حدود هفتاد، هشتاد هزار مسجد و همین مقدار حسینیه و هر روز یک مراسم برای تولد و شهادت ائمه(ع)، محرم و صفر و ماه رمضان و فاطمیه، برنامه های
از انجیرفروشی تا فرماندهی جنگ! / انتظار 32 ساله مادر
، کار هفت جد تو هم نیست مرا از رفتن به جبهه منصرف کند. پدرش به او می گفت: اگر تو بروی چه کسی خرج ما را بدهد؟ بمان و از ما مراقبت کن. رو به پدرش می کرد و می گفت: نگران نباشید، خدا بزرگ و روزی رسان است. اصرارهای ما نتیجه ای نداشت و راهی جبهه شد. مدتی از او بی خبر بودیم، آن زمان عضو سپاه بندرگز بود، چندبار به سپاه بندرگز رفتم تا خبرش را بگیرم، گفتند حالش خوب است اما مدتی بعد از سپاه نامه
چگونه به کودکم بگویم سرطان گرفته ام؟
بیکار، او نظافتچی شیفت شب دانشگاه است و به جز دو دخترش انگیزه دیگری در زندگی ندارد. در مقطعی از زندگی، ضعف و بیحالی باعث می شود تا او مورد بررسی های پزشکی قرار گیرد و پس از آن مشخص می شود که دچار سرطان است. پزشک به او می گوید که تنها دو ماه زنده می ماند و آن با پنهان کردن بیماری به دیگران می گوید که فقط کم خونی دارد. او مشغول ضبط کردن صدا برای دخترها، مادر، همسر و دوستش می شود و سعی می کند
گپی با مهدی طارمی؛ پسر خوش تکنیک پرسپولیس
را از نزدیک داشتم اما حالا خوشحالم که شاگرد او هستم. علی آقا در یکی از بازی های لیگ مرا دیده بود و گفت دوست داری به پرسپولیس بیایی و من هم با سر آمدم. وقتی وارد تهران شدی چه حسی نسبت به این شهر داشتی؟ - با آن همه سروصدا و هیاهو فقط یک چیز در ذهن من بود و آن رسیدن به آرزوهای بزرگ واقعا هیچ جای تهران را نمی شناختم و روزی که رسیدم تهران چون جایی را بلد نبودم یکی از دوستانم به من
کودک معلول: خدا منو اینطوری آفریده
کرده بود پورشه سواران هم سبد کالا دریافت کردند. چطور ممکن است این خانواده با دو فرزند معلول حائز شرایط لازم نباشند؟ با عجز و صدای گرفته جملاتش را در بغضش گره می زند و می گوید: بچه های من هیچ امکاناتی ندارند. یک تلویزیون کوچک دارم و می روند جلوی جلو می نشینند تا بتوانند تصاویر را ببینند. پدر و مادر زن هم جهت حمایت وضعیت چندان روبه راهی ندارند. می گوید نمی تواند از تهران خارج شود. هر سه
حقوق مسافر هوایی
یاری آنان بشتاب. 7- وقتی همه حرکت می کنند تو هم به همراهشان برو. 8 - وقتی همه کار می کنند تو هم با آنان کار کن. 9- از بزرگ تر خود حرف شنوی داشته باش. 10- هرگاه در مقصد تردید کردید توقف کنید. 11- اگر یک نفر را در راه دیدید درباره راه از او نپرسید شاید شما را گمراه کند. 12- وقت نماز را به هیچ وجه به تأخیر نینداز و آن را به جماعت بخوان. 13- به منزلگاه رسیدی
اسرار ویلای گل سرخ
رساند و گفت : - خدا رو شکر که همه چی به خیر و خوشی تموم شد . امشب بجای من و ساتی تو و رادا به اتاق خواب اصلی برین - چرا مگه طوری شده - نه ، فقط ساتی می خواد به یاد روز و شب های اول آشنایی مون ، امشب رو در ویلای کوچک بگذرونیم . البته اونجارم مرتب کردم . می دونستم که ساتی ممکنه فیلش یاد هندوستان بکنه - به خانم کلالی گفتم تا مادر رو به اتاقش راهنمایی کنه
قتل فرزند 8 ماهه برای ازدواج با مرد غریبه
منتقل کنند اما این مرکز از پذیرش سارا به خاطر اینکه زیر 18 سال سن دارد، خودداری کرد. سارا در اعتراف تازه ای درباره دلایل به قتل رساندن پسرش گفت: شوهرم حبیب به شیشه معتاد بود و با من بدرفتاری می کرد و کتکم می زد گاهی وقت ها برای اینکه مرا بزند، دست و پاهایم را محکم می بست او به من شک هم داشت و خیال می کرد با فروشنده یک مغازه پروتئینی رابطه دارم و امیرحسین فرزند او نیست. روز حادثه نیز من را به شدت کتک
نظامیانی که سیاستمدار شدند+تصویر
پخش نکن. او می گوید: کسی این تحلیل را رد نمی کرد اما همه صحبت می کردند که تو خیلی مادی به ماجرا نگاه کردی و فاکتورهایی را در نظر نگرفته ای، اما من می دیدم که برخی از بچه های عملیاتی حرف من را به گونه ای دیگر می زدند، مثلاً با عصبانیت می گفتند که با دست خالی نمی توان جنگید. ما سلاح می خواهیم. هلی کوپتر می خواهیم. توپ می خواهیم. اینطوری نمی توانیم جلو برویم. باقی: چرا در اخبار نامی از شهادت سرداران
دختران امام خمینی با چه کسانی ازدواج کردند؟
مرحوم آیت الله حاج شیخ شهاب الدین اشراقی داماد ارشد امام خمینی(س) متولد 1304 هجری شمسی و فرزند مرحوم آیت الله میرزا محمد تقی اشراقی و نوه آیت الله العظمی میرزا محمد ارباب بودند که در سال 1330 با خانم صدیقه مصطفوی ازدواج کردند. واسطه آشنایی، یکی از دوستان مشترک خانوادگی بوده است. در روز خواستگاری مادر، خواهر و عموی آیت الله اشراقی به منزل امام(س) می روند که ایشان شرط خاصی را بیان نمی کنند، اما در
بازگشت مردی که مرده بود! + عکس
نداشت. همان روزها بود که پدرش به علت یک بیماری سخت جانش را از دست داد و همسرش را با 2 پسرش تنها گذاشت. با مرگ پدر، علی محمد همراه مادر و برادر بزرگترش در یک خانه کوچک در خرم آباد زندگی شان را ادامه دادند اما هنوز مدت زیادی از مرگ پدر نگذشته بود که اختلافات دو برادر بالا گرفت و این اختلافات هر روز بیشتر و بیشتر می شد.در آن زمان، علی محمد از نظر روحی شرایط مناسبی نداشت و مرگ پدر ضربه سختی به وی وارد
حق زبان مادری
نگری من هویت مرا شکل می دهد. این نسبت میان انسان و زبان او است که از نظر من بسیار واضح و بدیهی است. شما در جایی از سخنان خود گفتید اگر زبان مرا بگیرید جهان بینی مرا از من گرفته اید. من این سوال را می پرسم مگر من نمی توانم به زبان دومی که یاد می گیرم، جهان بینی داشته باشم؟ مگر نمی توانم به زبان دوم اندیشه کنم؟ می گویند ایتالیایی ها پیش از دوره دولت ملت، به زبان های گوناگونی سخن می گفتند ولی
دیدار با فرزند شهید پس از 12سال
بگذارد، پس رو کرد و گفت: مادر درخواستی که شما امضا کردید، در واقع رضایت نامه شما برای جبهه رفتن من بود و من هم فردا باید به جبهه بروم. گفتم تو را به خدا می سپارم. خیلی زود خبر شهادت فرزندم آمد ولی بعد از 12 سال انتظار، پیکر مطهرش که مشتی استخوان از قامت رشیدش بود، برایم آوردند. گفتنی است؛ یدالله لطفی یکم مرداد 1346، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش اسدالله، پارچه فروش بود و مادرش
دعایی که اجابتش قطعی است!
شود؟ یکی از مهم ترین نکات در پاسخ دهی به این سۆال این است که ترس و تردید در آن به خوبی روشن است. چنان به خداوند ایمان داشته باشید که در کودکی خود را به مادر می سپردید و جز او کس دیگری را نمی شناختید و عشق او را با تمام و جود احساس می کردید. یا ایهاالذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم؛ ای اهل ایمان دعوت خدا و رسول را اجابت کنید، آنگاه که به سوی آنچه زنده تان می کند، فرا می خوانند
حال و روز پدر 13 ساله؛ دلنگران بیماری و درمان فرزند
در کنار مادر زنم زندگی می کنم، پدر زنم به دلیل مشکل قلبی چند ماه قبل فوت کرد و 10 فرزندش را مادر زنم سرپرستی می کند که همه در گاراژی که به اندازه پارک دو ماشین است در خیابان مدیریت کرمان زندگی می کنیم. وی افزود: آرزو دارم حداقل یک سرپناه داشته باشم تا بتوانم بچه ام را در مکانی خوب بزرگ کنم و دوباره علی اصغر مریض نشود. جام جم
آیا جمهوری اسلامی درباره رژیم پهلوی به مردم دروغ گفت؟
قانون اساسی را با زور تغییر می دهد و اختیاراتش را بالا می برد. این ها اعترافاتی است که خودشان کرده اند و بعد از انقلاب هم نیست، قبل از انقلاب این صحبت ها صورت گرفته است. اسدالله علم می گوید در 15 خرداد اعلیحضرت به من زنگ زد که مردم در خیابان ها هستند، چه کار می کنید؟ علم هم در جواب می گوید من توپ و تانک دارم و حرف بسیار زشتی راجع به مردم ایران می زند و ناسزا می گوید مردم را فلان و فلان می کنم. شاه
شغلی کاذب با چالش های واقعی (گزارش روز)
می دزدم تا آشنایی ندهم و او هم خجالت زده نشود.ایستگاه بعدی سریع خودم را از قطار به دامن ایستگاه می اندازم.اما ساره که مرا به خوبی به یاد آورده ردم را می گیرد و شانه به شانه من روی پله برقی سلام می دهد.در حین احوال پرسی متوجه می شوم که مادر شده ویک پسر هم دارد.مدتی است که با شوهرش در مترو کار می کنند تا پولی جمع کرده و بتوانند در گلشهر کرج مغازه ای دست و پا کنند.خیلی خسته به نظر می رسد. چشمانش سرخ
تحریم ها از چه زمانی آغاز شد؟
دولت دنبال آن بوده و گامی در این سیاست فراتر ننهاده است . موسوی ادامه داد: در اوایل جنگ دادن این شعارها ، اعلام سیاست ، خیلی خوب در جهان جا نمی افتاد، جهان به تیغ تبلیغات گسترده قدرت های استکباری که در راس آن آمریکا قرار دارد این سیاست ما را یک شعار تو خالی می پنداشت فکر می کرد که این ها فقط شعار است و محتوایی ندارد و تصور می کرد این جنگ در کوتاه مدت نظام جمهوری اسلامی را از بین خواهد برد
آخرین گفتگوی شهرام جزایری/ترجیح می دادم محسنی اژه ای قاضی پرونده ام باشد!
کردند به جای زندان باید از وی به عنوان مشاور اقتصادی دولت استفاده شود؛ شهرام جزایری کسی که مدعی بود که اگر تمام اموالش از وی گرفته شود پس از دوسال مجددا به همین ثروت خواهد رسید در پاسخ به این سوال می گوید: زمانی می توان جواب این سوال شما را بدهم که اطلاعات وسیعی از نظر اقتصادی در دسترس داشته باشم ولی یقین دارم از تحریم ها می توانیم به عنوان یک فرصت استفاده کنیم. طرح هدفمندی طرح مفیدی است و باید خیلی
حافظ موسوی: وسوسه های زبانی پست مدرنیستی شعر را متزلزل می کند / ثباتی: جدال امر استعلایی با امور روزمره ...
که از زبان از دهه 70 رایج شد، به شعر ضربه می زند. موسوی درباره دیگر ویژگی های شعر سعدی گل بیانی گفت: رفتن از فضاهای ذهنی و آمدن به فضاهای عینی یکی دیگر از ویژگی های شعری اوست. این رفت و برگشت ها به شعر او جان و روحی می دهد که آن را برای مخاطب خواندنی می کند. خلاصه آنکه، من گل بیانی را بی هیچ اغراقی، شاعری بزرگ می دانم که حتی در همین سه مجموعه شعرش توانسته است، توانایی های خود را تثبیت کند. فقط نگرانم که وسوسه های زبانی پست مدرنیستی شعر او را متزلزل کند.
خاطرات جالب آیت الله مصباح از آیت الله بهجت
مهیا فرموده، گاهی ممکن است آدم از یک کسی اتفاقاً یک حرفی بشنود او دارد برای خودش حرف می زند اما آن راهی باشد که خدا از همان راه به آدم نشان می دهد که چه کار باید بکند. ایشان داستانی در همان وقت هایی که ما می رفتیم خدمت ایشان، نقل کردند که هم سبک تربیت ایشان را نشان می دهد و هم این نکته ای که اشاره کردم خدای متعال از چه راهی آدم را راهنمایی می کند روشن می شود. منزل ایشان در انتهای بن
انرژی های پیرامون بدن ما چیست و از کجا می آید؟
. منیت با اکراه جواب میده: خوب بگو... روح میگه: من میدونم که ما دوتا، یه مادر مهربون و دلسوز داریم، منیت در حالی که نمی تونه جلوی خنده اش رو بگیره میگه: مادر؟ اصلا تا حالا مادر رو دیدی؟ چه برسه به اینکه ادعا کنی مهربون و دلسوزه؟ نمی دونم این حرفایی که می زنی از کوته فکریته یا اینکه خیال پردازی؟ به نظر من فکر کردن به مادر فکری پوچ و واهیه، اینجا فقط من و تو هستیم، حالا هم بهتره به بند ناف بچسبی و آروم
روایتی از آخرین دیدار مادر شهید مدافع حرم با فرزندش/ تصاویر
مادر شهید مهدی نوروزی گفت: زمانی که به کربلا سفر کرده بودیم و مهدی نیز به عنوان مدافع حرم آنجا بود به دنبال گرفتن رضایت از من برای شهادت بود و من هم راضی به خوشحالی او بودم و هر روز از خدا می خواستم که شهادت را نصیبش کند. یه گزارش تسنیم ، در آستانه چهلمین روز از شهادت شهید مهدی نوروزی مهمان مادر این شهید بزرگوار بودیم. در این دیدار با مادری روبرو شدیم که به رغم غم از دست دادن فرزند
باهنر: استاد لابی هستم/ با احمدی نژاد خیلی مشورت کردم اما توجه نکرد
تا در حوزه انتخابیه اش سخنرانی کنم. به یاد دارم که محوطه غیر مسقفی را برای سخنرانی آماده کرده بودند و یکباره هم برف باریدن گرفت. به ایشان گفتم که مختصری راجع به دستاوردهای انقلاب حرف میزنم و تمامش می کنم. اما حرفم که شروع شد، پای ارائه آمارهای مختلف به میان آمد و استدلال های مختلف. انشالله که خدا برایتان چنین روزی را نیاورد، جایتان خالی من یکساعت و ده دقیقه برای آن مردم بیچاره زیر برف سخنرانی کردم
"ماانقلاب کردیم که بتوانیم حرف بزنیم وانتقادکنیم"
بخش هایی از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین نقویان که در شب پنجم ماه محرم در مسجد جامع جماران ایراد شده به نقل از پایگاه خبری جماران تقدیم می شود: طبق ذهن بسته و کم بصیرت بعضی ها نمی شود به رهبری نامه نوشت! دیدن فرشته ممکن و میسور است. شما یک قوه و قدرتی بیار، ما نشان می دهیم. حضرت موسی کلیم که پیغمبر اولی العزم بود گفت: خدا می خواهم ببینمت . خدا گفت: مرا می خواهی ببینی. نمی توانی
بهاره رهنما: کیفیت را نقد کنید، نه کمیت را
مینیمال نگاه او جنبه های زنانه و پرحرف نگاه مرا تعدیل می کند. این روزها شاهد سرازیر شدن موج های انتقادی زیادی به سمت شما بوده ایم که ظاهرا یکی از آنها با پس گرفتن شکایت تان تمام شد، اما یکی از آنها همچنان ادامه دارد. خیلی ها می گویند بهاره رهنما چرا اینقدر پرکار است، همزمان در دو کار حضور و حداقل یک تمرین و یک اجرا به صورت همزمان دارد. این موج ها ازکجا می آیند؟ اخیرا نقدها از اصالت
تعجب می کنم که خیلی ها نور را نمی بینند
اشتباه کرده ام که خدا راضی به بیان آنها نیست و فقط او می داند ولی تقاضای عفو دارم و امید بخشش دارم و از خدا بعید نیست و برای او مشکل نیست که این حقیر را مورد عفو قرار دهد. از پدر و مادر و تمام اهل خانواده، خواهران و برادران، تقاضای عفو دارم و اگر پسری و یا برادری خوب برای خانواده نبوده ام مرا ببخشید و مرا حلال کنید. از همه دوستان همکاران تقاضای عفو دارم و اگر رنجشی از من دیده اید نادیده بگیرید.