سایر منابع:
سایر خبرها
رابطه بنده با مرحوم امام(ره) رابطه عاشق و معشوق بود/ امام فرموده بودند تا آقایان بهجت و انصاری دعاگوی ...
، وقتی امام از زندان برگشت و در مسجد اعظم درس شروع فرمود، بنده بالبداهه این شعر را گفتم: بنگر نشسته چون ماه با یک جهان نباهت مرد رشید عرفان بر مسند فقاهت وقتی او را به ترکیه تبعید کردند، با خودم زمزمه کردم: رفتی و بردی جان ما، ای دلبر جانان ما باز آ که باز آید روان در پیکر بی جان ما آن دم که یک دم از تو فرد، بر جانم آمد رنج و درد باز آ و درمانی نما این
موسیقی 24 ؛ نگاهی 360 درجه ای به موسیقی (15 دی)
بود. محدودیتی در موسیقی برای خودم قائل نبودم وی ادامه داد: در آن زمان بیش از 3 سال موسیقی آوانگارد کار کردم و کنسرت های بی نظیری برگزار کردم. در زمان آموزش و یا حتی بعد از آن هیچ محدودیتی را برای خودم قائل نمی شدم و هر آنچه که در موسیقی جذابیت داشت، می آموختم و اجرا می کردم. البته به کارگیری آموزه های شخصی در سیستم موسیقایی بسیار پیچیده است. زیرا شما باید وحدت موسیقایی و
گفت وگوی منتشرنشده شهید تقوی
/> زمانی که بنده با شهید زین الدین آشنا شدم، ابتدای جنگ تحمیلی بود آن هم در محور سوسنگرد. امیدوارم ویژگی های اخلاقی آن شهید بزرگوار مفید واقع شود و این اثری که توسط دوستان هم ضبط و جمع آوری و بعد به صحنه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و جوانان و بزرگسالان عرضه می شود الگویی باشد برای همه. نیاز است همه بدانند این شهدا چه کسانی بودند و چه جایگاهی داشتند و از کجا شروع کردند و بعد هم خداوند عاقبتشان را به
روحانی هوادار مشایی: گفتند مشایی را در پستو بگذار/شرق
سخنرانی کرد و بعد هم مقام معظم رهبری صورت ایشان را بوسیدند. آقایان اصلاح طلب در مناظره شان با ما همه را به باد انتقاد می گرفتند. چیزی را که ما می ترسیدیم بگوییم اینها می گفتند. از مراکز امنیتی می گفتند، از شورای نگهبان می گفتند. آقای زیباکلام در دانشگاه امام صادق(ع) می گوید من اسراییل را به رسمیت می شناسم، چون سازمان ملل اسراییل را به رسمیت می شناسد. می خواهم بگویم این افراد این مطالب را می گویند
من پستچی
.پررنگ ترین خاطرات محسن، از روزهای دانشگاه به بعد شروع می شوند. خاطراتش سه بخش دارند که همه شان از سال 85 به بعد شکل گرفته اند؛ دانشگاه، سربازی و پست. رشته ام انسانی بود. سال 85 فوق دیپلم مدیریت بازرگانی قبول شدم؛ دانشگاه شهرقدس. همان سال کنکور سراسری هم امتحان دادم. رتبه ام هم فکر کنم 5 هزار شد اما چیزی قبول نشدم. فوق دیپلم را سریع گرفتم و بعدش هم به سرعت کار شناسی ناپیوسته شهر سلماس
مستند سهراب سپهری رونمایی شد
او بودیم. او علاقه فراوانی به گوشت و لوبیا داشت که خوراک سنتی کاشانی ها است. من با او در زمینه شعر اختلاف نظر داشتم اما همیشه سر من شیره می مالید! او در زمان دوستی ما حتی یکبار هم از من قرص و دارو نخواست. اما وقتی نتیجه آزمایش او را دیدم و فهمیدم سرطان دارد، دود از سرم بلند شد و متوجه شدم هیچ کاری از دستم برنمی آید. در آخرین دیدارمان به من گفت: برو کاشان و همه چیز را آماده کن، من برمی گردم. من هم
هنرپیشه ای که عاشق دیزی و فلافل است
او را به خاطرات بچگی اش برگرداند: من ننه مریمی داشتم که مرا بزرگ کرد. خانم مسن لری با دامن های بلند که آبله رو بود. ما خیلی همدیگر را دوست داشتیم، خدا رحمتش کند. آن زمان پدر و مادرم سرکار بودند و ننه مریم از صبح تا شب می زد و من بالا و پایین می پریدم! همه چیز خیلی لذت بخش بود. شاید نتیجه همان روزها بود که از جایی به بعد شاد شدن انتخاب من شد. جوان در پاسخ به اینکه آیا این فضای شاد باعث
راکی ایران چرا ویلچرنشین شد؟
با تیم اهواز مسابقه می دادیم و به واسطه توانایی های که داشتم آن سال وارد تیم استانی و بعد از آن هم وارد تیم ملی شدم. حضور در بوکس قهرمانی را تقریبا تا زمان انقلاب و تعطیل شدن این رشته ادامه دادم و در کنار دوستان خوبی مثل حسین نهرودی عضو تیم ملی بودم (البته چون آلزایمر دارد برای مطمئن شدن از برخی تاریخ ها از نهرودی کمک می گیرد و یا اینکه برخی تاریخ ها را نمی گوید. خودش هم از این مساله
آزاده نامداری: خدا را شکر که چادری ام
/> چند بار این حرف را گفتم اما باز هم می گویم من وارد تلویزیون شدم و چادر ملی سر کردم، اولین خانمی بودم که چادر ملی سرم کردم همه چادر معمولی سر می کردند و بعد از مدتی من چادر ملی سر کردم و مد شد. شما باور نمی کنید چه تعداد از مردم به من گفتند ما به هوای چادر شما چادری شدیم، چه خانم شیکی! چقدر خوشحالم که چادر سر می کنید. این موضوع مربوط به 21 سالگی من است. تا این سن همه مرا شناخته بودند. وقتی 20
تصاویر برنده معتبرترین جوایز عکاسی 2014
لبه ی جنگل ادامه می دادم که ناگهان با این صحنه ی مبهوت کننده مواجه شدم. سعی کردم با استفاده از تنه ی درختان از شدت نور خورشید تا حد ممکن بکاهم و البته با این کار تأثیرگذاری این تصویر به مراتب بیشتر شد. مقام دوم: "گردونه در مه"- عکاس: مارکو استاماتوویچ (Marko Stamatovic) مقام سوم: "طلوع خورشیدی زمستانی"- عکاس: استفن بنکز (Stephen Banks) عکاسی حیات وحش سال 2014
عالیم قاسیم اف موسیقی ایران و آذربایجان را برادران دوقلو دانست
حاضرین گفت: بعد از گذشت یک دهه از فعالیت این ارکستر همکاری با عالیم قاسیموف مانند یک عمل جراحی بود. بعد از 8 ماه کار روی این پروژه خوشحالم اعلام کنم که موفق شدم کار مورد قبولی را آماده اجرا داشته باشم. وی در ادامه گفت: رپرتوار این برنامه تا کنون توسط عالیم قاسیماف در هیچ کجای جهان اجرا نشده است. پس از آن جاوید مجلسی در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه ایا در
عبور کردستان از امنیت به توسعه
/> اکنون مزیت کردستان برای توسعه بیش از اصفهان است، بنابراین اگرتا حالا دیگرانی مانند سیاستمداران، جنگ و یا چیز دیگری مقصر توسعه نیافتگی کردستان بودند، دیگر حالا از این به بعد اگرمقصری درتوسعه نیافتگی باشد، شمایید، خودتان هستید. جلسه اول آمدم استاندار اینجا، تازه آمده بودند، پیشنهاد دادم، این پیشنهاد را درکرمانشاه هم به استاندار انجا دادم که استانداران سه چهار استان غربی، کمیته
قضیه ثبت تار در یونسکو را نباید سیاسی کرد
موسیقی آذربایجان به کار بردند، گفت: موسیقی ایران در دنیا نسبت به حال و هوای خودش خوب می شناسند، هر موزیسینی از هر کشوری هنر کشورش را تا جایی جلو می برد و هنرمند بعدی این کار را ادامه می دهد، من این کار را برای اینکه نانی بدست بیاورم که خانواده ام را تامین کنم، انجام دادم. وی درباره علت شناخته شدن موسیقی آذربایجان در جهان نیز گفت: کمک کردن دولت خیلی مهم است، سازهای بادی اگر کار خودش را
دلم برای سریال هایمان می سوزد
خانه سبز که هنوز در خاطره ها مانده است، پیش روی شماست... کماکان مشغول بازی در سریال همه چیز آنجاست هستید؟ بله ما کماکان در حال تصویربرداری هستیم. و سریال عشق تعطیل نیست ... بله من همزمان با سریال همه چیز آنجاست در سریال آقای بیژن بیرنگ هم بازی دارم. بعد از سالها دوباره با بیژن بیرنگ همکاری کردید... بله، این سریال قرار است برای رسانه
نگاه محترمانه سازندگان چند متر مکعب عشق به افغانستانی ها قابل ستایش است
نسبت به فیلم هایی که درباره قوم افغان ساخته شده موضع می گرفتم چون خیلی دیدگاه ها تخت و تک بعدی بود. اما وقتی این فیلم را دیدم، آن قدر با آن همراه شدم که موضع اولیه ام را از دست دادم و تحت تأثیر قرار گرفتم. عصر آزاد ادامه داد: با وجود اینکه از قبل پایان تراژیک آن را می دانستم، همچنان وقتی به این پایان و سرانجام می رسیم برایم بسیار تکان دهنده است. فکر می کنم تراژیک بودن پایان قصه را
می خواهم با ارکستر بادی تهران به آمریکا، اروپا و آذربایجان بروم
بادی به اجرای برنامه بپردازم، از تک تک سازهای بادی می ترسیدم. اما وقتی وارد ارکستر شدم و نوازنده های جوان را دیدم انرژی بسیاری گرفتم. وی ادامه داد: صبر و حوصله جاوید مجلسی به من اطمینان بسیاری داد و پس از چند جلسه تمرین متوجه شدیم که نتیجه همکاری ما اثر خوب و مناسبی خواهد بود. من دوست دارم با همین ارکستر در امریکا، اروپا و آذربایجان هم به اجرای برنامه بپردازم. امکان همکاری با
موسیقی را سیاسی نکنیم/ برایم فرقی ندارد تار به نام کدام کشور ثبت شود
ارکستر سازهای بادی تهران گفت: حضور خوب و ارزشمند هنرمندان جوان در ارکستر سازهای بادی تهران و زحمات سینا ذکایی در این مدت من را وادار کرد که وارد این کنسرت شوم کما اینکه در چند جلسه پایانی تمرین متوجه شدم این کنسرت می تواند بسیار خوب باشد و علاوه بر اجرای در ایران، در آمریکا و آذربایجان نیز اجرا شود. با زیان برای خود سد ایجاد کرده ایم قاسیم اف تاکید کرد: موسیقی کشور من با موسیقی
ثبت جهانی تار به نام آذربایجان را سیاسی نکنیم
داشت، اما زحمات سینا ذکایی و جوانانی که در این ارکستر ساز می زنند و همچنین تخصص رهبر آن باعث شد که به این کار وارد شوم. بعد از چهار جلسه تمرین نیز احساس کردم کنسرت خوبی از آب درمی آید. دوست دارم این کنسرت در اروپا و آمریکا هم با همین ارکستر اجرا شود. او معتقد است: موسیقی ایران و جمهوری آذربایجان خیلی شبیه هم است، فقط چشم یکی مشکی است و آن یکی، ابرویش فرق دارد. این دو موسیقی از هم ذوق
زندگی خصوصی رامبد جوان در بعضی ها / با شنیدن خبر مرگ شکیبایی ترکیدم + تصاویر
آنتن زنده افتاد! آغاز شادی از دوران ننه مریم ضیاء نیز از جوان خواست چشم هایش را ببندد و بعد تصویری از کودکی او را کنار صورتش قرار داد. این حرکت جوان را شگفت زده کرد و او را به خاطرات بچگی اش برگرداند: من ننه مریمی داشتم که مرا بزرگ کرد. خانم مسن لری با دامن های بلند که آبله رو بود. ما خیلی همدیگر را دوست داشتیم، خدا رحمتش کند. آن زمان پدر و مادرم سرکار بودند و ننه مریم از صبح
پالس مثبت عربستان برای سفر کافی نیست/ قطع رابطه با آمریکا برای ما نعمت بود
کاری کنید که مردم هم جلوی جعبه بنشینند. یعنی برنامه ها به گونه ای جذاب باشد که مردم رغبت کنند برنامه های تلویزیون را ببینند و به رادیو گوش کنند. ایشان توصیه های فنی هم داشتند که فرمودند مردم علاقمند به اسلام هستند و حالا که انقلاب اسلامی پیروز شده باید صدای اسلام را به همه دنیا برسانید. در آن زمان صدا و سیما از نظر فنی توسعه زیادی نداشت چون از نظر تلویزیون سیستم ما ماکروویو بود به این معنا که هر نقطه
کوروش باقری:من هم تصمیم اشتباه کم نداشته ام/ آماده ام به نفع رضازاده انصراف بدهم
کرده اند و طیف افکار سختی کار زیاد است. به هر حال شرایط خاص است. حالا من بهتر از هر کسی می دانم چه کسی می تواند به وزنه برداری بهتر کمک کند. حداقل خانواده وزنه برداری مرا خوب می شناسند. امیدوارم هرچه خیر است پیش بیاید و هر کس شایسته تر است رئیس شود. او هدفش از کاندیداتوری را کمک به وزنه برداری می داند و بس: بدون تعارف نیامده ام که چیزی به دست آورم. با کاندیداتوری دنبال چیزی نیستم. هدفم
استراتژی خروج ناتو از افغانستان توجیهی برای شکست آمریکا
حضور آمریکا در منطقه با وجود تنش میان اسرائیل و ایران نامحسوس باشد و نه از تأثیر گذاری واشنگتن در منطقه کاسته شود. مردم و نظامیان آمریکایی دیگر از پرداختن به جنگ خسته شده اند اما این بدین معنا نیست که آمریکا تجربه تلخ ویتنام را دوباره در اذهان مردم آمریکا و جهانیان زنده کند و از تاریخ و سرنوشت ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان درس نگیرد. خروج ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی
سوشا: من باعث رفتن نیلسون نیستم!
فصل مصاحبه نکند تا تمام تمرکز خود را روی حفاظت از سنگر پرسپولیس بگذارد اما به قول خودش در تله ما افتاد! اول مصاحبه می خواهیم بپرسیم که نظرت درباره پیوستن مسعود همامی به پرسپولیس چیست؟ مسعود همامی را دورادور می شناختم و می دانستم از لحاظ فنی و اخلاقی در سطح بالایی است و حالا که از نزدیک او را دیدم متوجه شدم پسر بسیار باشخصیتی است. امیدوارم بتوانیم در محیطی دوستانه و آرام به
زندگی خصوصی رامبد جوان در بعضیا / با شنیدن خبر مرگ شکیبایی ترکیدم
روی آنتن زنده افتاد! آغاز شادی از دوران ننه مریم ضیاء نیز از جوان خواست چشم هایش را ببندد و بعد تصویری از کودکی او را کنار صورتش قرار داد. این حرکت جوان را شگفت زده کرد و او را به خاطرات بچگی اش برگرداند: من ننه مریمی داشتم که مرا بزرگ کرد. خانم مسن لری با دامن های بلند که آبله رو بود. ما خیلی همدیگر را دوست داشتیم، خدا رحمتش کند. آن زمان پدر و مادرم سرکار بودند و ننه مریم از
روایت بهمن فرمان آرا از حرف های خاله زنکی در محافل روشنفکران
که نیامده مطب گدایی، مریض است به چه جراتی با او این طور صحبت می کنید؟ بعد به قهر بیرون رفتم و دکتر به من زنگ زد که بیا و من گفتم تا آن دوبرمن را بیرون نکنی، نمی آیم. و نرفتم، چون معلوم است، به من کسی توهین نمی کند ولی می بینیم که دارند با مردم چه کار می کنند. با همین حرف های خاله زنکی است که می کوشیم همدیگر را خراب کنیم. شما مملکتی را نشان من بدهید که تنها زنی که مهم ترین جایزه ریاضیات
تماس احمدی نژاد با خاتمی را انکار نمی کنم/ هر هفته با احمدی نژاد و مشایی جلسه دارم
ترین دولت به فراجناحی بودن، چرا؟ چون خیلی از وزرای آقای احمدی نژاد از نظر فکری منطبق با آقای احمدی نژاد نبودند، بنابراین جدا شدند و گفتند مبانی فکری ما با آقای احمدی نژاد فرق می کرد. * جدا نشدند، مجبور شدند که جدا شوند... . عزل شدند، جدا شدند یا هرچیز دیگر. ولی شما در دولت آقای خاتمی نمی بینید بعد از 10سال حتی یکی از وزرای آقای خاتمی بگوید که من با مبانی فکری آقای خاتمی فرق دارم
وقتی رضاشاه سرزمین ایران را به خارجی ها بخشید
رفتم و به اتاق داخل شدم و گفتم عرایضی دارم. چند دقیقه بعد شاهنشاه وارد شدند در حالی که من نقشه ها را روی میز پهن کرده بودم. همین که نقشه ها را دیدند فرمودند: موضوع چیست؟ من شروع کردم به توضیح دادن که فلان تپه چنین است فلان منطقه چنان است، آن جا سخت مورد نیاز ماست، و از این حرف ها... ولی پس از مدتی که با حرارت عرایضی کردم با کمال تعجب دیدم اعلیحضرت چیزی نمی فرمایند. وقتی سرم را بلند کردم دیدم شاه با
جواهرساز شوید در حد بین المللی!
وارد بازار بسته بندی شدم. همان سال ها همه تلاشم را انجام می دادم که کاری متفاوت ارائه بدهم. صنعت بسته بندی در سال هایی که ما درگیر جنگ بودیم خیلی جدی گرفته نمی شد، با این حال ما تلاش کردیم تا بسته بندی های خاصی را به وجود بیاوریم که مورد اقبال مشتری ها قرار بگیرد. مثلا یکی از بسته بندی ها مربوط به نوعی آبرنگ بود که ایده خلاقانه اش باعث شد تا فروش آن بالا برود. پس از آن وارد ساخت تیزرهای تبلیغاتی
زندگی ای به آرامی صداقت
کنکوری وارد بهترین دانشگاه های کشور شدند . اما مهین خانم سعی می کرد بستر درس خواندن را برای فرزندانش در خانه ایجاد کند. او به خوبی به تغذیه فرزندانش رسیدگی می کرد یا محیط خانه را آرام و بدون تنش نگه می داشت تا مشکلی پیش نیاید؛ من بی جهت به فرزندانم پر و بال نمی دادم و از طرفی تشویق شان هم می کردم. همه چیز در خانه ما تعادل داشت. حتی بچه ها می دانستند که زیاد نباید پای تلویزیون بنشینند. جالب است
شب شعر انقلاب سیستان و بلوچستان؛ از نه، همه شاعریم تا ناشرانی که تاجرند انگار
ثروتمندان باشد استمرار نخواهد داشت و باید برگزاری آن برشانه مردم باشد. قزوه با اشاره به سعید بیابانکی گفت: همین آقای بیابانکی جوانی بود که چفیه به دوش می انداخت و شعر می خواند و حتی آرزوی شهادت داشت و حالا طنز پرداز هم شده است. این روزها اما نسل فعلی می خواهد جا پای نسل قبل بگذارد در حالی که ابتدا باید بی ادعایی را یاد بگیرد. قزوه نیز شعر خود را با مطلع دست مرا گرفت که باری چه چیده