سایر منابع:
سایر خبرها
اعجاز مهرورزی پیامبر اکرم
/> حضرت علی (ع) می فرماید: قلوب الرّجال وحشیّه فمن تألّفها اقبلت علیه؛ دل های انسان ها بیگانه و نا مأنوس است و هر کس از راه مهرورزی و محبت وارد شود، با آن الفت می گیرد. بر همین اساس سعدی شیرازی چنین سروده است: بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه به گوش نبی مکرّم اسلام (ص) به عنوان کامل ترین اسوه راستین بشریّت، نسبت به تمام مردم بسیار صمیمی و
استعلایی بودن حالت امر و نهی در امر به معروف و نهی از منکر
کند؟ فرمودند: دست به کاری بزند که از توان او بیرون است (کلینی، 1381ق، ج 5، باب انکار المنکر بالقلب، ص 69). نتیجه گیری خداوند متعال برای محفوظ ماندن حقوق افراد جامعه برنامه ای وسیع تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر ارائه داده است. این برنامه وسیع به گونه ای است که می توان روش های اجرای آن را در سیره معصومان ( علیهم السلام ) به شکل های گوناگون ملاحظه کرد. در این مقاله، روش
فرهنگ در رسانه
/ گزارشی از گفت وگو با نویسنده و راوی کتاب فرنگیس فرنگیس به روایت فرنگیس نویسان سال 1359 ، پس از حمله عراق به روستای اوازین، مردم به دره های اطراف فرار می کنند . فرنگیس که آن زمان 18 سال داشت، شب هنگام همراه برادر و پدرش برای تهیه غذا به روستا باز می گردند، اما در طول راه، پدر و برادر فرنگیس ضمن درگیری با عوامل عراقی کشته می شوند و فرنگیس در برخورد با دو سرباز عراقی بدون داشتن
کدام پیامبران قرار است امام زمان (عج) را یاری دهند؟
وی بیعت نماید. [5] امیر آزادگان علی علیه السّلام در داستان جلاد می فرماید: مهدی علیه السّلام داخل بیت المقدس شده به عنوان امام جماعت بر مردم نماز می گزارد.وقتی روز جمعه فرارسد و نماز اقامه شود،عیسی علیه السّلام با دو جامۀ درخشان قرمز فرود می آید،گوئی که از سر او روغن می چکد،موهای سر او صاف،چهره اش زیبا و شبیه ترین خلق خدا به پدرتان ابراهیم خلیل الرّحمان است،مهدی،عیسی را می بیند و به
لزوم پخش اذان اول وقت از دارالقرآن ها و اقامه نماز اول وقت در مدارس
بسیار امیدبخش است و نشان می دهد که اگر همه ایام این گونه کار شود، مملکت، مملکتی قرآنی خواهد شد و بخشی از درمان جامعه ما رخ خواهد داد. منصوریان با بیان اینکه امروز ما در معرض یک هجمه و آسیب بزرگ قرار داریم، ادامه داد: آنچه که دشمن را امیدوار به نفوذ می کند، اندلسی کردن جامعه است نه اقتصاد و جنگ و موارد دیگر زیرا آنچه که امت اسلامی را متلاشی کرد، اندلسی شدن جامعه بود بنابراین ضروری است
آدابی که هنگام صدقه دادن باید رعایت کنید
] نیکوکاری نمی رسید مگر این که از آنچه دوست می دارید، [در راه خدا] انفاق کنید و آنچه انفاق می کنید، خداوند از آن آگاه است .[3] 2 . اولویت صدقه دادن به خویشاوندان نزدیک رسول خدا(ص) در سخنانی فرمودند: در حالی که اقوام نزدیک انسان محتاج باشند؛ جای صدقه دادن به دیگران نیست .[4] پس اگر کسی چنین کاری را انجام دهد و با وجود بودن خویشاوند نیازمند، به دیگران صدقه دهد، فضیلت و ثواب کامل صدقه
ترک گناه و انجام عمل خیر دو شرط حیات بشر است
مگردانید . حجت الاسلام والمسلمین قریشی تصریح کرد: این آیه صریح است که استغفار انسان در بارش باران و نزول نعمت موثر است و برای همین در نماز طلب باران به استغفار توصیه شده است. روش دعا کردن و طلب باران را گم نکنید امام جمعه ارومیه افزود: درمورد خشک شدن دریاچه ارومیه هر چند که عوامل طبیعی موثر است، اما استغفار و طلب باران می تواند گره گشا باشد، دولت بودجه زیادی را برای
جایگاه و فلسفه زیارت قبور در آیات و روایات
حال فسق مردند. در این آیه با توجه به الفاظ لا تُصَلِّ و لا تَقُم خداوند پیامبر خود را از طلب رحمت بر منافق از طریق نماز و دعا بر مرده او و وقوف بر قبر او هنگام دفن و پس از آن نهی کرده است. مفهوم آیه این است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان یک سنت اسلامی جاری، همواره بر مؤمنان نماز می گذارده و بر قبر آنان وقوف داشته، تا آنکه خداوند تنها و تنها آن حضرت را از نماز گزاردن و وقوف بر
مدیران اسلامی به جنبه معنوی مدیریت توجه کنند
در آیات قرآن می فرماید: خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر به دست خودشان ، استغفار کردن و طلب بخشش از خداوند منجر به دفع بلاها می شود. حجت الاسلام والمسلمین قریشی بارش باران را از برکات استغفار برشمرد و گفت: استغفار در نزول رحمت الهی اهمیت بسیاری دارد و بر همین اساس است که در دین اسلام به اقامه نماز استسقاء سفارش شده است. وی به خشک شدن دریاچه ارومیه اشاره کرد و گفت
زندگینامه شهید عبدالله میثمی
دیدیم که بی آلایش و با دوچرخه ای خیلی ساده رفت و آمد می کند. در بدو امر هر کسی که ایشان را می دید و به ظاهر ایشان اکتفا می کرد فکر می کرد که یک آدم ساده و بازاری هستند که دنبال کار و زندگی خودشان هستند اما هنگامی که برخورد می کرد صحبت می کرد انسان یک مرتبه متوجه می شد که با یک روح بلند و یک انسان واقعاً استثنایی روبرو است. اولین برخوردی که ما با ایشان داشتیم یک بار در سال 53 – 52 موقعی که از نماز
ذکر أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُ اوج معنویت در اذان است
سال است به قرائت اذان در مساجد و مصلی های نماز جماعت مشغول هستم همچنین هنگام قرائت بر جمله اشهد ان لا اله الله تکیه بیشتری دارم تا مستمع به عبودیت خدا بیشتر پی ببرد و ارزش معنوی اذان به بالاترین سطح ممکن برسد و در واقع ارزش معنوی اذان با ذکر اشهد ان لا اله الا الله به اوج می رسد. وی با اشاره به ویژگی های اذان خوب، ابراز داشت: باید مختصر و در حوصله جمع بودن اذان رعایت شود تا شنوده برای
ترویج فرهنگ اقامه نماز در الویت مدارس و دانشگاه ها قرار گیرد
سنگینی نماید، نشان از بزرگداشتن و ادای حق نماز در جامعه است. جالب است که از بین تمام فرائض واجب دینی در قرآن خداوند متعال نقش و اثر نماز را بیشتر در این دنیا حواله نموده است تا آخرت، از جمله: 1- بدرستیکه نماز انسان را از فحشاء و منکرات باز می دارد مربوط به این دنیای انسان ها می باشد. 2- (اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ – البقره/153)، از صبر و نماز کمک بگیرید
مبانی فقهی آزادی بیان
جامعه نشود، مجازند. براساس این تعریف، اولاً، آزادی بیان یک حق طبیعی برای همه افراد انسان است، و ثانیاً، همه افراد به طور یکسان از آن برخوردارند که می توانند اندیشه و فکر خود را ابراز کنند، و ثالثاً، محدود به دو چیز است: اول. موجب نقض حقوق دیگران نشود؛ دوم. موجب نقض اصول ارزشی مورد احترام جامعه نشود (جوادی آملی، 1384). آیت الله جعفر سبحانی می گوید: آزادی بیان عبارت است از
آیا بعد از فاجعه منا، می توان حج را تعطیل کرد؟
مسلم است زمانی حج حاجی، مقبول درگاه الهی، می شود که انسان، به فکر فقیران و نیازمندان جامعه باشد و از ثروتی که نصیب حاجی شده است، در راه رفع مشکلات و گرفتاری های جامعه استفاده کند. به عبارت دیگر، حاجی وقتی مستطیع میشود، گوی اینکه به تمام وظایف خویش رسیده و انجام داده و فقط مانده حج واجب که باید ادا کند. از طرفی نیز یکی از شرایطی که برای یک حج مقبول ذکر شده این است که حاجی باید قبل از سفر حساب مالی
ادیان و فرق در صحیفه رضویه
عنوان نمونه آقا بزرگ تهرانی معتقد است در آتش سوزی شهر کرخ بغداد به هنگام ورود طغرل بیگ- پادشاه سلجوقی- به سال 477 هجری، برخی از کتب ادعیه مأثور از اهل بیت (علیهم السلام) طعمه حریق شد. (آقا بزرگ تهرانی، بی تا، ج8، ص 174) هر چند وی معتقد است این حادثه باعث از بین رفتن قسمت اعظمی از ادعیه نشد چون بسیاری از آنها قبل از آن زمان توسط بزرگانی چون کلینی (د 328 یا 329 ق) در کتاب الدعا ، ابن قولویه (د 367 ق
وحدت امت با محوریت سنت نبوی (ص) در ادعیه رضوی
که اگر این سند بر مجنونی خوانده شود، شفا خواهد گرفت. (ابن ماجه، 1952، ج1، ص 25؛ ابونعیم، 1351، ج3، ص 192؛ سبط ابن جوزی، 1383، ص 352) زبان دعا و ادعیه مأثور نیز خود مسئله ای قابل توجه است؛ این سنت که دعاهایی از یک معصوم صادر گردد و به عنوان سنت و اثر از سوی دیگر مسلمین حفظ و تکرار شود، پدیده است که نمونه هایش در ادعیه مأثور از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز دیده می شود، اما این سنت در
جدیدترین وضعیت شیعیان نیجریه و شیخ ابراهیم زکزاکی / ربوده شدن دختر رهبر نیجریه توسط ارتش
حقوقی به آن چه اتفاق افتاده، نشان داده است؟ هنوز اقدام رسمی قانونی انجام نداده ایم، چون می خواهیم ابتدا شرایط به طور کامل مشخص شود. با این حال، با سازمان عفو بین الملل، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، کمیسیون حقوق بشر اسلامی در لندن، و با رسانه های مختلف درون نیجریه و خارج از آن صحبت کرده ایم. می خواهیم عموم مردم بدانند که دقیقاً چه اتفاقاتی دارد می افتد تا تحت تأثیر دروغ های بزرگی که
ساختار اندیشه فقهی محقق اردبیلی در زبدةالبیان (1)
مقرر شده و انحراف از راه شریعت سهله سمحه خلاف اراده و خواست خداست و این از روایاتی که در ذیل این آیه بیان شده است برداشت می شود. مثلاً: در تفسیر صافی از رسول الله نقل شده است که الأفطار فی السفر و القصر هدیة من الله (68) . آیه دوم: یُرِیدُ اللّهُ أَن یُخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِیفاً (69) خداوند می خواهد کار را بر شما آسان نماید زیرا که این انسان ضعیف خلق شده است.
عیسی (علیه السلام) ، آبرومند در دنیا و آخرت
دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان [درگاه خدا] است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) : پس [هنگام ظهور حضرت مهدی] عیسی بن مریم فرود می آید و پشت سر او [حضرت مهدی] نماز می خواند. تفسیر تفسیر المیزان - خلاصه (اذ قالت الملئکه یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه ):(زمانی که فرشتگان گفتند: ای مریم خدای تعالی بشارتت می دهد به کلمه ای از خودش )کلمه در اصطلاح قرآن کریم عبارت است از هرچیزی
آموزش های پایه برای فراگیری قرآن به دانش آموزان ارائه شود
سرلوحه زندگی خود قرار داده، افزود: در آیات بسیاری به ویژه سوره بقره به فراوانی به اقامه و احیای نماز واجب توصیه شده همچنین بشارت به صبر در مقابل مصائب و مشکلات همچنان که در سوره زمر نیز عنوان شده است که انسانها از رحمت خداوند مایوس نشوند و در سوره های دیگری به ویژه آیه 102 سوره انبیاء که تاکید شده افرادی که عمل صالح انجام دهند در روز قیامت در امان خواهند بود. ایجادی گفت: در راستای عمل
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
خاطرات یک زائر حسینی از زیارت اربعین
مولی امیر المؤمنین حرکت کردم. بر اثر کثرت جمعیت، امکان دست رسی به ضریح مطهر نبود؛ در خارج از ضریح، زیارت نامه را خواندم و حرف هایم را با مولی زدم. پس از اقامۀ نماز ظهر و عصر، راه کربلا را از خدام پرسیدم که گفتند مستقیم از داخل بازار سرپوشیده برو. راه را ادامه دادم، از کنار وادی السلام عبور کردم تا به نقطه ای در خارج از شهر رسیدم که ایستگاهی صلواتی برپا بود. در ظرفی یک بار مصرف مقداری نان لواش ریز
شرح مختصری از زندگی امام رضا (ع) / از ولادت تا شهادت
اگر این گردهمایی ادامه یابد، جایگاه خلیفه در دیدگاه مردم از ارجمندی می افتد و همه دلها به امام می گرود. پس مأمون نیز فرمان داد که امام را از نیمه راه بازگرداندند و نماز اقامه نشد. در بازگشت، امام با اندوه بسیار فرمود: بارخدایا! اگر وضعیت کنونی جز با مرگ من دگرگون نمی شود، هم اینک در آن شتاب فرما! شهادت امام رضا علیه السلام مأمون که روز به روز گرایش بیشتر مردم به امام رضا(ع
تاریخ را دیدم که نفس زنان از راه رسیده بود
/> شهید محمودمعین الاسلام سرانجام در ظهر جمعه 23 آذر 1362 پس از عملیات والفجر4 به هنگام آماده شدن جهت اقامه نماز حین گرفتن وضو در منطقه پنجوین مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. مروری بر زندگی و یادگاری ها و اندیشه های شهید محمود معین الاسلام را با دستنوشته ای از خود او به اتمام می رسانیم: ... امشب پس از یک نماز پر شور و حال و دعای توسل و نوحه و سینه زنی در شهر آبادان راهپیمایی کردیم و من مدام زیر لب می گفتم یا مهدی، یا مهدی، یا مهدی .
مزد رسول خدا چیست | معنای ذی القربی در حدیث نبوی
به گزارش ایکنا، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در مراسم محفل انس با قرآن کریم و تجدید بیعت طلاب حوزه های علمیه با امام زمان (عج) که در مسجد مقدس جمکران برگزار شد، با اشاره به حقانیت و اثبات وجود امام عصر (عج) عنوان کرد: خداوند در آیه 101 سوره آل عمران می فرماید: چگونه کافر می شوید، با اینکه آیات خدا بر شما خوانده می شود و پیامبر او در میان شماست ؛ این آیه نشان می دهد که اگر در طول تاریخ فردی
داماد لاریجانی ها برای خبرگان می آید؟ / خبر هاشمی از سه بمب گذاری اخیر/ ناامیدی کارگردان فیلم روحانی از ...
اجتماعات حزب اللهی است، گفت: نگذارید این هایی که دست حزب اللهی ها را بسته اند و می خواهند مجلس را قبضه کنند، دوباره فتنه کنند. هیچ کدام از فتنه گرها، این چنداسمی ها که در زمان انتخابات ظاهر می شوند در جبهه های 8ساله نبودند و جبهه برای حزب اللهی ها بود. امروز هم وظیفه حفظ حرم آل الله برای شماست. کدام یک از این ها شهید نداده اند؟ نکند در خانه بنشینید و دوباره شهر و کشور را ناامن کنند. شخصیت زده نشوید
دلایل عقلی و نقلی زنده بودن امام زمان(عج) چیست؟
اول ضمیمه گردد، اثبات می شود که در این زمان تنها آن حضرت(عج) واسطه فیض الهی است و زنده هم می باشد [2] . بررسی دو رکن استدلال: 1) - برهان عقلی بر ضرورت وجود امام در همه زمان ها: الف: برهان لطف: نبوت و امامت یک فیض معنوی از جانب خداوند است که بر اساس قاعده لطف باید همیشه وجود داشته باشد. قاعده لطف اقتضا می کند که در میان جامعه اسلامی باید امامی باشد که محور حق بوده و
روایت خواندنی یک شاهد عینی از تلاش سی ساله شیخ زکزکی برای ترویج اسلام ناب محمدی در نیجریه
و این خود باعث شناخت بیشتر تشیع در نیجریه می شود. نتیجه آن کم شدن بغض نسبت به تشیع میان مردم نیجریه است. عنصر دیگری که به گرایش مردم نیجریه به تشیع کمک کرده این است که اکثر مسلمانان نیجریه مالکی هستند. احکام مالکی ها بسیار به شیعیان جعفری نزدیک است: به عنوان مثال آنها هنگام نماز دستانشان را نمی بندند، مانند وهابی ها در نماز جماعت اصرار ندارند که انگشتان پاهای مأمومین به یکدیگر بچسبند و برای
آغاز امامت امام خاتم/ مصلحی که مردم جهان را از آشوب و خشونت نجات می دهد
ستاره دید. ستاره اول امیرالمومنین، بعد دید یک ستاره باز بین این ستاره ها مثل ستاره صبح می درخشد، پرسید پروردگارا! این کیست؟ خدا معرفی کرد: این مهدی آل محمد است. امام زمان این است. بعد حدیث صحیح این است: المهدی من ولدی ... . آن خاتم که مداحش خداست باز شده مداح امام زمان، مقام ولی عصر این است. المهدی من ولدی إسمه إسمی کنیته کنیتی ... . در عالم اسم پیغمبر خاتم و کنیه او برای احدی جائز نیست، فقط یک نفر
دلایل عقلی و نقلی زنده بودن امام زمان(عج) چیست؟
به دلایل متعدد عقلی در امامت عامه است مثلاً نبوت و امامت یک فیض معنوی از جانب خداوند است و بر اساس قاعده لطف باید چنین لطفی همیشگی باشد. روایاتی هم که دلالت می کنند آن انسان معصوم و کامل در وجود امام زمان (عج) منحصر گشته است به حدی زیاد است که قابل انکار نیست تا جایی که بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت پذیرفته و در کتاب هایشان متذکر شده اند که: مهدی موعود فرزند امام حسن عسکری(ع) است و در