سایر منابع:
سایر خبرها
هنگامه قاضیانی:آوازم امتدادتجربه بازیگری است
برسیم. از فانتزی های ذهنی حرف زدید. فانتزی آواز از چه زمانی همراه شما بوده و آیا هیچ وقت با آن در زندگی خصوصی تان دست وپنجه نرم کرده اید؟ بله، از سن خیلی خیلی خیلی کم. از پنج، شش سالگی با موسیقی مأنوس شدم و شروع به رقصیدن و آوازخواندن کردم، کم کم بزرگ تر که شدم و به 14، 15 سالگی رسیدم، این موضوع به قدری برایم جدی بود که دوست داشتم پدر و مادرم سر کار باشند، خانه مان خالی باشد
بیژن بنفشه خواه، بازیگر جدی یا کمدی؟
بدنه خیلی بزرگی ندارد. به هر حال شما به هر کاری دعوت شوید، یکی دو نفر را می شناسید. این خیلی طبیعی است! نه همیشه این طور نیست، اما وقتی این شناخت وجود داشته باشد، تصمیم گیری راحت تر می شود. بازیگر خیالش آسوده است؛ چون روحیه و سلیقه آدم ها را می شناسد. خود نقش چطور؟ آن هم مهم است. من در این سریال و همه آثاری که بازی کرده ام، نقشم را دوست داشتم. وقتی به سریال حالت خاص
زنی که شوهرش را به آتش کشید
، اما شدت آسیب ها به حدی بود که این مرد دوام نیاورد و جان باخت . جنازه متوفی به پزشکی قانونی منتقل شد و متخصصان این سازمان نیز دلیل مرگ او را سوختگی شدید اعلام کردند. مأموران در ادامه تحقیقات با پرس وجو از همسر منوچهر، پی بردند خانه آنها طعمه حریق شده بود. به این ترتیب بررسی محل حادثه در دستور کار پلیس قرار گرفت و کارشناسان سازمان آتش نشانی نیز مأموریت یافتند دلیل آتش سوزی را فاش کنند
ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه
دست بدهند. این در حالی است که زنان مطلقه به واسطه تجربه هایی که در زندگی اول خود کسب کرده اند، عموماً توانایی مدیریت بهتری در روابط دارند و شاید به همین خاطر است که نظر پسران مجرد را بیشتر جلب می کنند. در واقع این زنان از مهارت های خانه داری، ارتباط با اقوام و برخورد با همسر برخوردار بوده و دیگر نیازی نیست با شروع زندگی مشترک به آزمون و خطا بپردازند. فکور یادآور شد: مطلقه بودن نمی
کارواش از نوع نانو
، بیشتر جذب این تکنولوژی می شدم. این تحقیقات من را در یک مسیر خاص قرار داده بود و آن هم تکنولوژی نانو در کارواش بود. من این شیوه را از نزدیک تجربه کردم و با سلسله مراحل این کار آشنا شدم. بنابراین تصمیم گرفتم به همراه یکی از آشنایان یک کارواش با تکنولوژی نانو ایجاد کنم. با این حال تصمیمی بسیار جدی و چالش برانگیز بود. کارواش نانو در ایران هنوز زیاد نیست. ما سومین کارواش در پایتخت
تشدید انزوای عربستان/ رونمایی بازار سهام از قدرت برجام/ سهم ناچیز عربستان در اقتصاد ایران/ رکورد شکنی سه ...
در این جلسه مورد سوال و جواب اعضای شورا قرار گرفتند. وی ادامه داد: همچنین در این جلسات نمایندگان شرکتی که مطرح می شد از امتیاز ویژه استفاده کرده و شرکت هایی که عنوان می کردند که این امتیاز به آنها تعلق نگرفته است، نیز دعوت شده بود و آنها نیز مسائلی را مطرح کردند و مورد سوال و جواب قرار گرفتند. شیوا از بررسی و بحث هایی که در ارتباط با بندهای 3 و 7 از اصل نهم ماده 44 در مورد وظایف شورا
لعنت و بیزاری خداوند برای این افراد است
مظلوم نزد رفیق ستمگر خود رود و به او بگوید: ای برادر! من ستمکارم، تا جدائی میانه او و رفیقش از بین برود، پس خدای تبارک و تعالی حکیم و عادل است و داد مظلوم را از ظالم بستاند. همچنین از حضرت صادق (ع) است که فرمودند: رسول خدا (ص) فرموده اند: بیش از سه روز جدائی و قهر کردن روا نیست. ابو بصیر گوید: از حضرت صادق (ع) پرسیدم: از مردی که از خویشاوندانش به خاطر اینکه مذهب حق را نمی
مرد سرمایه دار در خانه محقرش کشته شد
بود. پزشکی قانونی در معاینات اولیه اعلام کرد این مرد بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن و شکستگی استخوان لامی به قتل رسیده که از مرگ وی حدود 36 ساعت گذشته است. نخستین بررسی ها نشان داد، مقتول مرد پولداری بود که چندین مغازه کنار خیابان متعلق به اوست و اجاره داده است. همچنین مشخص شد این مرد در این خانه تنها زندگی می کرده و تنها فرزندش که زن جوانی است مدتی قبل ازدواج کرده بود. دختر مقتول که موضوع
ادله عدم جواز تصدی گری زنان
برخی از آنها برای زنان غیر مجاز اعلام شده است؛ در حالی که به عنوان نمونه شرکت در جمعه، جماعات و جهاد، از زنان برداشته شده، حقِّ خروج آنها از خانه در گرو اذن همسرانشان قرار داده شده، قادر به امامت جماعت برای مردان نیستند، به عدم مشاوره با آنها توصیه شده است (عاملی، 1409ق، ج14، ص131). تستّر و تحجّب و در معرض دید مردان نبودن، فریضه ای برای آنها محسوب می شود. پس، از باب اولویّت می توان به این باور
قتل برادر زن بر سر هیچ
یکدیگر توهین کردیم تا اینکه همسرم با مادرش در شهرستان تماس گرفت و موضوع را به او توضیح داد. پس از این همسرم ساکش را بست و بچه را برداشت و از خانه قهر کرد و گفت که قصد دارد به شهرستان برود. هر چقدر تلاش کردم جلوی او را بگیرم، موفق نشدم و همسرم از خانه رفت. وی ادامه داد: ساعتی بعد پشیمان شدم و به دنبالش رفتم تا به خانه بیارمش، اما هر چقدر در پایانه مسافربری و راه آهن دنبالش گشتم، او را نیافتم و به
وقتی دخترم حورا را دیدم
میان شادی و شعف اطرافیان که با اسپند، گل گلاب و قرآن به استقبالم آمده بودند و هر دم صدای صلوات فضا را عطرآگین می کرد و روی دست آنها بی اختیار حرکت می کردم وارد خانه شدم. تنها پاسخم به این همه مهر و محبت تبسمی کمرنگ با قطراتی اشک بود که به نشانه خوشحالی و تشکر حواله شان می کردم. دورتا دور اتاق، بستگان و دوستان نشسته بودند و گویا منتظر بودند تا به یکباره حکایت چند ساله اسارت را در
تب تعیین جنسیت در خانواده های ایرانی
باید چندین ماه برای مشخص شدن جنسیت فرزندش صبر می کرد. اگر روزی انتخاب دو اسم یکی دختر یکی پسر، تهیه سیسمونی دخترانه یا پسرانه، خرید ماشین و تفنگ و آدم آهنی برای پسر یا تهیه عروسک و لوازم خانه اسباب بازی برای دختر تردیدها و اما و اگرهایی شیرین و لذت بخشی برای والدین و خانواده های آنها به وجود می آورد، حالا یک سوال ساده جای همه این لحظات را پر کرده. دختر می خواهید یا پسر؟ این
اعترافات زنی که شوهرش را به آتش کشید
داشتم اما به همه جواب رد دادم تا اینکه منوچهر به خواستگاری ام آمد. به نظرم پسر خوبی بود و می توانستیم در کنار هم خوشبخت شویم به همین دلیل این بار جواب مثبت دادم و ما به عقد هم درآمدیم .متهمِ به قتل ادامه داد: اوایل زندگی ما خوب بود اما به تدریج اختلافاتی میان ما آغاز شد. شوهرم از من توقعاتی داشت که نمی توانستم انجام دهم به همین دلیل هر از گاهی با هم درگیر می شدیم. در این مدت دو بار باردار شدم و دو
زن جوان؛ جملات عاشقانه اولین نامه فرشید را هیچ گاه از یاد نمی برم
مادرم شدم و پشیمانی سراسر وجودم را فرا گرفت. از فرشید خواستم به شهرمان بازگردیم و با رضایت خانواده ها، زندگی مان را ادامه بدهیم، اما اصرارهایم در حالی بی فایده بود که دیگر از آن همه عشق و علاقه خبری نبود. رفتارهای فرشید به کلی تغییرکرده و با هر بهانه ای مرا به باد کتک می گرفت. در همین روزها بود که پنهانی با مادرم تماس گرفتم و گریه کنان خواستم چند روزی به مشهد بیاید. مادرم می گفت پدرت
تختی مرد همیشه ی تاریخ
کلید اتاق شماره23 را به او می دهد؛ بردن اسلحه به داخل هتل ممنوع است. اگر لطف کنید تفنگ شکاری تان را پیش ما بگذارید. مرد به اتاق23 می رود و تنها یک بار از پیش خدمت هتل تقاضای خودکار و کاغذ می کند. او شب بعد را هم در هتل می ماند. بیش از 24 ساعت است کسی از او خبر ندارد. بنز180 جلوی در، پنچر شده است. مستخدم هر چه در اتاقش را می زند صدایی نمی شنود: از هتل با من تماس گرفتند و گفتند که هر چه در
شرط عجیب برای گذشت از قصاص قاتل
شاخص نیوز : شب 30 دی ماه سال 92 وقتی پدر خانواده در طبقه سوم خانه اش واقع در خیابان کمیل به قتل رسید، یک سناریوی باورنکردنی پیش روی تیم پلیسی و قضایی قرار گرفت. خیلی زود فاش شد دختر 18 ساله این مرد با همدستی پسر مورد علاقه اش که در فیس بوک با هم آشنا شده بودند، توطئه قتل محمد 55 ساله را طراحی کرده و به اجرا گذاشته اند و در این سناریو پسر کوچکتر خانواده نیز قرار بود به قتل برسد که در
بهانه مرد برای کشتن همسرش/ زمانی که ضربه را وارد کردم، او جیغ کشید
سرنخ دست یافتند. سرنخ اولیه بر این موضوع دلالت داشت که قاتل یا قاتلان به راحتی وارد این منزل شده و جنایت را انجام داده اند. ازسویی هیچ به هم ریختگی در خانه مشاهده نمی شد و سرقتی به وقوع نپیوسته بود؛ بنابراین پلیس احتمال داد قتل به دست فرد یا افرادی آشنا صورت گرفته و انگیزه آن خصومت شخصی بوده است. دراین میان، مجید بیش از هرکس دیگری در مظان اتهام قرار داشت؛ زیرا برخی شواهد
سیلی سخت در انتظار میکونوس عربی/ آنچه مقامات سعودی باید درباره قهر از ایران بدانند
خزانه و انبارهای ما خالی بود و مشکلات فراوانی داشتیم اما امروز اینطور نیست، اصلاً کسی احساس نمی کند که اینها هستند یا نیستند. رفسنجانی در ادامه فراخوانده شدن همه سفیران اتحادیه اروپا از ایران را به رفتار گنجشکی تشبیه کرد که هنگام برخاستن از روی یک درخت تنومند و ریشه دار، درخت را تهدید می کند که مراقب خود باشد و درخت به او یادآوری می کند که نشستن او را نیز متوجه نشده است چه رسد به برخواستنش
تدوین سند راهبردی آموزش شاهد و ایثارگر در افق 1404
قانونی که از طریق پژوهش های علمی مورد آسیب شناسی قرار گرفته و برنامه ریزی برای دوران پسا آموزشی که از جمله اهداف بلند مدت اداره کل آموزش از جمله این برنامه ها است که لازم است با تعامل و همفکری و همراهی واحدهای داخلی مرتبط بنیاد و همکاری علمی و همدلانه دستگاه های آموزشی، علمی، پژوهشی و اجرایی به سرانجام برسد. در حال حاضر چه تعداد از دانشجویان و دانش آموزان شاهد و ایثارگر تحت پوشش خدمات آموزشی
شهید مُجیری بعد از شهادتش در پیاده روی اربعین + از زبان همرزمان
پیشه کنی و مرا از دعای خیر خود فراموش نکرده و مرا ببخش. از پدر همسر و مادر همسر عزیزم حلالیت طلبیده و از آنها می خواهم که مرا به خاطر کوتاهی هایم ببخشند و مرا حلال کنند. ********************** ********************** از تمامی برادران و خواهران و دوستان و آشنایان و همکارانم می خواهم که اگر تقصیری یا کوتاهی از جانب من در مورد آنها سرزده مرا ببخشند و مرا حلال کنند و از
صادق قطب زاده، از همراهی با امام(ره) تا براندازی نظام!
عنوان نماینده دانش آموزان وارد نهضت مقاومت ملی شد و به فعالیت پرداخت. در سال 1337 برای ادامه تحصیل به امریکا رفت و در رشته زبان به تحصیل پرداخت. اما پس از مدتی به دلیل بر هم زدن جلسه سخنرانی اردشیر زاهدی در واشنگتن، از امریکا اخراج شد. پس از خروج از امریکا، قطب زاده پی در-پی به کشورهای آسیایی، خاورمیانه و آفریقا مسافرت کرد. در سال 1343 به همراهی تنی چند از دوستانش به خاورمیانه عربی رفت و در آنجا
قتل مرد تنها در خانه اش
جنایت پای در قتلگاه گذاشتند . تحقیقات ابتدایی نشان از آن داشت پدر خانواده در جنایت مرموزی خفه شده و 36 ساعت از زمان قتل می گذرد . دختر جوان در تحقیقات پلیسی گفت : پدرم در وضعیت مالی خوبی قرار داشت و به تنهایی زندگی می کرد . وی افزود : روز جمعه به خانه پدرم رفتم اما در را باز نکرد تا اینکه امروز دوباره به خانه پدرم رفتم و وقتی دیدم کسی در را باز نمی کند نگران شدم و اقدام به شکستن در
جنجال آفرینی روزنامه شرق برای خطای ناظم دماوندی در تنبیه دانش آموز افغان/ وقتی روزنامه اصلاح طلب حامی ...
راستی، دزدی یاد بچه ها دادند؟ بابای روح الله ادامه می دهد: شب که آمدم خانه، دیدم صورت روح الله سیاه شده، علت را جویا شدم و بچه گفت زمین خورده، گفتم این چه زمین خوردنی است که دست و پایت سالم است، هرچه گفتم باز هم گفت زمین خوردم و با بچه ها دعوا کردم. من هم دیگر پا پی اش نشدم. صبح تا نزدیک مدرسه بردمش. یکی از دوستانش، همین یحیی، مشکل جسمانی دارد و تشنج می کند، انگار از درد دوباره تشنج کرده بود و
راز قتل جوان 19 ساله در دست نوشته های عاشقانه
با چوب به جانش افتاد و در نهایت هم او را سوار ماشینش کرد و رفت. پس از آن دیگر منصور را ندیدم و هرگز نفهمیدم که چه اتفاقی افتاده است. اعتراف به قتل با اعترافات دختر جوان، برادرش نیز دستگیر شد. مرد جوان در بازجویی ها به قتل منصور اعتراف کرد و گفت: وقتی از راز آنها باخبر شدم، آنقدر عصبانی شدم که تصمیم گرفتم پسر جوان را ادب کنم. روز حادثه آنقدر با چوب او را زدم که جانش را از دست
روس ها کتابخوان هستند
و بر آمادگی این بنیاد برای همکاری با ایران شناسان و استادان زبان فارسی روسیه در تمام زمینه های فرهنگی تأکید کرد. آنچه در ادامه می خوانید روایتی است به قلم دکتر حداد عادل از سفر به مسکو. این یادداشت را ساعت 11شب پنجشنبه بیست وششم آذرماه94 در مسکو می نویسم. از دیروز در نخستین ساعات بامداد از تهران به مسکو وارد شده ام و قرار است فردا که جمعه است، در همایش ایران شناسان روسی سخنرانی کنم
محبوبه نجف خانی مترجم کتاب کودک و نوجوان
محبوبه نجف خانی، سال 1335 در تهران زاده شد. او دانش آموخته رشته مترجمی زبان انگلیسی از مدرسه عالی ترجمه (دانشگاه علامه طباطبایی کنونی)و از اعضای شورای کتاب کودک و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است. او به مدت 5 سال کتاب های ترجمه شده کودکان و نوجوانان را در شورای کتاب کودک بررسی می کرد و مدتی نیز مشاور کتاب و معلم کتابخوانی در یک دبستان و یک مدرسه راهنمایی دخترانه در تهران بود. وقتی بابا کوچک بود
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی استان کرمانشاه : در تعیین صلاحیت ها با مشکلات خاصی روبرو نیستیم
می شدم امکان جمع شدن همه دوستان بوجود نمی آمد. اما در سالهای 76 تا 78 که وضعیت کارگزاران بدلیل فشارهای دوستان اصلاح طلب و اصول گرا کمی نامساعد شده بود، در لبه کار و در کنار دوستان قرار گرفته و در همه امور مسقیماً وارد می شدم. یکی از عرصه هایی که شما پتانسیل حضور در آن را دارید انتخابات مجلس است اما هیچ وقت در این حوزه فعالیتی نکردید. در این زمینه هم به دو دلیل حضور پیدا نکردم: اول
حکایت عاشقی پای تخته سیاه
روزهای سختی را برای من رقم زد ولی معتقدم اگر آن سختی ها و محرومیت ها نبود هیچگاه به جایی که امروز در آن قرار دارم نمی رسیدم. همه خواهرها و برادرهایم در آموزش و پرورش مشغول به کار هستند و پدرمان با وجود آنکه سواد زیادی نداشت اما همیشه به تحصیل ما اهمیت می داد. سالی که برای کنکور آماده می شدم هیچگاه از من نخواست به او در کار مزرعه کمک کنم و وقتی مادرم اعتراض می کرد که چرا از پسرها کمک نمی گیری
عامل مرگ زن میاندرودی در ملاعام قصاص شد
سپرد و از سه راه اسلام آباد سوار خودرویی به مقصد ساری شد. ساعتی پس از اینکه از خانه رفت با تلفن همراهش تماس گرفتم، اما تلفنش خاموش بود. نگرانش شدم و با مطب دندانپزشکی تماس گرفتم که منشی مطب اعلام کرد دخترم به مطب نرفته است. پس از این با شوهرم برای پیدا کردنش به جست وجو پرداختیم به هر جایی که فکر می کردیم سر زدیم، اما خبری از او نیافتیم. وی در پایان گفت: فرزند دخترم در خانه بی
قتل مرموز پیرمرد ثروتمند در اتاق 6 متری
بسته شده بود، مواجه شدم. با تشکیل پرونده قتل عمد، مراتب این اتفاق به بازپرس کشیک قتل اطلاع داده شد، پس از حضور محسن مدیر روستا؛ بازپرس ششم دادسرای جنایی تهران و عوامل بررسی صحنه جرم، مشخص شد که پیرمرد 84 ساله به علت خفگی جان خود را از دست داده است و 36 ساعت از مرگ مقتول می گذرد. کارآگاهان با بررسی منزل مقتول احتمال دادند که موضوع سرقت از وی در میان باشد، سرانجام جسد پیرمرد برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد و تلاش برای دستگیری متهم و یا متهمان قتل پیرمرد ادامه دارد.