سایر منابع:
سایر خبرها
سنگ تمام دولت برای یک قربانی اسیدپاشی + تصویر
بازداشت شده است. پس از انتشار این گزارش تنها 500 هزار تومان کمک مردمی به حساب شخصی پدر علی اکبر واریز شد اما متن این گزارش از سوی خبرگزاری مهر روی میز مهندس همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی قرار گرفت. با پیگیری خبرنگار مهر قرار شد علی اکبر و پدر و برادرش دیداری با رئیس سازمان بهزیستی داشته باشند. صبح سه شنبه گذشته همایون هاشمی رئیس سازمان بهزیستی در دفتر کار خود با
31 فیلم سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن در آخرهفته
به کارگردانی داریوش فرهنگ و تهیه کنندگی غلامرضا معیری، پنجشنبه 14 اسفند ماه ساعت 23:30 از شبکه دو سیما روی آنتن می رود. در خلاصه داستان فیلم با بازی مهدی هاشمی، داریوش فرهنگ و افسانه بایگان آمده است: یک کارگردان بعد از سال ها از آمریکا برگشته تا نخستین فیلم خود را بسازد. هنرپیشه اول مرد فیلم بر اثر سانحه ای نمی تواند به کارش ادامه دهد. فیلم باید به موقع به جشنواره برسد و کارگردان بعد از
سینما دیگر پدر و مادر و دایی و عمو نمی خواهد
وارد دانشکده هنرهای دراماتیک شده است. چهار سال بعد در رشته بازیگری و کارگردانی فارغ التحصیل شده و به عنوان بازیگر با کارگاه نمایش در چند اجرا همکاری داشته است. اولین کار حرفه ای تقی پور به بازی در نمایش حکومت زمانخان به کارگردانی رکن الدین خسروی باز می گردد که سال 1345 در تالار سنگلج به اجرا درآمد. از آن سال تا به امروز این بازیگر در فیلم، سریال و تئاترهای بسیاری حضور داشته است؛ شاید تعدادشان سر جمع
منتقدان و رسانه های مختلف، برای چندمین بار بر پیش بینی و سپس جمع بندی "کافه سینما" بر جشنواره فجر امسال ...
قصه توجه کنند و به اینکه داستان آنان با روحیه جامعه چقدر هماهنگ است، فقط به جلب نظر سرمایه گذار آن هم غیرخصوصی می اندیشند و نتیجه چنین می شود که می بینیم. دولکو:مساله سانسور خیلی مهم است و نباید از آن غفلت کنیم. بخشی از همین میان مانگی و متوسط بودن از سانسور ناشی می شود. وقتی اتفاقاتی را که در یکسال و نیم ، دو سال اخیر برای برخی فیلم ها رخ داد مرور کنید، اینکه فیلم ها به اکران نرسیدند
حق آن نمک به کنار، درِ این خانه را نسوزانید
دوست نداشت که مرا اینگونه ببیند. داستان که به اینجا رسید روضه خوان گفت دلها بسوزد برای کودک کوچه بنی هاشم. برای پسربچه ای که به جای پیری در کودکی عصای دست مادر جوانش شده بود. پسر بچه ای که چون مادرش چند بار به زمین خورده بود، مضطرب شده بود و او، راه خانه را به مادرش نشان می داد. مادرش جایی را نمی دید انگار، و او به جای مادرش می دید. سرو ته کوچه را چند بار با چشمان نگرانش طی کرد تا شاید
صالح گمنام خرمشهر
توانستیم توی شهر را ببینیم. همان روز اصغر آقا گفت من می روم بچه ها را جمع کنم، چند تای شان نیستند .گفتم خطر دارد، نرو. پافشاری کردم، اما رفت .بچه های دزفول را که دیدم سراغش را گرفتم. خبر نداشتند. به آنها هم گفته بود می رود دنبال بچه هایی که ازشان خبری نبود. یک خاطره دیگر از اصغرآقا درباره اولین وزیر نفت دولت موقت- آقای نزیه - دارم. نزیه خیلی داستان برای نفت کشور درست کرده بود. روزی که آقای
متن کامل فاطمه فاطمه است: اثردکتر علی شریعتی
/> هجرت سیزده سال سختی و مبارزه و حصار و شکنجه مکه به سر رسید و فاطمه از طفولیت، پا به پای پدر، در شهر و در خانه و در حصار، با جان لطیفش ضربه های خشن کینه و سختی های مبارزه در محیط وحشی جاهلیت را تحمل می کرد و با دست های کوچکش پدر قهرمان و تنهایش را همچون مادری، می نواخت. هجرت آغاز شد؛ مسلمانان به مدینه رفتند، خواهرش رقیه نیز با عثمان که به هجرت حبشه رفته بودند، رفتند و در آخر، پیغمبر و
زنی که سر جدا شده همسر شهیدش را در آغوش گرفت
هم آشنا شدیم. پیشمرگ روح الله:شهید بیدی چگونه از شما خواستگاری کرد؟ بعد از این آشنایی ها، شهید بیدی مرا از پدرم خواستگاری کرد و پدرم هم قبول کرد و اوایل سال 1361 بود که عقد کردیم. مراسم عقد هم خیلی ساده بود؛ حاج آقا حیدری نماینده امام در سپاه استان خطبه عقد من و شهید بیدی را جاری کرد و همان روز زندگی مشترک من و شهید بیدی شروع شد و من و همسرم در خانه سازمانی سپاه زندگی مشترک و
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (13اسفند)
. آزادی یعقوب شوهر سابق طاهره از زندان روابط زندگی امیرحسین، آرزو و طاهره را پیچیده می کند. این فیلم در ایام عید روی پرده سینما ها قرار گرفت. در طول مدت 26 روز اکران توفیق چندانی به دست نیاورد و با فروش 50 میلیون تومانی به کار خود پایان داد . دومین فیلم اکران شده سمواتی در سال جاری با نام 5 ستاره با یک کارگردان اولی زن به نام مهشید افشارزاده است. 5ستاره داستان دختری است؛ که برای رفتن به
تلاشی ساحرانه برای درک راز بودن و نبودن/ نگاهی به رمان گِل اثر دیوید آلموند
نبود. معلوم شد اسم آن پسر استفان رز است. اهل ویتلی بای بود و فقط کمی بزرگ تر از ما. می گفتند به کالج بنت رفته است تا کشیش شود. در 11 سالگی رفته بود؛ در دهه 1960 چیز عجیبی نبود. خیلی از بچه ها این کار را می کردند. البته مثل بسیاری از آن ها استفان هم تاب نیاورد و دو سه سال بعد بیرون آمده بود. فقط یک ماه از برگشتش به خانه می گذشت که پدرش با سکته مغزی مرد. بعد مادرش دیوانه شد و در نیمه های شبی
ارتباط حضرت زهرا با صاحب الزمان
نیست درب این خانه را بکوبد. آهنگ دلنشین پیغمبر بگوشم رسید که فرمود: باز کن، محمد هستم. شتابان در را باز کردم. با روی گشاده وارد خانه شد. طولی نکشید که نور فاطمه (علیها السلام) از صلب پدر به رحم مادر وارد شد.(1) در این مورد، چند نکته قابل تأمل است: اول اینکه اعتکاف چهل روزه ی حضرت در خانه فاطمه بنت اسد و شب زنده داری و روزه های مکرر و کناره گیری از مردم و از همسر بزرگوارش خدیجه، شباهتی به دوران
پیشنهادهای مسجدی برای کتاب دوستان/ این دغدغه ها را باید خواند
/> دختر نوجوانی به نام درنا دفترچه مردی را می یابد و داستان او را در وبلاگی می نویسد. مردی که بیش از سی سال منتظر است تا دسته کلیدی را به دست صاحبش بسپارد. با انتشار این وبلاگ نشانه ها و شعله های عشقی قدیمی پیدا می شود. این خلاصه داستان کتاب سال شهید غنی پور برای مخاطبان نوجوان است. رمان این وبلاگ واگذار می شود نوشته فرهاد حسن پور با موضوعی اجتماعی نوشته شده و طراحی صفحات آن مانند
5 ساعت پابه پای بهبود یافته های بی نشان
ادامه بدم. چون به دوز بالا اعتیاد داشتم. خونه قبولم نکردن. زدم بیرون و رها زندگی کردم. چون خانواده سرشناسی بودیم رفتم فرحزاد لای درخت ها و مخفیانه زندگی کردم. نهار و شام هم بیرون پیدا می کردم. توی فرحزاد مواد مصرف می کردم و کار هم می کردم. نگهبانی می کردم. حقوقی هم داشتم اما رفته رفته پیمانکار حقوقم رو نداد که هنوزم درگیرم. چک هایش را دارم. در کرج هم چندتا زمین دارم که وقتی فهمیدند اعتیاد دارم میخوان ازم بگیرن. سر آنها هم داستان دارم الان با بچه های طلوع وکیل گرفتم، هماهنگ شدیم که بریم اقداماتی بکنیم. داوود چهارماه است که پاک است. ...
متن خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) در مسجد
تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها، جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها، وَ نَأی عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها، وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراکِ اَبَدُها، وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّکْرِ لاِتِّصالِها، وَ اسْتَحْمَدَ اِلَی الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها، وَ ثَنی بِالنَّدْبِ اِلی اَمْثالِها. خطبه آن حضرت بعد از غصب فدک روایت شده: هنگامی که ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند فدک را از حضرت فاطمه علیهاالسلام بگیرند
رمانی که یک بزرگ خیلی خالی را به رخ مان می کشد/ قرار نیست همه شاعر بزرگی باشیم/ مشکل توزیع کتاب در ایران
است. خصوصا اینکه روابط پیچیده آدم ها با هم در دیالوگ هایی بازگو می شوند که مرجع سخن جز با دقت زیاد تشخیص پذیر نیست. با این همه، رمان شیوا ارسطویی بیش از هر چیز حامل مفهوم نفی حرکت است. تصویر پابرجای اتاق سیمین که بی شباهت به محل سکونت راوی رمان خوف -کتاب قبلی همین نویسنده- نیست، اتاقی است با تزیینات مدرن در انتهای باغی. این تصویر که کاملا برآمده از ذهنیت ماقبل مدرن است، مکان ها را به دو بخش شهر و
پنهان بودن جریان دفن دختر پیامبر(ص) یک مسئله مسلم تاریخی است
درخت که در عربی با نام مشهور تر عوسج نامیده می شود، در زبان فارسی به خار سنجان موسوم است، و وحشی و خاردار می باشد، برگ و بار آن را می جوشاندند، و به عنوان خضاب بکار می بردند.(162) جغرافی نویسان گفته اند: بقیع از طرف غرب به خانه های شهر مدینه و از طرف شرق به نخلستان هایی منتهی می شد.(163) در گذشته دیدیم که بعد از ساخته شدن مسجد النبی، مهاجران در اطراف آن خانه هایی بنا کردند. زمین بعضی از
جرعه ای از سیره حضرت زهرا (س)
(س) لقب : زهرا کنیه : ام ابیها نام پدر : حضرت محمد (ص) نام مادر : خدیجه کبری (س) نام همسر: علی بن ابیطالب (ع) لقب : زهرا،صدیقه،طاهره،راضیه،مر ضیه،مبارکه،بتول ( لقب زهرا از شهرت بیشتری برخوردار است. )محل ولادت : مکه خانه خدیجه مدت عمر : 18 سال تاریخ شهادت : 3 جمادی الثانی سال 11 هجری علت شهادت : صدمات وارده نام قاتل : ثانی محل دفن : مدینه طیبه در دهه فاطمیه ، ایام شهادت دخت
خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) در مسجد
مردم از یاریم چشم پوشی کردند، نه مدافعی دارم و نه کسی که مانع از کردار آنان گردد، در حالی که خشمم را فروبرده بودم از خانه خارج شدم و بدون نتیجه بازگشتم. آنروز که شمشیرت را بر زمین نهادی همان روز خویشتن را خانه نشین نمودی، تو شیرمردی بودی که گرگان را می کشتی، و امروز بر روی زمین آرمیده ای، گوینده ای را از من دفع نکرده، و باطلی را از من دور نمی گردانی، و من از خود اختیاری ندارم، ای کاش قبل
پوستر(لایه باز) ایام فاطمیه
/> سراسر نوروز امسال مقارن با ایام فاطمیه است / گفتیم که نگویند نگفتید *** به انضمام : 20داستان کوتاه از زندگی حضرت فاطمه زهرا علیها سلام سال پنجم بعثت، موقع وضع حمل، خدیجه فرستاد پی چند تا از زن های قریش اما، هیچ کدام حاضر نشدند بیایند. پیغام داده بودند:”آن روز که به تو گفتیم با محمد ازدواج نکن، برای حالا بود.” خدیجه از درد به خود می پیچید که چند تا زن
بنیاد در آینه مطبوعات
نفتی مورد هجوم دشمن قرار گرفت، تقی درجریان آن شیمیایی شد اما تا دو سه روز قبل از شهادتش در سال 76 هیچ کدام از ما نمی دانستیم که شیمیایی شده است. وقتی به دکتر رفتیم، متوجه شدیم که کلیه هایش را دراثر شیمیایی شدن از دست داده است. تقی در سال 76 به شهادت رسید. شهیدی زنده به نام حسین اصغرآقا در ادامه به عکس پسر پنجم اشاره می کند و می گوید: خدا خواست که این پسرم با داشتن یادگار جبهه برایم حفظ
فالگیرها به بهشت نمی روند! +(عکس)
تمام برو بیاها و منت کشی ها و اخم و اداهای خواهر کبری خانم به پایان رسید و حالا زمان آن رسیده بود که زن جوان دستمزد کارش را بگیرد و کلا ف سردرگم زندگیش باز شود. اما از همان روز اول بهانه گیری های شوهرش بیشتر شده بود که چرا تازگی ها خانه این قدر بو می دهد؟ این همه سوسک و مورچه داخل خانه چکار می کند؟ و بعد دعوا بالا می گرفت و حرف و حدیث های همیشگی تکرار می شد. روزها گذشت و اوضاع آشفته
دقیق و مفصل است، با دقت بخوانید/ انتخاب های گروه منتقدان و سینمای جهان "کافه سینما" از بهترین ها و ...
میمونها و دنیای سیاسی Snowpiercer: خطر لو رفتن داستان: اگر می خواهید نام دوتا از سیاسی ترین فیلمهای سال را بدانید پاسخ را نه در سلما که باید در فیلمهایی با استعاره های سیاسی پیچیده مثل طلوع سیاره میمونها یا Snowpiercer بیابید. در اولی ساختار قدرت در دست اولین میمون هوشمند است و دشمن نه انسانها که میمون متنفر از انسانها در جایی نزدیک به قهرمان است، که به طرز عجیبی نامش کوبا (کشوری چپی در قلب
تمام شد
بابک دست بردار نیست اما فقط می خواهد جوری سر کند تا حبسش تمام شود. تمام شد. راوی در آخر، صحنه را جوری می چیند که مخاطب باور کند تمام شد. حتی مردگان را احضار می کند اما حال و حوصله آنها را هم ندارد چون لب که باز کنند دوباره شروع می کنند به بد و بیراه گفتن به دم و دستگاه شاه. در ازای این تمام شدن اما راوی از جامعه باز دفاع می کند. و شاید این تکه، همین دوسطرِ رمان، نقطه تلاقی جهانِ دوپاره رمان هم هست
قیدار سعی دارد شبکه شیعی بسازد
خانه به آدم ها یاد می داد که تعطیلش کردید. وقتی دایی ام این حرف ها را زد من بریدم. فکر کردم بازی شاه و وزیر در حکومت داری مهم است. راستش امروز که دارم با شما صحبت می کنم باید اعتراف کنم دو سه روزی است که رمان جدیدی را شروع کرده ام ولی قیدار من را واقعاً موقع نوشتن به وجد می آورد. خودم شیفته اش بودم دوست داشتم بنویسمش. ولی در مورد کار جدید صبح ها باید خودم را مجبور کنم که در
بوستان ملت+ عکس
پایگاه خبری تحلیلی پارس - بوستان ملت با 34 هکتار به عنوان یکی از بوستان های بزرگ تهران محسوب می شود که طراحی پارک نامنظم را، به سبک پارک های انگلیسی، شخصی به نام پوسن Posen انجام داده است. پارک ملت در شمال تهران و در منطقه 3 شهرداری قرار دارد. این بوستان از شمال به خیابان جام جم، از جنوب به خیابان نیایش، از شرق به خیابان ولیعصر (عج) و از غرب به خیابان سئول (باشگاه انقلاب) محدود می شود
آخرین خواسته یک هنرمند: فکری برای سرطانی ها کنید
پانتومیم کار و تدریس کرد. این هنرمند هم محله ای که به نویسندگی هم علاقه داشت مقاله ها و داستان هایی را نیز در مجله ها و روزنامه های مختلف چاپ کرد. نخستین کار حرفه ای اش را حدود 10 سال پیش در فرهنگسرای ملل و بعد از آن 600 پانتومیم را اجرا کرد و در 8 کشور اروپایی نمایش های بی کلام را بر صحنه برد. سال 1384 طولانی ترین نمایش بی کلام را با نام میراث فرهنگی یادگار ایران در
آبنبات هلدار جایزه کتاب سال را دریافت کرد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اترک نیوز ، کتاب آبنبات هلدار، مهرداد صدقی که از تولیدات دفتر طنزحوزه هنری خراسان شمالی و انتشارات سوره مهر است در چهاردهمین دوره ادبی جایزه شهید حبیب غنی پور جایزه عنوان کتاب سال را دریافت کرد. آبنبات هلدار روایتی طنز از خانواده ای است که پسرشان به جبهه می رود و اسیر می شود، راوی این داستان پسر بچه ای است به اسم محسن با شیطنت های دوران
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (12 اسفند)
که با وجود داشتن همسر، دو فرزند و یک زندگی آرام، عاشق زنی 30 سال کوچک تر از خودش می شود که این کار اتفاقاتی را در فیلم رقم می زند. این فیلم با نمایش 75 روزه در حدود 850 میلیون تومان فروش داشت . شانس، عشق و تصادف در طول 44 روز نمایش حدود 350 میلیون تومان فروش داشت. دیگر فیلم قریشی با نام دربست آزادی داستان دوجوان است که یک روز تصمیم می گیرند برای گرفتن طلب شان راهی شهر شوند و در این
خوشبختانه شیر به بازار کتاب آمد
نویسنده چاپ کرده است. خوشبختانه شیر جدیدترین اثر اوست. مامان برای ارائه مقاله اش درباره ی مارمولک ها به یک کنفرانس می رود و قرار می شود تا برگشتن او بابا از خانه و بچه ها مواظبت کند. مسئولیت خانه و زندگی و بچه ها که دست باباها می افتد معمولاً خرابکاری پیش می آید به خصوص اگر بابای خانه سر به هوا هم باشد. ولی به بچه ها که خیلی خوش می گذرد. این بار خریدن یک بطری شیر از مغازه ی سر خیابان
فرمان زندگی را رها نکردم
ندارم... گریه امانش را برید زندگی اش تا جایی که برایم تعریف کرده بود آنقدر سخت و پررنج بود که روحیه ام را به هم بریزد ولی به اینجای ماجرایش که رسید ناگاه زد زیر گریه. حالا از اینجا به بعد را داشت با بغض توی گلو و اشک روی صورت برایم تعریف می کرد... سال 90یک روز که داشتم دخترم را می بردم مدرسه، دختر کوچکم در بالکن را باز کرد و از طبقه پنجم افتاد پایین... هر چقدر که