سایر منابع:
سایر خبرها
زنبیل گذاشتن در صف شیمی درمانی
می شود و نمی توانی کاری کنی. عکس های قدیمی، پنهان می شوند. دور از چشم. خیلی قدیمی نیستند به خدا! مال همین پارسال. عکس سفر شمال. همه هستند. همکلاسی های دانشگاه. در عکس می خندند. باک شان نیست از چیزی. یکی شان، نفر دوم از چپ، همان که انگشتش را شاخ کرده پشت سر نفر بغلی، حالا شبیه عکس آن روز نیست. موهایش جابه جا ریخته. چند تار باقی مانده را تراشیده اند که یکدست شود. ابرو ندارد. مژه ندارد. هیکلش لاغر و
چهره این دختر نوجوان را به او عیدی دهیم
در روزهای باقی مانده از سال، فرصتی برای همه ما فراهم آمده است تا بتوانتم چهره یک دختر نوجوان 15 ساله را ترمیم کنیم و زندگی دوباره ای را به وی ، "عیدی" بدهیم. مهدیه ، تا کلاس سوم ابتدایی در مدرسه کودکان استثنایی درس خوانده است و به خوبی با دیگرام ارتباط کلامی برقرار می کند اما وضعیت وخیم صورتش او را بیش از پیش منزوی و مغموم کرده است و با مشکل زیاد صحبت می کند. مهدیه از بدو
روبینیو: از اسکولاری گله ندارم
در تاریخ تبدیل شد و سالها در ذهن فوتبالدوستان خواهد ماند. روبینیو مهاجم برزیلی سابق میلان یکی از بازیکنان بزرگی بود که اسکولاری او را برای حضور در جام جهانی دعوت نکرد. این بازیکن گلزن درباره حضور نداشتن در بیستمین دوره جام جهانی گفت: ابتدا خیلی ناراحت بودم که در جام جهانی نیستم. دوست داشتم در کنار هم تیمی هایم در خانه به میدان بروم. ولی پس از بازی برابر آلمان و آن شکست خیلی خدا رو شکر
حرف های خواندنی 5 دختر نوجوان که به پایتخت فرار کردند/ برادرم به هر دلیل مرا با قمه مجروح می کند
خود گذاشت تا وسوسه نشوند به خانواده شان زنگ بزنند و آنها را بیشتر نگران نکنند. در همین حال فهیمه رو کرد و به بچه ها گفت:بچه ها نگران نباشید من یک دوستی در بیمارستان امام حسین دارم و می خواهم یکی از کلیه هایم را بفروشم تا از این طریق موجبات آسایش شما را با اجاره خانه ای در شهرستان محمودآباد فراهم کنم به همین منظور هر 5دختر عازم بیمارستان فوق شدند و شب را در نماز خانه بیمارستان امام حسین
افشارزاده به در برنامه 90 به چه کسی رای داد؟
نظر اخلاق حرفه ای ایده آل نیست. خود من آدمی بودم که 11 سال در تیم ملی حضور داشتم ولی یک بار به داور اعتراض نکردم. همیشه کار خودم را می کردم و به جای اعتراض، سریع ادامه می دادم. انتظار دارم در تیم ما همه این طور باشند. تمام تیم با کرار صحبت کرده اند و به او گفته اند عصبانی نشو ولی وقتی کوچکترین ضربه ای می خورد اعتراض می کند. پس خود او خیلی در این ماجراها نقش دارد! صددرصد، ما اعتقاد
سهیم کردن بچه ها در خانه تکانی عید
اخلاقی آنها می شود، باز گرداندن آنها به برنامه منظم قبلی، ما را با مشکل روبه رو می کند. از طرف دیگر حوصله بچه ها وقتی که ما، چند ساعت متوالی بدون توجه به آنها مشغول کار می شویم، سر می رود و ممکن است از این فرصت استفاده کنند و هر کاری که دلشان بخواهد انجام دهند. بنابراین باید توجه داشته باشیم، فرزندان کوچک ما می توانند شرکای خوبی در امر تمیز کردن خانه باشند. به این ترتیب می توانید در هر روز
نجات از چوبه دار به دلیل فرزند معلول
انگار داری میری بیرون. آره دارم میرم خونه مادرم امشب جشن تولد خواهرزادمه همه را دعوت کرده است. در همین موقع زنگ در خانه به صدا در آمد راننده آژانس آمدنش را خبر داد و طناز هم پس از عذرخواهی از سوسن در خانه را بست و رفت. چند ساعت بعد در حالی که شب از نیمه گذشته بود مرتضی و طناز به خانه برگشتند اما به محض ورود با صحنه عجیبی رو به رو شدند. خانه به هم ریخته و وسایل نامرتب و شکسته
سرنوشت آندریاس پریرا؛ مشابه پل پوگبا یا بویان جورجیچ؟
سایت رسمی منچستریونایتد در این باره نوشت: "میکل کین به عنوان بهترین بازیکن سال 2012 انتخاب شد؛ این انتخاب پس از آن صورت گرفت که این بازیکن فوق العاده خوب موفق شد در فاز دفاعی به یونایتد کمک شایانی را کند تا این تیم بتواند بار دیگر به قهرمانی برسد. این بازیکن 19 ساله و برادر مهاجم تیم رزورها، با 60 درصد آرا به عنوان بهترین بازیکن انتخاب شد. در کنار او بازیکنانی چون لینگارد (با
رویش مدرسه ای اسلامی در قلب پایتخت
شود. مدیر مدرسه بین همه شیوه های آموزشی خود به یک روش تبلیغی- تشویقی بین حرف های خود اشاره کرد، اینکه هر ماه در مدرسه برای بچه های متولد آن ماه جشن تولدی بگیرند. او در ادامه می گوید: شرکت در المپیادهای ریاضی و کسب رتبه دومی و سومی، حضوردر مسابقات قرآنی، فرهنگی و ورزشی در طول سال توسط دانش آموزان از برنامه های دانش آموزان برشمرد. مدیر مدرسه معتقد است که با تشویق دانش آموزان
شهید باز علی نصیری
دختر . بازعلی فرزند اولم بود . ما 10 سال بچه دار نشدیم تا اینکه خداوند بازعلی را به ما داد پدرش اسمش را بازعلی گذاشت یک سفر هم با ایشان به مشهد رفتیم بازعلی در ونک به دنیا آمد تا مقطع راهنمایی را در ونک گذراند وبرای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان به شهرضا رفت ونک در کا رکشاورزی کمک پدر می کرد به حوزه علمیه شهرضا رفت وبه عنوان بسیجی داوطلب در سن 17 سالگی بعد از یکسال تحصیل در حوزه علمیه به جبهه
ژیان چیکارش میکنه؟!
/> اگر استقلال و پرسپولیس به خودروسازها واگذار شوند: صحنه یک (مدیرعامل یکی از خودروسازها با معاون بازرگانی اش رفته اند برای خرید تیم) معاون: آقای زارع این تیم قرمزه رو نیگا! چه خوشگله؟! بخریمش؟! مدیرعامل: نه بابا چیه رنگش عین پیرزنهای نود ساله است! اون آبیه بهتره باز... آقا ببخشید... تیمهاتون همین دو تا رنگه؟! رنگ دیگه ای ندارید؟! سازمان خصوصی سازی: نه آقا، همین دو تا
چهره ها در شبکه های اجتماعی (86)
، پیش بینی شما از نتیجه این دیدار چیست؟ بله تیارا خانم یک ساله هم آلبوم پدر را تبلیغ کرد. با اعلام این نکات که بابایی عمرش را برای این آلبوم گذاشته و پرچم پدر همیشه بالاست! یک موقع فکر نکنید که خود رضا این عکس را گذاشته باشد! فریبا نادری در هوای عالی شمال برای همه در روزهای آخر سال آرزوی روز ها و خاطرات شیرین کرد. همچنین فریبا جان. عباس جمشیدی و هم پادگانی ها.
ناگفته ها از حاج علی آهی
اهالی جامعه مداحان او را به فقیه مداحان می شناسند. پیرغلامی است که سال ها اشعار و نوحه های خود را با فقه و مکتب اهل بیت(ع) گره زده است و برای استفاده از اشعار حسینی در قالب فقه و رعایت اصول ادبی حساسیت زیادی دارد. نام حاج علی آهی سال هاست با دستگاه حضرت سیدالشهدا(ع) گره خورده است. وقتی با رئیس خانه مداحان کشور چند روزی پس از مرخص شدن از بیمارستان به گفت وگو نشستیم سال ها نوکری در محضر اهل بیت(ع) را ب
من پسر قلعه نویی نیستم
پول هافبک دفاعی بود و سبک بازی او را خیلی می پسندیدم. حالا هم بازی های زیادی را تماشا می کنم و از آنها درس می گیرم. * دوست دارم سوالی را شفاف بپرسم، می گویند امید ابراهیمی یک جورایی (پسر قلعه نویی) است خودت چنین موضوعی را متوجه شدی؟ - (می خندد) واقعا من در بیرون از زمین کاری ندارم و تمامی حرفم درون زمین است. فکر می کنم قلعه نویی هر بازیکنی را که خوب بازی کند دوست دارد و همه بازیکنان
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (100)
اشکال نداره برو فقط زود برگرد! اوه اوه یه فحشی داد الان تو گوگل دنبال معنی شم! 16- پیرمرده دم عابربانک کارتشو داده به من می گه برام موجودی بگیر. چک کردم دیدم موجودیش رو نوشته 5 هزار تومن. بهش گفتم، گفت خاک تو سرت با اون موجودی گرفتنت! رفت. 17- پسر داییم میگه خوش به حالت تک فزندی. میگم چرا؟ میگه همه ته دیگ ها مال خودته! تا حالا خودم به این سعادت
ارتباط مخفی یاران روحانی با پایداری/ دیوار بتونی مجلس را بیت رهبری هم ندارد/ بمب سیاسی سال 94/ پروژه چند ...
های اقتصادی خود این گونه اشاره می کند: من از سال 80 تا به امروز حداقل 4 شرکت اقتصادی راه اندازی کرده ام که فعال هستند. افتخار و ادعا می کنم که برای مثال در سال2004 شرکت ام.تی.ان MTN آفریقای جنوبی را که در ایران توانست اولین اپراتورخصوصی تلفن همراه کشور (ایرانسل) را راه اندازی کند وشاید مهمترین و بزرگترین پروژه خصوصی سازی در کشور بوده، را به کشور آورده ام. به این افتخار می کنم که در سن کم توانستم یک
سالگرد درگذشت مصدق از منظری دیگر
پایگاه خبری تحلیلی بویرنیوز (BoyerNews.com) : مهرداد خدیر - 14 اسفند هر سال یادآور سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق است اما درهمین آغاز یادداشت توضیح می دهم غرض از این نوشته تکرار آنچه همه ساله در این مناسبت گفته می شود، نیست. چه، قصد تکرار در میان نیست و اگر باشد نوشتن درباره مصدق در 29 اسفند – سالروز ملی شدن صنعت نفت- و 28 مرداد – پایان دولت ملی با کودتا- مناسب تر است. پس، غرض
30 ثانیه تا مرگ: مصاحبه با زن و شوهر نجات یافته از ایران 140 +عکس
می آید که یکی دو تا انصرافی و کنسلی وجود داشته باشد. ساعت 6 اطلاع دادند که جای خالی هست ما هم ساعت 7و نیم فرودگاه بودیم.. بالاخره 8وربع سوار هواپیما شدیم و مقدمات خسته کننده و کسالت بار پرواز آغاز شد. سکانس دوم _روز _داخلی _داخل کابین هواپیما: همه چیز آرام بود محمد می گوید: فکرش را هم نمی توانم بکنم که من زنده ام که خدا خودش من را بامعجره اش نجات داد. بعد رو به همسرش که بهت زده ما را نگاه می کند
گزارشی از همایش انتخاباتی انجمن مدیران صنایع اصفهان
تواند اداره شود بنابراین رزومه های نامزدها را مطالعه کنید. ذره بینی جوان گرایی را از روندهای مورد توجه اتاق بازرگانی اصفهان دانست و گفت: من خودم 25 ساله بودم که وارد اتاق شدم، مگر اتاق می تواند بدون جوان گرایی ادامه دهد، منتها در کنار تجربه قدیمی ترها. از تجربه اقتصاد دولتی درس بگیریم و فرار کنیم علی شمس اردکانی، قائم مقام اسبق وزارت صنایع، معادن و فلزات و رئیس کمیسیون انرژی اتاق
موسی جان! جوجه ها همه پر کشیدند، همین چند نفر بیشتر نیستیم!
شدند. در حالی که دشمن، با تمام توان به سوی ما آتش می ریخت و بچه ها شهادتین خود را می خواندند و با یکدیگر وداع می کردند، سردار شهید موسی محسنی از عقبه به سوی ما آمدد و رو به من کرد و گفت: حاجی چه خبر؟ من که قلبم مالامال از داغ شهادت بچه ها بود، گفتم: موسی جان! جوجه ها همه پر کشیدند. همین چند نفر بیشتر نیستیم. هنوز صحبتم تمام نشده بود که شهید محسنی با صدای رسا فریاد زد: الله اکبر، الله
حسادت به رابطه صادق طباطبایی با امام
/> بعد از دیپلم به آلمان رفتم. در آنجا هر کلاس رایگانی را که دستم می رسید شرکت می کردم. مثلاً یک دوره فیلمبرداری شبانه، چهار ترم ادبیات عالی آلمانی، عکاسی، موسیقی و بسیاری رشته های دیگر را در همین کلاس های رایگان شبانه آموختم. در سال های 46، 47 بود که در دوره دکترا درس می خواندم و وضع مالی بهتری پیدا کرده بودم، یک دوربین خوب خریدم که آن را هنوز هم نگه داشته ام. یکی از علایق اصلی ام گرفتن اسلاید بود
روایت مادر شهید "جلالی" از خبر شهادت فرزندش
شهید رضا جلالی است. این موضوع تقریبا توجه من را چند برابر کرده بود، وقتی از صبر و حوصله این مادر شهید با مرد 65 ساله شمالی کنارم گفتم در جوابم گفت: "خدا بابت خون فرزندش به او صبر داده است" این حرف من را به فکر فرو برد، راست می گفت. پیر زن که نباید اینقدر حوصله داشته باشد، لااقل من ندیده بودم. انگار خدا با این مادر معامله کرده بود فرزندش را گرفته بود به او صبر داده بود.
دیدین تو فیلما...
....... *********** جوک خنده دار *********** اون یارو که میخواس بره تونس،نتونس،بالاخره تونس!!!هههه *********** جوک خنده دار *********** میگم یه وخ.. تیم ملی ناراحت نشه من آهنگ نخوندم واسشون ؟ *********** جوک خنده دار *********** دیدین تو فیلما بچه توی خواب جیغ میکشه همه میرن بغلش می کنن و از این حرفا؟ خلاصه اومدم بگم اینا همش
کجایند مردان بی ادعا; از تل قرین تا تل ابوحامد
غیر عملیاتی بود خطر مین و دید دشمن، نمی شد زرهی بره. می دونستیم اگر بمونیم تکفیریها از رو تل کاملا مسلط به ما و بقیه هستند اما اگر می گرفتیمش ورق بر می گشت ما مسلط بودیم و اونا زیر دست، روبرو می شدیم با ارباب اصلیشون اون طرف مرز، امکانش بود برسیم به تل. بیشتر از این، منتظر مون نبودن، میشد رسید و گرفتش. ابو حامد با مخابره به حضرات پشت خط گفت امکانش هست تل قرین رو بگیریم، از اون طرف با
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
در طاعت پروردگار بود. همان فاطمه ای که پاره تن پیامبر اعظم(ص)، سرور همه زنان عالم، الگوی همگان و اسوه شایسته ای برای امامان معصوم بود؛ همانگونه که امام عسکری علیه السلام می فرماید: نحن حجج الله علی خلقه و جدتنا فاطمه حجه الله علینا ما ائمه، حجت خدا بر مردم و مادرمان فاطمه، حجت خدا بر ماست. ایکاش جامعه ما نیز این شایستگی و لیاقت را در خود ایجاد می کرد تا بتواند قطره ای از دریای فضائل حضرت
بزرگترین واقفی که بیش از یک قرن در گمنامی بسر برد
بن میرزا خلیل تهرانی، که خود قبلاً آماده کرده بود مدفون گردید. این عالم نامدار، از نوابغ روزگار و دارای صفات حمیده و اوصاف کثیره است. او از نظر اخلاق پیشوای صاحبان اخلاق و در جود و کرم، انفاق در راه خدا، و تواضع و پرهیزکاری یگانه روزگار بود. عالمی عابد، زاهدی متقی و شجاع بود و در گفتن حرف حق از هیچ مقامی پروا نداشت. همه ساله نه تنها فقیران شهر را بلکه تمام اهل شهر را بدون
در خانه خانم بازیگر چه می گذرد؟
. اما دکوری هایی که در ویترین دارم همه سوغات هند و آلمان و انگلیس و فرانسه و دوبی است که سال ها پیش رفته بودم و خریدم. فست فود، هرگز! من در کل خانه ام را خیلی دوست دارم و آرامش دارم. اما آشپزخانه را بیشتر از جاهای دیگر منزل دوست دارم و به آن اهمیت می دهم. منزل دخترم که می روم دائم در آشپزخانه هستم و غذاهای سنتی می پزم. چون بچه ها و همسرش خیلی دستپخت من را دوست دارند. شاید باور نکنید
درمان چاقی با برخی سلولهای بدن/شیوع مخدرهای شنیدنی در بین جوانان
صبح و شام می خوانی رزق است.یا زمانی که خواب هستی سپس ناگهان بیدار می شوی ، به تنهایی و بدون زنگ زدن ساعت بیدار می شوی و نماز می خوانی رزق است چون بعضی ها بیدار نمی شوند . زمانی که با مشکلی رو به رو می شوی ، خداوند صبری به تو می دهد که چشمانت را از آن بپوشی . این صبر ، رزق است.زمانی که در خانه لیوانی آب به دست پدرت می دهی. این فرصت نیکی کردن ، رزق است.گاهی اتفاق می افتد که در نماز حواست نباشد
نیم روز خیابان گردی با بیمار مبتلا به ایدز
هایت تغییر می کند خواب دیده بود که ایدز دارد. عصر سرد پنجشنبه، در پارکی دور و خلوت در جنوب شرقی تهران با مردی قرار دارم که خوابش تعبیر شده و پنج سال است که با ایدز زندگی می کند.کمی از 6 عصر گذشته که ساسان می رسد. خواب دیده بودم که رفتم آزمایش دادم و نتیجه مثبت بوده. 33 ساله است. قامتی کوتاه دارد و عمق نگاهش پر از اضطراب و تنهایی است. مثل همه مردهاست. مثل همه آدم ها. آنقدر شبیه و بدون تفاوت که اگر
متن کامل گزارش قرائت شده حادثه 22 بهمن قم در مجلس
/91 اظهار داشته مشغول تدریس مباحث مهدویت بودم که بچه های کلاس گفتند ما فیتیله آقای لاریجانی را پایین کشیدیم.14) تجزیه و تحلیل 35 هزار پیامک کوتاه ارسالی در قم بین ساعت های 12 الی 14، 22/11/91 که اسناد آن موجود است.1 14) ارسال پیامک گروهی توسط یکی از مسئولین با هویت معلوم و هسته های عمل کننده با مضمون تقدیر و تشکر از اقدام شایسته آنها.2 14) ارتباط شخص مذکور با یک مقام مافوق و ارائه گزارش کار خود در