سایر منابع:
سایر خبرها
زیبا کلام: دموکراسی خواهم نه اصلاح طلب
. ممکن است بعد از بحث هایی که می شود به این نتیجه برسم که نه خیلی هم ایده خوبی نیست. وقتی ردصلاحیت ها شد و شورای نگهبان سه هزار نفر را ردصلاحیت کرد من گفتم که ما دو گزینه بیشتر نداریم؛ یکی در انتخابات شرکت نکنیم مثل سال 90 و دیگر اینکه به این صورت در انتخابات شرکت کنیم که با کسانی که شناسنامه اصلاح طلب دارند ولی حداقل هایی دارند و از بدنه اجتماعی ما بخواهیم به آنها رای دهند. حالا اگر 30 درصد از
طارمی: دوست دارم در اروپا بازی کنم/ اهل فردین بازی برای نورالهی نیستم!
که احتمال جدایی تان وجود دارد. بازی در لیگ های خوب اروپایی را همه دوست دارند.من هم دوست دارم اگر شرایط فراهم باشد در آن لیگ ها توپ بزنم. *در جریان پیشنهاداتت قرار گرفته ای؟ بله.من چند روزی را استراحت خواهم کرد و سعی می کنم خیلی زود تکلیف سال بعد را مشخص کنم.وکیلم در حال سبک و سنگین کردن شرایط است و فکر نمی کنم فرایند تصمیم گیری ام طولانی شود. *برانکو
خانم بازیگر: اگر پسر بودم، حتما فوتبالیست می شدم
اندازه کافی فیلم سینمایی بازی کرده ام و تصمیم دارم کارگردانی کنم! می خواهم گزیده کار باشم و به دغدغه اصلی ام در این روزها که کارگردانی است، روی بیاورم *پس می خواهید فیلم بسازید؟! راستش چند طرح دارم که دوست دارم بسازم. با بزرگانی در عرصه سینما مشورت کرده ام و اگر همه چیز درست پیش برود، سال بعد فیلم هایم را در مقام کارگردان خواهم ساخت *تا به حال تجربه ساخت فیلم کوتاه
روایتی متفاوت از زندگی سردار شهید ناظری
آهوها به وجود می آورد. قاسمی می گوید هرگاه می خواسته آمار تلفات آهوها را به سردار بدهد آمار را کمتر می گفت. حاج محمد از شنیدن خبر مرگ ومیر آهوها خیلی ناراحت می شد، توی خودش می رفت. دلم نمی آمد بگویم 10تا، کمتر می گفتم. می گفت: من نماینده ضامن آهو در جزیره ام! او که سال ها است در حوزه حفاظت از محیط زیست فعالیت می کند، می گوید: بلایای بسیاری در سال گذشته و سال جاری بر سر محیط زیست آمده اما از نظر من شهادت حاج محمد بزرگترین فاجعه زیست محیطی امسال بود، فاجعه ای که جبرانش تقریبا امکان ناپذیر است. انتهای پیام 0 0 ...
مانی حقیقی: فیلم من دستگاه خرافه سنج است!
بودند و بسیار قانع کننده؛ در حد ترسناکی قانع کننده! غافلگیری بزرگی بود! چون خودم هم در ابتدا واقعا باور کردم که دارید بخشی از تاریخ ایران را روایت می کنید! نکته جالب این است که دهه 40 را وارد داستان کردید؛ همان سالی که فیلم خشت و آینه به کارگردانی ابراهیم گلستان ساخته شد. آن فیلم واقعیات تلخ جامعه روز را هنرمندانه به نمایش گذاشت. اما سال ها بعد نوه آن فیلم ساز در فیلمی با واقعیت شوخی کرد
مسئولان بنیاد شهید از نزدیک درد جانبازان را ببینند/ پسرم 4 ساله عقد است و نتوانسته عروسی بگیرد/ اصلا ...
بدترین اتفاق زندگی من وی در بیان اتفاق بد زندگی خود نیز، گفت: سال 59 با خانمم ازدواج کردم. بعد از چند سال، سال 62 بود حالش بد شد و به بیماری سرطان مبتلا شد. طوری شده بود که نمی توانست کاری کند هر روز بیمارستان بود. اونموقع با اصرار زیاد پیشنهاد داد ازدواج مجدد کنم و گفت من دارم می میرم و حداقل برای رسیدگی به فرزندان و خودت باید ازدواج کنی. خودش به خواستگاری رفت و مقدمات ازدواجمان را فراهم
رهبر ارکستر سمفونیک: غرور ملی ما را در چین نجات می دهد
را بعد از اجرا دید. من هیچ وقت در زندگی راهی را نمی بندم. می خواهم راه باز باشد و آدم تجربه کند. خودم هم دوست دارم، نتیجه ی این تجربه را ببینم. شما هنوز نظر صریحی درباره ی ارکستر سمفونیک تهران به من ندادید. شما میوه را چه زمانی از درخت می چینید؟ وقتی برسد. پس بگذارید بهار برسد. ببینیم درخت گل می دهد یا نه، بگذارید بعد از اجرای چین جواب این سوال را بدهم. بنابراین چشم انداز واضحی از این اجرا ندارید؟ من فقط حال را می بینم. گفتم که نمی خواهم راه را ببندم. تلاش من این است با زمان کمی که داریم، اجرای خوبی را رهبری کنم. ...
از تبیین نظریه ولایت فقیه تا همراهی با امام و رهبری
/> بعد فرمودند: به هیچ کس دیگر هم نگو، فقط به خود امام بگو. او می گوید خانه امام آمدم و گفتم با آقا کار دارم و یک پیامی هم از یکی از آقایان مراجع دارم. پاسدارها گفتند نمی شود، اصرار کردم تا بالاخره خود حاج احمد آقا آمد. گفتم یک پیامی از آیت الله بهجت دارم که باید فقط به خود امام بگویم. رفتم خدمت امام فرمودند، بفرمایید. گفتم از طرف آیت الله بهجت پیامی آورده ام. امام تا اسم آقای
من صادق زیباکلام هستم،نوکر اصلاح طلبان هم نیستم
اما بعدا معلوم شده که این مواضع درست هستند. وقتی آقای هاشمی ردصلاحیت شدند من با تمام وجود گفتم که باید دنبال آقای روحانی برویم و همان موقع هم خیلی از اصلاح طلبان از این حرف من بدشان آمد که دیدید به نفع اصلاحات هم شد. پس صادق زیباکلام برای خوشایند یا بدآیند کسی صحبت نمی کند؟ بله. پس این را تایید می کنید که صادق زیباکلام تئوریسین اصلاحات نیست و فقط خودش است به عنوان یک
بازیگر مشهوری که بیشتر مجسمه ساز است تا بازیگر! +تصاویر
می شوم اما حالا می فهمم که دست به کار عاقلانه ای زده ام و تصمیم خوبی گرفته ام. حالا فهمیده ام که من اصلا دلم برای تهران تنگ نمی شود. البته باید به امیرحسین صدیق حق داد چرا که محل زندگی او در یک روستای کوچک خیلی متفاوت و فوق العاده است. همین که او هر روز صبح با صدای مرغ و خروس هایش بیدار می شود و در میان این همه آرامش، چکش و اره به دست می گیرد و با حالی خوش می رود سراغ مجسمه هایش، یعنی
طارمی: دوست دارم در اروپا بازی کنم/ فردین بازی هم حدی دارد
سریعتر برنامه هایش را عملیاتی کند اتفاق بزرگی است. در فصلی که گذشت به نظرم مدیریت باشگاه هم عملکرد خوبی داشت و اگر همین روند ادامه یابد و حاشیه های بیرونی ایجاد نشود می توان فصل خوبی داشت. حالا که حرف از فصل بعد است پرسش مهمی وجود دارد. مهدی طارمی در پرسپولیس می ماند؟ نمی خواهم حرفهای کلیشه ای و تعارفی بزنم.اینکه هر چه دارم از پرسپولیس و هوادارانش هست را بارها گفته ام. تا آخرین
حرف هایم درباره رضا شاه و اسراییل به جریان اصلاح طلبی اعتبار بخشیده
روحانی نمی شود؟ همه اینها را ول کرده اید چسبیده اید به اینکه چرا از حرف های من استقبال کرده اند. مثالی برای شما می زنم. من سال گذشته در دانشگاه گرگان رفته بودم. اگر اشتباه نکنم تاسوعا و عاشورا بود. دانشجویان کف و سوت می زدند و ما وارد دهه اول محرم شده بود. من به دانشجو ها گفته بودم که من با اینکه دین و ایمان درست و حسابی ندارم ولی به حرمت امام حسین از شما می خواهم که کف و سوت نزنید و یک بار دیگر
ماجرای آمدن قلقلی به تلویزیون از زبان عمو قناد
قلقلی صحبت می کند؟! و من نیز در پاسخ می گفتم که بله و آنها که فکر می کردند او واقعا نمی تواند صحبت کند،با شنیدن این جواب خوشحال می شدند. اما بین همه این بازخوردهای شبیه به هم،یک روز فرد معلولی مرا در خیابان دید و با همان زبان شکسته به من فهماند که برنامه ما را می بیند،از او پرسیدم کدام قسمتش را دوست داری؟ گفت قلقلی را دوست دارم و مطمئنم که او حرف می زند.پرسیدم از کجا متوجه شدی؟ که گفت بارها دیده
ممنوع الفعالیتی برای خیلی ها جذاب شده است/ ترفندهایی برای شهرت!
های اینچینی اجرا داشتند کنار گذاشته شدید. - به هر حال همکاری من با شادمهر عقیلی با ضوابط ایران همخوانی نداشت و من هم این موضوع را پذیرفتم، اما جنس ممنوعیتی که برای من منطبق بر کاری که انجام دادم در نظر گرفته شد کمی زیاد به نظر می رسید. اگر همه مصاحبه های من را با دقت در نظر بگیرید متوجه خواهید شد من هیچ وقت در هیچ مصاحبه هیچ ادعایی نکردم. بعد از این اتفاقات با وجود اینکه ناراحت شده بودم
شکرگزار خداوندم که مرا لایق دفاع از حرم دانست
عذرخواهی می کنم که نتوانستم حتی گوشه ای از زحمات شما را در این دنیا جبران کنم و امیدوارم در آن دنیا به لطف حضرت زهرا(س) دستگیر شما باشم. پدر و مادرم، حرفی که با شما دارم این است که در نبود من صبور باشید و خدایی نکرده حرف یا عملی انجام ندهید که باعث رنجش دل امام زمان و رهبر عزیزتر از جانم و خوشحالی دشمنان اسلام شود و بدانید که فرزند شما در مقابل عزیزان امام حسین(ع) هیچ ارزشی ندارد و اگر
گفت و گو با جوان افغانستانی که مورد افتخار رهبر است
خوانید: 28 سال سن دارم. آبان سال 92 آن وقتی که فاطمیون گردان بود و اولین نیروها برای نبرد با تکفیری ها به سوریه اعزام می شدند، خواستم به سوریه بروم اما نشد و پدرم توفیق یافت به سوریه برود. پدرم چند ماه پس از اعزام در 22 فروردین سال 93 در حوالی دمشق به شهادت رسید. او در دوران دفاع مقدس نیز در کنار نیروهای زمنده در جبهه ها حضور داشت. پدرم اولین شهید مدافع حرم افغانستانی بود که به
100 چهره تاثیرگذار جهان (4)
ظاهر آن. آیا روندا بالاخره می تواند کسی باشد که به ما کمک کند بفهمیم این ما بانوان هستیم که واژه فمینین را تعریف می کنیم، نه برعکس؟ بهتر است خوب دقت کنیم چون او ممکن است آرنجمان را از جا به در کند. سال گذشته وقتی روندا اولین باختش را در برابر هالی هولم در مسابقات یو اف سی تجربه کرد، مخالفانش فریاد شادی سر دادند. ولی روندا تسلیم نمی شود. همه در زندگی گاهی شکست می خورند، ولی من می خواهم
از یادگیری TOEFL تا کار با سلاح های سنگین
اهمیت نمی داد پول بود. وی ادامه می دهد: سه یا چهار بار رفت. هر بار که می رفت چند ماه می ماند. هر دو یا سه ماه مرخصی می دادند که به ایران برگردد اما چون نیرو کم بود معمولا مجتبی بیشتر می ماند. دفعه آخری که قرار بود برود چون حرف های اطرافیان زیاد شده بود ما گفتیم نرو، چند باری رفتی هر کاری از دستت برمی آمد انجام دادی حتی ایران هم که هستی کار فرهنگی می کنی اما قبول نکرد گفت بگذار مردم هرچه می
از تشکیل یگان ویژه نیروی دریایی سپاه در جزیره فارور تا امر و نهی به بالگرد آمریکایی/ ژن ایرانی برتر است
های چریکی سپاه در ایام دفاع مقدس نیز حضور داشته است. سردار محمد ناظری که خود موسس این یگان منحصر به فرد سپاه بود، فرماندهی نیروهای ویژه را نیز برعهده گرفت و تا زمان شهادت -21اردیبهشت سال جاری- در این سمت انجام وظیفه کرد. دریادار ناظری در این باره می گوید: در زمان تشکیل یگان نیروهای ویژه دریایی سپاه، با بحران های متعددی در خلیج فارس روبرو بودیم و این نیرو حتی اگر لازم بود، باید
افشاگری طارمی در مورد یک برنامه تلویزیونی و جدایی از پرسپولیس
مدیریت باشگاه هم عملکرد خوبی داشت و اگر همین روند ادامه یابد و حاشیه های بیرونی ایجاد نشود می توان فصل خوبی داشت. *حالا که حرف از فصل بعد است پرسش مهمی وجود دارد. مهدی طارمی در پرسپولیس می ماند؟ - نمی خواهم حرفهای کلیشه ای و تعارفی بزنم. اینکه هر چه دارم از پرسپولیس و هوادارانش هست را بارها گفته ام. تا آخرین لحظه لیگ ذهنم را درگیر فصل بعد نکردم. می دانم وکیلم در مذاکره با دکتر
در بنگاههای اقتصادی نقش روابط عمومی ها را جدی بگیرند
سال پیش یک واحد صنعتی برای مدیریت روابط عمومی فراخوان داده بود ، به توصیه یکی از دوستان، من هم اعلام آمادگی کردم . در روز مقرر یک گروه 5 نفره از مدیران این مجموعه صنعتی متقاضیان را به حضور پذیرفتند تا مصاحبه انجام دهند . پیشتر رزومه و سوابق خود را ارائه کرده بودم ، در هر حال سوالات شروع شد . در میان جمع یکی از مدیران که ظاهراً نقش کلیدی در گزینش افراد داشت، و به نظر می رسید با مطالعه کتب
ناگفته های خواندنی آغازین روزهای جنگ تحمیلی/سرتیپ ذاکری: غرضی حاضر نبود بپذیرد جنگ شروع شده
. می خواهم از این ماجرا نتیجه بگیرم که آنها نمی دانستند عراق با چه گستردگی به ما حمله خواهد کرد. بعد از آن گفتند برویم و پاسگاه سوبله را ببینیم که در نزدیکی چزابه قرار داشت. همانی که الان اسمش یادمان است. من گفتم به آنجا نروید، دشمن هوشیار می شود. اما آنها قبول نکردند و از بستان به سمت آنجا راه افتادند. عراقی ها هم وقتی اینها را روی پشت بام پاسگاه دیدند، شروع کردند با تانک اینها را زدن
پرهیز از گناهی که باعث شد درهایی از عالم بالا بر روی شهید نیری باز شود
؟ بعد از کلی اصرار سرش را بالا آورد و گفت : طاقتش را داری ؟ با تعجب گفتم طاقت چی رو ؟ گفت : بشین تا بهت بگم نفس عمیقی کشید و گفت : یک روز با رفقای محل و بچه های مسجد رفته بودیم دماوند . شما توی آن سفر نبودی . همه رفقا مشغول بازی و سرگرمی بودند . یکی از بزرگتر ها گفت : برو این کتری را آب کن و بیار تا چای درست کنیم . بعد جایی نشان داد و گفت : آنجا
دو روایت از داستان زخم های جانبازان نخاعی
ذهنم تداعی شد... آن موقع همسرم باردار بود، چند ماه بعد پسرم به دنیا آمد و اکنون سه نوه دارم." ذاکری در سومین مجروحیتش در سال 61، به دلیل شدت جراحت، قطع نخاع گردنی شد. بیماران قطع نخاع گردنی، کاملا قدرت حرکت را از گردن تا پاها از دست می دهند. جزئیات را که به خاطر می آورد، می گوید: "خیلی تلخ است..." کمی سکوت و بعد: "همیشه دوست دارم برای همه فضای شادی فراهم کنم. هر وقت
بیرانوند: نمی خواهم خودم را به زور پرسپولیسی کنم / منصوریان هم بخواهد به استقلال نمی روم
که دارم اما دیروز برای استراحت همراه با خانواده به خرم آباد آمدم تا به خانواده خودم و همسرم سر بزنم. الان نمی خواهم به چیزی فکر کنم و همه فکرم این است که در این چند روز استراحت کنم چرا که اگر قسمت بود و در لیست تیم ملی بودم دیگر فرصتی برای استراحت نخواهم داشت و فکر می کنم پیشنهاداتی دارم اما همه چیز را به مدیر برنامه هایم واگذار کردم و او در جریان همه مسائل قرار دارد. * مدت هاست که صحبت
روایت یک شهید از همدان تا خان طومان
به سوریه برود کاملاً مخالفت کردم. مهدی به من گفت پس امسال محرم نه من به هیئت می روم و نه می گذارم شما بروید. اگر سلفی ها هم به حرم حضرت زینب(س) صدمه بزنند من یک لحظه هم با تو زندگی نمی کنم. وقتی دیدم آن قدر برایش اهمیت دارد، موافقت کردم. بعد از دوره آموزشی و موقع وداع که قرآن را روی سرش گرفتم به من گفت: همه حرف ها و تهدیدهایی که کردم شوخی بود. اگر واقعاً راضی نیستی، نمی روم. من هم گفتم برو خدا
گزارش تکان دهنده از زندگی در شهرک رسالت
رنگی سر کرده و زیر آفتاب ظهر اردیبهشت، پیشانی اش از عرق برق می زند، حرف ها برای گفتن دارد: خیلی وقت ها آب بوی گازوئیل می دهد. کلیه همه مان خراب است، خودم معده درد دارم و همه بچه هایم سنگ کلیه دارند. دخترم هرچند وقت یک بار باید برود سنگ کلیه اش را بشکند. اهالی شهرک رسالت اما هر چقدر تا به حال مسئول و وزیر و وکیل ندیده باشند، یک نفر را خوب می شناسند؛ پوریا گل محمدی ، عضو شورایاری محل را که
رونمایی از تندیس جدید دکتر معتمدنژاد
هم معنایی و هم پذیری ایجاد می کند؟ آیا واقعا کارهایی که از ارتباط مورد نظر است انجام می شود؟ در جامعه ای که روز به روز پیچیده تر می شود، این ارتباط روز به روز رنگ می بازد . دکتر فرقانی در بخش دیگری از سخنانش سپس گفت: اگر معتمدنژاد، دکتر معتمدنژاد است تنها به خاطر دانش، تالیفات و یا درسی که ارائه می کرد، نبود. ایشان اسوه اخلاق، شخصیت و رفتار بودند. ما در حال حاضر بیش از هفتاد هزار عضو
قرآن مسیر شهادت را به ابوالفضل نشان داد
از بابت نبود ابوالفضل ناراحت هستند که دیگر بینمان نیست. خودم واقعاً دوستش داشتم و بچه دوست داشتنی ای بود. اخلاق آرام و خوبی داشت. خنده رو بود و با بچه ها بچگی و با بزرگ ترها، بزرگی می کرد. هیچ وقت به من و مادرش بی احترامی نکرد. پای مادرش را می بوسید و اگر یک روز ناراحت بودیم به خانه مان می آمد و سعی می کرد خوشحالمان کند. واقعاً قوت قلب من بود. سخن پایانی. این لطف خدا بود که
قصاب خوش فکر محله شورا حسابی هوای جیب اهالی محله اش را دارد/ یاعلی! بعد حساب می کنیم
چند نفری در فضای کوچک تنها قصابی محله شان ایستاده اند و قصاب سفید موی محله هم مشغول آماده کرده سفارش های مشتریان است. مثل همیشه وقتی کیسه خرید مشتریان را دستشان می دهد، با یک یا علی بلند بدرقه شان می کند. چهره شاداب و همیشه خندان او همه ذهنیت ما را از قصاب ها به هم می ریزد. حاج محمد، قصاب محله شورا سال هاست با همکاری خیّران محله نه تنها کمک به نیازمندان را در فعالیت های روزانه اش قرار داده که