سایر منابع:
سایر خبرها
شهیدی که آرزوی شهادت وجودش را فرا گرفته بود
وقت با حضور قلب در جماعت در مسجد جامع شهر به جا می آورد، با شروع جنگ تحمیلی، قلب او نیز همانند هر بسیجی عاشق امام خمینی (ره) مالامال از شور و شوق حضور در جبهه گردید. در سال 1360 به منطقه عملیاتی کوشک و جفیر اعزام شد و در سال 1364 لباس مقدس سربازی به تن کرد و به خدمت اعزام گردید و تمام مدت خدمتش با سرافرازی و افتخار در جبهه حضور داشت و در عملیات های متفاوت شرکت نمود. با پایان
پیش بینی چهارمین شهید محراب درباره شهادت محمدکاظم کلهر
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع پرس ، پانزدهم مهر مصادف با سالروز شهادت محمدکاظم کلهر از بنیان گذاران گروه چریکی شهید اندرزگو است. وی نهم فروردین سال 1342 در شهر ری دیده به جهان گشود. پدرش موسی و مادرش حلیمه نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند و در حرفه تراشکاری مشغول به کار بود. وی شهریور سال 59 با شروع جنگ تحمیلی علیه ایران به عنوان بسیجی به جبهه رفت و در چند عملیات از جمله مطلع الفجر، فتح
شهدای امنیت الگوی ماندگار برای نسل های آینده
سیستان و بلوچستان اعزام شد. چند ماه در مناطق مرزی خدمت کرد و سرانجام در چهاردهم تیرماه سال 1370 در جریان درگیری با اشرار مسلح در منطقه ایرانشهر در راه دفاع از کشورش به شهادت رسید. پیکر مطهر شهید پس از تشییع در امامزاده عقیل آباد در اسلام شهر به خاک سپرده شد. شهید احمدرضا عروجی شهید احمدرضا عروجی در اول مهرماه سال 1355 در خانواده ای مسلمان و کشاورز زاده در روستای قلعه
مقاومت، تعیین کننده سرنوشت جنگ در منطقه
گویم استراتژی اش نابودی است همان غول های وحشی افسانه های تاریخی حالا بگذارید یک مثال جدید بزنم احتمالاً هم بچه ها هم بزرگسالان هم میان سالان فیلم های گودزیلا را دیدند فکر می کنم بهترین مثال گودزیلا است گودزیلا چه موجودی است موجودی است که وقتی وارد شهر می شود همه چیز را نابود می کند بعد وقتی وارد می شود دیگر هیچ چیزی برایش فرقی نمی کند این بیمارستان است مدرسه است دانشگاه است کلیسا است مسجد است این
پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!
دو فرزند را به فاصله دو سال از هم دیده بود. رضا چه روحیاتی داشت و چطور بچه ای بود؟ رضا شوخ طبع بود و با همه می جوشید، ولی برعکس او ابوالفضل تودار بود. زمانی که رضا می خواست به جبهه برود، از طریق دبیرستان مخالفت کرده بودند. بعد که عازم شد، چند بار اخطار دادند تا فلان تاریخ به دبیرستان برنگردی اخراج می شوی. وقتی به شهادت رسید و برنگشت، مسئولان دبیرستان خبر نداشتند او شهید شده است و
شهیدی که همیشه با بچه های محل گرم و صمیمی بود
بچه های محل گرم و صمیمی بود و خیلی کم پیش می آمد که با بچه های محله ورزش نکند. گاهی اوقات با آن ها فوتبال بازی می کرد، در زمین ورزش هم نوجوانی آرام بود، وی روستا زاده ای متواضع، خنده رو، مهربان و شوخ طبع بود. به نماز و مسائل دینی و مذهبی اهمیت می داد و در راهپیمایی ها و پایگاه مقاومت بسیج فعالیت داشت. در زمان جنگ تحمیلی با وجود سن کم مشتاق رفتن به جبهه شد ولی به خاطر سن کم اعزام نشد. با
بازگشت از رمادی بعد از 16 سال فراق
دبستان گلشن فیض شد و همانجا پنج سال دوران ابتدایی را به پایان رساند و برای ادامه تحصیل راهی شهر خرم آباد شد. پدر به همراه چند خانواده دیگر از روستا که تمایل داشتند بچه هایشان ادامه تحصیل دهند در محله شمشیرآباد خانه ای برایشان اجاره کردند و در مدرسه 13 آبان شروع به تحصیل در مقطع راهنمایی کرد و بعد از سه سال این مقطع تحصیلی را نیز به پایان رساند و وارد دبیرستان شد و رشته علوم انسانی را برگزید.
سید احمد رحیمی؛ نخبه بصیر
رد می کرد و می گفت: فعلاً سنگری از نظر من مهم است که به تثبیت نظام کمک کند که همین لباس سبز سپاه است و من آن را با هیچ چیز عوض نمی کنم. او در دی 1361 کوله بارش را بست و همراه خانواده عازم منطقه جنگی شد و در مجتمع رزمندگان شهردزفول ساکن شد.در زمستان 1361 به شوق حضور مداوم در جبهه به همراه خانواده به خوزستان هجرت کرد و در اواخر همان سال بر اثر اصابت ترکش به پای چپش مجروح شد. دوستانش بعدها
آزادی غزه و فلسطین اشغالی مسئله اول دنیاست
الله لبنان ؛ مالک اشتر جبهه مقاومت، اظهار کرد: شهادت سیدالشهدای جبهه مقاومت دل ملت آزادی خواه را به درد آورد، اما راه این شهید والامقام با قوت در حال تداوم است. وی به اقتدار موشکی ایران اسلامی در عملیات وعده صادق 2 در پی تنبیه اسرائیل و همدستان این رژیم منحوس و جعلی اشاره کرد و افزود: ترور فرمانده شجاع و دلاور حزب الله، چشم و چراغ جبهه مقاومت و از سربازان آخرالزمانی بقیة الله(عج) که به
بیوگرافی مهران غفوریان و معرفی تمام فیلم وسریال های او
، تصمیم می گیرند از نوری، همکلاسی دوران کودکی رامین که اکنون به فردی ثروتمند و مرموز تبدیل شده است، دزدی کنند. اما این تصمیم زندگی آن ها را زیر و رو می کند. نیسان آبی داستانی پر از طنز و ماجراهای جالب درباره عشق و پول است. جمشید و رضا، دو دوست قدیمی که عاشق دو خواهر به نام های زری و پری شده و با آنها ازدواج کرده اند، وارد داستانی خنده دار می شوند. پس از سه سال، بالاخره ممدچاخان ازدواج می