سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای تکان دهنده زنی که همسرش را در اتاق خوابشان به قتل رساند
غرور خود خواهی غوطه ور نمی شدم و هزاران ای کاش های دیگر. نظرکارشناس روانشناسی مرکز مشاوره آرامش پلیس استان مرکزی: زمانی که طرفین متوجه می شوند که با خانواده طرف مقابل هم خوانی های لازم را ندارند، با این باور خود را فریب می دهند که من خود او را دوست دارم و با او می خواهم ازدواج کنم نه خانواده اش. شاید یکی از سؤالات جدی بسیاری از پدران و مادران و همچنین متولیان
گفت بعد از شهادتم زینب وار بایست
، زن عمویشان برایش خواهری می کند و واسطه ازدواجمان می شود. اما در واقع زندگی من با همسرم از نماز استغاثه به حضرت زهرا(س) آغاز شد. یک روز قبل از اینکه مادرم از موضوع خواستگاری صادق بگوید، نماز استغاثه حضرت زهرا(س) را خواندم و ادامه زندگی و تحصیلاتم را به ایشان واگذار کردم. اول اردیبهشت ماه سال 1391 بود که مادر از صادق برایم گفت و به همین ترتیب بعد از طی مقدمات آشنایی و خواستگاری و. . . ازدواج کردیم
بدون گناه هم می توان خوشبخت بود
همسرم بلافاصله در پاسخ این حرفم گفت: و اسه اینکه خدا دوست دا ره...! آن روز به این حرف اعظم خندیدم و امروز اما، افسوس که خیلی دیر فهمیدم که حق با اعظم بود. یک کار کو چک برای یکی از معا ونان اداره باعث شد مسیر زندگی اداری ام تغییر کند؛ وقتی یک کار شخصی را به صورت رایگان برای آقای معاون انجام دادم، از من خوشش آمد و من را وارد گروه خودش کرد تا هم شغلم بهتر شود و هم حقوقم بیشتر. از آن
گره پرونده قتل زن آمریکایی در تهران
، پرونده در دایره قتل به جریان افتاد. رامین گفت: یک تلفن اشتباه باعث شد با ماری آشنا شوم. شماره را اشتباهی گرفته بودم. او با من قرار گذاشت، وقتی به دیدنش رفتم متوجه شدم زنی میان سال است. اصرار کرد با هم رابطه داشته باشیم. من هم موضوع را به دوستم آرش گفتم. فکر می کردم او زنی ثروتمند است، نقشه کشیدیم و او را به قتل رساندیم. پلیس جسد ماری را در مکانی که دو جوان گفتند پیدا کرد و
دزد طلاهای 4زن: من در زندان توبه کرده ام؛مرا ببخشید
او به کارآگاهان گفت: چند وقت پیش با مردی جوان به نام سعید آشنا شدم. او به من ابراز علاقه کرد و پیشنهاد ازدواج داد. روز حادثه با ماشین دنبالم آمد و بیرون رفتیم اما پس از مدتی متوجه شدم که او از مسیر اصلی منحرف شده و مرا به اطراف اکبرآباد برده است. او در کنار خیابان توقف کرد و ناگهان با تهدید چاقو طلاهایم را به سرقت برد و متواری شد. با ثبت شکایت مالباخته، پرونده ای با موضوع سرقت تشکیل و
قرص نیروبخش
است و یا جای این طفیلی مزاحم و زیان بخش. پدر چن که سخن زنش سخت در وی مؤثر افتاده بود قول داد که خواست زنش را برآورد و پسر را از خانه و زادگاه خویش بیرون کند. نامادری مقدمات کار و زادراه ناپسری خود را فراهم آورد، لیکن به جای پارچه های گرانبها و جامه های زیبا مقداری جامه و زیرجامه ی کهنه و چرک و کثیف خانه را در خورجینش نهاد. جوان جرئت و یارای شکوه و اعتراض نیافت، زیرا به یقین می
با اعتراف مستاجر گاراژ؛
، هماهنگی های لازم قضایی انجام و کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی با اخذ نیابت قضایی به شهرستان ساوه اعزام و در ساعت 08:30 روز جمعه موفق به کشف جسد متعلق به فقدانی پرونده در داخل گودال 2 متری که توسط متهمان حفر شده بود، شدند. با توجه به کشف جسد متعلق به فقدانی و تشکیل پرونده با موضوع قتل عمد، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر و هر دو متهم برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.
"بگذار کز دامان شب فردا برآید"
خانوادهام نمیتوانست جور هزینه تحصیل مرا بکشد. من ابتدا چندان اهل کار نبودم، دلم میخواست بروم درس بخوانم. اما دیدم پدرم در شرایطی نیست که بتواند مخارج مرا تأمین کند، این بود که ناگزیر از کار شدم. کارهای مختلفی را تجربه کردم. مثلاً یک روز جزوه تصنیفی از تهران یا مشهد به دستم رسید. یک شعر مبتذلی بود. من این شعر را برداشتم و به همان لحن و وزن شعر دیگری ساختم. بعد به تهران آمدم و به منزل
قتل باجناق به خاطر یک کاپشن
بود. او بعد از ازدواج مرا هم معتاد کرد. شب قبل از خانه بیرون رفت و بعد از تهیه مواد مخدر دوباره بازگشت. بدون هیچ حرفی خوابید، اما صبح دیگر بیدار نشد. همزمان با تشکیل پرونده قضایی در دادسرا، تحقیقات پلیس جنایی برای رازگشایی از مرگ مرد جوان ادامه داشت تا این که با گذشت چند ماه از این ماجرا دو هفته پیش پزشکی قانونی نظر داد که او بر اثر اصابت جسمی سخت به جمجمه اش و خونریزی داخلی فوت کرده است
دیگر پیکرم تحمل کتک های همسرم را ندارد!
شهدای ایران :زن 19 ساله در حالی که دست نوازش به سر دختر کوچکش می کشید، اشک هایش را پاک کرد و به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد گفت: من یک ایرانی هستم، اما هیچ گونه مدرکی که ایرانی بودنم را ثابت کند ندارم. چرا که 19 سال قبل زمانی که مادرم مرا باردار بود از پدرم طلاق گرفت در آن زمان پدرم نیز به خاطر لجبازی با مادرم هیچ گاه حاضر نشد برای من شناسنامه بگیرد. مادرم می گوید وقتی من به دنیا آمده ام آن ها در کشاکش طلاق بوده اند به همین دلیل توجهی به آینده من نداشته اند حتی وقتی به 7 سا
راز ناپدیدشدن مرد گاراژدار فاش شد
پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تأیید این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهمان درباره ارتکاب جنایت، هماهنگی های لازم قضائی انجام و کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی با اخذ نیابت قضائی به شهرستان ساوه اعزام و ساعت 8:30 روز جمعه گذشته موفق به کشف جسد متعلق به ایرج در گودال دومتری حفره شده از سوی متهمان شدند . سرهنگ مکرم بیان کرد: با توجه به کشف جسد و تشکیل پرونده با موضوع قتل عمد، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضائی صادر شد و هر دو متهم برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند . ...
زوج جوان افغانی ساکن باقرشهر طلبکارشان را آتش زدند
کرد در حالیکه من همسرم را دوست داشتم و قصد ازدواج با کسی دیگر را نداشتم ؛ زمانیکه اصرار و پافشاری مقتول برای ازدواج ادامه پیدا کرد ، به ناچار موضوع را با همسرم در میان گذاشتم تا شاید بتوانیم مبلغ 20 میلیون تومان را تهیه و به مقتول بازگردانیم تا مقتول از زندگیمان خارج شود ؛ همسرم از من خواست تا با مقتول قرار ملاقات بگذارم و من نیز با مقتول در منطقه کهریزک قرار ملاقات گذاشتم ؛ دو نفری و با
بگذار ببخشمت!
دیده اجتماعی محسوب می شوند، به ازدواج در سنین نوجوانی تن می دهند و البته نبودن در فضای استاندارد باعث می شود نتوانند در شرایط غیرعادی و بحرانی تصمیم منطقی بگیرند. سمیه یکی از همین افراد است که در زندان قرچک زندانی است. او در تماس تلفنی با خبرنگار روزنامه شرق درباره ارتکاب جرم قتل همسرش صحبت می کند. 25ساله است و در 14سالگی به عقد مردی 31ساله از دوستان پدرش در می آید. سمیه می گوید: همون
جنایت هولناک مستأجر برای تصاحب گاراژ 3 میلیاردی
به باغ برگشت و مدعی شد که ایرج را به قتل رسانده است و اگر در این خصوص با کسی حرفی بزنم مرا هم می کشد. پس از اقرار وی مأموران حسام را دستگیر کردند و او در بازجویی ها منکر خرید و فروش سلاح شد و گفت: سیروس از قبل نقشه قتل ایرج را کشیده بود. روز حادثه به بهانه صحبت کردن با ایرج درخصوص نحوه بازسازی سقف گاراژ وی را به باغی در ساوه دعوت کرد. در آنجا با کمک سیروس دست و پایش را بستیم و با تهدید
افشای راز جنایت درگاراژ بعد از 44روز
آگاهی تهران بزرگ ،گفت: با توجه به اعتراف صریح متهمان در خصوص ارتکاب جنایت، هماهنگی های لازم قضایی انجام و کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی با اخذ نیابت قضایی به شهرستان ساوه اعزام و در ساعت 08:30 روز جمعه موفق به کشف جسد متعلق به فقدانی پرونده در داخل گودال 2 متری که توسط متهمان حفر شده بود، شدند. با توجه به کشف جسد متعلق به فقدانی و تشکیل پرونده با موضوع قتل عمد، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر و هر دو متهم برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند. ...
عاشقانه ای برای احمد
حرف بزنم! حق هم دارد... بیمار است و دلتنگ پسری که دوباره می گویند احتمال زنده بودنش بسیار است... با خواهرت حرف می زنم، با برادرت... با دوست جوان مادرت... مادرت هنوز ملافه سفید رنگ را از روی صورتش برنداشته. 34سال زمان کمی نیست، نیستی حاج احمد متوسلیان، نیستی و حتی لبخندهای مادرت هم درد می کند... . بگذار جنگ تمام شود، ازدواج هم می کنم خواهرانه های منیره متوسلیان برای برادری که
مهریه من شفاعت همسرم است
خرید و مراسم ازدواج نکردم. روز مراسم هم تنها چند نفر بزرگ تر ما را بدرقه خانه بخت کردند. مهریه ام 50 هزار تومان بود که آن را بعد از شهادت علی به خانم فاطمه زهرا(س) بخشیدم و گرو پیش شهید گذاشتم تا روز قیامت مرا شفاعت کند. از او چهار فرزند به یادگار دارم، سه پسر و یک دختر. قاعدتا بعد از شهادت پدر و برادرتان، تنها تکیه گاه شما همسرتان شده بود؟ واقعاً علی بعد از شهادت پدر و برادرم
روزنامه های شنبه
روز نشدن ماشین آلات و انتصاب مدیران دولتی در این کارخانه باعث شد تا نتواند از پتانسیل خود برای تولید محصولات روز استفاده کند، به نحوی که در چند سال اخیر تصمیم به فروش این کارخانه گرفته شد. حتی در یک سال گذشته بخشی از این کارخانه در اختیار ایران خودرو قرار گرفت تا به عنوان پارکینگ خودرو از آن استفاده کند. آمادگی توزیع 70 هزار تن مرغ و گوشت قرمز برای تنظیم بازار رمضان، عنوان دیگر این
چگونه مقتول را به قتل رساندی؟ - چگونه متوجه شدی خواهرت مورد اذیت وآزار قرار گرفته است؟
کند، وقتی دلیل گریه اش را پرسیدم، اول به من نمی گفت ولی بعد گفت با پسری دوست شدم و به من قول ازدواج داده بود. یک روز به بهانه صحبت کردن و گردش، من را به خارج از شهر برد و اذیتم کرد. از آن روز تلفن همراهش را خاموش کرده است. وقتی این موضوع را از خواهرم شنیدم، خیلی ناراحت و عصبانی شدم و تصمیم گرفتم از آن پسر انتقام بگیرم. چگونه مقتول را به قتل رساندی؟ نامزدم را در جریان موضوع
مادر پاکستانی دختر نوجوانش را زنده زنده آتش زد! +عکس
پیام دادند اگر برگردد، 8 روز دیگر مراسم عروسی را برپا خواهند کرد و بعدازآن می توانیم باهم زندگی کنیم. او نمی خواست پیش خانواده اش برگردد و به من گفت من را خواهند کشت! اما وقتی یکی از عموهایش ضمانت کرد آسیبی به او نخواهد رسید، برگشت. روزی که ما ازدواج کردیم او مورد آزار و اذیت قرار گرفته و بینی و لبش خونین بود". حسن به CNN گفت: "دو روز بعد از برگشتنش با من تماس گرفت و گفت این ها از
افشای راز جنایت در گاراژ تهرانسر
امید 34 ساله پرداختند و امید در اظهارات اولیه به کارآگاهان گفت: ایرج در تاریخ 27 فروردین به گاراژ مراجعه کرده بود تا در خصوص نحوه هزینه کردِ تعمیرات سقف گاراژ با یکدیگر صحبت کنیم که ناگهان شخصی با وی تماس گرفت؛ پس از پایان تماس تلفنی، ایرج از من خواست تا ماشین اش را در اکباتان به خانمی تحویل دهم. من هم در ساعت 16 همان روز برای تحویل دادن ماشین ایرج به شهرک اکباتان رفته و در آنجا خانمی جوان با
فقط از پولدارها سرقت می کردم
خریدم و به گاوداری منتقل کردم، اما گوساله ها تب برفکی گرفتند و تعدادی از آنها تلف شدند. همه چیز را دوباره از دست دادم و باید از صفر شروع می کردم. آماده بودم که از صفر شروع کنم تا اینکه روزی با دختر جوان ورزشکاری که الان نامزدم است، آشنا شدم و قرار ازدواج گذاشتیم. برای ازدواج نیاز به پول داشتم و به همین دلیل این بار دنبال خرده فروشی مواد رفتم. چطور با نامزدت آشنا شدی؟ مدتی قبل
جزئیاتی از زندگی شخصی سحر زکریا! معیارهای ازدواج در 42 سالگی!
شود. بچه های الان آن صبر و تحمل و فداکاری را که ما پیشتر از والدین خود می دیدیم دریافت نمی کنند و بسیاری از آنها در خانواده هایی رشد می کنند که متاسفانه خودخواهی و مادی گرایی در آن حرف اول را می زند. رابطه تان با خواهر چطور است؟ خواهرم از من چهارسال کوچک تر است، ازدواج کرده و یک فرزند دارد. معمولا خواهرها در سنین کودکی و نوجوانی با هم کمی لج و لجبازی دارند، اما در دوران
تصاحب گاراژ میلیاردی در تهرانسر انگیزه جنایت
پیشنهاد ارتکاب جنایت توسط امید. س مطرح و در داخل همان محل گاراژ واقع در منطقه تهرانسر انجام شده است. مهدی در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: در روز 27 فروردین95 با طرح و نقشه قبلی، امید به بهانه صحبت کردن با ایرج در خصوص نحوه بازسازی سقف گاراژ، از وی دعوت کرد تا شخصا به گاراژ بیاید؛ در داخل گاراژ، با کمک امید دست و پای ایرج. ک را بسته و با تهدید اقدام به گرفتن امضاء و اثر انگشت بر روی قولنامه فروش سه
قاتل: مقتول نامردی کرده بود!
دلیل گریه اش را پرسیدم، اول به من نمی گفت ولی بعد گفت با پسری دوست شدم و به من قول ازدواج داده بود. یک روز به بهانه صحبت کردن و گردش، من را به خارج از شهر برد و اذیتم کرد. از آن روز تلفن همراهش را خاموش کرده است. وقتی این موضوع را از خواهرم شنیدم، خیلی ناراحت و عصبانی شدم و تصمیم گرفتم از آن پسر انتقام بگیرم. چگونه مقتول را به قتل رساندی؟ نامزدم را در جریان موضوع گذاشتم و از او
مادرم سر بدگمانیهای پدرم توسط او به قتل رسید + عکس محل جنایت
اعصاب و روان رنج می برد به همین دلیل وی به دستور بازپرس امور جنایی تهران به کارشناسان پزشکی قانونی معرفی شد اما در بررسی اولیه جنون وی محرز نشد. ظهر همان روز شوهر نیلوفر به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و درباره علت و نحوه قتل همسرش به بازپرس گفت: نیلوفر دختر خاله ام بود، دو پسر و یک دختر دارم که فقط یکی از پسرانم مجرد و ازدواج نکرده است، خودم نیز بازنشسته آموزش و پرورش هستم؛ از
خودزنی تبلیغاتی چرا؟
از دستمال ها را با خود ببرد و پسر هم با اینکه اجازه چنین کاری را نداشت دستمال را به دختر داد و بعد از ساعتی به فکر افتاد که جواب صاحب مغازه را اگر بپرسد دستمال چه شده چگونه بدهد؟ بی فکری پسر او را به نقشه ای شیطانی واداشت و با خود گفت مغازه را به آتش می کشم تا صاحب آن نفهمد که من یک دستمال مجانی به نامزدم داده ام! در اجرای این نقشه جاهلانه، یک گُل آتش میان پارچه ها گذاشت و در مغازه را بست و رفت
زن 75 ساله سلماسی به دست برادرزاده اش به قتل رسید
/> دادستان سلماس تصریح کرد: قاتل صبح روز بعد از قتل، خود به خانه مقتول مراجعه کرده و به بهانه بازنشدن در خانه عمه اش همسایگان را مطلع می کند و با کمک همسایه ها و باز شدن در با جنازه زن مواجه می شوند. رضایی اظهار کرد: ماموران اداره آگاهی سلماس با کمک یکی از همسایگان و تشخیص چهره و مشخصاتی که در همان شب وی را در محل دیده و نیز از طریق دوربین های مدار بسته یکی از مغازه ها، قاتل را
قتل های خانوادگی، پرونده ای از جنس دیگر/مهمترین قتل خانوادگی
مردها ضعیف تر است زودتر در معرض آسیب و قتل قرار می گیرد. همچنین در حال حاضر آمار سنی زن و شوهرهایی که میان آنها همسرکشی اتفاق می افتاد کم بود و اغلب آنها جوان بودند اما در حال حاضر همسرکشی در زن و شوهرهایی که سن بالاتری دارند و میانسال هستند هم رو به افزایش است. حضور شبکه های اجتماعی در خانواده ها باعث می شود شک و شبهه میان زن و شوهر زیاد شود و کم کم زمینه های قتل را فراهم کند. همچنین برخی از
جنایت به خاطر سه دانگ گاراژ/ نقشه حرفه ای برای قتل صاحب گاراژ
بود ، به ناچار به این موضوع اعتراف کرد اما مدعی شد که صرفا جهت انجام تفریح و خوشگذرانی و بدون اطلاع خانواده اش ، به باغ یکی از دوستانش به نام مهدی رفته است . تنافضگویی تنها مظنون با توجه به تحقیقات به عمل آمده در طول رسیدگی به پرونده و تناقضگویی تنها مظنون پرونده، امید 12 خرداد امسال دستگیر شد. امید پس از انتقال به اداره یازدهم و بعد از چند روز به ارتکاب جنایت توسط یکی از