سه شنبه ۰۲ تیرساعت ۰۵:۴۵Jun 2026 23
جستجوی پیشرفته

خاطره ای از شهید حمید مکیان ؛ می دانستم گریه هایش خطرناک است

خطابشان به همان جوان بود؛ ولی او از جایش تکان نخورد. دوباره صدا زدند: "برادر مکیان!" یکی شان با شوخی و خنده گفت: ببین کِی گفتم، این آخرش کار دست ما میده.با خودم گفتم: رفقایش بی راه هم نمی گویند؛ این گریه هایش خطرناک است. ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)